تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

نامه ۵ دانشجوی آزاد شده پلی تکنیک به انجمن دفاع از حقوق زندانیان، کمیسیون حقوق بشر اسلامی و کانون مدافعان حقوق بشر

نوشته شده : شنبه ۲۷م مرداد ۱۳۸۶ @ ۶:۱۸ ب.ظ، در رسته های : خبر، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

جمعی از دانشجویان آزاد شده دانشگاه امیرکبیر از سه سازمان غیردولتی کمیسیون حقوق بشر اسلامی، انجمن دفاع از حقوق زندانیان و کانون مدافعان حقوق بشر خواستند نسبت به اعمال شکنجه های غیرانسانی بر دانشجویان بازداشت شده رسیدگی نمایند.

در پی توزیع ۴ نشریه جعلی و موهن در اردیبهشت ماه سال جاری در دانشگاه امیرکبیر، ۸ تن از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شدند. پس از گذشت دو ماه از بازداشت این دانشجویان، در حالی که رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی خبر از اعتراف این دانشجویان مبنی بر دست داشتن در تهیه و توزیع نشریات موهن می دادند، اخبار نگران کننده ای مبنی بر احتمال شکنجه این دانشجویان به گوش رسید. پس از اولین ملاقات خانواده دانشجویان بازداشت شده با فرزندانشان مشخص شد، ۸ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شدیدترین فشارها و شکنجه ها قرار گرفته اند.

اوایل مردادماه ۵ تن از این افراد به قید وثیقه آزاد شدند. هم زمان با آزادی مجید شیخ پور، عباس حکیم زاده، علی صابری، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور، خانواده سه دانشجوی دیگر، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری با ارسال نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، اقدام به افشاگری در خصوص شکنجه های غیر انسانی اعمال شده بر دانشجویان نمودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر هفته گذشته جمعی از دانشجویان آزاد شده با ارسال نامه های جداگانه برای سه سازمان غیر دولتی کمیسیون حقوق بشر اسلامی، انجمن دفاع از حقوق زندانیان و کانون مدافعان حقوق بشر با تایید آن چه در نامه خانواده سه دانشجوی بازداشتی آمده، جزئیات بیشتری از شکنجه های اعمال شده بر دانشجویان را ذکر نمودند.

در نامه دانشجویان آزاد شده که خطاب به عمادالدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، شیرین عبادی، دبیر کانون مدافعان حقوق بشر و ضیائی فر دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی، نوشته شده آمده است: «اینجانبان در طول مدت بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد انواع و اقسام آزار و اذیت ها و شکنجه های غیر انسانی قرار گرفتیم تا به دروغ به کار ناکرده اعتراف کنیم.»

۵ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در ادامه به شرح جزئیات فشارهای وارده بر آن ها در طول مدت بازداشت اشاره نموده و در پایان این نامه آورده اند: «کلیه موارد فوق نقض بارز و آشکار قانون حقوق شهروندی و دیگر قوانین قضایی و جزائی جمهوری اسلامی در خصوص حقوق متهم بوده و مصداق بارز زیر پا گذاشتن اصول مسلم انسانی است. ما دانشجویان از جنابعالی درخواست می کنیم نسبت به رسیدگی به این مسئله اقدام نموده و تلاش لازم را جهت آزادی ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی که همچنان در بند هستند و مورد لطمات و صدمات فراوان روحی و جسمی قرار گرفته اند مبذول فرمایید.»

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 18:42 |

شیرین عبادی: امنیت چه کسی با یک امضا به خطر می افتد؟

استدلال دادگاه مبنی بر امنیتی قلمداد کردن جمع آوری امضا یک استدلال غیر حقوقی و نادرست است

شنبه27 مرداد 1386

از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا تا کنون، فعالان کمپین یک میلیون امضا بارها حین جمع آوری امضا بازداشت، زندانی و دادگاهی شدند و یا مورد تهدید و یا تذکر قرار گرفته اند. زینب پیغمبرزاده در مترو( آذرماه 1385)، نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی در مترو(دی ماه 1385)، ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده در پارک لاله (فروردین 1386) و مورد اخیر امیر یعقوبعلی در پارک اندیشه ( تیرماه 1386) بازداشت و زندانی شدند. اخیرا نخستین دادگاه دو تن از فعالان کمپین برگزار و رای به محکومیت آنان صادرشده است. نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی بر اساس حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغاتی علیه نظام محکوم شدند.صدور حکم برای فعالان کمپین درحالی صورت می گیرد که بارها برقانونی بودن و مسالمت آمیز بودن جمع آوری امضا به عنوان شیوه ای مدنی تاکید شده است. دراین باره گفتگویی داشتیم با شیرین عبادی که در زیر می خوانید:

- خانم عبادی همان طور که در جریان هستید اخیرا دادگاه دو تن از فعالان کمپین که هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده بودند برگزار و دادگاه رای به محکومیت آنان داد. به نظر شما صدور این حکم به لحاظ قانونی با چه توجیهی صورت گرفته است ؟

- در ابتدا می خواهم به عنوان مقدمه بگویم که کمپین مسالمت آمیز ترین شیوه بیان خواسته ای مدنی است و اگر دستگاهی نتواند این شیوه مسالمت آمیز را تحمل کند نشان از آن دارد که درجه ی تعامل و تحملش بسیار پایین است. بنابراین وقتی کسی هنگام جمع آوری امضا برای کمپین دستگیر می شود و اتهام او در دادگاه اتهامی امنیتی عنوان می شود جای یک پرسش دارد. باید پرسید: امنیت چه کسی با یک امضا به خطر می افتد ؟ آیا خدایی ناکرده رئیس دادگاه بر این اعتقاد است که امنیت کشور آنقدر ضعیف است که با جمع آوری ده، پانزده امضا به مخاطره می افتد آن هم امضایی که مربوط به خواست های مدنی از جمله تعدد زوجات و برابری دیه ...است؟ بنابراین می شود بدرستی فهمید که استدلال دادگاه مبنی بر امینیتی قلمداد کردن جمع آوری امضا یک استدلال غیر حقوقی و نادرست است .

- چطور می شود در یک نظام قضایی که مبنای آن عمل بر اساس قانون است، غیرحقوقی عمل کرد؟

- باید بگویم که ای کاش هرحکمی که توسط یک دادگاه صادر می شد، منطبق با قوانین بود ولیکن چنین نیست. اساسا فلسفه ی دو مرحله ای بودن دادرسی نیز از همین جا سرچشمه می گیرد که یک قاضی اگر استنباطش غلط باشد دادگاه های بالاتر بتوانند آن را تصحیح کنند. براین اساس، باید به طور قاطع بگویم که استدلال دادگاه در حقیقت برداشت نادرستی از قانون است و قاضی صادرکننده حکم بایستی که یک بار دیگر راجع به مفهوم امنیت بیاندیشد و اعلام کند که آیا امنیت یک کشور 70 میلیونی که حدود 29 سال هم از انقلابش می گذرد، آنقدر ضعیف شده است که با جمع آوری تعدادی امضا در خصوص مسائل مدنی به مخاطره خواهد افتاد ؟

- برخی براین باورند که فشارهایی این چنین بر فعالان کمپین یک میلیون امضا به منظور ایجاد رعب و وحشت و محدود کردن دامنه عمل کمپین و ممانعت از گسترش خواسته های مطرح شده در آن صورت می گیرد...

- خیلی طبیعی است که انسان نباید در دام هایی که در راهش گسترده می شود پا بگذارد. شما وقتی عنوان می کنید که ممکن است هدف از صدور چنین احکامی ایجاد رعب و وحشت در جامعه باشد، من در پاسخ می گویم که جامعه نبایستی دچار رعب و وحشت بشود. با عقلانیت می توان به این نکته رسید که این گونه افراد می توانند و باید از حمایت قانونی برخوردار باشند . دادگاه تجدید نظر باید این حکم را بشکند و بایستی برای این سوال من یک جواب منطقی پیدا کنند و بگویند آیا امنیت این کشور 70 میلیونی اینقدر ضعیف است که با جمع آوری چند امضا به مخاطره بیافتد ؟

- خب ، اگر بگویند آری چه ؟ اگر بگویند جمع آوری امضا امنیت را به خطر می اندازد چه باید کرد؟ آیا باید سرسپرد و یک اقدام قانونی و مدنی چون جمع آوری امضا را غیرقانونی محسوب کرد؟

- فکر نمی کنم هیچکس که داعیه طرفداری از حکومت را دارد بخواهد این حرف را بزند. اگر کسی چنین استدلال کند که بله جمع آوری چند امضا امنیت را به مخاطره می اندازد در حقیقت به نظام جمهوری اسلامی توهین کرده است و نظام جمهوری را آنقدر سست اعلام کرده که فکر می کند با جمع آوری چند امضا امنیت به مخاطره می افتد، به نظر من کسی که این فکر را اشاعه می دهد و براساس این فکر رای صادر می کند خود مجرم است و اتهام او تشویش اذهان عمومی است زیرا این فکر را به مردم القا می کند که در کشور امنیت نیست و ضریب امنیت آنقدر پایین است که با چند امضا به مخاطره می افتد دو به این طریق است که اذهان عمومی مشوش می شوند. خود این حکم، صادر کننده این حکم تشویش اذهان عمومی کرده است.

- یکی از اعتراضات قانونی به صدور حکم های از این دست رجوع به دادگاه تجدید نظر است، راهکارهای دیگری در قانون پیش بینی شده است

- در داخل کشور ، اولین و فوری ترین راه قانونی مراجعه به دادگاه تجدید نظر است که در قانون آئین دادرسی کیفری پیش بینی شده، راه های دیگری از جمله مراجعه به دادستان کل هم وجود دارد. و همچنین شکایت انتظامی از قاضی براین اساس که بدرستی و عادلانه رای نداده است. اما در خارج کشور از طریق شورای حقوق بشر و کمیساریای عالی حقوق بشر به این مسئله می توان رسیدگی کرد و من در همین مقوله تقریبا حدود 40 روز قبل نامه ای نوشتم به خانم لوئیز آربور و در خواست کردم که یک گزارشگر موضوعی حقوق زن به ایران بیاید و موضوع را بررسی کند ببیند که آیا اگر زنی بگوید من دوست ندارم هوو سرم بیاید امنیت ملی را صدمه می زند؟ آیا اگر دختری بگوید من همان حقوقی را می خواهم که برادرم دارد باعث می شود که دشمن به کشورم حمله کند ؟ و بسیاری سوالات دیگر که ما از روسای محاکم که همکاران ما را محاکمه کردند پرسیدیم و پاسخی نشنیدیم و حالا خواهش می کنیم که گزارش گر سازمان ملل متحد بیاید و این سوالات را مطرح کند شاید به او جواب بدهند . بنابراین می خواهم بگویم راه بسیار وجود دارد و ما همه راه های قانونی را خواهیم رفت.

- سپاسگذاریم . امیداوریم که قضات ما برای پرسش منطقی شما جوابی منطقی داشته باشند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:33 |



گفتگو با يكی از بازماندگان ميكونوس، در سالگرد آن ترور



ميكونوس

ننگی كه با هيچ رنگي

از دامان ج. ا پاك نشد

از سپتامبر1992 اكنون 12 سال می گذرد. در آن سپتامبر، وحشيانه ترين ترور سياسی در شهر برلين آلمان روی داد كه طی آن رهبر حزب دمكرات كردستان ايران و تعدادی ديگر از فعالان سياسی فارس و كرد ايرانی ناجوانمردانه كشته شدند. ترور در رستوران ايرانی ميكونوس انجام شد. از جمع كسانی كه از آن ترور جان بسلامت بردند يكی هم "اسفنديارصادق زاده" است. از زندانيان سياسی زمان شاه و فعالان و كادرهای حزب توده ايران در سالهای پس از انقلاب 57.

آنچه را در ادامه ميخوانيد، گفتگوئی است كه بمناسبت 17 سپتامبر(سالروز ترور ميكونوس) با وی انجام شده و برای انتشار دراختيار پيك نت قرار گرفته است. در ابتدای اين گفتگو، صادق زاده می گويد:

ترور دكتر صادق شرفكندی دبيركل وقت حزب دمكرات كردستان ايران و همراهانش يكی از جنايتكارانه ترين و درعين حال ناجوانمردانه ترين ترورهای سياسی بود. عمق اين فاجعه به حدی است كه فراموشی آن برای همگان ناممكن است، چه رسد به كسانی كه شاهد مستقيم اين جنايت بودند.

ابعاد سياسی اين جنايت آنجا مشخص می شود كه بدانيم رهبران وقت حزب دمكرات كردستان ايران كه در خارج از كشور ترور شدند(به شمول دبيركل اسبق اين حزب "عبدالرحمان قاسملو كه در وين پايتخت اطريش و بر سر ميز مذاكره با فرستادگان سپاه و رياست جمهوری وقت" هاشمی رفسنجانی” ترور شد) از سياست گفتگو و حل مسالمت آميز مسئله كردستان دفاع می كردند و روش های غير خشونت آميز را به سياست حزب دمكرات كردستان ايران تبديل كرده بودند. سياستی كه می توانست به حفظ وحدت ملی ايران كمك كند و برای كردستان ايران آينده ای متفاوت با كردستان عراق را رقم بزند.

اين كه چه افرای و به فرمان چه كسانی دست به اين ترور زدند، امروز برای دولت آلمان دقيقا مشخص است و برای اپوزيسيون كرد و فارس جمهوری اسلامی نيز، صرفنظر از پيچيدگی های امنيتی مسئله، تقريبا و در اساس روشن است. مقامات قضائی و امنيتی آلمان، برخلاف دولتمردان و مسئولان قضائی و امنيتی فرانسه و اطريش، اين ترور را تا پايان دنبال كردند و با جسارتی كم نظير نتايج محاكمه و حكم نيز، بی اعتناء به همه فشارهای سياسی و اقتصادی جمهوری اسلامی اعلام شد. همانگونه كه لوح يادبود قربانيان ترور، بی اعتناء به شعبده بازی های شهردارتهران، كه ازياران عاملين ترور ميكونوس است، بر سر در رستورانی كه اين ترور در آن انجام شد نصب شد: رستوران ميكونوس!

در حكم دادگاه آلمان نام رهبر(علی خامنه اي)، رئيس جمهور وقت(هاشمی رفسنجانی كه پس از ترور در مصاحبه ای آن را نتيجه اختلافات گروهی و درون سازمانی اعلام داشت) ، وزيرخارجه(علی اكبر ولايتی كه پس از 8 سال جنبش اصلاحات می خواهد رئيس جمهور دوران ضد اصلاحات شود) و وزير اطلاعات وامنيت وقت(علی فلاحيان كه عضو خبرگان رهبری و از هدايت كنندگان سازمان امنيت موازی است) با صراحت و بعنوان كميته صدور فرمان ترور اعلام شد و اين يك بدعت كم نظير از استقلال قوه قضائيه از قوه مجريه بود. قوه ای كه می توانست زيرفشار اقتصادي- سياسی جمهوری اسلامی قرار گيرد و قرار نيز گرفته بود.

اين كه چه كسانی دستور دادند و چه كسانی مجری بودند ديگر دارای چنان اهميتی نيست كه اصل حادثه، يعنی ترور و نتايج آن بعنوان يك رويكرد و سياست حكومتی طی 25 سال گذشته اهميت دارد. رويكردی كه بموجب آن پاسخ حق طلبی و طرفداری از زندگی شرافتمندانه گلوله است. البته اين رشته سر دراز دارد و ريشه های آن را بايد در ترورهای سياسی – در داخل و يا خارج از كشور- در حاكميت و يا در اپوزيسيون و اعدام ها و قتل عام 67 دنبال كرد. در اين ميان، ساده انديشی است اگر بر اين گمان نيز انگشت نگذاريم كه دست قدرت های خارجی نيز در كنار حاكميت و در هدايت اين مسير عمل كرده و همچنان می كند. همچنان كه ديديم در حمله عراق به ايران و در ادامه خانمان برانداز جنگ با عراق عمل كرد.

