تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

ساعت طلايی آقای ضرغامی

نگاهي به «تاک شو»های ايرانی به بهانه جنجال بر سر برنامه کوله پشتی

«هم اکنون هشت هزار شبکه ماهواره‌ای بر روی جمهوری اسلامی ايران شناسايی شده‌اند، حدود ‪ ۱۷۰۰‬شبکه تصويری قابل دريافت هستند و حدود ‪۴۰‬ کانال به زبان فارسی وجود دارد.» اين بخش هايی از سخنان عزت الله ضرغامی رئيس سازمان صدا و سيما است که پيش از خطبه‌های نماز جمعه تهران بيان کرده بود.

وی سپس افزوده بود: «در چنين شرايطی رسانه ملی برای مقابله با اين جنگ روانی مسووليتی سنگين و گسترده در جهت خنثی کردن توطئه‌های جنگ روانی دشمن و پيروزی دراين جنگ رسانه‌ای دارد.»

جنگ در ساعات طلايی

عزت الله ضرغامی علاقه بسيار زيادی به کلمه «جنگ روانی» دارد و در گفتگوها و سخنرانی های مختلف به کرات از آن استفاده می‌کند.

رئيس سازمان صداو سيما برای مقابله با به گفته خود «جنگ روانی دشمن» تغييرات وسيعی را در صداوسيما به وجود آورده است.

طبق پژوهشی که در مرکز تحقيقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای سازمان صدا و سيما انجام شده افرادی که ساعات ۸ تا ۱۰ شب را مناسب تماشای تلويزيون دانسته‌اند در مجموع ۶۰ تا ۶۸ درصد ازکل بينندگان تلويزيون را تشکيل می‌دهند. کارشناسان رسانه ساعات اوليه شب را ساعاتی طلايی برای رسانه‌های ديداری شنيداری می‌دانند و معتقدند که اگر رسانه‌ای بتواند در اين ساعات مخاطبان را به طرف خود جلب می‌کند می‌تواند در مقابل رسانه‌های رقيب برنده باشد.

به همين علت مسئولان صداوسيما همه تلاش خود را برای ساختن برنامه‌های جذاب انجام‌می‌دهند تا مردم سراغ ماهواره نروند. ايجاد بخش‌های خبری ۲۰:۳۰ از شبکه دو و بخش خبری ۲۲ از شبکه سه که با فرمی متفاوت از ساير بخش‌های خبری پخش می‌شوند، همچنين استفاده از طنزهای ۹۰ شبی و پخش فيلمهای سينمايی متعدد از همه کانالها يکی از استراتژيهای مسئولان صدا وسيما برای رقابت با کانال‌های ماهواره‌ای است.

نکته جالب اينجاست که راديوهای بين المللی بيشتر برنامه های خود را در همين زمان پخش می‌کنند. برنامه جام‌جهان نمای راديو بی بی سی، برنامه های خبری راديو فردا، راديو فرانسه همگی تقريبا در همين بازه زمانی پخش می‌شود. برنامه راديو تلويزيونی صدای آمريکا نيز در همين ساعات شروع به پخش می‌کند.

تاک شوها ابزاری جديد برای جلب مخاطب

مسئولان سازمان صداوسيما دريافته‌اند که تنها با طنز‌های ۹۰شبی نمی‌توان از روشن شدن دکمه power رسيورها جلوگيری کرد. به همين خاطر ساخت تاک شوها مورد توجه قرار گرفت. تاک‌شوها(Talk show ) گونه‌ای از برنامه‌های دوطرفه هستند که از گفتگوی دونفره يا چندنفره با آدمهای مشهور شکل می‌‌گيرد.

برنامه صندلی داغ از ابتدای نوروز سال ۱۳۸۳ به مجری گری مرحوم منوچهر نوذری شروع به کار کرد و با استقبال بينندگان روبرو شد. در اين برنامه منوچهر نوذری با زبانی نيشدار و طنازانه با ميهمانان هنری خود صحبت می کرد. اين رويه را بعدها داريوش کاردان ادامه داد و هم اکنون احمدنجفی مجری اين تاک شو از شبکه دوی سيما است.

ميزگرد خبری ۲۲:۳۰ که پس از اخبار از شبکه دوم سيما پخش می‌شد به گفتگو با دولتمردان اختصاص داشت.

مرتضی حيدری مجری اين گفتگو کم کم خود را به عنوان يک گفتگوکننده مجرب معرفی کرد. او به تدريج توانست در عين پرهيز از سوالهای نيشدار و گزنده گاهی اوقات با احتياط سوالهای خود را مطرح کند. اين برنامه با همين رويه محافظه کارانه تا امروز ادامه دارد.

برنامه عبور شيشه‌ای در اوائل پاييز ۱۳۸۵ از شبکه استانی تهران آغاز به کار کرد. رضا رشيدپور، مجری اين برنامه ميزبان شخصيت‌های هنری بود. در اوائل بهار ۱۳۸۵ دور دوم اين برنامه با عنوان برنامه شب‌های شيشه‌ای آغاز به کار کرد که مخاطبان فراوانی يافت.

مصاحبه رضا رشيدپور با عمادافروغ و نقدهای او به دولت احمدی نژاد و گفتگوی او با عبدالله جاسبی، رئيس دانشگاه آزاد و پخش نظرسنجی مردمی که با اختلاف فاحشی عملکرد دانشگاه آزاد را ضعيف دانستند، به گمان بسياری از ناظران باعث شد تا اين برنامه پس از ۵۴ اجرا متوقف شود.

برنامه بازهم زندگی تاک شويی است که از پنجشنبه ششم ارديبهشت ماه، از شبکه چهار سيما آغاز شده است. بيژن بيرنگ کارگردان و تهيه کننده با سابقه تلويزيون محور برنامه خود را بر روی سبک زندگی(LIFE STYLE) قرار داده است. جالب‌ترين گفتگوی او با نجف دريابندری مترجم و نويسنده کتاب آشپزی مشهور «از سير تا پياز» بود.

کوله پشتی جنجال آفرين شد

برنامه کوله پشتی سه سال پيش از شبکه سوم سيما در شبهای ماه رمضان ميهمان زوج‌های جوان بود. اجرا بی پروای فرزادحسنی باعث شد خيلی زود او جای خود را به احسان عليخانی مجری جوان ديگری دهد. تا آنکه دور جديد برنامه کوله پشتی در همان ساعات طلايی از ۲۱:۳۰ آغاز به کار کرد و سريال طنز چارخونه به پس از ساعات طلايی تبعيد شد.

دور جديد برنامه کوله پشتی به مصاحبه با افرادگمنام گذشت اما ناگهان گفتگو با سردار رادان، رئيس نيروی انتظامی تهران بزرگ جنجالهای فراوانی را به وجود آورد و سبب موضع گيری روزنامه‌ها و سايت‌های محافظه کار شد.

از جمله خبرگزاری فارس متن اعتراضاتی را منتشر کرد که به زعم اين خبرگزاری، مردم در تماس با نيروی انتظامی در ميان گذاشته و از «برخورد بد و گستاخانه» فرزادحسنی با سردار رادان گله مند بودند.

همين واکنش‌ها باعث شد تا فرزادحسنی کارت زرد اول را دريافت کند. فضل الله شريعت پناهی مدير گروه اجتماعی و فرهنگ و معارف شبکه سه سيما در گفت و گو با فارس گفت: «از سوی مسئولان سازمان صداو سيما به فرزاد حسنی تذکر داده شد و خودش هم فهميد که پا روی خط قرمزهايی گذاشته است.»

با وجود اين کارت زرد، واکنش به برنامه كوله پشتي در روزنامه‌های اصول گرا به آسانی فرو ننشست. روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص اين برنامه نوشت: «برنامه شب یكشنبه كوله‌پشتی به صحنه محاكمه و توهین به فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به خاطر اجرای طرح امنیت اجتماعی تبدیل شد. متاسفانه صدا و سیما به جای دفاع از طرح امنیت اجتماعی، در این برنامه زنده عملا به حمایت از مظاهر فساد و پوشش‌های مبتذل پرداخت.»

روزنامه سیاست روز نیز در مطلبی نوشت: « متاسفانه شیوه نادرست و اشتباهی كه در تلویزیون رسم شده است این است كه تا یك مجری در برنامه‌ای موفق نشان می‌دهد دچار توهم می‌شود و آن وقت است كه گمان می‌كند می‌تواند از تمامی مرزها فراتر رود. به ویژه این‌كه مورد تمجید مسوولی هم قرار بگیرد!»

اين انتقادات باعث شد تا شايعاتي در مورد بركناري فرزادحسني از اين برنامه شنيده شود، هرچند كه او پس از سردار رادان، ميزبان قاضي مشهور و دادستان تهران سعيدمرتضوی بود.

در اين ميان روزنامه های اصلاح طلب نسبت به اين ماجرا سياست سكوت را اختيار كردند و موضع گيری مشخصی نسبت به اين ميزگرد نداشتند.

سايت خبري عصر ايران با تمجيد از اين برنامه نوشت: «در چنین شرایطی انتظار می رود مدیران ارشد صدا و سیما، از چنین روندی حمایت کنند چه آنکه پنهان شدن در پشت دیوار دوری از مردم و سوالات و ابهامات، آنها را نشنیدن و یا بدتر از آن، تنبیه مطرح کننده این پرسش ها، رویکردی است که در نهایت اعتماد مخاطب ایرانی را از رسانه ملی اش سلب می کند و البته هزاران رسانه دیگر هستند که بخواهند و بتوانند مخاطب سرخورده ایرانی را به سمت خود جذب کنند»

واكنش وبلاگستان به برنامه كوله پشتي

گروهی از وبلاگ نويسان، زبان به تحسين فرزادحسنی گشودند و او را «قهرمان» و «شجاع» لقب دادند و گروهی ديگر نيز او را فردی ناباب و نااهل دانستند.

