در تاريخ چهارم تير ماه 1386 مادر ديونيسيا، راهبه مركز مسيحيان ارتدكس مكزيك به دعوت دكتر قديري ابيانه، سفير جمهوري اسلامي ايران در مكزيك، در محل سفارت با ايشان ديدار نمود.
در اين ديدار در مورد موضوعات مشترك و نيز تفاوتهاي دين مبين اسلام و مسيحيت به ويژه ارتدكس نظير ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي از جمله ازدواج، فلسفه خلقت انسان، فلسفه حجاب، و ساير موارد مرتبط گفتوگو و تبادل نظر گرديد كه مشروح آن به شرح ذيل است:
قديري: ما معتقديم که خداوند براي هدايت بشر پيامبران متعددي را مامور کرده است. ما، پيامبران الهي در مقاطع تاريخي مختلف را مثل معلمين مقاطع مختلف تحصيلي ميدانيم. معلم مقطع دانشگاه آموختههاي معلمين مقطع دبيرستان را تکذيب نميکنند بلکه آن را تکميل مينمايند. معلمين مقطع دبيرستان هم آموختههاي دوران دبستان را تکميل مينمايند.
ما معتقديم که حضرت عيسي مسيح (ع) پيامبر بزرگ الهي است و حضرت مريم را فردي مقدس و باکره ميدانيم. ما هدايتهاي حضرت مسيح را مکمل هدايتهاي حضرت موسي (ع) ميدانيم و معتقديم كه پيامبر اسلام(ص) نيز هدايتهاي اديان الهي قبلي را تكميل كرده است.
معتقديم که كلام خدا بر تمامي پيامبران نازل شده است. به عبارتي نميتوان مسلمان بود و حضرت عيسي مسيح و يا حضرت موسي را مقدس ندانست. به عبارتي ديگر ما نيز مسيحي هستيم، منتهي حضرت عيسي را فرزند خدا نميدانيم بلکه او را پيامبري بزرگ محسوب ميکنيم. هر چند که ميدانيم که او پدر نداشت و حضرت مريم باکره بود. به معجزات متعددد حضرت مسيح نيز اعتقاد داريم و در قرآن ذکر شده است. سورهاي در قرآن به نام مريم وجود دارد. معتقديم که آن پيامبري که حضرت مسيح وعده ظهور آن را دادند همان پيامبر اسلام است.
پيامبر اسلام مانند ساير پيامبران الهي سواد خواندن و نوشتن نداشت تا کسي نتواند کلام آنها را آموختهها از آموزگاران نسبت دهد.
حدود يك هزار و چهارصد سال قبل پيامبر بزرگوار اسلام فرموده است: «شكستن شاخه هر درختي مانند شكستن بال فرشته است.» و يا فرمودند: «اگر كسي فردي را به خاطر فقرش تحقير و يا به خاطر ثروتش ستايش كند به جنگ با خدا پرداخته است».
اكنون شاهديم كه احزاب بسياري در حمايت از محيط زيست فعال و قوي هستند و حتي نامشان را نظير «حزب سبز» از آن گرفتهاند. کدام حزب سبز يا طرفدار محيط زيست تا کنون شعاري با اين استحکام در مورد حفظ محيط زيست داده است؟ اين عبارات نميتوانند کلام بشر باشند . اينها كلام خدا است.
زن در اسلام از جايگاه والايي برخودار است. اكثريت زنان ايران مانند شما ـ راهبه ها ـ لباس ميپوشند.
فلسفه حجاب در اسلام را خدمتتان توضيح ميدهم. خدا انسان را با ويژگيهاي متفاوت آفريد. انسان براي زنده ماندن بايد انرژي کسب کند و کسب انرژي از طريق خوردن است. اگر غذاها تلخ و بد مزه و بد بو ميبود؛ انسان چارهاي جز خوردن نداشت تا بتواند زنده بماند، همانگونه که داروهاي تلخ را براي زنده ماندن مصرف ميکند! اما چون خدا ارحم الراحمين است خواسته است که تامين نياز بشر توام با لذت باشد. لذا قدرت چشايي را در دهان ما قرار داد و اين همه محصولات متنوع را خلق کرد. به نحوي که زمان صرف غذا زمان مطلوب و لذت بخشي براي ما محسوب ميگردد.