من به عنوان يكی از جان بدر بردگان اين ترور وحشيانه، هميشه با قربانيان آن احساس همدردی داشته و دارم؛ درعين حال كه ميدانم مردم ايران هزاران بار تلخ تر و گرنبارتر از اين حوادث را داشته و پشت سر گذاشته اند. من تصور می كنم تحمل زندگی جهنمی كنونی در ايران خود جنايتی مستمر و ترور بی وقفه شخصيت و هويت ملی ايرانی هاست.

درباره ماجرای اين ترور بسيار گفته و نوشته اند، شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه من هم به سهم خود و بعنوان يك شاهد اين ترور نكاتی را به دانسته ها اضافه كنم.

بين ساعت های 7 و 8 بعد از ظهر 17 سپتامبر برای ديدن " عزيرطبيب غفاری” دوست قديمی ام و صاحب رستوران ميكونوس رفتم. دوستی ما به سالهای پيش از انقلاب بر می گردد كه هر دو زندانی رژيم شاه بوديم. اغلب به ديدار عزيز می رفتم و روز حادثه نيز يكی از اين ديدارها بود.

- روز حادثه هم اتفاقی آنجا رفتيد و يا از قبل می دانستيد آنجا جلسه است؟

- اغلب وقتی ديدار و جلسه ای بود عزيز من را هم خبر می كرد و می گفت اگر دوست داری بيا. من مدت ها بود كه دراين جلسات شركت نمی كردم زيرا حرف ها تكراری بود و بی حاصل. آنشب هم نمی دانستم آنجا جلسه است، عزيز هم با اين محاسبه كه من ديگر علاقه ای به اين نوع جلسات ندارم و يا شايد طبق قراری كه با ميهمانان داشت چيزی نگفته بود. من اتفاقی آنجا رفتم كه عزيز را ببينم. وقتی وارد شدم عزيز كمی نگران بنظر می رسيد. گفت امشب ميهمان های مهمی دارم و متاسفانه آشپز رستوران نيآمده است، بيا داخل آشپزخانه كه كمك كنی. مشكل او مشكل من بود، زيرا همانطور كه گفتم ما دوستان قديمی بوديم. با هم مشغول درست كردن غذا شديم. درحال غذا درست كردن عزيز گفت كه ميهمانان كيستند. گفت تعدادی از رهبران حزب دمكرات كردستان ايران امشب اينجا ميهمان هستند. پس از مدتی ميهمانان آمدند و عزيز گفت: اگر دوست داشته باشی می توانی بيائی در سالن و به جمع بپيوندی.

- ميهمانان كه ظاهرا با هم گفتگو و ديدار سياسی داشتند چگونه شما را در جمع خودشان پذيرفتند؟

- وقتی عزيز به من پيشنهاد رفتن به سالن و پيوستن به جمع را كرد برای مدتی سكوت كردم و سپس موافقت مشروطه خودم را اعلام كردم و گفتم از آنها هم بپرس و ببين برايشان مسئله ای نيست اگر من هم در جمع شركت كنم؟ عزيز رفت و در نوبت بعدی كه به داخل آشپزخانه بازگشت تا غذا ها را ببرد گفت كه ميهمانان موافقت كرده اند.

غذا كه آماده شد، اين بار من هم به همراه عزيز رفتم به سالن و اتاق مخصوصی كه ميهمانان در آنجا نشسته بودند. اين اتاق مُشرف به يك پارك بود كه به بيرون كاملا ديد داشت. ابتدا من را به دكتر شرفكندی معرفی كرد و بعد به ديگران. شرفكندی خيلی گرم برخورد كرد و پس از ماچ و بوسه ای صميمانه من را كنار خودش نشاند. صورت نجيب و دوست داشتنی او بسيار به دلم نشست. اين نخستين بار بود كه شرفكندی را می ديدم. از گذشته فعاليت های سياسی من و دوران زندانم در زمان شاه پرسيد. گفتم كه با تعدادی از زندانيان سياسی كرد هم بند بوده ام. فورا پرسيد: با چه كساني؟ برايش گفتم كه با عبدالله عزت پور و غنی بلوريان دريك بند بوده ام. گل از گل شرفكندی شكفت. انگار يك آشنای قديمی را يافته است. برای من هم اين ديدار آنقدر جذاب بود كه زمان را فراموش كرده بودم، تا وقتی كه عزيز آمد و گفت شام حاضر است و برای آوردن آن به سر ميز از من تقاضای كمك كرد. با هم رفتيم به آشپزخانه. وقتی انتقال غذا از آشپزخانه به اتاق ميهمانان تمام شد و من از آشپزخانه خارج شدم، متوجه شدم صندلی من در كنار شرفكندی را نوری دهكردی پر كرده است. در همان رديف يك صندلی خالی در آخر رديف خالی بود كه من با اشاره عزيز رفتم آنجا نشستم. صرف غذا شروع شد. از جمعی كه من آنها را می شناختم، زنده ياد "نوری دهكردی” بود كه قبلا چند بار او را در جلسات مختلف ديده بودم، پرويز دستمالچی كه او را هم در همين نوع جلسات ديده بودم و بالاخره مسعود ميرراشد، كه او را هم چند بار در رستوران ميكونوس ديده بودم.

- هيچ گفته ای از آن ديدار شبانه از دكتر شرفكندی بخاطر نداريد؟

- چرا. وقتی عزيز من را به دكتر شرفكندی معرفی كرد او گفت: قرار بود اين نشست فردا شب در اينجا تشكيل شود، اما چون ما فرداشب در شهر كلن يك جلسه داريم، ميهمانی و ديدار را يكشب جلو انداختيم. شايد به همين دليل، يعنی يك شب جلو افتادن اين ديدار بود كه عزيز و نوری دهكردی تا هنگام شام به افراد مختلف تلفن می كردند و جلو افتادن زمان اين ديدار را اطلاع می دادند و به آنها اطلاع می دادند كه اگر بخواهند می توانند به رستوران بيآيند. حتی يكبار به خود من گفتند با اتومبيل عزيز برو دنبال عبدالله عزت پور، زيرا دكتر بايد حتما او را امشب ببيند، كه البته اين برنامه بعدا منتفی شد.

- شما كه زندانی سياسی شاه بوديد و اهميت مسائل امنيتی را می دانستيد، چرا آنشب توصيه نكرديد احتياط كنند؟

- راستش از همان ابتدا معرفی خودم به دكتر شرفكندی تا لحظه ای كه تروريست ها وارد رستوران شدند به همين مسئله فكر می كردم. به اينكه رهبران يك حزب درحال مبارزه و درگيری مسلحانه با جمهوری اسلامی چرا و چگونه است كه اينگونه بی پروا در يك جلسه و در رستورانی كه هركس مجاز است وارد آن شود شركت می كنند. پيش خودم مسئله را اينطور حدس زده بودم كه حتما پليس آلمان درجريان است و رستوران را محافظت می كند. حتی، با توجه به تجربه كارهای سياسی خودم فكر می كردم، اگر آنها خودشان به پليس آلمان نگفته باشند در اين محل جمع می شوند، تور امنيتی پليس آلمان خود به خود آنها را در برگرفته است.

- به ياد داريد كه محور گفتگوها چه بود؟

- بحث های آنشب عمدتا بر محور مشكلات اجتماعی و نوع برخورد حاكميت با مردم و خصوصا موضع حزب دمكرات كردستان در برابر جمهوری اسلامی دور می زد. شرفكندی روی وحدت ملی و نوعی خودمختاری برای مليت های ايران و دمكراسی در كل ايران تاكيد داشت. برای من جالب ترين بخش اين بحث ها، استدلال هائی بود كه شرفكندی پيرامون ضرورت استفاده از روش های مسالمت آميز و رسيدن به نوعی گفتگو و نفی شيوه های قهرآميز می كرد.

- تروريست ها چه زمانی وارد رستوران شدند و شما چه وقت متوجه حضور آنها شديد؟

- حدود ساعت يازه شب آن ها وارد شدند. من درحاليكه گوشم به حرف ها بود، در بشقاب غذای خودم با تكه آخر غذا بازی می كردم كه ناگهان چند پوكه فشنگ در بشقاب من افتاد. وحشت زده سرم را بلند كردم. مردی با نقاب و مسلسل بدست در برابر شرفكندی ايستاده بود و پوكه ها از مسلسل او به پرواز در آمده بودند. ناخود آگاه خودم را به همراه كنار دستی ام به زير ميز پرت كردم. در همين لحظات صدای تك تير شنيدم و پاهای افرادی را ديدم كه بسرعت از اتاق خارج می شدند. بمحض خروج آنها ازاتاق، از زيز ميز بيرون آمدم. دو نفر از چهارنفری كه در سمت مقابل نشسته بودند روی زمين افتاده بودند و عزير هم تلولو خوران درحال افتادن روی زمين بود. دكتر شرفكندی در حاليكه نفسی نداشت، دسته صندلی مانع افتادنش به روی زمين بود. دهكری با سينه روی ميز افتاده بود و صدائی شبيه "خُرخُر" از گلوی او خارج می شد. من فقط توانستم عزيز را كه تلوتلو می خورد بغل كرده و به طرف در رستوران بكشم تا بلكه او را به بيمارستان برسانم. در همين كشاكش بودم كه پلس وارد رستوران شد و به همه كسانی كه زنده بودند فرمان داد دستها را بالا ببرند. پليس از قربانيان می خواست دستهايشان را بالا ببرند، عاملين ترور رفته بودند.

- تحقيقات در همان محل شروع شد؟

- تحقيقات و بازجوئی ها در روزها و هفته های بعد دنبال شد. شاهدان به شعب و سازمان های مختلف فراخوانده شدند تا مشاهدات خود را بگويند و به سئوالات پاسخ بدهند. پليس آلمان بيش از هر چيز دنبال شناسائی چهره تروريست ها بود. تصاوير مختلفی را به من نشان دادند و از روی نشان هائی كه شاهدان جنايت داده بودند تصاويری تهيه شده بود كه به من هم نشان دادند. حتی تائيد تقريبی چهره ها نيز برای پليس خيلی مهم بود و نمی خواست زمان از دست برود. شناسائی آن كسی كه مسلسل بدست داشت و من او را در برابر شرفكندی ديده بودم برای پليس آلمان در اولويت قرار داشت. پس از مدتی پلس اعلام كرد كه شخصی را در رابطه با ترور ميكونوس دستگير كرده است. متعاقب آن من و شاهدان ديگر جنايت را برای شناسائی چهره فرد مسلسل بدست به مركز پليس جنائی آلمان در حوالی شهر كلن بردند. قبل از اينكه ما را بعنوان شاهدان ماجرا به سالنی ويژه برای شناسائی فرد دستگير شده ببرند، يكی از شاهدان و زنده ماندگان آن شب خونين اطلاع داد كه فرد دستگير شده عرب است و لبنانی. اين اطلاعاتی بود كه او از مترجم بدست آورده بود. همان شاهد پيشنهاد كرد كه همگی بگوئيم اين همان كسی است كه مسلسل در دست داشته. من در جواب گفتم: ما را برای آنچه كه در رستوران ديديم به اينجا آورده اند و نه آنچه زائيده تخيلات ماست و يا مترجم گفته است. اتفاقا، بعدها معلوم شد كسی كه در ابتدا دستگير شده بود آن فرد مسلسل بدست مورد نظر پليس نبوده است. فرد دستگير شده "يوسف امين" بود كه در شب ترور، نقش نگهبان جلوی در ورودی رستوران را داشته و هيچكدام از ما او را نديده بوديم. من اين توضيح آخر را به اين جهت دادم كه تاكيد كنم اغلب زنده ماندگان آن شب نتوانستند كمك شايانی به پروسه شناسائی تروريست ها و تشكيل دادگاه ميكونوس كنند. حتی عقيده دارم كه كار ديگران را هم مقداری دشوار كردند. پس از سالها تحقيق و تلاش، سرانجام پليس آلمان پرونده را تكميل كرده و به دادگاه ارجاع داد.

- بالاخره آن مسلسل بدست شناسائی شد؟

- تقريبا همه دست اندركاران آن ترور دستگير شدند، جز فردی كه مسلسل بدست داشت. يعنی همان كسی كه در آنشب همه را به رگبار مسلسل بست. او ايرانی و عامل مستقيم ترور بود كه در همان ساعات اوليه با پاسپورت ديپلماتيك از آلمان خارج شد. اخيرا در يكی از سايت های اينترنتی كه فكر می كنم "پيك نت" بود خواندم كه نام وی سيد جمال الدين جهرمی است. همين سايت بخشی از سوابق او را منتشر كرده و نوشته بود كه می خواهند از جهرم او را به مجلس هفتم ببرند. او بعد از انقلاب در شهر جهرم، همراه با چند نفری كه مانند خود او بودند يك گروه درست كرده بودند كه معروف به گروه "قناتی” ها بود. امام جمعه شهرجهرم نيز با آنها همكاری داشت. آنها افراد موثر درانقلاب 57 را می كشتند و در چاه های اطراف جهرم می انداختند و به همين دليل هم معروف شده بودند به گروه قناتی ها.

- ارزيابی شما از دادگاه ميكونوس چيست؟

- روند دادگاه به گواهی همه حقوقدان ها بی طرفانه و درعين حال متعهد به احقاق حق بود. شايد از اين نظر بتوان گفت دادگاهی بود كم نظير كه عليرغم همه فشارهای سياسی وظيفه قضائی خود را به نحو شايسته ای انجام داد و نمونه ای از قضاوت مستقل از حكومت را درتاريخ قضائی آلمان از خود بر جای گذاشت.

- درباره شخصيت استوار رئيس قضات خيلی چيزها گفته اند.

- بله. اين يك واقعيت است.

- فشارهای حكومت ايران؟

- آنچه كه مربوط به زمامداران وقت جمهوری اسلامی در ارتباط با ترور ميكونوس و دادگاه آن است، امر پوشيده ای نيست. آن ها از همان روش های قبلی خود برای فشارهای اقتصادی و سياسی به دولت آلمان استفاده كردند و حتی دست به گروگان گيری يك تاجر آلمانی در تهران زدند كه فكر می كنم نامش "هوفر" بود. اين همان روشی است كه آنها در لبنان هم بارها از آن استفاده كرده اند. بنابراين ذكر كارشكنی های جمهوری اسلامی برای جلوگيری از روند عادی و قضائی دادگاه ميكونوس چندان ضرورتی ندارد. بالاخره آن ها هم در ايران می دانستند كه ادامه اين دادگاه به حكمی ختم خواهد شد كه نام رهبران وقت جمهوری اسلامی در آن مطرح خواهد بود. طبيعی بود كه از هيچ امكانی برای جلوگيری از ادامه كار دادگاه صرفنظر نكنند.

درباره ايرانيان خارج از كشور هم بنظر من اطلاعات نادرستی كه اغلب در جريان تحقيقات پليس منتشر كردند و يا در اختيار پليس گذاشتند مقداری كار تكميل پرونده و ارجاع آن به دادگاه را با تاخير روبرو كرد. حتی در طول دادگاه هم اين وضع تا حدودی ادامه داشت و به همين دليل دادگاه آن همه طولانی شد. بعنوان مثال وارد شدن سازمان مجاهدين خلق به اين ماجرا بود. ماجرائی كه اصلا ارتباطی به سازمان مذكور نداشت و آنها صرفا برای تبليغات سازمانی خود وارد اين ماجرا شده بودند. دادگاه خيلی دقيق و زمان بندی شده همه افرادی را كه نامشان به نوعی در پرونده ذكر شده بود به دادگاه احضار كرد تا برگی در آن پرونده ناخوانده نماند.

پیک نیت

2004/9/13

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 13:25 |



معرفی تعدادی از زندانها و بازداشتگاههای اطلاعات در تهران


. زندانها

الف) زندان اوین:

بند 209: که توسط وزارت اطلاعات اداره می شود و به بند اطلاعات معروف است، و همواره مملو است از افرادی که به اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت، شرکت در تجمعات و تحصنها و.. در سلول انفرادی زیر فشار بازجویی قرار دارند. افرادی که با عنوان بازداشت موقت در شرایطی کاملا غیر انسانی نگهداری شده و در سلولهایی تک نفره از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم هستند.

