تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

شنبه 27 مرداد 1386

هشدار جبهه ملی ايران درباره مسائل اقتصادی روز کشور

طرز تفکر و عملکرد اقتصادی دولت عدالت محور تهديدی برای آينده کشور

آينه چون قامت تو ننمود راست
خود شکن آينه شکستن خطاست

هموطنان عزيز :
در حاليکه حلقه محاصره اقتصادی وتحريم قدرت های بزرگ جهان بر اقتصاد ومبادلات بين المللی ما، روز بروز با هزينه های بيشتر تنگ تر می شود ودر حاليکه سفره غذائی روزانه حدود شصت درصد مردم کشور پيوسته کوچکتر و بی رنگ تر می شود و۲/۹ ميليون نفر در فقر مطلق بسر می برندوغذای کافی ندارند ودر حاليکه بيکاری و فقدان درآمد در شرايط فشارهای تورمی شديد، کودکان بسياری از خانواده ها را از مصرف مواد غذائی بسيار ضروری برای رشد مانند لبنيات ،گوشت و تخم مرغ محروم کرده است ونان وچای کم شيرينی وميوه و سبزی های نامرغوب ، به منبع اصلی غذائی مردم تبديل شده است ،دولت ومراکز قدرت سهيم در حکومت ،خود را برای تکرار نمايش نامه بی محتوی انتخابات آماده می کنند وبرای تقسيم پست ها که خود در حقيقت تقسيم تسلط بر امکانات وثروت های ملی است به چانه زنی مشغول اند.

 
هموطنان عزيز:
در حاليکه در آمد حاصل از صادرات نفت وگاز از ۲۳ ميليارد دلار (سال ۱۳۸۱)به بيش از ۵۹ ميليارد دلار (سال ۱۳۸۵)افزايش يافته است ودولت ها طی پنج سال اخير تنها از اين محل ۱۹۰ ميليارد دلار در آمد داشته است، رشد تشکيل سرمايه نا خالص يعنی عامل اصلی ايجاد اشتغال تازه در کشور،به قيمت های جاری سير نزولی يافته است واز ۳/۲۸در صد در سال ۱۳۸۱ به ۱۳ درصد در سال ۱۳۸۶ رسيده است ودر سال آينده نيز به احتمال قوی به ۵/۱۱ درصد تقليل می يابد . سقوط نرخ تشکيل سرمايه به قيمت های ثابت از ۸/۱۲در صد در سال ۱۳۸۱به ۸/۱۰ در صد در سال ۱۳۸۲و به ۸/۵ درصد در سال ۱۳۸۴نيز ا نعکاس همين وضع است. رشد خالص تشکيل سرمايه از ۲۰ در صد در سال ۱۳۸۱ به ۰۸/۰ در صد در سال ۱۳۸۳سقوط کرده است ومسلماًاين روند از سال۱۳۸۳به بعد نيز ادامه يافته است. فرار سرمايه ها از جرگه توليد مولد چه به خارج از کشور وچه به کارهای واسطه گری وقاچاق جانشين توليدات داخلی ، چرا صورت می پذيرد ؟


هموطنان عزيز:
از يک طرف ثابت شده است که سرمايه گذاری در ايران بازده واقعی ندارد و تباه شدن سرمايه ها مخصوصاٌ در آمدهای نفتی را نه تنها می توان از ارقام اندک رشد اقتصادی وتعداد اندک مشاغل واقعی تازه ايجاد شده درک کرد ،بلکه سقوط شاخص بهره وری سرمايه که از ۱۰۱در سال ۱۳۸۱ به ۹۹ در سال ۱۳۸۶ رسيده است ، نشان می دهد که سرمايه گذاری اضاقی در ايران آنهم از نوع دولتی بازده ندارد.شاخص بهره وری نيروی کار نيز در سالهای اخير روند منفی داشته است .ولی دستمزد واقعی کارگران در هر حال بطور متوسط در سالهای ۱۳۸۳ـ ۱۳۷۶ سالانه۸درصدافزايش يافته است که به معنی بالا رفتن هزينه توليد وکاستی يا نبودن سود آوری است.عقيم بودن سرمايه گذاری واستخدام نيروی کار از نظر کارائی در اقتصاد ايران، حاصل بی اعتنائی به شايسته سالاری وتخصص در مديريت ،تزريق بی انضباطی،بی هويتی وبی علاقگی به نيروی کار وکارمندان دولت و تضعيف مديريت وتراشيدن افراد وسازمانهای حفاظتی ،تحميل لايه های اطلاعاتی ـ نظارتی غير مولدبه شرکت ها وادارات، ايجاد تشکل های مصنوعی برای کارگران و کارکنان ،اتلاف وقت اداری کارکنان وکارگران شرکت ها وادارات در جلسات بحث های ظاهراً ارشادی ـ عقيدتی و سياسی ،مرثيه ودعا خوانی در محيط کار وانتقال وقت صرف صبحانه وناهار وخريد از فروشگاهها توسط کارکنان به ساعات اداری وغيره است .عدم کارائی عوامل توليد مخصوصاًنيروی کار از طرف ديگر ناشی از نارسائی وعدم کفايت تغذيه سالم، اختلالات محيط زيست، مخصوصآً آلودگی هوا وکمبود اکسيژن درمحيط می باشد .فقدان اميد وشادی وآرامش خيال، مخصوصاً بهم خوردن تعادل بودجه خانوار در اثر فشارهای تورمی از عوامل کم توجهی وعلاقه به کار وتوليد وبالا رفتن ضايعات در محيط کارشناخته شده است .در حاليکه افزايش بهره وری عوامل توليد مخصوصاً کار وسرمايه رکن اصلی تشويق سرمايه گذاری ،رشد توليد، ايجاد اشتغال مولد درهمه کشورها مخصوصاًممالک در حال صنعتی شدن می باشد.
از طرف ديگر، ايران از نظر ريسک سياسی در جهان، مقام ۱۱۸را دارد ولی کشور جذب کننده سرمايه های ما، امارات متحده عربی در مقام دوم است. يعنی امارات بعد از سنگاپور امن ترين جای دنيا است. شيخ نشين های حاشيه جنوب خليج فارس ۱۲ جزيره مصنوعی "نخل " هر يک به ابعاد ۵ کيلو متر در ۳۰ کيلومتر در آب های خليج فارس می سازند و ايرانی های ظاهراً غيورو وطن پرست ۶۴ ميليارد دلار در اين پروژه های نظامی ـ توريستی ، سرمايه گذاری می کنند.اين ها چه کسانی هستند واين ثروت های نفتی چکونه به آنجا رسيده است ؟واين محيط پر خطر برای سرمايه گذاری ومتشنج از نظر اجتماعی ـ سياسی چگونه به وجود آمده است ؟
نگاهی فقط به شعارها وعملکردهای کارگزاران دولت نهم نشان می دهد که جو تبليغاتی منفی عليه کشور ما در سطح جهانی وعليه سرمايه گذاری در داخل کشور، بيش از همه ناشی از عملکرد خود اين به اصطلاح دولتمردان است .غير از
ـ شعارهای بی فايده ، غير مستند ودشمن ساز،
ـ از کار انداختن بازار نسبتاًرقابتی سيمان در سال ۱۳۸۴(آوردن سيمان در سبدحمايتی دولت ومتوقف شدن طرح های سرمايه گذاری سيمان )؛
ـ برهم زدن برنامه احداث پالايشگاه ها به بهانه ربوی بودن امر فاينانس توسط شورای نگهبان؛
ـ حمله به عملکرد بورس و کارگزاران آن که به سقوط يکباره بورس در سال ۱۳۸۴ وپراکنده شدن سرمايه ها منجر شد؛
ـ حمله به همه کارهای دولت گذشته وبی اعتنائی به اهداف سند چشم انداز بيست ساله وقانون برنامه چهارم ؛
ـ مخالفت با افزايش تدريجی و۲۰ درصدی قيمت حامل های انرژی در بودجه ۱۳۸۵ ؛
ـ مخالفت با تغيير ساعت کار رسمی کشور، عليرغم همه مزايای شناخته شده آن در سراسر جهان؛
ـ حمله به برنامه تأسيس فروشگاهای بزرگ در مقابل بقالی ها و تأسيسات خرده فروشی (هسته مرکزی قدرت اصناف وبازارطرفدار دولت وعامل اصلی گرانی واجحاف به خانواده های مصرف کننده )،
ـ جلوگيری از رقابت بانک های خصوصی با بانک های دولتی وعزل ونصب خود سرانه مديران آنها
ـ کشيدن خط بطلان بر اهداف و عملکرد صحيح حساب ذخيره ارزی ؛
ـ انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی يا از کار ا نداختن مغز کارشناسی، نظارتی ومديريتی کشور؛
ـ ارائه بودجه های بی برنامه وهدف و گنجاندن صدها نوع هزينه زائد با اهداف پول رساندن به مراکز قدرت خارج از دولت ؛
ـ دور زدن قوا نين خريدوفروش های دولتی والويت دادن به نهادهای غير قابل باز خواست وعاری از مسئوليت ؛
ـ راه انداختن جو تبليغاتی مصنوعی و پر هزينه وبی نتيجه مهر ورزی وعدالت گستری ؛
ـ بی اعتقادی وبی اعتنائی به اصول علم اقتصاد وتجربيات جهانی که عامل کليدی توسعه اقتصادی دنيای صنعتی غرب وشرق بوده است
ـ بازيچه کردن استادان اقتصاد منتقد دولت ؛
ـ در سر پروراندن انحلال بانک مرکزی وادغام شورای پول واعتباردر شورای عالی اقتصاد وبهم ريختن نظام بانکداری ومديريت بيمه ای کشور؛
ـ در سر داشتن متلاشی کردن مرکز آمار ايرا ن وواگذاری امرخطير تهيه آمار به وزارت کشور ؛
ـ سپردن هزينه کردن بودجه عمومی کشور در استانها به استانداران يا مقامات سياسی دولت ونهادها وابسته به مراکز قدرت سياسی به ضرر سازمانهای دير پای تخصصی دولتی با دهه ها تجربه ؛
ـ کنار گذاری وپراکنده کردن کارکنان دلسوز وصديق ادارات وگماشتن افراد سياسی خودی بجای آنها ؛
ـ واگذاری مديريت دانشگاه تهران ومؤسسات آموزش عالی به افراد حوزوی وانتصاب افراد سياسی به رياست دانشکده ها و واگذاری امر خطير انتخاب استاد به روساء دانشکده ها با فقدان تخصص وتجربه و عدم درک اهميت ونقش استادان
ـ تحميل افراد کاملاً دولتی وبنيادی براتاق های بازرگانی،صنايع ومعادن تهران وايران ،تنها نمونه های اندکی از اقدامات متزلزل کننده جو اقتصادی وسياسی وسلب کننده اعتماد به آينده اقتصاد کشور است که رکود وسکون اقتصادی کشور، بيکاريها، ور شکستگی ها وفرار سرمايه ها با پيامدهای وخيم گسترش اعتياد ،فحشاء ، فساد وافزايش جرائم را به دنبال داشته است .
وبالاخره در چنين شرايطی، در حاليکه امروز عالی ترين مقامات روسيه ،چين ؛هندوستان وحتی ويتنام بعد از نيم قرن انزوای مخرب دردآور برای مردم، بزرگترين موفقيت وافتخار خود را پذيرفته شدن در سازمان تجارت جهانی می دانند وحتی عربستان سعودی با دادن امتيازات فراوان اقتصادی وسياسی به آمريکا در سال گذشته ،توانست در اين سازمان پذيرفته شود وايران پس از شانزده سال بحث بی نتيجه وهزينه شدن صدها ميليون تومان پول توسط افراد مدعی باصطلاح متخصص، فقط برای مطالعه موضوع ،به هيچ جا نرسيده است واقتصاد منزوی واسير " شعارهای خود کفائی وخود اتکائی " بعد از سی سال ودادن حداقل۰۰۰/۰۰۰/۲۱۹۰۰ بشکه نفت يعنی ثروت ملی نسل هايآينده وداشتن حدود ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۷۰۰ ميليون دلار درآمد نفت، با متوسط رشد اقتصادی ۲ـ۱ در صد در سال، در جا زده است وطی سی سال در آمد سرانه واقعی يک ايرانی حتی دوبرابر نشده است وجمعيت در زير خط فقر همچنان در حال افزايش است، کره ،مالزی ،چين ،هندوستان و روسيه در پنج سال اخير در اثر معجزه پيوستن به اقتصاد جهانی وتجربه رشد ۱۰ ـ ۸ در صدی ،حداقل ۱۰۰۰ ميليون نفر مردم خود را از تله فقر رهائی داده اند، آقای رئيس جمهوراخيراًدر مشهد با افتخار وقدرت برنا مه های سوم وچهارم وسند چشم انداز اين آخرين اسناد کارشناسی بازماندگان متخصصين کشور و حتيبطور ضمنی دستورات اجرائی اصل ۴۴ برای رهائی اقتصاد ايران از تله تسلط دولت وانحصارات نهادها وبنيادهاوانزوای اقتصادی ورفتن به سوی اقتصاد جهانی رااحتمالاً دام امپرياليستی برای " ذوب اقتصاد ايران در اقتصاد جهانی" خواننده اند در حاليکه در واقع ساختار سياسی ـ اقتصادی فعلی حکومت ودولت ايران فاقد پيش شرط های لازم برای عضويت در سازمان تجارت جهانی است .
يکی از بديهی ترين پی آمدهای رکود اقتصادی واقعی و عدم ايجاد مشاغل مولد کافی، با لا رفتن وبه تأخير افتادن سن متوسط ازدواج در اثر بيکاری و بی خانمانی نسل جوان است که تا سن ۲۶ سالگی برای مردان و۲۲سالگی برای زنان (فاصله ۱۵ـ۱۰ ساله بين بلوغ وازدواج) رسيده است .اين تأخير ازدواج بخصوص در شهرها وبرای زنان ومردان جوان تحصيلکرده با انتظارات زياد، فاجعه سر خوردگی ،خود کشی ،اعتياد وانحرافات ديگر مجرمانه را بوجود آورده است که پر بودن زندانها بهترين گواه تباه شدن بخشی از نسل جوان در شرايط مديريتی فعلی است .

هموطنان عزيز :
سوء مديريت اقتصادی کشور ،جامعه ومردم و آينده کشورمارا بطور تطبيقی نيز در وضعيت نامطلوب وخطرناکی قرار داده است .در حاليکه کشور کوچک قطر با پرداخت ۱۶ميليارد دلار ۸۰ فروند هواپيمای اير باسA۳۵۰باآخرين تکنولوژی روز خريداريمی کند وامارات متحده عربی به تسلط بر بازار جهانی حمل ونقل هوائی وتوريسم می انديشد ،مديران هواپيمائی کشورما با افتخار از اجاره هواپيما های کهنه وفرسوده ترکيه واکراين و کشورهای آسيای مرکزی ياد می کنند وفاجعه های هواپيمائی ،پروازهای لغو شده وتأخير ورود وپرواز هواپيما های فرسوده، هزاران ساعت وقت وميلياردها تومان پول وجان تعدا زيادی از هموطنان مارا تلف می سازد. دولت ونهادهای حکومتی سود محور، باراه اندازی سفرهای زيارتی (مخصوصاً حج عمره )حتی برای دانش اموزان و گرفتن کمک ها واعتبارات دولتی، ازيک طرف کشور مارا محتاج استفاده از هواپيماهای خارجی (عربی)ودادن ارز وسوخت ارزان قيمت تقريباً مجانی به آنها می نمايند واز طرف ديگر با ناديده گرفتن مقررات صادرات وواردات ،تقريباً همه مسافرين زيارتی را به قاچاق چيان کالاهای مصرفی وصدمه زدن به توليدات صنعتی کشور تبديل کرده اند .
کمبود بنزين که امروز رفاه خانواده ها وآرامش جامعه را مختل کرده است چرا به وجود آمده وتداوم يافته است ؟پول پرستی وسود جوئی جمعی از مقامات ومراکزکه رسيدگی به ثروت آنها همين روزها مورد مخالفت شورای نگهبان قرار گرفت ،سياست های توسعه صنعتی کشور رابجای توليدوسائط نقليه عمومی وفراهم سازی امکانات جاده ای ، بسوی مونتاژويا توليد داخلی اتومبيل شخصی ومصرفی منحرف ساخته است که مهمترين خصيصه آنها مصرف بنزين دو تا سه برابر استانداردهای جهانی است .خريدار ومصرف کننده اسير اتومبيل داخلی در پشت ديوار تعرفه ای وانواع عوارض ،حتی با بنزين ارزان، قيمت سالها سوخت خود را از پيش ، پرداخت کرده است .اجازه ندادن تأسيس وتأمين مالی به موقع پالايشگاهها با تکنولوژی روز از خارج، کشور را محتاج خريد بنزين وساير فراورده های نقتی از امارات وهندوستان وغيره با هزينه حدود ۹ـ۸ ميليارد دلار در سال ساخته است که عمال خريد آن معلوم است. در حاليکه بنا به گفته مقامات رسمی روزانه حدود ۲۰ ميليون ليتر مواد سوختی تبخير يا قاچاق می شود ويا اصلاً به کشور نمی رسد .در مقابل جيره بندی يکباره بنزين يعنی حذف صورت مسئله تقاضا، راه حل مجلس ودولت اعلان شده است .با لارفتن حدود ۳۰ در صد قيمت بنزين در روزهای اخيردر افغانستان وپاکستان در اثر جيره بندی بنزين در ايران، نشان می دهد که نبودن کنترل بر مرزها ويا خودی بودن قاچاقچيان طی سالها چه ضررهاوصدماتی به اقتصاد ما وارد ساخته است .

هموطنان عزيز:
در حاليکه طبق بند الف تبصره ۳ قانون برنامه چهارم،دولت از ۱۳۸۴موظف بوده است که قيمت مواد سوختی را بر مبنای قيمت های عمده فروشی خليج فارس اعلان نمايد وهم زمان برای گسترش وبهبود کيفيت حمل ونقل عمومی (درون شهری ،برون شهری ،راه آهن وجاده ای )توليد خودروهای دو گانه سوز، توسعه عرضه گاز طبيعی فشرده با قيمت های يارانه ای به حمل ونقل عمومی وبهينه سازی وارتقاء فناوری وسايل وکاهش مصرف انرژی وکاهش آلودگی اقدام نمايد ودر حاليکه در قوانين بودجه نيزتوسعه وسائل حمل ونقل عمومی مانند اتوبوس های شهری وبين شهری و واگن های مسافر بری و غيره مورد تأکيد قرار گرفته است ، سود محوری دولت وشرکاءآن بعنوان بزرگترين توليد کننده اتومبيل شخصی ، تحقق قانون برنامه چهارم وقوا نين بودجه را به تأخير انداخته است ومردم را درست در شب برگذاری کنکور و آغاز فصل تابستان ومسافرت، با مسئله کمبود و جيره بندی بنزين ورواج فساد وقاچاق بنزين ومواد سوختی، از نوع ديگری مواجه کرده است.آخرين اقدام دولت، درست کردن لشگر گشت خيابانی برای جلوگيری از فروش بنزين توسط تاکسی ها است!

هموطنان عزيز:
دولت مهر ورزی وعدالت محوری که شعارآوردن درآمد نفت برسر سفره مردم را حر به تبليغات انتخاباتی خود قرار داده بود، به همه امور ومضامين اقتصادی با سادگی " کودکانه " مينگرد.وبرای آن راه حل های دستوری می جويد. مهرورزی را در حد سفرهای استانی وانجام سخنرانی های آتشين طولانی وتغذيه رايگان ودادن وعده های بی محتوی بيشتر، وعدالت محوری را در حد توزيع يا بخشش سهام کارخانجات دولتی تحت عنوان " سهام عدالت " می داند .تا کنون از هفت ميليون و دويست هزار نامه ار سالی برای آقای رئيس جمهور در سفرهای استانی ۹۲در صد مردم محتاج ونيازمند ،تقاضای کار وياکمک های مادی داشته اند ودولت مهرورز بيش از ۱۰۰ ميليارد تومان از طريق استانداری ها به نيازمندان صدقه داده است در حاليکه تقريباً تمام وام های اشتغالزائی زود بازده! در ظرف ۲۸ ماه لاوصول می ماند و سهام عدالت افراد فقير،بزودی دردست ثروتمندان در کمين نشسته متمرکز می شود. اين طرز کار وخرج پول ملت ،دولت را با کسر بودجه شديدودائم و چهار در خواست ترميم بوجه ازمجلس در يکسال و برداشت ۸۰ ميليارددلار از حساب ذخيره ارزی در دوسال مواجه کرده است که البته هميشه با تصويب مجلس هم پيمان دولت ومنتفع از هزينه ها،مواجه شده است .اين طريق آوردن در آمد نفت برسر سفره مردم بمعنی افزايش چهل درصدی سالانه نقدينگی در کشور وظهور فشارهای تورمی بالای ۱۷ درصد برای همان مردمی است که ظاهراً در آمدنفت برسر سفره آنها آورده شده است ولی عملاً کاهش دائم قدرت خريددر اثر تورم ، کوچک شدن سفره غذای آنهارا بدنبال داشته است. در حاليکه ۵۵سال قبل دولت ملی مصدق آوردن در آمد نفت مستقيماً برسر سفره مردم را ازراه اختصاص کليه در آمد نفت به برنامه های توسعه اقتصادی وعمرانی ،توسعه صنعتی کشور وايجاد اشتغال مولد صنعتی وبرنامه های عمرانی روستائی وشهری می دانست وحتی دولت های دست نشانده بعد از مصدق نيز با وضع قانون خاص همين شعار وهدف دولت ملی مصدق را برسميت شناختندهر چند در عمل از آن عدول کردند.

هموطنان عزيز :
امروز بيشتر در آمد نفت صرف مخارج جاری دولت و سير کردن وراضی نگاه داشتن کارمندان دولت وصدها هزار جيره خوار دولت ووابسته به نهادهای حکومتی می شود که وظيفه اصلی آنهاآرام و مشغول نگاه داشتن مردم وحفظ خود نظام است .
در حاليکه در قانون برنامه چهارم وسند چشم انداز ۲۰ ساله، از کوچک وکار امد کردن دولت سخن رفته است، ولی چه کسی در دولت وحکومت، ميل ويا شهامت يک پارچه کردن وکوچک کردن دولت را دارد، که همه امکانات جامعه را برای خود می خواهد ؟در چنين شرايطی در حاليکه حدود ۱۰ هزار پروژه کوچک وبزرگ نيمه تمام بعضی با سابقه بودجه ای هفت ساله، در کشور وجود داردوثابت شده است که توان اجرائی ،مديريتی ونظارتی دولت حتی با وجود سازمان مديريت وبرنامه ريزی، بسيار محدود است وکمبود مصالح وامکانات فيزيکی نيز در سراسر کشور به حالت بحرانی رسيده است، دولت ونيروهای سود جوی حامی آن،راه حل را در تخصيص بودجه بيشتر می دانند که حاصل آن اتلاف منابع وارز ، تشديد فشارهای تورمی وسقوط انظباط مالی دولت است . ولی آقای رئيس جمهور ادعا دارند که بايد شهامت داشت وخرج کرد واز ترس زياد شدن نقدينگی ويا تشديد فشارهای تورمی هراس نداشت وجلو پيشرفت وتوسعه را نبايد گرفت ! آقای رئيس جمهر بايد به مردم بگويند که حداقل ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۲۰ ميليون دلار درآمد نفت دو سال اخير چه شده است وکدام رشد وتوسعه عايد کشور شده است وبا توجه به تورم وفساد همه گير شده، کدام رفاه وعدالت عايد اکثريت مردم شده است ؟

هموطنان عزيز :
افکار ،روشها وعملکرد دولت وکارگزاران آن نشان می دهد که به هيچ يک از اصول شناخته شده سنجش ،ارزيابی وتصميم گيری بر پايه اصول مورد قبول وعمل دولت ها ومديريت منابع، به شيوه سازمانی اعتقادی ندارند.در دنيا ،توسعه ورشد اقتصادی همراه با تأمين اشتغال تقريباً کامل وثبات نسبی قيمت هاوتوازن پرداختها ی بين المللی، اهداف چهار گانه هر سياست درست کلان اقتصادی کشورها است واين دولت در هر چهار زمينه موفقيتی نداشته است . در حاليکه برنامه چهارم اهداف متوسط رشد اقتصادی را ۸درصد ونرخ بيکاری وتورم را کمتر ار ۱۰ در صد اعلان داشته است، رشد اقتصادی ۷ـ۸در صدی سال ۲ـ۱۳۸۱ حتی با ۵/۲برابر شدن درآمد نفت به حدود ۶/۴ در صد سقوط کرده است وتورم مصرف کننده ۳/۱۶ در صدی سال ۱۳۸۱ امسال به ۸/۲۰ در صد می رسد ونرخ بيکاری حدود۹/۱۵ در صد سال ۱۳۸۱ عليرغم صرف ۱۱۱۰۶ميليارد تومان برای پروژه های زود بازده وادعای ايجاد۵۶۰۰۰۰ شغل در سال ۱۳۸۶ همچنان در حد بالای ۱۵در صد باقی مانده است .عليرغم داشتن حداقل ۱۵۰ ميليارد دلار در آمد نفت وگاز در سه سال گذشته (۱۳۸۵ـ۱۳۸۳)، بدهی های خارجی ،تا آذرماه ۱۳۸۵ از ۵/۱۲ ميليارد دلار به ۸/۴۲ ميليارد دلار رسيده وموجود ی حساب ذخيره ارزی از ۶ ۰/۱۰ ميليارد دلار در سال ۱۳۸۴ به حدود ۵/۳ ميليارد دلار سقوط کرده است .

هموطنان عزيز :
جبهه ملی ايران مانند همه ايران دوستان ودلسوزان مردم ،وظيفه خود می داند واقعيت های اقتصادی ،اجتماعی وسياسی کشور را به اطلاع شما برساند وبر محور حفظ منافع ملی وتقويت بنيه اقتصادی کشور راه حل های عملی و تجر به شده ارائه دهد واميد دارد قبل از پاشيده شدن کامل شيرازه ی اقتصاد وفرود آمدن سونامی اقتصادی ـ اجتماعی حاصل از اين بی بند وباريها ،ملت مااز چنبره اين عقل ستيزی وعوام گرائی و ظاهر سازيهای مخرب نجات يابد.

شورای مرکزی جبهه ملی ايران

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 18:58 |

متن کامل اسناد « سيا » در مورد کودتای 28 مرداد

 

 درسهايی از تاريخ

نوشته:  م. راد  

متن کامل اسناد « سيا » در مورد کودتای 28 مرداد ( درسهايی از تاريخ )  

 

 

اول. گامهاى نخست‏  

 

الف. كمكهاى مالى موقت به مخالفان‏  

1- سيا 35 هزار دلار براى زاهدى فراهم خواهد كرد.  

2- سرويس اطلاعاتى بريتانيا 25 هزار دلار براى زاهدى تامين خواهد نمود.  

3- شبكه‏هاى محلى وابسته به سرويس اطلاعاتى بريتانيا در ايران، وجه مزبور را براى زاهدى فراهم خواهند كرد.  

4- در صورت نياز، سيا به رهبران نظامى كليدى، كمك مالى خواهد كرد.   

 

ب. جلب همكارى شاه‏  

1- مرحله نخست: شاه را متقاعد كنيد كه بريتانيا و ايالات متحده، هدف مشترك دارند و ترس بيمارگونه او در مورد توطئه‏هاى بريتانيا عليه خودش را بر طرف كنيد.  

1-1- سفير ايالات متحده، هندرسون، طى ديدارى با شاه، او را از كمك مشترك ايالات متحده و بريتانيا مطمئن سازد و اين كه بريتانيا نه از مصدق كه از او پشتيبانى ميكند‏.  

2-1- هندرسون به شاه بگويد كه نماينده ويژه ايالات متحده، بزودى جهت ارايه برنامه مشترك ايالات متحده و بريتانيا به او معرفى خواهد شد.  

 2- مرحله دوم: نماينده ويژه ايالات متحده، براى مطرح كردن موارد زير با شاه ديدار خواهد كرد:  

 1-2- نكاتى كه به شاه ارايه مى ‏شود:  

1-1-2- هر دو دولت مساله نفت را در درجه دوم اهميت قرار مى ‏دهند.  

2-1-2- مساله اصلى، حفظ استقلال ايران و مصون داشتن آن از فرو افتادن در مدار شوروى است براى انجام اين امر مصدق بايد بركنار شود.  

3-1-2- خاندان حاكمه كنونى بهترين سنگر براى حفظ اقتدار ملى است.  

4-1-2- تا زمانى كه مصدق بر سر قدرت است، ايالات متحده هيچ گونه كمكى به ايران نخواهد رسانيد.  

5-1-2- مصدق بايد برود.  

6-1-2- كمكهاى مالى ايالات متحده و بريتانيا، بويژه با روى كار آمدن كابينه جايگزين، به اين دولت خواهد رسيد.  

7-1-2- موافقت نامه مورد قبول نفت ارايه خواهد شد، اما دولت جايگزين ناچار نخواهد بود تا در اين مورد شتاب كند.  

 2-2- درخواستها از شاه:  

1-2-2- شما بايد در براندازى مصدق پيشگام باشيد.  

2-2-2- در غير اين صورت، مسوول سقوط كشور خواهيد بود.  

3-2-2- همچنين در صورت پرهيز از اين امر، خاندان شاهى برخواهد افتاد و پشتيبانى ايالات متحده و بريتانيا از شما، پايان خواهد پذيرفت.  

4-2-2- چه كسى را براى رياست دولت جديد پيشنهاد مى ‏كنيد؟  

(ماهرانه تلاش شود كه شاه نام زاهدى را مطرح كند.)  

5-2-2- اخطار در مورد اين كه (بحث مورد نظر) شايع نشود.  

6-2-2- طرح عملياتى تدارك ديده شده با زاهدى، براى شما تشريح خواهد شد.  

 

دوم. توافق با زاهدى‏  

الف. پس از موافقت شاه با موارد بالا، به زاهدى اطلاع دهيد كه با حمايت ايالات متحده و بريتانيا، به رياست جمهورى دولت جايگزين، منصوب شده است.  

ب. در مورد يك طرح مشخص عملياتى و جدول زمانى آن، با او به توافق برسيد. دو راه براى به قدرت رساندن زاهدى وجود دارد:  

1- اقدام شبه قانونى، بدين گونه كه شاه از راه صدور فرمان شاهانه، زاهدى را تحت عنوان نخست وزير معرفى مى كند.  

2- كودتاى نظامى.  

نخست، شيوه شبه قانونى بايد به كار گرفته شود. اگر اين شيوه ثمربخش بود، دست كم بخشى از كودتاى نظامى، اجرا خواهد شد. در صورت شكست، ظرف چند ساعت، تمام كودتاى نظا مى به دنبال خواهد آمد.  

 

سوم. ارتباط با مجلس‏  

اين امر، جهت اقدام شبه قانونى، داراى اهميت است. به اين منظور، بايد به نمايندگان مجلس رشوه پرداخت شود.  

الف. هدف اساسى، كسب 41 راى عليه مصدق و نيز تضمين حد نصاب راى جهت اقدام شبه قانونى مزبور، از طريق اتكا به 53 نماينده در مجلس است (از نظر سرويس اطلاعاتى بريتانيا بايد به 20 نماينده‏اى كه اكنون در كنترل ما نيستند، رشوه پرداخت گردد).  

ب. تماس با نمايندگان بايد از طريق عوامل محلى سرويس اطلاعاتى بريتانيا انجام گيرد. سيا در هنگام نياز و از راه فشار بر نمايندگان مجلس، پشتيبانى را صورت مى ‏دهد و بخشى از وجه را فراهم خواهد كرد.   

 

چهارم. اقدامات مورد انتظار از روحانيان

بايد تلاش شود که رهبران مذهبى  و روحانيون حتی به صورت ناآگاهانه ودرراستاي اين برنامه :

الف. موافق نبودن خود را با مصدق ترويج كنند.  

ب. به هنگام نياز، زير پوشش دين، تظاهرات سياسى به راه اندازند.  

ج. پشتوانه شاه را تقويت كنند.  

د. پس از كودتا از طريق راديو و مساجد، تضمين‏هاى محكمى بدهند كه دولت جديد به اصول اسلام پايبند است.  

اعمال آن ماده از قانون اساسى كه مورد بى توجهى قرار گرفته است و متضمن حق نظارت پنج روحانى بر قوانين مصوبه است، در دستور كار قرار گيرد.  

ه. (تعدادى نام که احتمالا از روحاني نمايان وابسته به طراحان کودتا بوده اند از اسناد حذف شده است) بايد تشويق شوند به طور مستقيم نمايندگان هواخواه مصدق را تهديد كنند.  

 

پنجم. ارتباط با بازار  

ارتباط با بازار جهت پخش شايعه‏هاى ضد دولتى و احتمالا به نشانه اعتراض عليه دولت، بازار به تعطيلى كشيده شود.  

 

ششم. (حزب) توده‏  

زاهدى مى‏بايست منتظر واكنش شديد حزب توده باشد و خود را براى پاسخى خشن ‏تر آماده واقذامات تاکتيکی زير راانجام دهد:

الف. دستگيرى دست كم 100 تن از رهبران حزب و جبهه ملى .  

ب. محاصره جنوب تهران جهت جلوگيرى از سرازير شدن تظاهركنندگان توده‏اى.  

ج. به وسيله اعلاميه‏هاى سياه، اعضاى حزب توده را هدايت كنند كه وارد عمل نشوند.  

 

هفتم. مطبوعات و برنامه تبليغاتى‏  

الف. پيش از كودتا، بايد تبليغات ضد مصدق را شدت بخشند.  

ب. زاهدى بايد به سرعت روساى كارآمدى را براى کنترل مطبوعات و تبليغات دولتى منصوب كند و آنان مى ‏بايست:  

1- همه خبرنگاران خارجى را در جريان امور بگذراند.  

2- اظهارنظرهاى رسمى از پيش آماده شده ايالات متحده و بريتانيا را منتشر كنند.  

3- بيشترين استفاده را از راديو تهران بنمايند.  

 

هشتم. ارتباط با قبايل‏  

الف. كودتا هرگزنبايد درمراحل اجرا موجب تحريك قبايل بختيارى، لر، كرد، بلوچ، ذوالفقارى، ممسنى، بويراحمدى و خمسه شود.

ب. مشكل عمده، خنثى كردن رهبران ايل قشقايى است.  

 

نهم. راه كارهاى مربوط به سرنگونى شبه قانونى‏  

 الف. در اين لحظه، مناسب‏ترين نگره، « برنامه ( نقطه چين) » است كه از طريق آن، خيل تظاهركنندگان در جستجوى پناهگاهى مقدس، به محوطه مجلس روى مى‏آورند. عناصرى كه تجار بازار مهيا كرده‏اند، همچنين 4 هزار نفرى كه گروه هاى مهار شده سرويس اطلاعاتى بريتانيا و عناصر ديگرى كه سيا در اختيار گذاشته، همگى براي گستردگي معترضين به آن كسانى خواهند پيوست كه رهبران مذهبى در اختيار دارند.  

 ب. به طور گسترده تبليغ خواهد شد كه اين جنبش معترضانه، در نتيجه ناخرسندى عمومى از دو اقدام دولت مصدق بر پا شده است كه در زير مى‏آيد:  

1- نخست اين كه دولت مصدق اساسا ضد مذهبى است و روشن ‏ترين دليل آن، پيوندهاى ميان مصدق و حزب توده و ميان او و شوروى است. درست پيش از آغاز جنبش، سيا پيرامون اسنادى ساختگى كه بيان كننده موافقت نامه‏اى پنهانى ميان مصدق و حزب توده است، تبليغاتى گسترده به راه مى‏اندازد.  

2- دوم اين كه مصدق با روش استبدادى سرسختانه‏اش، كشور را به سوى فروپاشى كامل اقتصادى سوق مى ‏دهد. درست پيش از جنبش، سيا تبليغات گسترده‏اى پيرامون شواهدى دال بر چاپ غير قانونى اسكناس، به راه مى‏اندازد. سيا شايد توانايى چاپ انبوه اسكناس جعلى با كيفيت بالا را داشته باشد كه با پخش اين خبر، به صورت گسترده‏اى نشر خواهند يافت.   

ج. پناهجويى مذهبى بايد در سپيده دم روز كودتا روى دهد. بى درنگ پس از اين امر، مجلس طرحى متضمن محكوميت دولت را مى ‏گذراند. پس از آن مى ‏بايست بركنارى مصدق و انتصاب زاهدى به نخست وزيرى اعلام شود. در صورت موفقيت اين اقدام، كودتا تا اوايل بعدازظهر، صورت نهايى به خود خواهد گرفت. اما در صورت شكست، كودتا به هنگام غروب آن روز اجرا خواهد شد.  

 طرح مقدماتى لندن ‏براى انجام کودتا  

 اول - مقدمه‏  

سياست هر دو دولت ايالات متحده و بريتانيا ايجاب مى ‏كند تا همچون راهكارى براى جلوگيرى از فروپاشى اقتصادى ايران و سرانجام فرو افتادن آن در مدار شوروى، فرد ديگرى را جايگزين مصدق كنند. تنها از راه يك جايگزينى برنامه ريزى شده است كه مى ‏توان يكپارچگى و استقلال اين كشور را تضمين كرد.  سرلشكر زاهدى، هم اكنون تنها فردى است كه قدرت راهبرى يك دولت جديد را دارد و براى سركوبى نفوذ كمونيست‏هاى شوروى و انجام اصلاحات بنيادى، شايان اعتماد است.  