نويسنده وبلاگ «پله پله تا ملاقات خدا» می نويسد : «روز به روز وضعيت صدا وسيما بد و بدتر می شود علتش نفوذ خيلی از افراد نفوذی ضدانقلاب در مديريتهای مختلف در صدا و سيماست. اين موضع گيريهای صدا و سيما از موقع شروع کار دولت نهم به شدت افزايش [يافت] (يا بهتر است بگوييم اصلا شروع شد) در برنامه هايی از پيش طراحی شده.»

نويسنده وبلاگ «ساحل سلامت» نوشت :« آقای رييس پليس حق دارد که در مواجهه با سوال بی‌محابای حسنی رنگ از چهره ببازد و چنان صدايش لرزان شود، گويی که يکی از فرمانبران مچ دست او را برای مشايعت با ماشين های انتظامی گرفته باشد.»

نويسنده وبلاگ «هيهات» می‌نويسد :«حسنی مشی ليبرالی خود را در موقع مصاحبه با اکبر هاشمی رفسنجانی تمام و کمال نمايان ساخت و بر همه مسلم گشت که اين آدم (...) هيچ سنخيتی با رسانه ملی جمهوری اسلامی ندارد.»

نويسنده وبلاگ توهم نامه در اين باره نوشت :«تو اين لحظات، حسنی رسماً شويی رو به راه انداخته بود که بيشترين تاثير رو تمام مخاطبين برنامه ش گذاشت و البته با زيرکی خاصی هم وجهه ای منطقی و مستدل به حرفهاش داده بود. اين وسط، در مقابل مقاومت ضعيف رادان در برابر صحبت هاش –که اونو به احساساتی شدن متهم کرد- مردم رو به عنوان شاهد تمام اين اتفاقات وسط کشيد! کاری که اصلاً و ابداً به ياد نميارم که در چنين ابعادی تو رسانه ملی صورت گرفته باشه.»

امين هاشمی در مطلبی با عنوان «اينجا واشنگتن است صداو سيمای ايالات متحده آمريکا» در وبلاگش نوشته است: «مديران صدا وسيما در قبال حقوقی که از بيت المال مسلمين به افرادی همچون فرزاد حسنی می پردازند چه پاسخی می‌توانند داشته باشند؟ و چرا تريبونهای موثر در صدا و سيمای جمهوری اسلامی از افراد فاسد و کسانی که در دل، هيچ اعتقادی به اسلام و انقلاب اسلامی ندارند- که قطعا در برنامه هايشان هم برای انقلاب و اسلام سمی مهلک هستند- گرفته نمی شود.»

نويسنده وبلاگ الفبا هم نوشت: «فرزاد حسنی با رادان طوری رفتار کرد که شايد دل خيلی های ما خنک می شد! مخصوصا وقتی قضيه پارک ملت رو تعريف می کرد، با زيرکی شاهدی رو هم آورد تا پيشاپيش رادان رو خلع سلاح کنه. فرزاد حسنی در يک برنامه زنده با شجاعت فرمانده پليس تهران رو جلوی شايد ميليون ها بيننده تلويزيونی محاکمه کرد و جالب تر همکاری پورمحمدی رئيس شبکه ۳ سيما بود که ۲۰ دقيقه برنامه رو تمديد کرد که واقعا بی سابقه بود!»

نويسنده وبلاگ نسل بيدار هم نوشته است: «با کمی دقت به نوع برنامه هاو نوع جهت گيری های چند سال اخير ( مخصوصا دوسال اخير) به وضوح می توان نشانه هايی از رسوخ افراد ناباب و نااهل در بدنه فکری و اجرايی صدا و سيما همان رسانه ملی!! را يافت همانها که تاب و تحمل موفقيت های دولت نهم را ندارند حال از هر فرصتی رای ضربه زدن به دولت ان هم در رسانه ملی !! کوتاهی نمی کند.»

سوپاپ اطمينان يا تغيير و تحول

گروهی معتقدند که توليد تاک شوها، تاسيس راديو گفتگو و برنامه‌های جنجالی راديوجوان، انتشار خبر مراسم سالگرد مصدق‌ و نشان دادن تصوير دفاعيات خسروگلسرخی در دادگاه نظامی نوعی «سوپاپ اطمينان» برای صداوسيما و حفظ اعتبار رسانه ملی در برابر مردم است.

اين گروه از کارشناسان می‌گويند همه چيز برای يک برنامه پخش زنده از قبل هماهنگ می‌شود و سوالات نيز از قبل مشخص می‌شود، بنابراين يک مجری نمی‌تواند سر خود سوال بپرسد و مهمان برنامه را به چالش بکشد.

همچنين برخی معتقدند تمديد مهلت زمان پخش برنامه و مورد موافقت قرار گرفتن آن به نوعی حاکی از تاييد مديران پشت صحنه را دارد. اين گروه در عين حال به بيانيه وزرات ارشاد عليه راديو جوان اشاره می‌کنند و انتقاد فاطمه رجبی و حسين الله کرم را از ضرغامی را يادآور می‌شوند و می گويند که صداوسيما اکنون در معرض فشار بيرونی فراوانی قرار دارد.

آنها منتشر نشدن نتيجه نظرسنجی راديو جوان درخصوص ميزان محبوبيت احمدی‌نژاد را بی ارتباط با همين فشارهای بيرونی نمی دانند.

گروهی ديگر نيز باز شدن فضای رسانه‌ای را به «ساعتی طلايی» تشبيه می‌کنند که اگر چه عزت الله ضرغامی با به دست کردن آن موجب انتقادات محافظه‌کاران و اصولگريان می‌شود، اما اين ساعت طلا چشم‌ها را برای کانديداتوری او در انتخابات بعدی خيره خواهد کرد.

هرچند خود او دو ماه پيش که برای ديدار و گفت‌وگو با مراجع تقليد به قم سفر کرده بود گفت: «کانديدا شدن برای انتخابات رياست جمهوری شايعه‌ای بيش نيست و ساخته ذهن برخی از افراد است.»

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 16:16 |

چهارشنبه 17 مرداد 1386

وسعت فردا شدن،     شعری از ويدا فرهودی

شهر اگر خفته است،
غرقه ی نا گفته است
 
حرف بزن تا رسد مژده ی گويا شدن
تيغ اگر می خـَلـَـد صورت گل را به قهر
غنچه دهد باغ در، نوبت غوغا شدن

نيست چرا در سری، شور ِ تماشا شدن
پنجره ای ساختن، وسعت فردا شدن؟

پس چه شد آن عزم مان، بهر ِبه شب تاختن
وَهــم برانداختن، حـلّ ِ معما شدن

ياد بياور که ما، يک يک مان، هم صدا
حادثه را خواستيم، روز ِ مهيا شدن

حادثه ای سرخ را، تا که شود بر ملا
عادت اهل ريا : رسم ِ مدارا شدن

تشنه نبودی مگر- تشنگی ات پس چه شد
قطره کجا وان همه، خواهش ِ درياشدن؟

شهر اگر خفته است، غرقه ی نا گفته است
حرف بزن تا رسد مژده ی گويا شدن

تيغ اگر می خـَلـَـد صورت گل را به قهر
غنچه دهد باغ در، نوبت غوغا شدن

شهر اگر شد تهی، زان همه سرو سهی
خاطره ها مانده از، همت ِ شيدا شدن

خاطره هايی مهيب، تلخ وليکن نجيب
خاطره ی سرکشی، شور تماشا شدن...
وسعت فردا شدن...


ويدا فرهودی
تابستان ۱۳۸۶


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 15:48 |
فرمانده ناجا: حسنی قبل از برنامه رادان قرار بود اخراج شود
 
فرزاد حسنی از مدت ها قبل به خاطر زیرابرو برداشتن و برخی مسائل دیگر قرار بوده برکنار شود، اما این مجری در برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان سعی کرد با انتقاد از ناجا تغییر خود را با آن مرتبط کند.

عصر ایران-  فرمانده ناجا در نشستی با نمایندگان مجلس ضمن رد اخراج فرزاد حسنی به دلیل برنامه کوله پشتی گفت که مدیران صداوسیما پیش از برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان، به دنبال تغییر وی بودند.

یک عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با اشاره به نشست اخیر اعضای این کمیسیون با فرمانده ناجا به خبرنگار عصر ایران (asriran.com) گفت:" آقای احمدی مقدم هفته گذشته در مجلس حاضر شد و گزارشی را درباره فعالیت های ناجا ارائه کرد. در این جلسه درباره تغییر مجری برنامه کوله پشتی سوالاتی مطرح شد که آقای احمدی مقدم به آن پنها پاسخ داد."

جواد جهانگیر زاده افزود:" سردار مقدم در این جلسه هر گونه ارتباط بین برنامه کوله پشتی که با حضور سردار رادان برگزار شد و تغییر مجری این برنامه را رد کرد ."

وی به تماس مسوولان سازمان صدا و سیما با وی پس از پایان برنامه اشاره کرد که گویا از وی خواسته بودند اگر می خواهد فرزاد حسنی برای اجرای شب دوم این برنامه، جای خود را به مجری دیگری بدهد، اعلام کنند که این موضوع با مخالفت احمدی مقدم مواجه شد."

نماینده ارومیه تاکید کرد:" احمدی مقدم همچنین اظهارات مدیر گروه اجتماعی شبکه سه مبنی بر اینکه ناجا از فرزاد حسنی شکایت کرده است را نادرست دانست."

وی ادامه داد: " احمدی مقدم در این نشست هم چنین گفت که فرزاد حسنی از مدت ها قبل به خاطر زیرابرو برداشتن و برخی مسائل دیگر قرار بوده برکنار شود، اما این مجری در برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان (رئیس پلیس تهران) سعی کرد با انتقاد از ناجا تغییر خود را با آن مرتبط کند ."