بند 325( بند 2- الف): که متولی آن تشکیلات سپاه پاسداران است و تعدادی زندانی سیاسی را در خود جای داده ، به طوریکه این افراد در سلولهای انفرادی برای مدتهای طولانی نگهداری شده و ماههاست رنگ آفتاب را ندیده اند ( اکبر گنجی اخیرا در همین بند نگهداری میشد)

بند240: که زیر نظر سازمان زندانها اداره میشود. در این بند تعدادی از زندانیان عادی که در بندهای عمومی شرارت کرده اند نگهداری میشوند که شامل تعداد زیادی سلول انفرادی بوده و شرایط نگهداری بسیار غیر بهداشتی می باشد. اما در مقاطع مختلف بسیاری از فعالان سیاسی دانشجویی پس از بازداشت به این بند منتقل شده و مدت بازداشت موقت خود را درشرایط بسیار نامساعد این بند گذرانده اند. در گذشته و به خصوص دهه ی 60 نیز این بند محل نگهداری بسیاری از زندانیان سیاسی بوده است.

بند350 ( موسوم به بند کارگری): در این بند قریب به 20 زندانی سیاسی- امنیتی نگهداری میشوند. این بند در طی ماههای گذشته عنوان بند زندانی سیاسی را به خود گرفته است .

اندرزگاه 7: سالنهای 4و5و6: تعدادی از محکومین سیاسی مانند حمید پورمند( کشیش) در آن نگهداری میشوند.

ب) زندان رجایی شهر:
یکی از تبعید گاههی حکومت میباشد که در طبقه بندی زندانها محل نگهداری قاتلین و اشرار خطرناک میباشد با این حال در طی چند سال گذشته بسیاری از محکومین سیاسی برای گذراندن دوران حبس خود به این زندان منتقل گشته اند. در حال حاضر حدود 10 زندانی سیاسی در اندرزگاهها و بندهای مختلف این زندان از قبیل بند 1، بند موسوم به فرهنگی، بند6، اندرزگاه 2 و ... نگهداری میشوند.

ج) زندان قزل حصار:
این زندان نیز همچون زندان رجایی شهر در زمره زندانهایی است که محل نگهداری جرایم خطرناک میباشد. با این وجود در حال حاضر یک وبلاگ نویس (مجتبی سمیع نژاد) در این زندان دوران محکومیت خود را سپری میکند.( افشین زارعی دیگر وبلاگ نویس زندانی که چندی پیش از زندان آزاد شد نیز در همین زندان دوران محومیت خود را گذراند)

2. بازداشتگاهها:
دستگاه امنیتی برای گریز از جوابگویی ، تعداد زیادی از فعالان سیاسی، شامل خبر نگاران و اربابان جراید، کارگران مبارز، زنان،روحانبون و دگر اندیشان و دانشجویان و.. را در بازداشتگاههای مختلف در گوشه و کنار شهر تهران به اسارت میکشاند تا پیگیری سرنوشت آنان مقدور نباشد.
ضمن اینکه در این بازداشتگاهها گاهی افرادی هستند که قریب به 2 سال در آنجا به طور مخفیانه نگهداری شده و کسی از سرنوشت آنان خبر ندارد.

الف) بازداشتگاه مرصاد واقع در زیر پل کالج
ب) بازداشتگاه 59 سپاه واقع در پادگان عشرت آباد
پ)بازداشتگاه 64واقع در 30 متری جی(0 پادگان جی)
ت) بازداشتگاه36 واقع در چهار راه فاطمی ( متعلق به حفاظت اطلاعات سازمان قضایی نیروهای مسلح)
ث) بازداششتگاه 66 متعلق به سپاه( وقع در قصر فیروزه)
ج) بازداشتگاه معروف به کلوپ آمریکایی
چ)بازداشتگاه سئول واقع در خیابان سئول
ح)بازداشتگاه عبدالله انصاری واقع در اتوبان همت شرقی
خ) بازداشتگاه مطهری واقع در زیر زمین گذرنامه ناجا
د) بازداشتگاه فرودگاه واقع در محوطه فرودگاه مهر آباد( بخش نظامی)
ذ)بازداشتگاه امام زمان واقع در پشت پارک طالقانی ،پشت ایستگاه مترو میرداماد
ر)بازداشتگاه اطلاعات( واحد پیگیری وزارت اطلاعات) چهارراه ولی عصر ، خیابان مظفری(صبا)
ز) بازداشتگاه ارتش واع در اکثر پادگانهای ارتشی که بوسیله حفاظت اطلاعات ارتش و سپاه اداره میشود و تمامی آنها خارج از حیطه ی نظارتی سازمان زندانها میباشد.
علت پراکندگی نیز این است که آمار واقعی تعداد زندانیان سیاسی بر کسی روشن نشود.

این تنها گوشه ای از بازداشتگاهها و زندانهایی است که به صورت قانونی و غیر قانونی بسیاری از فعالان سیاسی را نگهداری میکنند.


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahgoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com


23 April 2006 11:00 AM
www.peshmergekan.com

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:54 |

وقتی همه همدل شویم

محبوبه کرمی

سه شنبه23 مرداد 1386

چها رشنبه 17 مرداد وقتی خبر آزادی امیریعقوب علی وسایر دانشجویان زندانی را شنیدم به شتاب به مقابل در زندان اوین رفتم .همه دوستان وآشنایان گل وشیرینی به دست منتظر دیدار با یارانشان بودند واین انتظار 4 ساعت طول کشید ودر ساعت 8 شب اعلام کردند که دانشجویان را با یک ماشین از اوین خارج کرده ودرمیادین اطراف اوین آزاد کرده اند، یکی را نزدیک دشت بهشت، دیگری در میدان تجریش ویکی دیگر در میدان کاج ومیدان سرو واینگونه آنها را به شکل پراکنده و متفرق آزاد کردند تا به صورت عملی به آنها آموزش دهند که دیگر در هیچ نقطه ای از این کشور با یکدیگر یکجا جمع نشوند وسعی کنند همواره تنها باشند واز هرگونه تجمع نیز دوری گزینند!

از چند روز پیش قرار بود در تاریخ 20 مرداد در خانه محمد هاشمی جمع شویم وپای صحبت مادرش نشسته تا ضمن همدردی با وی ازروحیه بالا ومقاوم این مادر درس بگیریم و نباید کمتر از این هم انتظار داشت چون این جوانان در دامن چنین مادرانی پرورش یافته اند .

آری در 20 مرداد همه دانشجویانی که آزاد شده بودند در خانه آقای هاشمی حضور داشتند وچه نشست دلنشینی بود. دیگر مادران نگران فرزندانشان نبودند ودرضمن صحبت کردن بغض گلویشان را نمی فشرد وفرزندان در کنار مادرانشان می نشستند ودستهای پر مهر مادر را دردست خود می فشردند تا شاید بتوانند گوشه ای ازدلتنگی های یک ماهه را جبران کنند .

در این مدت خانواده های زندانی خیلی باهم صمیمی ویک دل شده بودند واز یکدیگر قول میگرفتند که این دوستی ها وصمیمیت ها را کمرنگ نکنند وهمینطور یک دل و یکصدا از سایر دانشجویان زندانی حمایتشان را ادامه دهند. در این میان مادر حنیف یزدانی به خانم مقدم گفت: برگه بیانیه دارید تا من امضاء کنم وخانم مقدم از من خواست تا اگر برگه بیانیه دارم به خانم یزدانی بدهم که امضاء کند ومن که همیشه چند برگه در کیفم آماده دارم برگه را درآورده وبه او دادم که بسیار خوشحال شد وگفت ماه ها بود که میخواستم این برگه را امضاء کنم اما درشهر ما کمپین فعا لیت ندارد وسریع امضاء کرد وگفت ممکن است بجای دخترانم هم امضاء کنم، و من گفتم که هرکس فقط یکبار می تواند امضاء کند و در این میان حنیف راه حل مناسبی پیدا کرد و پیشنهاد کرد که مادرش برگهای با خود به شهرش ببرد و از اطرافیانش امضا بگیرد و پست کند تا او آنها را به کمیته پسران تحویل دهد. به این ترتیب مادرش راضی شد .

مادر سهیل آصفی که هنوز فرزندش در زندان است ادامه داد: من از طریق اینترنت امضاء کرده ام اما شنیده ام که ممکن است امضاءهای اینترنتی را قبول نکنند پس برگه را بدهید یکبار دیگر امضاء کنم واینگونه مادران وخواهران دانشجویان برگه ها را دست به دست می گرداندند وامضاء میکردند .

مادران تک به تک با خانم مقدم صحبت می کردند که به کمیته مادران بپیوندندو جالب بود که بچه ها می گفتند که در زندان از ما تعهد می گرفتند که فعالیت سیاسی نکنیم و حالا مادرانمان هم وارد فعالیت اجتماعی شده اند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:49 |

دوشنبه 22 مرداد 1386

سه دانشجوی در بند پلی تکنيک طی نامه ای از زندان: شکنجه شديم! اعترافاتی که تحت فشار اخذ شده بی اعتبار است.

خبرنامه اميرکبير: سه دانشجوی در بند و شکنجه شده دانشگاه اميرکبير، مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، طی نامه ای بار ديگر بر بی اعتبار بودن اعترافاتی که تحت فشار و شکنجه از ايشان اخذ شده تاکيد کردند. اين سه دانشجوی در بند نامه های خود را به خانواده هايشان تحويل داده اند. اين سه دانشجو ضمن تاييد شکنجه شدن خود و ديگر دانشجويان بازداشت شده پلی تکنيک، بر بی اعتبار بودن اعترافاتی که به دروغ از ايشان اخذ شده تاکيد کردند. همچنين به مجيد توکلی گفته شده فعلا قرار نيست آزاد شود و بايد در زندان بماند. مجيد توکلی در ملاقات امروز صبح به پدر خود گفت در اثر اعتصاب غذای ۲۴ روزه به شدت ضعيف شده و دچار ناراحتی های معده شده است و نمی تواند به صورت عادی غذا بخورد. متن اين سه نامه به شرح زير است:

نامه مجيد توکلی:

باسمه تعالی
اکنون قريب به ۱۰۰ روز از بازداشت اينجانب مجيد توکلی دانشجوی دانشگاه اميرکبير می گذرد. آن چه سبب شد به نگارش اين نامه کوتاه دست بزنم اين است که می بينم عليرغم تکذيب مکرر و موکد بنده و ديگر دوستانمان در دانشگاه اميرکبير در خصوص همکاری در تهيه و چاپ ۴ نشريه جعلی و موهن، تاريک انديشانی همچنان عزمی راسخ و جهدی وافر در انتساب اين نشريات به ما را دارند و گويا قرار است در آينده نزديک دادگاهی غيرعلنی تشکيل داده و به استناد اعترافاتی که همه تحت آزار و اذيت های فراوان(شرح گوشه ای از آن را به خانواده خود گفته ام)، اخذ شده است استناد نموده، تقصير را متوجه ما نمايند، ببرند و بدوزند و باز حکمی ناعادلانه صادر نمايند. بنده به صراحت اعلام می نمايم همان طور که بارها با خانواده خود چنين مسايلی را در ميان گذارده ام، و همان طور که هفته گذشته در بازپرسی دادگاه انقلاب گفتم کليه اعترافات بنده در طول مدتی که در سلول انفرادی نگه داری می شدم تحت آزار و اذيت های فراوان و به دروغ از اينجانب اخذ شده و هيچ گونه وجاهت قانونی و شرعی ندارد. در پايان بار ديگر ضمن اعلام برائت از انتشار مطالب موهن، عمل غيراخلاقی کسانی که اقدام به انتشار اين نشريات نموده اند و همچنين توهين به مقدسات و ائمه اطهار را محکوم می کنم.

مجيد توکلی
اتاق عمومی ۱۰
بند ۲۰۹ زندان اوين
۲۲ مرداد ۱۳۸۶


نامه احمد قصابان:

بدينوسيله به اطلاع همگان می رساند اينجانب احمد قصابان در طول مدت بازداشت برای اقرار به عملی که مرتکب نشده بودم تحت شکنجه های غير انسانی فراوانی قرار گرفته ام که ظاهرا بخش کوچکی از رفتارهای زننده ای که در اين مدت با ما انجام شد در نامه سرگشاده خانواده هايمان به رئيس قوه قضاييه ذکر شده است. ضمن غذرخواهی از کليه دوستان به اطلاع آن ها می رسانم که تحت شکنجه های فراوان و طاقت فرسا اينجانب و ديگر دانشجويان بازداشت شده چاره ای جز تبعيت از خواست و اراده بازجويان و اقرار دروغ عليه خود و ديگران نداشتيم. لذا اعترافاتی که تحت شکنجه از بنده اخذ شده غيرقانونی و غيرقابل استناد است. بار ديگر ضمن محکوم نمودن توهين به مقدسات، با پافشاری بر موضع خود در هنگام آزادی اعلام می کنم که هيچ گونه مشارکت و مداخله ای در انتشار چهار نشريه موهن در روز ۱۰ ارديبهشت در دانشگاه اميرکبير نداشته ام.

احمد قصابان
اتاق عمومی ۱۲۱
بند ۲۰۹ زندان اوين
۲۲ مرداد ۱۳۸۶

نامه احسان منصوری:

دوستان دانشجوی دانشگاه اميرکبير؛
همان طور که در جريان هستيد عده ای با دست زدن به کثيف ترين و ناجوانمردانه ترين خدعه، در بهار امسال اقدام به جعل نشريات دانشجويی کرده و مطالب نامربوط آن را به اعضای انجمن اسلامی نسبت دادند. با اين که پس از پخش معدود اين نشريات ما بارها انتشار اين مطالب را از سوی خود تکذيب کرديم، به سبوعانه ترين روش ها اقدام به بازداشت بنده و ۷ تن ديگر از دانشجويان کردند. با اين که در طی بازداشت نيز دست داشتن در انتشار اين نشريات را تکذيب می کردم، بازجويان ما را تحت انواع و اقسام فشارهای روحی و جسمی شديد قرار دادند که اگر خود در اين شرايط قرار نمی گرفتيم باور نمی کرديم که برای اعتراف گيری دست به چه اعمالی می زنند. در هر صورت آن جا که فشارهای بازجويان از حد توان من و دوستان خارج شد مجبور به اعتراف دروغين شديم. اما پس از اين که به بند عمومی منتقل شدم باز بر عدم ارتکاب به اين عمل تاکيد داشته و در برابر بازپرس پرونده هم ضمن برشمردن شکنجه ها، تمامی اعترافات خود را تکذيب کردم. لذا برای چندمين بار اعلام می نمايم بنده و ديگر دانشجويان بازداشت شده هيچ نقشی در انتشار نشريات موهن نداشته و کليه اعترافات اخذ شده از ما تحت فشارهای فراوان بوده و ارزش حقوقی و قانونی ندارد.

احسان منصوری
اتاق عمومی ۱۲۲
بند ۲۰۹ زندان اوين
۲۲ مرداد ۱۳۸۶


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 10:43 |

در انتظار عدالت

 

Fri / 10 08 2007 / 20:26


قاتلین همسر من سران حكومت ایران هستند- آیا بدین دلیل است كه به آنها هیچ گزندی نمی‌رسد؟

در حدود بیش از ١٨ سال در تاریخ ١٣. ژوئیه ١٩٨٩، سوء قصدی برعلیه نماینده كردها، دكتر عبدالرحمن قاسملو دبیر كل حزب دمكرات كردستان ایران و نماینده این حزب در خارج، عبدالله قادری آذر انجام شد.
حكومت ایران، همسرم عبدالرحمن قاسملو را برای حل مسالمت‌آمیز مسئله كردها در ایران به مذاكره دعوت كرد، اما ایرانیانی كه با گذرنامه‌های سیاسی برای این منظور به وین سفر كردند، تروریست‌هایی بودند كه قاسملو و همراهان او را بر سر میز مذاكره به قتل رساندند. آنها حتی پروفسور فاضل رسول را نیز كه واسطه این مذاكره بود به رگبار بستند.