برنامه زير، سه مرحله پى در پى را در بر مى ‏گيرد. دو مرحله نخست، مقدم بر عمليات نظامى است. اين دو، شامل دوره پشتيبانى مقدماتى كنونى و اقدامات گسترده تبليغاتى است. (بندهاى زير را نگاه كنيد). اين مراحل، براى منافع متقابل ايالات متحده و بريتانيا ارزشى واقعى خواهد داشت و حتى اگر اقدام نظامى نهايى در آن انجام نپذيرد، جايگاه مصدق را آسيب ‏پذير و متزلزل خواهند ساخت.  

هزينه برآورده شده كلى مورد نياز براى اجراى اين برنامه، رقمى معادل 285000 دلار خواهد بود كه ايالات متحده 147500 و بريتانيا 137500 دلار آن را فراهم مى ‏كنند.   

 

دوم. برنامه عملياتى‏  

الف. پشتيبانى مقدماتى از مخالفان دولت مصدق‏  

پايگاه عملياتى ايالات متحده و گروه بريتانيايى (برادران رشيديان) ارتباط نزديك چند ماهه‏اى با زاهدى داشته‏اند. گروه بريتانيايى 50000 دلار (چهار تا پنج ميليون ريال) براى اين پشتيبانى فراهم كرده است.  در طول اين دوره مقدماتى كه از 1 ژوئن 1953 (11 خرداد 1332) آغاز مى ‏شود و بنابر برآورد، حداكثر 2 ماه به درازا مى ‏كشد، ايالات متحده 35000 دلار و بريتانيا معادل 25000 دلار فراهم خواهند كرد. پايگاه عملياتى ايالات متحده بخش نخست اين اعتبار را تحويل داده است.  

وجوه ايالات متحده نيز مستقيما از طريق رابطهاى پايگاه عملياتى آن كشور تامين و براى گسترش هدف مشخص و تقويت ارتباطات نظامى و سياسى زاهدى توزيع مى‏شوند.  

زاهدى در اوايل اين دوره، از اين پشتيبانى دو جانبه و نيز از مقصود مشتركى كه بايد منجر به پشتيبانى منسجم ‏تر شود، كاملا آگاه خواهد شد.  در طى اين دوره، اين تصور بايد در ميان اطرافيان زاهدى، القا شود كه شاه به وسيله تدارك مبالغى اعتبار، او را حمايت مى ‏كند.  

هماهنگى ميان فعاليت پايگاه عملياتى بريتانيا - ايالات متحده در مورد اين طرح در حال توسعه، از راه ارتباط مستقيم ميان كاركنان پايگاه ايالات متحده و گروه بريتانيايى از يك سو و پايگاه ايالات متحده به نمايندگى از بريتانيا از سوى ديگر و به وسيله انتقال دستورات و عملكرد همچون يك حلقه ارتباطى مطمئن براى بهبود پيوندهايى كه هم اكنون موجود است، انجام مى ‏پذيرد.  

گامهايى مناسب برداشته خواهد شد تا پيروى همه جانبه سياست آشكار ايالات متحده از آرمان اين برنامه تضمين گردد.  

ب. نقش شاه همچون كانون مركزى مخالفت‏  

اين برنامه بر اين فرض استوار بود كه شاه همكارى خواهد كرد. اين همكارى بهترين فرصت براى موفقيت يك كودتاى نظامى است. با وجود اين، با مشاركت ناخودآگاه شاه در اين طرح نيز، شيوه عمليات به همين صورت باقى خواهد ماند. شاه براى باز كردن نقش خود به آمادگى ويژه‏اى نياز دارد. از آن جا كه شاه ذاتا فردى نامصمم و در حصار ترديدها و بيم‏هاى مبهم است، او بايد به بازى كردن نقش خود ترغيب شود. اين نقش بايد متضمن عمليات ترغيبى باشد و تا آن جا كه ممكن است دوره زمانى كوتاهى را در برگيرد.  

ما بر اين باوريم كه شاهدخت اشرف، خواهر دوقلوى نيرومند و توطئه گر شاه فردى مناسب است كه مى ‏تواند او را به بازى كردن نقش خود ترغيب كند. ما مطمئنيم كه اشرف مشتاقانه در راه سرنگونى مصدق همكارى خواهد كرد. از اين رو، بايد با او در محل سكونت كنونى اش تماس گرفت، او را از وظيفه‏اش آگاه ساخت و به ايران فرستاد. ارتباط ميان اشرف و پايگاه عملياتى ايالات متحده مى ‏بايست پيوسته برقرار باشد.  

شاه مى ‏بايست در سه مرحله نقش خود را بازى كند و اشرف او را براى گام نهادن در هر مرحله آماده كند. مرحله نخست، متقاعد كردن شاه در اين باره خواهد بود كه ايالات متحده و بريتانيا در ايران يك هدف مشترك دارند و همزمان بايد ترس بيمارگونه او را در مورد « دست پنهان بريتانيا » برطرف كرد. مرحله دوم، مشخصا آگاه كردن او پيرامون اين است كه آينده نه چندان دور براى او چه در پيش دارد. مرحله سوم، به دست آوردن برخى موارد مشخص از جانب او است. تفصيل اين مراحل به شرح زير است:

 

1- مرحله نخست:  

رهبر گروه بريتانيايى پس از مشورت با شاهدخت اشرف، با شاه ديدار مى ‏كند تا او را مطمئن سازد كه ايالات متحده و بريتانيا اهداف مشترك در ايران دارند و اين كه هر دو مى ‏خواهند در راه مخالفت با مصدق بيشترين تلاش خود را در حمايت از او به كار بندند. رهبر گروه بريتانيايى خواهد گفت او در موقعيتى است كه مى ‏تواند ثابت كند بريتانيا شاه را حمايت مى ‏كند و اين كه او اجازه يافته تا از طرف آن دولت اعلام دارد كه هر گونه عبارت كليدى كه شاه گزينش كرده، از ميدان تعداد پيشنهادى، در تاريخهاى پى در پى و از بخش فارسى بى.بى.سى پخش خواهد شد.  

2- مرحله دوم:  

ژنرال شوارزكف (فرمانده پيشين هيات نظامى ايالات متحده در ژاندارمرى ايران)، به عنوان نماينده ويژه ايالات متحده و با اعلام قبلى شاهدخت اشرف، با شاه ديدار مى ‏كند. اين نما ينده، پيش از اين، در نتيجه سفر كارى و موفقيت آميزش در چند سال پيش به ايران، براى شاه بسيار شناخته شده و مورد تحسين او است.  مطالبى كه او به شاه مى ‏گويد، شامل دو بخش است.  

بخش نخست، شامل نكات زير است:  

(الف) مساله نفت در اين زمان، براى دولتهاى ايالات متحده و بريتانيا، در درجه دوم اهميت قرار دارد. زيرا موضوع اصلى، عزم دو دولت براى پاسدارى از استقلال ايران است. دول مزبور اكنون برآنند تا ايرانيان را يارى رسانند تا كشور خويش رااز فروغلطيدن در دستان شوروى حفظ كنند. اگر مصدق بر مسند قدرت باقى بماند، فروپاشى اقتصادى ايران امرى مسلم است و چون مصدق اجازه نفوذ گسترده‏اى را به كمونيستها داده، در پى اين فروپاشى، آنان بر كشور چيره خواهند شد.  

(ب) هر دو دولت احساس مى ‏كنند كه استمرار حكومت خاندان پهلوى، بهترين سنگر در راه حفظ اقتدار ملى است.  

(ج) تا زمانى كه مصدق بر مسند قدرت است، ايران هيچگونه كمك مالى جديدى از ايالات متحده دريافت نخواهد كرد و در واقع شايد كمكهاى فعلى هم كاهش يابند.  

(د) مصدق بايد برود.  

(ه) جايگزين او از طريق همان نيروهايى كه او را به قدرت مى ‏رسانند، مورد پشتيبانى چشمگيرى قرار خواهد گرفت.  

(و) موافقت نامه‏اى قابل قبول در مورد نفت پيشنهاد خواهد شد، اما قصدى مبنى بر شتاب بخشيدن به اين قضيه و يا تحميل آن بر ايران در كار نيست.  

بخش دوم در برگيرنده مطالب زير است:  

(الف) شاه كه اكنون كانون اصلى نيروهاى مخالف مصدق است، در آينده نيز به گونه‏اى گريزناپذير، داراى همين نقش خواهد بود.  

(ب) اگر شاه نتواند با اين نيروها همراهى كند، تنها مسئول فروپاشى كشور و از دست رفتن استقلال آن خواهد بود.  

(ج) اگر شاه نتواند با اين نيروها همراهى كند، عمر خاندانش به پايان خواهد رسيد. با وجود برداشتهاى نادرست پيشين شاه، ايالات متحده و بريتانيا او را حمايت كرده و مى ‏كنند. ولى اگر شاه موفق نشود، اين پشتيبانى به پايان خواهد رسيد. نماينده ياد شده، پيامدهاى آن را مطرح خواهد كرد.  

(د) شاه اظهار داشته كه زاهدى در مقام جايگزين مصدق، مورد قبول او است.  

گذشته از اين وى درخواست كرده است كه كمكهاى مالى ايالات متحده و بريتانيا براى زاهدى، مى ‏بايست به نام او (شاه) پرداخت شود.  

(ه) ايالات متحده و بريتانيا كاملا با اين نكته موافقند كه زاهدى تنها نامزد كارآمد براى جايگزينى مصدق است. زاهدى آماده خواهد بود تا در آينده‏اى نزديك مسئوليت را بپذيرد و براى موفقيت او، ايالات متحده و بريتانيا از دادن هر گونه كمك، كوتاهى نخواهند كرد. شاه كاملا از برنامه‏هاى زاهدى آگاه است و حداقل كمك از او درخواست خواهد شد. بى درنگ پس از ديدار نماينده ايالات متحده با شاه، رهبر گروه بريتانيايى نيز، براى تقويت و استحكام بخشيدن به گفته‏هاى بالا، ديدار مشابهى انجام خواهد داد.  

 

3- مرحله سوم:  

انجام اين مرحله، مسووليت منحصر به فرد شاهدخت اشرف خواهد بود. بى درنگ به دنبال ديدارهاى مزبور و در حالى كه شاه هنوز تحت تاثير آنهاست. شاهدخت اشرف، امضاى سه سند را از او خواهد گرفت. سند نخست، تاريخ دار و دو فقره ديگر بدون تاريخند. اين سه سند از اين قرارند:  

(الف) يك نامه سرگشاده كه از افسران وفادار مى ‏خواهد تا با آورنده آن در هر موردى كه او احساس مى ‏كند براى برقرارى ديگر باره شكوه ارتش، باز گرداندن احترام ايشان و براى نشان دادن وفادارى خويش به شاه و كشور لازم است، همكارى نمايند.  

(ب) يك فرمان شاهانه كه زاهدى را به رياست ستاد ارتش مى ‏گمارد.  

(ج) يك فرمان شاهانه كه از همه درجات و مقامات ارتشى مى ‏خواهد تا صادقانه از دستورهاى رييس ستاد كه شاه او را به كار گمارد، پيروى نمايند.  

اين اسناد بى درنگ از كاخ سلطنتى بيرون برده خواهند شد. سند نخست مى ‏بايست به زاهدى رسانده شود و دو فقره سند ديگر را پايگاه ايالات متحده بايد براى روز مبادا نگاه دارد.  

ج. توافق با زاهدى‏  

ارتباطهاى پيوسته كاركنان آمريكايى و نمايندگان بريتانيا با زاهدى يا نماينده‏اش، به روشن شدن روزافزون تصوير طرحهاى آزمايش او و همچنين مشخص شدن بيشتر عناصرى كه او از آنان توقع هوادارى دارد، كمك كرده است. اين مطالب و گزارشهاى اطلاعاتى مربوطه، براى آماده سازى بندهاى بعدى كه تحت عنوان « سازماندهى براى اجراى كودتا » و همراه با اطلاعات پشتيبانى در پيوست‏هاى آن، به دنبال مى‏آيد، مورد استفاده قرار گرفته‏اند.  

در پى تماسهاى گام به گام با شاه كه در بالا ياد شد، ايالات متحده و بريتانيا مستقيما زاهدى را آگاه خواهند كرد كه آنان از سوى او ( زاهدى ) تعهدى محكم از شاه گرفته‏اند و اين كه هنگام حركت به سوى يك برنامه مفصل عملى فرا رسيده است.  

نامه امضا شده شاه مبنى بر فراخواندن افسران وفادار براى همكارى با آورنده آن، به سر لشكر زاهدى داده خواهد شد. از او خواسته خواهد شد تا با كمك اين نامه افراد نظامى را به كار گيرد. همچنين پيشنهاد ايالات متحده و بريتانيا براى اقدام تحت عنوان سازماندهى براى سرنگونى مصدق، به زاهدى نشان داده خواهد شد. با او در ميان گذاشته خواهد شد كه اگر براى دستيابى به خواستها و بهبود توانايى‏هاى خود لازم تشخيص مى ‏دهد، فرصت آن را خواهد داشت تا اين طرح پيشنهادى را اصلاح كند. به زاهدى خاطرنشان شده و كامل ايالات متحده و بريتانيا، پيش از زمان كودتا است. سراسر عناصر بالقوه مخالف با مصدق بسيج خواهند شد تا در روز كودتا، سرنگونى دولت مصدق با وسايل قانونى ممكن باشد. به زاهدى خاطرنشان مى ‏شود كه اگر اقدام نظامى بتواند همزمان با اين موفقيت قانونى، تنها به در اختيار گرفتن شهر محدود شود، دولت جانشين در آينده از ويژگى و وجهه بهترى برخوردار خواهد بود.  

هر چند اگر شاه با نماينده ايالات متحده كنار نيايد يا از صادر كردن اسناد مزبور براى سرلشكر زاهدى خوددارى كند، به زاهدى اطلاع داده خواهد شد چنانچه او موافقت نمايد، ايالات متحده و بريتانيا آمادگى انجام كودتا را، بدون همكارى فعالانه شاه خواهند داشت.  

ما تلاشى همه جانبه خواهيم كرد تا شاه را ناخودآگاه متعهد به همكارى كنيم و اميد بسيار داريم كه به همان نتيجه‏اى برسيم كه در صورت همراهى فعالانه شاه به دست مى‏آيد.  

د. سازماندهى جهت اجراى سرنگونى‏  

مطالبى كه تحت اين عنوان در پى آمده است، بايد توسط پايگاه عملياتى ايالات متحده جهت گفتگو و تغيير به زاهدى ارايه شود.  

عناصر موجود يا تواناييهاى بالقوه، در زير عنوان هايى كه به دنبال مى‏آيند، با نقشهاى خاص خود مشخص شده‏اند. در اين نگرش، از هر گونه اشاره به توان نيروهاى هواخواه مصدق خوددارى شده است.   

1- سازماندهى براى اجراى كودتا  

1-1- دبيرخانه نظامى. اين دبيرخانه كه در راس آن افسرى قرار دارد كه زاهدى او را تعيين كرده اما بايد مورد قبول ايالات متحده و بريتانيا باشد، از شمار بسيار محدودى از افسران عالى رتبه، توانمند و لايق تشكيل خواهد شد. اين دبيرخانه با پايگاه عملياتى ايالات متحده كه طرح مقدماتى مشترك ايالات متحده و بريتانيا را جهت كنترل تهران ارايه خواهد كرد، در ارتباط خواهد بود. دبيرخانه نظامى براى اجراى وظايف خود، نياز به مبلغى معادل 75000 دلار دارد.  

2-1- وظايف دبيرخانه. فورى ‏ترين وظيفه آن، گزينش افسران كليدى در تهران خواهد بود كه مى ‏توان در برابر دولت مصدق روى آنان حساب كرد يا آنان را جذب نمود. به دلايلى امنيتى، اين افسران در ديرترين زمان ممكن، از نقشهاى عملى خود، آگاه خواهند شد.  

اين دبيرخانه، با نگرش ويژه به هر اقدامى كه مى ‏بايد در روز كودتا انجام شود، طرح ايالات متحده و بريتانيا را مورد بررسى مفصل قرار خواهد داد. پاره‏اى از اين اقدامات عبارت خواهند بود از تصرف بى درنگ مركز فرماندهى ستاد كل، ايستگاه راديوى ارتش، راديو تهران، خانه‏هاى مصدق و همراهان او، قرارگاههاى پليس و ژاندارمرى، اداره‏هاى پست و تلگراف، مركز تلفن، مجلس و چاپخانه آن و بانك ملى و چاپخانه آن. دستگرشدگان عبارت خواهند بود از چهره‏هاى كليدى دولت مصدق، افسران كليدى همگام با مصدق و سر دبيران روزنامه‏هاى برگزيده .  

همچنين توجه ويژه‏اى به تدارك اقداماتى كه بايد در برابر حزب توده انجام گيرد، خواهد شد. زاهدى بايد منتظر واكنش شديدى از سوى اين حزب باشد و نيز مى ‏بايست براى پاسخگويى سرسختانه ‏تر در برابر آن، كاملا آماده باشد. تا هنگام جايگزينى دولت مصدق، هيچ امكانى براى بى اثر ساختن اين حزب وجود ندارد. هر چند پس از تغيير دولت و پيش از آن كه حزب توده قادر باشد تا با تمام نيرو وارد خيابان‏ها شود، براى چند ساعت، فرصت نفس كشيدن وجود دارد.

 در زمان كودتا دست كم صد تن از رهبران حزب (توده) و گروهها و رونامه نگاران مى ‏بايد دستگير شوند. نام اين افراد از فهرست تقريبا هشتاد نفره‏اى از رهبران كه به تازگى به وسيله بريتانيا تهيه شده، به اضافه نام هاييكه پايگاه ايالات متحده و همچنين آن چه زاهدى به آن خواهد افزود، فراهم خواهد آمد. كنترل خيابان‏هاى تهران، امكان اجتماع را از (حزب) توده يا ديگر گروهها خواهد گرفت. توزيع گسترده جزوات سياه كه انتشار آن به كميته مركزى حزب نسبت داده خواهد شد، با اين انگيزه انجام مى شود تا اعضاى حزب توده را سردرگم كند و جلوى گردهمايى آنان را به روشى موثر بگيرد. ممكن است براى ايالات متحده ميسر باشد تا از راه هوا و از پيش، مقاديرى گاز اشك آور، جوهر پاك نشدنى يا ديگر مواد مناسب را براى كنترل گروهها فراهم كند. هواپيماهاى نيروى هوايى محلى ممكن است جهت آگاهى مردم، اخطار نامه‏هايى را فرو ريزند مبنى بر اين كه يا در خيابان‏ها حضور نيابند و يا منتظر عواقب كار خود باشند.  

3-1- اقدام در روز كودتا. اين اقدام عمدتا از خط مشى‏هايى مشابه پيروى خواهد كرد، اگرچه ممكن است در ارتباط با سه وضعيت متفاوت انجام گيرد. اين سه وضعيت عبارتند از:  

وضعيت الف. نقطه اوج اعتراض گسترده مذهبى در برابر دولت مصدق كه بى درنگ پس از اقدام نظامى روى خواهد داد.  

وضعيت ب. لحظه‏اى كه مصدق در حال وادار كردن شاه براى ترك كشور است. اين عمل از سوى مصدق يا در نتيجه افزايش قدرت جناح مخالف اوست كه آگاهانه به وسيله شاه رهبرى مى ‏شود، يا به سبب قدرت يافتن روزافزون آن جناح است كه شاه در مقام فردى بى اراده آن را هدايت مى ‏كند.  

وضعيت ج. زمانى كه مصدق مى ‏كوشد تا استعفاى خود را تسليم كند. چنين عملى ممكن است ناشى از نگرانى واقعى او به سبب رشد روزافزون مخالفان باشد و احتمالا ممكن است طبق گذشته، منجر به روى آوردن به شاه جهت جلب حمايت شخصى او شود و در صورت ناكامى مصدق در جلب حمايت شاه، او ممكن است توده مردم را براى ريختن به خيابان‏ها فراخواند.  

اقدامى كه با توجه وضعيت الف مى‏بايست انجام گيرد بدين گونه است: به هنگام اوج گرفتن وضعيت الف، زاهدى با استفاده از يك اقدام محدود نظامى عليه مركز فرماندهى، فرماندهى ستاد كل را برعهده خواهد گرفت. او بى درنگ پس از آن، شخصى از پيش برگزيده را به جانشينى خود معرفى خواهد كرد و دستگيرى مصدق و ديگران بى درنگ صورت خواهد گرفت. مجلس به تشكيل جلسه‏اى دعوت خواهد شد و جناح مخالف مصدق خواهد كوشيد تا يك راى‏گيرى جهت محكوم نمودن مصدق انجام دهد و در پى آن يك راى‏گيرى در حمايت از زاهدى صورت خواهد گرفت. با وجود اين، زاهدى با - يا بدون - در اختيار داشتن فرمانى شاهانه كه او را نخست وزير بنامد، دولت را تحويل خواهد گرفت و مقتضيات گوناگون روز كودتا را به اجرا درخواهد آورد (به مطالب بالا نگاه كنيد). هنگامى كه او اوضاع را كاملا مهار كرد، براى به دست آوردن راى اعتماد رسمى مجلس مشكلى نخواهد داشت. تنها در اين هنگام است كه شاه به تهران بازمى گردد.  

اقدامى كه مى‏بايست با نگرش به وضعيت ب و ج صورت گيرد از اين قرار است:  

تنها تغيير در برنامه، پيشبرد لازم جدول زمانى روز كودتا به روز اصلى بحران و نياز براى به حركت درآوردن بى درنگ همه جنبه‏هاى نظامى عمليات كودتا خواهد بود.  

2- سازماندهى براى برانگيختن حداكثر مخالفت عمومى با مصدق پيش از كودتا  

1-2- برنامه‏هاى كلى. هدف اين مساله ايجاد، گسترش و افزايش جو دشمنى، بى اعتمادى و ترس عمومى نسبت به مصدق و دولت او خواهد بود. مبلغى معادل 150000 دلار براى اين طرح هزينه خواهد شد. اين برنامه، عملياتى مرحله‏اى خواهد بود. اين مراحل از اين قرارند:  

مرحله 1- اين بخش، مرحله كنونى پشتيبانى مقدماتى است كه دريافت كمكهاى مالى از سوى ايالات متحده و بريتانيا در طى آن به زاهدى اجازه مى‏ دهد تا دوستان ديگرى را جذب كند و افراد كليدى را به سوى خود بكشاند.  

مرحله 2- مبارزه تبليغاتى گسترده در برابر مصدق و دولت او. اما در اين برهه، هدف اصلى مبارزه، خود مصدق است. اين مرحله تنها يك يا دو هفته پيش از به اوج رسيدن وضعيت الف انجام مى‏ گيرد تا بدين ترتيب مصدق فرصت كافى براى واكنش شديد نداشته باشد و اثر آن با گذشت زمان از ميان نرود.  

مرحله 3- اين، وضعيت الف است كه به گونه كامل در بند زير توضيح داده شده است.   

2-2 وظايف عناصر خاص‏  

1-2-2- مطبوعات و تبليغات. در مدت زمان پشتيبانى مقدماتى، گروه بريتانيايى به استفاده از روزنامه‏هاى بى شمار كوچك‏ تر براى پيشبرد يك شيوه ضد مصدق ادامه خواهد داد.در مركز فرماندهى و پايگاه عملياتى، كاركنان ايالات متحده متن‏هايى را براى مقالات، اعلاميه‏ها و جزوات آماده مى‏ كنند و اين متون را كه پاره‏اى در هوادارى از شاه و برخى در ضديت با مصدق است، به فارسى انتشار خواهند داد. اين مطالب كه براى بى اعتبار ساختن مصدق طرح شده‏اند، بر موضوعات زير پافشارى مى ‏كنند:  

(الف) مصدق از حزب توده و اتحاد جماهير شوروى حمايت مى ‏كند (انتشار اسناد سياه به اين امر يارى مى ‏دهد).  

(ب) مصدق دشمن اسلام است زيرا با حزب توده همكارى مى‏ كند و اهداف آنان را به پيش مى ‏برد.  

(ج) مصدق آگاهانه در حال نابود كردن روحيه ارتش و توانايى آن جهت حفظ نظم است.  

(د) مصدق آگاهانه و از طريق برداشتن كنترل ارتش از روى مناطق قبيله نشين، در حال ترويج و تشويق عناصر تجزيه طلب منطقه‏اى است. يكى از اهداف مصدق از اين اقدام، تسهيل چيرگى شوروى بر استانهاى شمالى است.  

(ه) مصدق آگاهانه كشور را به سوى فروپاشى اقتصادى هدايت مى‏ كند.  

(و) قدرت، مصدق را چنان به تباهى كشانده كه ديگر از جنبه‏هاى مطلوب پيشين او هيچ نشانى نيست و اكنون وى داراى همه اميال سركوبگرانه يك مستبد است.  

(ز) همگام با اين مطالب، يك گرايش مستمر ارايه خواهد شد دال بر اين كه مصدق ناآگاهانه قربانى خيانت و جاه ‏طلبى مشاوران خود شده است.  

از مسايل اساسى آن است كه زاهدى بايد بى درنگ فردى را براى مقام مدير مطبوعات و تبليغات برگزيند كه همچنين ممكن است معاون نخست وزير هم بشود. پايگاه عملياتى ايالات متحده نام فردى را كه زاهدى در نظر دارد از او خواهد گرفت و اين فرد بايد مورد قبول ايالات متحده و بريتانيا نيز باشد. يك يا دو هفته پيش از زمان مقرر براى وضعيت الف تبليغات شديد آغاز خواهد شد. جزييات مربوط به اجراى اين مبارزه تبليغاتى، مسووليت اساسى پايگاه عملياتى ايالات متحده خواهد بود.  

بى درنگ پس از تغيير دولت، مدير منصوب زاهدى در امور مطبوعات و تبليغات، بايد براى موارد زير آماده گردد:  

(الف) بيشترين بهره ورى را از راديو تهران بنمايد.  

(ب) از طريق راديو تهران، پوستر، خبرنامه‏هاى ويژه و غيره بايد برنامه دولت جديد شامل موارد جذاب خبرى كه به ساده ‏ترين نحوى ارايه مى ‏شوند، مانند كاهش فورى هزينه‏هاى زندگى، حقوق بيشتر براى كاركنان دولت و پرسنل ارتش و... به آگاهى همه برسد.  

(ج) حداكثر تبليغات محلى نسبت به اظهارنظرهاى ايالات متحده و بريتانيا كه از قبل آماده شده، صورت گيرد.  

(د) در جريان قرار داد همه خبرنگاران خارجى.  

2-2-2- مجلس. اگر به هنگام كودتا، مجلس تشكيل جلسه داد، كوشش خواهد شد تا تغيير دولت از سوى آن نهاد رسميت يابد و اگر در نشست نباشد، به وسيله يكى از مقام‏هاى منتخب آن كه بايد عضو جناح مخالف مصدق باشد، به تشكيل جلسه فراخوانده شود.  

براى مهيا ساختن تغيير دولت، با شمارى از نمايندگان تماس گرفته و خريدارى خواهند شد. مى ‏بايست در اين مورد تصميم گرفته شود كه آيا اين خريدها به وسيله گروه بريتانيايى يا مستقيما توسط زاهدى انجام خواهد شد و تا زمانى او از مصونيت استقرار در محوطه مجلس برخوردار است، براى رسيدن به چنين هدفى، در جايگاهى ممتاز قرار دارد. به دنبال دريافت فهرست نمايندگان به همراه مبالغ لازم براى خريد هر كدام، اقدام ويژه‏اى از جانب گروه بريتانيايى يا زاهدى، براى تامين بودجه و با پذيرش مشترك (ايالات متحده و بريتانيا)، اعمال خواهد شد. همچنين پايگاه عملياتى ايالات متحده، نمايندگان و رابطهاى گوناگونى را براى پشتيبانى از اين عمليات به كار خواهد گرفت.  

هدف اساسى اين برنامه، تضمين به دست آوردن اكثريت آرا به علاوه يك راى عليه مصدق است، آن گونه كه در وضعيت الف مورد نياز است. هم اكنون برآورد مى‏ شود كه اگر دست كم سى تن از نمايندگان احساس كنند كه شانس خوبى براى در اكثريت بودن خواهند داشت، آماده‏اند عليه مصدق راى دهند. بايد خاطر نشان ساخت كه همه افراد منتخب مجلس، معمولا در هر نشست حاضر نخواهند بود. با وجود اين تلاشى لازم است تا هنگايم كه مى ‏بايست راى ‏گيرى شود. كمترين حد نصاب مورد نياز اين گونه خواهد بود كه دو سوم نمايندگان حاضر در تهران بايد پيش از راى‏ گيرى در مجلس حضور داشته باشند. بلكه حضورشان براى آن خواهد بود تا حد نصاب مورد نياز تضمين شود.  

3-2-2- عناصر سياسى غير از حزب توده. احزاب يا گروههاى سياسى كه اكنون با مصدق مخالفند، نقش بسيار كوچكى را در اين مبارزه بازى مى‏ كنند. احزابى مانند حزب زحمتكشان، سومكا و بخش هايى از پان ايرانيست‏ها تنها مى ‏توانند دسته‏هاى خيابانى محدود و احتمالا غير موثر را فراهم نمايند. با وجود اين، حزب زحمتكشان نقش تقريبا مهمى در انجام تبليغاتى كه در بالا تشريح شد، بازى خواهد كرد.  

بايد خاطر نشان ساخت در حالى كه اين احزاب تنها دسته‏هاى خيابانى ناكارآمد را زير فرمان خود دارند، گروه بريتانيايى مى ‏تواند نزديك به 3000 عضو فعال را بسيج نمايد كه مى ‏بايست براى وضعيت الف اختصاص يابند.  

4-2-2- رهبران مذهبى. طبق ارزيابي ها ما بر اين باوريم كه تقريبا همه رهبران برجسته مذهبى كه مريدان زيادى دارند، سرسختانه مخالف مصدق هستند. هم پايگاه عملياتى ايالات متحده و هم گروه بريتانيايى، ارتباطهاى محكمى با اطرافيان اين گونه رهبران دارند. توانايى حمايت از زاهدى، در اين زمينه بسيار زياد است.  

اين رهبران شامل طيفى بسيار گوناگون و گاهى اوقات عناصرى نامطلوب مانند رهبران غيرسياسى ( ) و ( ) همچنين ( ) و ( ) و گروه تروريستى ( ) مى ‏شوند. در طول تبليغات شديد ضد مصدق پيش از روز كودتا اين رهبران و هواخواهانشان:  

(الف) مخالفت خويش را با مصدق ترويج كنند.  

(ب) از طريق ارتباط مستقيم با شاه در مرقد (امام رضا (ع)) هوادارى آشكار خود را از نهاد سلطنت و پشتيبانى معنوى خويش را از شاه اعلام دارند.  

(ج) به هنگام نياز، تظاهراتى كوچك در هوادارى از مذهب و ضديت با مصدق و به صورت دسته‏هاى بسيار پراكنده در تهران ترتيب دهند.  

(د) گروه تروريست (به راه اندازند) تا تهديد كنند كه آنان آماده‏اند در هوادارى از نمايندگان هواخواه مصدق و اعضاى دولت و همقطاران او دست به اقدام مستقيم بزنند.  

(ه) همراهى كامل خود و هوادارانشان را در وضعيت الف تضمين كنند.  

(و) پس از تغيير دولت، از راديو تهران و در مساجد، اطمينان قاطعى مى‏ دهند كه دولت جديد به اصول مذهبى پايبند است.   

5-2-2- تجار بازار. آنان را مى ‏توان چنين تعريف كرد: شمار كم و بيش اندكى از بازرگانان پرسابقه و برجسته با نگرشى نيمه مذهبى و تاثيرى چشمگير بر رده‏هاى پايين ‏تر اجتماعى در بازار. ارتباطات با اين تجار هم از طريق گروه بريتانيايى و هم از راه پايگاه عملياتى ايالات متحده وجود دارد.  

اين بازرگانان به خاطر ضررهايى كه دولت از طريق كسادى اقتصاد و معادلات، كاهش واردات، ماليتهاى توان فرسا و كاهش موجودى پول، بر آنان وارد نموده، ضد مصدق هستند.  

در دوره تبليغات شديد از وضعيت الف، اين تجار:  

(الف) شايعات ضد دولت را در بازار پراكنده خواهند ساخت.  

(ب) در جنوب تهران و در مخالفت با سياستهاى اقتصادى دولت مصدق، اعتراضهاى محدودى را ترتيب خواهند داد. سپس در زمان وضعيت الف، آنها:  

(ج) تمام يا بخشى از بازار را تعطيل كنند.  

3-2- آخرين اقدام پيش از كودتا  

همچنان كه گفته شد، اقدام نظامى مى ‏تواند از وضعيتهاى الف، ب يا ج سرچشمه گيرد. هر چند فعاليتهاى تشكيلاتى پيش از كودتا چنان كه در بالا آمده است، عمدتا براى ايجاد وضعيت الف كه در زير مى‏آيد، خواهد بود.  

(1) در روز مقرر، حملات مرحله‏اى عليه رهبران سرشناس مذهبى در تهران انجام خواهد گرفت.  

(2) ديگر رهبران مذهبى، بى درنگ خواهند گفت كه اين حملات از جانب مصدق همچون واكنشى عليه ناخرسنديى كه رهبران مذهبى سراسر كشور نسبت به دولت او از خود نشان داده‏اند، صورت گرفته است.  

(3) بى درنگ شمارى از رهبران برجسته ‏تر در صحن مجلس تحصن مى‏ كنند.  

(4) در اين زمان، اين رهبران مذهبى به وسيله پيروانشان بيانيه هايى را صادر خواهند كرد كه با شديدترين لحن، نگرش و رفتار ضد مذهبى مصدق را محكوم مى‏نمايد.  

(5) در همان زمان و همانند مورد 2، 4-2-2، (د) كه در بالا گفته شد(3)، بيشترين تبليغات در مورد اسناد جعلى منتشره پايگاه ايالات متحده انجام خواهد شد كه به تفصيل نشان مى ‏دهند توافق نامه‏اى پنهانى ميان مصدق و حزب توده بسته شده و در آن، حزب توده متعهد شده است كه تمام توان خود را در هوادارى از مصدق و عليه رهبران مذهبى، ارتش و پليس، به كار بندد.  

(6) همزمان، اين رهبران پيروانشان را فرا مى ‏خوانند تا در سراسر تهران در مساجد، دفاتر پست و تلگراف، بانكها و... تحصن كنند. گروه بريتانيايى و پايگاه ايالات متحده حداكثر تلاش خود را به كار مى ‏بندند تا در حد امكان بيشترين تعداد راهپيمايان را فراهم آورند و در همان زمان، تجار خواهند كوشيد تا بازار را تعطيل كنند (اين تحصن گسترده ترتيب داده مى ‏شود تا سراسر زندگى و فعاليت روزانه مردم را در شهر مختل كند و به گونه‏اى قابل توجه، ميزان ناخرسندى عمومى را از دولت نمايان سازد. تحصن، گونه‏اى محلى از مقاومت منفى است و طبق سنن ديرپا، نيروهاى نظامى و پليس قادر نيستند تا در برابر مردمى كه در تحصن به سر مى‏برند، دست به اقدام زنند).  

(7) در اثناى اين جوّ رو به افزايش خصمانه، زاهدى رياست ستاد را بر عهده خواهد گرفت و شروع به دستگيرى افرادى خواهد كرد كه بخشى اساسى از مرحله نظامى كودتا به شمار مى‏آيد.  

(8) درست پس از اين حركت زاهدى، مجلس براى رسميت بخشيدن به جابجايى دولت، جلسه‏اى خواهد داشت و كودتا را كامل خواهد كرد.  

سوم. ارزيابى احتمال كاميابى برنامه عملياتى  

اطلاعاتى كه تاكنون آورده شد، بيان كننده طرحى به شيوه غربى است كه براى اجرا به شرقي ها ارايه شده است. با وجود اين، نويسندگان اين برنامه، آن را با شناختى كامل از كشور و مردم ايران نوشته و كوشيده‏اند تا سراسر جزييات را از ديدگاه ايرانى بررسى و ارزيابى كنند. با توجه به ناكارآمدى شناخته شده ايرانيان در برنامه ريزى و عمل به شيوه‏اى كاملا منطقى، ما هرگز انتظار نداريم كه چنين طرحى، همانند عملياتى كه پرسنل غربى انجام مى ‏دهند، در فضايى محلى دوباره بررسى و اجرا شود.  

با وجود اين، احساس مى ‏كنيم كه اين طرح به اندازه كافى آشكار و گسترده است و حتى اگر هم صد در صد اجرا نشود، احتمال قابل قبولى براى كاميابى آن وجود دارد.  

امنيت در ميان همه عناصر محلى درگير، نقطه ضعفى جدى است كه در سرشت ايرانيان وجود دارد. بايد از اين واقعيت آگاه باشيم كه شكافهاى امنيتى ممكن است منجر به اقدامات سركوبگرانه مصدق شود.  

اين عمليات برنامه ريزى شده، هيچگونه سابقه‏اى در ايران سالهاى اخير نداشته است. كودتاى رضا شاه، سرشتى سراپا ديگرگونه داشت. كودتاهاى اخير در ديگر كشورهاى خاور نزديك نيز در شرايطى بسيار آسان ‏تر اجرا شد، زيرا در آن كشورها يك جناح بزرگ مخالف و هوادار كمونيست و يا يك رييس دولت كه پشتيبانى مردمى نيرومندى داشته باشد، موجب پيچيده شدن امور نشده بودند.  

نكات زير در ارتباط با مفهوم كلى كودتا، پيش از برآوردى جهت ارزيابى احتمال كاميابى طرحى، بسيار مهم هستند:  

الف. شكست كودتا پيامدهاى زير را خواهد داشت:  

1- بروز يك موج نيرومند خصومت دولتى كه متوجه ايالات متحده است و احتمال اين كه آن كشور از ايران اخراج شود.  