بقا نسل بشر نيز بر پايه رابطه زن و مرد استوار است. خدا خواست اين ارتباط نيز مطلوب باشد و بنابراين جذابيت جنسي متقابل مرد و زن را در آفرينش انسان مقرر داشت كه اين جذابيت از نظر اسلام نعمتي الهي و ارزشي مطلوب است. اين نقطه مشترك اسلام با فرهنگ رايج غربي است.
در اسلام جذابيت جنسي يک ارزش زناشويي است ولي در غرب علاوه بر ارزش زناشويي، ارزشي اجتماعي نيز محسوب ميگردد؛ به اين معنا كه اگر زني در غرب جذاب باشد بيشتر مورد احترام است و راحتتر شغل پيدا ميكند. البته من از فرهنگ غرب صحبت ميكنم و نه از مسيحيت.
اسلام براي اينكه جذابيت جنسي در روابط زناشويي وجود داشته باشد ولي از روابط اجتماعي حذف گردد راههاي مختلفي ارائه ميكند كه يكي از آنها حجاب است. در اين صورت وقتي زني محجبه وارد جامعه ميشود زيبايي و جذابيت جنسي او حذف و توانمنديهاي فكري او بروز ميكند. هفتاد درصد از ظرفيت دانشگاههاي ايران در اختيار زنان است و آنها حتي در المپياد رشتههاي مختلف علمي موفقيتهاي چشمگيري داشتهاند.
نه مرد و نه زن نبايد به عنوان عنصر جذاب از نظر فيزيكي وارد جامعه شوند. علت تفاوت در نوع پوشش به دليل تفاوت زن و مرد در نوع خلقت است. دانشمندان غربي در زمينه تحريك پذيري مرد و زن آزمايشاتي انجام دادهاند كه نتيجه آن نشان ميدهد تحريک پذيري جنسي مرد از طريق نگاه بيشتر از تاثيرپذيري زن از طريق نگاه است. بر همين اساس زن بايستي پوشيدهتر باشد.
معتقديم كه حضرت مريم(س) محجبه بودهاند. هيچگاه وصف اندام او را نشنيده و نخواندهايم زيرا با حجاب خود اجازه ندادهاند كه از اين جنبه مورد ارزيابي و قضاوت قرار گيرند. در موزه لوور پاريس تابلوي نقاشي اي از حضرت مريم(س) در محيطي باز با زنان و ساير افراد هم عصرش به نمايش گذاشته شده است. البته نقاشي به عصر ديگري تعلق داشته ولي در اين نقاشي تصور نقاش از آن زمان متجلي شده است. در اين نقاشي حضرت مريم(س) با تعدادي از زنان با حجاب كامل و تعدادي زن بي حجاب در محيطي باز ديده ميشوند که در مقابل يکديگر به گفتگو مشغولند. اين تصوير نشان ميدهد كه (حداقل در تصور نقاش) حجاب حضرت مريم(س) لباسي سنتي نبوده است زيرا ديگر زنان در محيط عمومي بدون حجاب بودند.
در اسلام فلسفه حجاب، آزادي روابط اجتماعي از تاثيرپذيري جذابيتهاي جنسي است. در جوامع اسلامي هر چه سن زنان بالاتر رود محترم تر ميباشند. اما در غرب پرسيدن سن زنان مسن يك سوال نامطلوب محسوب ميشود، زيرا آنها از بيان سن خود پرهيز ميكنند و از آنجايي كه مسن بودن به معني از دست دادن زيباييهاي فيزيكي است از نظر اجتماعي نامطلوب محسوب ميگردد.
دختران محجبه که مايل نيستند اندام خود را نمايش دهند در فرانسه از ادامه تحصيل محروم ميشوند. زنان محجبه در بعضي مشاغل منع شدهاند و اين در حالي است که فحشا و همجنس گرايي در فرانسه و ساير کشورهاي غربي ترويج ميگردد.