چند ساعت بعد از ترور مشخص شد آنهایی كه با گذرنامه سیاسی در میز مذاكره شركت داشتند مرتكب این جنایت شده‌اند. با این وجود نه تنها آنها آزاد شدند، بلكه حتی پلیس اتریش آنها را تا فرودگاه اسكورت كرد. فرمانده تیم ترور، محمد جعفری صحرارودی در این میان به سمت معاونت رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران رسیده است. اگر چه حكم جلب او در اتریش وجود دارد، اما تاكنون هیچ اقدام عملی برای دستگیری وی صورت نگرفته است.

حداقل اطلاعاتی از محل اقامت همیشگی او در شمال عراق و یا اینكه در این اواخر به‌عنوان عضو هیئت شركت كننده در كنفرانس در رابطه با مشكل عراق كه در شرم‌الشیخ مصر تشكیل شد وجود دارد. اگر چه هفته نامه پروفیل اتریش در این باره گزارشی منتشر كرد، اما از طرف حكومت اتریش هیچ واكنشی نشان داده نشد.

در انتظار عدالت

از واقعه ترور وین بیش از ١٨ سال می‌گذرد. بعد از اعلام حكم دادگاه میكونوس در تاریخ ١٠ آپریل ١٩٩٧، كه در آن سران جمهوری اسلامی ایران نیز مسئول شناخته شدند و ضمن اینكه مجرمیت جمهوری اسلامی ایران را بدون هیچ شبه‌ای اثبات می‌نمود، دستگاه قضائی اطریش از ادامه تحقیقات برای روشن كردن این قتل سیاسی همچنان امتناع كرده است.

در تاریخ ١٧سپتامبر ١٩٩٢ جانشین قاسملو، دكتر صادق شرفكندی در یك رستوران یونانی به نام میكونوس ، قربانی سوء قصد تروریستهایی شد كه مأموریت آن نیز از طرف رژیم ایران صادر شده بود. برعكس دستگاه قضائی اتریش، قوۀ قضائی ‌‌آلمان ضمن دفاع از استقلال خود، حادثه قتل برلین را روشن كرد. در قضیه صدور حكم تاریخی میكونوس در رابطه با ترور وین اشاره شده است : "برای اینكه این صدا را (حزب دمكرات كردستان ایران) به سكوت واداشت، رهبران سیاسی ایران این تصمیم را اتخاذ كردند، كه نه از طریق سیاسی با رهبری حزب دمكرات كردستان ایران مبارزه كنند بلكه آنها را از طرق قهری از بین ببرند".

ترور دبیركل پیشین حزب دمكرات كردستان ایران، دكتر عبدالرحمن قاسملو و دو تن از همراهانش در وین و جنایت میكونوس نتیجه تصمیم اتخاذ شده از طرف سران جمهوری اسلامی ایران بوده است. مداركی كه در جریان دادگاه میكونوس بدست آمد، حوادث وین و برلین را به نحوی غیر قابل انكار بیكدیگر پیوند می دهد و دست داشتن رژیم ایران را در این جنایات به وضوح اثبات می‌كند.

بنام عدالت، حقوق بشر و برای حفظ احترام و استقلال قوۀ قضائی اطرایش، از دولت آن كشور تقاضا می‌كنم برای روشن ساختن جنایت وین تحقیقات در این مورد را دوباره از نو آغاذ كند.

در اینجا صحبت از عدالت در قبال قربانیان، خانواده‌های آنها و همینطور ملت كرد و اتریش می‌باشد. زمان هر چقدر بخواهد سپری می‌شود، اما واقعه جنایت ١٣ ژوئیه ١٩٨٩ فراموش نخواهد شد.

نویسنده: هلن قاسملو (همسر عبدالرحمن قاسملو كه در سال ١٩٨٩ در وین به قتل رسید. او مقیم پاریس است.)
روزنامه اتریشی "دی پره‌سه" ٣ / ٨ / ٢٠٠٧
ترجمه: كیومرث شهسواری
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 15:57 |

«پایان تحقیقات از اسفندیاری و تاجبخش»

معاون امنيت دادستان عمومی و انقلاب تهران روز يکشنبه گفت که قبل از تصميم گيری درباره هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، آنان يکسری کارهای نوشتاری دارند که بايد انجام دهند.

حسن حداد به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، گفته است که تحقيقات از هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، پژوهشگران ايرانی- آمريکايی های بازداشت شده پايان يافته است و اين دو يکسری کارهای نوشتاری دارند که بايد انجام دهند و سپس در مورد آنها تصميم گيری شود.

آقای حداد نگفته است که منظور از کارهای نوشتاری افراد بازداشت شده چيست.

تحقيقات از هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، پژوهشگران ايرانی- آمريکايی های بازداشت شده پايان يافته است و اين دو يکسری کارهای نوشتاری دارند که بايد انجام دهند و سپس در مورد آنها تصميم گيری شود.

معاون امنیت دادستان عمومی تهران

معاون امنيت دادستان عمومی و انقلاب تهران همچنين درباره علی شاکری، ديگر ايرانی- آمريکايی بازداشت شده اظهار نظر کرده و گفته است که وضعيت وی هيچ ارتباطی با وضعيت اين دو تن ندارد و فعلا زمان اطلاع رسانی کامل در خصوص وضعيت اين فرد فرا نرسيده است.

هاله اسفندياری و کيان تاجبخش اوايل تابستان جاری از سوی مقامات امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت و اتهام آنها اقدام عليه امنيت ملی اعلام شد.

در حالی که درباره دو پژوهشگر ايرانی – آمريکايی اطلاعات بيشتری منتشر شده و از آنها فيلمی «اعتراف گونه» نيز با عنوان «به اسم دمکراسی» از تلويزيون سراسری ايران پخش شد ولی مقامات قضايی حاضر نشده اند تا به طور دقيق درباره سرنوشت پرونده علی شاکری، فعال صلح طلب ايرانی ساکن کاليفرنيا اطلاعاتی ارائه کنند.

«بازداشت اسانلو به جرم توزيع اطلاعيه»

حسن حداد در ادامه مصاحبه خود با خبرنگاران ايرنا، در خصوص وضعيت پرونده منصور اسانلو، رييس سنديکای کارگران شرکت واحد نيز گفته است: «وی در هنگام پخش اعلاميه عليه نظام توسط نيروهای نظامی و امنيتی حدود دهه دوم تيرماه دستگير شد و بحث کارگری در دستگيری وی مطرح نبوده است.»

به گفته وی، «نيروی انتظامی وقتی جرم مشهودی انجام می شود و در خيابان اعلاميه عليه نظام توزيع می شود، برای دستگيری نياز به حکم ندارد. ماموران موظفند فرد را دستگير و سپس مراحل بعدی در مورد وی اعمال شود.»

گفته قاضی حداد درمورد دليل بازداشت منصور اسانلو در حالی عنوان می شود که همسر و همکاران او به راديو فردا گفته بودند که ماموران امنيتی هنگام بازداشت اين فعال کارگری، خطاب به مردم فرياد می زده اند که در حال بازداشت يک دزد هستند.

همسر و همکاران رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، اين موضوع را به نقل از شاهدان عينی بازداشت آقای اسانلو که مشاهدات خود را به پليس ارائه داده بودند، اعلام کرده اند.

معاون امنيت دادستان عمومی و انقلاب تهران اظهار داشت: «وی (اسانلو) پرونده ای دارد که بر اساس رای صادره در آن به پنج سال حبس محکوم شده است. من چند بار با همسر، مادر و حتی خودش صحبت کردم و با هم به توافق هايی نيز رسيديم، اما او به توافق ها عمل نکرد.»

وی افزود: «به اسانلو گفتم که شکل و نحوه برخوردی که داريد، مشکلاتی برای کشور ايجاد می کند و اين شيوه برخورد را عوض کنيد. اما ايشان توجه نکرد و با هم به توافق هايی نيز رسيديم، اما او به توافق ها عمل نکرد.»

حسن حداد، رييس سنديکای شرکت واحد را متهم کرد که «وقتی ماموران قصد دستگيری او را دارند، با فرياد و خود زنی و با جلب توجه، فضا را مسموم می کند.»

«ايران دارای بهترين بازداشتگاه های دنيا»

اين مقام قضايی ايران که به گفته خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، چهره خشنی از وی در پايگاه های اطلاع رسانی وجود دارد و به «مروج شکنجه» معروف شده است، اتهامات وارد شده به خود را تکذيب کرده و گفته است: « اولا قلم در دست دشمن است، ثانيا خدا می داند، تا امروز با متهمی بلند صحبت نکرده ام. با همه افراد در کمال آرامش و ادب سخن گفته ام.»

وی افزود: «شکنجه از ابزارهای قرون وسطايی است. ما اطلاعات خود را از ماه ها قبل از وقوع هر اتفاقی داريم. وقتی اطلاعات ما تا حدی دقيق است که قبل از هر اقدامی تجمعات را شناسايی و با آن برخورد می کنيم، به ابزارهای قرون وسطايی نياز نداريم.»

آقای حداد در ادامه بند ۲۰۹ زندان اوين را يکی از بهترين بازداشتگاه های دنيا ناميده و گفته است: «برخی زندانيان به ما ميگويند تا آنها را به اين بند زندان منتقل کنيم. بند ۲۰۹ به هيچ عنوان با زندانهای ديگر قابل مقايسه نيست، اين بند به صورت کاملا مجهز نگهداری می شود.»

معاون امنيت دادستان عمومی و انقلاب تهران درمورد وضعيت سلول های انفرادی هم گفته است: «در مورد سلول انفرادی هم آن طور که گفته شد، واقعا اينطور نيست، در برخی موارد به دستور قاضی، متهمين امنيتی در سوئيتهای مجهز برای مدتی محدود نگهداری می شوند.»

وی اظهار داشت: «ما ادعا داريم که بهترين زندان های امنيتی را در همه دنيا داريم و مسئولانی که از اين زندانها بازديد کرده اند اين موضوع را تاييد کرده اند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 13:15 |
شیرین عبادی از ایران به سازمان ملل شکایت کرد
 
موکل من از روز هشتم ماه می در حبس انفرادی قرار دارد و اجازه ملاقات با وی به کسی داده نمی شود.

عصر ایران - برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل از ایران به خاطر بازداشت هاله اسفندیاری شکایت کرد.

 

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، "شیرین عبادی" در این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری فرانسه قرار گرفته است، نوشت: "تقاضا دارم که اقداماتی برای آزادی فوری موکلم صورت گیرد و وی به صورت عادلانه و آزادانه محاکمه شود."

 

این حقوقدان ایرانی همچنین بازداشت سه ماهه خانم اسفندیاری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی را به عنوان "نمونه ای آشکار از بازداشت های خودسرانه" نامید.

 

"عبادی" در این نامه نوشت: "موکل من از روز هشتم ماه می در حبس انفرادی قرار دارد و اجازه ملاقات با وی به کسی داده نمی شود. اسفندیاری همچنین از کلیه حقوق مشمول زندانیان در قوانین ایران محروم است."

 

وی افزود: "چندین بار درخواست ملاقات با موکلم را ارایه داده ام اما این درخواست پذیرفته نشده و حتی اجازه مطالعه پرونده به من داده نشده است."

قوه قضائیه ایران روز سه شنبه اعلام کرد: تحقیقات در مورد پرونده اسفندیاری 68 ساله ادامه دارد.

 

گفتنی است "هاله اسفندیاری"، مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه ویلسون واشنگتن از چند ماه پیش به اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی ایران در بازداشت به سر می برد.

 

تلویزیون‌دولتي ایران چند هفته پیش تصاویری از اعترافات وی به همراه چند تن دیگر از آمریکایی های ایرانی تبار را پخش کرد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:45 |

انتقاد ايتاليا از مجازاتهای اعدام در ايران به دعوای ديپلماتيک منجر شد


07/08/2007

پس از آنکه انتقاد ايتاليا از مجازات های اعدام در ايران باعث مرافعات ديپلماتيک شد، نخست وزير ايتاليا، رومانو پرودی، يکبار ديگر بر مخالفت خود با مجازات اعدام تاکيد گذاشت. به گفته آقای پرودی ايتاليا اين حق را داراست که عقيده مخالف خود را نسبت به مجازات مرگ اعلام کند. اما وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گفت ايتاليا نبايد در امور داخلی ايران دخالت کند.

ايتاليا مبارزه جهانی برای قدغن ساختن مجازات اعدام را هماکنون رهبری می کند. هفته پيش، وزارت امور خارجه ايتاليا سفير ايران را به مناسبت موج اعدام های اخير و همچنين محکوميت به اعدام دو خبرنگار کرد احضار کرد.

 گروه حقوق بشری عفو بين الملل گفته است که در سال گذشته تنها چين از نظر تعداد اعدام های جاری شده از ايران جلوتر بود. اين گروه همچنين خاطرنشان ساخت که در سطح جهان ايران از نظر تعداد کودکانی که اعدام شده اند رتبه نخست را داراست.

نقل از رادیو صدای آمریکا

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:29 |

شکايت عبادی از «بازداشت خودسرانه» به سازمان ملل

 شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جايز صلح نوبل، در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به «بازداشت خودسرانه» هاله اسفندياری پژوهشگر ايرانی –آمريکايی اعتراض کرده است. 

 خانم عبادی که وکالت هاله اسفندياری را برعهده دارد، در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، خواهان مداخله اين نهاد در مساله بازداشت موکل خود شده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شیرین عبادی دستگیری خانم اسفندياری به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» را «بازداشتی خودسرانه» خوانده است.

شيرين عبادی در خصوص شکايت خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به راديو فردا گفت: «وقتی می بينم امکان توجه به خواسته های قانونی من در داخل ايران نيست، به عنوان يک وکيل مدافع، برای کمک به موکل خود، بايد از تمامی امکانات قانونی در زمينه ملی و بين المللی استفاده بکنم».

به گفته خانم عبادی نامه نگاری های او با مقام های قضايی ايران تا کنون بی نتيجه بوده  و خانم اسفندياری طی سه ماه بازداشت از همه حقوقی که قانون جمهوری اسلامی برای يک زندانی در نظر گرفته محروم بوده است.

وقتی می بينم امکان توجه به خواسته های قانونی من در داخل ايران نيست، به عنوان يک وکيل مدافع، برای کمک به موکل خود، بايد از تمامی امکانات قانونی در زمينه ملی و بين المللی استفاده بکنم

شیرین عبادی

هاله اسفندياری، پژوهشگر مرکز تحقيقات وودرو ويلسون، که تابعيت ايرانی - آمريکايی دارد در ارديبهشت ماه سال جاری بازداشت شد. خانم اسفندياری که برای ديدار مادر۹۳ ساله اش به ايران سفر کرده بود، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در زندان اوين به سر می برد.

به گفته خانم عبادی، هاله اسنفدیاری طی بازداشت خود دسترسی به وکیل نداشته و نتوانسته است با خانواده خود ملاقات کند.

خانم عبادی درخصوص چشم انداز دخالت سازمان ملل متحد در پرونده هاله اسفندياری گفت: «سازمان ملل قادر نيست به کشوری دستور دهد که فردی را از زندان آزاد کند».

شيرين عبادی سپس با اشاره به نقش «گروه بازداشت های خودسرانه» در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت: «با نوشتن اين نامه، سازمان ملل متحد بازرسی برای رسيدگی به صحت و سقم ادعای من به ايران خواهد فرستاد و نتيجه گزارش اين بازرس در پرونده حقوق بشر ايران درج خواهد شد».

«به نام دمکراسی» و اتهام پژوهشگران ايرانی آمريکايی

تلويزيون جمهوری اسلامی برنامه ای «به اسم دمکراسی» را که در آن سه پژوهشگر ايرانی، که در سال های اخير بازداشت شده اند، از فعاليت های خود سخن می گويند، پخش کرده بود.

در اين برنامه که از شبکه اول تلويزيون ايران پخش شد کيان تاج بخش و هاله اسفندياری به «توضيح» اقدام های خود پيش از بازداشت توسط جمهوری اسلامی پرداختند.

خانم اسفندياری و آقای تاج بخش با اتهام «جاسوسی» مواجه اند و هم اکنون در زندان بسر می برند.