2- اين كه بريتانيا تشكيلات عملياتى خود را كه عمدتا قصد سرنگونى مصدق را دارد، از دست بدهد.  

ب. اگر كودتا انجام شود و ناكام بماند ولى ايالات متحده از ايران اخراج نشود؛ و اگر مصدق در تاريخ ديگرى سقوط كند. ايالات متحده و بريتانيا در موقعيتى نخواهند بود كه از اين فرصت سود ببرند، چون ممكن است گروه بريتانيايى و برخى از امتيازات ايالات متحده به سبب شكست كودتا از بين بروند.  

ج. در صورت ناكامى كودتا، هنوز هم احتمال اخراج ايالات متحده از ايران وجود دارد، زيرا فروپاشى گريزناپذير اقتصادى در دوران دولت كنونى مصدق احتمالا همراه با آشفتگى داخلى خواهد بود و به دنبال آن چيرگى حزب توده كه زير نظر اتحاد جماهير شوروى است.  

د. اگر طرح كودتا در اين هنگام رد شود، پس مى ‏بايد براى زمانى كه فروپاشى اقتصادى و هرج و مرج داخلى پديد مى‏آيد، طرح ديگرى آماده گردد.  

نتيجه: به خاطر پشتيبانى شاه، پذيرش ويژگى‏هاى اساسى اين طرح از سوى زاهدى، موافقت ما با جرح و تعديلهاى او و نظر به اطمينان ما در اين مورد كه او مطابق با يك جدول زمانى حساب شده، عمل خواهد نمود، نويسندگان اين برنامه بر اين باورند كه كودتا موفقيت‏آميز خواهد بود.  

م . ر ا د ( 19.02.2007)

 m.rad@gmx.net

چهارم. پيوست‏ها  

پيوست‏هاى پيشنهادى، در كنار طرح عمليات گنجانده نمى‏ شوند، زيرا آنها بايد براساس اخبار و اطلاعات گسترده‏اى كه هنوز و مشخصا به اين منظور در حال گردآورى هستند، قرار داده شوند.  

پيوست‏ها شامل فهرست بسيار مفصلى از همه حمايتهاى موجود و احتمالى براى زاهدى است، همانند نام و مقام افسرانى از ارتش كه از او هوادارى مى ‏كنند، بررسى انتقادى جايگاه نمايندگان مجلس، ارزيابى تعداد و همبستگى آن دسته از رهبران مذهبى كه پشتيبان زاهدى اند، كابينه پيش بينى شده زاهدى و غيره.  

---------------------------------------

 توضيح:    اسامي که سازمان سيا مايل به فاش شدن آن ها نبوده است در اسناد منتشر شده از سوی اين سازمان به صورت پرانتزهای خالی آمده است.

منبع: سايت ديدگاه

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 15:37 |

شاهدي ديگر

 

چندی پیش یادداشتی در زمینه اصولگرائی نوشتم که فکر می کنم مصوبه اخیر شورای نگهبان موید دقیق آن یادداشت است که اصولگرائی در ایران حاضر همان در قید و بند بودن قدرت است و بس.


تا به حال چندين بار درباره اين نكته نوشته‌ام كه حساسيت‌هاي ساختار كنوني نسبت به اسلام و مباني اسلامي كمتر از آن است كه عده‌اي تصور مي‌كنند، يا در واقع بهتر است بگويم كه حساسيت اصلي و محوري آنها نسبت به قدرت است. اكنون نيز مورد جديدي را مي‌توان در تأييد اين ادعا ارايه كرد.
دو هفته پيش دولت لايحه‌اي را مبني بر فروش 4 هزار ميليارد تومان اوراق مشاركت از سوي بانك مركزي به مجلس داد كه سود سالانه آن 5/15 درصد بود. در همان موقع رييس كل بانك مركزي كه از اين لايحه دفاع مي‌كرد، به صراحت بيان كرد كه قصد دولت بلوكه كردن اين نقدينگي براي جلوگيري از بروز تورم است و در صدد نيستيم كه آن را در طرح‌هاي عمراني هزينه كنيم.
تاكنون تأييد لوایح فروش اوراق مشاركت از سوي شوراي نگهبان به اين دليل بود كه سود منظور شده علي‌الحساب است و چون اين پول‌ها در طرح‌هاي عمراني خاص هزينه مي‌شد، پس از پايان دوره بازپرداخت سود حاصل را حساب كرده و به اضافه آن سود علي‌الحساب پرداخت مي‌كنند، گرچه معمولاً اين اتفاق رخ نمي‌داد، و سود قطعی محاسبه و پرداخت نمی شد ،اما در هر حال مسأله اصلي درآمدهاي حاصل از فروش اوراق صرف اجرای طرح‌هاي عمراني مي‏شد و اين توجيهي مناسب بود تا اينكه سود مذكور مصداق ربا تشخيص داده نشود، اما اين بار چنين مسأله‌اي وجود نداشت و صرفاً بلوكه كردن پول و پرداخت سود (يا ضرر فروشنده اوراق) مورد نظر بوده است، به همين دليل در ربا بودن آن شبهه‌اي وجود ندارد.
چند روز قبل با يكي از اقتصاددانان معتبر كشور به مناسبتي ديدار داشتم، از وي پرسيدم كه آيا به نظر شما شوراي نگهبان اين لايحه را تصويب مي‌كند و آن را خلاف شرع اعلام نمي‌كند؟ ايشان با اطمينان نسبي گفت كه آقاي رضواني در شوراي نگهبان نسبت به اين مسأله حساس است و با شناختی که از ایشان داشت معتقد بود كه اين لايحه را تصويب نمی كنند.
حال از جناب آقاي رضواني عضو فقهاي محترم شوراي نگهبان سوال مي‌شود كه براساس كدام ادله شرعي خود، پذيرفته‌اند كه پولي از مردم اخذ و بلوكه شود و صرفاً و بدون هيچ اقدام سرمايه‌گذاري يا... مبلغ ثابت 5/15 درصد به آن سود پرداخت شود؟ آيا چنين همدلي‌هايي هم با دولت‌ها و مجالس قبلي در تصويب طرح‌ها و لوايح آنها وجود داشته است؟
گرچه پاسخ در خور وجود ندارد، اما به نظر مي‌رسد كه مسأله ربط چنداني به فقه و اسلام و احكام و... ندارد، مسأله فقط قدرت و مصالح آن است. البته اين رفتار چندان هم بد نيست، مشروط بر اينكه سياست‌ها و خط‌مشي‌هاي اتخاذي دقيقاً منطبق بر اين هدف باشد. البته در چنين حالتي نمي‌توان ادعاي اسلاميت به معناي مورد نظر آقايان را داشت.   

به نقل از پايگاه اطلاع رساني عباس عبدي

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 12:21 |

اولین رئیس جمهور ایران، متولی انقلاب اسلامی یا قربانی آن؟

 حميد فرخنده

hamid_farkhondeh@hotmail.com

 ر سال های اولیه انقلاب، آقای بنی صدر با مطرح کردن مقوله ی "اقتصاد اسلامی" تعجب اقتصاددانان و نیروهای سیاسی که یا از اقتصاد سرمایه داری و بازار آزاد، یا از اقتصاد سوسیالیستی طرفداری می کردند را برانگیخت. سه دهه بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی، رئیس جمهور پیشین ایران اظهاراتی بدیع در مورد انقلاب اسلامی بیان می دارد. ایشان در مقاله اخیر خویش تحت عنوان "واپسین تقلای مثلث زورپرست"[1] می نویسد که نه روش انقلاب خشونت بود و نه آیت الله خمینی رهبری کاریزماتیک انقلاب را بر عهده داشت:

" اما انقلاب ايران را هيچ حزبی رهبری نکرد، جمهور مردم در ﺁن شرکت کرد، هدفش استقلال و ﺁزادی و استقرار ولايت جمهور مردم بود . خشونت روش ﺁن نبود . جنبش همگانی، ابتکار مردم بود و ﺁقای خمينی نه تنها مردم را به اين جنبش نخواند که مدتها ترديد داشت به استقبال ﺁن برود . مقايسه تاريخ نخستين اعلاميه او با تاريخ ﺁغاز جنبش همگانی مردم ايران، جا برای ترديد نمی گذارد که رهبر با فره انقلاب ايران، مردم ايران بودند نه آقای خمينی."[1]

و در بخشی دیگر از مقاله خود در باره نقش آیت الله خمینی و نظریه ی ولایت فقیه می نویسد:

 "و نيز مقايسه نظريه ولايت فقيه ﺁقای خمينی در نجف، با تصديق ولايت جمهور مردم در نوفل لوشاتو، مسلم می کند که اين خمينی بود که خود را با بيان ﺁزادی راهنمای جنبش همگانی سازش می داد . به سخن ديگر، ﺁن ايدئولوگ ساختگی نه تنها کمتر نقشی در انقلاب ايران نمی توانسته است داشته باشد، بلکه ضد انقلاب بوده و انقلاب بر ضد ايدئولوژی ساخته او، جريان يافته و به پيروزی رسيده است." [1]

از مقاله ی آقای بنی صدر چنین استنباط می شود که ایشان انقلاب را محدود به دوران مبارزه و سرنگونی رژیم پیشین می کند. پس لرزه های ویرانگر انقلاب را جزیی از آن نمی داند. حتی در چهارچوب تعریف آقای بنی صدر از انقلاب، انقلاب اسلامی بدور از خشونت نبود. هزاران کشته و مجروح در بین مردم و صدها کشته و زخمی از نیروهای نظامی، کشتار 17 شهریور در میدان ژاله تهران و حوادث تلخ سینما رکس آبادان، حمله به دانشجویان و اساتید در دانشگاه، ضرب و جرح وحشیانه پاسبان ها و ماموران ساواک که به دست مردم می افتادند و تخریب بسیاری از اماکن عمومی اگر خشونت نبود، پس چه بود؟ 

 بعد از سال ها فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان خارج از کشور، اقامت آیت الله خمینی در پاریس فرصتی طلایی در اختیار ابوالحسن بنی صدر قرار داد تا در حلقه نزدیکان و معتمدان رهبر انقلاب وارد شود. با پرواز انقلاب به ایران آمد. در بحث ها و مناظره های اوایل انقلاب در دانشگاه یا جلو دوربین ها، فعالانه از ایده ی اقتصاد اسلامی یا "اقتصاد توحیدی" دفاع می کرد. بعلاوه رفت و آمدش به بیت آیت الله خمینی، وی را به چهره ی نسبتا استثنایی انقلاب اسلامی تبدیل کرد. چهره ی مدرن انقلاب که هم وفادار به اسلام، انقلاب و رهبر آن بود، هم  سال ها تجربه زندگی و تحصیل آکادمیک در فرانسه را پشت سر داشت. آقای بنی صدر با اینکه روحانی نبود از حمایت آیت الله خمینی برخوردار بود، با وجود اینکه از دموکراسی و آزادی سخن می گفت اما خود را نیز صددرصد موافق دولت لیبرال مهندس بازرگان نشان نمی داد و در لباس مبتکر اقتصاد اسلامی هم مخالف اقتصاد سوسیالیستی بود، هم منتقد سرمایه داری. تجربه مسئولیت در وزارتخانه های اقتصاد و امور خارجه و سقوط دولت موقت، شرایط را بالا رفتن از نردبان قدرت برای وی فراهم آورد. آقای بنی صدر در بهمن ماه 1358 در انتخابات نیمه آزاد اولین دوره ریاست جمهوری اسلامی با حمایت تلویحی آیت الله خمینی، شرکت کرد و با 11 میلیون رای که 70 درصد آرای ریخته شده به صندوق ها را تشکیل می داد، بعنوان اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد. آیت الله خمینی از بیمارستان قلب تهران حکم ریاست جمهوری وی را تنفیذ کرد. اما کمتر از یکسال و نیم بعد وقتی که جناح مخالف آقای بنی صدر که عمدتا در حزب جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله بهشتی گرد آمده بودند، توانسند نظر مثبت آیت الله خمینی در مورد اولین رئیس جمهور ایران را تغییر دهند، در 30 خرداد 60 اکثریت نمایندگان مجلس رای بر عدم کفایت وی دادند که یک روز بعد مورد تایید رهبر انقلاب قرار گرفت. در پی عزل از مقام ریاست جمهوری، وی تحت تعقیب نیز قرار گرفت. سرانجام بعد از چندین هفته زندگی مخفی، اولین رئیس جمهور ایران که با "پرواز انقلاب" در معیت رهبر انقلاب از پاریس وارد کشور شده بود، مجبور شد به کمک مجاهدین خلق همراه با مسعود رجوی در "پرواز ضد انقلاب" برای نجات جان خویش از یورش شاگردان انقلابی آیت الله خمینی، در 19 تیرماه 60 با هواپیمای نیروی هوایی از تهران به پاریس فرار کند.

 

 آقای بنی صدر از معدود دولتمردان جمهوری اسلامی بود که به دمکراسی باور داشت و تلاش داشت آزادی های سیاسی را پاس دارد. به همین جهت بود که برنامه ی مناظره سیاسی با بخشی از مخالفان یا منتقدان نظام ترتیب داد که  از کارهای ارزشمند ایشان در دوران ریاست جمهوری است. او در دوران یکسال و نیمه ی ریاست جمهوری خویش  تلاش داشت ارتش درهم ریخته ی ایران را ترمیم کند، جلوی تندروی های انقلابی و پاکسازی ها را بگیرد و روابط ایران انقلاب زده را با جامعه ی بین المللی به حالت عادی بازگرداند. در این میان اما نه بعد از سرنگونی نظام پیشین انقلاب متوقف شد و نه آقای بنی صدر و دوستان انگشت شمار ایشان در حکومت قدرت مقاومت در برابر سیل انقلاب را داشتند. سیلی که پیش از آن نهضت آزادی که جمعیتی متشکل تر و پرشمارتر از دوستان و همکاران آقای بنی صدر بود را از قدرت کنار رانده بود. عمر کوتاه ریاست جمهوری آقای بنی صدر نشان داد ایشان بیش از اینکه متولی انقلاب اسلامی باشد قربانی آن بود، هرچند وی را به قدرت رسانده باشد. ویژگی های ارزشمند اولین رئیس جمهور ایران که حلقه ی محاصره ی روحانیون انقلابی به دور او و دوستان انگشت معدودش در حاکمیت هر روز تنگ تر می شد، چه سنخیتی با خشن نبودن انقلاب دارد؟ رئیس جمهوری که خود در یکی از پس لرزه های انقلاب، البته با ظاهر قانونی، از قدرت عزل شد، چگونه می تواند اعمال انقلابی سال های بعد از پیروزی انقلاب مانند انقلاب فرهنگی، کشتار وسیع مخالفان و پاکسازی مخالفان یا متخصصین غیرمکتبی را بدون ارتباط با راه و روش انقلابی که نظام پیشین را ساقط کرد ارزیابی کند. چگونه می شود نابسامانی ها و پیامدهای انقلاب که محصول غلبه ی گفتمان انقلابی در سال های قبل و بعد از بهمن 57 در میان اکثر نیروها انقلابی بود را تنها به خلف وعده ی مرجع تقلیدی که در پاریس وعده ی آزادی داد و در ایران به شکل دیگری عمل کرد، و خیانت "ملاتاریا" علیه "ولایت جمهور مردم" تقلیل داد؟ ایشان ظاهرا می اندیشند که می شود ماشین انقلاب را در دروازه های ورودی نظام جدید نگهداشت و بقیه راه را در جاده مردمسالاری همراه با مردم برای برپایی "ولایت جمهور مردم" پیاده پیمود.

 در بخشی دیگر از مقاله ایشان می نویسد "« اصلاح طلبان » ديروز انقلاب را خشونت بار و خشونت ساز توصيف می کردند و با استفاده از منطق صوری، دو امر ، يکی انقلاب و ديگری اصلاح را که از يک مقوله نيستند تا بتوان جانشين يکديگر کرد، از يک قماش می باوراندند تا با نفی انقلاب، اصلاح و اصلاح گری را به کرسی قبول بنشانند ."[1]

در حالیکه اصلاح طلبان هرگز انقلاب و اصلاح گری را یکی ندانسته اند و معلوم نیست برای تبلیغ ایده اصلاحات اصولا چه لزومی دارد که آنها انقلاب و اصلاح را از یک "قماش" بدانند؟!

 در دوران نقد تحولات سیاسی خشونت آمیز و گریز از انقلاب آن هم از نوع اسلامی اش، اولین رئیس جمهور ایران همچنان انقلاب اسلامی را می ستاید. آقای بنی صدر البته به شهادت گفته ها و نوشته های خویش مخالف خشونت و طرفدار نظامی مردمسالارند، هرچند شکلی که ایشان برای بیان مطالب خود بکار می برند، کار خواننده را آسان نمی کند. او در بخشی از مقاله ی خود از جمله می نویسد:

"ستون پايه های ۱۲ گانه قدرت که بازسازی شده اند وجود دارند. بنا بر اين، هرکس بخواهد بداند فرق بيان ﺁزادی با بيان های قدرت چيست، کافی است عملکرد ﺁنهايی که بيان ﺁزادی را انديشه راهنمای خود کرده بودند را با عملکرد ﺁنهايی که اين يا ﺁن بيان قدرت را انديشه راهنما کرده بودند، مقايسه کند . بدين مقايسه که واقعی است، از جمله،درمی يابد چرا انقلاب خشونت زدائی است و ضد انقلاب خشونت."[1]

  بیان پیچیده و نوشتار بعضا ناروشن آقای بنی صدر همچنانکه عدم تعامل ایشان در فعالیت های سیاسی با دیگر نیروهای دمکراسی خواه در داخل و خارج کشور، متاسفانه کمکی به ارتباط گسترده تر اولین رئیس جمهور ایران که اولین قربانی انحصارطلبی در حاکمیت جمهوری اسلامی نیز بود، با مخاطبانش نمی کند.

  زیرنویس:

 1. واپسین تقلای مثلث زورپرست، ابوالحسن بنی صدر، سایت گویانیوز، دوشنیه 15 مرداد 86

 http://news.gooya.eu/politics/archives/2007/08/062040.php

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 13:25 |
متن كامل پاسخ هاي « حسين مرعشي» به سوال هاي كاربران نوانديش

 

نوانديش- پاسخ های آقای مرعشی هم برای رودررو رسید. استقبال از رودررو و حجم سوالات کاربران و پای ثابت شدن برخی دوستان سوال کننده، باعث دلگرمی تحریریه نواندیش شده است. امیدواریم بتوانیم سهم خود را در ادامه این جریان آزاد گفتگو به درستی و رو به پیشرفت ادا کنیم.

  ضمن تشكر از آقاي حسين مرعشي كه دعوت ما را براي اين گفتگو پذيرفتند و خوانندگاني كه در سومين "رو در رو" ي "نوانديش" مشاركت كردند در زير متن كامل سوال ها و پاسخ ها مي آيد :

****************

 غنجعلی شکوهی : درست است که شوخ طبع هستید شکی نیست ولی آیا سخن حق و نظر مخالف را می پذیرید؟ از نظر شما وجود تعدادی فرودگاه در استان کرمان در مقایسه با محورهای ترانزیتی استان که وضع اسف باری دارد و قشر بیشتری از ان بهره مند میشوند -از نشانه های توسعه استان کرمان در زمان مسئولیت جنابعالی است؟
 
مرعشی:تقریبا هیچ گاه از شنیدن سخن مخالف نرنجیده ام . در مورد بخش دوم سوال ، اولا وضع راه های ترانزیتی استان اسفبار نیست و متناسب با ترافیک ،طرح های توسعه محورهای مواسلاتی استان در برنامه ها لحاظ شده که بخش هایی اجرا و بخش هایی در دست اقدام است . تنها در مورد آزاد راه سیرجان- بندر عباس با تاخیر جدی مواجه هستیم .

علي : با سلام. صادقترين مسئولي كه سراغ داريد كيست؟
 
 مرعشی:خیلی از مسئولان را صادق می دانم . نمی توانم صادق ترین را تشخیص دهم .افراد کم و بیش ضعف هایی دارند ولی همه آنان مفید هستند .

اکبر رفاهی :   سلام آقای مرعشی .
1- وضعیت گردشگری زمان خودتان را با وضعیت حال چگونه مقایسه می کنید و خودتان را نسبت به الان چگونه ارزیابی می فرمایید؟
2- سهمیه بندی بنزین تا چه حدی در وضع گردشگری ایران تاثیر گذاشته است و نظر کارشناسی شما در این مورد چیست؟
3- بعنوان یک کارشناس مسایل سیاسی- فرهنگی ، وضعیت انتخابات پیش رو را چگونه تحلیل می کنید؟
 
 
مرعشی:1-گردشگری ایران ، بعد از انقلاب اسلامی به دلیل برداشت های کاملا اشتباه ، مورد بی مهری و غفلت قرار گرفته بود . در دوران مدیریت آقای معزالدین تلاش هایی برای رونق این صنعت صورت گرفت و گام های خوبی به جلو برداشته شد. تا این که این صنعت با تقدیم لایحه تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به مجلس و تکمیل و تصویب آن توسط مجلس ششم مورد توجه جدی قرار گرفت .در دوره چهارده ماهه مدیریت اینجانب ، موضوع ادغام دو سازمان پیشین ، طراحی و پیاده کردن سازمان جدید ،مطالعه و شناخت وضع موجود ، تهیه و تصویب جایگاه بخش در نظام برنامه ریزی کشور ، تصویب نرخ رشد صنعت برای بیست سال آتی ، رفع موانع فکری و قانونی ، اطلاع رسانی و دمیدن روحیه برای آغاز یک جهش ، تصویب ده ها آین نامه و انجام اصلاحات ساختاری و ..... مورد اقدام قرار گرفت و پاره ای از اقدامات هم شروع شد . خلاصه یافته های اینجانب این بود که مسئله تولید خدمات گردشگری با سرمایه گذاری سی میلیارد دلاری در ظرف پنج سال به علاوه تسهیل سفر به ایران و تبلیغ بین المللی می توانست راه گشای این صنعت باشد . اکنون تقریبا کمتر از ده درصد آن برنامه هم اجرائی نشده است .
2-اثرات عدم عرضه بنزین بر گردشگری داخلی شکننده است .
3-در انتخابات آینده ،اگر اصلاح طلبان با وحدت وارد شوند و شخصیت های با تجربه و متعادل خود را وارد کنند که احتمال آن قوی است ، شانس برنده شدن آنان وجود دارد. 

رحمت: شما ببیشتر خود را چهره فرهنگی می دانید یا سیاسی و يا اقتصادی ؟ در سازمان میراث فرهنگی چه قدم اساسی در جهت ارتقای صنعت توریسم برداشتید ؟ با تشکر
 
 مرعشی:من یک عضو ساده این انقلاب و کشور هستم و اساسا چهره نیستم . تجربه من به ترتیب در عرصه های سیاسی ، مدیریت اقتصاد توسعه و کمی هم فرهنگی است .

 علی : جناب اقای مرعشی ؛ این هفت باغ که میگویند شما ساختی چه چیز است؟ ودر کجاست ؟ چرا همه دولتمردان از آن وحشت دارند؟
 
مرعشی:هفت باغ علوی یک محور گردشگری در حد فاصل کرمان و ماهان است . این طرح شامل یک اتوبان برای حرکت اتوموبیل ، اسب و درشکه ، دوچرخه  و پیاده رو است که هفت باغ سبز آنها را از هم جدا می کند . تعدادی مراکز خدماتی و دهکده های گردشگری هم در دو سمت آن پیش بینی شده است . این محور را من نساخته ام . این محور به همت مردمی که با پیش خرید بخشی از اراضی،منابع آن را تامین کرده اند و نیز همت مدیران شرکت عمران علوی که سهام آن متعلق به بنیادهای خیریه است ،احداث گردیده و به نظرم کسی از آن نمی ترسد . شاید عده ای حسادت کنند .این حسادت ها در ایران و کشور های در حال توسعه طبیعی است .

 حسام :  با سلام ، چرا سازمان ميراث فرهنگي خودش عتيقه هايي را كه مردم پيدا مي كنند ، از آنها خريداري نمي كند تا مردم بدنبال قاچاق آنها نباشند؟
 
 مرعشی:در برخورد با اشیا فرهنگی غیر مجاز،مسئولیت اصلی سازمان میراث فرهنگی، جلوگیری از حفاری های غیر مجاز است.آن چه در اثر حفاری غیر مجاز از دست می دهیم اطلاعات و اسناد بی بدیل تاریخی است که در مقابل اشیا کشف شده بسیار بسیار ارزشمند تر است.اگر سازمان اشیا مکشوفه در اثر حفاری ها ی غیر مجاز را خریداری کند عملا حفاری ها ی غیر مجاز را تشویق می کند.

عمران گاراژیان :  آیا می پذیرید که سازمان میراث فرهنگی با انتصاب های شما سیاست زده شد؟ شما چه رویکرد فرهنگی را دراین سازمان پیگیری می کردید: میراث برای گردشگری، گردشگری برای درآمدزایی یا...
 
مرعشی:نمی پذیرم . من هیچ انتصاب سیاسی نداشتم .من به هیچ عنوان با اینکه میراث جاودان فرهنگی کشور در خدمت گردشگری قرار گیرد موافق نبودم .احیای میراث و عرضه متناسب با ظرفیت آن ها برای جلب گردشگران خارجی و داخلی همزمان با توسعه گردشگری در سایر عرصه ها از جمله توریسم مذهبی ، طبیعی ، روستایی و دروانی مورد توجه بود.

 حسين اميري :  بسياري معتقدند كه ايران با جذب توريست به لحاظ قابليت ها و ويژگي هاي تاريخي و شرايط مختلف اقليمي مي تواند به اندازه پول حاصل از نفت ، درآمد زايي كند.ولي در عمل آنچه در جمهوري اسلامي اتفاق افتاده سهم بسيار كوچكي از اين ماجراست.لطفا دلايل اين عدم توفيق را با اولويت تاثير گذاري بيان فرماييد.
 
مرعشی:این کمی اغراق آمیز است . نفت مزیت بزرگ ایران است ولی بالاخره تمام می شود . گردشگری می تواند با نفت بیست دلار برابری کند .غفلت بیست و چند ساله ، شناخت غلط از موضوع و عدم سرمایه گذاری از دلائل اصلی وضع فعلی است .

 ابراهيم حسني : هر كس كه با تاريخ اين سرزمين آشنايي اندكي داشته باشد ، مي داند كه اين مملكت تاريخ غرور آفريني دارد و به قول معروف بيش از 600 سال تمام علوم در اختيار ايرانيان بوده است.ولي در حال حاضر و بدون تعارف چيزي از آن گذشته پر غرور باقي نمانده است.
اولا ، شما با اين نظر موافقيد؟
در صورت موافق بودن مهمترين دلايل آنرا در چه مي دانيد؟
 
مرعشی:ایران از مراکز مهم تمدن بشری بوده است . چه در دوران قبل از اسلام و چه در تمدن اسلامی ایران دارای جایگاه رفیعی بوده است . البته در عظمت ایران نباید آن قدر غلو کرد که فکر کنیم دیگر تمدن ها در مقابل آن ناچیز بوده اند . مهم ترین دلیل اهمیت جایگاه ایران در تمدن گذشته قرار گرفتن ایران در مسیرهای تبادل تمدن های شرق و غرب بوده است ، بطوری که خشکی اصلی ایران در حد فاصل البرز تا تنگه هرمز ، به مثابه پل بین تمدن های شرق و غرب عمل می کرده است . بعد از تسلط بشر بر اقیانوس ها  و عبور کشتی های ساخت بشر از دماغه نیک و بعد ا با حفر کانال سوئز به تدریج ایران موقعیت برتر جغرافیائی خود را از دست داد و به عبارتی این تمدن دچار یک بیماری شد که به تدریج آن را  ضعیف کرد . توسعه چشمگیر تمدن در کشورهای جنوبی خلیج فارس ناشی از بازسازی همان مسیر تاریخی بوسیله خطوط هوائی و کشتیرانی است .

مژده قاسم پور:  نظر شما با توجه به اينكه با زماني رئيس ميراث فرهنگي بوده ايد نسبت به اين اظهار نظر چيست؟
"حجاب در ايران قبل از آنكه پديده اي اسلامي باشد ، پديده اي ايراني است.به اين معني كه زنان ايران قبل از اينكه خدا در قران حجاب را براي زنان پيامبر اجباري كند (1300 سال پيش) حجاب داشته اند...
 
مرعشی:اگر مقصود این باشد که ایرانیان قبل از اسلام هم برای حضور زن در جامعه دارای فرهنگ خاص خود بوده اند و مسئله حجاب و عفاف زن مورد توجه جدی بوده است، این تحلیل و برداشت صحیح است و آثار تاریخی بجا مانده مربوط به دوران قبل از سالم  این نظر را تایید می کند.

 اميد :   منظور شما و همفكرانتان از رويكرد اعتدالي چيست ؟ آيا رويكرد اعتدالي به معناي دست كشيدن از مطالبه آرمان هاي دموكراسي و حقوق بشر است ؟... مباني سياسي و اجتماعي و اقتصادي رويكرد اعتدالي چيست ؟
 
مرعشی:اعتدال در مقابل افراط  و تفریط مفهوم خود را پیدا می کند . در شرایط امروز ایران، پی گیری یک دموکراسی مشابه دموکراسی سوئیس و سوئد ، یک خواسته افراطی است و تاکید بیش از حد بر اعمال سلیقه های ارزشی بر جامعه تا حدی که جمهوری اسلامی را به پادشاهی عربستان نزدیک کند یک خواسته تفریطی است . اعتدال حکم می کند که متناسب با ظرفیت های واقعی منطقه ای که در آن قرار داریم ، حرکت کنیم . کدام دموکراسی در منطقه ما وجود دارد ؟ عربستان ، امارات ، لبنان ، مصر ، ترکمنستان ، آذربایجان ، و... در منطقه ما فقط و فقط در ترکیه و کمی هم پاکستان دموکراسی وجود دارد . در این دو کشور هم دموکراسی در پنجه ارتش های نیرومند گرفتار است . اعتدال ایجاب می کند که ما با مراعات حساسیت های مذهبی و اعتقادی جامعه ، حکومت مردم بر مردم را تمرین کنیم و به تدریج و متناسب با تجربه ملی خود ابعاد آن را گسترش دهیم .

 حميد عدالت :  چگونه مي شود همه حكومت هاي تاريخ گذشته را طاغوت دانست و سپس انتظار پاسداشت فرهنگ و تاريخ ايران را داشت؟
 
 مرعشی:به نظر من نگاه به حکومت های گذشته با عینک امروز، نه منصفانه است و نه معقول.ضمن آن که به خاطر داشته باشیم و یا بهتر بگویم بیاموزیم، که آن چه تاریخ و تمدن را می ساخته و می سازد، فعالیت یک ملت است و حکومت ها چه آن ها را خوب بدانیم و چه بد تنها سهمی از یک دوره تاریخی را تشکیل می دهند.

 فريد  :  آقاي مرعشي لطفا نظر خودتان را در مورد سياستهاي آقاي هاشمي در دوران جنگ تحميلي رااعلام فرمائيد؟
 
مرعشی:سیاست های آقای هاشمی در دوران جنگ ، سیاست های نظام بوده است.ایشان در دوران دفاع مقدس خصوصا در دوره فرماندهی جنگ ، نقش موثری را در هدایت  نیروهای ارتش و سپاه بر عهده داشتند.ایشان تلاش سیاسی موثری برای پایان سیاسی جنگ پی ریزی کردند که بعدها به داستان مک فارلین مشهور شد و در سال های پایانی جنگ هم ایشان با انتقال اطلاعات صحیح از واقعیت های جبهه خودی و جبهه دشمن ، زمینه تصمیم تاریخی حضرت امام برای پایان جنگ را  فراهم کردند.

 حبيب عشوري  : آيا شما دوست داريد كه وقتي به عنوان توريست به كشور ديگري مي رويد ، الگوي پوشش آن كشور را اجرا كنيد؟ پس چطور وقتي شما ديگران را كه مي خواهند به عنوان توريست از ايران ديدن كنند ، مجبور به اين كار مي كنيد؟ فكر مي كنيد با اين طرز تفكر بازار توريسم جهاني را از دست نخواهيد داد؟ يا نداده ايد؟
 
مرعشی: یک سند مهم که توسط سازمان جهانی گردشگری تهیه و به تصویب کشورهای مختلف رسیده است ، کد اخلاق جهانگردی است . بر اساس این سند بین المللی ، رعایت آداب و رسوم و قوانین کشورهای مقصد الزامی است و توریست ها باید قبل از سفر به هر کشوری با این مقررات آشنا شوند.توسعه پایدار گردشگری منوط به مراعات این مقررات است . خود من در سفر به هند ، برای آشنائی با نحوه عبادت در معبد سیک ها، روسری سر کردم. مساله حجاب،بیش از آن که مشکل گردشگران خارجی باشد، مشکل خود ایرانی هاست.یک روز یک گردشگر ژاپنی که به او آموزش داده بودیم که طبق مقررات ایران، حجاب زنان الزامی است، از راهنمای خود پرسیده بود چرا خانم های ایرانی مقررات کشور خود را رعایت نمی کنند؟

علي صادقي  : چرا اسم كارگزاران با فعاليت اقتصادي همراه است ؟
   
 مرعشی:شاید به این دلیل باشد،که کارگزاران آغاز کننده تحولات بازسازی اقتصادی، بعد از جنگ تحمیلی بودند.به عنوان مثال زمانی که قرار شد نوسازی تهران در دستور کار کشور قرار گیرد و مسئولیت این تحول را یکی از اعضای کارگزاران بر عهده گرفت؛ تامین منابع مورد نیاز برای نوسازی تهران باید از توسعه فعالیت های اقتصادی در شهر تهران فراهم می گردید.طبیعی است که نام کارگزاران مترادف با تشویق سرمایه گذاران به سرمایه گذاری های اقتصادی در تهران برده شود.جهت اطلاع شما عرض می کنم حزب کارگران دارای هیچ موسسه اقتصادی نبوده و نیست و اعضای آن هم در هیچ یک از فعالیت های اقتصادی مشارکت نداشته اند.

بهرام  :  از شما كه مدتي را در وادي فرهنگي مملكت بوده ايد يك سوال دارم. و اينكه چرا مردم در مقابل حكومتها(لااقل اين 60 سال اخير) رفتار فرهنگي معكوس داشتند؟ ... در حال حاضر نيز برغم كنترل 30 ساله بر تمام مبادي فرهنگي جامعه ولي در عمل به لحاظ عدم توفيق كاركرد فرهنگي دولت مجبور است تا از روش هايي چون طرح امنيت اجتماعي استفاده كند؟...
 
مرعشی:البته این امر را به صورت یک قاعده کلی نمی توان پذیرفت.ولی مهم ترین دلیل را بی توجه حاکمان به راه حل های علمی می دانم .

 احسان  :  سلام جناب آقای مرعشی باتوجه به تمام شدن دوران محکومیت آقای کرباسجی ایشان در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری شرکت می کند؟چه کارهایی باید انجام دهیم تا بتوانیم قدرت را دوباره در دست بگیریم ؟اگر جريان شما مجددا روی کار آید آيا سازمان مديريت و برنامه ريزي را مجددا احیا می کنید؟
 
 
مرعشی: قاعدتا خود ایشان باید به این سوال پاسخ دهند ولی تصور می کنم ایشان آمادگی مسئولیت های جدید را نداشته باشند.
آنچه که باید از آن درس بگیریم،کنار گذاشتن خود خواهی های سیاسیون خودی و تشکیل یک جبهه متحد نیرومند است.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی از نیازهای واقعی اداره کشور است.انحلال کار کسانی است که راه حل اصلاح امور را نمی دانند و صورت مسئله ها را پاک می کنند.

 حنیف:  آیا به تقسیم بندی تندرو وکندرو و میانه رو درجبهه اصلاحات قائل هستید؟آیا بنظر شما این یک ترفند جناح حاکم ورقیب برای جلوگیری ازائتلاف اصلاح طلبان نمی باشد؟
 
مرعشی: وجود گرایش های مختلف و رویکردهای افراطی و میانه رو در جبهه اصلاحات واقعیت های انکار ناپذیری هستند و مهم این است که رهبری اصلاحات بتواند به موقع و متناسب با شرایط از ظرفیت همه نیروها به طور بهینه استفاده نماید.

 ر.كشاورزي :  جناب آقاي مرعشي با سلام
جنابعالي در يكي از برنامه هاي تلويزيوني زمان انتخابات رياست جمهوري فرموديد كه آقاي احمدي نژاد شيخوخيت لازم جهت اين مقام را در بين گروهها ندارد اكنون پس از سپري شدن بيش از دو سال نظرتان چيست؟
 
 مرعشی:من به همه آنچه که آن شب گفتم ایمان داشتم و متاسفانه تجربه هم همه آنها را تایید کرد. بعد از استقرار ایشان به عنوان رئیس جمهور،من مایل بودم،روند امور، اشتباه مرا ثابت کند تا کشور آسیب نبیند ولی بیش از پیش بینی من کشور لطمه دید.ای کاش تلویزیون یک بار دیگر آن مناظره را برای قضاوت مردم پخش می کرد.

 اکبر :  آقای مرعشی در شرق از قول شما خواندم که در تلاش هستید تا محرومیت های آقای کرباسچی برداشته شده و ایشان دوباره به فعالیت های سیاسی و مدیریتی باز گردند.. این تلاش ها از جانب چه کسانی دنبال می شود و تاکنون چه نتایجی در بر داشته است؟ آیا آقای کرباسچی قصد کاندیداتوری مجلس را دارند؟ در این صورت آیا شورای نگهبان صلاحیت ایشان را تائید خواهد نمود؟
 
 مرعشی:محدویت های ایشان انشاالله به زودی رفع می شود.ولی فکر نمی کنم ایشان با سرعت قصد استفاده از فضای جدید را داشته باشند .