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:50 |

شرق باز هم توقیف شد

15 مرداد 1386 ساعت 11:09


روزنامه شرق صبحگاه امروز، دوشنبه پانزدهم مرداد ماه 1386 توقیف شد.

به گزارش خبرنگار فرارو، یکی از اعضای شورای سردبیری روزنامه شرق ضمن تایید این خبر گفت بنا به دستور شورای نظارت بر مطبوعات این روزنامه تا اطلاع ثانوی منتشر نمی شود. 
به احتمال قوی، انتشار یک گفتگوی مفصل با یک نویسنده زن همجنسگرا که چند روز پیش در صفحه ادبیات این روزنامه به چاپ رسید، دستاویز این تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات شده است.

به گزارش خبرنگار فرارو، نخستین بار وب سایت بازتاب متوجه مسائل غیر اخلاقی این نویسنده شد که پس از درج خبری در این رابطه، مسئولان روزنامه بلافاصله عذرخواهی کردند و اعلام کردند که رسما نیز از این سهل انگاری در روزنامه پوزش خواهند خواست که در نتیجه آن خبر مذکور از روی وب سایت بازتاب برداشته شد، اما گویا برخی با رساندن مشروح آن مصاحبه و برخی مطالب وبلاگ نویسنده مذکور (ساقی قهرمان) به اعضای هیات نظارت مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تقاضای توقیف شرق را مطرح می کنند که امروز، همزمان با انتشار عذرخواهی در صفحه اول روزنامه شرق، خواسته آنها جامه عمل پوشید.

اظهارات رییس شورای سردبیری
در آخرین اخبار از این روزنامه، غلامی، رییس شورای سردبیری شرق ضمن تایید خبر توقیف به خبرنگار فرارو گفت: «در پی درج مصاحبه ای با یک نویسنده زن، به وزارت ارشاد فراخوانده شدم و در جلسه ای که از ساعت 6 تا 10 صبح امروز به طول کشید، این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که در پایان این جلسه، آقای انتظامی رییس این هیات به من اعلام کردند مقرر شده است که روزنامه شرق توقیف شود.» 
این سومین بار است که روزنامه شرق به مدیر مسوولی محمد رحمانیان توقیف می شود. 


اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.


کد مطلب: 1013

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcg.q9qrak9zwpr4a.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:35 |
سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

در حاشيه بركناري فرزاد حسني از كوله پشتي


متاسفانه برخي متولیان رسانه ملی علاقه وافری به حل صورت مساله دارند تا مشخص نشود، چرا در یک برنامه تلویزیونی که مباحث با نظر مدیر گروه و تایید مدیر شبکه و نظارت معاونت سیما تولید می شود، مجری تصمیم گیرنده اصلی به حساب آید!

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۲۱:۱ تعداد بازديد : 17400 كد خبر : ۷۲۷۳۸

پس از حاشیه‌هایی که در برنامه «کوله پشتی» و برخورد انتقادی شدید فرزاد حسنی مجری این برنامه با سردار رادان در حاشیه طرح امنیت اجتماعی به وجود آمد، موج اعتراض‌های گوناگون از سوی مقامات مختلف به سمت مجری این برنامه جهت گرفت به طوری که بی توجه به سلسله مراتب تولید برنامه های تلویزیونی مدیر گروه اجتماعی و مدیر شبکه سوم در سایه تاریکی باقی ماندند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شب گذشته تنها یک ساعت قبل از پخش برنامه «کوله پشتی» از شبکه سوم سیما، به علی زاهدی، تهیه کننده این برنامه، بركناري فرزاد حسنی از اين برنامه اعلام می‌شود و ظرف مدت زمان کوتاهی امیرحسین مدرس به شبکه سوم رفته و اجرای این برنامه به وی سپرده شد.

گفته مي‌شود اين اقدام كه حدود دو هفته پس از برنامه جنجالي وي با سردار رادان و همزمان با تجليل ناجا از عملكرد سيما در موضوع امنيت اجتماعي صورت مي‌گيرد، پس از گسترش فشارها بر رييس صداوسيما و پورمحمدي، مدير مقتدر شبكه سه انجام مي‌شود و مجري برنامه را قرباني كرده است.

كنار گذاشتن فرزاد حسنی از برنامه «كوله پشتي» منجر به بروز مباحثي درباره ممنوعيت تصويري وي در رسانه ملي شده است كه به خودی خود برای وی امتيازات بسیاری خواهد داشت، از جمله این‌که به رغم خطایی که موجب تنبیه او شده، از فردا به چهره محبوب روزنامه‌ها و مجلات تبدیل شده و در کنار این باید منتظر اجرای برنامه‌های عمومی وی با ارقام نجومی مانند دیگر منع شده‌های تصویری در رسانه ملی بود.

متاسفانه برخي متولیان رسانه ملی ظاهرا قبل از اینکه به دلایل این ماجرا توجه کنند، علاقه وافری به حل صورت مسئله داشته تا مشخص نشود، چرا در یک برنامه تلویزیونی که مباحث با نظر مدیر گروه و تایید مدیر شبکه و نظارت معاونت سیما تولید می‌شود، مجری تصمیم‌گیرنده اصلی به حساب آید!

البته پيشتر چهره‌هایی مانند شهریاری، آتش افروز، کوثری، اینانلو، میرفخرایی و . . . ممنوعيت تصويري در رسانه ملي را  تجربه کرده‌اند، هر چند با گذر زمان و تغییر مدیریت‌ها دوباره به آنتن رسانه ملی بازگشتند.

اما در این سو نکته‌ای که بسیار مهم به نظر می‌رسد، پنهان شدن ماهیت نداشتن خط قرمز در رسانه ملی براساس تاکید مهندس ضرغامی در همایش «افق رسانه» است که تنها چند ماه پس از آن با برکناری یک مجری آغاز شده و می‌توان در این میان به عدم استقلال تصمیم‌گیری برای این معضل در داخل مجموعه سیما اشاره کرد که اختیار را به هر معترض بیرون از مدیریت رسانه ملی داد.

البته برکناری فرزاد حسنی از اجرای برنامه «کوله پشتی» بهانه‌ای برای شایعه‌تراشی‌های جالبی است که در روزهای آینده جالب‌تر هم خواهد شد.

بی شک اشتباه مسئولان رسانه ملی در پرورش آزمون و خطا گونه هر چهره‌ای به اینجا ختم می‌شود که باید پس از مدتی او را این گونه و با این روش غیرحرفه‌ای از گود بیرون کند!

در اين حال يكي از بينندگان بازتاب نوشت: برنامه شب يکشنبه«کوله پشتي» بدون حضور مجري هميشگي آن، فرزاد حسني به روي آنتن رفت.  امير حسين مدرس، مجري جديد اين برنامه دليل عدم حضور حسني را تجويز پزشک، جهت
بهبود بيماري وي بر شمرد. اين در حالي است که تقريبا دو ساعت بعد از اين اظهار نظر فرزاد حسني در شبکه ماهواره اي جمهوري اسلامي که براي ايرانيان خارج از کشور برنامه پخش مي کند ، حضور پيدا کرد بدون آنکه آثاري از کسالت در وي ديده شود. به فرموده  حضرت امام خميني (ره) «صدا و سيما دانشگاه ملي است» و آيينه اي است براي رفتار مردم که آحاد جامعه از آن الگو برداري مي کند و نبايد اينچنين آشکارا به دروغگويي بپردازد و ....

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:4 |
 
 

سه شنبه 9 مرداد 1386

پورنوی افراطی ناهنجار بر روی موبايل ها! نيما راشدان

 
کشوری که در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان کندن و پا زدن زنی که بدون محاکمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. کشور من و شما ايران. کشوری که در آن انسانی به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه برای همسر و فرزند خويش سنگسار می شود؛ اين کشور رتبه نخست جهان در توليد، تبادل و مصرف فيلم های کوتاه پورنوی ناهنجار روی موبايل است

مطالعه اين مقاله را برای افراد کمتر از ۱۸ سال توصيه نمی کنيم!

آقای خامنه ای سلام عليکم
هفته گذشته دوستی از تهران، فايلی حاوی ۸۰ کليپ تصويری را برايم فرستاد. اين کليپها با فرمت 3GP برای تماشا روی دستگاههای موبايل مناسبند و بی نياز از سرويس MMS غالبا به صورت Bluetooth و يا از شبکه اينترنت دانلود و به گوشی ها منتقل می شوند.
پس از تماشای چيزی حدود ۵ دقيقه از اين فيلمها - من تازه به عنوان فردی که سالهای اخير را در بازترين مناطق جغرافيای فرهنگی غرب گذرانيده ام، نخست شوکه و بعد دچار حالت تهوع و سردرد شدم.
نخست فکر می کردم اين کليپ ها چيزی استثنايی و کشفی جديد است. با جستجوی مختصری دريافتم که اولا کليپهای من قديمی است و از هفته گذشته تا کنون دهها کليپ جديد منتشر شده و ثانيا در چت رومهای ايرانی از هر فرد ناشناسی که سوال کردم همه کليپ های مذکور و خيلی بيشتر را ديده بود.