مادر روحاني: از اينكه شما در بيان اعتقادات خود آزادانه رفتار ميكنيد خوشحال هستم و به شما احترام ميگذارم. چهره شما نوراني است مانند كسي است كه راهش را يافته است. شما مانند كساني هستيد كه به انسانها نزديك ميشويد و ميخواهيد با آنها تبادل نظر كنيد و از بيان اعتقادات خود هراسي نداريد. شنيدن صحبتهاي شما جالب است. من مسيحي ارتدكس هستم. بر اين باورم كه مسيح خداي واقعي است و مادرش مادر خداست و به تثليت ـ خدا، پسر و روح القدس ـ ايمان دارم. در انجيل در مورد زن و رابطه زن و شوهر مطالبي آمده است. از نظر ما پوشش در مسيحيت ارتباطي با زن ندارد. براي اينكه زندگي راهبه زندگي خاصي است. بنابراين تمامي راهبهها يكنواخت لباس ميپوشند و تفاوت ما در پوشيدن مقنعه است. زني كه به عنوان راهبه وارد كليسا ميشود خود و زندگياش را به خدا اختصاص ميدهد و سرش را ميپوشاند. معتقديم كه زن پوشيده وارد كليسا شود. در گذشته سرشان را ميپوشانيدند.
اين لباس ـ اشاره به لباسش ـ پوشش مختص حضرت مريم(س) در آن زمان نبود و تمامي زنان اينگونه ميپوشيدند. جهان به سمت گناه پيش ميرود و تدريجا از تعاليم كتاب مقدس فاصله ميگيريم. يك راهبه زندگي خدايي را ادامه ميدهد. زني كه براي راهبه شدن وارد كليسا ميشود خودش تصميم ميگيرد. راهبان- مردها- نيز از آنجايي كه زن در زندگي شان نيست، خود و زندگيشان را وقف خدا كردهاند، ريش و موهايشان را بلند ميكنند. رنگ سياه پوشش راهبهها و راهبان در مسيحيت مفهوم خاصي دارد و نشانه مرگ در جهان است. به همين خاطر من شنا و رقص نميكنم و براي خدمت به خدا و كمك به نيازمندان آماده ام. فلسفه ما آمادگي براي مرگ است. بر اساس كتاب مقدس حضرت مسيح بازخواهد گشت.
دست ندادن ما با مردان نيز به دليل اين است كه ما خود را به خاطر گناه حضرت حوا گناهكار دانسته و خود را شايسته دست دادن با مردان نميدانيم.
قديري: ما شيعيان به عروج حضرت عيسي(ع) معتقديم و بر اين باوريم كه شخصي مشابه ايشان به صليب كشيده شده است. ضمنا معتقديم که حضرت مسيح(ع) با حضرت مهدي(عج) امام دوازدهم شيعيان ظهور خواهند كرد و جزو ياران ولي عصر(عج) خواهند بود.
معتقديم که او هرگز ادعا نکرد که فرزند خدا است و معتقديم ديگران از فرط علاقه به او چون پدر نداشت او را فرزند خدا ناميدند. حال آنکه حضرت آدم و حوا نه پدر داشتند و نه مادر و کسي ادعا ندارد که آنها فرزند خدا هستند بلکه همگي آنها را مخلوق خدا ميدانيم.
همچنين ما معتقديم که هر كس مسئول اعمال خود ميباشد و زنان نبايد به خاطر خطاي حضرت حوا احساس گناه کنند و پاسخگوي اشتباه او باشند. ضمنا معتقديم كه خداوند حضرت آدم و حوا را بخشيده است و جايگاه آنها بهشت است. ضمنا ما حضرت مريم(س) را نيز معصوم ميدانيم. فلسفه دست ندادن زنان در اسلام نيز براي رعايت مقام زن و احترام به او است.
مرگ حق است و دنياي ديگري وجود دارد. حضرت علي(ع) امام اول شيعيان در اين رابطه ميفرمايند: دنيا مزرعه آخرت است. ما مسلمانان خدا را يكي ميدانيم. ما معتقديم كه همه انسانها شايسته ورود به بهشت هستند و اين آنها هستند که با اعمال خود راهي بهشت ميشون و يا خود را از آن محروم ميسازند.