 ناصر :  آقاي مرعشي ؛ در حال حاضر وضعیت آقای هاشمی در ساختار قدرت چگونه است؟ ... پیش بینی شما از ریاست مجلس خبرگان چیست؟
 
 مرعشی:ایشان از شخصیت های کلیدی و موثر نظام هستند.در مورد ریاست خبرگان اجازه بدهید اظهار نظر نکنم .

 سهراب.ی: با سلام خدمت جناب آقای مرعشی
درست است که می گویند قهوه خانه های سنتی در سراسر کشور به صورت متمرکز و زیر نظر شما اداره می شود؟
لطفا شفاف و کامل پاسخ دهید. با تشکر
 
 مرعشی:قهوه خانه ها زیر نظر صنف مربوطه اداره می شوند. این شایعه به مطلبی بر می گردد که بصورت طنز در روز های پایانی ماموریتم در مجلس ششم ، مطرح کردم . بخش کوتاهی از فیلم آن جلسه در سایت شخصی من در قسمت قهوه خانه موجود است . من فقط مسئول قهوه خانه مجازی خودم هستم .

 اردشير : بنده به شخصه معتقدم كه آقاي كرباسچي ارزش افزوده اش براي تهران در مدت شهرداري ايشان خيلي خيلي بيشتر از اتهاماتي است كه به ايشان و نزديكان ايشان وارد شد. آيا درخواست عفو وي به اين معني نبود كه ايشان خطاي خود را قبول داشته است. نظر شما چيست؟
 
 مرعشی:آقای کرباسچی خدمات غیر قابل انکاری داشته اند که تاریخ تهران آنها را ثبت کرده است . در خواست عفو تنها راه باقی مانده بود و به مفهوم پذیرش محکومیت نیست.

بابك :  با سلام به آقاي مرعشي و تشكر از صراحت شما در بيان ديدگاه هاي تان. در روزنامه ايران خواندم كه گفته بوديد اعضاي كميته تصميم همان اعضاي ستاد انتخاباتي اصلاح طلبان هستند. در ميان نام هايي كه شما عضويت آنها را در ستاد يا كميته تاييد كرده بود چهره جديدي ديده نمي شد. دوباره برخي چهره هاي تكراري و پا به سن گذاشته. در وبلاگ تان از لزوم ميدان دادن به تازه نفس ها گفتيد اما چرا در اين نام ها چنين چيزي نبود؟
 
 مرعشی:با کلیت نظر شما موافقم ولی در شرایط حاضر رهبری و هدایت انتخابات اصلاح طلبان و ضرورت اجماع در جبهه برای شکل گیری هر چه گستدره تر ائتلاف آن قدر پیچیده و مهم است که نمی توان ذره ای در مورد آن ریسک کرد.بازگرداندن اعتدال و آرامش به مدیرت کشور و نجات کشور و انقلاب اسلامی از مخاطرات سهمگینی که آن را تهدید می کند نیازمند به کار گیری ظرفیت های با تجربه کشور است.انشا الله بعد از آن که قدیمی ها بدهی خود را به ملّت پرداختند و این قطار از ریل خارج شده را با لطف الهی و همّت مردم بر روی ریل گذاشتند ، نظر شما را انجام خواهیم داد.

اکرم:   چرا آقای هاشمی برای رفع توقیف هم میهن اقدامي نمي كنند؟ یکی از سایت های حامی دولت به کنایه نوشته بود آقای هاشمی در رفع توقیف هم میهن نقشی اساسی داشته...
 
 مرعشی:ایشان مدافع آزادی مطبوعات به طور کلی هستند و علاقمند به تکثر در فضای سیاسی امروز. ولی به هر حال محدودیت ها هم جدی هستند.

 علي هراتي:  با سلام .آقاي خاتمي بر چه اساسي شما را به عنوان معاون خود انتخاب كرد ؟

مرعشی:پاسخ شما را در جلسه استعفا از مجلس ششم داده ام.  فیلم آن را در قهوه خانه در سایت marashi.ir  می توانید ببینید.

 بویراتی  : شما که در برنامه هاي تلويزيوني زمان انتخابات رياست جمهوري از "شیخوخیت" آقای احمدی نژاد ایراد گرفتید آیا خود به هنگام گرفتن پست فرمانداری/استانداری کرمان (که در همان برنامه اشاره کردید) از شیخوخیت لازم برخوردار بودید؟
 
 مرعشی:من بعد از چهل ماه معاونت استانداری به سمت استاندار کرمان منصوب شدم .اگر آقای احمدی نژاد چهار ماه معاون رئیس جمهور شده بود حق با شما می بود.

 مانی  :  درود بر آقای سید حسین مرعشی،خسته نباشید.سه سوال داشتم:
1- شما که مسائل حکومتی و کشوری نقش داشته اید و بالاخره تجربیاتی،به نظرتون آمریکا به ایران حمله می کند؟اصلاح طلبان چه فکر می کنند؟و اگر حمله کند فقط نیروگاه های هسته ای را می زند یا مثل جنگ ایران و عراق؟!
2-کاندیدای مجلس هشتم می شوید؟
3-با اعدام های اخیر موافقید یا مخالف؟
در آخر هم باید بگویم در حال حاضر مردم امیدشان به اصلاح طلبان است.براتون آرزوی موفقت دارم.
 
مرعشی:1-امیدوارم هرگز آن روز فرانرسد .هم در ایران خردمندی در سطح بالای حکومت ( فراتر از دولت) حاکم است و هم آمریکا این قدر ناپخته حرکت نمی کند. ما اصلاح طلبان فکر می کنیم هر چند احتمال چنین برنامه ای ضعیف است،ولی چون محتمل قوی و خطرناک است،نباید اجازه بدهیم کشور در معرض چنین تهدیدی قرار گیرد.البته خطر افزایش فشارهای اقتصادی را هم نباید دست کم گرفت.
2-من کاندیدای مجلس هشتم نمی شوم،چون افراد لایق تر از خود را می شناسم که انشاالله آنان وارد خواهند شد.
3- اظهار نظر در مورد اعدام های اخیر ، موکول به داشتن اطلاعات کافی است .

 اکبر نازي: با سلام...فکر مي کنيد چرا بايد يک روزنامه مانند شرق که در آن هيچ توهيني به کسي نشده بود توقيف شود؟
 
 مرعشی:خیلی فهم موضوع مشکل نیست.بی احتیاطی و اشتباه قابل جبران شرق و اراده ای که محدویت در اطلاع رسانی اردوگاه اصلاح طلبان را برای تاثیر گذاری بر انتخابات مفید می داند.

 محمودي: با سلام و تشكر از آقاي مرعشي و سايت نوانديش.
سوال من در رابطه با كميته تصميم اصلاح طلبان است. چرا كسي بطور شفاف درخصوص اين كميته ، وظايف و اختياراتش و اعضاي آن صحبت نمي كند؟ فكر نمي كنيد تعلل در اطلاع رساني موجب شايعه سازي و خبر سازي محافظه كاران شود؟
 
 مرعشی:انتقاد شما وارد است.انشاالله جبران می شود.

 عباس هراتيان:  با سلام و احترام ؛نظر شما در رابطه با مديريت آقاي خاتمي و برتري ايشان نسبت به آقاي دكتر احمدي نژاد چيست.ضمناً سايت بسيار خوبي داريد و خاطرات بسيار خوب. مواظب باشيد فيلتر نشويد.
 
 مرعشی:مدیریت آقای خاتمی را مدیریتی پایدار و مدیریت آقای احمدی نژاد را در حالت خوشبینانه پروژه ای می دانم.

 آرش :  آقای مرعشی آيا بالاخره مسله صنعت توریسم در ایران با توجه به دیدگاهای مذهبي و فرهنگي ما از يك طرف و اهمیت درآمد زایی آن حل شدنی است ؟ لطفا پاسخ شفاف دهيد و آمار و ارقام هم ارائه نفرمایید.
 
مرعشی:برخلاف برداشت عمومی جامعه ، صنعت گردشگری،در خدمت معرفی فرهنگ و ارزش های ملی و مذهبی ما خواهد بود  به شرط آنکه سینه ای مناسب برای حکومت بر ایران داشته باشیم نه سینه ای تنگ در حد حکومت بر یک قبیله.ایران ظرفیت جلب سالانه بیست میلیون گردشگر را دارد که آنان نه برای عیاشی بلکه برای تماس و آشنائی با یک ملت بزرگ و یک تمدن کهن به ایران خواهند آمد.

مصطفي: با سلام و خسته نباشيد به آقاي مرعشي:
به نظر شما تقسيم بندي حزب الله و حزب شيطان در حال حاضر پاسخگوي نياز جامعه سياسي كشور است؟
 
مرعشی:با استفاده ابزاری و سیاسی از ارزش های قرآنی مخالفم.

 جاويد صفري : با سلام ، من اين سوال را از آقاي ابطحي هم پرسيدم ولي متاسفانه ايشان جواب درستي ندادند ، بنابراين از جنابعالي به عنوان يك فعال سياسي نيز مي پرسم:
سوال من يك سوال كلي است و مي توان آنرا از همه كساني كه خودشان را رهرو راه امام و آشنا با تفكرات ايشان مي دانند ، پرسيد.حضرت امام نظريه پرداز حکومت اسلامی بودند .راجع به این قسمت که اگر مردم بعد از سالها خواستند این حکومت را تغییر بدهند چه باید بکنند چه چیزی نوشته و يا گفته اند؟ ...
 
مرعشی:جمهوری اسلامی بدون داشتن پشتوانه واقعی مردمی قابل دوام نیست . منطق امامان شیعه که مقتدای بلا شرط امام بوده اند ، ورود به حکومت صرفا با خواست مردم و در شرایطی کاملا  آزاد بوده است . اصرار بر ادامه حکومت اسلامی در شرایطی که روزی اکثریت مردم آن را نخواهند با منطق اسلام و امام سازگار نیست ، لیکن به نظر من جمهوری اسلامی به مفهومی که امام معماری کرده اند ، یعنی حکومتی که تمام ارکان باید توسط مردم انتخاب شود و به قوانین اسلام پایبند باشد ، در هیچ شرایطی توسط اکثریت مردم ایران نفی نخواهد شد و آنچه به نظر من نفی خواهد شد پیرایه هایی است که بر این نظام بسته شده یا خواهد شد.

 حسین ماهانی: با سلام. شما فکر می کنید اگر انقلاب اسلامی رخ نمی داد شما الان چه کاره بودید ؟
 
مرعشی:قاعدتا در سیاست وارد نمی شدم ولی به حکم تربیت و میراث خانوادگی خدمتگذار مردم می بودم.

جوزیان  :  جناب آقای مرعشی . لطفا به سؤالات زير پاسخ شفاف وصریح دهيد :
1- به آقایان هاشمی ،خاتمی واحمدی نژاد در مقام رییس جمهوری چه نمره ی می دهید؟
2- آیا نتيجه انتخابات خرداد وتیر 84 به دليل تخریبهای صورت گرفته نبود؟
3- وظیف دولت در پیشگیری از تخریب و برخورد با عوامل آن چیست و آیا دولتها در این زمینه به تکلیف خود عمل نموده اند ؟
4- آیا آقای هاشمی برای دور دهم ریاست جمهوری کاندید می شوند ؟
با تشکر
 
مرعشی:1-آقای هاشمی 75 ، آقای خاتمی 65 از 100و آقای احمدی نژاد مردود
2--تخریب ها اثر مهمی داشت .
3--تکلیف سنگینی که در گذشته قادر به انجام آن نبوده اند و در آینده ممکن است تمایلی به آن نداشته باشند.
4--تصور نمی کنم .

 مهدی :  باسلام. به نظر شما چرا توده مردم ایران چندان تمایلی به فعاليت هاي حزبی ندارند؟ و آیا اگراصلاح طلبان درزمان دولت فعلی به حاشیه نرفته بودند بازهم دم از عدالت می زدند؟
 
مرعشی:تربیت سیاسی در ایران ضعیف است.در قبل از انقلاب سیاست ورزی عمومی نبود.در پس از پیروزی سیاست ورزی تکلیف دینی و ملی شد ولی آموزش سیاسی جدی نشد.مردم ما در سیاست فردی وارد می شوند، حال آنکه طبع سیاست جمعی است.عدالت خواهی بخش لاینفک اصلاح طلبی است.

 اکبر اسدي :  سلام...آقاي احمدي نژاد آزادي در ايران را تقريبا مطلق ناميدند...نظر شما در اين مورد چيست؟ زنده باشيد.
 
مرعشی:شاید برداشت شما از سخنان ایشان درست نباشد. بعید است چنین ادعای غیر واقعی را به ایشان منسوب نماییم.

 آرش :  ارتباط آقاي مهاجراني با حزب كارگزاران در حال حاضر به چه صورتي است؟ خانم فائزه هاشمی چطور؟ آيا در تصميم گيري هاي حزب کارگزاران فعالند؟
 
مرعشی:هر دو نفر از عضویت حزب کناره گیری کرده اند.

 علی ابراهیم زاده بوشهر  : با سلام واحترام. 1 - آیا امیدی هست دوباره از قهوه خانه اصلاح طلبان دودی بلند شود؟
2 - خیلی ها شما را عامل شکست آقای هاشمی بخاطر آن مناظره کذایی می دانند آیا قبول دارید که دفاع خوبی نکردید؟
3- چرا دیدگاه محمد هاشمی همیشه با نگاه اصلاح طلبانه کارگزاران مغایر است ؟
 
مرعشی:1-سیاست یک پدیده پویا است . چرا نه؟
2-من دفاع خوبی کردم ولی مقبول نیفتاد ولی قبول ندارم که یک مصاحبه،منشا آن همه تخلف و...شده باشد.
3-افراد دارای دیدگاه های متفاوتی هستند . نظرات ایشان با نظرات حزب مغایرت ندارد شاید بیان متفاوت باشد
.

 حسین  : جریان آن افطاری با 7 نوع غذا چه شد . می گفتند شما را مجبور به پرداخت پول آن از جیب خودتان کردند.
 
مرعشی:برای 115 نفر خبرنگار ، 115 پرس غذای متنوع تهیه شده بود.سرانه هزینه برای هر میهمان هشت هزار تومان بود. ولی با توجه به غوغای خبری صدا و سیما ، هزینه نهصد و سی هزار تومانی را خودم پرداخت کردم . اشکالی ندارد صبر من زیاد است . بالاخره کار پوست به دباغی می افتد ، روزی این پول را از حقوق آقای ضرغامی کسر خواهم کرد.

 نادر صدرجهاني  :  با سلام و تشكر از سايت وزين نوانديش براي ادامه اين مباحث .جناب آقاي مرعشي درست زماني كه جنابعالي در حال ترك كرمان واستانداري به مقصد دفتر رئيس جمهور وقت بوديد براي يك ماموريت اداري وارد فرودگاه كرمان شديم وشاهد گريه وناراحتي مردم در پاي هواپيما براي رفتن شما بودم و مطلب را جويا شديم و از مديريت قوي شما مثالها بود آيا نمي شد از اينگونه تجربيات براي كمك به دولت نهم استفاده كرد وبه جاي مخالفت وضرر به مردم نوعي تفاهم نسبي براي پيشرفت كشور حاصل مي شد و حائز اهميت اينكه تمامي مقامات نظام در مجمع تشخيص مصلحت كنار هم نشسته و تصميم مي گيرند پس همه عضو نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده ومصلحت كشور فراتر از پست واختلاف است وچرا اين تفاهم حاصل نميشود در حاليكه همه از مقام عظماي ولايت مكلف به تكليف هستند و كمك به دولت نهم از سوي ايشان بارها مورد توصيه قرار گرفته است وسال اتحاد ملي و انسجام اسلامي زمان خوبي براي اين تفاهم ميتواند باشد.
 
 مرعشی:من هیچگاه از زیر بار کمک به دولت نهم فرار نکرده ام آنان از مشورت با ما ها که تجربه ای داریم فرار می کنند . من در طول این دو سالی که در خیابان ها و بیابان ها می گردم و شکر خدا را می کنم ، آرزو داشتم در مورد آن همه کار نیمه تمام در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری،یک سوال تلفنی از من بشود ، این سعادت هم نصیب من نشد . فقط یک بار یکی از معاونان یکی وزارت خانه ها متناسب با سابقه هشت ساله من در مجلس ،قصد مشورت با من را داشت ، من هم به احترام او به وزارت خانه رفتم و به سوالات فکری ایشان پاسخ دادم ، بعد شنیدم وزیر مربوطه او را سرزنش کرده است که چرا با من تماس گرفته است . امروز کسانی بعضا بر سر کارند که در اوج بی اطلاعی ، مشورت با امثال من را حرام می دانند .

ن-ج :  جناب آقای مرعشی ؛ باسلام واحترام
1- با نظر به اینکه آقای احمدی نژاد درزمان ریاست جمهوری آقای هاشمی مدتی استاندار اردبیل بوده ، لذا مواضع ونحوه برخورد ایشان با مقام عالی اجرایی کشور چگونه بوده است وهم اکنون چطور می باشد.
2- آیا آقای احمدی نژاد در دور ششم مجلس کاندید بودند در صورت پاسخ مثبت آرای ایشان چه تعداد بوده است.
با تشکر
 
 
مرعشی:1-من مدت کوتاهی با ایشان تماس داشتم . فقط در یک سفر به اردبیل به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور ، مورد محبت ایشان بودم .
 2-ظاهرا" کاندیدا بوده اند ولی از میزان رای ایشان بی اطلاعم.

 حامد. : با سلام آقای مرعشی شما آینده دولت نهم را چطور مي بينيد...
 
مرعشی:امیدوارم بخیر بگذرد . من خوش بین نیستم .

 لطیفی  : آقای مرعشی در حال حاضر ما چقدر توریست داریم و علت اصلی که توریست بسیار کمی داربم چیست؟
 
مرعشی:در مورد آمار توریست خارجی اختلاف آماری وجود دارد. از هفتصد هزار نفر تا یک میلیون و پانصد هزار نفر. علت کمی آن هم ضعف در تولید و عرضه  خدمات گردشگری است .

 محمود  :  با سلام. هر قهري بايد پايان مسالمت آميز وسازنده را در بر داشته باشد، به گونه اي كه منافع متقابل طرفين را بيش از گذشته تامين نمايد.آيا به اعتقاد شما استمرار وضع موجود در رابطه ايران وآمريكا بيشتر به ضرر ما نيست و نبايد در راستاي رفع تهديدات موجود و بطور مستقيم در خصوص مواردي كه مربوط به خود ماست و نه افغانستان وعراق مذاكرات را آغاز و روابط را برقرار نمائيم.
 
مرعشی:بنظر من سال هاست که ادامه خصومت به ضرر ایران است .

 اسفندیار-اراک  : باسلام .اقای مرعشی چرا اهداف و برنامه حزب کارگزاران به صورت مدون ودفترچه دراختیار مردم قرار نمی گیرد تا مردم بیشتر با اهداف حزب آشنا شوند و اگر هم حزب حاکم شد قابل ارزیابی باشد و یک سئوال ما در اراک چگونه می توانیم به اهداف حزب کارگزاران کمک کنیم و یا عضو شویم با کمال تشکر.
 
مرعشی:مبانی اعتقادی و اهداف و خط مشی های حزب در کتابی تحت عنوان کتاب اول کارگزاران چاپ شده داست . بزودی این کتاب در سایت راه نو گذاشته خواهد شد .

 علی احمدی : نقش مردم در حمایت از اصلاح طلبان را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
مرعشی:اصلاح طلبان بدون مردم در حکم ماهی خارج  از آب هستند.

 و-خليلي  :  با سلام و عرض ادب
مناظره جنابعالي با آقاي كلهردر زمان انتخابات رياست جمهوري بسيار عالي و تكميل بود ولي اينجانب معتقدم كه يكي از دلايل اصلي عدم انتخاب آقاي هاشمي به رياست جمهوري مناظره آقاي نوبخت با آقاي خوش چهره بود كه درست قبل از انتخابات در شبكه 2 صورت گرفت و كفه ترازو را به سمت احمدي نژاد تغيير داد.
1-سوال اينست كه با توجه به تعداد زياد نخبگان اقتصادي و سياسي كه حمايت خود را ازآقاي هاشمي اعلام كردند چرا ايشان آقاي نوبخت را انتخاب كردند؟
2-برنامه شما براي معرفي كانديدای  انتخابات آينده رياست جمهوري چيست؟
 
مرعشی:1-اجازه بدهید این سوال را من پاسخ ندهم .
2-فعلا باید همه به فکر پیروزی در مجلس هشتم باشیم
.

صادقي  : با سلام به آقاي مرعشي و تشكر از سايت نوانديش كه اين امكان را براي گفتگوي دو طرفه فراهم كردند. آقاي مرعشي چندي پيش آقاي عطريانفر عضو ارشد حزب كارگزاران گفت ماموريت تاريخي اين حزب پايان يافته و ما ديگر فعاليتي نداريم. پس چرا هنوز حزب كارگزاران به فعاليت خود ادامه مي دهد. يا اينكه چرا فقط در آستانه انتخابات فعال هستيد؟
 
مرعشی:ظاهرا برداشت شما از مطلب ایشان درست نبوده است . مقصود ایشان این بوده که کارگزاران نقش تاریخی خود را برای جلوگیری از انسداد سیاسی در مجلس پنجم و ایجاد نهضت اصلاح طلبی انجام داده است .افزایش فعالیت احزاب و همه نیروهای سیاسی درایام انتخابات طبیعی است.  آیا هیچگاه از یک هیئت مذهبی پرسیده اید چرا فقط در دهه اول محرم فعال می شوند؟

 محسن  : با سلام . جناب آقای مرعشی 1- چرا اصلاح طلبان یک حزب قدرتمند ندارند که به راحتی از سوی اصولگرایان مورد تمسخر قرار می گیرند؟ 2- آیا دوباره سازمان مدیریت و برنامه ریزی احیا می شود که ما به اصلاح طلبان رای دهیم؟
 
مرعشی:سوال بسیار اساسی و مهمی را طرح کرد ه اید . البته اصولگرایان هم بیشتر از اصلاح طلبان از نبود یک سیستم حزبی رنج می برند. ریشه این ضعف به ضعف اراده سیاسی رهبران دو جناح بر می گردد.

 احمد :  با سلام به آقاي مرعشي. اگر امكان دارد بفرماييد چه رابطه اي ميان حزب كارگزاران و آقاي هاشمي رفسنجاني وجود دارد؟
 
مرعشی:حزب کارگزاران مستقل از جناب آقای هاشمی رفسنجانی است .ولی به افکار و برنامه های ایشان اعتماد دارد.

 حميدي : سلام. در روزنامه ها اخبار ضد و نقيضي درباره ستاد انتخاباتي يا كميته انتخاباتي اصلاحات منتشر شده است. لطفا بفرماييد:
1-اعضاي ستاد چه كساني هستند ؟
2- چه گروه هايي در ستاد عضويت دارند؟
3- آيا اين ستاد مورد تاييد آقاي خاتمي هست يا خير؟
 
مرعشی:انشاالله بزودی مسئول محترم ستاد از پرده غیبت بیرون خواهد آمد و نگرانی ها رفع می شود.

 رضا : آقای هاشمی به انتخابات آتی مجلس چه کمکی می توانند بکنند؟ آیا آقای هاشمی در ساختار فعلی حکومت می تواند در جریان تایید صلاحیت ها و کمک به برگزاری سالم انتخابات نقشی در خور داشته باشند؟
 
مرعشی:انتظار ما از ایشان کمک به برگزاری سالم انتخابات است .

 سعيدي فر  :  باسلام. من از علاقمندان به شما هستم و خاطراتتان را در قهوه خانه دنبال مي كنم. اولا چرا وبلاگ تان دير به دير به روز مي شود و دوما يك خاطره جالب را كه در وبلاگ تان ننوشته ايد بگوييد.
 
مرعشی:امیدوارم این ضعف را جبران کنم . قاعدتا مسئولان سایت نواندیش به من فرصت طرح خاطره نمی دهند.

 ا. سیاهکوهی: سلام خدمت اقای مرعشی
1. آیا شما با آب گیری سد سیوند موافق هستید ؟
2. به نظر شما لایق ترین فرد برای پست ریاست جمهوری کیست؟
3.علت اصلی مسافرت افراد در هر تعطیلی به دبی چیست؟
 
مرعشی:1-سد سیوند به مجموعه تاریخی پاسارگاد لطمه نمی زند و آبگیری آن مشکل مهمی نداشته است .
2-افراد لایق زیادی در دو جبهه کشور وجود دارد . امیدوارم با حرفه ای شدن فضای سیاسی کشور راه بر حاکم شدن افراد ناشناخته بسته شود .
3-ضعف امکانات گردشگری کشور و تنوع طلبی مصرف کنندگان در کنار خدمات خوب و نسبتا ارزان دبی.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 12:24 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

افشاگري احمد توكلی درباره علت تغييرات غيرمنتظره در كابينه


نمی‌شود كارهای بزرگی مانند قائم‌مقامی وزارت نفت را به كسانی سپرد كه هیچ نسبتی با وزارت نفت نداشته‌اند، یا مدیران باتجربه‌ای را كه در حال اتمام سخت‌ترین پروژه اجرایی مثل كارت هوشمند هستند، در اوج حساسیت عزل كرد. یا بزرگترین خودروسازی كشور را به كسی سپرد كه با صراحت از مونتاژكاری صرف دفاع می‌كند.

۲۲ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۳۳ تعداد بازديد : 14500 كد خبر : ۷۳۱۳۶

دكتر احمد توكلي امروز در گفتگو با رسانه‌ها از دلايل واقعي تغيير دو وزير اقتصادي مهم كابينه پرده برداشت.

نماينده تهران و رييس مركز پژوهشهاي مجلس مقاومت طهماسبی و وزیری هامانه با انتصاب افراد معرفی‌شده نامناسب را علت اصلي بركناري اين دو وزير عنوان كرد.

به نوشته الف، وي درباره تعویض غیر منتظره وزیر نفت و وزیر صنایع گفت: البته چندان هم غیر منتظره نبود. تغییر وزراء و معرفی افراد جدید به مجلس حق قانونی رییس جمهور است. طبیعی است كه انتظار داشته باشیم اعمال این حق به روش مناسب صورت بگیرد. مثلاً می توان كاهش نرخ رشد ارزش افزوده صنعت را دلیل قرار داد و وزیر صنایع را عوض كرد، یا مدعی شد كه جلب سرمایه گذاری خارجی در نفت با هدف فاصله زیادی داشته و دست به تغییر وزیر نفت زد. این دلایل، اگر درست باشد، در شرایطی می تواند اسباب تحول در كابینه باشد.

ولی تا آنجا كه ما اطلاع داریم مدتها بود كه تغییر برخی معاونت ها و نصب افراد خاصی در هر دو وزراتخانه درخواست می شد و آقای دكتر طهماسبی و آقای مهندس وزیری به دلیل نا مناسب بودن افراد معرفی شده، مقاومت می كردند و به نظر می رسد علت اصلی تغییر آنها هم همین بوده باشد.

وي درباره اين كه چه كسانی باید نصب می‌شدند كه پذیرفته نمی شد، گفت: بنده قصد اسم آوردن ندارم ولی این دو وزیر پیشین را در نپذیرفتن آن افراد محق می دانم. البته قصدم دفاع از همه كارهای آنها نیست. به هر حال نمی شود كارهای بزرگی مانند قائم مقامی وزارت نفت را به كسانی سپرد كه هیچ نسبتی با وزارت نفت نداشته اند، نه از جهت تخصص و نه از حیث تجربه، یا مدیران با تجربه ای را كه در حال اتمام سخت ترین پروژه اجرایی مثل كارت هوشمند هستند، در اوج حساسیت كار عزل كرد. یا بزرگترین خودروسازی كشور را به كسی سپرد كه با صراحت نسبت به خودروی ملی اظهار بی اعتقادی و از مونتاژ كاری صرف دفاع می كند. یا كسانی كه سابقه بسیار محدود صنعتی داشته است بر سر بزرگترین سازمان صنعتی توسعه ای با 40 سال سابقه گماشت.

توكلی افزود: رییس جمهور محترم تا سه ماه وقت دارد و می تواند در این مدت با سرپرست وزارتخانه های نفت و صنایع و معادن را اداره كند. آنچه گذشت، گذشت. حال رییس جمهور محترم باید وضع فعلی را به یك فرصت تبدیل كنند. این دو وزارتخانه سالانه تقریباً 100 هزار میلیارد تومان گردش اقتصادی دارند. دو ركن مهم اقتصاد ملی هستند. حالا جا دارد افرادی برای جانشینی معرفی شوند كه علاوه بر خوبی قبلی ها نقاط قوت بیشتری داشته باشند كه باعث ارتقای كاركرد این دو دستگاه خطیر اقتصادی، سیاسی كشور شوند. طبیعی است كه نیروهای جدید باید بتوانند هزینه های ناشی از تغییر را جبران كنند و در عین حال موقعیت دولت را در خدمت به مردم و كشور بالا ببرند.
در این صورت فكر می كنم مجلس همراهی خواهد كرد.

رييس مركز پژوهشهاي مجلس درباره سرپرستی محرابیان بر وزارت صنایع و معادن گفت: بنده فكر می كنم در اوج تعقیب اجرای تبصره 13 و سیر به سمت حل یك مشكل كهنه كه از كارهای شجاعانه و قابل تقدیر دولت آقای دكتر احمدی نژاد و مجلس هفتم است، برداشتن آقای محرابیان از سر این كار مناسب نبود.

تازه ایشان به آن ستاد مسلط شده بود و حالا آقای رییس جمهور برای پیگیری كارهای بسیار خطیر آن ستاد، در آستانه مهر و گشایش مدارس و دانشگاه ها باید برای آنجا هم فكر بكند. در عین آن كه در دوره گذار كوتاه هم باید فرد با تجربه تری سکاندار وزارت صنایع و معادن می شد تا علامت مثبتی برای مجلس باشد. به هر حال ما برای ارتقای وزارتخانه ها حتماً با دولت همراهی می كنیم.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 10:35 |
وب سایت دیپلماسی ایران www.irdiplomacy.ir

پيشنهاد تغيير ساختار وزارت خارجه ايران

 همايش سفراى ايران در خارج از کشوربه سنت هرساله در تهران آغاز شده است. از سال هاى صدرات  على اکبر ولايتى در وزارت خارجه ايران سنتى ايجاد شده که هر ساله سفرا و روئساى هيات هاى نمايندگى ايران در خارج از کشور در نيمه تابستان به تهران مى آيند و با سران و مسولان درباره مسايل مختلف جلساتى برگزار مى کنند.

پايان بخش همايش نيز گردهمايى همسران سفرا است که با اتمام آن ميهمانان به زيارت امام هشتم در مشهد مى روند.

 

همايش سفراى امسال با حضور رييس‌جمهور  محمود احمدى نژاد آغاز شده است. آقاى احمدى نژاد در مراسم افتتاحيه گفته عدالت‌گسترى، مهرورزى و تعالى جوامع انسانى  اصول کارآمد و حلال چالش‌هاى روابط بين‌المللى است و همه ارکان سياست خارجى و مدل ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران بايد براساس اين اصول طراحى، اجرا و به جامعه بين‌ا‌لمللى عرضه شود.

 

رييس جمهور اسلامى ايران گفته که جهان در آستانه تحولى عظيم قرار دارد و  ماموريت بزرگ امروز جمهورى اسلامى ايران اصلاح و تغيير ساختار مناسبات و روابط بين‌المللى در جهت منافع ملت‌ها و ترسيم شرايط مطلوب است.

 

وى حرکت براى تغيير شرايط نامطلوب، نامشروع و غيرصحيح حاکم بر روابط بين‌المللى را مطالبه همه انسان‌هاى منصف و صالح بويژه ملت بزرگ ايران برشمرده و گفته امروز ملت و دولت ايران از تهديدهاى قدرت‌هاى فاسد ناراحت و نگران نيستند و ماموريت خود براى اصلاح نظام حاکم بر جهان مبتنى بر عدالت، خداپرستى و عشق و مهرورزى و انصاف را فرياد مى‌زنند.

 

به گفته آقاى احمدى نژاد مناسبات جهان و قوانين بين‌المللى بايد براساس عدالت تنظيم و اجرا شود و همه انسان‌ها از حقوق متناسب در عرصه‌هاى مختلف برخوردار باشند.

 

رييس‌جمهور ايران گفته که  با بيان اين‌که " همه مناقشات بر پايه عدالت قابل حل و فصل است" گفت: امنيت پايدار فقط در سايه عدالت محقق مى‌شود و ريشه ضايع کردن حقوق ملت‌ها و ترويج تروريسم در بى‌عدالتى‌هايى است که قدرت‌هاى زورگو بر جهان تحميل مى‌کنند.

 

 

آقاى احمدى نژاد با تاکيد بر اين‌که  انسان هاى فاسد از 200 سال گذشته تاکنون با جنجال و تبليغات گسترده خدا، اخلاق و ارزش‌هاى الهى را از مناسبات خود کنار گذاشته اند" گفته که کسانى که جنايات گوناگون و متعدد را با نام دمکراسى، آزادى و پيشرفت، عليه جامعه بشرى مرتکب شده‌اند بايد محاکمه شوند و داغ ننگ بر پيشانى‌شان بخورد.

 

رييس جمهور ايران هماهنگ کردن روابط اقتصادى و سياسى و حتى افزايش مناسبات اقتصادى، تجارى و بازرگانى ايران با کشورهاى مختلف را وظيفه سفيران خوانده و گفته  امروز ظرفيت فراوانى براى حضور متخصصان ايرانى در ساير کشورها و همچنين سرمايه‌گذارى خارجى‌ها در ايران وجود دارد که سفيران جمهورى اسلامى ايران در کشور هاى مختلف بايد زمينه عملياتى شدن اين ظرفيت‌ها را فراهم کنند و دولت از تلاش آن‌ها براى گسترش مناسبات اقتصادى با کشورهاى هدف حمايت همه‌ جانبه مى‌کند.

 

آقاى احمدى‌نژاد با تاکيد بر لزوم داشتن نگاه عملياتى براى مواجهه و حل و فصل مسايل مختلف گفته ساختار وزارت امور خارجه بايد همگام با مسووليت جهانى جمهورى اسلامى ايران متحول شده و برنامه‌ريزى و اقدام کند.

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 16:11 |

توقیف «شرق» و صف آرایی جناحی در ایران

فریدون زرنگار

 هيات نظارت بر مطبوعات، دليل توقيف روزنامه شرق را مصاحبه اين روزنامه با يک شاعر ايرانی مقيم کانادا اعلام کرده است. اين مصاحبه در شماره روز شنبه شرق منتشر شد.

خبرگزاری فارس به نقل از «يک مقام آگاه» می نويسد: «اين مصاحبه با فردی انجام شده است که مطالب همجنس‌گرايی در روزنامه‌های کشورهای ديگر به چاپ می رسانده است و اين مصاحبه نيز در همين راستا بوده است و به همين دليل هيئت نظارت بر مطبوعات، اين روزنامه را توقيف موقت کرده است تا به اين موضوع رسيدگی شود.»

با اين حال عيسی سحرخيز روزنامه نگار در تهران به راديو فردا می گويد در اين مصاحبه نکته ای نيست که بتواند تصميم هيات نظارت را توجيه کند.

او می گويد اين مصاحبه نگاهی است به بحث ادبيات و ادبيات زنانه و بيشتر به مباحث شعر و شاعری آن هم در حيطه زنان پرداخته است.

ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، می گويد برخلاف مطالب کيهان، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است، ندارد

 روزنامه کيهان در شماره روز دوشنبه خود، فرد مصاحبه شونده، ساقی قهرمان را يک زن «ضد انقلابی»، «فراری» و «عضو سازمان سيا» معرفی کرده است. کيهان، برادر خانم قهرمان، ساسان قهرمان سردبير مجله اينترنتی گذار از انتشارات خانه آزادی را نيز «از اعضای سيا» قلمداد کرده است.

ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، درباره مطالب روزنامه کيهان می گويد (برخلاف مطالب کيهان)، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است ندارد.

خانم قهرمان به راديو فردا می گويد محور گفت و گويش با شرق، تنها زبان ادبيات و تفاوت زبان زنانه و مردانه بوده است.

 او می گويد: «در آن مصاحبه گفتم که مشکل ما جايگزين کردن زبان زنانه با زبان مردانه نيست. من گفتم که اساسا تقسيم بندی جنسيتی بايد از ميان برود و زبان، جنسيت خود را تعيين کند.»

ساقی قهرمان همچنين می گويد: «من سردبير نشريه چراغ هستم. رييس سازمان دگرباشان هم نيستم. .. اينکه شب شعر تشکيل می شود، من شاعرم و همه جا شعر خوانی دارم . اين موضوع هيچ ارتباطی با اين که من به طور خصوصی چه می کنم، ندارد.»

توقيف موقت و توقيف دايم

 در پاسخ به اين پرسش که آيا توقيف روزنامه شرق موقتی خواهد بود يا دايمی، آقای سحرخيز به مواردی اشاره می کند که روزنامه ای ابتدا توقيف می شود و بعد «زير ذره بين» می رود تا دلايلی برای توقيف دايم يافته شود.