برای روشن شدن موضوع با عرض معذرت از خوانندگان موضوع چند کليپ را برايتان می نويسم :

۱- سکس يک پسر جوان ايرانی با يک پيرزن هفتاد و خورده ای ساله دهاتی با حجاب و مقنعه.
۲ - سکس يک خانم ايرانی با يک مرد جلوی چشمان دختربچه خردسالی که دايم گريه می کند. مادر با يک دست بچه را آرام کرده به او اسباب بازی می دهد و با دست ديگر …
۳- سکس گروهی يک عده مرد ايرانی با يکديگر - آقای ميانسالی که مشغول اورال سکس با جوانان است.
۴ - برهنه کردن يک خانم ايرانی حامله داخل تاکسی
۵ - انواع کليپ تصويری که در آنان زنان متاهل ايرانی با يکديگر عمل جنسی انجام می دهند.
۶ - سکس دسته جمعی گروهی دانشجو با مانتو و مقنعه و حجاب در کلاس درس دانشگاه آزاد.
۷ - انواع مختلف کليپ های سکس در مقابل تلويزيون با صحنه های عزاداری و صدای حاج منصور ارضی يا حسين انصاريان، جوادی آملی و الهی قمشه ای …

من اين فهرست را ادامه نمی دهم که بسيار بلندتر از اين هاست. تنها می توانم بگويم صحنه های يادشده به قدری عجيب و يا Bizarre بودند که به باور من با هيچيک از ميليونها کليپ مشابه پورنو در کشورهای آزاد اساسا قابل مقايسه نيستند. به اين معنا که اگر شما با مکانيسمی از نيوزلند و استراليا گرفته تا اندونزی، چين، فلييپين و هند در شرق تا روسيه، اکراين، جمهوری چک، هلند، اسکانديناوی و يا انگلستان و آمريکا موبايلهای شهروندان پير و جوان يا زن و مرد را بازرسی کنيد به طور قطع و يقين چنين کليپهايی در اين حد شيوع را مشاهده نخواهيد کرد. بسياری از صحنه هايی که تماشای آن در ايران امروز رايج است اساسا نگهداری اش روی کامپيوتر شخصی به لحاظ وجود کودکان در صحنه پورنو - ممنوع است. مرتکب اين اعمال و حتی فرد مشاهده کننده آن به زندان می رود.
حتی کليپ های مشابه - به طور مثال کليپ مربوط به زنان «مازوشيست» ايرانی که با فرياد و جيغ از شريک جنسی خود می خواهند آنانرا کتک زده و يا کليپ های BDSM ايرانی و Bondage به لحاظ نوع روابط و گفتمان شهروندان اساسا با انواع مشابه خود در غرب فرسنگها فاصله دارند.
توجه کنيد که در اين جا قصد بزرگنمايی هنجارهای جنسی ايرانيان در بين نيست. در ايران نيز مانند هر کشور ديگر گرايشات معمول BDSM ، همجنسگرايی و البته ناهنجارهايی نظير Pedophilia وجود دارد. مسئله نامعمول گستردگی و شيوع تبادل داده های پورنو در ايران به عنوان يک کشور بسته است که از نوع غيرمعمول رفتارهای جنسی در کليپها بيشتر جلب توجه می کند.
کليپهای پورنو واقعی يا آماتور ( Reality - Amateur - Voyeur ) به صورت محصول سر سبد کالای فرهنگی جوانان ايرانی درآمده و از نان شب واجب تر است.
دستگاههای موبايل به نظر می رسد بيش از تامين وظيفه ارتباطی در کار تبادل داده های جنسی اند و الی آخر.
پنج سال پيش من در سلسله مقالاتی که کاربران قديمی اينترنت فارسی به ياد می آورند هشدار دادم که نوعی «انقلاب سکس» در ايران ميان نسل تازه بالغ متولد سالهای انقلاب در جريان است. انقلابی که بوم تولد دهه ۱۳۶۰ و ورشکستگی مدل فرهنگی جمهوری اسلامی ايران به آن ابعادی وسيع بخشيده است.اما صادقانه اعتراف می کنم که من دامنه های وحشتناک اين انقلاب را حتی يک پنجاهم وضع فعلی پيش بينی نمی کردم. آنچه در جريان است فراتر از انقلاب سکس نوعی سکس مانيای بی نظير در جهان حاضر است.
در سالهای گذشته تحقيقات بسياری در مطالعات روانشناسانه روی ديکتاتورها انجام پذيرفته است که نمونه مشهور آن کتاب ارزشمند : Political Paranoia: The Psychopolitics of Hatred از انتشارات دانشگاه Yale می باشد در اين کتاب تشابهات رفتاری استالين، هيتلر، پل پوت، عيدی امين و آيت الله خمينی مورد بررسی قرار گرفته است. به باور من مناسب ترين نمونه در تلفيق رفتارهای پارانوييک و شيزوفرنيايی سيد علی خامنه ايست. ترمينولوژی آفای خامنه ای ابداع واژه هايی نظير «کافه نشينها» «پايگاههای دشمن» «عوام و خواص» «شبيخون فرهنگی» «ناتوی فرهنگی» و … که در سالهای اخير به قتل و جرح و توقيف و تاديب بسيار انجاميده است با گفتمان هيچ رهبر سياسی ديگری در جهان حتی قذافی يا کيم جونگ ايل قابل مقايسه نيست و به بيان ديگر خامنه ای بيش از هر فرد ديگر نيازمند مداوا و مراقبت پزشکی می باشد.
نزديکترين افراد به آقای خامنه ای در حلقه دوستان شخصی رهبر از باقر قاليباف و باجناقش احمد نوريان گرفته تا ديگران سالهای گذشته را به فتح مناصب فرهنگی نظام گذرانيده اند. هزينه ای که بخش فرهنگی هنری شهرداری تهران به مديريت سردار نوريان معاون سابق ناجا و تاييد صلاحيت حوزه نمايندگی ولی فقيه در سپاه برای تبليغ توامان سردار قاليباف و فرمايشات فرهنگی « آقا »پرداخته اند. حدود ده برابر بودجه جذب توريسم کشور ترکيه است.
آن بودجه برای ترکيه دو و نيم ميليون توريست آورده است، در حاليکه نبوغ آقايان خامنه ای، صفار، قاليباف، مرتضوی و نوريان جامعه را به رواج نوعی سکسيسم افراطی ناهنجار رانده که قربانيان اصلی آن زنان و دخترانی اند که در اين فرهنگ نوظهور و همه گير تنها تحقير می شوند.
آخر رهبران ايران چقدر روانپريش و مفلوک بايد باشند که با وضعی اينچنين در سرزمين خود ميليونها دلار هزينه شبکه PressTv – العالم – اهل البيت – الکوثر – شبکه القرآن و حتی ترويج انديشه چپ چاويستی نمايند؟
کشور آقای خامنه ای ، سرزمينی که وزارت اطلاعات آن با پخش صحنه های اسکی توچال و مصاحبه هايی که در «ساختمان سنگی جردن» به نيوشا توکليان و ديگر بازيگران فيلم راقع بی بی سی ديکته شده اند، کشوری که در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان کندن و پا زدن زنی که بدون محاکمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. کشور من و شما ايران. کشوری که در آن انسانی به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه برای همسر و فرزند خويش سنگسار می شود اين کشور رتبه نخست جهان در توليد ، تبادل و مصرف فيلمهای کوتاه پورنو روی موبايل است.
اين کشور – کشوری است که به نوشته روزنامه دولتی ايران – مادری مردان متعددی را به خانه می آورد … DVD پورنو را به نمايش می گذاشت و سپس از دو دختر خردسال ۷ و ۹ ساله خود می خواست او را در سکس همراهی کنند… بعد از پايان عمل … بچه ها را می فرستاد تا دستمال کاغذی آورده بدن او و مردان را پاک کنند.
آقای خامنه ای اين دستاورد رهبری داهيانه شما و از برکت انقلاب شکوهمند حضرت امام ره است مبارکتان باشد.
من نيما راشدان اين پيروزيهای بزرگ و دستاوردهای عظيم را محضر رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله خامنه ای دامت افاضاته تبريک و تهنيت عرض می کنم. عزت عالی مستدام همينطور ادامه دهيد….
سلام عليکم

پی نوشت :‌ من جدا از خوانندگان اين يادداشت برای استفاده اين نوع ادبيات عذر می خواهم - باورکنيد اگر عمق فاجعه ای که به برکت تداوم رهبری آقای خامنه ای گريبانگير اين کشور شده خواب از چشم آدمی نگيرد - هيچ وقت قادر به نوشتن مطلبی اينچنين نمی شدم.


 

Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2004 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:53 |

اختصاص 10 ميليارد تومان به محرم‌سازي مدارس دخترانه


خبرگزاري اميد:‌ مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران گفت: امسال مبلغ 10 ميليارد تومان به محرم‌سازي مدارس دخترانه استان تهران اختصاص يافته است.

محمدرضا ترابي‌زاده مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران گفت: در سال جاري محرم‌سازي و بانشاط‌سازي مدارس دخترانه استان تهران مورد توجه قرار گرفته است. او افزود: مدارس دخترانه در اولويت طرح‌هاي بانشاط‌سازي و شاداب‌سازي مدارس قرار دارند و اين مدارس مورد توجه برنامه‌هاي با‌نشاط‌سازي قرار دارند.

ترابي‌زاده يادآور شد: تعميرات اساسي هر سال در مدارس انجام مي‌شود و اعتبار ويژه‌اي در اين خصوص در نظر مي‌گيريم. مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران افزود: امسال براي انجام تعميرات اساسي و بهسازي و بانشاط‌سازي مدارس 45 ميليارد ريال در نظر گرفته شده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:22 |

ادعاهای کاملیا انتخابی فرد درباره عطریانفر

 

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و جرج سوروس نيز گفت:

«لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.»
روزنامه كويتي «القبس» در يادداشتي به قلم «كامليا انتخابي‌فرد» عضو سابق هيأت تحريريه روزنامه‌هاي همشهري در زمان مديرمسؤولي «غلامحسين كرباسچي» و روزنامه توقيف‌شده «زن» به مدير مسؤولي «فائزه هاشمي» كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج کشور رفت، مدعی حضور خود در مهماني منزل «جرج سوروس»، رئيس بنياد جامعه باز به همراه «شهلا شركت» و «محمد عطريانفر» سردبير سابق روزنامه همشهري و بنيان‌گذار و عضو كنوني شوراي مركزي حزب كارگزاران شد.