ممنوع الخروج شدن ايرانی -آمريکايی ها

پرناز عظيما خبرنگار راديو فردا که اواخر ماه  ژانويه ۲۰۰۷ ميلادی، برای ملاقات با مادر بيمار خود به ايران رفت به محض ورود فرودگاه مهرآباد، گذرنامه اش ضبط شد. به رقم توديع وثيقه سنگين از سوی نازی عظيما، گذرنامه وی، هنوز به او بازگردانده نشده است.

در جريان يکی از ملاقات هايی که خانم عظيما برای پس گرفتن گذرنامه اش با مقام های رسمی داشته، از وی خواسته شد تا با سرويس اطلاعاتی و امنيتی ايران همکاری کند که اين درخواست از سوی وی رد شده است.

مقامات قضايی ايران، اتهام خانم عظيما را اقدام عليه امنيت ملی عنوان کرده و برای وی قرار وثيقه ۵۱۰ ميليون تومانی صادر کرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 10:46 |

براي اعتراف پوست از سرما کنده اند

چه کساني مروج خشونت هستند؟ - دوشنبه 15 مرداد 1386 [2007.08.06]

مريم کاشاني
m.kashani@roozonline.com

روزنامه کيهان ديروز خبراز "شکنجه برادرزاده ها توسط عمه سنگدل" داد. در اين گزارش که از آن به عنوان "يك ماجراي تاسف بار" ياد شده، مي خوانيم: "طاهره - الف دقايقي پس از شروع بازجويي، ضمن اعتراف به ايراد ضرب و شتم و اعمال شكنجه هاي غيرانساني نسبت به دو كودك بي گناه...گفت: براي اينكه بچه ها را بترسانم، آنان را كتك مي زدم.وي همچنين درپاسخ به اين سئوال كه آثار سوختگي در بدن آنان چگونه به وجود آمده، اعتراف كرد: چون به حرفم گوش نمي دادند و كتك هايم نيز ظاهراً تأثيري نداشت، چند جاي بدنشان را با آتش سيگار و آب جوش، داغ گذاشتم."

در همان زمان که کيهان خبر از اين "ماجراي تاسف بار" مي داد که باعث و بانيش يک "عمه سنگدل" بوده، تني چند از خانواده هاي دانشجويان زنداني، در ديدار با اعضاي کميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي، از "مشكلات و مسايلي كه براي برخي از دانشجويان بازداشت‌شده به وجود آمده بود و هم‌چنين نحوه برخورد با خانواده‌ آنها"[ايسنا] سخن مي گفتند. از اين جلسه گزارش دقيقي در مطبوعات نيامده، اما اين سخنان درديدار با مهدي کروبي نيز تکرار شده است:"در اين ديدار عباس حکيم زاده که هفته گذشته پس از تحمل ۴۵ روز زندان آزاد شده است....به شرح آنچه که در زمان بازداشت بر او و دوستانش گذشته بود پرداخت و از فشارهاي جسمي و روحي وارده بر خود و ساير دانشجويان پرده برداشت، فشارهايي که در مورد خود او منجر به شدت گرفتن لکنت زبان و آسيب ديدگي ستون فقرات شده است. حکيم زاده با بيان اينکه يک شب را در سلولي همراه با دو عضو مصري و عراقي القاعده به سر برده است، از فشارهاي جنسي وارده بر دانشجويان و مشاهده رد کابل و شلاق و آثار خودکشي بر روي بدن يکي از دانشجويان سخن گفت که در اينجا از شدت تاثر خود و حاضرين به ويژه اقاي کروبي قادر به ادامه کلام نشد.... در ادامه پويان محموديان، ديگر دانشجوي آزاده پلي تکنيکي که بيش از ۸۰ روز زنداني بوده است... از وضعيت بسيار ناگوار بند امنيتي ۲۰۹ و رفتار غيرانساني صورت گرفته با ايشان سخن گفت. محموديان اظهار داشت: مسوولين زندان با افتخار از نبود هيچ نظارتي بر بند ۲۰۹ سخن مي گفتند و تازه بعد از يک هفته اعتصاب غذا به من اجازه يک تماس کوتاه مدت با خانواده ام را دادند. او با بيان خاطرات خود از شنيدن صداي ضرب و شتم و شکنجه شبانه روزي احمد قصابان در سلول انفرادي مجاور، خواهان تلاش همه جانبه براي آزادي احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري شد. مادر احسان منصوري نيز با ابراز نگراني از وضعيت فرزندش گفت: بعد از آزادي ۵ نفر از دانشجويان، احسان منصوري و دو همکلاسي او پس از گرفتن وعده آزادي از مسوولين زندان، با اصلاح صورت و پوشيدن لباسهاي تميز، به سمت اتاقي شيک و مبله راهنمايي شدند تا بدون اطلاع قبلي از آنها فيلم اعترافات گرفته شود که اين عمل با اعتراض و مخالفت بچه ها مواجه شد و ناکام ماند. اخيرا نيز بازجويان به دانشجويان اعلام کرده اند: براي اينکه آزاد شويد بايد از محضر آقاي احمدي نژاد عذرخواهي کنيد! اين درحالي است که هيچ يک از اين افراد به واسطه تهديدات قبلي مديريت دانشگاه در روز حضور احمدي نژاد در پلي تکينيک در دانشگاه حضور نداشتند. خانم منصوري همچنين از قول فرزندش چنين نقل کرد که:پوست از سر ماکنده اند و به زور اعتراف به کار نکرده گرفته اند، از بيرون بايد به داد ما برسيد، بايد بر همگان روشن شود که در اينجا چه مي گذرد."

کسان ديگري نيز گفته اند که درآنجا چه مي گذرد. نرم ترينش را بهمن احمدي امويي، روزنامه نگار گفته که به جرم حضور در يک صحنه خبري بازداشت و به زندان منتقل شده است: "يک ميز کوچک فلزي با يک صندلي خالي روبريم قرار داشت. صداي دو سه نفر که آهسته با هم صحبت مي کردند شنيده مي شد. فکر کردم جريان بازجويي را طراحي مي کنند. با خودم سئوال هاي احتمالي و جواب هايي را که بايد بدهم مرور مي کردم. ناگهان يک سيلي محکم به صورتم خورد. بعد از آن مشتي و صدايي که مي گفت: مي خواهيد قهرمان شويد؟ دوباره سکوت. هدف شايد اين بود که بگويند مي توانند هرکاري با ما بکنند."

هر کاري. آنچه که ديگران بازخوانيش مي کنند: "روز جمعه با فحش و تهديد و اجبار به حرکاتي همچون بشين، پاشو و پا مرغي به اتاق بازجويي رفتم و در حالي که چشم بند داشتم و رو به ديوار بازجويي مي شدم در مورد فعاليتهاي گذشته و نشرياتي که هفته قبل در پلي تکنيک پخش شده بود از من سئوال شد. در آن جلسه با اشاره به چشم بند، به نقض حقوق شهروندي ام اعتراض کردم ولي با پاسخي مواجه شدم که ترجيح دادم از آن به بعد در اين مورد اظهارنظر نکنم."[ علي صابري، از دانشجويان آزاد شده]

او در پاسخ به اين سئوال که "شنيده ها حاکيست تعدادي از دانشجويان در زندان شکنجه شده اند، شما اين مساله را تاييد مي کنيد؟" مي گويد: "بله شکنجه وجود داشت تا جايي که احمد قصابان يک بار تا مرز خود کشي رفته بود و آن را تاييد مي کنم. در طول اين مدت احسان منصوري دو بار و پويان محموديان يک بار اعتصاب غذا کرده اند و نيز شنيده ام کيوان انصاري، سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار در حال حاضر در اعتراض به اعترافاتي که از آنها گرفته شده است و نامشخص بودن وضعيتشان و نيز در اعتراض به بازداشت دانشجويان پلي تکنيک و دفتر تحکيم وحدت و اعضاي سازمان ادوار در اعتصاب غذا به سر مي برند."

کسان ديگري نيز از اين "ماجراي تاسف بار" سخن گفته اند: "پدر مجيد توکلي... ضمن نگراني شديد از وضعيت خطرناک جسماني و روحي وي از تحت فشار بودن پسرش و مشاهده آثار آن بر بدن فرزندش در اولين ملاقات پس از يک هفته از بازداشت خبر داد."

نکته اي که همسر عبدالله مومني نيز برآن تاکيد دارد: "امروز ظهر عبدالله با منزل تماس گرفت و کاملا مشخص بود که تحت فشار است و در وضعيت بدي قرار دارد به گونه اي که صداي وي به زحمت به من مي رسيد و تنها جوياي حال من و فرزندانش شد و به بازداشت انفرادي خود اشاره کرد... همسر من در انفرادي بند 209 زندان اوين تحت فشار است و من به نسبت به در خطر بودن سلامتي وي نگران هستم. آقاي مومني از بيماري گوارشي و بيماري قلبي رنج مي برد و فشارهاي وارده بر ايشان موجب تشديد اين بيماريها خواهد شد."

خانم اعظم طالقاني نيز در اين باب، نامه اي به مقامات کشور نوشته است: "اطلاعات منتشر شده در جرايد و خبرگزاري‌ها نيز نشان مي‌دهد که اين افراد[دانشجويان] علاوه بر نگهداري در سلول‌هاي انفرادي، هنگام دستگيري و پس از آن نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند."

بحث هايي که خلاصه آن در نامه کميته تلاش براي آزادي دانشجويان زنداني هم آمده است. اين کميته که "شواهدي دال بر شرايط نامطلوب و برخوردهاي خشن" با دانشجويان دريافت کرده، به اختصار خبر داده است که: "مادران سه نفر از دانشجويان زنداني طي نامه اي از فشارهاي جسمي و روحي وارد شده به فرزندان خود خبر داده اند که بسيار تکان دهنده و در پاره اي موارد در ساليان اخير بي سابقه است و آنگونه که اين مادران روايت کرده اند مصداق بارز شکنجه مي باشد.... بنا بر گزارش دانشجويان آزاد شده مامورين انتظامي هنگام بازداشت دانشجويان در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت بدون هيچ گونه دليلي اقدام به ضرب و شتم شديد دانشجويان نموده به طوري که تا چند روز امکان خوابيدن و راه رفتن درست براي آنان وجود نداشته است و در برخي موارد با گذشت نزديک به بيست روز هنوز آثار کبودي بر بدن آنان آشکار است..."

داستان ادامه دارد

و اين همه ماجرا نيست. آنچه بربه اصطلاح "اراذل و اوباش" رفته از اين نيز "تاسف بارتر" است: "هم اکنون به مدت ۸۰ روز است که اکثر بازداشت شدگان، در سوله اي در کهريزک نگهداري مي شوند، مکاني که طبق گزارشات رسيده در سطحي پايين تر از زمين قرار داشته و متهمان در طي اين مدت حق استفاده از هواخوري را نداشته اند. مادر يکي از بازداشت شدگان مي گويد: فرزندم ۸۰ روز است که آفتاب را نديده است. زندانيان حاضر در اين محل در روز تنها يک بار حق استفاده از توالت را دارند و روزي يک ليوان آب به عنوان جيره آنها در نظر گرفته شده، و روزانه تنها يک وعده غذا دريافت مي کنند که معمولا سيب زميني پخته به همراه تکه اي نان و يا تخم مرغ است... تاکنون ۶ تن از بازداشت شدگان به دليل شدت جراحات وارده و شرايط نامناسب نگهداريشان در بازداشتگاه، جان باخته اند و نيروهاي امنيتي با تهديد خانواده هاي آنان از اعلام اسامي و دادخواهي اين خانواده ها جلوگيري نموده اند.... بعضي گزارشات حاکي است که در ۵۰ روز ابتدايي بازداشت، تمامي نيروهايي که بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند، لبناني بوده اند و پس از آن نيروهاي ايراني مسئوليت زنداني ها را پذيرفته اند. و در طي اين مدت به طور مداوم بازداشت شدگان تحت شديدترين شکنجه هاي جسمي قرار داشته اند، به طوري که چند تن از آنان به دليل خونريزي مغزي جان باخته اند... بازداشت شدگان که از زمان بازداشت تا روز تولد حضرت فاطمه حق استفاده از حمام را نداشته اند، در اين مدت به بيماري شپش مبتلا گشته بودند."[ کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر]

و اين قصه "تاسف بار" باز هم ادامه دارد. مي توان از اين شواهد باز هم پشت هم گذاشت؛ اما حرف اساسي را باز روزنامه کيهان مي زند که در ادامه خبر شکنجه برادرزاده ها توسط عمه سنگدل، به نقل از علي قرباني دادستان دادسراي عمومي و انقلاب نيشابور، مي نويسد:" اين گونه جرايم، هشدار و زنگ خطري جدي براي خانواده هايي است كه فارغ از هرگونه تعهد انساني، عقيدتي، اخلاقي و عاطفي نسبت به فرزندانشان وصرفا به دليل خودخواهي و اختلافات سليقه اي در آستانه فروپاشي قراردارند."

شايد بر همين اساس است که خانم اعظم طالقاني نامه خود را با اين سئوال به پايان مي رساند که: "چه کساني مروج خشونت هستند؟"

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:57 |
آيت اله صانعي: سنگسار و قطع يد در زمان غيبت ممنوع است

 

آيت الله العظمي صانعي در پاسخ به استفتايي در مورد سن مسووليت کيفري، اجراي حدود( سنگسار، قطع يد و حد محارب) را در زمان غيبت ممنوع دانست.

 اين مرجع تقليد همچنين خواستار تدوين قانون ويژه يي براي تعزير کودکان و نوجوانان زير سن 18سال شد.

آيت الله العظمي صانعي با بررسي سن مسووليت کيفري در جرايمي که در قانون مجازات اسلامي از آن با عنوان حدود نام برده مي شود و شامل احکام سنگسار، قطع يد و حد محارب مي شود، گفته است؛« در اجراي حدود در زمان غيبت امام عصر (عج) مي توان به فتواي علماي فاضل و محققي همانند ميرزاي قمي عمل کرد که معتقد است، اجراي حدود در زمان غيبت محل تأمل و توقف است و بايد به جاي آنها تعزير کرد.»

اين مرجع تقليد، اثبات حد در باب زنا را از دو طريق و البته اين دو طريق را نيز غيرممکن دانسته است؛« راه اوٌل؛ اقراري که ناشي از وجدان ديني مجرم باشد که چهار مرتبه آن در بعضي از حدود دو مرتبه در برخي ديگر لازم است. راه دوم؛ چهار شاهد عادل در باب زنا و توابعش و يا دو شاهد عادل در بقيه موارد و معلوم است که اقرار و يا شهادت چهار شاهد عادل به تحقٌق، بسيار مشکل بلکه در اين زمان عادتاً غيرممکن است. حتٌي شهادت دو شاهد عادل نيز بر جرمي مانند سرقت با توجه احوال جامعه و نيرنگ هاي سارقان تناسبي ندارد به علاوه که در سرقت موجب حد، شرايطي وجود دارد که تحقق همه آنها، بعيد به نظر مي رسد. نتيجتاً راه اثبات حدود به نظر اين جانب منحصر در اين دو طريق بوده و امارات و شواهد نمي تواند موجب حد شود.»

 آيت الله العظمي صانعي در پاسخ به اين استفتاء که آيا ممکن است قانونگذار به جاي لفظ حد بلوغ شرعي، سن خاصي را به عنوان سن قانوني تعيين کند تا بر همين اساس احکام دادگاه ها صادر شود و آيا ممکن است سن مسووليت کيفري براي هر دو جنس يکي در نظر گرفته شود، گفته است؛« با توجه به اينکه قوانين مجازات اسلامي ذيل سه عنوان تعزيرات، حدود و قصاص قرار مي گيرد، تعيين سن مسووليت کيفري براي هر يک از اين عناوين مي بايست جداگانه مورد بررسي قرارگيرد. با توجه به اينکه بخش عمده موارد قوانين جزايي اسلام در باب تعزيرات است و جزاي بيش از نود و پنج درصد جرم ها به علت آنکه تحت عنوان تعزير قرار دارند، به دست قانون و حکومت است، لذا جواز ترتيب نظام ويژه دادرسي براي جوانان کمتر از 18 سال که در سوال آمده به تعزير نمودن آنها به انواع تعزيرها و بازدارنده ها، به نظر اينجانب بلااشکال و بلامانع است و يعني احتياج به قانون در مجلس شوراي اسلامي توسط نمايندگان منتخب مردم دارد. در تعزيرات مي توان به هر شيوه جديدي که نقش موثري در بازدارندگي در ساختار شخصيتي نوجوانان قبل از 18 سال دارد، دست زد و دادرسي ويژه يي را براي آنان ترتيب داد.»