توقيف موقت روزنامه ها گاه به هشت يا نه سال هم کشيده می شود. همانطور که ۱۲۰ نشريه بدون آنکه به موارد قانون اساسی از جمله برگزاری دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه عمل شود، «توقيف موقت» شدند

عیسی سحرخیز

او می گويد: «توقيف موقت گاه به هشت يا نه سال هم کشيده می شود. همانطور که ۱۲۰ نشريه بدون آنکه به موارد قانون اساسی از جمله برگزاری دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه عمل شود، «توقيف موقت» شدند. تاکنون حتی دادگاه بعضی از آنها هم تشکيل نشده و بازجويی نشده اند. بدين ترتيب، توقيف موقت، در واقع توقيف دايمی است.»

 به گفته آقای سحرخيز، با توجه به اين که روزنامه شرق پيشتر در دو مرحله توقيف شده بود و اين سومين توقيف است، اين احتمال وجود دارد که در دادگاه بحث اصرار بر انجام جرم، به عنوان اتهام اصلی مطرح شود و حکم  لغو امتياز نشريه و يا توقيف دايم آن داده شود.

او فشار بر رسانه ها و روزنامه نگاران را بی ارتباط با انتخابات پيش رو، انتخابات مجلس شورای اسلامی نمی داند.

آقای سحرخيز می گويد: «من يک نکته ديگری را بايد اضافه کنم. در واقع بايد بهانه ای پيدا می شد که روزنامه، در آستانه تحولات سياسی ايران حذف شود.»

او می افزايد تا پيش از درگذشت آيت الله مشکينی، بحث انتخابات هشتم مطرح بود، اما اکنون به گفته وی، بحث انتخابات درونی مجلس خبرگان نيز بسيار بالا گرفته است.

عيسی سحرخيز می گويد: «با توجه به نزديکی روزنامه شرق و دست اندرکاران و روزنامه نگاران آن با جريانی که به آقای هاشمی نزديک است و با توجه به اين نکته که آقای هاشمی يک پای اصلی دعوا برای رياست مجلس خبرگان است، در نتيجه بحث مجلس خبرگان و انتخابات مجلس می تواند آنقدر مساله مهمی بوده باشد که حکم آن حذف شرق از فضای مطبوعاتی و رسانه ای باشد.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:35 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

محسن رضايي: ائتلاف فراگير، بايد اولويت نخست اصولگرايان باشد


تلاش بنده به همراه آقاي علي لاريجاني و آقاي قاليباف، آن است كه ائتلاف فراگيري ميان گروه‌هاي اصولگرا شكل بگيرد و اصولگرايان با فهرستي واحد در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند تا هم احتمال موفقيت آنان افزايش يابد و هم از تشتت و دودستگي در ميان اصولگرايان جلوگيري شود.

۱۵ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۷ تعداد بازديد : 3116 كد خبر : ۷۲۸۰۰

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار اعضاي شوراي مركزي جبهه اتحاد ملي با وي، تأكيد كرد: تشكيل ائتلاف فراگير، بايد اولويت نخست گروه‌هاي اصولگرا باشد و همه كساني كه خود را اصولگرا مي‌دانند، بايد در راستاي وحدت و ارايه فهرست يكپارچه در انتخابات مجلس هشتم تلاش كنند.

به گزارش خبرگزاري مهر، محسن رضايي گفت: تلاش بنده به همراه آقاي علي لاريجاني و آقاي قاليباف، آن است كه ائتلاف فراگيري ميان گروه‌هاي اصولگرا شكل بگيرد و اصولگرايان با فهرستي واحد در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند تا هم احتمال موفقيت آنان افزايش يابد و هم از تشتت و دودستگي در ميان اصولگرايان جلوگيري شود.

رضايي درباره تلاش‌‌هاي انجام‌شده براي ايجاد اتحاد ميان اصولگرايان افزود: هرچند هم‌اكنون در ساز و كارهاي رايزني‌ها ميان گروه‌هاي اصولگرا نواقصي وجود دارد اما شوراي حكميت پنج نفره، نقطه خوبي است كه همه گروه‌هاي اصولگرا بر آن اجماع دارند و مي‌توان با محوريت اين شورا، نواقص را برطرف كرد و به يك ائتلاف فراگير در اصولگرايان دست يافت.

وي در پايان گفت: با توجه به اوضاع كنوني، تشتت، پراكندگي و تفرقه ميان گروه‌هاي اصولگرا، مي‌تواند هم بر ميزان مشاركت در انتخابات و مأيوس كردن مردم از اصولگرايان اثر منفي بگذارد و هم احتمال موفقيت اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم را كاهش دهد؛ بنابراين، اولويت نخست همه شخصيت‌هاي مؤثر و گروه‌هاي اصولگرا، بايد آن باشد كه اصولگرايان با ائتلافي فراگير و يك فهرست در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند و در صورتي كه فرد يا گروهي با اصرار و لجاجت بر مواضع خود، مانع شكل‌گيري اين ائتلاف شود، بايد پاسخگوي پيامدهاي احتمالي آن در نتيجه انتخابات باشد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:33 |

علي ربيعي در جمع دوم خردادي هاي اردبيل:

 

بي اعتنايي به معيشت و درد مردم، علت شكست اصلاح طلبان بود

 

خبرگزاري فارس: مشاور امنيتي سيد محمد خاتمي گفت: تندروي اقليت ناچيز، بي توجهي به روح تغيير خواهي مردم بر پايه معيشت، عدم درك درد جامعه و عمليات رواني پر قدرت عليه ما از جمله دلايل شكست اصلاح طلبان بود.

به گزارش خبرگزاري فارس، علي ربيعي كه روز جمعه در جمع اصلاح طلبان استان اردبيل در هتل مهدي اردبيل سخن مي‌گفت، همچنين از عدم انسجام حزبي و تريبون هاي نماز جمعه به عنوان ديگر دلايل شكست جريان دوم خرداد ياد كرده بود.
نظر به اينكه علي ربيعي مشاور شوراي امنيت ملي دوره رياست جمهوري خاتمي در پي انعكاس خبر اوليه در تاريخ جمعه 12 /09 86 توضيحات و اصلاحيه اي به خبرگزاري فارس ارسال كرد كه عينا در همان روز منعكس شد. خبرگزاري فارس به منظور تنوير افكار عمومي و در جريان قرار دادن كاربرهاي خود، اينك اقدام به انعكاس متن اظهارات نامبرده كه عينا از روي نوار پياده شده مي نمايد:
در سفر به استان‌هاي مختلف با جمعيتي از اصلاح طلبان مواجه مي‌شويم كه اين امر خيلي اميدبخش بود به ياد خطبه‌اي از امام حسين (ع) در روز عاشورا افتادم كه در اواخر دولت خاتمي تكرار مي كردم. (فأذا موضع البلاء قل البيان)
خوشبختانه با مشاهده نيروهاي اصلاح طلب خوشحالي به ما دست داده و به طور مختصر چند نكته عرض مي‌كنم كه در شوراي مركزي مورد بحث قرار مي‌گيرد.
ما بعد اين از ماجراها مدتي دنبال تجزيه و تحليل بوديم، بعد از انتخابات يك تيم جمع شد و به تحليل نتايج انتخابات پرداخت، يك خورده وضع حال و آينده را بررسي كرديم. ما در مركز كار را شروع كرديم و بعد از جمع بندي،در هفته يكي دو جلسه با خود آقاي خاتمي مسائل و امور را تجزيه و تحليل مي‌كنيم و اميدوارانه به قضايا فكر مي كنيم.
اينكه ما چه كرديم آيا اصلا كاري كرديم يا نكرديم در اين مسئله خيلي كار بود. 8 سال گذشت چه شد، بعدش چه خواهد شد؟ دو دوره انتخابات رياست جمهوري را از آن خود كرديم، يك دور مجلس و يك دور شورا را نيز گرفتيم، عضو شوراي شهر 2 ميليون نفري شديم بعدش چي؟ اين سوالها بود و اگر باز بياييم يعني چه؟ باز آخرش چيه؟ سوال خيلي مهمي بود خيلي از دوستان اين ابهامات را مطرح مي كردند و ابهام جدي هم بود. ما يك بحث با دوستان آغاز كرديم و آن بحث حوزه من بود سالها در قرارگاه حمزه، معاون وزير اطلاعات، مشاور رئيس جمهور در شوراي امنيت ملي بودم اين حوزه، حوزه كار من بود.
ما نفهميديم چه شده بالاخره اين سال آثار عظيمي داشته است، من فرصت نيست كه به صورت شخصي آثار امنيتي، سياسي، اجتماعي و.... را بررسي كنم خيلي‌ها به ما ايراد گرفتند كه بزرگترين جرم شما اين بود كه مردم را پررو كرديد. همين كه ما مردم را پرروتر كرده باشيم و هيچ كاري نكرده باشيم كافي است.
باز يك نفر از اين آقايان گفت: به چه كار مي‌باليد، به خيلي كارها نكرده مي‌باليم، خيلي كارها كه شما انجام مي دهيد ما از خدا مي ترسيديم نكرديم. يك‌سري كارها هم نكرديم كه مي توانيم ادعا كنيم كه جزو سنت‌هاي بزرگ قدرت بوده است و خيلي كارها هم نكرديم. ما در دورانن، بخشي از قدرت را در دست داشتيم، ولي تمام قدرت در اختيار ما نبود.
در اين مدت حيثيت و آبروي كسي را نبرديم من 8 سال در ستاد مبارزه با مفاسد دولت مسئوليت داشتم يك نفر را بي حيثيت نكرديم، كارهاي ساختاري زيادي كرديم كه جاي بحث دارد بايد مردم ارزيابي كنند ما موفق بوديم يا دولت كنوني.
يكي از آقايان ادعا مي كرد در زمينه فساد هيچ كاري نكرديم، من گفتم بياييد شما 8 سال شاخص فقر و فساد را نگاه كنيد و با وضع كنوني مقايسه كنيد، با چوب بزن به دريا خشايار شاه بگو آرام شد دريا، نمي شود. ما آمديم عوارض موبايل را كرديم 70درصد، 5/7 ميليون موبايل وارد كشور شد، 4 درصد عوارض دولتي گرفتيم كافي بود. اقتصاد يعني همين تصميمات ساختاري.
خيلي كارها كرديم و خيلي كارها كه نبايد مي كرديم نكرديم بخشي از كارنامه ما بود چه شد انتخابات را باختيم؟
به نظر من جاي بحث و تأمل بيشتري است در اينكه ما تأثير داشتيم، خيلي هم تأثير داشتيم، در بحث اقتصاد زيربنايي كار شد و آثار خود را گذاشت، شاخص‌هاي بانك جهاني مهم است و دروغ نيز نيست، به ويژه در بحث سياسي و آزادي مردم، بخشي كه خيلي‌ها آن را مرز ممنوعه مي دانستند شكسته شد.
مديرمسئول روزنامه اي بودم، بخشي از بخشنامه ها را نگه داشتم كه تيترها بايد چطور باشد. هرچند مطبوعات را بستند و به ظاهر همه چيز تمام شد اما خيلي اتفاقات در گذشته بود كه لازم به بستن نبود. ما خيلي چيزها داشتيم كه جلويش را گرفتند. به اعتقاد من آنچه اتفاق افتاد دو اشكال داشتيم، اشكال اول به خودمان و به سيستم خودمان برمي‌گردد، ما به بخشي از جامعه، جاهايي كه نقطه قوت بود بي اعتنا شديم. در بحث اقتصاد مجموعه سيستم‌هاي رواني مفصل روي ما كار كردند و ما بي توجه شديم.
قاضي دادگاه جزايري مي گفت، به من فلان كس كه هيچ مسئوليت قضايي ندارد فقط مسئوليت عمليات رواني را داشت زنگ زد كه چرا اطلاعات كم داديد چرا كه قسمت‌هايي جور شد و....
ما با اين جريانات مواجه بوديم ولي خودمان قادر نشديم كه بسياري از اين مسائل را خودمان حل كنيم و خود در اين دام افتاديم.
بخشي ديگر كه مهم است اين است كه ما واقعا جريان منسجم نبوديم الان هم جاي نگراني است، الان هم بخش مهمي از آسيب‌هاي ما در عدم انسجام است، درست است كه ما يك حزب نبوديم و قرار نيست حزب باشيم، ولي بالاخره در حوزه‌اي كه به صورت يك تفكر منسجم بايد عمل بكنيم اين اتفاق نيفتاد.
من براي انتخابات مجلس و رياست جمهوري همين نگراني را دارم، همين دغدغه را داريم و اين قسمتي از استدلال ما بود.
نكته ديگر كه نقطه قوت ما بود اين بود كه بيش از اندازه با صداقت رفتار كرديم، يعني چيزي كه به آن افتخار مي‌كنيم. من روزي در آستانه دور دوم انتخابات رياست جمهوري خاتمي به او گفتم كه اگر اجازه بدهيد با دو ميليارد دلار از محل صندوق ذخيره ارزي كه گشايش اعتبار صورت مي گيرد، به وضع جامعه برسيم او در پاسخ سرخ شد و گفت: من اعتقادي به هزينه كردن اين پول نمي بينيم و براي رأي گرفتن چهار رأي آخر، عاقبت خود را بر باد نمي دهم.
برخي از دوستان ما نسبت به بخشي از جامعه بي اعتنا شدند، گله خصوصي است از روزنامه‌هاي دوم خردادي، يك روزنامه يك صفحه جبهه و جنگ نداشت. ما واقعا ناخواسته و در پي تبليغات شديد رسانه‌اي و تريبون نمازجمعه تحت فشار بوديم. در يك تحليل 80درصد تريبون نماز جمعه ها عليه آقاي خاتمي بود من نمي دانم بعد از دولت خاتمي آيا فقر و فحشا تمام شد كه ديگر در خصوص فقر و فحشا در نماز جمعه‌ها نمي شنويم، آيا الان ادبيات فحشا و فقر توليد نمي شود.
ما نبايد به مسائل فرهنگي و خانواده شهدا و فرهنگ ايثار و شهادت بي اعتنا مي شديم، به اعتقاد من ما به شعارهاي معيشت مردم بي اعتنا شديم، در صورتي كه نقاط قوت ما در اين مسئله بود.
اشتغال ما قابل قياس با دولت كنوني نيست، طبق يك آمار رسمي در 2 سال اخير تنها 0/7درصد به بيمه شدگان اضافه شده كه آن هم شامل بيمه رانندگان، خدام و طلاب بوده است و شغل جديد ايجاد نشده است.
ما با اين اقدامات باز به صحنه خواهيم آمد و قصد داريم به قدرت برگرديم، ما مي خواهيم برگرديم براي هدفي كه داريم، ما درد جامعه را به خوبي درك نكرديم، بخشي از آرا سازمان يافته است، 12 تا 13 درصد رأي چنين است، ما بايد قبول كنيم كه احمدي نژاد رأي مردم را گرفته است.
ترديد نداريم جريان هاي تغييرخواه در بطن زيرين لايه‌هاي اجتماعي وجود دارد اينكه اين تغييرخواهي نيازمند تغيير رفتار است، تا آن كه تغيير نظام را بخواهد فرق دارد، ما بي‌توجه شديم به اين روح تغييرخواهي.
اين تغييرخواهي در دوران خاتمي يك تغييرخواهي سياسي بود، ولي پايه‌هاي معيشتي قوي داشت و پايه‌هاي عدالت‌خواهي قوي دارد، اين موج تغييرخواهي در جامعه است و اگر ما مي‌توانستيم اين موج را به صحنه بكشيم پيروز مي شديم.
رمز موفقيت آينده ما در اين موج است. ما قطعا در انتخابات پايين و آرا پايين جامعه و مشاركت كم مردم شكست خورده هستيم. در صورتي موفقيم كه راي تغييرخواه‌ها را عوض كنيم.
منظور ما از اين تغييرخواهي تغيير نظام نيست، زيرا طيف تغييرخواه نظام را نه قبول داريم، نه مي پسنديم و نه با آن موافق هستيم، معتقديم اينها را نبايد بزرگ كرد،ما آنها را كنار مي گذاريم، تكليف اين بحث روشن شود كه سوءاستفاده نشود.
اين تغييرخواهي كه مدنظر است، منظور معيشت است،بيش از اندازه شعارها را متوجه سمت‌هاي ديگر كرديم.
الان وضع جامعه عوض شده تصور مي كنم يك بعد بالارفتن هزينه‌هاي فعاليت سياسي است. انبوه جريانها به جريان بي تفاوت تبديل شده كه اين براي ما زيان است.
يك اقليت بسيار ناچيز به سمت افراطي‌گرايي تند مي روند، اين هم بد است. به اعتقاد من مخالفان بدشان نمي آيد اين جور وضع را ببينند، اولا اكثريت بي‌تفاوت شدند و يك اقليت تند شكل گرفته، من رگه هاي شبيه سوسياليسم را در دانشگاه ها مي بينيم در دوران اصلاحات كم بود ولي حالا قوت گرفته است.
برخي جريانات كه از آن به موج‌هاي ناشناخته ياد مي كنم آرام آرام مي آيند. در ربع ديگر آرا سازمان يافته است كه هميشه آرا خود را دارد. يك ربع ديگر افراد تحول خواه اصلاح طلب هستند كه در چارچوب قانون فعاليت مي كنند. ما توان بسيج يك ربع بي تفاوت و تغييرخواه را به نفع خود داريم.
به اعتقاد من بايد روي كار تئوريك كار كرد، ما در كشور متأسفانه نظريه پرداز كم داريم. ما واقعا نياز به تئوري سازي داريم و در كار تئوريك بايد به خيلي نيازها پاسخ دهيم.
در شرايط كنوني كه فضاي حرف زدن آماده شده است، شعار اصلي ما اخلاق بوده ولي حالا جامعه بداخلاق شده است، واقعا مصلحت طلبي، سودجويي بيشتر از گذشته شده است.
بي تفاوتي خيلي درد بزرگي است، تنبيه و تشويق مردم را خوشحال نمي كند، در بعد سياست خارجي به نام عزت، كشور را به عزتي سوق داديم كه در دوران اصلاحات، آمريكا كمتر توان مانور داشت ولي حالا چه؟
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:8 |

راي من به محمود احمدي نژاد

مسعود بهنود

در آغاز سومين سالگرد آغاز به کار دولت آقاي احمدي نژاد ناگزيرم خود را برهنه در مقابل آفتاب بنشانم و به خطاي خود اعتراف کنم، بي داغ و بي درفش در عين صحت و سلامت عقل. بايد اعتراف کنم که دو سال قبل در انتخابات سوم تيرماه به محمود احمدي نژاد راي ندادم. و خطا کردم. علتش هم اين بود که بسيار نکته ها نمي دانستم، نه اينکه نامزد ها را نمي شناختم. بلکه شناختم از جامعه اين قدر نبود. و امروز که دو سال گذشته از آن زمان، تا راست و پوست کنده اين خطاي خود را بيان نکنم از بار گناهان خود نکاسته ام.

شايد خواننده با خواندن اين سطور به اين تصور افتد که قصد مطايبه و يا طعنه در پيش است، اما چنين نيست. اين نوشته اي جدي است. نويسنده اصولاً طبع طنز ندارد.

انتخاب آقاي محمود احمدي نژاد اگر در هنگام خواب و غفلت آقاي کروبي اتفاق افتاده باشد چنان که گفته آمده، يا اگر با «بداخلاقي هاي انتخاباتي» همراه بوده باشد چنان که آقاي خاتمي گفته، اگر چنان بوده باشد که آقاي هاشمي را گله مند کرد، يا چنان که سردار ذوالقدر گفت حاصل عملياتي «پيچيده»، يا اگر مطابق نظر آيت الله مصباح يزدي دعاها و ندبه هاي مردم کار خود را کرده باشد، به هر حال به نظرم موهبتي نامنتظر بود. آيتي بود. مانند نشانه اي که به گمشدگان ره نمايد و نجاتشان دهد. فرض کنيم که الان آن کس که من به او راي دادم -دکتر معين - انتخاب شده بود، تصور کنيد چه جامعه شلوغ و گرفتاري داشتيم. از همه مي گذرم مگر آقاي جواد لاريجاني جرات داشت اين حرف ها را بزند و روزنامه ها همه چاپ کنند. وزيران مي توانستند به صفت هاي تفضيلي براي شرح کارهاي خود نزديک شوند، چه رسد به صفت هاي عالي، آن هم هر روز.گرچه که دانشجويان امروزه روز هم به بندند، اما اين کجا و هجده تير کجا. گيرم چند روشنفکر - يا حتي روشنفکرنما - و عده اي از نسوان احساس بهتري از زندگي پيدا مي کردند اما کجا چنين نشاطي برپا بود که امروز هست. از خود مي توان پرسيد دکتر معين به اين شوخي و شيريني سخن مي گويد که آقاي احمدي نژاد. ممکن بود که او به دانشجويان که شکايت از ستاره هايشان مي کنند، به اين شيريني بگويد سروان شده اي ديگر چه عيبي دارد غنقل به مضمونف. آيا ممکن بود که کسي مانند آقاي هاشمي که روزهاي انتخابات هم براي گرفتن راي به استان ها سفر نکرد، هيات دولت را بردارد به سفرهاي استاني برود، هر روز در يک گوشه کشور باشد و يا طرف ديگر دنيا. آقاي لاريجاني مگر نبود که در جريان انتخابات رياست جمهوري يک بار به اصرار مشاوران و همفکران به ميان بختياري ها رفت و کلاهي هم به سر گذاشت اما راضي نبود عکسش چاپ شود و بعد هم حرف برادر شنيد که مي گفت مدير بهتر است چند ساعت فکر کند. اصلاً فکر کند.نويسنده خود سال ها است از سفر اقيانوس پيمايي به اندازه مقدور حذر مي کند، چون ده دوازده ساعت پرواز، حتي اگر آدمي در هواپيماي اختصاصي و يا در درجه يک باشد باز سخت است. آقاي احمدي نژاد در همين دو سال دو سه باري اين راه طولاني را تا ونزوئلا و دو باري تا نيويورک طي کرده و حالا امسال هم قصد دارد برود. کدام يک از نامزدها اصولاً جرات داشتند اصلاً سالي يک بار به امريکا بروند. کدامشان - مگر آقاي کروبي که گاه گاه از اين کارها مي کند - جرات داشتند نامه بنويسند صاف براي خود شيطان بزرگ. آن هم شيطان بزرگي مانند جورج بوش که پدرش و پدرجدش هم شيطان بوده اند نه کسي مانند کارتر و کلينتون که از دست امريکايي ها در رفت و به کاخ سفيدشان راه دادند. کدام يک از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري مي توانستند و اصلاً در مخيله شان جا مي گرفت که ملوانان انگليسي را که همگان به آنها متجاوز مي گفتند و بعضي ها جاسوس و مستحق اعدام، بياورد در رياست جمهوري و با همگي دست بدهد و بعد هم بدرقه شان کند با برخورد حسنه و اصلاً هم متهم نشود. اصلاً محتمل نبود که ملوانان اسير جنگي را به خواست رئيس جمهور به چنين جايي بفرستند دستگيرکنندگان. اصلاً به آنها مربوط نمي شد. مگر آقاي هاشمي که به هر حال سابقه اي در فرماندهي جنگ و آشنايان در مدارج بالاي نظامي دارد.اين فهرست بلندتر از اين حرف ها است. خلاصه مي کنم و مي پرسم، تجسم کنيد که اگر دکتر معين انتخاب شده بود مشاورش مي شد کسي مانند دکتر خانيکي، که اصلاً به اندازه آقاي کلهر مفرح و شيرين نيست.اصولاً به جمع مشاوران و معاونان آقاي احمدي نژاد نگاه کنيد بنا به نوشته جناب کلهر - در نامه به رئيس مجلس - و تجسم کنيد آنها را که هر کدام از سويي از شهر نان سنگکي و پاکت ميوه اي خريده اند تا به بقيه مشاوران ثابت کنند که گراني و تورم حرف غلطي است که نمايندگان و يا روزنامه نگاران مي زنند. کجا چنين هنري داشتند مشاوران نامزدهاي ديگر. از کجا چنين شور و حالي در آنها بود.

من هر گاه به ماجراي سهميه بندي بنزين فکر مي کنم، اين بار ديگر از کارشناسان گلايه دارم که چرا نمي گويند که انجام چنين کاري - آن هم به همت وزارت کشور نه وزارت نفت يا بازرگاني - کاري بزرگ بود که شايد مقدمه نجات جامعه از دست يارانه هايي باشد که ما را معتاد به درآمد نفتي کرده است.

مي دانيد اگر هر کدام از نامزدهاي ديگر انتخاب شده بودند و همين کار را بنا به توصيه عقل يا از سر اضطرار انجام مي دادند چند بشکه اشک براي مسافرکش ها و مردم بدبخت و فقير ريخته مي شد که حالا با گراني و تورم چه کنند. اما شد و چنان که بار ديگر هم نوشته ام زنده باد سهميه بندي.

سوم اينکه به نظرم اگر آقاي هاشمي يا دکتر معين، آقاي قاليباف يا کروبي، آقاي مهرعليزاده يا آقاي لاريجاني انتخاب مي شدند مملکت کمابيش بر همان روالي مي گشت که عده اي مي گويند در همه چهل سال گذشته غيعني از نيمه هاي دهه چهل که قيمت نفت تکانکي خورد و ما ملت ايران هوس تجديد عظمت باستان به سرمان افتادف اداره شده بود. اما قدر مسلم اين است که اين رقم اگر 28سال گرفته شود اختلافات حل مي شود و هم موافقان و هم مخالفان دولت هم با اين نظر مساعدت دارند که هر کس از نامزدهاي ديگر برگزيده مي شدند زندگي ادامه برنامه هايي بود که اگر آن يک و نيم تا دو سال اول انقلاب را رها کنيم، آن يک عدد گروگان گيري را هم نديده بگيريم، در بقيه سال ها غ از انتخاب زنده ياد رجايي به نخست وزيري به بعدف کمابيش کشور بر آن روال گشته يا سعي شده بود بر مدار بگردد.

به هر حال انگار که از ممالک راقيه شده ايم تغيير دولت ها، از ديدگاه بطني جامعه تفاوت چنداني در پي نياورد. پول نفتي مي رسيد و سازمان برنامه اي بود که سعي مي کرد دولتي ها هماهنگ خرج کنند، يک مرتبه هر استان شروع نکند به ساختن جاده هايي که به استان مجاور وصل نشود. چنان سيستم هاي آبياري طراحي نکنند که دو کيلومتر آن طرف تر همه زمين هاي زراعي از بي آبي له له بزند و اين طرف مردم با قايق به مزارعشان بروند. چنان نباشد که يک استان از خارج سيب زميني وارد کند و استان ديگر گند سيب زميني هاي گنديده اش را با معطر سازهاي باز هم خارجي چاره کند. خلاصه به طور کلي همين بود. احساس مي شد با انقلاب روندي که از مشروطيت آغاز شده با پست و بلند راه و رهروان خود را به سال 1384 شمسي رسانده. کم کمک ايران اسلامي داشت الگويي مي شد براي منطقه، با همه انتقادها که جهانيان مي کردند اما داشت نمونه اي از مديريت شهري، شوراها، آشنا شدن مردم به حقوق خود، ادبيات، سينما و... خلاصه... همين که کشور بر يک روال مي گشت و درش استقراري پيدا شده بود دنيا را به ترس انداخته بود. اما ما ايراني ها خودمان حوصله مان سر رفته بود. چقدر تکرار خسته کننده. تنها انتخاب آقاي احمدي نژاد مي توانست به اين دور تسلسل پايان دهد. مگر نه هر بيست و پنج سال قرارمان با تاريخ همين است.

سال 32 سالي است که به 28 مردادش معروف است و 25 سال بعد به 22 بهمنش معروف شد. ربع قرني که گذشت بايد اتفاقي مي افتاد، چند سالي هم دير شده بود.

چهارم، دليلي که دارم به سياست بين المللي مربوط مي شود. اصلاً چرا مردم امريکا بعد از کلينتون مي توانند جورج بوش انتخاب کنند ما نتوانيم و بعد از خاتمي مثلاً کارمان دست کروبي يا دکتر معين بيفتد که باز همان حرف ها باشد. چطور است که فرانسوي ها بعد از ژنرال دوگل و ميتران، سارکوزي را در جاي تاليران غشايد هم خود ناپلئون ف مي توانند نشاند، مگر مردم ايران چه کم دارند از امريکايي ها.و ششم اينکه دنيا گاهي هم بايد از بنياد تغيير کند. گاهي عجيب شود. گاهي حرف هاي نشنيده بشنود. نگفته بگويد. جهان بايد گاه گريه کند، گاهي بخندد. شايد که کسي خواب ديده بود و تعبيرش اين شد که کسي مي آيد و همه آداب و رسوم بيست و هشت ساله را به دور مي ريزد.همه کارهايي را که بعيد بود انجام مي دهد.

مهرورزي و عدالت جويي را که از صد سال پيش حرفش زده مي شد معنا مي کند و مانند لقمه اي در دهان همه قرار مي دهد. البته که لازمه همه اينها نفت هفتاد دلاري بود. چون همه اينها اگر باشد اما نفت همان نوزده دلاري باشد که در برنامه چهارم نوشته شد، مزه نخواهد داشت.اما اگر همه دلايل محکم بالا نبود و فقط همين يک دليل کافي بود که حاصل انتخابات سوم تير باعث مي شد که جامعه ايراني خود را بشناسد. اندازه هاي خود را دقيق تر به دست آورد. مدام در خيال سياست نورزد. در خيال به اين و آن ايراد نگيرد. هي دور از گود فرمان آتش ندهد. و همين حادثه باعث شد تا جامعه کمي به عراق، به فلسطين، به لبنان، حتي به ترکيه نگاه کند. وسط کوير دل خود را به تماشاي فيلم هايي از نقاط سبز جهان غاز مونت کارلو تا دامنه پيرنه، از مونترآل تا لس آنجلسف مشغول نکند. به همسايه نگاه کند، به کوچه نگاه کند، به خيابان نگاه کند، و اگر فرصتي شد به خود هم نگاهي بيندازد. آن گاه آرزوهاي بلند.بنابر اينها بود که لازم مي دانم پشيماني خود را از اينکه به آقاي احمدي نژاد راي ندادم اعلام دارم. و از آنجايي که احساسم اين است که هنوز کار مهمي که اين دولت بايد انجام مي داد صورت نپذيرفته است، دو سال ديگر اگر بودم جبران مافات مي کنم و به دکتر محمود احمدي نژاد راي مي دهم.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 15:45 |

 

کانديداهاي محافظه کاران براي جايگزيني مشکيني

هاشمي، در انتهاي ليست؟ - چهارشنبه 10 مرداد 1386 [2007.08.01]

روزبه ميرابراهيمي

خبرگزاري فارس که از خبرگزاري هاي نزديک به جريان اصولگرا است، ديروز با انتشار گزارشي به گمانه زني در مورد رئيس آينده مجلس خبرگان، هاشمي رفسنجاني را در انتهاي ليست افراد مورد نظر براي رياست مجلس خبرگان قرار داد.

اين خبرگزاري هاشمي رفسنجاني را پس از محمد يزدي، احمد جنتي، آيت الله مومن و هاشمي شاهرودي براي رياست خبرگان نام برد. اين در حالي است که هاشمي، سمت نايب رييسي اول مجلس خبرگان را به عهده دارد و به لحاظ سياسي، از ساير اعضاي اين مجلس وزن و سابقه سياسي بالاتري دارد.

برخي ناظران نشانه هايي چون زمينه سازي براي جايگزين نشدن هاشمي در مقام رياست مجلس خبرگان را، در راستاي اختلاف ميان وي و هواداران دولت احمدي نژاد ارزيابي مي کنند.

هاشمي رفسنجاني که اين روزها و پس از فوت آيت الله مشکيني رئيس مجلس خبرگان رهبري از گزينه هاي اصلي براي رياست بر اين نهاد است، از مدتها پيش هر از چندگاهي به انتقاد از عملکرد دولت نهم مي پردازد که البته حملات متقابل جريان هاي حامي دولت را نيز در پي دارد.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در هفته آخر تيرماه سال جاري با اشاره به سند چشم انداز 20 ساله کشور گفت: "در طول دو سال اخير نه تنها جلو نرفتيم بلکه در اجراي سند عقب هم رفتيم". وي که در انتخابات رياست جمهوري نهم از رقباي محمود احمدي نژاد بود يک سال پس از انتخابات در اسفندماه 1385 در کنفرانسي مطبوعاتي رسما انتقادات شديدي را عليه عملکرد دولت نهم مطرح کرد و "مهلت دولت" را تمام شده خواند. هر چند اين انتقادات از سوي محمود احمدي نژاد بي جواب نماند و هر از چندگاهي رئيس دولت با سخنراني هاي خود عليه هاشمي موضع گيري کرد.

رفسنجاني در کنفرانس خبري خود، با اشاره به روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد گفت: "بعد از روي کار آمدن دولت جديد، طي ملاقاتي که با مقام معظم رهبري داشتيم، متمم هاي بودجه به مجلس مي رفت، به نظر مي رسيد با برخي سياست هاي کلان سازگار نباشد. در نتيجه قرار شد مهلتي به دولت جديد داده شود تا فرصتي پيدا کند که شعارهاي جديد خود را عملي کند."

وي افزود: "با توجه به اينکه برخي از تصميمات متعلق به دولت قبل بود، ما ملاحظه کرديم تا آنها بتوانند تصميمات خود را عملي کنند. به نظر من مهلت لازم داده شده و مجمع بايد کم کم براي نظارت به صورت جدي تر وارد ميدان شود."

هاشمي رفسنجاني در آن روز با بيان اين که درباره "ضعف هايي" که دولت و شوراي نگهبان دارند، وي "ملاحظه آنها را مي کند که چيزي نمي گويد"، افزود: "ما خيلي چيزها را به خاطر اينکه شائبه سياسي کاري مطرح نشود، نمي گوييم و مسايل چالشي را مطرح نمي کنيم."

 

 

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:39 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

نطق صريح افروغ: مصلحت‌سنجي‌هاي كاذب با اصولگرايی متناقض است


آيا زمينه‌سازي براي تعامل‌گرايي يكسو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد؟ آيا مي‌توان با ادامه برخي رفتار‌هاي ناموجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت؟

۹ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۹:۴۹ تعداد بازديد : 2344 كد خبر : ۷۲۳۸۴

دکتر عماد افروغ امروز در نطق صریح یش از دستور خود در مجلس گفت: از ما نخواهید به دلیل مصلحت‌سنجی‌های کاذب جناحی سکوت اختیار کنیم.

به گزارش صدرا متن نطق افروغ به این شرح است:

قال علي (ع): اِنَّما يُقيمُ اَمْرَ اللهِ سُبْحانَه مَن لا يُصانِعُ و لا يُضارِعُ و لا يَتَّبِعُ المَطامِعْ

همگان به ياد داريم كه مجلس هفتم در فضايي مملو از آرزو‌هاي ديرينه ديني، اخلاقي، انقلابي، تحول خواهي، عدالت طلبي، ساده زيستي و صداقت محوري در بستري از نقادي و انبساط روشنفكري در رجعت به آرمان‌ها و انديشه‌هاي اصيل انقلاب اسلامي و امام راحل(ره) شكل گرفت. مردم خسته و بيزار از مناقشات بي ثمر، ناسازگارو ناهمخوان باهويت تاريخي و با نياز‌ها و حقوق واقعي و جامع خود و انزجار از نگرش هاي ماكياوليستي وحضور پي در پي گفتمان‌هاي كليشه‌اي وغربي اقتصادزده و سياست‌زده غير فرهنگي، يكسويه و شتابان و مشاهده رفتار‌هاي كودكانه، احساسي و شالوده شكنانه برخي از رجال سياسي در قالب تحصن‌ها ،نامه نگاري‌ها،استعفا‌هاي دسته جمعي وشعارتغيير قانون اساسي وبرگزاري رفراندوم ، به كساني رأي دادند كه حقيقت گرايانه و در قالب گفتمان انقلاب اسلامي دو وظيفه تقنيني و نظارتي را در راستاي تحقق بخشيدن به نياز‌ها و حقوق همه جانبه خود به خوبي ادا كنند. آنان به طور طبيعي توقع سلامت و پاكي، قناعت وساده زيستي، شجاعت و مقاومت، استقلال راي وعدم ورود در بازي‌ها و لابي‌هاي بي حاصل سياسي و اقتصادي حقيقت سوز، فهم عميق و جامعه نگري در مسائل را از نمايندگان خود داشته اند.

به طور قطع ملت شريف ايران بيش از آنكه به ما رأي داده باشند به اين آرمان‌ها و شعارها رأي داده اند و با كسي نيز عقد اخوت نبسته اند. اصول گرايي حقيقي كه محصور در اين فراكسيون و آن فركسيون نيست، به كسي اطلاق مي شود كه عملا" پاي بند به اين شعارها و آرمان‌هاي متعالي باشد. اما بگذاريد تا ملاك‌ها و معيار‌ها و سنجش‌هاي برخاسته از اين معيار‌ها با ما سخن بگويند. بگذاريد تا مردم از نزديك ببينند و داوري كنند كه آيا مجلس در تحقق آرمان هاي آنان موفق بوده است يا خير ؟ بگذاريد تا پرده‌ها كنار رود و مردم از سلامت نفس و ساده زيستي و قناعت ونظارت حق طلبانه نمايندگان خود مطمئن شوند. بگذاريد به دور از فضاي سنگين و ريزش همه جانبه مصلحت و مصلحت انديشي‌هاي كاذب و جناحي، حقايق در قالب نقدي شفاف، آشكار شود وعشق و علاقه مردم نسبت به نمايندگان اصول گراي خود دو چندان شود.