به گزارش جهان، انتخابي‌فرد كه كتاب جديد وي با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي» به زبان انگليسي به عنوان سلسله يادداشت‌هاي روزانه با ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه «القبس» چاپ شده و انتشار روزانه آن ادامه خواهد داشت، در شماره اخير اين روزنامه مدعي شد كه در سفري به آمريكا به همراه شهلا شركت مدير مسؤول ماهنامه «زنان»، محمد عطريانفر از روزنامه «همشهري» و مژگان جلالي از روزنامه «ايران‌نيوز»، در مهماني ويژه‌اي در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد جامعه باز حضور داشته است.

وي با اشاره به اينكه سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه‌نگاري بين دو كشور پس از انقلاب اسلامي بوده است، نوشت:« هنگامي كه در روزنامه «زن» به مديرمسؤولي فائزه هاشمي فعاليت داشتم، وي از سوي روزنامه «بوستون‌گلوب» براي ديداري از آمريكا دعوت شد اما به من پيشنهاد داد كه به جاي وي، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه‌نگاري بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مي‌كردم.»

انتخابي‌فرد كه در برخي سفرهاي خارجي دوره رياست‌جمهوري سيد محمد خاتمي به‌عنوان روزنامه‌نگار و خبرنگار در هيأت همراه وي حضور داشته، در ادامه مي‌افزايد: «خاتمي توانسته بود در انتخابات رياست‌جمهوري با كسب بيش از 20 ميليون رأي پيروز شود و در پي اين پيروز بود كه فشار از روي رسانه‌ها برداشته شد و جهان را شگفت‌زده كرد.»
وي آورده است: «رسانه‌ها در ايران به موضوعي براي ديگر رسانه‌هاي جهاني تبديل شده بودند بگونه‌اي كه خود من، هر هفته با بخش فارسي راديو بي.بي.سي، راديو آمريكا، راديو فرانسه، شبكه تلويزيوني آلمان و روزنامه آساهي شركت مي‌كردم.»

اين روزنامه‌نگار كه اكنون براي رسانه‌هاي آمريكايي از جمله راديو فردا و پايگاه اطلاع‌رساني واشنگتن‌پريزم كار مي‌كند، در ادامه ادعا کرده است:« از سوي ايران پنج نفر از جمله من براي سفر به آمريكا در قالب هيأت روزنامه‌نگاري انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين‌المللي در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايي شروع مي‌شد در حالي كه اگر آزادي مزبور در عرصه رسانه‌اي ايران ايجاد نمي‌شد من نمي‌توانستم ايران را به اين سادگي ترك كنم اما من اميدوار بودم و نقشه‌هاي خوشبينانه‌اي در سر مي‌پروراندم اما هيچ گاه تصورش را هم نمي‌كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود.»

وي به ماجراي ميهماني منزل سوروس اشاره كرده و مي‌افزايد:« پس از بازديد از جمعيت آسيايي، همراه ما كه «سينشيا ديكستن» نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براي عصر همان روز به مهماني و صرف چاي در منزل «جرج سوروس» دعوت هستيم اما وقتي كه ديد هيچ يك از ما شگفت‌زده نشديم ادامه داد که سوروس، مهم‌ترين شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاي ما را تأمين كرده است. اما باز هم هيچ يك از ما برداشتي از اين شخصيت نداشتيم.»

انتخابي‌فرد در ادامه مي‌افزايد: «من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله‌اي افتادم كه در جايي خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسي براي رفتن به منزل سوروس در جاده همست پنجم بوديم در گوش همراه خود «محمد عطريانفر» سردبير روزنامه همشهري زمزمه كردم که:«الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودي است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياي‌ميانه به شمار مي‌رود.» و عطريانفر سرش را بي‌اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشي را در او برنينگيخت.»

وي در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: «هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي،‌ براي‌مان در فنجان‌هاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانم‌هاي همراهم «شهلا شركت» و «مژگان جلالي» نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونه‌اي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نمي‌توانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد.»

انتخابي‌فرد مي‌افزايد: « در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسش‌هاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخه‌اي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.»
وي مي‌افزايد:« پس از چند روز عطريانفر اطلاعاتي درباره جرج سوروس جمع‌آوري كرد و با لهجه اصفهاني كه همواره سعي دارد آن را پنهان كند خطاب به ما گفت که «سوروس از بزرگترين صهيونيست‌هاي جهان است و چه‌بسا در وراي مهماني وي، توطئه‌اي نهفته بوده باشد.» او مي‌ترسيد كه رفتن ما به منزل وي پيش از آنكه او را بشناسيم در صورت افشاي خبر اين مهماني در تهران براي‌مان دردسر ساز شود.»

انتخابي‌فرد مي‌گويد:« عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسي از بارهاي ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند اما چه كسي مي‌دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براي پايگاه اينترنتي «يوروآسيا» كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟ »
انتخابي‌فرد در يادداشت ديروز خود نيز در مطلبي جنجال‌برانگيز ،مدعی رابطه عاشقانه خود با «علي دايي» فوتباليست ايراني در آلمان و حضور مديد خود در منزل شخصي وي در اين كشور خبر داده بود كه هنوز اين خبر از سوي دايي تكذيب نشده است.
روزنامه كويتي «القبس» در پايان آورده است كه شماره جديد اين نشريه كه فردا منتشر خواهد شد يادداشتي از انتخابي‌فرد درباره «بازگشت ترس... و موج ترورها» منتشر خواهد كرد.

«كريم ارغنده‌پور» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نيز با انتشار مطلبي در پايگاه اينترنتي شخصي خود با عنوان «فيوچراما» درباره سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا بدون اشاره به حضور «كامليا انتخابي‌فرد» در اين هيأت و مهماني منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال 1377 صورت گرفت. آقاي خاتمي رئيس‌جمهور وقت، ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح و در مصاحبه‌اي با كريستين امان‌پور در شبكه سي.ان.ان از ضرورت گفت‌وگوي انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه‌هاي ايران از همه گرايش‌ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه محمد عطريان‌فر از روزنامه همشهري، من از روزنامه سلام ، خانم شركت از ماهنامه زنان، خانم مژگان جلالي از روزنامه ايران‌نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيأت مطبوعاتي از ايران پس از پيروزي انقلاب به آمريكا بود. چند ماه پس از سفر ما يك هيأت مطبوعاتي ديگر هم اعزام شد كه احمد بورقاني ، علي مزروعي ، حسين قاضيان ، رضا تهراني و شهاب‌الدين فرخ‌يار را در ميان آنها به خاطر دارم. موضوع نشست‌هاي مشترك ما با روزنامه‌نگاران آمريكايي صرفاً حول محورهاي حرفه‌اي بود ولي در حاشيه اين نشست‌ها ما از برخي دانشگاه‌ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنان‌مان در شهرهاي مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتي براي انتشار خاطرات اين سفر بود ولي اشتغالات كاري فراوان مانع از تحقق اين ايده شد.»

وي در ادامه مي‌افزايد: «من در انجمن آسيايي نيويورك سخنراني كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنراني خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مي‌گرفت كه او در اعلام موضعي مهم، از مداخله آمريكا در كودتاي 28 مرداد 1332 عذرخواهي كرده بود. جلسه جالبي بود. اصلاحات و رويكردهاي آقاي خاتمي توجهات زيادي را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت‌كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمي به شمار مي‌روند از انگيزه خود براي بازگشت به كشور سخن گفتند. يكي از حضار هم هنرمند بنام كشور آقاي فرشچيان بود.»

وي سپس با انتشار عكسي آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريان‌فر حضور دارند. خانم نغمه سهرابي هم پشتش به عكس هست كه ايشان در آن زمان نقش مترجمي هيأت را برعهده داشتند. آن زمان دانشجوي دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درس‌شان را به اتمام رسانده‌اند.»

زمان ارسال خبر: دوشنبه 1386/5/8 ساعت 12:05:02 PM

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:44 |

Monday, July 23, 2007

ترمه خوش دست روزگار

دو هفته پیش بچه های روزنامه اعتمادملی خبر دادند که می خواهند ويژه نامه ای برای سيمين دانشور در آورند گفتمشان نیت خیر مگردان که مبارک فالی است. گفتند سهم تو چه.چنين بود که رفتم و بخشی از کتاب هنوز منتشر نشده نام و یاد را بيرون کشيدم و فرستادم. و در فرصتی که دست داد همين تکه را برای ابراهيم گلستان هم خواندم . هم دوست هفتاد و چند ساله خانوادگی با سيمين خانم. که اگر نمی دانيد بدانيد يکی از بهترين کارهایش نامه بلندی به سيمين خانم است درباره آقاجلال که در تهران در انتظار مجوز است برای چاپ.
آقای گلستان دو نکته هم تذکر داد که گفتن ندارد درست و به جا بود و عمل شد.سيمین خانم اما هیچ تذکری ندادند، همين طور لبخندکی زده بودند
اما ويژه نامه ای که آقای ولی زاده برايش زحمت ها کشيده بود و طرح ها داشت، ماند. چرا که سيمين خانم به بيمارستان منتقل شدند قبل از آن که گفتگوی بزرگ ممکن شود. و چنين شد که من که خبر شدم کار سيمين خانم سخت شده است به دلم افتاد که بايد اين نوشته را وقتی به حليه طبع بیارایم که هنوز دنيای بد ما به وجود خوب خانم دانشور مزين باشد. دوست ندارم که سوکنامه کسی شود که خودش را برای خودش دوست داشتیم و داریم.
در عین حال بگویم کتاب نام و یاد، همچنان که از نامش پیداست درباره افراد است و جاها. و اين از جمله تکه هائی است که دوستش دارم.
 