آيت الله العظمي صانعي در بررسي سن مسووليت کيفري ذيل عنوان حدود در قانون مجازات اسلامي گفته است؛« در اجراي حدود رسيدن به سن بلوغ شرط مي باشد و به نظر اينجانب سن بلوغ در پسران تمام شدن پانزده سال قمري و در دختران تمام شدن سيزده سال قمري است. ناگفته نماند که حدود بسيار محدود است.» ايشان همچنين در مورد اجراي قصاص با توجه به سن مسووليت کيفري گفته اند؛« به نظر اينجانب درک و تمييز شخص از اينکه عمل او آدم کشي است در اجراي قصاص کفايت مي کند بلکه از بعضي روايات نيز استفاده مي شود که تمييز حتي قبل از سن بلوغ شرعي در قصاص کافي است بنابراين تعيين سن مشخص (مثل 18 سال) براي موارد قصاص که حق الناس است، نمي تواند مورد استفاده قرارگيرد و آنچه مي تواند درکاهش اجراي حکم قصاص موثر باشد ترويج فرهنگ عفو و بخشش در جامعه مي باشد.»بر اساس ماده 49 قانون مجازات اسلامي، اطفال در صورت ارتکاب جرم بري از مسووليت کيفري هستند و طبق تبصره 1 ماده 49، منظور از طفل کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. طبق تبصره

1 اصلاحي 14 آبان 70 ماده 1210 قانون مدني؛ سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال تمام قمري در نظر گرفته شده است. اين در حالي است که کنوانسيون حقوق کودک - که ايران نيز به آن پيوسته است - سن کودکان را تا 18 سال در نظر گرفته است و بر همين اساس، گاهي مشاهده مي شود که قضات دادگاه ها و محاکم در صدور احکام، سن 18 سال و برخي قضات حد بلوغ شرعي را در نظر مي گيرند و نتيجه صدور آراي متفاوت در خصوص جرايم مشابه در سنين مشابه است.

*اعتماد

http://www.noandish.com/print.php?id=10210

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:44 |
 13:57 گرينويچ - جمعه 03 اوت 2007 - 12 مرداد 1386

'زیاده روی' پلیس آمریکا در برخورد با دانشجوی ایرانی

نتایج یک تحقیق مستقل نشان می دهد یکی از ماموران پلیس دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (یو سی ال ای) که در جریان بیرون کردن یک دانشجوی ایرانی از کتابخانه این دانشگاه چندین بار از شوک الکتریکی استفاده کرد، سیاست های پلیس دانشگاه در استفاده از زور را نقض کرده است.

مریک باب، کارشناس امور پاسخگویی پلیس، در گزارشی که روز چهارشنبه منتشر کرد، گفت که تصمیم مامور پلیس به استفاده از اسلحه شوک دهنده الکتریکی "غیرضروری، اجتناب پذیر، و بیش از اندازه" بوده است.

نتایج این تحقیق جدید با نتایج تحقیق مستقلی که پیش از این و به سفارش اداره پلیس دانشگاه انجام شده بود، متناقض است. در آن تحقیق ماموران پلیس از انجام هرگونه اقدام نادرستی تبرئه شده بودند.

مصطفی طباطبایی نژاد، دانشجوی ایرانی دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس پاییز گذشته حدود ساعت یازده و نیم شب در یکی از کتابخانه های دانشگاه مشغول درس خواندن بود که ماموران انتظامات دانشگاه از او خواستند کارت دانشجویی اش را نشان دهد.

آقای طباطبایی نژاد با این استدلال که او را به دلیل اصلیت خاورمیانه ای اش برای این کنترل انتخاب کرده اند، از نشان دادن کارت دانشجویی اش خودداری کرد و همین مسئله باعث شد ماموران انتظامات دانشگاه از نیروی پلیس دانشگاه برای بیرون کردن او کمک بگیرند.

به گفته آقای طباطبایی نژاد در حالی که او در حال بیرون رفتن از کتابخانه بوده، با برخورد شدید ماموران پلیس و استفاده چندباره آنها از شوک دهنده الکتریکی روبرو می شود.

مامور پلیسی که از شوک دهنده الکتریکی استفاده کرده می گوید آقای طاطبایی نژاد، دیگران را نیز به مقاومت تشویق کرده و همین باعث استفاده او از شوک الکتریکی شده است.

دانشجویان حاضر در صحنه با دوربین ها و تلفن های همراهشان از این صحنه فیلمبرداری کردند و بعضی از این تصاویر روی اینترنت قرار گرفت.

آقای طباطبایی نژاد شکایتی علیه پلیس دانشگاه کالیفرنیا تنظیم کرده و به دادگاه ارائه داده است. در شکایتنامه او آمده است که حقوق مدنی او تضییع شده و ماموران پلیس قانون نحوه برخورد با معلولان آمریکا را نقض کرده اند. در این شکایتنامه نوشته شده که آقای طباطبایی نژاد بیماری روانی دارد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:16 |
 
 
نيويوركر:
سيا در بازجويي از طراح حملات 11 سپتامبر از شيوه‌هاي سخت و عذاب آور استفاده كرد

سرويس: بين‌الملل - فرامنطقه‌يي
1386/05/14
08-05-2007
12:05:56
8605-07782: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بين‌الملل - فرامنطقه‌يي

گزارش اخير نشريه‌ي نيويوركر حاكي از آن است كه خالد شيخ محمد طراح حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 در مقطع زماني كه در زندان‌هاي مخفي آمريكا در سراسر جهان به مدت بيش از سه سال در حبس بسر برد، در معرض سخت‌ترين و بي‌رحمانه‌ترين شيوه‌هاي بازجويي سازمان سيا قرار گرفت. اين بخشي از رژيم بازجويي و استنطاق از مظنونان تروريستي بود كه كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ آن را به مثابه شكنجه خوانده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) روزنامه‌ي واشنگتن پست نوشته است: جين ماير در گزارش 12 صفحه‌يي خود روش‌ها و شيوه‌هاي بازجويي سري سازمان سيا از مظنونان عمليات‌هاي تروريستي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و نوشته است: يك گزارش محرمانه‌ي كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ (ICRC) به دولت آمريكا، حاوي جزييات اعلام شده از سوي خالد شيخ محمد در خصوص شكنجه در بازداشتگاه‌هاي سيا بوده است.

وي در ادامه نوشت: منابع ناشناس در واشنگتن به ما گفته‌اند كه طبق اظهارات طراح حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001، اين متهم به حالت عريان در سلول‌اش در حبس بوده و توسط برخي بازپرسان زن كه او را تحقير مي‌كردند، مورد بازجويي قرار مي‌گرفت آنهم در حالتي كه قلاده‌اي مخصوص سگ‌ها بدور گردنش بسته شده بود و بدست اين ماموران با آزار و اذيت مفرط روبرو مي‌شد.

شيخ محمد هم چنين بيان داشته كه علاوه بر قرار گرفتن در وضعيت گرماي خفه كننده و شرايط سرماي بيش از حد و كشنده، در معرض فشار بي‌امان آب كه به وي حالت خفگي دست مي‌داده قرار مي‌گرفته است.

بر اساس گزارش نيويوركر، عاملان دستگيري خالد شيخ محمد به وي پس از دستگيري‌اش گفتند: ما قرار نيست تو را بكشيم، اما قصد داريم تو را تا سر حد مرگ برده و بازگردانيم.

گروه‌هاي حقوق بشر از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) به دليل بكارگيري چنين شيوه‌ها و روش‌هايي در بازجويي از مظنونان تروريستي به شدت انتقاد كرده‌اند و معتقدند كه اين روش‌ها بخصوص زماني كه به يكباره و جمعا و در مدت طولاني مدت به كار گرفته مي‌شوند در حد شكنجه و بدرفتاري با متهمان است.

جورج بوش رييس جمهور آمريكا، ماه گذشته حكم اجرايي را امضا كرد كه به موجب آن سيا موظف است با مظنونان بازداشت شده انساني رفتار كند. اين در حاليست كه ليست محرمانه‌اي از متد‌ها و شيوه‌هاي بازجويي كه مورد تاييد دولت آمريكا قرار گرفته از ديد افكار عمومي پنهان شده است.

جورج ليتل سخنگوي سازمان سيا، در پاسخ به پرسشي در خصوص شيوه‌هاي بازجويي از مظنونان به طريقي كه در مقاله‌ي نيويوركر تشريح شده اعلام داشت: برنامه اعلام شده فراتر از شيوه‌ها و روش‌هاي مشخص بازجويي مي‌باشد. اين برنامه به استفاده از دانش جمعي سازمان سيا جهت تفتيش و دريافت اطلاعات از بازداشت شدگان القاعده و وابستگانش مي‌پردازد.

خالد شيخ محمد به همراه 13 تن ديگر از مظنونان عمليات تروريستي سال گذشته از بازداشتگاه‌هاي مخفي سيا به زندان گوانتانامو در كوبا انتقال داده شدند.

انتهاي پيام

Copyright 1998-2007 Iranian Students' News Agency (ISNA)
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 15:20 |
 

 

اتحاديه اروپا از ايران خواستار جلوگيری از اعدام دو ژورناليست کُرد شد


03/08/2007

اتحاديه اروپا از ايران خواسته است اعدام دو ژورناليست کُرد محکوم به مجازات مرگ در اتهام محاربه با خدا را متوقف کند. رئيس پرتغالی و ادواری اتحاديه اروپا امروز از ايران خواست به اين دو ژورناليست فرصت بدهد در چارچوب قانون اساسی ايران و قوانين بين المللی ِ حقوق بشر از محاکمه ای منصفانه برخوردار شوند.

 قوه قضائيه ايران در اين هفته تائيد کرد که عدنان حسن پور، و عبدالواحد حيوا بوتيمار به مرگ محکوم شده اند. اين دو برای مجله آسو که دو سال پيش ممنوع الانتشار شدند مقاله و گزارش می نوشتند.

اتحاديه اروپا امروز همچنين نسبت به اعدام های اخير در ملاء عام و احکام مجازات های مرگی که ديوان عالی ايران صادر کرده است ابراز نگرانی کرد. اتحاديه اروپا که با مجازات مرگ در هر صورتی مخالف است ميگويد بخصوص نگران سرکوبی ايرانيان برای ابراز عقيده، بويژه در مورد اقليت های کرد و عرب تبار است. ايران طی دو هفته اخير دو بار اعدام هائی جمعی در ملاء عام انجام داده است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 14:21 |

«قاضی بی طرف به پرونده مکرمه رسيدگی کند»

محمد ضرغامی

خبر اجرای حکم جعفر کيانی يکی از متهمان  پرونده ای که به پرونده سنگسار تاکستان مشهور شده در اواسط تيرماه که با تاخير از سوی مقام های قضايی جمهوری اسلامی اعلام شد.

اجرای اين حکم برای مکرمه ابراهيمی ديگر متهم اين پرونده از سوی رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی متوقف و برای رسيدگی دقيق تر به دفتر نظارت و پيگيری قوه قضاييه ارسال شده است.

همچنين همزمان با اين اقدام قضايی، شادی صدر نيز به تيم وکلای مدافع خانم ابراهيمی اضافه شده است .

اجرای حکم سنگسار برای اين دو متهم پس از گذشت ۱۱سال از بازداشتشان صادر شده بود که همزمان با هفته قوه قضاييه به دستور آيت ا... شاهرودی متوقف شد، اما  به نظر می رسد قوه قضاييه با ناديده گرفتن اين دستور حکم سنگسار متهم مرد اين پرونده را اجرا کرد.

در همين زمينه، در گفت وگويی با سعيد اقبالی يکی از وکلای مدافع خانم ابراهيمی آخرين تحولات در جريان پرونده این متهم محکوم به سنگسار مورد بررسی قرار گرفته شده است.

در حال حاضر با توجه به صدور دستور توقف حکم در باره خانم ابراهيمی پرونده درچه مرحله ای قرار دارد؟

نظر ما اين بود  که يکی از خانم ها به تيم وکلا اضافه شوند تا بهتر بتوانند با مکرمه صحبت کنند که خوشبختانه خانم صدر هم پذيرفتند.هفته گذشته من به همراه خانم صدر به دادگستری تاکستان مراجعت کرديم.

بعد از چندين ساعت بالا و پايين رفتن وصحبت با دادستان  در حالی که قاضی پرونده باز هم تشريف نداشتند، موفق شديم فقط پرونده اجرای احکام را که حاوی مطالب جالبی بود مطالعه کنيم. ولی اصل پرونده به دفتر آقای شاهرودی ارسال شده بود و ما هنوز هم موفق به مطالعه نشديم.

با مطالعه پرونده اجرای احکام به چه مطالب تازه ای دست پيدا کرديد؟

يکی  از دادياران اجرای احکام که اخيرا معاون دادستان بوده اند و در اجرا دست داشتند،ايشان نامه نگاری های زيادی کردند با دفتر آقای شاهرودی و کميسيون عفو و بخشودگی و مانع ايجاد کردند در عفو و بخشودگی و زمينه اجرا را فراهم کردند و برای ما سئوال است که آيا قوه قضاييه  ايشان را مورد بازخواست قرار خواهد داد؟!

وضعيت جسمی مکرمه ابراهیمی معمولی است اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی ندارد و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه  اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود

سعید اقبالی  یکی از وکلای مدافع  مکرمه ابراهیمی

در تازه ترين اخباری که درباره اين پرونده منتشر شده سخن از طلاق غيابی خانم ابراهيمی از همسر سابقشان به ميان آمده و عنوان شده آقای کيانی خانم مکرمه ابراهيمی را صيغه شرعی کرده بودند اماچرا از ازدواج دايم امتناع می کردند؟

طلاق غيابی که جعفر ادعا می کرده در واقع وجود خارجی نداشته ولی جعفر برای اينکه خيال مکرمه را راحت کند و مکرمه را به شروع زندگی مشترک تشويق کند اين ادعا را کرده است اما اينکه چرا ازدواج موقت کرده اند ؟!

 ببينيد جعفر يک همسر ديگر هم داشته که ممکن است اين موثر بوده باشد، چون در آن زمان ازدواج دوم جرم محسوب می شده و گذشته ازآن جعفر و مکرمه در روستا زندگی می کردند و تا جايی که ما اطلاع داريم يک روحانی محلی صيغه موقت را منعقد کرده است.

پس چرا تا به حال اين مسايل از سوی خانم ابراهيمی بيان نشده بود؟

تا وقتی در پرونده نبينيم که در صورت جلسه ها عنوان کرده اند يا نه، نمی توانيم تصميم بگيريم ودر واقع جواب اين سئوال را بدهيم  ولی به نظر می رسد يک سری از اين مطالب حتی عنوان هم شده ولی مورد توجه قاضی قرار نگرفته است.

  شايد وکلای جديد مکرمه بتوانند واقعيت هايی را که در خصوص اين مدارک بوده و مورد توجه قرار نگرفته  بيان کنند که بتوانند در يک جريان رسيدگی جديد  و يک قاضی بی طرف به اين موضوع رسيدگی بکنند.

در صورتی که مساله صيغه شرعی اثبات بشود آيا می توان اميدوار بود که مجازات سنگسار دراين باره متوقف بشود؟

قطعا اگر بی طرفانه به اين پرونده رسيدگی شود. چون مکرمه تحت تاثير جعفر کيانی و آنچه که او منتقل می کرده قرار داشته است،ضمنا اگر دو نفر قصد رابطه نا مشروع داشته باشند هيچ وقت نمی آيند مراجعه کنند به يک روحانی و صيغه نامه  تنظيم کنند، هيچ وقت نمی آيند در يک محيط اجتماعی زندگی کنند دارای دو فرزند شوند.