همواره از برخوردها و بازگشت برخي از صاحب منصبان سياسي سالهاي گذشته نگرانيم و در اين زمينه به مردم هشدار مي دهيم و حتي بانقادي‌هاي حق طلبانه برخي از نمايندگان اصول گرا با انگ هايي از قبيل همسويي با رقيب، ريختن آب در آسياب دشمن، به مصلحت نبودن و غيره مقابله مي كنيم و بدين وسيله و تا حدودي باتغافل از مسئوليت‌هاي حال و گذشته خود فراكني مي كنيم. بنده نيزدر اين نگراني با شما هم عقيده ام و اگر به ياد داشته باشيد در اولين نطق خود از اين دسته از افراد به عنوان اباحه گرايان دولتي ياد كرده ام، اما اولااين نوع ازيابي‌ها با همه اهميتش، ثانوي، بالعرض و غير ماهوي و تا حدودي سلبي است و طبعا" ما را از ارزيابي‌هاي دقيق و ايجابي موضوع عطف به ملاك‌هاي اصلي، يعني ارزيابي مربوط به انجام مسئوليت‌ها و وظايف خود، باز مي‌دارد، ثانيا"از باب يادآوري، هيچ از ريشه‌هاي پيدائي اين جريان پرسيده‌ايد؟ آيا در ظهور اين جريان و ريشه‌هاي آن در مورد نقش خود به كنكاش نشسته ايد ؟ آيا به نظر شما اگر عمل گرايي مفرط، البته غالبا"بدون توجيهات ديني و در قالب مديريت علمي پس از جنگ و برخي فاصله گيري‌ها از آرمان‌ها و حقايق تعريف شده انقلاب اسلامي، از يك سو و سكوت توجيه، تطهير و حتي تقديس شما، از سوي ديگر نبود، نوبت به اين گفتمان مي رسيد؟ اي كاش بازگشت به گذشته و نمايش اتفاقات، فراز و فرود‌ها، گلايه‌هاو خون دل خوردن‌ها و رويت مواضع گروه‌ها وجريانات مختلف سياسي ميسور بود تا به راحتي نتوانيم با غفلت از حافظه تاريخي مردم و با نا آگاه پنداشتن آنان تغيير موضع دهيم، هر چند اسناد و مدارك به حد كافي گوياي بسياري از حقايق تاريخي اند و آيا هم اكنون و در شرايط نسبتا" مشابه به اين گستره عمل گرايي با توجيهات ديني و سكوت مصلحت انديشانه و رفتار‌هاي يك جانبه و مغاير با حقوق همه جانبه و جامع مردم، ظاهر گرايي و مخالفت با آزاد انديشي و محتوا گرايي وتداوم فرماليسم درعلم ،اغواگرايي وتصوير سازي كاذب از واقعيات، توهم گرايي و سمبوليسم رفتاري، بسط جمود و قشري گري و عوام زدگي و ايجاد فضاي عمومي خودسانسوري و محدود كننده حس آزادي و شجاعت بيان آزادانه انديشه و تقويت كننده روحيه ستايش، مصانعه، مداهنه و تملق دامن نمي‌زنيد؟ و آيا اين شما نيستيد كه بر سر شاخ نشسته و بن مي‌بريد؟باز هم تغافل؟!

قال علي (ع) : لا اَري اِصلاحِكُم بِاِفسادِ نَفسي
من اصلاح شما را به تباه ساختن خويش جايز نمي شمارم.
آيا زيبنده مجلس به ما هو مجلس است كه اسير نگاه‌هاي ذره اي و جزئي نگرشود و در فقدان يك نگاه ساختاري و فرآيندي زمينه را براي گفتمان‌هايي فراهم كند كه هيچ سنخيتي با انقلاب و فرهنگ و تاريخ اين زاد و بوم ندارد ؟ چرا نبايد از فرصت به دست آمده در جهت بسط و نشر نقد درون گفتماني كمال بهره را برد ؟ اتفاقا" وظيفه ما در حاكميت بيش از قواي ديگر، به نظارت و نقادي نزيك است. آيا عدم توجه گسترده به اين وظيفه، در نهايت بي توجهي از وظيفه اصلي و جفا در حق مردم نيست ؟ آيا زمينه سازي براي تعامل گرايي يك سو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد ؟ آيا ميتوان با ادامه برخي رفتار‌هاي نا موجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت ؟

آينه چو روي به بنمود راست خود شكن آينه شكستن خطاست
بدون ترديد انجام وظيفه نظارتي مجلس، تا حدودي در گروي وجود يك روحيه نقاد و يك نقد از درون مجلس است. مجلس هفتم تا كنون چند جلسه غير علني به ارزيابي عملكرد تقنيني و نظارتي خود و استفاده از نقادي‌ها و راه حل‌ها و پيشنهادات نمايندگان اختصاص داده است. متأسفانه محدود كردن تذكر نمايندگان، بنا به تفسيري خاص، به نحوه اداره جلسه، نه تنها به بسط وظيفه نمايندگاني در جامعه كمك نكرده است، بلكه عملا و احتمالا به نام هدر ندادن وقت و اداره قاطعانه مجلس، او را از منش نقد از درون نيز محروم كرده است. داوري بنده اين است كه به دليل عدم نقش نظارتي و عدم پاسداشت شأن مجلس از سوي هيأت رئيسه محترم، نظارت‌ها و پي گيري‌هاي نمايندگان و حتي كميسيون‌ها به ثمر نمي نشيند. بي توجهي به طرح مصوب تسهيل ازدواج جوانان توسط دولت و تقليل آن به وام ازدواج و غفلت از مواد چند گانه آن، به ويژه احداث و واگذاري موقت مسكن ، عدم ارائه پاسخ به گزارش مكتوب كميسيون فرهنگي درباره عملكرد سازمان ميراث فرهنگي، گردش گري و صنايع دستي دراين مورد به خصوص، به رغم يادداشت به رئيس جمهور محترم، و غير قانوني بودن آيين نامه ساماندهي فعاليت سايت‌هاي اينترنتي از سوي دولت و ناديده انگاشتن نقش قوه قضاييه و حتي مجلس در تصويب آن و در سطح كلان رواج بي‌اخلاقي و ماكياوليسم مذهبي يا استفاده ابزاري از دين، از موارد فرهنگي اين نظارت‌هاي بي ثمر است.

به هر حال، شايسته است كه مجلس، حداقل در جلسات داخلي خود به نقد و ارزيابي تمامي وعده ها و آرمانهايي كه از دل آن برخاسته است بپردازد و ميزان موفقيت خود را در تمام زمينه‌هاي تقنيني و نظارتي مربوط به عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي گزارش دهد. اشتباه نشود منظور حجم كمي مصوبات نيست، منظور ميزان موفقيت و كارايي اين مصوبات در جامعه است. براي نمونه، آيا گراني مهار شده است و قدرت خريد مردم افزايش يافته و عدالت اقتصادي مستقر و يا در حال استقرار است ؟ در اين بين عملكرد اقتصادي مجلس و به طور خاص در تصويب بودجه و متمم آن چه نقشي در افزيش نقدينگي و تبعات آن داشته است ؟ ميزان تحقق برنامه پنج ساله چهارم و در راستاي سند چشم انداز در چه وضعيتي است. آيا برنامه‌هاي اقتصادي دولت وحتي مجلس در راستاي اين سند، اين برنامه و رئوس سياست‌هاي ابلاغي اصل 44 از سوي مقام معظم رهبري است ؟ مجلس تاكنون در راستاي وظايف نظارتي خود، چند گزارش فرآيندي در اختيار نمايندگان گذاشته است ؟

پر واضح است كه بنده نيز به فراز‌ها ونقاط قوت و مستمر اين مجلس در وجه استقلال طلبي و عزت مداري در روابط بين الملل و سياست خارجي و پرهيزاز مناشقات بي ثمر و بي بنياد و همچنين نقاط قوت نظارتي آن، به طور عمده در دو سال اول، به ويژه جلسات مربوط به رأي اعتماد به دولت نهم واقفم. اما همانگونه كه اشاره شد، بتدريج اين وجه فعال نظارتي، پيش پاي تعامل گرايي يك سويه رنگ باخته است و طبعا" زنگ خطري را به صدا در آورده است. يك سال باقي مانده از عمر مجلس فرصت خوبي براي اين باز نگري‌ها و نقد‌هاي از درون و فعال كردن بخش نظارتي آن است. طبعا يكي از بهترين اشكال كمك به دولت همسو نيز انجام همين وظيفه نظارتي است.

دو محور ديگر مربوط به سلامت اقتصادي و ساده زيستي نمايندگان و رعايت اخلاق و موازين شرعي در برخورد‌ها و رفتارهاي سياسي است. آيا مجلس مراقبتي در خصوص بهره مندي مستقيم و غير مستقيم نمايندگان خود از رابطه ساختاري قدرت ـ ثروت و سرمايه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در پس اين رابطه و همچنين ميزان تنعم آنها از امكانات و امتيازات مختلف نمايندگي به دست داده است. از ذكر مثالها وموارد صرفنظر وان را به وقت ديگر موكول مي كنم و همچنين از افشائ حقايقي در مورد مسببان اصلي جعل شبنامه عليه خودنيز بنا به مصلحت نظام خودداري وآن را به مجالي ديگر موكول مي‌كنم. اما اميدوارم قوه قضاييه با فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در خصوص برخورد با كساني كه به طرق مختلف از جمله شبنامه، پيا مهاي كوتاه، سايت‌ها ،وبلاگ‌ها و .... مبادرت به هتك حرمت و حيثيت افراد مي‌كنند، اقدام جدي تر و قاطع تري در مقايسه در مقايسه با گذشته انجام دهد و بتواند با همكاري نهاد‌هاي ذي ربط ريشه اين مسأله غير اخلاقي را بخشكاند و زمينه را براي رويارويي‌ها و رقابت‌هاي سالم و اخلاقي و جوانمردانه فراهم كند. البته جاي اين سؤال باقي است كه چرا دولت باوجود آيين نامه مربوط به انضباط سايت‌هاي اطلاع رساني مصوب خود نسبت به سايت‌هايي كه ظاهرا" به گونه اي به دولت وصل بوده و همواره به هتك حرمت افراد و زدن انگ‌هايي از قبيل خيانت، نفاق و غيره مبادرت مي‌ورزند، بر خلاف فيلتر كردن سايت‌هاي ديگر، سكوت اختيار كرده است.بدون ترديد جواب اين سوال در غير قانوني بودن همان ايين نامه مستتر است.

آيا زيبنده مجلس اصولگراست كه يكي از نمايندگان به اصلاح اصولگراي آن در همسويي با يكي از سايت‌هاي دولتي عليه يكي ديگر از نمايندگان اصول گرا مبادرت به انواع هتك هرمت‌ها و حيثيت‌ها و بكار گيري الفاظي از قبيل "ملحد"، "ضد ولايت فقيه " ،"اظهارات گستاخانه "و امثالهم بنمايد ؟و احتمالا"از پاداشهايي نيز برخوردار شود و موجب خوشحالي و مسرت زايد الوصف برخي از هم جناهي‌هاي خود شود، اما با او هيچ برخوردي صورت نگيرد ؟

خدايا! كرامت وعزت مؤمنانه به ما ميگويد سكوت، اما اين بي حرمتي‌ها و ريا كاري‌ها به ما مي‌گويد، فرياد. به كجا مي رويم، چرا در اعمال خود بازنگري نمي كنيم. چرا مدام فرا فكني مي كنيم، خود را اهل مصلحت و طرفدار نظام ميدانيم و ديگردان را متهم به ناديده انگاشتن مصالح نظام ميكنيم و عملا" مصالح جناحي را با مصالح نظام خلط ميكنيم. چرا واقعيت‌ها را نمي بينيم. اگر نماينده اي سالم و ساده زيست بود و نداي حق گرايانه و انقلابي سر داد و خود را بر كنار از هر گونه برخورداري‌هاي غير متعارف طبيعي و غير طبيعي نمود، به صرف نقد متهم به مصلحت سوزي، الحاد و ضديت با ولايت فقيه مي‌شود و حقيقت سوزان، منفعت طلبان و هتاكان، مؤمن، طرفدار ولايت فقيه و مصداق حقيقت و صواب ميشوند.

غافل از اينكه 1. به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري، " اسلام در ذات خود يك حقيقت است نه يك مصلحت " 2. ولايت فقيه ابزار توجيه مصلحت و دستيابي به منافع كاذب نيست كه ريسمان تحقق حقيقت است.
ره به كدام سوي مي‌بريم. برادران و سروران اصولگرا با شما بر سر اصول و آرمان‌ها پيمان بسته ايم و تاكنون نيز بر سر اين پيمان بوده ايم و عهد نشكسته ايم. اما از نخواهيد بدليل مصلحت سنجي‌هاي كاذب جناحي و يا عدم بهره برداري سياسي جناح‌هاي رقيب در برابر عهد شكني ها و سياست‌ها و رفتار‌هاي غير اصول گرايانه برخي از به اصطلاح اصول گرايان سكوت اختيار كنيم. چرا كه اصول گرايي با اصول گرايان تعريف نمي شود. تا زماني كه بر سر عهد و پيمان باشيد، خاك پاي شما طوطياي چشم ماست، در غير اين صورت نه تنها با شما نخواهيم بود كه با تمام قامت در برابر شما خواهيم ايستاد.

خدايا نداي حق طلبانه و عزت مؤمنانه مرا از گزند مصانعه و مداهنه، مصلحت‌هاي حقيقت سوز و توجيهات ناروا، جمود و فشارهاي كور و متعصبانه، تحريكات عوامانه و فضاهاي رياكارانه، تهديد‌ها و تطميع‌هاي اصحاب قدرت، تملق‌هاي دروغين و ستايش‌هاي از ياد برنده است، مصون و محفوظ بدار.
خدايا مرا از موهبت درد هاي بزرگ وشيرين انجام وظيفه در راه اعتلاي اسلام،انقلاب وجمهوري اسلامي بهره مند فرما!


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 12:41 |
>> امروز

1386/05/06 - 15:28:47 P.M
 

تاج‌زاده: حزب پادگانی از انتخابات تركيه عبرت بگیرد ....

نوروز: «دلیل خوشحالی اصلاح‌طلبان از پیروزی حزب «عدالت و توسعه» در تركیه كاملا مشخص است ، یك حزب اصلاح‌طلب مسلمان در رقابت آزاد و بدون نظارت استصوابی پیروز شده. اما اقتدارگرایان نزدیكترین مواضع را به آن دسته از فرماندهان نظامی سكولار تركیه داشتند كه معتقد بوده و هستند باید با سلاح از نظام لائیك تركیه دفاع شود .سوالی كه اقتدارگرایان باید پاسخ دهند این است كه چرا با وجود یك نظام لائیك در تركیه، مسلمانان می‌توانند در انتخابات آزاد آن كشور پیروز شوند، اما نسبت اقتدارگرایان با انتخابات آزاد در ایران مانند جن و بسم الله است؟»«سید مصطفی تاج‌زاده» مطالب فوق را در تحلیل انتخابات اخیر تركیه بیان می‌كند. او كه معتقد است اقتدارگرایان ایران باید از این انتخابات عبرت بگیرند، می‌گوید:«استقبال اقتدارگرایان از انتخابات تركیه نشان می‌دهد كه از نظر اقتدارگرایان مردم تمام كشورهای مسلمان با هر نظام سیاسی آگاه و رشیدند و در نتیجه شایسته انتخابات آزاد. فقط مردم ایران و به ویژه نسل جوانی كه در جمهوری اسلامی پرورش یافته‌اند، شایستگی شركت در انتخابات آزاد را ندارند». گفتگوی «نوروز» با«سيد مصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت در پی می‌آید:

انتخابات اخیر تر كیه كه به پیروزی حزب اسلاممگرای «عدالت و توسعه» منجر شد را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
اتفاق مهمی در تركیه رخ داده كه در جهان اسلام منحصر به فرد و بی‌سابقه است.در یك نظام سیاسی سكولار احزاب گوناگون با گرایشهای مختلف پذیرفته اند كه به رقابت آزاد سیاسی بپردازند، انتخابات سالمی برگزار كنند و به نتایج صندوق آراء تمكین كنند. به عبارت دیگر، عرصه سیاست و حكومت را نه سلاح و حزب پادگانی و نه تظاهرات و درگیریهای خیابانی، بلكه صندوق‌های رای مشخص می‌سازد.

به نظر من، پیروز بزرگ در این میان، ملت تركیه است كه به این نتیجه رسیده با رقابت آزاد و عادلانه حكومت خود را تعیین كند. به همین دلیل به دموكراسی، توسعه، پیشرفت اقتصادی و رفاه بیشتر دست می‌یابد.از استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی خود پاسداری می‌كند و احترام جهانیان را برمی‌انگیزد. سوال مهمی كه در جمهوری اسلامی وجود دارد آن است كه ظرفیت پذیرش رقابت آزاد را چه میزان داراست. واقعیت غیر قابل انكار آن است كه مصطفی كمال پاشا (آتاتورك) نظامی ناسیونالیستی را جایگزین حكومت عثمانی‌ها كرد اما همین نظام آنقدر ظرفیت دارد (علی‌رغم همه انتقاداتی كه به آن وارد است) كه یك حزب اسلامگرا بتواند در انتخابات سراسری شركت كند، پیروز شود و كنترل دو قوه مقننه و مجریه را در دست بگیرد و اكنون بكوشد پست ریاست جمهوری را به یكی از اعضا یا نامزدهای خود اختصاص دهد.

از این‌روست كه نظام جمهوری اسلامی كه بر آمده از مردمی‌ترین انقلاب تاریخ بشراست، نیز باید به این پرسش پاسخ دهد كه چقدر ظرفیت انتخابات آزاد را دارد و آیا حاضر است همان حقوقی را كه نظام تركیه به مخالفین خود عطا می‌كند، در نظام مبتنی بر ولایت به منتقدان خود بدهد؟

به نظر شما به چه علت مردم تركیه به یك حزب اسلامگرا رای داده‌اند؛ در حالی كه این كشور حكومتی سكولار دارد؟
حزب اسلامگرا واصلاح‌طلب عدالت وتوسعه برای دومین بار به پیروزی قاطعی دست یافته است، به گونه‌ای كه به تنهایی امكان تشكیل كابینه را دارد. نكته بسیار مهم آن است كه این حزب پیروزی مجدد خود را نه با نسبت دادن خود به عوامل ماورایی یا داشتن هاله نور یا خواب نما شدن بلكه با عملكرد مثبت خود در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، بین المللی و فرهنگی به دست آورده است. به گونه‌ای كه در این دوره آرای این حزب بیش از 10درصد نسبت به گذشته افزایش یافته و در مجموع 341كرسی از 550 كرسی پارلمان تركیه را كسب كرده است؛ آن هم در یك انتخابات آزاد و سالم كه در آن میزان رای ملت است نه رای یك فرد.

حزب عدالت و توسعه با عملكرد صحیح خود نه تنها در درون تركیه پایگاه قدرتمندی را كسب كرده است، بلكه نشان داده جمع بین دموكراسی و مسلمانی ممكن است. به علاوه آنكه در عرصه بین المللی نیز امكان پیوستن تركیه كه یك كشور اسلامی است به اتحادیه اروپا در زمان حكومت این حزب بیشتر ممكن است تا زمانی كه احزاب سكولار یا لائیك قدرت را در آن كشور در دست دارند.

در این انتخابات نیروهای مذهبی به عنوان حامیان دموكراسی حضور یافتند و در مقابل برخی از نیروهای سكولار تلاش داشتند با روشهای غیردموكراتیك بر انتخابات اثر بگذارند. این مساله را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
رفتار غیردموكراتیك برخی فرماندهان نظامی و سكولار تركیه چه قبل از برگزاری انتخابات و چه بعد از پیروزی حزب اعتدال و توسعه مبنی بر اینكه «اجازه نمی‌دهیم مسمانان كرسی ریاست جمهوری را در دست خود بگیرند»، اگرچه به نظر می‌رسد تلاشی مذبوحانه است اما سخن اصلاح‌طلبان ایرانی را اثبات می‌كند كه سكولاریسم و لائیسیته مساوی با دموكراسی نیست. یعنی هر سكولار یا لائیكی دموكرات نیست، همچنان كه تشكیل یك حزب اسلامی به معنای تلاش برای حاكمیت استبداد در جامعه نیست. ما همچنان كه در بین شخصیت‌ها و احزاب اسلامی دو گرایش استبدادی و دموكراتیك را شاهدیم (مثلا القاعده در افغانستان و حزب عدالت و توسعه در تركیه)، در بین سكولارها و لائیك‌ها نیز دو گرایش دموكراتیك و مستبدانه را ملاحظه می‌كنیم.

از همین جا باید به نكته دیگری توجه كنیم كه در جهان اسلام دو مدل سیاست‌ورزی برای مسلمان وجود دارد. مدل اول «مدل طالبانی» كه در آن دموكراسی، انتخابات آزاد، احزاب و... غربی و در نتیجه نامشروع شناخته می‌شود. در چنین مدلی آزادی بیان و آزادی سبك زندگی وجود ندارد و در صورت حاكمیت یافتن پیروان این تفكر در كشور شاهد تشكیل پادگانی بزرگ خواهیم بود كه درآن نه فقط حق چون و چرا و انتقاد و آزادی سیاسی وجود ندارد، بلكه سبك زندگی را نیز حكومت تعیین می‌كند.

در برابر، مدل دیگری وجود دارد كه آن هم اسلامگراست و اتفاقا روش خود را برای ترویج اسلام به مراتب از روش خشن و دفع كننده طالبان موفق‌تر می‌داند و حتی در یك نظام لائیك معتقد به سیاست ورزی اصلاح‌طلبانه است.

برخی تحلیلگران حزب اعتدال و توسعه را حزبی سكولار می‌دانند و نحوه عملكرد این حزب را كه در آن دیدگاههای مذهبی نمود بارزی ندارد، دلیل این ادعا می‌دانند. نظر شما در این مورد چیست؟
حزب اعتدال و توسعه حزبی سكولار نیست اما حاضر به فعالیت و رقابت در نظامی سكولار است و این دو مساله با هم تفاوت اساسی دارند. اگر این حزب سكولار بود، فقط رهبران آن تاكید بر رعایت موازین و شعائر اسلامی را برای خود و خانواده خود نمی‌داشتند، بلكه اساسا مورد هجوم فرماندهان نظامی لائیك یا سكولار قرار نمی‌گرفتند و تا حد انجام كودتا توسط ارتش تهدید نمی‌شدند.البته آنان داعیه اجرای احكام اسلامی را دست‌كم تاكنون نداشته‌اند و به همین دلیل مقبولیت خود را مدیون عملكرد موفق خود می‌دانند؛ درست عكس بعضی احزاب اسلامگرای ایرانی كه می‌كوشند بی‌كفایتی و تنگ‌نظری خود را با انتساب مستقیم یا غیر مستقیم خود به امام زمان (عج) جبران كنند.

در تركیه نظامیان سكولار نفوذ زیادی در سیاست دارند. همچنان كه در ایران اینگونه است، به نظر شما چه وجه تشابهی میان نظامیان تركیه و نظامیان ایران وجود دارد وبه چه دلیل نظامیان تركیه نتوانستند در انتخابات اخیر تركیه اهداف خود را محقق كنند؟
روش برخی فرماندهان سكولار ارتش تركیه مانند شیوه برخی فرماندهان اقتدارگرای نظامی در ایران است. هر دو با تكیه برحزب پادگانی می‌كوشند رقبای سیاسی خود را از صحنه بیرون كنند و با زبان زور و قلدری از اراده خود سخن می‌گویند كه به نمایندگی از ملت خویش مانع پیروزی مخالفین خود شوند.توصیه من به حزب پادگانی در ایران و آمران و مباشران آن، این است كه از رخدادی كه در تركیه به وقوع پیوسته عبرت بگیرند و بدانند كه در جهان معاصر اعمال زور و سركوب و قهر عریان، روز به روز كمتر می‌شود.

اما در مقام تحلیل باید گفت كه به دو دلیل داخلی و خارجی نظامیان نتوانستند در انتخابات اخیر تركیه نفوذ كنند. دلیل اول كه استراتژیك است، حضور جامعه مدنی نسبتا قوی در تركیه از یك سو و تمایل اكثریت قاطع مردم تركیه یه رفابت‌های آزاد سیاسی از سوی دیگر، مانعی است برای اینكه ارتش مانند گذشته بتواند كودتا كند. به‌خصوص كه در طول پنج سال گذشته كه یك حزب اسلامگرا حاكم بوده است، هم وضعیت مردم و هم جایگاه تركیه بهتر شده است. دلیل دوم فشارهای خارجی است. از جمله اتحادیه اروپا كه به شدت با دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انجام كودتا مخالفت كرده و می‌كند.

یكی از شرایط ورود تركیه به اتحادیه اروپا ارتقای موازین دموكراسی و حقوق بشر در آن كشور است .اساسا به همین دلیل ناسیونالیست‌ها و سكولارهای تركیه نظر خوشایندی به دموكراسی و رعایت حقوق شهروندی ندارند و به همین دلیل هم، كردهای تركیه را با محدودیت‌های زیادی مواجه كرده بودند.

به نظر شما دلیل كسب حدود یك سوم كرسی‌های پارلمان توسط نامزدهای سكولار و طرفداران «مصطفی كمال پاشا» (آتاتورك) چیست؟
این مساله نشان می‌دهد كه به دلیل وجود دموكراسی نسبی در تركیه در چند دهه گذشته و پذیرش رقابت آزاد، پیروان آتاتورك از صحنه سیاست و اجتماع تكیه حذف نشده‌اند و به طور جدی در جامعه و حكومت حضور دارند. درست عكس طرفداران نظام سلطنت پهلوی كه به دلیل حاكمیت كامل استبداد در زمان رضاشاه و محمد رضاشاه با انقلاب مردم مواجه و به طور كامل از قدرت حذف شدند.

اتفاق جالبی كه در ایران افتاده، این است كه از پیروزی حزب عدالت و توسعه در تركیه هم اصلاح‌طلبان خوشنود شده‌اند وهم جناح حاكم. مثلا روزنامه «كیهان» در روزهای اخیر در چند نوبت تیترهای هیجان‌انگیزی در این مورد زده است. در حالیكه شما می‌گویید خط مشی این حزب تفاوت ماهوی با اقتدارگرایان دارد. دلیل این امر را چه می‌دانید؟
دلیل خوشحالی اصلاح‌طلبان كاملا مشخص است. یك حزب اصلاح‌طلب مسلمان در رقابت آزاد و بدون نظارت استصوابی پیروز شده، در حالیكه اقتدارگرایان نزدیكترین مواضع را به آن دسته از فرماندهان نظامی سكولار تركیه داشتند كه معتقد بوده و هستند باید با سلاح از نظام لائیك تركیه دفاع شود. سوالی كه اقتدارگرایان باید پاسخ دهند این است كه چرا با وجود یك نظام لائیك در تركیه مسلمانان می‌توانند در انتخابات آزاد آن كشور پیروز شوند، اما نسبت اقتدارگرایان ایران با انتخابات آزاد در ایران مانند جن و بسم الله است؟

نكته جالب آنكه حزب عدالت و توسعه در تركیه شعار نداد كه می‌خواهیم تركیه را «ژاپن اسلامی» كنیم ولی در عمل، تنها دو سال بعد مردم را به دوچرخه سواری دعوت كند. من پیش از این تصور می‌كردم وقتی اقتدارگرایان ایرانی از مدل چینی اداره حكومت نام می‌برند، منظورشان چین سه دهه اخیر است كه اگر چه دموكراتیك اداره نمی‌شود، اما انصافا توسعه بی‌نظیری را در كشور پهناور چین شاهد بوده‌ایم. اما با دعوت سخنگوی دولت به دوچرخه‌سواری معلوم شد كه آقایان منظورشان از مدل اداره چینی، چین دهه 50و60 میلادی است نه چین كنونی!

نكته دیگر این است كه ظاهرا از نظر اقتدارگرایان مردم تمام كشورهای مسلمان با هر نظام سیاسی آگاه و رشیدند و در نتیجه شایسته انتخابات آزاد و فقط این مردم ایرانند (و به‌ویژه نسل جوانی كه در جمهوری اسلامی پرورش یافته) كه شایستگی شركت در انتخابات آزاد را ندارند
.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:28 |

مارش نظامي؛ طبل تهديد، سنج ارعاب

عيسي سحرخيز - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

در دوران سي ساله ي حاكميت جمهوري اسلامي، حتي در اوج دوران هشت ساله ي جنگ تحميلي، كمتر زماني چون ماه هاي اخير سرداران و فرماندهان نظامي تا اين اندازه فضاي رسانه اي كشور را اشغال كرده، بر مارش نظامي كوبيده و طبل تهديد و سنج ارعاب را براي اقشار مختلف مردم به صدا درآورده اند.

گمان نكنم آن زمان كه در جريان انتخابات رياست جمهوري از "حزب پادگاني" سخن به ميان آمد، حتي بدبين ترين افراد نيز تصورچنين روزهايي را به عنوان پيامد حذف حساب شده اصلاح طلبان و زمينه سازي براي حضور علني و غيرعلني نيروهاي نظامي و انتظامي در قواي سه گانه، و صحنه ي سياسي و اجتماعي كشور داشتند.

هشدارها و تهديدهاي گوناگون ماه هاي اخير اكنون پس از مقام هاي دولتي، دامنه اش به فرماندهان و رده هاي بالاي نظامي رسيده است.آخرين مورد اظهارات سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي است كه در دو سطح مختلف قابل تامل و تعمق است.

يكم: برنامه ريزي براي گسترش دامنه ي برخوردها از روزنامه نگاران و مديران مطبوعات و همچنين انديشمندان و اساتيد دانشگاه و كارشناسان به عنوان طرف مصاحبه يا يادداشت نويس رسانه هاي مكتوب يا سايت هاي خبري، به "مراجع، مدرسين حوزه هاي علميه و طلاب صاحب فكر".

دوم: فاش شدن نيات واقعي و پشت پرده ي بخشي از "طرح مفاسد اجتماعي"، در جهت كسب اهداف و منافع سياسي و اجتماعي. به عنوان ادامه ي فاز اجرا شده در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، توسط باند سعيد امامي به منظور برخورد با به اصطلاح "لومپن ها"؛ به عنوان گروه و جريان صاحب نقش در "ناآرامي هاي شهري".

با توجه به سخنان اخير فرماندهان نيروي انتظامي دامنه ي اين فاز و فازهاي فاش نشده ي ديگر نيز مي تواند طرحي براي تاثير گذاري در نتيجه ي انتخابات هاي پيش رو باشد و شرايط بحراني احتمالي آينده.

در سخنان اخير كه همان روز و همان مكان، چهارشنبه در همايش"پليس، جامعه و امنيت اجتماعي"، با واكنش آقاي آوائي "رئيس كل دادگستري استان تهران" مواجه شد، خط و نشان هاي جديدي براي اقشارجديدتري كشيده شد: "پس از برخورد با سازمان دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشکنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي کند که در ادامه پيگيري هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها که فساد را تئوريزه کرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي کند".

در تشريح "فاز جديد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي"، سردار احمدي مقدم با توجه به برنامه رئيس قوه قضائيه و مصوبه مجلس ششم در مورد حقوق شهروندي تاكيد كرده است: " با آنها که تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي که شهوات جوانان را تحريک مي کند به نام حريم خصوصي و حقوقي شهروندي دفاع مي کنند، تئوريزه هاي فسادانگيز را در جامعه اشاعه مي دهند و با سوء استفاده از فضاي کشور قصد دارند اختلاف افکني کنند و با راه اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير کنند، برخورد مي شود."

"مقتضيات زمانه" در كنار "مصلحت نظام" به عنوان نمود "احكام ثانويه" از آن گروه از اصطلاحات فقهي است كه از همان سال هاي اول انقلاب در برابر مخالفت خواني هاي روحانيت سنتي و محافظه كاران در جهت گردش بهتر و سريعتر امور كشور مطرح گرديد. توجه وي‍ژه به شرايط مكان و زمان عمدتا از جانب مراجع پيشرو، فقها و مدرسين حوزه هاي علميه كه عنايت وي‍ژه به اسلام امروزي دارند، و جريان روشنفكري ديني كاربرد دارد و معمولا جريان قشري گرا و سنتي از همان ابتدا در مقابل آن ايستاده اند.

زماني كه فرمانده نيروي انتظامي به "آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند"، اشاره مي كند، به خوبي مي توان تشخيص داد كه مخاطب او كدام گروه هاي سياسي هستند و جريان هان مذهبي. اين عبارتي است كه جريان "ضد اصلاحات" در دوران زمامداري سيد محمد خاتمي عليه طرح ها و برنامه هاي رئيس جمهور وقت، نمايندگان مجلس ششم و طيف وسيعي از اصلاح طلبان به كار مي برد. اكنون كه قدرت در اختيار اقتدارگرايان تحت حمايت باند نظامي- انتظامي- امنيتي قرار گرفته است و اصلاح طلبان در حاشيه قرار گرفته اند و منبرها و تريبون هاي عمومي از آنها گرفته شده، رسانه هاي رسمي شان به جز اندك روزنامه ها و نشريات كم تيرا‍ژ، تحت فشار و سانسور و خودسانسوري، همه توقيف و تعطيل شده اند، طرح چنين مباحثي به روشني در واكنش به اظهارنظرهاي خاص، سخنراني ها و نوشته هاي كم شمار اين جريان، با چاشني تهديد است.

روزنامه اعتماد، روز پنجشنبه، از سر اتفاق در صفحه ي اول خود، در ستون كناري "هشدار فرمانده نيروي انتظامي"، گفت و گويي داشت با حجت الاسلام فاضل ميبدي عضو "مجمع مدرسين و محققين" و از "روحانيون نوگراي حوزه ي علميه قم" با عنوان "فقه و مسائل روز جامعه". طبيعي است كه وي به عنوان يكي روحانيون اصلاح طلب از نگاه ديني و شرعي به نقد رفتار اين جريان در حوزه هايي چون سنگسار و طرح امنيت اجتماعي بپردازد و به اصطلاح سردار "فساد" را "تئوريزه" كند. بي ترديد، وقتي رئيس كل دادگستري تهران از نگاه "شرع و قانون" لب به اعتراض عليه برخي از رفتار و برنامه هاي نيروي انتظامي مي گشايد، از نظر سرداراين خود نيز جرم نابخشوده اي است كه وي مرتكب شده است.

طرفه آنكه نيروي انتظامي و فرماندهان آن از نظر قانوني جايگاهي مادون مسئولان قضايي و دادگستري دارند و در عمل جايگاهشان تنها "ضابط قوه قضائيه " است، اما با سخناني كه مطرح مي شود و اقدام هايي كه صورت مي گيرد، اكنون روشن شده است كه اين گروه خود را بسيار فراتر از مقام هاي مافوق خويش و برنامه هاي مقام هاي عاليرتبه ي اين قوه تعريف كرده و در حال تحميل خواسته ها و نقشه هايشان هستند.

رئيس کل دادگستري استان تهران در اين همايش با لحني منتقدانه كه بيانگر شكاف هاي موجود در سطوح بالاي كشور در زمينه ي اجراي اين طرح است، گفت: "کار پيش رو، سخت، سنگين و ظريف است. هيچ نيازي نداريم در راستاي رسيدن به موفقيت، از چيزي بيش از شرع و قانون استفاده کنيم و اين موضوع نه به صلاح دستگاه قضايي، نه نيروي انتظامي و نه حتي به صلاح کشور است." او هشدار داد: " در شرايط استثنايي، نبايد استنباط مان را به نام شرع و قانون در جامعه اعمال کنيم، چرا که بايد بپذيريم قلم و قدرت قانون در اين حد است و نيازي نداريم به حدودي متوسل شويم که لغزش را به ما تحميل و اقدامات خوب امنيتي را مخدوش کرده و از بين ببرد."

در شرايطي كه دامنه ي جو سازي، طومار نويسي و پرونده سازي براي اصلاح طلبان گسترش يافته و در آستانه ي انتخابات حتي تا مرحله ي طرح ضرورت "خلع لباس سيد محمد خاتمي" پيش رفته است، بايد بررسي شود كه هدف و نيت واقعي چنين هشدارها و تهديدهايي چيست؟ چون ظاهرا فرماندهان نظامي در برنامه هاي خود دو سطح عملياتي "آشكار" و "پنهان" را تعريف كرده اند.

سخنان اخيرسردار احمدي مقدم پرده از روي يكي از سطوح پنهان نگراني هاي اقتدارگرايان برداشت و آن چيزي نيست جز بيم و هراس از افزايش نارضايتي هاي عمومي در مقابل ناكارامدي و ضعف مديريتي و اجرايي حاكميت و دولت احمدي ن‍ژاد، و نگراني نسبت به واكنش هاي كور در شرايط حساس و بحراني، در كه در دوران اصلاحات به حداقل خود رسيده بود. با توجه به نوع و ماهيت اين برنامه ها و اظهارات، به نظر مي رسد كه گويا اجراي "طرح مفاسد اجتماعي" چيزي نيست جز يك " عمليات آماده سازي و مانور انتظامي براي سركوب نارضايتي هاي اجتماعي:" اگر طرح جمع آوري اراذل و اوباش نبود، آن وقت مي ديديد که بعد از قضيه سهميه بندي بنزين چگونه اين افراد در گروه هاي غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکه هاي ناامن کننده کشور را بر هم مي زدند." چنانچه گفته شد، اين طرح چيزي نمي تواند باشد جز نسخه ي به روز شده برنامه خاصي كه باند سعيد امامي يكي از اركان اجرايي آن در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. در آن زمان در پي اعتراض ها و ناآرامي هاي خشونت آميز شهرهايي مختلف، ازجمله مشهد، كرج، اسلام شهر، گروهي گويا به اين نتيجه رسيدند كه در اين ماجراها كه به بستن راه ها و تخريب و آتش زدن اماكن عمومي دولتي مي انجامد، "لومپن ها" يا با اصطلاح جديد همين گروه "اراذل و اوباش"، مي تواند نقش مهمي ايفا كند و لذا بايد به "روش خاص" از صحنه ي روزگار حذف شود. طرحي كه بسياري از زواياي مختلف "روش ها و شيوه هاي اجرايي خاص" آن هنوز كه هنوز است، در پرده ي ابهام باقي مانده است.