نقل از:   http://masoudbehnoud.com/2007/07/blog-post_23.html
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:47 |

بی اعتنایی مقامات مسئول قم به جعل سند 5 میلیارد ریالی

  جعل مهر دولتی از سوی معاون سابق ادره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، که منجر به دریافت وام 550 میلیون تومانی از بانک ملت شده بود، همچنان با بی اعتنایی مقامات مسئول این استان همراه است.

 به گزارش رجانیوز، پس ازگذشت 20 روز از درج خبر ویژه در یک روزنامه صبح، استانداری و اداره كار و امور اجتماعي استان قم، پیگیری و اقدام مشخصي در اين خصوص نداشته اند.

 این درحالیست که مدیرکل ارشاد قم با تأکید بر جعل مهر این اداره کل و برخی اسناد دیگر، بر پیگیری موضوع تأکید کرده است.

 وی درباره علت اصرار ارشاد بر برگشت این پول، با تأکید بر اینکه کسب مال به این طریق نامشروع است، افزوده اداره ارشاد دراین باره پاسخگو نیست و در این خصوص تنها دستگاه های قانونی و بانکی بایستی پاسخ دهند.

 از سوی دیگر، با توجه به اینکه وام پرداخت شده به معاون سابق اداره ارشاد استان قم با معرفی نامه اداره کار و امور اجتماعی استان به بانک ملت، پرداخت شده، وزیر کار پس از آگاهی ازاین ماجرا، مدیر کل این وزارتخانه در استان قم را موظف به پیگیری موضوع و عدم اغماض در پرونده اخذ وام با جعل مهر دولتی کرده است.

 با این حال بازگردانی اموال مورد اشاره از سوی رئیس اداره کار و امور اجتماعی استان قم، موضوعی بی اهمیت و خارج از دستور تلقی شده و این مسئول دولتی بر اینکه "جعلی صورت نگرفته و ما معتقد به بازگشت پول نیستیم"، تأکید کرده است.

 وی همچنین درباره لزوم عودت پولی که با مهر جعلی اخذ شده، اظهار داشته ما پیشنهاد عودت پول نداده ایم و هنوز نیز به این نتیجه نرسیده ایم، هرچند که فرآیند درست نبوده اما سرمایه گزاری صورت گرفته و خوردن و بردنی در کار نبوده است!


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 16:59 |

پافشاري بر جايگزيني غدير به جاي نوروز

خزعلي و پيشنهاد حذف عيد باستاني ايرانيان - دوشنبه 25 تیر 1386 [2007.07.16]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

آيت الله خزعلي، عضوسابق شوراي نگهبان و مجلس خبرگان رهبري، که اکنون هشتاد ودوسال دارد، يک مجددا ابرازاميدواري کرده است که عيدغدير به جاي نوروزبنشيند تا تبديل به عيدبزرگ مردم کشور شود. موضوع کاهش تعطيلات نوروزي و يا جابه جا کردن زمان تعطيلات سال نو با روزهاي بعد ازعيدغدير، طي سالهاي گذشته بارها توسط محافظه کاران مطرح شده است، اما عملا با واکنش هاي گسترده درسطح افکارعمومي ازدستورکارخارج شده است.

آيت الله خزعلي که به اظهاراتش درخصوص مسائل مختلف ازمخالفت با خاتمي واصلاح طلبان گرفته تا طرح جيره بندي بنزين وجهاني خواندن محمود احمدي نژاد شهرت دارد، هم اکنون دبيرکل بنيادبين المللي غديراست. او در پنجمين همايش دبيران اجرايي بنياد بين‌المللي غدير با مقايسه نوروز وعيدغدير گفته است: "ساليانه يك ميليون و 300 هزار تبريك عيد نوروز وجود دارد. اگر يك سوم اين تبريك‌ها براي عيد غدير مي‌بود من بسيار خوشحال مي‌شدم و اكنون با توجه به گسترش فرهنگ غدير تعداد تبريك‌هايي كه به مناسبت فرا رسيدن عيد غدير صورت مي‌گيرد 700 هزار تبريك است. همچنين 110 باغ به نام غدير نامگذاري شده و ورزشكاراني كه قبلا تنها براي زور و بازو ورزش مي‌كردند، امروز به نام علي (ع) كار مي‌كنند. همه‌ي ما بايد سعي كنيم تا عظمت اين مرد را نشان داده و با روحي قوي و پشتيباني از روح علي (ع) اين كار را انجام دهيم شايد كه عيد غدير به جاي نوروز بنشيند و عيد بزرگ ما شود."

اين اولين باري نيست که آيت الله کهنسال محافظه کار از جابجاي نوروز با عيدغديرسخن مي گويد. خزعلي در دي ماه 84 نيز هنگامي که درجمع روساي سازمان هاي عقيدتي سياسي نيروهاي مسلح سخن مي گفت ازمردم خواست برخي کارهايي که درنوروزانجام مي دهند را درعيد غديرانجام دهند. او با پيشنهاد به مسلمانان ايران نسبت به اينكه عيد غدير را عيد بزرگ خود قرار دهند، ‌گفت: "در اين ايام خانه‌تكاني كنيد. اگر در عيد نوروز اسكناس نو و لباس هديه مي‌داديد، در اين عيد نيز هديه دهيد. اگر در عيد نوروز به فرزندتان 200 تومان مي‌داديد در اين عيد 500 تومان بدهيد و اگر براي خانواده خود لباس 12 هزار توماني مي‌خريديد، لباس 15 هزار توماني بخريد تا خانواده متوجه شود اين از بركت علي (ع) است."

طي سالهاي گذشته به کرات موضوع کاهش تعطيلات نوروزي مطرح شده، اما جابه جايي اعياد - علي رغم شايعاتي مختلفي که همواره درمورد آن وجود داشته – کمتر به صورت علني درعرصه افکارعمومي طرح شده است.

خرداد ماه سال جاري، شوراي اجتماعي وزارت کشور، طرح کاهش تعطيلات نوروزي را مطرح کرده بود که پس ازواکنش هاي مطبوعات وکارشناسان به آن، با مخالفت محمود احمدي نژاد مواجه شد. نگراني عمده محافظه کاران اين است که تصور عمومي اي که طي سالهاي گذشته مبني برمخالف بودن جناح مذهبي با برخي نمادهاي باستاني که به فرهنگ وهويت ايراني گره خورده وجود دارد با چنين تصميمي تقويت خواهد شد. موضوعي که مي تواند درميان راي دهندگان زيادي که به اين نمادها وسمبل ها دلبستگي دارند، واکنش منفي ايجاد کند.

شوراي اجتماعي کشور نيز که جمعي ازنهادهاي محافظه کار همچون سازمان ها و وزارتخانه هاي دولتي، صداو سيما، قوه قضاييه، نيروي انتظامي در آن عضويت دارند، اولين گام را درجهت کم اعتبارکردن نوروز در قالب "طرح ساماندهي ايام تعطيلات" مطرح کرده بود که نقطه تمرکزش کاهش تعطيلات نوروز بود.

به دنبال واکنش هايي که درمطبوعات و همچنين رسانه هاي اينترنتي درخصوص اين اقدام شوراي اجتماعي شکل گرفت، محمود احمدي نژاد، که طي دوسال گذشته تلاش کرده ازتصميماتي که واکنش عمومي به دنبال دارد و مي تواند ميزان محبوبيت و يا راي اوليه او رادستخوش تغييرکند، با طرح ياد شده مخالفت کرد. اين درحالي است که به پيشنهاد شوراي اجتماعي قراربود تعطيلات نوروز تنها يک هفته شود. به اين ترتيب روز سيزده نوروز به عنوان يکي ازسنت هاي کهن ايراني ديگرتعطيل رسمي به شمار نمي رفت. احمدي نژاد ضمن مخالفت با اين طرح، تدوين طرحي براي ساماندهي تعطيلات رسمي كشور را به انجام مطالعات كارشناسي بيشتر و سنجيدن تمام ابعاد و پيامدهاي اين تصميم‌گيري موكول كرد تا آسايش و آرامش مردم و مصالح عمومي جامعه دستخوش اين نوع تصميمات نشود.

عضو سابق شوراي نگهبان ومجلس خبرگان رهبري، اگرچه رياست بنياد الغديررا به عهده دارد، اما اخيرا چندان درمعادلات سياسي جناح راست به دليل کهولت جدي گرفته نمي شود به همين خاطر سخنان تند او طي يکي دوسال گذشته عملا واکنش هاي جدي را با خود به همراه نداشته است. ازجمله سخنان وي مي توان به اظهارات وي درمهر ماه سال گذشته اشاره کرد که با وجود سخنان احمدي نژاد درباره اسراييل که واکنش هاي گسترده جهاني را به دنبال داشت، واکنش چنداني را برنيانگيخت. خزعلي گفت: "با پايداري مردم، اسرائيل به فروپاشي نزديك‌تر و از روي زمين محو خواهد شد." او همچنين ازجمله معدود آيت الله هاي طرفدار دولت است که بعد ازواکنش تندروانه فاطمه رجبي، همسرغلامحسين الهام به سفرخاتمي به آمريکا که درمقاله اي انعکاس يافته و درآن حتي ازخلع لباس خاتمي سخن گفته بود، ازاين موضوع حمايت کرد. او درجواب کساني که واکنش فاطمه رجبي را تخريب مي دانستند گفت: "اين تخريب نيست، تحقيق است. اين‌ها با اسلام و انقلاب بازي مي‌كنند. مطلب كاملا واضح است، نياز به توضيح ندارد، مردم هم خوب مي‌فهمند."