ما معتقديم که اگر كسي فردي را نجات دهد مثل اين است که تمامي بشريت را نجات داده است. پوشش سياه در جوامع اسلامي به علامت مرگ نيست بلكه به دليل جلوگيري از بازتاب نور و ممانعت از نمايان شدن اندام بدن ميباشد. از سوي ديگر پوشيدن لباسهاي رنگي به شرط رعايت حجاب و نمايان نشدن بدن بلامانع است.
نقاط مشترك بين اديان اسلام و مسيحيت نيز زياد است. ميتوانيم به عنوان پيروان دو مذهب مهم الهي با اهداف مشترك عليه پورونوگرافي، فساد، بي عدالتي و حمايت از ستمديدگان و خيلي امور ديگر همكاري كنيم.
انتظارم از شما خواهر مذهبي اين است كه مثلا زماني كه زنان مسلمان محجبه در فرانسه از تحصيل محروم ميشوند اعتراض كنيد. اگر حضرت مريم امروز حضور داشت در فرانسه و برخي کشورها براي او حق تحصيل و کار قائل نبودند.
مادر روحاني: يكي از مادران مقدس در فرانسه در رشته حقوق تحصيل ميكرد. به او گفتند كه به خاطر حجابت نميتواني تحصيل كني. او گفت اين عادلانه نيست و اگر به من فشار بياوريد مساله را به مطبوعات ميكشانم. اين مادر مقدس در آنجا انقلابي به پا كرد و نهايتا مسئولان مجبور شدند كه حجاب او را بپذيرند.
قديري: در مورد اقليتهاي مذهبي در ايران بايد بگويم كه آنها از احترام ويژهاي نزد مردم برخوردار هستند. از آنجايي كه تعداد آنها كم است و در تمامي مناطق پراكندهاند نميتوانند در انتخابات منطقهاي موفق شوند. ما براي حضور اقليتهاي ديني در مجلس، شرايطي را فراهم كرديم كه انتخابات براي آنها سراسري باشد. در حال حاضر جامعه مسيحيان دو نماينده و يهوديان يك نماينده در مجلس شوراي اسلامي دارند.
اين را هم بگويم که به اعتقاد ما بين صهيونيستها و يهوديها فرق است هر چند يك صهيونيست ميگويد كه يهودي است. مثلا طالبان در افغانستان نماينده اسلام محسوب نميشوند. همانطور كه فاشيسم و نازيسم علي رغم ادعاي مسيحي بودنشان برابر با مسيحيت نيستند و همينطور صهيونيست با يهوديت همتراز نيست. ما صهيونيسم را مثل فاشيسم و نازيسم حزب و جرياني جنايتکار ميدانيم در حالي که يهوديت و مسيحيت را اديان الهي ميشناسيم و براي پيروان واقعي آنها احترام زيادي قائل هستيم.
ما از حق خواهران روحاني براي تحصيل در ايران حمايت ميكنيم و توقع داريم شما نيز از حقوق زنان مسلمان در جوامع مسيحي حمايت كنيد. در يونان فيلمي اهانت آميز عليه حضرت عيسي مسيح(ع) به نمايش گذاشته شد كه ما در ايران به اكران اين فيلم اعتراض كرديم. در ايران توهين به پيامبران و به ويژه حضرت عيسي(ع) و حضرت مريم(س) جرم و توهين به اسلام محسوب ميشود. اين باور ما است.
مادر روحاني: موضع شما از مواضع بسياري از مسيحيان و حتي ارتدكسهاي يونان بهتر بود زيرا اغلب ارتدكسها متوجه اين بي حرمتي نشدند؛ از اين جهت شما يك مسيحي واقعي هستيد. حتي يكي از هنرپيشههاي اين فيلم نيز ارتدكس بود. من از ملاقات و گفتگو با شما خوشحال شدم و از جنابعالي براي بازديد و گفتگو به كليساي ارتدكس دعوت ميكنم.
در پايان، دكتر قديري يك جلد قرآن و يك لوح فشرده حاوي فيلم مريم مقدس اهدا نمود كه مورد استقبال راهبه ارتدكس مذكور قرار گرفت.