سخنان اخير سردار احمدي مقدم، در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس هشتم، اين حسن را داشته است كه بتوان فهميد، همچون "طرح مفاسد اجتماعي"، بخش هاي فاش نشده اي نيز در حوزه اي سياسي وجود دارد كه لابد زواياي پنهان "براندازي نرم" و "انقلاب هاي مخملي يا رنگين" از ديد اقتدارگرايان است.

در شرايطي كه پروژه ي برخورد با گروه ها، شخصيت ها و فعالان سياسي، روزنامه نگاران و دگرانديشان، كنشگران حوزه ي اجتماعي و فعالان جنبش زنان و دانشجويي و اساتيد دانشگاه از مدت ها قبل كليد خورده است، اكنون بايد ديد قرعه به نام كدام گروه ديگر خورده است، كه گويا نام رمز آنان "تئوريسين هاي مفاسد اجتماعي" است و هدف آن "روحانيون مبارز و مدرسان و طلاب حوزه هاي علميه و مراكز تحصيلي مذهبي". در اين جريان، سطح برخورد هم مي تواند متنوع باشد از مراجع شناخته شده گرفته تا مدرسين و طلاب ديني. نوك پيكان اكنون سيد محمد خاتمي را نشانه گرفته است، اگر هوشياري نباشيم و واكنش به موقع نشان داده نشود، اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:34 |
سايت خبري تحليل فردا
كد خبر: ۳۰۷۲۲
تاريخ: ۰۹:۰۵:۳۳ - ۱۳۸۶/۰۵/۰۲
مرد ناشناس
ساقي سعادت

شرق: نسل سوم انقلاب، نام آشناي مردي ناشناس است. مردي که دست کم هر هشت سال يک بار نام او بر سر زبان ها مي افتد و تا هشت سال ديگر نه نامي از او شنيده مي شود و نه نشاني از او ديده مي شود. اما نسل اول و دومي ها خاطرات خوبي از اين مرد دارند.

خاطراتي که با آن ذهن نسل سوم را پر مي کنند. اين غريب آشناي نسل سوم کسي نيست جز ميرحسين موسوي نخست وزير نامدار انقلاب اسلامي که هم اصلاح طلبان او را از خود مي دانند و هم طيف کثيري از اصولگرايان. ميرحسين موسوي همان نام مکرري است که هر هشت سال يک بار به منظور اجماع ميان نيروهاي اصلاح طلب براي کانديداتوري انتخابات رياست جمهوري مطرح مي شود، هر بار هم ديدارهايي با او صورت مي گيرد، او شروطي مي گذارد و ديگران سر بسته نمي پذيرند و او نهايتاً به عرصه نمي آيد، اما اين سناريو هر هشت سال يک بار رخ مي دهد و همواره پاياني يکسان دارد.

صحنه تکراري اين نمايش، تماشاچي هاي گنگ و گيج آنند. تماشاچي هايي که نگاهشان به اخبار جسته و گريخته دعوت از ميرحسين و عدم اجابت آقاي نخست وزير است. بخشي از تماشاچي ها که از جنس نسل اول و دوم انقلابند اين سناريو را از برند و مي دانند که سرانجام کار چيست. اما نسل سومي ها تماشاچي هاي گنگ را تشکيل مي دهند.

کساني که مي بينند دعوت کنندگان از ميرحسين او را با دست پيش مي کشند و با پا پس مي زنند. او را مرد استقامت و مديريت بحران و سربلند از روزگار جنگ مي نامند اما از نگرش اقتصادي و سياست خارجي او بيم دارند. از سوي ديگر رقباي اصلاح طلب نيز چنگ و دندان تيز کرده و با نسبت دادن تزهاي اعتقادي ميرحسين به خود او را اصولگرا و از جنس خود مي دانند.

شخص ميرحسين موسوي که نقش اول اين سناريوي تکراري را بازي مي کند، تمايلي ندارد که اندک ديالوگي را روي صحنه به زبان آورد. او بيش از اينکه روي صحنه باشد، پشت صحنه است. هيچ نمي گويد. آرام و خاموش در ميانه اين دعوت ها مي ايستد و با حرکتي آرام از کنار تمامي آنها مي گذرد. آقاي نخست وزير ترجيح مي دهد در همايش ها و سمينارهاي فرهنگي و مراسم هنري حضوري تماشاگر - و نه در قالب سخنور - داشته باشد و بي آنکه کوچک ترين پاسخي به سوالات مکرر خبرنگاران بدهد، با لبخند با آنها خداحافظي کند.

تماشاگران گنگ اين سناريو همچون هر جوينده اي براي آنکه اندکي از ابهام ها و پرسش هاي ذهن شان را رفع و رجوع کنند، به صندوقچه اسرار يعني کتب و اسناد مکتوب سال هاي اول انقلاب رجوع مي کنند، هر چه بيشتر مي کاوي بيشتر به فاصله او با تزهاي اصلاح طلبي امروز پي مي بري.

او نه برنامه ريزي و بودجه ريزي و اقتصاد باز را مي پسندد و نه ارتباط با دنياي امروز و ديگر کشورهاي جهان را برمي تابد. او آنچنان بر استقلال کشور پاي مي فشرد که حتي در روزگار فروپاشي غرب و شرق همچنان معتقد است که «نه شرقي نه غربي» جمهوري اسلامي. پس چه نسبتي ميان آن تفکر با اين تفکر هست که اصلاح طلبان او را کانديداي مورد اجماع خود مي خوانند؟ نه ميرحسين به اين سوال پاسخ مي دهد نه دعوت کنندگان از او. پس چه انتظاري است که نسل سوم با وجود تمامي اين ابهامات ميرحسين موسوي را همچنان به عنوان بهترين کانديدا و مورد اجماع ترين فرد براي تصاحب کرسي رياست جمهوري بپذيرند؟ چرا نه خود او را مي شناساند و نه آنان که مي شناسندش؟
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:9 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

گستاخي جديد شيخ نشين كويت: ايراني‌ها مشرك و بدتر از كفار غرب!


العتيبي در روزنامه يكي از شخصيت‌هاي كويت مي‌نويسد: فارس‌ها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند؛ اما كسري هلاك شده است و گنج‌هاي آن تقسيم شده است.شيخ فهد، برادر امير كنوني كويت، به همراه صدام اولين شليك‌‌كننده تير به سوي ايران در سال 59 بود و اتفاقا خود او از اولين كساني بود كه به دست ارتش صدام كشته شد.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۱۱ تعداد بازديد : 16207 كد خبر : ۷۱۹۹۳

در ادامه اهانت‌ها و توهين‌هاي بي پايه كشورهاي عربي و تشديد مطالب مطبوعاتي و اظهارات مقامات اين كشورها عليه تماميت ارضي ايران و حاكميت كشورمان بر جزاير سه گانه، مطبوعات كويت در مقالاتي هماهنگ به صورت مستقيم و غيرمستقيم، ايران را «دشمن خدا و اسلام» و «بدتر از كفار غربي» و «دشمن اعراب» توصيف كردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كويت، روزنامه‌هاي «الوطن»، «القبس» و «السياسه» كويت، كه همه روزه ميزبان يادداشت‌ها، مقالات و تحليل‌هاي ضدايراني است، با دستاويز قرار دادن مقاله «كيهان»، به انتشار مقالات گوناگوني پرداختند، كه حجم آن طي هفته گذشته به بيش از سي مقاله و گزارش مي‌رسد.

در اين مطالب، ضمن تخريب و توهين به مقدسات نظام اسلامي و توهين به اسلامي بودن نظام ايران و زير سؤال‌ بردن حاكميت ارضي و منافع ملي كشورمان، اقدام «كيهان» را نشان‌دهنده سعي ايران براي سيطره بر منطقه دانستند و آشكارا ايران را به ايجاد فتنه در منطقه، عراق، يمن، لبنان، فلسطين، سوريه، مغرب و مصر متهم كردند.

«احمد جارالله»، سردبير «السياسه» كه مورد حمايت شفاف مقامات عاليرتبه كشور كويت و برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس است، در سرمقاله‌اي با گستاخي، رهبر انقلاب اسلامي را ديكتاتور معصوم ناميد.

در همين حال، «عبدالعزيز العتيبي»، از علماي كويتي و دارنده دكتراي شريعت اسلامي، در مقاله‌اي در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كويت ـ با ذكر اين مطلب كه فارس‌ها (ايراني‌ها) دشمنان اسلام و مسلمين بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «يهود و نصاراي كشورهاي غربي از نزديكان به دين اسلام هستند و فارس‌ها و مجوسي‌ها به دور از دين اسلام هستند زيرا آنها اهل كتاب بوده‌اند كه اين امر نشان مي‌دهد فارس‌ها و مجوسي‌ها به دين اسلام هيچ نزديكي ندارند».

اصطلاح مجوسي‌ها كه صدام حسين آن را عليه ايران در جنگ تحميلي استفاده كرد، مورد استقبال مقاله‌نويسان مطبوعات كويتي از جمله روزنامه‌هاي «الوطن» و «السياسه» است داراي بالاترين حمايت مقامات دولتي كويت هستند.

العتيبي در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به يكي از شخصيت‌هاي خاندان حكومتي كويت است، مي‌نويسد: «فارس‌ها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند كه اين باعث نگراني و گسترش فتنه و ناامني است اما كسري هلاك شده است و گنج‌هاي آنها در راه خدا تقسيم شده است».

اين مفتي كويتي، اقدامات ايران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهي كسري قلمداد كرده است و مي‌افزايد: «فارس‌ها قومي هستند كه هميشه در طمع‌هاي سياسي و طايفي بوده‌اند و كساني كه مايلند با آنها روابط برقرار كنند، بايد بدانند فارس‌ها دشمن خدا و پيامبر اسلام هستند و من نسبت به پيروان كسري و ارتباط با آنها هشدار مي‌دهم و اميدوارم دشمنان خود را بشناسيد تا خداوند پيروزي و سلامت را براي شما بيافريند».

اين شخصيت سلفي ـ وهابي فراموش كرده است كه ايرانيان تنها قومي بوده‌اند كه از ديرباز به خداوند اعتقاد داشته‌اند و اعراب در عصر جاهليت بوده‌اند كه خداوند پيامبران مختلفي را براي هدايت آنها فرستاده است و كشور ايران برخلاف ديگر كشورهاي عربي و منطقه، با نظر مردم و زير نظر قوانين اسلامي و به صورت مستقل بدون دخالت بيگانگان اداره مي‌شود.

در همين روز، «ابواياد الاحوازي» يك عضو دفتر سياسي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز! (استان خوزستان) نيز در مقاله‌اي در روزنامه «السياسه» كويت (كه آشكارا خود را پايگاه عرب‌هاي جدايي طلب خوزستان دانسته است)، خوزستان را «سرزميني اشغال‌شده توسط ايران» دانسته و نقش ايران را در تحولات اعراب تخريبي و توسعه‌طلبانه ذكر كرده و بدون در نظر گرفتن حمله اعراب توسط عراق به سركردگي آمريكا عليه ايران نوشته است: «فارس‌ها در تعامل با اعراب وحشي و هميشه مانع اصلي پيشرفت اعراب در طول تاريخ بوده‌اند».

در ادامه نيز، «طلال عبدالكريم» در روزنامه «القبس» كه سرمايه‌گذار و صاحب‌امتياز آن، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس اين كشور است، در يادداشتي از اعراب خواسته است در مقابل ادعاي ايران خواستار سرزمين‌هاي تاريخي خود!! از جمله الاحواز (خوزستان) و المحمره (خرمشهر) شوند.

روزنامه «القبس» كه به تازگي به جرگه مطبوعات ضدايراني در كويت پيوسته است، همچنين در مقاله‌اي ديگر، با نام بردن از سواحل جنوبي ايران به سواحل اعراب، سابقه استقلال بحرين را قرن‌ها پيش دانسته است! و ضمن متهم كردن ايران به دخالت در امور كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس، نوشت: «امروز ايران تلاش مي‌كند ناآرامي‌هايي كه در گذشته در كشورهاي خليج [فارس] و ايام حج و مسئله برائت از امپرياليسم و شيطان بزرگ كه همان آمريكاست را مجددا تكرار نمايد».

استفاده از اصطلاح «خوزستان، سرزميني اشغال شده توسط ايران» در مطبوعات كويت به ويژه «الوطن»، «القبس» و «السياسه» تازگي نداشته و روزنامه «السياسه» بارها ضمن انتشار مقاله، با اعضاي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز (استان خوزستان) به مصاحبه مي‌پردازد و مواضع آنها را در قالب بيانيه منتشر مي‌كند.

اين مطالب، تنها گوشه‌اي از مقالات اين مطبوعات در يك روز است. اين در حالي است كه روزنامه «الوطن» به سرپرستي «شيخ علي خليفه الصباح» عضو خاندان حكومتي، روزنامه «القبس» به سرمايه‌داري و صاحب‌امتيازي «محمد الصقر»، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس كويت و روزنامه «السياسه» نيز به سردبيري «احمد جارالله» اداره مي‌شود كه وليعهد، نخست‌وزير و شماري از مقامات عالي‌رتبه كويت چندي پيش اين روزنامه را تريبون بيان مطالب صادقانه و آزاد قلمداد كرده بودند.

لازم به ذكر است، انديشه «حاكميت عراق بر كويت» به لحاظ تاريخي در بين برخي از مردم عراق رواج داشته و حمله صدام به كويت نيز در سال 1990 ميلادي بنا بر همين انديشه صورت گرفت. حكام اين كشور ضعيف جهت تامين امنيت حاكميت خود هميشه در محاسباتشان اشتباه كرده‌اند و به عنوان نمونه، زماني عليه ايران با عراق متحد شدند و بيش از 30 ميليارد دلار در جنگ تحميلي به عراق كمك كردند و حتي مقامات و شخصيت‌هاي آنها از جمله «شيخ فهد الاحمد الصباح»، برادر امير كنوني كويت، به همراه صدام و ملك حسين اردني، اولين شليك‌‌كننده تير به سوي ايران در سال 59 بودند و شماري از مسئولان و روزنامه‌نگاران آنها بر روي پيكر پاك شهداي ايران به نشانه پيروزي عكس گرفتند اما امام خميني، به آنان هشدار دادند كه روزي صدا به شما برخواهد گشت و اشتباه آنان با حمله صدام به كويت داده شد و اتفاقا «شيخ فهد الاحمد» از اولين كساني بود كه به دست ارتش بعثي صدام كشته شد.

اين در حالي است كه ايران در هنگام حمله عراق به كويت، تمام آن خيانت‌ها را كنار گذارد و با بزرگواري و متانت تمام، حمله عراق به اين كشور را محكوم كرد و وزير خارجه ايران به عنوان نخستين مسئول يك كشور خارجي در تماسي با وزير خارجه وقت كويت، اعلام كرد كه ايران جهت هرگونه كمك به كويت امادگي دارد.

ظاهرا بار ديگر حكام كويت در محاسبات خود اشتباه كرده‌اند و از گذشته و تاريخ، درس نگرفته‌اند و جهت امنيت خود به دامن آمريكا پناه برده و دقيقا در هماهنگي با سياست‌هاي امريكا به جنگ رواني عليه ايران بيش از هر كشور ديگري پرداخته‌اند.
هم‌اكنون اين كشور، از مشكلات عديده‌اي در درون حاكميت كويت رنج مي‌برد به گونه‌اي كه در پارلمان اين كشور، نمايندگان مجلس الامه، رسما به آبا و اجداد يكديگر ناسزا مي‌گويند.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:35 |

یک رسانه دیگر برای خانواده کمپین: "کردها و کمپین یک میلیون امضا"

شنبه30 تیر 1386


رسانه های کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به تدریج از دل شهرهای ما جوانه می زنند. پس از سایت کمپینی ها در شیراز، اکنون سايت "كردها و كمپين يك ميليون امضا" به قصد انعكاس فعاليت هم¬وطنان كرد زبانمان در جهت اهداف كمپين يك ميليون امضا شروع به كار كرده است.

طبق گفته گردانندگان سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا اين سايت «مطالب خود را به دو زبان كردي و فارسي منتشر مي¬كند و سعي در هر چه بيشتر گستراندن نداي برابرخواهي كمپين يك ميليون امضا در ميان زنان و مردان كرد دارد. در اين راستا و جهت بالابردن كيفيت سايت دست ياري خود را به سوي علاقه¬مندان و به¬ويژه زنان و مردان برابري¬خواه كرد دراز نموده و همراهيتان را خواستاريم.»

تغییر برای برابری ورود سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا را به همه کمپینی ها خوشامد می گوید.

برای مشاهده سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا به نشانی زیر بروید :

http://www.kurdsforchange.com/

مطالب و نظرات خود را می توانید به پست الكترونيكي kurdsforchange@gmail.com ارسال کنید.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:28 |
كد خبر: 21599 تاريخ: 09:27:03 - 1386/04/25    
فتواي قتل شريعتمداري صادر شد!/ خبر ويژه کیهان

 

فتواي قتل حسين شريعتمداري توسط علماي سلفي صادر شد.

بنا به گزارش هايي كه برخي پايگاه هاي اينترنتي ديروز منتشر ساختند، به دنبال انتشار مقاله اي از مديرمسئول روزنامه كيهان كه وي در آن با استناد به اسناد كاملا متقن استدلال كرده بود بحرين بخشي از خاك ايران بوده و طي زد و بندي ميان محمدرضا پهلوي و غربي ها به طور غيرقانوني از خاك ايران جدا شده، جمعي از علماي ديني شيخ نشين هاي خليج فارس حسين شريعتمداري را واجب القتل اعلام كردند و درباره كساني كه عقيده او را قبول داشته باشند نيز فتوا دادند كه اگر طي 3 روز توبه نكنند، مجازات آنها قتل خواهد بود. از جمله، «شيخ جاسم سعيدي» نماينده سلفي در مجلس نمايندگان بحرين در فتواي خود آورده است:

«هركسي به صحت اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد كه بحرين بخشي از خاك ايران است، در زمره «خوارج» قرار مي گيرد و كسي كه از ولايت امر خارج شود، طي سه روز بايد توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وي قتل است كه از سوي ولي امر تعيين مي شود.»

همچنين دكتر «شيخ ناجي العربي» گفته: «ولي امر، شرعا و قانونا حق دارد كسي را كه به اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد، مجازات كند.»

 

 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:38 |

بايد مجلس ختم استبداد را بگيرند

نوشته شده : دوشنبه ۲۵م تیر ۱۳۸۶ @ ۷:۰۲ ق.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

سعيد حجاريان در مراسمي که از سوي شاخه جوانان حزب مشاركت و سازمان ادوار تحكيم وحدت در اعتراض به دستگيري دانشجويان در روز ۱۸ تير برگزار شد، تاکيد کرد “ظاهراً قرار است معامله‌اي صورت بگيرد كه در آن همه چيز معلوم است و بيعانه اين معامله دانشجويان هستند. ” او افزود: “ترس من اين است كه معاملات بزرگتري در راه باشد و حكومت بخواهد بيعانه بيشتري پرداخت كند؛ بنابراين، بايد از دانشجويان دفاع كرد”.

در اين نشست اعتراضي که تحت عنوان “دانشگاه و چشم اندازآينده” برگزار شد بسياري از دانشجويان و شخصيت هاي سياسي و دانشجويي حضور داشتند. در واقع طي دو سال گذشته اين براي اولين بار بود كه مراسمي با اين تعداد شركت كننده در مشاركت برگزار مي شد؛ و آنهم به اين علت بود كه اعضاي كمپين زنان و جنبش دانشجويي تحريم ارتباط با حزب مشاركت را جهت تلاش براي آزادي دوستانشان كنار گذاشته بودند.

در اين مراسم که حدود ۸۰۰ نفر در آن شرکت داشتند اظهارات علي شكوري راد اعتراضات بي شمار دانشجويان شركت كننده در مراسم را برانگيخت.

علي شكوري ‌راد عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت كه اظهارات چند ماه اخير او در مورد دانشجويان و جنبش دانشجويي اعتراضات و نقدهاي زيادي را به دنبال داشته و او دانشجويان را به قشري نگري، سطحي بودن و فساد متهم كرده، در اين مراسم طي سخناني گفت: “يکي از پيام‌هاي دوم خرداد اين بود که در حاشيه جامعه کساني هستند که حق حيات سياسي دارند و به قدرتمندان گوشزد کردند که به حقوق آنها احترام بگذارند”.

وي در ادامه افزود: “کساني که هر نه روز براي دولت خاتمي بحران ايجاد مي‌کردند، حالا بر مسند قدرت هستند. ۱۸ تير روز سياهي در تاريخ ايران است، که آن را همين حاكمان كنوني خلق کردند تا نظام ايران شرمنده تاريخ باشد و امسال در سالگرد ۱۸ تير شاهد اينگونه برخوردها هستيم”.

اين عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت سپس گفت: “متاسفم که امنيت ملي ما با تحصن عده‌اي در جلوي دانشگاه خدشه‌دار مي‌شود. من به نوبه خود خواستار آزادي اين دانشجويان و همه دانشجويان و حق‌طلبان دربند هستم و در ضمن حق انتقاد را هم براي خود قائلم. شايد حضور من در اينجا غيرمنتظره باشد. اما من خواستار آزادي کساني هستم که خود منتقد آنها هستم”.

اين اظهارات اما انتقاد بسياري از اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم وحدت را برانگيخت. معترضين كه حدود يكصد نفر مي شدند خواستار توضيح حزب مشاركت در مورد حضور علي شكوري راد در اين مراسم شدند.

يكي از اين معترضين گفت: “با توجه به انتقادهاي نابجايي كه تاكنون آقاي شكوري راد از دانشجويان داشته اند حضور ايشان در مراسم امروز به نظر ما دهن كجي به جنبش دانشجويي است”.

سپس بهنام سپهروند، عضو دفتر تحكيم وحدت به نمايندگي از اين تشكل دانشجويي به سخنراني پرداخت.

وي طي سخناني به ارائه گزارشي در مورد وضعيت تحكيم پرداخت و گفت: “در غياب شوراي مركزي، شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت تشكيل جلسه داده و اعضاي شوراي مركزي شوراي تهران را انتخاب كرد كه در زمان غيبت اعضاي شوراي مركزي كه اكنون در بازداشت هستند به اداره امور خواهند پرداخت”.

وي اعضاي اين شورا را پنج نفر به نام هاي آرمان صداقتي از دانشگاه اميركبير، نرگس رحيمي از دانشگاه الزهرا، ميلاد اسدي از دانشگاه خواجه نصير، شجتعي از دانشگاه علامه و بهنام سپهروند از دانشگاه تهران اعلام كرد.

وي همچنين اعلام كرد اين شوراي براي آزادي دستگيرشدگان و ارتباط با مجموعه هاي تحكيم برنامه ريزي مي کند.

“سعيد حجاريان” عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ديگر سخنران اين مراسم با طرح اين پرسش كه “قصه بازداشت دانشجويان چرا اتفاق افتاد؟” اظهار داشت: “ظاهراً قرار است معامله‌اي صورت بگيرد كه در آن همه چيز معلوم است و بيعانه اين معامله، دانشجويان هستند و به عبارتي دانشجويان وجه المصالحه قرار گرفته اند. ترس من اين است كه معاملات بزرگتري در راه باشد و حكومت بخواهد بيعانه بيشتري پرداخت كند و بنابراين، بايد از دانشجويان دفاع كرد”.

حجاريان افزود: “معامله آنها يعني حل مسائل بين آژانس اتمي و چگونگي حل مسائل باقيمانده؛ و در اين قصه به نظر مي رسد دانشجويان بازداشته شده بيعانه آنها براي حل مسائلشان است. براي هر معامله هم وجه‌المصالحه‌اي داده مي‌شود که وجه‌المصالحه آنها دانشجويان بازداشت شده است”.

در ادامه اين نشست “علي‌اكبر موسوي خوئيني” دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت كه آخرين سخنراني‌اش را قبل از دستگيري در همين سالن انجام داده و اولين سخنراني‌اش پس از آزادي نيز در همين مکان بود، صحبت كرد.

او با ارائه گزارشي از آخرين وضعيت بازداشت‌شدگان گفت: “پيرو آزادي آقاي قلندري(عضو سازمان ادوار)، مطلع شديم تمامي دوستاني که در ساختمان ادوارتحكيم دستگير شده‌اند، حکم بازداشت دريافت کرده‌اند و مشخص است سناريويي در حال اجراست که مي‌خواهد تابستان دانشجويان را مشمول بازي خود قرار دهد”.

وي در تحليل دلايل اين برخوردها گفت: “شاهديم که دولت نهم در ايجاد رضايتمندي مردم ناکام مانده و در عرصه جهاني نيز با چالش روبه‌روست و به همين خاطر، حکومت حتي ابايي از بخشيدن قسمتي از خاک ايران براي رفع مشکلات جهاني‌اش ندارد”.

مهندس موسوي با بيان اينكه “حکومت دارد تعادل رواني اش را از دست مي‌دهد و رفتارش با رفتار حکومتي مقتدر متناقض است”، گفت: “ما بايد هوشيار باشيم و در دام اين طرح حکومت نيافتيم. چرا كه به نظر من دستگيري غيرقانوني دانشجويان، يورش بي‌سابقه به تشکلي قانوني و ضرب و شتم اعضاي آن و پلمپ ساختمان آن سه بحث كاملا غير قانوني است”.

دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت با اشاره به بي‌سابقه بودن چنين برخوردي با يك تشكل قانوني از ساير احزاب وتشکلها درخواست كرد که در برابر اين حرکات ساکت ننشينند زيرا اين برخوردها به زودي به تشکلهاي ديگر نيز تسري خواهد يافت.

موسوي خوئيني در ادامه افزود: “از سازمانها، شخصيتها و حتي مراجع تقليد مي‌خواهيم در برابر اين موضوع موضع‌گيري نمايند. همچنين از تمامي دانشجويان و دانش‌آموختگان خواهش دارم که مطالبات خود را از طريق قانوني و مدني پيگيري کنند و اجازه ندهند مشتي افراد ديکتاتورمآب و وطن‌فروش مطالبات آنها را سرکوب کنند و براي اين موجودات بحران‌زي، زمينه بحراني نسازند. روزي مطرح مي‌شد که زندان بايد دانشگاه باشد اما امروز در زندانها شاهد حضور خيل دانشجويان هستيم که اجازه علم‌آموزي به دانشجويان نمي‌دهند. انگار امروز قرار است اوين از دانشجويان پر شود. به قدري تراکم زنداني در اوين در بند ۲۴ هستند که افراد را در اتاقهاي کوچک زنداني مي‌کنند”.

وي در ادامه گفت: “نکات کليدي درباره حقوق شهروندي اين دوستان دربند بايد رعايت شود، طبق قانون که اجراي آن براي سپاه و اطلاعات الزامي است، حق ندارند احدي را در انفرادي نگه دارند و حق ندارند احدي را به زور وادار به اعتراف کنند يا به آنها چشم بند بزنند”.

مصطفي تاج زاده نيز در اين مراسم با اشاره به توقيف روزنامه “هم ميهن”، فيلترينگ خبرگزاري ايلنا و برخوردهاي سنگين با دانشجويان، دفتر تحكيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت گفت: “در جوامعي که نهادهاي مدني در آنها ضعيف هستند، وقتي حکومت يکدست مي‌شود، در عرصه سياسي شاهد انسداد سياسي و در عرصه فرهنگي و ديني شاهد تحجر و عقبگرد و در سياست خارجي ماجراجويي و تسليم و در اقتصاد با مشکلات فراوان روبرو مي‌شويم”.

تاج زاده ادامه داد: “وقتي آقاي مصباح هم از فساد در دانشگاهها مي گويد و سپس سريعا به سراغ معتبرترين و سالم‌ترين دانشجويان مي روند و آنها را بازداشت مي‌كنند، نشان از اين است كه مشكل آقايان با فعال بودن نيروهاي منتقد در هر عرصه‌اي است”.

وي در ادامه چنين نتيجه گرفت: “اقتدارگرايان ابتدا حاکميت را يکدست کردند و تصميم دارند پس از يكصدا كردن جامعه، در نهايت جامعه را يکدست و حتي يك‌شكل کنند. چنانكه شاهد بوديم طرح لباس يك شكل كارمندان دولت و برخورد با زنان و دختران را به اجرا درآوردند”.

تاج‌زاده در ادامه گزينه “انفعال” در شرايط كنوني را رد كرد و به طرفداران دمکراسي و حقوق بشر پيشنهاد کرد با کنار گذاشتن اختلاف سليقه‌ها همه با هم به نفع حفظ حقوق شهروندي خود و در برابر پيشروي اقتدارگرايان متحد شوند.

وي در پايان گفت: “اعلام مي‌کنم هيچگونه اعترافي در شرايط زندان صحت ندارد. امروز اعلام مي‌کنيم يک کلمه از آن سخناني که در شرايط خاص از فرد و بر ضد عقايد او گرفته مي‌شود، جنبه‌اي از واقعيت را همراه خود نخواهد داشت”.

در ادامه اين نشست “بابك احمدي” گفت: “همه نيروهاي سياسي مدافع حقوق بشر و دموكراسي در ايران بايد اختلافات گذشته را كنار بگذارند تا خودمان و فرزندانمان در كشوري آزادتر زندگي كنيم”.

بابك احمدي در ادامه از “عبدالله مؤمني” سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت و “بهاره هدايت” رييس كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت و ساير دانشجويان بازداشتي و نيز كساني كه در جريان كمپين يك ميليون امضا عليه تبعيض حقوق زنان فعال بوده اند به ‌نيكي ياد كرد و گفت: “ما از آدم‌هاي راديكالي كه به حقوق‌بشر و دموكراسي اعتقادي ندارند خسته شده‌ايم. به ‌همين خاطر، بايد كاري كنيم كه آنها مجلس ختم استبداد را بگيرند و عقلانيت به عرصه سياسي ايران بازگردد”.

اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: “اكنون با نيروهايي در حاكميت مواجهيم كه از عقلانيت بي‌بهره‌اند. اگر وزير فرهنگ كشوري كه خود سابقه فعاليت روزنامه‌نگاري دارد از «كودتاي خزنده» مطبوعات عليه دولت خبر مي‌دهد، اين نشانه فقدان عقلانيت است. وقتي نايب رييس مجلس يك كشور براي پديده‌اي چون دوم خرداد كه طي آن ۲۰ ميليون شهروند يك كشور به نامزدي راي داده‌اند، عنوان انحراف از انقلاب را به‌كار مي‌برد، يعني از عقلانيت به‌دور است”.

وي در پايان افزود: “اينك با حريفي مواجهيم كه فرمان را كنده و تمام موازين حقوق‌بشر و دموكراسي را كنار گذاشته است و ما راهي نداريم جز آنكه اختلافات گذشته را كنار بگذاريم و در برابر اين جريان غيرعقلاني متحد شويم”.

“هدي صابر” فعال ملي- مذهبي هم طي سخناني گفت: “اراده بخشي از حاكميت اين است كه دانشگاه غير سياسي و غير زنده باشد. اما اين موجود ۷۳ ساله دوباره به دوران جنيني خود بر نمي‌گردد. اكنون اراده حكومت يا سركوب دانشگاه است و يا به دنبال فراري دادن چهره‌هاي مؤثر آن به خارج از كشور هستند”.

اين فعال ملي- مذهبي در پايان يادآوري كرد: “خدا صبور است. ايران ما نيز، سرزمين جوانمردان است. مردانه مي ايستد و تاب ديدن فرزندان خود در زندان را ندارد. دست از سر دانشگاه برداريد”.

در ادامه “عباس عبدي” فعال سياسي گفت: “حکومت ايران در شرايط كنوني، هل‌ من ‌مبارز مي‌طلبد و آمريکا را که سهل است، کل شرق و غرب را به مبارزه مي‌طلبد؛ اما وقتي ۶ دانشجو را که جلوي دانشگاه نشسته‌اند به نام امنيت ملي مي‌گيرند، نشانه ضعف واقعي آنهاست. هيچ حکومتي در دنيا در برابر چنين اعتراض كوچكي با چنين رفتاري مقابله نمي‌کند. هر کسي تا به زندان نرفته باشد، نمي‌داند زندان و بخصوص انفرادي چيست. اما اينکه دانشجو را به انفرادي ببرند، يعني سيستم سياسي اعتماد به نفسش را از دست داده است”.

عبدي افزود: “چندباري به ادوار تحکيم رفتم. جايي کوچک که يک حکومت قدرتمند مي‌تواند آن را به هيچ بگيرد؛ ولي وقتي با اسلحه آنجا را مي‌بندند نشان از دم خروسي حكومتي دارد که به ضعف گراييده است. كما اينكه وقتي يك فعال كارگري چون «منصور اسانلو» را که خودش با يک تلفن مي‌رود چنين مي‌گيرند، نشان از ضعف حکومت دارد. يک وقتي ممکن است بخشي از نظام اينگونه فکر کند، اما چرا در چنين شرايط خاصي که دانشگاهها تعطيل است چنين کرده‌اند، به نظرم آنها فکر مي‌کنند فضاي عمومي جهان براي سرکوب مهياست”.

غلامعباس توسلي استاد دانشگاه و عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران هم گفت: “هر دسته و گروهي كه امكاناتي داشته باشد و آن را براي مقابله با تهديدها و فشارها به كار نگيرد گناه و تقصير بزرگي را مرتكب شده است”.

وي افزود: “زماني كه قانون اساسي از طرف دولت و حاكمان و كساني كه خود را حامي آن مي‌دانند رعايت نمي‌شود، چطور مي‌توان انتظار داشت كه جوانان و دانشجويان و ديگر اقشار جامعه قانون را رعايت كنند؟ اگر دولت شعارهاي دهان‌ پركني مثل «اتحاد ملي» را مطرح مي‌كند به فرض صحت، بايد در عمل تجلي پيدا كند. نه آنكه ده نفر دانشجو نتوانند دور هم جمع شوند و اعتراض خود را مطرح سازند”.

عضو شوراي مركزي نهضت آزادي در ادامه گفت: “از طرف خودم به عنوان استاد دانشگاه و هم از طرف نهضت آزادي برخورد با دانشجويان و دستگيري آنها را اقدامي نادرست تلقي مي‌كنم و اميدوارم با همت مردم و با استفاده از امكانات خود در انتخابات آينده حضوري فعال داشته باشيم و از حقوق حقه خود دفاع كنيم. در غير اينصورت، همين مقدار آزادي كه با انقلابي به آن عظمت به دست آمده است، از دست مي‌رود”.

هومن عزيزي

منبع روزآنلاین

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 9:33 |
آزادی اولین بازداشت شده 18 تیرماه 86/ عزت قلندری آزاد شد
 
شنبه، 23 تیر 1386

ادوارنیوز: عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و کارمند دفتر سازمان دانش آموختگان که صبح دوشنبه در جریان حمله به دفتر ادوار تحکیم بازداشت شده بود. پس از 5 روز بازداشت در بند 209 زندان اوین آزاد شد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 14:30 |

شنبه 23 تير 1386

ما به سوی حمله نظامی می رويم! گفتگوی دی ولت با دنيس راس، کارشناس آمريکايی مسائل خاورميانه،

برگردان از الاهه بقراط

"بسياری از اروپاييان خواستار اين هستند که آمريکا شرط توقف غنی‌سازی اورانيوم را توسط ايران کنار بگذارد. من موافق نيستم که بايد اين شرط را کنار گذاشت، مگر به يک شرط ديگر: اگر من باشم، به اروپاييان خواهم گفت آمريکا اين شرط را خواهد پذيرفت به شرطی که اروپاييان کمربندهای نجات اقتصادی را همين الان و فورا از جمهوری اسلامی باز کنند."

دنيس راس Denis Ross کارشناس آمريکايی مسائل خاورميانه در گفتگويی با روزنامه آلمانی دی ولت آنلاين (۱۳ ژوييه) به تحليل حساسيت‌ مردم و دولت اسراييل نسبت به برنامه اتمی رژيم ايران می‌پردازد و معتقد است تحريم‌های شديد و همکاری اروپا و آمريکا تنها راهيست که می‌تواند از ادامه اين برنامه جلوگيری کرده و مانع حمله نظامی به تأسيسات اتمی ايران شود که بی ترديد انجام خواهد شد زيرا اسراييل با يک ايران اتمی مطلقا کنار نخواهد آمد.

س: بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليکود مرتب درباره عقب‌نشينی اسراييل از جنوب لبنان هشدار می‌داد و تأکيد می‌کرد در صورت اين عقب‌نشينی در آنجا خلأيی به وجود خواهد آمد که سبب سوء استفاده حزب‌الله و حماس خواهد شد. از زمانی که واقعا چنين شده، نتانياهو در نظرسنجی‌ها از ديگران پيش افتاده است. آيا ممکن است نتانياهو به رياست دولت برسد و در اين صورت آيا آن دولت به ايران حمله خواهد کرد؟
ج: اگر همين امروز در اسراييل انتخابات برگزار شود، نتانياهو برنده خواهد شد. ولی نظرسنجی‌ها در عين حال نشانگر ضعف دولت اولمرت نخست وزير کنونی و ضعف مزمن حزب کارگر نيز هست. اگر واقعا انتخاباتی برگزار شود، امکان برنده شدن نتانياهو تا حد زيادی به اين بستگی خواهد داشت که آيا اهود برک، که او نيز پيش از اين نخست وزير بود و قهرمان جنگ به شمار می‌رود و در حال حاضر وزير دفاع است، موفق خواهد شد اعتماد دولت و رهبران مجرب خويش را دوباره به دست آورد يا نه. در شرايط کنونی دولت موجود به طور کلی باثبات‌تر از آن است که فرض می‌شود چرا که نيمی از نمايندگان پارلمان در يک انتخابات جديد کرسی‌های خود را از دست خواهند داد. مهم‌تر اما اين است که نتانياهو در مقايسه با ديگران چه روشی را در رابطه با ايران در پيش خواهد گرفت. احساس من اين است که در محافل مربوط به امنيت اسراييل همه بر اين عقيده‌اند که نمی‌توان با يک ايران مجهز به تسليحات اتمی زندگی کرد، چه با نتانياهو و چه بدون او.