خزعلي، آيت اللهي که همچنان درسن هشتادودوسالگي، سياست را از نزديک دنبال مي کند، همچنين گفته است که احمدي نژاد بايد در دوره دوم بنزين راجيره بندي مي کرد چرا که بايد دردوره اول اعتمادمردم به دولت جلب مي شد تا دوباره به او راي بدهند: "مخالفين آقاي احمدي‌نژاد معتقدند كه وي در دور بعدي انتخابات برنده نمي‌شود و با اقداماتي كه انجام داده مردم از او زده شده‌اند، اما وي كاري كرده كه مردم تامين شوند. رييس جمهور آنچه را كه براي ملت لازم مي‌داند انجام مي‌دهد و انجام هم داده است."

تلاش براي کمرنگ کردن نوروز، به عنوان يکي ازاعياد باستاني ايراني، به اين ترتيب درحالي بارمطرح مي شود که دولت تلاش مي کند، ازهرمساله اي براي تقويت نمادهاي ملي استفاده کند تا درصورت وجود خطر برعليه کشور، چنين حس ملي گرايي بتواند مردم را پشت پرچم بياورد. موضوعي که چنين اظهار نظرهايي با آن همخواني ندارد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 8:55 |
 
 

جمعه 15 تير 1386

درباره Press TV، نيما راشدان

PressTV
Press TV از یکسو برای تغذیه تبلیغاتی مخاطبینی طراحی شده است، که از دیدگاههایی نزدیک به دیدگاه رسمی دولت ایران پیروی می کنند و از سوی دیگر این کانال تلویزیونی آشکارا برای تولید منابع تحلیلی به نفع بنیادگرایان و یا احزاب چپ تندرو در کشورهای غربی تلاش می کند. امری که موفقیت در آن بسیار دشوار می نماید

به نظر می رسد راه اندازی کانال دولتی Press TV توسط جمهوری اسلامی ایران با بی اعتنایی رسانه های بین المللی مواجه شده است.
این در حالیست که رهبران جمهوری اسلامی ایران کانال ماهواره ای تازه تاسیس خود را جایگزین مناسبی برای رسانه های سی ان ان و بی بی سی می دانند.
در نگاه آماری رسانه های غیرفارسی زبان جمهوری اسلامی ایران از کم مخاطبترین رسانه های خبری جهان به شمار می روند.
ترافیک سایت شبکه خبری و عرب زبان العالم حدود یک شصتم الجزیره است و یا شبکه خبری سعودی - لبنانی العربیه تقریبا ۳۵ برابر العالم بازدید کننده دارد. این درحالیست که بر خلاف شبکه های جهانی و فراقاره ای عرب زبان، ۱۴٪ بازدیدکنندگان سایت العالم را ظاهرا کاربران داخل ایران تشکیل می دهند.
کارشناسان رسانه ها شانس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای رقابت برون مرزی خبری را بسیار اندک ارزیابی می کنند. این سازمان با محدودیتهای فنی، مالی و سیاسی فراوانی روبروست که مانع از موفقیت کانال Press TV در جلب مخاطب خواهند شد.
Press TV از یکسو برای تغذیه تبلیغاتی مخاطبینی طراحی شده است، که از دیدگاههایی نزدیک به دیدگاه رسمی دولت ایران پیروی می کنند و از سوی دیگر این کانال تلویزیونی آشکارا برای تولید منابع تحلیلی به نفع بنیادگرایان و یا احزاب چپ تندرو در کشورهای غربی تلاش می کند. امری که موفقیت در آن بسیار دشوار می نماید.
مهاجرین بنیادگراي سنی مذهب در غرب دولت شیعی ایران را اساسا غیراسلامی می دانند و در سوی دیگر میدان، تمام کمپین پرهزینه تبلیغاتی ایران روی فعالان احزاب چپ و سبز اروپایی، با انتشار کلیپ چند ثانیه ای ضرب و شتم خونین دختران ایرانی در اینترنت ، بی اثر می شود.
در ماههای اخیر کشورهای فرانسه و روسیه با برخورداری از منابع و ظرفیت های رسانه ای بسیار فراتر از ایران کوشیدند شماری از مخاطبان شبکه های انگلیسی زبان خبری را جلب نمایند. اما بیشتر ناظران هر دو کانال France24 و Russia Today را بسیار ناموفق و شکست خورده ارزیابی می کنند.
به طور مثال شبکه خبری France24 با بودجه سالانه ۱۰۰میلیون دلاری و با بهره گیری از ۱۹۰ ژورنالیست استخدامی تاسیس شده است و این در حالیست که سایت خبری این رسانه تقریبا یک چهارم سایت فارسی زبان Gooya.com بیننده جذب می کند.
در چنین شرایطی آگاهان امور رسانه ای ادعای دولت ایران در رقابت Press TV با شبکه های انگلیسی زبان خبری را نشانه ناآشنایی دولتمردان ایرانی با رقابتهای بین المللی رسانه ای، می دانند و چندان جدی نمی گیرند.
دولت ایران در اعلام آغاز به کار Press TV شمار خبرنگاران خارجی این شبکه را ۲۶ نفر اعلام کرده است از میان این گزارشگران تا کنون تنها نام خانم Yvonne Ridley یک چهره های سیاسی بدنام در انگلستان، مورد تایید قرارگرفته است.
Yvonne Ridley پس از آزادی از زندان طالبان و تغییر مذهب به اسلام، مورد حمایت « ابوحمزه المصری» روحانی طراح عملیات تروریستی در بریتانیا قرارگرفت.
ابوحمزه که هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان سپری می کند در اظهارنظرهایی جنجالی، قتل غیرمسلمانان و خصوصا یهودیان را مباح و دزدی از مغازه های غیرمسلمان را حق شرعی مسلمین تحت لوای غنیمت، عنوان کرده بود.
خانم Yvonne Ridley از طرفداران پر و پا قرص حکومت ساقط شده طالبان به شمار می رود. وی انتقاد از طالبان را ناشی از ناآگاهی افکار عمومی نسبتبه ارزشهای درونی جنجگویان طالب می داند و از تخریب چهره طالبان در رسانه های غربی گلایه می کند.


Yvonne Ridley ابوحمزه

ناظرین سیاسی عقیده دارند رویه تبلیغی Press TV و به کارگیری افرادی چون Yvonne Ridley در این شبکه واکنش خشم آلود رسانه ها، بازیگران سیاسی و افکار عمومی در کشورهای غربی را به دنبال خواهدداست.
به طور مثال درست همزمان با تلاش گروهی تروریست عرب برای انفجار چند خودرو در لندن و گلاسکو، Press TV این عملیات را با استدلالی چون « واکنش قابل فهم مسلمانان به اعطای نشان سلمان رشدی » توجیه نمود.
خط تبلیغی Press TV در ماههای آینده کلکسیونی از مشترکات ایدئولوژیک و حتی سازمانی جمهوری اسلامی ایران و گروههای جهادی سنی مذهب نظیر القاعده و المهاجرون را به نمایش خواهد گذاشت. روندی که نهایتا ایران را در کانون نزاع غرب و بنیادگرایی مسلح اسلامی قرار می دهد.
چندان بیراه نیست اگر Press TV را بیشتر رقیب وبسایت های ارهابی و جهادی بدانیم تا رسانه های بی طرف خبری.


 

Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2004 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 13:0 |

 

بیانیه کانون نویسندگان ایران درباره گسترش سرکوب و اختناق

  مردم شریف و آزاده!

چنان که در بیانیه های پیشین کانون نویسندگان ایران هشدار دادیم موج سرکوب، اختناق و تشدید فضای ارعاب هم چنان گسترش می یابد.

بازداشت غیرقانونی دانشجویان، زنان، کارگران و معلمان، همراه با ضرب و شتم و پرونده سازی های واهی؛ توقیف و سرکوب مطبوعات و سانسور بی امان کتاب و جمع آوری کتاب های تاثیرگذاری که باب طبع حکومت گران نیست؛ سنگسار زنان و مردان، صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان، و احکام سنگین حبس و تازیانه برای آزادیخواهان و فعالان سیاسی و اجتماعی؛ همه حکایت از گسترش برنامه ریزی شده و مداوم سرکوب و فشار و کوشش در جهت بستن هر چه بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه دارد.

کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم کردن این یورش ضدمردمی، همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند.

 

کانون نویسندگان ایران

۱۹ تیر ۱٣٨۶

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:17 |

  عبدالكريم سروش در نوشته‌اي درخصوص انقلاب فرهنگي مدعي شد:
هاشمي‌رفسنجاني به توده‌اي‌ها اجازه ادامه تحصيل داد

  رجانيوز: ماجراي مشاجره لفظي و دورادور عبدالكريم سروش با برخي ديگر از اصلاح طلبان همچنان ادامه دارد و اين سريال فعلاً به قسمت نگارش نوشته اي بلندبالا از سوي سروش كه در آن محمد علي نجفي و صادق زيباكلام به انتساب مطالب كذب متهم شده اند، رسيده است.

 عبدالكريم سروش از اعضاء ستاد انقلاب فرهنگي در اويل دهه 60، پس از آنكه در گفتگو با "هم ميهن" از زيباكلام به فردي كه سخنانش نه صادق است و نه زيبا ياد كرد، بار ديگر سبب شد پرونده نقش وي در تصفيه اساتيد در جريان انقلاب فرهنگي از سوي زيباكلام و نجفي، ورق بخورد.

 سروش البته مانند هميشه دورادور، منتقذانش را به باد "ناسزاي كادوپيچي شده در الفاظ خوش آب و رنگ" مي گيرد تا به مشي هميشگي خود در "پرهيز از گفتگوي رودرو و مناظره" پايبند بماند. البته يادآوري اين مشي و احتراز وي از اجابت دعوت مصباح يزدي براي مناظره همواره، مذاق ذهني او را تلخ كرده و ترجيح داده، اين تلخي را بدون كمترين مزمزمه اي فروبرد!