حتی مکرمه پس از اينکه بار اول دستگير می شوند و مدتی در حبس بوده اند و با نقض رای توسط ديوان عالی کشور آزاد می شوند ماجرا را اين گونه بيان می کند که جعفر کيانی به او می گويد :«ديدی گفتم ما هيچ مشکلی نداريم» و بعد می روند و دوباره زندگی می کنند.

اين ها به ما نشان می دهد که قطعا مکرمه گمان می کرده که زن شرعی و قانونی  جعفر است اگر غير از اين بود چگونه مکرمه به همراه جعفر کيانی بر می گردد به همان شهری که شوهر سابقش زندگی می کرده، جعفر کيانی به مکرمه گفته بود من به طور غيابی طلاق تو را گرفته ام.

 با توجه به اينکه شما وخانم صدر چندی پيش با خانم مکرمه ابراهيمی در زندان قزوين ملاقات داشتيد وضعيت عمومي او چگونه است؟

وضعيت جسميشان معمولی بود اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی نداشت و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه  اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود.     

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 14:2 |
كد خبر: 22804 تاريخ: 09:09:24 - 1386/05/14  
جزئیات تکان دهنده از پرونده سنگسار تاکستان
 
گفته می شود جعفر پس از سنگسار در حالی که گوش و بینی اش کنده و له شده بود، همچنان زنده بود و وقتی پزشک قانونی زنده بودن او را تائید می کند، آقای (...) با یک بلوک سیمانی بزرگ بر سرش می کوبد و اورا به قتل می رساند که در صورت اثبات این ادعا وی قابل تعقیب کیفری خواهد بود .

عصرایران- وکیل پرونده جنجالی سنگسار تاکستان در گفت و گو با خبرنگار عصرایران(asriran.com)، جزئیات تکان دهنده ای از ماجرای سنگسار جعفر کیانی و وضعیت موکله اش"مکرمه" بیان کرد.

شادی صدر درباره موکله اش که به سنگسار محکوم شده و هم اینک در زندان تاکستان به سر می برد گفت: مکرمه، زنی بی سواد و بسیار ساده است و هنگام دستگیری حتی خواندن و نوشتن هم بلد نبود و اکنون در حد مقدماتی مثل نوشتن اسم خودش سواد دارد.

وی گفت: چند سال پیش، جعفر کیانی که او هم بی سواد بود، برگه ای را به مکرمه نشان می دهد که حاکی از آن بوده است که حکم طلاق غیابی مکرمه از همسر اولش صادر شده است.مکرمه نیز به استناد همان برگه به همراه جعفر کیانی به دفتر ازدواج مراجعه می کند و محضردار هم که اینک فوت کرده است، برهمان مبنا، بین جعفر و مکرمه صیغه عقد 99 ساله جاری می کند و سند رسمی عکس دار و قانونی ازدواج به آنها ارائه می دهد .

پس از این ازدواج، جعفر و مکرمه همانند سایر زوج ها زندگی خود را شروع می کنند. البته، جعفر همسر دیگری نیز داشته است و به طور همزمان با هر دو همسرش زندگی می کرده است.
صدر می افزاید:پس از مدتی،جعفر و مکرمه به یک عروسی در اسلامشهر دعوت می شوند و در آنجا یکی از اقوام شوهر قبلی مکرمه، آنها را می بیند و به پلیس خبر می دهد و بدین ترتیب مکرمه و جعفر بازداشت می شوند و به اتهام زنای محصنه تحت تعقیب قرار می گیرند.

وکیل پرونده افزود: حتی اگر برگه ای که به عنوان حکم طلاق غیابی به مکرمه ارائه شده، غیر واقعی بوده و طلاق بین او و همسر اولش جاری نشده باشد،نمی توان حکم به سنگسار و حتی تازیانه او داد چرا که مکرمه با این تصور که همسر شرعی جعفر بوده با او ارتباط داشته است و شرعاً هم مرتکب گناهی نشده بود . ضمن اینکه حتی نمی توان گفت که جعفر نیز از غیر معتبر بودن آن حکم خبر داشته است زیرا با توجه به بی سواد بودنش، امکان داشته است فرد دیگری به هر علتی حکم مذکور را به جعفر داده و به او گفته باشد که  طلاق غیابی مکرمه صادر شده است.

وانگهی به فرض اشتباه جعفر یا مکرمه، دفتردار رسمی قوه قضاییه نیز مستندا به همان برگه، صیغه عقد را بین آنها جاری کرده است که متاسفانه محضردار مذکور در قید حیات نیست تا در این باره از او تحقیق شود. با این اوصاف، از یک سو می توان گفت که مورد از موارد "شبهه" بوده و در چنین مواردی به صراحت قاعده "تدرءالحدودبالشبهات" می بایست حکم برائت جاری می شد.

وی افزود: اگر ازدواج جعفر و مکرمه مورد پذیرش قانون نبوده، نباید به اسم آن دو برای فرزند مشترکشان شناسنامه صادر می شد در حالی که افشین 14 ساله که اینک با خانواده همسر اول جعفر زندگی می کند دارای شناسنامه رسمی هست.

صدر افزود: به عنوان وکیل پرونده هنوز موفق به خواندن پرونده نشده ام و فقط بدل پرونده را در اختیار من قرار داده اند که آن هم کامل نیست. با این حال مطابق رای صادره، جعفر که سنگسار شده است، هرگز به رابطه نامشروع اعتراف نکرده و هیچ شاهدی نیز در پرونده موجود نیست و قاضی، صرفا با استناد به علم خود مبادرت به صدور حکم سنگسار کرده است.

وی گفت: سرانجام با پیگری های مکرر قاضی اجرای احکام، رای به مرحله اجرا رسید ولی یکبار که می خواستند بدون سر و صدا حکم را اجرا کنند، رییس کل دادگستری استان قزوین مانع می شود. پس از آن و با اصرار قاضی اجرای احکام ، بار دیگر پرونده به مرحله اجرا نزدیک می شود که این بار با مطلع شدن رسانه ها و گویا به دستور آیت الله شاهرودی از اجرای حکم جلوگیری می شود ولی سرانجام خبر رسید که جعفر را سنگسار کرده اند.

وکیل پرونده در پاسخ به این سؤال که علیرغم مخالفت مقامات ارشد قضایی چگونه این حکم اجرا شد ؟ گفت: تا جایی که مطلع هستم قاضی اجرای احکام اصرار ویژه ای برای سنگسار این دو نفر داشته است و حتی ارتباطاتی نیز با کمیسیون عفو بخشودگی داشته است تا مبادا این دو نفر بخشوده شوند و این از عجایب است!

وی با اشاره به سنگ هایی که جعفر با آنها کشته شده است گفت: اندازه سنگ ها به حدی بزرگ بود که حتی صورت ظاهری اجرای حکم نیز با اشکال مواجه است؛ این سنگ ها اکنون به تهران منقل شده است تا به عنوان مدرک مورد استفاده قرار گیرند.

صدر افزود: اخبار غیر رسمی که در صدد اطلاع از صحت  و سقم آن هستیم نیز حاکی از آن است که جعفر پس از سنگسار در حالی که  گوش و بینی اش کنده و له شده بود، همچنان زنده بود و وقتی پزشک قانونی زنده بودن او را تائید می کند، آقای (...) با یک بلوک سیمانی بزرگ بر سرش می کوبد و اورا به قتل می رساند که در صورت اثبات این ادعا وی قابل تعقیب کیفری خواهد بود .

وی افزود: خانواده جعفر کیانی احتمالا شکایتی را علیه قاضی پرونده و مجریان حکم طرح خواهند کرد، ضمن اینکه شنیده ام پرونده قاضی صادر کننده حکم به دادسرای انتظامی قضات رفته است تا مورد رسیدگی قرار گیرد.

صدر در پایان گفت: مسائل دیگری نیز وجود دارد که به لحاظ اینکه در حال پیگیری پرونده هستیم فعلاً از اعلام آن خودداری می کنیم تا در مسیر پرونده خللی ایجاد نشود و مکرمه بتواند از زندان آزاد شود و علی چهار ساله اش نیز که همراه اوست بقیه کودکی اش را در زندان سپری نکند .

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 13:8 |

بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص بازداشتهای ۱۸ تیرماه۸۶

نوشته شده : جمعه ۵م مرداد ۱۳۸۶ @ ۴:۳۰ ب.ظ، در رسته های : خبر، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای نسبت به بازداشتهای گسترده در ۱۸ تیرماه ۸۶ واکنش نشان داد. در بیانیه این نهاد حقوق بشری آمده است:

بهاره هدایت، محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، مجتبی بیات ، حنیف یزدانی و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران به همراه ۷ نفر دیگر که اسامی آنها نیز در اختیار عفو بین الملل قرار دارد در ۹ جولای همزمان با هشتمین سالگرد اعتراضات دانشجویی ایران در جولای سال ۹۹ میلادی که به شدت توسط پلیس سرکوب شد، بازداشت شده اند. ۸ فرد ذکر شده در بند ۲۰۹ زندان اوین که توسط وزارت اطلاعات ایران اداره می شود در سلول انفرادی نگهداری می شوند. ۷ زندانی دیگر هم در اوین نگهداری شده و ممکن است در زندان انفرادی باشند. عفو بین الملل این افراد را زندانیان سیاسی و عقیدتی تلقی می کند.

در ادامه این بیایه آمده است: بهاره هدایت مسئول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بهمراه ۵ عضو دیگر شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت آقایان: محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، ، حنیف یزدانی در جریان یک تحصن اعتراضی نسبت به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران بازداشت شده اند.

همچنین ۱۰ نفر دیگر در دفتر سازمان دانش اموختگان ایران دستگیر شده اند که در میان انان نام عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان دیده می شود. بازداشت شدگان از ضرب و شتم خود در هنگام بازداشت خبر داده اندو مطابق گزارشها پلیس در جریان این بازداشت از شلیک هوایی استفاده کرده است. پلیس همچنین کامپیوترها و اسناد موجود در دفتر این سازمان را ضبط کرده است. یک کارمند دفتر سازمان دانش اموختگان ۵ روز بعد از این حمله آزاد شده است.

تعدادی از بازداشت شدگان موفق به تماس تلفنی با خانواده های خود شده اند اما هیچکدام موفق به دیدار وکیل و یا خانواده خود نشده اند. منزل برخی از بازداشت شدگان نیز تفتیش شده است. در جریان تفتیش منزل عبدالله مومنی ماموران وی را با دستهای بسته و در حالیکه آثار ضرب و شتم بر بدنش هویدا بوده است به منزل آورده اند. آقای مومنی گفته است او برای اعتراف گیری به شدت زیر فشار و تهدید قرار دارد.

یک سخنگوی قضایی نگهداری افراد ذکر شده در زندان اوین را تایید کرده و اتهاماتشان را اقدام علیه امنیت ملی و تجمع غیرقانونی اعلام کرده است.

در ادامه این بیانیه آمده است: سازمان دانش اموختگان ایران یک سازمان مجوز دار و رسمی است که عضویت در آن برای فارغ التحصیلان دانشگاههای ایران آزاد می باشد این سازمان در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کوشد. علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل این سازمان که در جریان تجمع ارام ۲۲ ژوئن سال گذشته بازداشت شده و ۴ ماه در زندان ۲۰۹ بازداشت بوده است، از شکنجه و ضرب و شتم خود در این زندان خبر داده بود.

بهاره هدایت فعال جنبش زنان که یکبار دیگر نیز در تجمع ۲۲ ژوئن بازداشت شده بود،به ۲ سال زندان تعلیقی در جلسه دادگاهی بدون حضور وکیل محکوم شده و هم اکنون احتمال اجرای این حکم وی وجود دارد.
در۱۰ اوریل وزیر اطلاعات ایران در سخنانی جنبش زنان و جنبش دانشجویی را متهم به تلاش برای اجرای اهداف دشمن بر ضد دولت ایران متهم کرد.

در پایان این بیانیه خواسته های زیر مطرح شده است:
آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان ۱۸ تیر به دلیل آنکه این افراد زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده که به دلیل ابراز حقوق طبیعی خود بازداشت شده اند.
ابراز نگرانی نسبت به گزارشهای منتشره در خصوص ضرب و شتم این افراد و درخواست از ماموران برای رسیدگی به این گزارشات و برخورد با عوامل ضرب و شتم دانشجویان
درخواست از ماموران برای ضمانت نسبت به عدم آزار و شکنجه این بازداشت شدگان
درخواست برای مهیا شدن امکان ملاقات این افراد با خانواده و وکلا و استفاده از امکانات پزشکی

این نامه برای مقام رهبری، رییس جمهور، رییس مجلس، وزیر اطلاعات و رییس قوه قضاییه ایران ارسال شده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:56 |

با دانشجويان در زندان چه می کنند؟
دادنامه مشترک
سحابی، پيمان، عبادی، يزدی

 

 

 

حبيب الله پيمان، عزت الله سحابی، شيرين عبادی و ابراهيم يزدی با صدور پيام و بيانيه ای مشترک خواهان روشن شدن وضع دانشجويان زندانی شدند. صدور اين بيانيه همزمان شده است با گزارش های تکاندهنده ای که حکايت از شکنجه دانشجويان بازداشتی در يک بازداشتگاه تازه کشف شده در کهريزک دارد. از جمله استعمال تخم مرغ پخته، بطری و ... به دستگير شدگان برای گرفتن اعتراف به انتشار مطالب ضد دينی در نشريات دانشجوئی.

در پيام چهار امضائی سحابی، پيمان، عبادی و يزدی به بازداشت شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم در مقابل دانشگاه اميرکبير و نيز پلمب دفتر ادوار تحکيم وحدت و بازداشت حاضران در اين دفتر اشاره شده و آمده است:«از اتهامات وارده بر اين دانشجويان اطلاع درستی در دست نيست. به وکلای مدافع آنان اجازه حضور در دادگاه و ملاقات با موکلين شان را نداده اند و خانواده های برخی از بازداشت شدگان از وضعيت عزيزان خود بی اطلاع می باشند.

اين رفتارها مغاير با اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسی و نيز اصول بيانيه جهانی حقوق بشر و ميثاق های مربوطه آنست که دولت ايران نيز آنها را امضا کرده و به رعايت آنها متعهد است.

 

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:52 |
روزنامه اعتماد
مصطفي کرمي همچنان روي تخت بيمارستان
سکوت حوزه هنري ادامه دارد
زهرا بيگدلي

«سه هزار مستندساز در ايران مشغول به کار هستند که تنها 50 نفر از آنها بيمه هستند. حادثه يي که براي مصطفي رخ داده، مي تواند براي هر کدام از ما اتفاق بيفتد.»

موضوع چندان هم ساده نبود. هميشه اتفاق نمي افتد. مصطفي کرمي دستيار فيلمبردار بوده و براي فيلمي قرار بوده کابل دزدي را به نمايش بکشد. تهيه کننده حوزه هنري گرگان بوده و مامور سازمان برق به همه اطمينان داده که محل فيلمبرداري امن است، حتي فيلم او وجود دارد که ترانس مصنوعي وصل مي کرده. اما مصطفي را برق گرفته، دست ها و پاهايش سوخته، مجبور شدند آنها را قطع کنند؛«از کابل پرت شدم پايين، بين تمشک ها. حالا بيست روز گذشته. چشم هايم را مي بندم و دست دارم. بعد چشم ها را باز مي کنم، دست هايم نيست. تنها درد است، درد، درد، درد.»