س: ولی «خط قرمز» کجاست؟
ج: در اسراييل سخنان رييس جمهوری اسلامی ايران را بسيار جدی می‌گيرند. همين ماه پيش بود که احمدی‌نژاد گفت: «شمارش معکوس نابودی رژيم صهيونيستی اسراييل آغاز شده است». حتی رفسنجانی رييس جمهوری اسلامی پيشين نيز که به عملگرا معروف است، چند سال پيش اظهار داشت برای نابودی اسراييل به يک بمب اتمی نياز هست. اکثريت قاطع نخبگان سياسی و نظامی اسراييل مايل است که بقيه جهان ايران را از راههای سياسی و يا وسايل ديگر متوقف کند. ولی اگر چنين نشود، اين فشار که بايد از قوه قهريه استفاده کرد، به شدت افزايش خواهد يافت. «خط قرمز» برای اسراييل اين نيست که ايران کی قادر خواهد شد به غنی سازی لازم اورانيوم برای توليد سلاح اتمی دست يابد. بلکه خط پايان در هجده ماه ديگر قرار دارد که در آن زمان سيستم دفاع موشکی ايران که در حال حاضر توسط روسيه نوسازی می‌شود، آماده خواهد شد. آنوقت است که موفقيت حمله هوايی به تأسيسات اتمی ايران به شدت مشکل خواهد شد. اگر مشکل برنامه اتمی حل نشود، هر چه به آن زمان نزديکتر شويم، به همان اندازه اين امکان که اسراييل خود را مجبور به حمله ببيند بيشتر خواهد بود. در حال حاضر ما بی چون و چرا به سوی يک حمله نظامی می‌رويم. ديپلماسی کند (اسلوموشن) غرب با پيشرفت سريع جمهوری اسلامی اصلا همخوانی ندارد.

س: چه اتفاقی در اين هجده ماه بايد روی دهد تا بتوان مانع وقوع جنگ شد؟
ج: در جبهه سياسی سه چيز بايد برای کشاندن اروپاييان به تحريم اقتصادی جدی عليه ايران روی دهد. به ويژه در رابطه با آلمان و ايتاليا که با تضمين‌های اعتباری خود نقش کليدی برای نجات جمهوری اسلامی دارند.
نخست اينکه سعوديها بايد به اروپا فشار بياورند چرا که يک ايران اتمی خطر بزرگی برای عربستان سعودی است. عربستان نگران است که مبادا ايران با پنهان شدن پشت انرژی هسته‌ای بتواند تمامی خاورميانه را زير فشار قرار دهد. سعوديها می‌توانند با استفاده از نفوذ اقتصادی خود بر تصميمات بانکها و دولت‌های اروپايی که با جمهوری اسلامی رابطه دارند، تأثير بگذارند.
دو، اسراييلی‌ها بايد به اروپاييان بگويند: «اگر فکر می‌کنيد داريد مانع جنگ می‌شويد، بايد بدانيد که اشتباه می‌کنيد. شما بر خطر جنگ می‌افزاييد زيرا ما با يک ايران اتمی نمی‌توانيم کنار بياييم».
سه، آمريکا بايد به اروپا پيوسته و گفتگوی مستقيم با ايران داشته باشد.
بسياری از اروپاييان خواستار اين هستند که آمريکا شرط توقف غنی‌سازی اورانيوم را توسط ايران کنار بگذارد. من موافق اين نظر نيستم که بايد اين شرط را کنار گذاشت، مگر به يک شرط ديگر: اگر من باشم، به اروپاييان خواهم گفت آمريکا اين شرط را خواهد پذيرفت به شرطی که اروپاييان کمربندهای نجات اقتصادی را همين الان و فورا از جمهوری اسلامی باز کنند. بسياری از اروپاييان از اين نگرانند که اگر آمريکا با آنها پشت يک ميز ننشيند، تحريم‌های شديد ممکن است به جنگ بيانجامد. برای از ميان برداشتن اين نگرانی بايد آمريکا چيزی به اروپا بدهد و آن اين است که در مذاکرات با ايران شرکت کند.

س: بوش و پوتين اخيرا اعلام کردند می‌خواهند بر سر مسئله ايران همکاری کنند.
ج: اين همکاری حتما کمک خواهد کرد. جمهوری اسلامی روی روسيه به عنوان يک تضمين حساب می‌کرد که تحريم‌های مؤثر در شورای امنيت سازمان ملل تصويب نشود. هر چه روسها بيشتر با جامعه جهانی همکاری کنند، تحريم‌های سازمان ملل مؤثرتر خواهند بود. بايد ديد. ولی من می‌ترسم حساب کردن روی سازمان ملل نيز به معنای يک ديپلماسی کند (اسلوموشن) باشد در حاليکه برنامه اتمی رژيم ايران همچنان با سرعت پيش می‌رود و اسراييل هم خودش را برای حمله آماده می‌کند.

س: چرا فکر می‌کنيد تحريم‌های شديد سبب تغيير سياست ايران خواهد شد؟
ج: طبقه حاکم در ايران به دو گروه سرسخت که يکی فکر می‌کند با انزوا می‌تواند زندگی کند و ديگری که اينطور فکر نمی‌کند، تقسيم شده است. برای من حادثه گروگانگيری ملوانان انگليسی در چند ماه پيش روشنگر بود. سپاه پاسداران که با عوامل خود در نيروی دريايی اقدام به اين کار کرده بود نمی خواست بدون آنکه در ازای آن چيزی دريافت کند، آنها را آزاد نمايد. ولی چيزی به آنها نرسيد چرا که تصميم آزاد کردن گروگانها از بالا آمد. در نهايت ترازوی قدرت در ايران به سود کسانی سنگين خواهد شد که بخواهند مانع جنگ شده و فلاکت اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی را سامان بخشند. ببينيد اقدام متعادلی مانند سهميه‌بندی بنزين به چه ناآرامی‌هايی انجاميد. تحريم‌ها بر اين ناآرامی‌ها خواهند افزود. ما در راهی هستيم که به استفاده از قوه قهريه خواهد انجاميد. و ما اين را نمی‌خواهيم. راههای ديگری وجود دارد. ليکن زمان صبر نمی‌کند.


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 12:45 |
 سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

بلندنظري جالب روحانيت مبارز تهران درباره روحاني مخبر ساواک


به تدريج روحانيون انقلابي پس از چندين بار بازجويي، متوجه مي‌شوند که شرح مباحث آنها در اين جلسات از طريق يکي از اعضا موبه‌مو به ساواک گزارش مي‌شود و سرانجام از يکسو فرد مذکور را شناسايي، و از سوي ديگر ناگزير جلسات خود را تعطيل مي‌کنند. اما به صورت جمعي تصميم مي‌گيرند که نام وي را فاش نکنند و آبروي او را محفوظ نگه دارند...در سال ۵۴ اتهام مهدوي‌كني همكاري با مجاهدين خلق بود.

۲۳ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۴ تعداد بازديد : 10904 كد خبر : ۷۱۴۰۸

سي و هشتمين کتاب از مجموعه‌اي که وزارت اطلاعات درباره چهره‌هاي مهم داراي پرونده در ساواک منتشر مي‌کند، اختصاص به آيت‌الله مهدوي کني دارد. اين در حالي است که اخيرا خاطرات ايشان هم توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامي به چاپ رسيد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» به نقل از
کتابخانه تاريخ اسلام و ايران، مجموعه اسناد پرونده آقاي مهدوي كني عمدتا حاوي گزارش سخنراني‌هاي آقاي كني در مسجد جليلي است‌، جايي که مرکز ثقل فعاليت وي در طول سالهاي ۵۷ ـ ۴۴ به حساب مي‌آمد. ساواك ‌اين مسجد را «محلي براي اجتماع روحانيون مخالف و عده‌اي طرفداران احزاب و دستجات افراطي دانسته‌» و آن را در كنترل داشت‌. در اين‌سخنراني‌ها مي‌توان گرايش يك روحاني انقلابي و مواضع فكري و اجتماعي او را در شرايط پيش از انقلاب دريافت‌.

براي نمونه وي در يك سخنراني در شهريور 1345 روي تبليغات مذهبي تأكيد دارد و اين كه گويندگان مذهبي ما تبليغ درست دين را نمي‌كنند و «با برنامه‌هاي خرافاتي از قبيل شمع روشن كردن و گريه كردن و اين كه هر كس زياد عبادت كند به بهشت خواهد رفت‌، مردم را مشغول نموده‌اند» (آيت‌الله محمدرضا مهدوي‌كني به روايت اسناد ساواك‌، ص 21). حمله به مجله «زن روز» در سخنراني ديگر آمده و از توصيه‌هاي اين نشريه براي گسترش فساد انتقاد شده است (ص 25). ايشان در سخنراني ديگري در اين باره دارد كه تنها قوانين قرآن ضامن نجات بشر است و ديگر قوانين داراي عيب و نقص‌مي‌باشد(ص 31).

گسترش فساد در جامعه و فراواني مراجعان به دادگستري‌ها و مباحثي كه در سمينار زنان مطرح شده بوده‌، از مسائل است كه مورد تأكيد ايشان در سخنراني ديگري در آبان 45 بوده است‌. انتقاد از كارهاي دولت به طور مستقيم و غير مستقيم در سخنراني‌هاي ايشان مطرح مي‌شده است از جمله اين كه «گفت‌: چند چيز است كه قرآن منع كرده و حالا دولت انجام مي‌دهد: يكي حجاب زن‌، يكي حقوق به اصطلاح مساوي زن و مرد و چيزهاي ديگر» (ص 42). بحث درباره موسيقي هم به صورت پرسش و پاسخ مطرح شده كه آقاي مهدوي گفته است: «سازندگان موسيقي يا دست به خودكشي زده‌اند و يا مبادرت به اعترافاتي كه نشان دهنده اين مضرّات است كرده‌اند». (ص 46). يك نمونه‌اش برادرزاده آقاي مهدوي كني است كه ايشان شرح حال او را كه كارش فلوت زدن بوده به تفصيل بيان كرده است‌. (ص 49 ـ 50). بحث از ورزش و شطرنج و فوتبال هم تقريبا به طور مرتب در اين سخنراني‌ها مطرح مي‌شده است‌.

در جلساتي هم‌كه برخي از روحانيون انقلابي معمولا در قالب جامعه روحانيت تهران داشتند و در منزل شيخ «ح» برگزار مي‌شد يا در خانه ديگري بود اما شيخ «ح» حضور داشت‌، گزارش‌هايي از آقاي مهدوي‌كني و مطالب اظهار شده از طرف وي آمده است (ص 107، 108، 109 و....). مهدوي كني يكي از اركان ‌ثابت اين جلسات بوده و به همين دليل نوع گزارش‌هاي اين جلسات در پرونده وي هم ضبط شده است‌.

جالب آن‌که به تدريج روحانيون انقلابي پس از چندين بار بازداشت و بازجويي، متوجه مي‌شوند که شرح مباحث آنها در اين جلسات از طريق يکي از اعضا موبه‌مو به ساواک گزارش مي‌شود و سرانجام از يک سو فرد مذکور را شناسايي، و از سوي ديگر ناگزير جلسات خود را هم در سال 54 تعطيل مي‌کنند. اما جالب اين‌که آنها به صورت جمعي تصميم مي‌گيرند نام وي را فاش نکنند و آبروي او را محفوظ نگه دارند که گويا تاکنون نيز پس از 30 سال، همين رويه حفظ شده است.
يکي از نکات جالب، ارائه اخبار و چاره‌انديشي جمعي روحانيون مبارز در اين جلسات بوده است.

شهريور 49: «مهدوي‌کني گفت: به قول مرتضي مطهري، چند سال است که در ايران از دين زرتشت طرفداري و تبليغ مي‌شود، بايد فکري کرد. هاشمي جواب داد: خوب است آقايان درباره ايران باستان مطالعه کنند و به طور متمايل و ضمني اسلام را در مقابل زرتشت مورد بحث قرار داده و معرفي نمايند». (ص ۱۳۱) اندکي بعد استاد مطهري کتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» را نوشت.

در جلسه ديگري (بهمن ۴۸)، هاشمي اظهار داشت: در مجله «زن روز» مطالبي راجع به حجاب نوشه شده و خيلي به افرادي که حجاب دارند، حمله شده و از مطهري خواست که مقاله‌اي بنويسد، ولي وي قبول نکرد و گفت، سکوت بهتر است. (ص ۱۱۸). بعدها مقاله استاد مطهري در همان مجله «زن روز» چاپ و اندکي بعد مجموعه آنها در کتاب مسأله حجاب منتشر شد. در اين جلسه آقايان مرواريد، شيخ ح..، سيد علي غيوري، شهيد محلاتي، شيخ جعفر شجوني، موحدي کرماني، باهنر، مهدوي کني و هاشمي رفسنجاني در منزل آقاي مطهري حضور داشتند.

آقاي مهدوي از پيش از انقلاب در مبحث «اقتصاد اسلامي‌» تحقيقاتي كرده بود كه در همين سخنراني‌هاي مسجد جليلي نيز گاهي از آن مطالب گزارش شده است (ص 82، 86، 88، 97 و بسياري از صفحات ديگر). روشن است كه هدف آقاي مهدوي ارائه «نظام اقتصادي اسلام‌» بوده است‌. يكبار گفته بود «اسلام دين كاملي است و براي سياست، حكومت و اقتصاد هر كدام برنامه‌هاي مفصلي دارد». در همان سخنراني ضمن اعلام حرمت بهره‌هاي بانكي بر اساس فتواي امام از مردم خواسته بود پول‌هاي خود را در صندوق‌هاي تعاون و ذخيره جاويد مسجد لرزاده و غيره بگذارند (ص 197). گفتني است، حسن توانايان فرد ـ اقتصاددان كه اوايل انقلاب فراوان از وي نوشته و اظهار نظر شنيده مي‌شد ـ از افرادي بود كه مرتب در سالهاي 45 ـ 47 در مسجد جليلي ‌حاضر مي‌شد.

از گزارش ساواك روشن مي‌شود كه نشرياتي هم در مسجد جليلي تكثير و به فروش مي‌رسيده است (ص 89). در مسجد جليلي جلسات جشن نيمه شعبان هم برگزار مي‌شده كه در يكي از آن جشن‌ها كه در مهر 51 برگزار شد، علي حجتي كرماني‌ و شهيد محلاتي سخنراني‌ سيار تندي ايراد كردند (ص 238 ـ 240). آقاي مهدوي يك بار در اوايل سال 52 دستگير شد، اما ساواك با ارفاق وي را آزاد كرده، به او هشداد داد «در صورتي كه بخواهد مجددا رويه خلاف خود را دنبال كرده و با نتيجه‌گيري از تاريخ اسلام و تسرّي غير منطقي آن به اجتماع كنوني ايران در سخنراني‌هاي خود متعصبين مذهبي را عليه رژيم تحريك كند... به هيچ وجه در باره وي اغماض نخواهد شد». (ص 269). در اين مسجد گاه‌مرحوم باهنر، آقاي امامي كاشاني‌، سيد هادي خامنه‌اي و روحانيون ديگر هم سخنراني مي‌كردند. به ويژه در دوره‌اي كه آقاي مهدوي كني ممنوع‌المنبر بود، اين رويه مورد عمل قرار مي‌گرفت‌. آقاي مطهري هم گاه براي چندين شب متوالي در آنجا برنامه داشت (ص 327).

در اسفند 53 گزارش شده است كه «مسجد جليلي تهران پايگاه عناصر متعصب مذهبي وابسته به گروه‌ها و دستجات برانداز و مضرّه شده است‌». (ص 321). در شهريور 54 ساواك به شدت روي آقاي مهدوي كني حساس شده و دستور تشكيل جلسه كميسيون امنيت اجتماعي را درباره دستگيري و تبعيد وي داده است (ص 345). مسجد جليلي مركزي براي رفت و آمد برخي از مجاهدين هم بود و داستان ارتداد آنان روي سخنراني‌هاي آقاي‌ مهدوي تأثير گذاشت‌. وي در سخنراني خود در مهر 54 گفت‌: عده‌اي از جوان‌ها كه هميشه مشت گره كرده خود را آماده مبارزات اعلام مي‌كنند، چرا نبايد به نماز اهميت بدهند در حالي كه علي عليه السلام كه اول مبارز است، نماز را خيلي اهميت مي‌داده است‌. نامبرده اظهار تأسف كرد كه چرا بايد اولاد مسلمان‌ها ماترياليست و بي‌نماز شوند». (ص 357).

آقاي مهدوي كني چند روز بعد در همان مهر 54 دستگير و به بوكان فرستاده شد(ص 370). اندكي بعد به دليل اعترافاتي كه افراخته كرده بود، به زندان كميته شهرباني منتقل شد. اتهام نامبرده همكاري با مجاهدين خلق بود (ص‌387 ـ 388). وي با اين كه به چهار سال حبس محكوم شده بود در آبان 56 آزاد گرديد. آقاي مهدوي در مهر سال 57 هم براي مدتي بازداشت بود(ص 426ـ 417). آخرين بازجويي از وي نوزدهم دي ماه 57 است (ص 430).

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:3 |

واکنش ها به خبر «تشویق به مهاجرت یهودیان ایرانی»

میترا فرهمند (اسراییل)

درپی انتشار گزارشی که روزنامه اسراييلی معاريو يکشنبه گذشته درباره افزايش کمک های مالی ازسوی  سازمان های اسراييلی وثروتمندان يهودی به هدف تشويق يهوديان باقيمانده درايران به خروج ازاين کشورمنتشرکرده بود، سازمان ها وشخصيت های يهودی ايرانی مقيم اسراييل وايران را به واکنش هايی برانگيخته است.

 افراد عادی يهودی ايرانی ونيزدولت ايران به اين خبرها واکنش نشان داده اند، ونام سفارتخانه برخی ازکشورهای خارجی درايران نيزدرپيوند با اين امرمطرح شده است.

روزنامه معاريو نوشته بود، با ياری شماری معدود ازثروتمندان يهودی ايرانی زاده، که خود اکثرا مقيم امريکا هستند، سازمان های يهودی واسراييلی ازمنابع مالی چشمگيری برای اختصاص بودجه های تازه به امرمهاجرت يهوديان ايرانی برخوردارشده اند.

به نوشته معاريو، دريافت اين کمک ها ازسوی سوخنوت (آژانس يهود) موجب شده که اين سازمان، برنامه های جديدی رابرای تشويق بيشتر ۲۵ هزاريهودی باقی مانده درايران به ترک زادگاه خود تنظيم کنند.

 براساس اين برنامه ها، کمک های مالی بلاعوض به يهوديانی که به سوی اسرایيل مهاجرت کنند، دو برابر شده  و هر يهودی، از نوزاد يک روزه تا سالمندان درهرسنی، ازده هزاردلار کمک بلاعوض همراه با امتيازات گسترده ديگری برای گشودن فصل نوين زندگی دراسرایيل بهره مند خواهند شد.

به نوشته روزنامه معاریو به هرخانواده يهودی ایرانی  درصورت مهاجرت دسته جمعی ۶۰ هزاردلارهمراه با وام های چشمگيربرای خريد منزل واتومبيل جديد پرداخت خواهدشد ونيزدوره های تحصيلی رايگان برای کسانی که فورا دررشته شغلی خود کاری دراسرائيل نيابند، به منظور آشنا شدن با مشاغل ديگربرقرارخواهد شد

به هرخانواده يهودی درصورت مهاجرت دسته جمعی ۶۰ هزاردلارهمراه با وام های چشمگيربرای خريد منزل واتومبيل جديد پرداخت خواهدشد ونيزدوره های تحصيلی رايگان برای کسانی که فورا دررشته شغلی خود کاری دراسرائيل نيابند، به منظور آشنا شدن با مشاغل ديگربرقرارخواهد شد، وتحصيل جوانان ايرانی يهودی دردانشگاه های اسرائيل رايگان خواهد بود.

 درحاليکه خود جوانان اسراييلی برای تحصيل دردانشگاه بايد شهريه های کلان بپردازند.

درگزارش هايی که رسانه های اسراييل درپی انتشاراين خبر روزنامه معاريو منتشرکرده اند، يهوديان ايرانی زاده ای که سال هاست به اسراييل مهاجرت کرده اند، هنوزازدلبستگی وتعلق خاطر خود به ايران سخن گفته اند.

خانم مهناز، يک زن جوان که اکنون دراسراييل کارمند بانک است، به شبکه اول تلويزيون اسراييل ميگويد، وضعيت يهوديان باقی مانده درايران اکثرا خوب است وآنانی که هنوزدرايران هستند، با اراده خود مانده اند ونمی خواهند زادگاه خويش راترک کنند.

فردی به نام ديويد، که يک برنامه تلويزيونی محلی نيم ساعته رادراسراييل به زبان فارسی اداره می کند، به تلويزيون اسراييل می گويد، کمکهايی که برای تشويق يهوديان ايرانی به خروج ازايران درنظرگرفته شده، کافی نيست.

زيرا پولی که آنها بتوانند ازفروش خانه واموال خود به خارج ازايران منتقل کنند، درمقايسه با هزينه زندگی دراسراييل يا امريکا ناچيزاست.

اما مقامات آژانس يهود دراسراييل می گويند، ادامه زندگی درايران نظر به وضعيت بين المللی ايران، ممکن است برای يهوديان خطراتی درپی داشته باشد.

 اين سازمان، ايران رابه عنوان «کشوری که ضريب ريسک زندگی درآن بالاست» توصيف کرده است. باتوجه به ميزان اين ضريب مخاطره است که مبلغ کمک های آژانس يهود به يهوديان کشورهای جهان تعيين می شود.

يهوديانی که ازامريکا يا کشورهای غربی به اسراييل مهاجرت می کنند، چون زادگاهشان ضريب امنيتی بالايی درفهرست آژانس يهود دارد، ازکمک های بسيارکمتری درمقايسه با يهوديان کشورهای اسلامی وعربی برخوردارمی شوند.

واکنش یهودیان ایرانی

درايران، انجمن کليميان ايران، دربيانيه ای که سه شنبه با امضای موريس معتمد، نماينده اقليت يهودی، درمجلس شورای اسلامی منتشرکرد، نوشت: «يهوديان ايران به فرهنگ اصيل وهويت ايرانی خود عشق می ورزند وتهديدها وتطميع های ناپخته سياسی، هيچ گاه درهويت زدايی ازايرانيان يهودی راه به جايی نخواهد برد».

 آقای  معتمد همراه با  سيامک مره صدق، رييس جديد انجمن کليميان ايران دراين بيانيه افزودند: «اقليت های دينی کليمی، زرتشتی ومسيحی ايران براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران از تمامی حقوق شهروندی خود برخوردارند».

منوچهرمتکی،  وزيرخارجه جمهوری اسلامی ايران،  نيزپنجشنبه درحاشيه مراسمی درتهران برای نخستين باربه طورعلنی دراين باره اظهارنظرکرد وگفت: «هموطنان يهودی ازبخش های فعال جامعه هستند وتحت تاثيراين گونه وسوسه ها قرارنمی گيرند».

آقای مهدی مصطفوی، قائم مقام وزارت خارجه ايران، چهارشنبه درمصاحبه ای با سايت خبری «عصرايران» درتهران، با اشاره به برخی سفارتخانه های اروپايی که به اقليت های ايرانی نيزهمانند ديگرايرانيان، ويزای کشورخود رامی دهند، گفته بود: «دولت ايران منعی نمی بيند که يک فرد به سفارتخانه يک کشوراروپايی يا هرکشورديگری مراجعه ودرخواست ويزاکند».

 آقای مصطفوی درعين حال گفته بود: «اما اگرمساله فراتر ازاين باشد، آنرا قابل پيگيری می دانيم». وی درباره نحوه اين «پيگيری» توضيحی نداده بود.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 16:48 |
سه تن از ديپلمات‌هاي ايراني ربوده‌شده در لبنان زنده هستند
 

كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "وعد" وابسته به حزب‌الله لبنان، يك كميته ويژه مركب از كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب به دور از فضاسازي‌هاي سياسي و رسانه‌اي در حال برقراري تماس‌هايي با طرف‌هاي لبناني و منطقه‌اي هستند تا از صحت و سقم اطلاعاتي كه در اين باره در اختيار سازمان‌ملل‌متحد قرار گرفته اطمينان يابند.
كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب كه مسؤوليت هماهنگي با سازمان اطلاعات آلمان و طرف‌هاي منطقه‌اي در فرايند مبادله اسيران بين حزب‌الله و رژيم صهيونيستي را بر عهده دارند، اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.
اين كارشناسان تأكيد كردند سه تن از چهار ديپلمات ايراني كه در چهاردهم تيرماه سال 1361 در منطقه برباره در جاده طرابلس به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي كتائب ربوده شدند همچنان زنده هستند و در اسارت اسرائيل به سر مي‌برند.
اين گزارش حاكي است يكي از اين ديپلمات‌هاي كه به‌عنوان كاردار سفارت مشغول فعاليت بوده و به زبان عربي تسلط داشته است ساعاتي پس از ربوده‌شدن به شهادت رسيده و دليل آن نيز اين بوده است كه متوجه شده كه ربايندگان قصد دارند آنها را تحويل اسرائيل دهند.
منابع غربي مرتبط با پرونده تصريح كردند: اسرائيل همچنان از تأييد صحت و سقم اين اطلاعات خودداري مي‌كند و اعلام نظر در اين باره را به روشن‌شدن سرنوشت "رون آراد" خلبان ناپديدشده اسرائيلي در جريان بمباران جنوب لبنان در سال 1361 موكول كرده است.
اين منابع افزودند: اين مسأله باعث شده تا فرايند مبادله اسيران كه قرار بود حدود چهار سال پيش با عنوان "مرحله دوم مبادله اسيران" به سرانجام برسد به تعويق بيفتد.
پايگاه خبري "وعد" تأكيد كرده است كه پيگيران اين پرونده معتقدند كه بعيد نيست آن دسته از اطلاعاتي كه از طريق منابع لبناني بسيار مطلع كه در اين قضيه نقش داشته‌اند اخذ شده دو از حقيقت نباشد.
"سيد محسن موسوي" كاردار سفارت جمهوري اسلامي ‌ايران دربيروت، "‌كاظم اخوان" خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي، "‌احمد متوسليان" وابسته نظامي و "تقي رستگار مقدم" كارمند سفارت ايران، چهاردهم تيرماه سال 1361 ربوده شدند كه تا امروز خبر موثقي از آنها به دست نيامده‌اند.
  

http://www.noandish.com/print.php?id=9824
 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:11 |
صدای پای فاشیسم؛ از هر سو

عيسي سحرخيز

هر شب ستاره اي به زمين مي كشند و باز
اين آسمان غمزده غرق ستاره هاست

باز گردهم آمده ايم، دورهم جمع شده ايم تا مرثيه اي ديگر به سرائيم و باز راه خويش گيريم و رهسپارمنزل يا محل كار خود شويم، بدون آنكه بتوانيم كاري كنيم كارستان و يا راهي يابيم براي خروج از اين بن بست تعطيلي و توقيف يا بيكاري و دربه دري.
آن گاه كه گفتيم سياست مطلوب برخي از دوستان، "بقا"‌ و يا خداي ناكرده "گليم خود را از آب كشيدن" و براي "جرعه اي آب سرد" و "لقمه اي نان گرم" تن به هر خفت دادن و ننگ سانسور و خودسانسوري را پذيرفتن، راه كار نيست، گروهي روي ترش كرده و گره به ابرو انداختند كه باز فلاني صدايش از جاي گرم در مي آيد و نمي داند كه براي داشتن شغل و گذران زندگي چه مشكلاتي داريم و يا براي كار در اين جامعه با چه كساني طرفيم.
آن گاه كه گفتيم بيائيم دست كم صفحه اي، اگر نشد ستوني، و باز اگر صلاح نمي دانيد چند سطري از روزنامه را در اعتراض به سانسور و خودسانسوري سفيد چاپ كنيم، يا سخنان آزادي ستيزان و دشمنان مطبوعات را درج نكنيم و يا به جاي گذاردن عكس دولتمردان در مراسم، مصاحبه ها و .... در صفحات روزنامه يا مجله، عكس حضور خودمان يا ديگراني را كه مي پسنديم زينت بخش نشريه اي كه مي پسنديم كنيم، جمعي لب به دندان گزيده و گفتند كاري ست ناشدني و خطرناك.
آن گاه كه در جمع هاي خصوصي تر اين نكته اساسي را مطرح كرديم كه در جامعه اي چون ايران كنوني، كه روزنامه نگار آن امنيت شغلي ندارد و خانواده اش دائم نگران تامين معاش، و مدير مسئول روزنامه و مجله، نامطمئن است نسبت به چاپ شماره ي آينده، پس بايد تا رسيدن روز موعود قيد انتشار نشريات مستقل و آزاديخواه را زد و فكري بكر به كار بست، صحنه بازي را گسترده تر كرد و فكر راه اندازي سايت هاي خبري بود و گسترش وب لاگ ها و اگر شد رسانه هاي صوتي و تصويري، باز دوستان موضوع را جدي نگرفتند و دل خوش كردند به چاپ روزنامه هاي جديد.
آن گاه كه سخن از شنيدن صداي پاي فاشيسم به ميان آمد، آنان گوش هاي خود را گرفتند، چشمان خود را بستند و در لاك خويش فرو رفتند و چون كبك سر زير برف بردند و طلبكارانه پرسيدند كه از چه حرف مي زنيد؟ اوضاع به اين خوبي ست و بر وفق مراد. مگر نمي بينيد كه حكم توقيف روزنامه ها هم لغو مي شود و مجوزهاي جديد صادر مي شود و تيرا‍‍‍ژ نشريات در حال افزايش است. چرا نفوس بد مي زنيد، زهر قلمتان را بگيريد، اندكي ملاحظه كنيد، كمي سانسور و خودسانسوري هم كه مشكل ساز نيست، رعايت كنيد، حتي در اين شرايط مي شود مطلب شما را هم با اندكي دستكاري چاپ كرد.
هرچه فرياد مي زديم كه اين در باغ سبز نشان دادن است، فريب ظاهر آنان و حرف هاي قشنگشان را در اتاق هاي در بسته نخوريد، به افق هاي دور دست نگاه كنيد و براي روزهاي سخت آينده چاره جويي كنيد، حصار ترس را بشكنيد و زير بار سانسور و خودسانسوري نرويد، وقتش كه برسد قرباني بعدي شمائيد، باز نگاه عاقل اندر سفيه بود كه بر ما انداخته مي شد و اگر ملاحظاتي نبود فاصله ها بيشتر مي گرديد كه تا خداي نكرده تركش تير حملات ديگران به ما، گوشه ي رداي آنان را ندرد و يا زخمي به آنان نزند.
آن گاه كه مي گفتيم "صداي پاي فاشيسم مي آيد" بايد چاره كار پيش از واقعه كرد، روي ترش مي كردند و مي پرسيدند كه از "كدام سو"، ما كه چيزي نمي شنويم. اكنون در اندك زماني كمتر از دو سال، نه صداي پا را كه اندك اندك حضور فاشيسم را حس مي كنند. مي بينند نه اين كه صدا از هر سو مي آيد، بلكه سردي سرنيزه را بر گلوي خويش و سنگيني پوتين را در پس گردن خود حس مي كنند.
برخي از آناني كه تا ديروز ملاحظه داشتند كه در اين مكان جمع شوند و در سوگ عزيز از دست رفته اي، روزنامه يا مجله اي، حرفي بزنند و اشكي بريزند، اکنون چون فرزند مردگان زانوي غم به بغل گرفته اند و اين روزها نداي وامصيبتا سر داده اند.
بيم و هراس من از اين است كه امروز باز راه خويش گيريم و رهسپار منزل يا محل كار خود شويم، بدون آنكه بتوانيم كاري كنيم كارستان و يا راهي يابيم براي خروج از اين بن بست تعطيلي و توقيف يا بيكاري و دربه دري.
اكنون كه جريان اقتدارگرا، از سر تا ذيلش، نشان داده است كه آنچه برايش اهميت ندارد منافع ملي ست و مصالح كشور. اكنون كه دست ها رو شده است و شعبده ها گشوده، و صداي اما و اگرها كوتاه، ديگر به راحتی و اطمینان خاطر می توانيم بگويیم که اگر به موقع نجنبیم اندک دستاوردهای گذشته ، در صحنه داخلی و خارجی ، نیز نابود خواهد شد و تا به خود بجنبم اين ماشين بي ترمز و فرمان سراشیبی جاده را طي كرده و به ته دره سقوط خواهد كرد. اگرچه پایه ها و نقاط اتكایی که در این سال ها ساخته ایم و اکنون - هرچند متزلزل- بر روی آن ایستاده ایم، هنوز چنان استوار است که جریان اقتدارگرا به راحتی نمی تواند کلیه منویات خود را به مرحله عمل درآورد و بيشتر دست به قدرت نمايي مي زند تا فضاي رعب و وحشت را در كشور حاكم كند و جو سانسور و خودسانسوري غالب. اگرچه شرایط بین المللی به گونه ای نیست که جریان نظامی -امنیتی حاکم بتواند به سهولت سیاست " داغ و درفش" را در پیش گیرد و هنوز- جز در موارد ويژه و زمان هاي خاص چون پریروز كه تيغ بر دانشجويان كشيدند و آنان را دستگير و بازداشت كردند و دفتر ادوار تحكيم وحدت را بستند- ترجیح می دهد حتی الامکان ظاهر سازی کرده و به اصطلاح با پنبه سر ببرد، اما واقعیت این است که چشم انداز پیش رو بسیار تیره و تار است و آنچه که در حال وقوع است نشانه هایی است فراتر از "صدای پای فاشیسم" که دارد از "هر سو" می آید. تنها باید هشیار باشیم و متحد، و ببینیم که از " کدام سو" می آید و چاره کار چیست و چگونه مي توان جبهه ی مبارزه را در همه ی زمینه ها، از جمله فعالیت های مطبوعاتی و اطلاع رسانی گسترد و به ازاي هر ستاره اي كه از سپهر مطبوعات مي چينند، ستاره ها و خورشيدهايي ديگر بر آسمان نشاند.
آنچه که اکنون شاهدش هستیم، تنها شمه ای ست از آنچه که باید باشد. وهنوز" آخر پائیز" نرسیده است که به برداشت انچه که کاشته بودیم بپردازیم. در اين شرايط دیگر خبر چندانی از " ازادی بیان و فلم"، " مطبوعات مستقل و آزادیخواه " نیست، آنچه برجای مانده است " سانسور" است و "خودسانسوری" و باز "تعطيلي" و "توقيف" نشريات.
اكنون در سالگرد 18 تير، بال دیگر پرنده اصلاحات که همراه با مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل و آزادیخواه، اصلاحات را به پیش می برد، شاهپرهایش شکسته و خود درگیر مشکلات فراوان است و تهاجم مداوم نيروهاي امنيتي- انتظامي . از آن کوبندگی و سرزندگی جنبش دانشجویی در ظاهر چیز زیادی باقی نمانده است، چون اگر بود این روزها باید شاهد تجمع ها و اعتراض های مسالمت آمیز روزانه بوديم، نه دستگيري ها و بازداشت هاي گسترده . اگر بود که نمی شد به راحتی دانشجویان را از خوابگاه ها بیرون ریخت و استادان را به بهانه های مختلف بازنشسته و پاکسازی کرد و استادي جسور چون محسن كديور را از دانشگاه اخراج كرد و آب از آب تکان نخورد.
اگرچه بايد در سوگ توقيف "هم ميهن" بود و لغو امتياز "مشاركت" و دلداري داد روزنامه نگاراني را كه باز از محل كار خود آواره شده اند و ممر زندگي شان قطع. اما بايد اين بار با تصميمي مشخص از در انجمن صنفي خارج شويم.
اين تصميم مي تواند تحصنی باشد یا تجمعی اعتراض آمیز در برابر مجلس یا هرجایی که اکثریت بپذیرند. تحريم خبري و چاپ نكردن عكس آزادي ستيزان باشد و جباران در رسانه هایی که داعیه اصلاح طلبی و آزادیخواهی دارند. زينت بخشيدن نواري مشكي باشد بر تارك هر روزنامه آزاديخواهي در سوگ عزيز از دست رفته اي يا ستون سفيدي به نشانه ي سانسور مطلبي؛ تا آن روزكه آزادي قلم و بيان به جامعه باز گردد و باز مطبوعات آزاد و مستقل تزئين بخش دكه هاي روزنامه فروشي ها باشند و اگاهي بخش ملت. حتی اين تصميم مي تواند قلم به زمین گذاردن و ننوشتن در نشرياتي باشد كه تن به سانسور و خودسانسوري مي دهند، و روي آوردن هرچه بیشتر به نوشتن در سايت هاي خبري، وب لاگ ها و مصاحبه با رسانه هاي افشاگر و تلاشی گسترده برای راه انداختن رسانه هاي صوتي و تصويري آزاد و مستقل.

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 9:5 |