 از نكات قابل توجه در نوشته اخير سروش با عنوان "درستي و درشتي"، شاهد وي بر دفاع از حق توده‌اي‌ها براي ادامه تحصيل است كه با نگارش نامه‌اي در آن زمان به حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و حجت الاسلام رفسنجاني پيگير اين موضوع مي‌گردد، اما نهايتاً اين هاشمي‌رفسنجاني است كه به درخواست سروش براي ادامه تحصيل توده‌اي‌ها اقدام مي‌كند.

 سروش در اين بخش از نوشته، درپي اثبات آنست كه " آنكه براي توده‌اي‌ها چنين مي‌كند با غيرتوده‌اي‌ها چه خواهد كرد؟" اين بخش از روايت وي اگرچه ممكن است با واقعيت تطابق كامل نداشته باشد، اما به دليل ضرورت بخشيدن به تشريح نوع نگاه هاشمي رفسنجاني به مقوله "انقلاب فرهنگي" از سوي وي يا نزديكان و سخنگويانش، بي كم و كاست در پي آمده است:

 «گرچه پاكسازي‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطي نداشت، من غايت جهد خود را براي دستگيري از افتادگان مي‌كردم. يك قلم بگويم كه از ستاد انقلا‌ب فرهنگي خواستند كه همه دانشجويان توده‌اي، از مبتدي تا منتهي را از دانشگاه اخراج كند. احتجاج ما سود نداشت. ما كه مصلحت را در اين امر نمي‌دانستيم پناه به آقاي خامنه‌اي و سپس آقاي هاشمي برديم و آقاي هاشمي بود كه توانست راي را برگرداند و به توده‌اي‌ها اجازه دهد تا تحصيلشان را به پايان ببرند. در اين باب بيش از اين نمي‌گويم چون اصل شبهه را روا نمي‌دانم. آنكه براي توده‌اي‌ها چنين مي‌كند با غيرتوده‌اي‌ها چه خواهد كرد؟ به هر حال شايد همين ايستادگي در برابر حكم اخراج توده‌اي‌‌ها بود كه باعث شد روند اخراج‌ها، اگر هم صورت گرفت كه صورت گرفت از مسيري خارج از ستاد انقلا‌ب فرهنگي انجام پذيرد.

اي كريمي كه از خزانه غيب

گبر و ترسا وظيفه خود داري!!!

دوستان را كجا كني محروم

تو كه با دشمن اين نظر داري!!!»

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 10:3 |
سايت خبري تحليل فردا
كد خبر: ۲۹۹۶۹
تاريخ: ۱۳:۱۴:۰۳ - ۱۳۸۶/۰۴/۲۰
پاكسازي هاي انقلاب فرهنگي از زبان سروش
 
ليستي تهيه كرديم و حدود 100 اسم به دفتر نخست‌وزير فرستاديم، كساني كه اگر هم مي‌آمدند دانشجويان قبولشان نمي‌كردند و تشنج درست مي‌‌شد.اكثريت گروه‌هاي سياسي موافق آن بودند.به‌صراحت مي‌گويم ستاد انقلا‌ب فرهنگي نه هياتي براي اين كار داشت نه آيين‌نامه‌اي. كميته‌هاي پاكسازي مطلقا مستقل بودند.

عبدالكريم سروش ناگفته هاي خود را از پاكسازي هاي زمان انقلاب فرهنگي بيان كرد .

به گزارش « فردا » و به نقل از روزنامه اعتماد ملي عبدالكريم سروش عضو ستاد انقلا‌ب فرهنگي درباره پاكسازي هاي صورت گرفته بعد از انقلاب فرهنگي نوشت : ستاد انقلاب فرهنگي نه كميته‌اي براي پاكسازي داشت نه آيين‌نامه‌اي براي آن نوشته بود و نه دستورالعملي در اين خصوص به دانشگاه‌‌ها داده بود .

وي افزوده است : حقيقت اين است كه به تصريح آقاي محمد ملكي رئيس اسبق دانشگاه تهران، <شوراي انقلا‌ب به دانشگاه بخشنامه كرد استاداني كه در مقام‌هاي كليدي حكومت شاه بوده‌اند حق تدريس در دانشگاه ندارند. ليستي تهيه كرديم و حدود 100 اسم به دفتر نخست‌وزير فرستاديم، كساني كه اگر هم مي‌آمدند دانشجويان قبولشان نمي‌كردند و تشنج درست مي‌‌شد.

وي تاكيد كرده است : آنها كه دنبال سررشته پاكسازي و عاملا‌نش مي‌گردند به اين تصريحات توجه كنند و ببينند دست چه كساني به پاكسازي‌ها آلوده است و جست‌وجو كنند كه آن 100 نفر چه كساني بوده‌اند: دكتر نصر؟ دكتر زرين‌كوب؟ زرياب‌خويي؟ مهدي محقق؟ دكتر كاتوزيان...؟

عبدالكريم سروش ادامه داده است : پاكسازي‌ها نه با دانشگاهيان شروع شد و نه در دانشگاه‌ها با ستاد انقلا‌ب فرهنگي آغاز گرديد و نه به دست آن ادامه يافت. اساساً يكي از اولين حوادثي كه از فرداي پيروزي انقلا‌ب رخ داد، داستان پاكسازي‌ها بود كه تا جايي كه به خاطر دارم اكثريت گروه‌هاي سياسي موافق آن بودند و در اين ميان تنها نخست‌وزير دولت موقت بود كه اينجا و آنجا به اين پاكسازي‌ها اعتراض نمود و در حد بضاعت خود نيز توانست از كثرت اين پاكسازي‌ها بكاهد كه البته در اين راه هم از روحانيت و هم از گروه‌هاي مخالف كه خود بعدا مشغول پاكسازي شدند ناسزا شنيد و به سازشكاري متهم شد اما در مورد اخراج دانشگاهيان اگر شوراي انقلا‌ب از رئيس دانشگاه تهران مشاركت در پاكسازي و اخراج اساتيد را خواستار شد و او هم گردن نهاد، چنين تقاضايي را حتي تلويحاً از ستاد انقلا‌ب فرهنگي نكرد و در نامه امام‌خميني به ستاد هم انعكاسي نيافت.

وي در ادامه در واكنش به اظهارات اخير محمد علي نجفي آورده است : از همه اينها شگفت‌تر سخنان اقاي نجفي وزير اسبق آموزش عالي است كه در <حقايقي درباره انقلا‌ب فرهنگي> مي‌نويسد <پاكسازي استادان... براساس آيين‌نامه مصوب ستاد انقلا‌ب فرهنگي و توسط هيات‌هايي بود كه زيرنظر آن ستاد صورت مي‌گرفت...> اين حقاً از غرائب مطالب است و نمي‌دانم آقاي نجفي چه حجتي بر آن دارند. به‌صراحت مي‌گويم ستاد انقلا‌ب فرهنگي نه هياتي براي اين كار داشت نه آيين‌نامه‌اي. نه به او گزارشي مي‌دادند و نه از او كسب تكليفي مي‌كردند. كميته‌هاي پاكسازي مطلقا مستقل بودند. اعضايشان را نه ما نصب كرده‌ايم و نه مي‌شناختيم. بلي كساني بودند كه مي‌خواستند پاي آقاي املشي را به اين كار بكشند اما وي تن زد و هيچ عضو ديگر ستاد هم رسماً در اين امر وارد نشد. خود آقاي ملكي تا امروز بدون ندامت به اخراج صد استاد اعتراف كرده است. بقيه را هم از آن قياس بگيريد.

وي در ادامه تاكيد كرده است : من با آقاي نجفي هم‌آوازم كه كثيري از <اخراجي>‌ها چه قبل از تشكيل ستاد و چه پس از آن به واقع اخراج نشدند بلكه <خارج> شدند يعني خود به خود فهميدند كه جايي در دانشگاه پس از انقلا‌ب ندارند و راهي خارج يا ساكن خانه شدند.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 17:2 |

خبرگزاري كار ايران (ايلنا) پس از گذشت يك هفته از تعطيلي خودخواسته و تغيير مديرعامل آن فيلتر شد.

يك مقام مسوول در دستگاه قضايي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با تاييد خبر فيلترشدن سايت خبرگزاري كار ايران (ايلنا) اظهار داشت: با توجه به شكايت‌هاي مكرري كه عليه ايلنا مطرح بود و حتي در بعضي موارد براي آنان كيفرخواست صادرشده و به دادگاه ارسال شده بود، بازپرس شعبه 11 دادسراي كاركنان دولت براي جلوگيري از تكرار جرم، دستور فيلترينگ اين سايت را صادر كرد. 

وي درباره‌ي پرونده روزنامه توقيف شده «هم‌ميهن» نيز گفت: پرونده‌هاي روزنامه «هم‌ميهن» در شعبه‌ي دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت در جريان رسيدگي است.

به گزارش ايسنا، از صبح روزچهارشنبه سايت خبرگزاري كار ايران (ايلنا) فيلتر شده و با مراجعه به آدرس اين خبرگزاري پيام «مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي‌باشد» مشاهده مي‌شود.

يك هفته پيش مديرعامل پيشين ايلنا-مسعود حيدري- با انتشار استعفاي خود بر روي اين خبرگزاري ابراز اميدواري كرده بود كه با استعفاي وي، ايلنا از هر گزندي مصون بماند.

پس از اين استعفا، ايلنا به صورت خودخواسته يك هفته تعطيل شد و امروز -چهارشنبه- كار خود را با انتشار مصاحبه‌ي مديرعامل جديدش سيد ابوتراب فاضل آغاز كرد كه با فيلترشدن سايت مواجه شد.

انتهاي پيام

کد خبر: 8604-12141
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 14:9 |