ديگر مرفين روي او اثري ندارد. روزي شش مرفين به او تزريق مي کنند و باز هم درد امانش را بريده و اشک هايش جاري است؛«نمي خواهد اشک هاي مرا پاک کني، اين اشک ها، ديگر خشک نمي شود.»بيست روز از حادثه گذشته، حوزه هنري همچنان به سکوتي که هيچ منطقي پشت آن نيست، ادامه مي دهد. کارگردان فيلم مستاصل است و مصطفي روي تخت بيمارستان مهر بستري است. بيمارستان مهر، خصوصي است، پس وزارت بهداشت هزينه صد ميليون توماني بيمارستان را پرداخت نمي کند. مسوولان وزارت بهداشت تنها هزينه بيمارستان دولتي را پرداخت مي کنند. اما او مجبور شده به بيمارستان خصوصي بيايد چون چند روز بيمارستان دولتي بستري بوده و به گفته خودش حتي يک دکتر براي ويزيت او نيامده است.«خدا، خدا، به کي شکايت ببرم؟ تو را خدا من را اين طور با درد و ناله نبينيد. من قبل از حادثه خوشگل بودم. کاش آن وقت من را ديده بوديد.»

قبل از حادثه يعني کي؟ يعني زماني که مصطفي فيلمبردار سفرهاي استاني رئيس جمهور بود. فيلمبرداري دوازده تا از سفرها را به عهده داشته و حالا هنوز از نهاد رياست جمهوري به خاطر اين فيلمبرداري ها طلبکار است. اما اين طلب هم انگار پرداخت نشدني است. نامه مصطفي به رئيس جمهور جوابي نداشته. شايد حتي اصلاً به دست او هم نرسيده. صد ميليون هزينه بيمارستان که هنوز جمع نشده تنها بخشي از خرج هاي او است. دست ها و پاهايي که حالا نيستند بيش از اين خرج دارند. خواهر مصطفي از اين هزينه ها مي گويد؛«فرض کنيد مصطفي از بيمارستان مرخص شد، نياز به دست و پاي مصنوعي دارد، اين دست و پاي مصنوعي شصت ميليون تومان هزينه دارد و حتي اگر اين دست و پا هم باشند، او ديگر توانايي کار کردن ندارد، نيازمند بيمه از کارافتادگي است.»

کار سخت اينجا معناي خاصي ندارد. بيمه براي بعضي شغل ها است، فعاليت هاي فرهنگي از ديد بسياري نه سخت است و نه نيازمند بيمه.

به کمک هاي دولتي اميدي ندارند، آنها که تا به حال قول، تنها قول کمک داده اند، هنرمندان هستند، سينماگران؛«انجمن سينماگران جوان با کمک جعفري جلوه قول کمک 5/14 ميليون توماني داده. مهرداد اسکويي که در جشنواره فيلم فجر يک حج عمره برنده شده، اعلام کرده که جايزه اش را به او خواهد داد و خانه سينما از کمک 5/1 ميليون توماني صحبت به ميان آورده.علي ملاقلي پور پسر کارگرداني که تنها چند ماهي از درگذشتش مي گذرد هم گفته پنج ميليون تومان کمک مي کند.»

اين کمک ها تا صد ميليون، فاصله دارد و در حد حرف است.شايد به اين حداقل ها بتوانند دلخوش باشند. شايد.خوابيده روي تخت، با همان دردي که نمي تواند مخفي کند؛ همه مي آيند اينجا و تنها مي خواهند با من عکس بگيرند، همه مي آيند شعار مي دهند و مي روند. هيچ کس کار خاصي انجام نمي دهد. يکي از کارمندان جزء حوزه هنري گرگان آمد ديدن من و گفت؛ «تهران بوده، مسوولان به او گفته اند يک دسته گل هم بخرد ببرد ملاقات فلاني.»بعضي مستندسازها در اتاق مي روند و مي آيند، همين طور هنرپيشه هاي مشهور سينما و تئاتر. پرويز پرستويي مي گويد؛ «اگر آقاي ... يکي از واحدهاي ساختماني اش را اجاره دهد مي تواند تمام فيلمسازها را بيمه کند.»شهرت بعضي وقت ها به درد مي خورد براي پول، براي شخصيت، براي امضا دادن، اما مصطفي حالا شهرت را احتياج دارد براي مداوا؛ «بعضي آمده اند پيش من و مي گويند چون تو مشهور نيستي نمي توانيم برايت کاري بکنيم. بعد براي اميد دادن مي گويند فرض کن کنار دريايي. به درد فکر نکن. من چطور مي توانم به درد فکر نکنم؟ مرفين ديگر روي من اثر ندارد. پرستار امروز دو بار به من مرفين زد و گفت به دکتر نگو، قاچاقي باز هم مرفين تزريق کردم و من همچنان درد مي کشم.»

اين چشم ها که هر از گاهي باز مي شود، تنها درد را فرياد نمي کند، نااميدي هم در آنها موج مي زد. پس مستندسازان سعي مي کنند به او اميدواري دهند؛ «به شماره حسابي که برايت باز کرديم، مردم تا به حال 280 هزار تومان پول ريخته اند، دانشجويان مقيم امريکا و کانادا هم در حال تلاش هستند که براي تو کمک جمع کنند.»

بحث شماره حساب که پيش مي آيد، انگار داغ دلي تازه مي شود. پيش از اينکه اين حساب را براي مصطفي باز کنند، مردم به بيمارستان زنگ مي زدند و شماره حساب مي خواستند. روابط عمومي شماره حساب بيمارستان مهر را مي داده تا بدهي مصطفي با بيمارستان صاف شود. ما مجبور شديم سريع براي مصطفي، شماره حساب باز کنيم.

شماره حساب بانکي او را هم مي دهند؛ «بانک تجارت 210384448 شعبه مهر، کد 318، به نام مصطفي کرمي.»ايستاده ايم بالاي سر او و در باز مي شود، کسي معرفي مي کند؛ «خانم مرضيه وفادار هستند، همسر ناصر تقوايي.»

با همان چشم ها، نگاه مي کند، اشک تعارف مي کند به زني که اشک در چشمانش حلقه زده. پيش از اين پرستويي هم به ديدن او آمده. مصطفي تمام مدت خودش را کنترل کرده تا لبخند روي لب داشته باشد و چه دردناک بوده آن وقت که پرستويي رفته. مصطفي از درد جيغ مي زده و مرفين ها ديگر کارگر نبودند.

«از ديشب تا حالا درد مي کشم. حتي يک ثانيه هم آرام نبود ه ام.»نامه او به رئيس جمهور بي جواب مانده، مسوولان حوزه هنري بي تفاوتند و شکايت او از سازمان برق به هيچ نتيجه يي نرسيده. پس همچنان درد خواهد کشيد. درد، درد، درد.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:26 |

ربودن دختر نوجوان مقابل چشم ماموران

روزنامه اعتماد - چهارشنبه، 10 مرداد 1386 - شماره 1456
گروه حوادث؛ پسران خشن با استفاده از زور دختر نوجواني را ربودند و او را مورد آزار قرار دادند. به گزارش خبرنگار ما اوايل هفته جاري دختر نوجواني به ماموران پليس مراجعه کرد و مدعي شد پنج پسر جوان او را ربودند و قصد داشتند وي را مورد آزار قرار دهند، اما او موفق شد از چنگ آنها بگريزد. اين دختر در شکايت خود به پليس گفت؛ روز حادثه به مقصد تهرانپارس سوار ماشين شدم. در راه مرد راننده که جوان هم بود، توقف کرد و گفت بايد چيزي بخرد و از من عذرخواهي کرد. من هم چيزي نگفتم. دقايقي بعد و در حالي که قصد داشت دوباره به راه بيفتد به من گفت؛ بيا با هم به يک کافي شاپ برويم. من قبول نکردم و گفتم اهل اين کارها نيستم. مي خواستم پياده شوم که چهار پسر جوان از ساختماني که جلوي آن ايستاده بوديم، بيرون آمدند و مرا به زور وارد خانه يي کردند. دختر نوجوان ادامه داد؛ مرد راننده نيز وارد خانه شد، مردان جوان براي اينکه بتوانند به من تعرض کنند ابتدا به شدت مرا کتک زدند، من در يک لحظه از غفلت آنها استفاده کرده و از خانه فرار کردم و جريان را براي مادرم گفتم. شاکي در ادامه گفت؛ اين پسرها مدعي شدند که از من فيلم گرفته اند و اگر به خواسته هاي شان عمل نکنم، فيلم را در سطح شهر توزيع خواهند کرد. پس از طرح اين شکايت به پيشنهاد پليس و براي دستگيري عاملان اين اقدام خشن دختر نوجوان با متهمان قرار ملاقات گذاشت و دو روز پيش دو مامور پليس به همراه دختر نوجوان و برادرش بر سر قرار حاضر شدند و برادر اين دختر و ماموران پليس در گوشه يي خود را مخفي کردند، اما دو مامور که تصميم داشتند پسران خشن را غافلگير کنند، خود غافلگير شدند و پسران خشن دختر نوجوان را در يک لحظه به داخل ماشين خود کشيدند و او را ربودند، اما ماموران که خودرو نداشتند نتوانستند به تعقيب متهمان بپردازند. ساعاتي بعد دختر نوجوان در حالي که ظاهرش آشفته بود به خانه مراجعه کرد و از حادثه يي تلخ سخن گفت. وي گفت؛ پليس به من گفته بود وقتي متهمان آمدند من نزديک ماشين آنها بشوم، اما سوار خودرو نشوم، من که نزديک اتومبيل شدم، پسران جوان ناگهان به زور مرا به داخل کشيدند هرچه داد و فرياد کردم کسي به دادم نرسيد و آنها مرا بردند، باز هم به زور مرا به خانه يي بردند و کتک زدند و بعد پنج نفري به من تعرض کردند، آنها هر بار که فرياد مي زدم و کمک مي خواستم با نوک چاقو به پشت گردنم ضربه مي زدند، آن قدر برايم سخت بود که از خدا مي خواستم جانم را بگيرد. با توجه به شکايت مجدد اين دختر، ماموران خانه متهمان را شناسايي و دو تن از متهمان را بازداشت کردند و پرونده آنها براي انجام تحقيقات به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي ساعي فرستاده شد. بنا بر اين گزارش هم اکنون دو متهم پرونده با قرار بازداشت روانه زندان شده اند و تحقيقات براي دستگيري ساير متهمان ادامه دارد.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 10:36 |

گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:

بین المللی :
1 ـ سازمان عفو بین الملل در گزارشی با عنوان ایران آخرین جلاد کودکان نوشت: از سال 1990 تاکنون در ایران بیش از هر کشور دیگری افراد زیر 18 سال اعدام شده اند. به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، از سال 1990 تاکنون اعدام 24 مجرم نوجوان در جمهوری اسلامی ایران تائید شده که 11 تن از آنان هنگام اجرای حکم کمتر از 18 سال سن داشته اند. به گزارش عفو بین الملل در حال حاضر 71 نوجوان محکوم به مرگ در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند. در این گزارش آمده است: جمهوری اسلامی معمولا در مورد تعداد احکام اعدام و اجرای این احکام اطلاعات دقیقی انتشار نمی دهد و احتمال دارد که آمار واقعی کودکان محکوم به اعدام و اعدام شدگان نوجوان بیش از این باشد. این سازمان ضمن تاکید بر لغو مجازات اعدام برای کودکان بعنوان هدفی مهم و مبرم، آن را گامی در راه الغای کامل مجازات اعدام در ایران می داند.(بی بی سی 6/4/86)

2 ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با محمود صالحی فعال کارگری که در زندان سنندج بسر می برد، طی نامه ای خطاب به علی خامنه ای امکان دسترسی این زندانی به مراقبت های پزشکی، ملاقات با وکیل و خانواده را خواستار شد و اعلام کرد محمود صالحی یک زندانی عقیدتی است و صرفا به دلیل اعمال مسالمت آمیز حق خود در آزادی بیان و تشکل و فعالیت های مسالمت آمیز اتحادیه ای در بازداشت بسر می برد. عفو بین الملل آزادی فوری و بی قید و شرط نامبرده را خواستار شد. (سایت اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایران15/4/86)

3 ـ بدنبال انتشار خبر سنگسار جعفر کیانی در تاکستان توسط رژیم جمهوری اسلامی ، لوییز آربور کمیسر عالی سازمان ملل در حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای نوشت من از اینکه علیرغم آن که دولت ایران اجرای سنگسار را به تعویق انداخته بود باز هم این حکم اجرا شد، بی نهایت نگرانم. سنگسار نقض آشکار حقوق بین المللی است. من موکدا از مقامات ایران می خواهم نسبت به سنگسار گزارش شده توضیح دهند و همچنین اجرای حکم مکرمه ابراهیمی و افراد دیگری که به این مجازات محکوم شده اند را لغو کنند. ( بی بی سی 19/4/86 )

4 ـ کنت وی جور جستی رئیس کنگره کار کانادا طی نامه ای به سید علی خامنه ای اعلام کرد: به نیابت از سوی سه میلیون از کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (سی ال سی) دستگیری منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را به شدید ترین وجه ممکن از طریق این نامه محکوم می نمایم. در بخش دیگر این نامه آمده است: ما براین باور هستیم که دستگیری آقای اسانلو در ارتباط با فعالیتهای اتحادیه ای وی، از جمله در ارتباط با تلاشهای وی در پیگیری کسب همبستگی بین المللی برای جنبش اتحادیه ای ایران می باشد. ما به همراه دیگر فعالین اتحادیه در سراسر دنیا، صدای اعتراض خود را بر علیه تجاوز شنیع به حقوق بشر و حقوق اتحادیه ای بلند می نما ئیم.(اخبار روز 22/4/86)

5 ـ خانم آنجلیکا بر رئیس نمایندگی ایران در پارلمان اروپا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ما معتقدیم که منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران یک زندانی عقیدتی است و تنها بر مبنای همین بیان عقاید مسالمت آمیزش بویژه برای دفاع از حقوق سندیکایی و اتحادیه ای رانندگان اتوبوسرانی تهران دستگیر شده است. بنابراین ما خواستار آزادی فوری او هستیم. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: ما همچنین نگران دستگیری محمود صالحی، فعال سندیکایی و سخنگوی سندیکای خبازان سقز که در 9 آوریل دوباره زندانی شده و نیاز مبرم به درمان و مداوای پزشکی دارد، می باشیم. جمهوری اسلامی ایران یک عضو سازمان جهانی کار است و بنابراین به پیروی از اصول آن متعهد و ملزم به رعایت و احترام به اصول اولیه، از جمله اصل آزادی ایجاد تشکل و سندیکا می باشد.(اخبار روز 24/4/86)

6 ـ سازمان عفو بین الملل با صدور اطلاعیه ای نگرانی خود از نقض حقوق بشر در ایران را اعلام کرد: به گزارش عفو بین الملل ایران همچنان دارای بالاترین میزان اعدام در جهان است. این سازمان حداقل 120 مورد اعدام از شروع سال 2007 در ایران را ثبت کرده است. سازمان عفو بین الملل سنگسار کردن جعفر کیانی و اعدام دو نوجوان زیر 18 سال به نام محمد موسوی و سعید قنبرزهی را محکوم نموده است. این سازمان خواستار پایان دادن به دستگیری و صدور حکم زندان برای فعالین حقوق بشر ، فعالین جنبش دانشجویی ، فعالین جنبش زنان، فعالین سندیکای و روزنامه نگاران شده است.(بی بی سی25/4/86 )

7 ـ گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و دیوید کرافت دبیرکل فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل طی نامه ای مشترک خطاب به سو ماوایا دبیرکل سازمان جهانی کار ، دستگیری منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را محکوم کردند و نسبت به سرکوب مداوم فعالین سندیکایی در ایران ، به این نهاد بین المللی شکایت کردند. لازم به یاد آوری است که آقای گای رایدر در رابطه با زندانی شدن محمود صالحی عضو تعاونی کارگران خباز سقز در تاریخ 21 تیر طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بازداشت محمود صالحی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی سریع وی شده بود. ( اخبار روز 26/4/86 )
8 ـ حزب سوسیالیست فرانسه با صدور اطلاعیه ای ضمن اشاره به سرکوب نیروهای سیاسی اپوزسیون ، روزنامه نگاران ، روشنفکران ، دانشجویان ، فعالین جنبش کارگری و فعالین جنبش زنان خواستار پایان بخشیدن به نقض مداوم حقوق بشر در ایران شد. در بخش پایانی اطلاعیه آمده است : حزب سوسیالیست فرانسه انزجار خود را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر در ایران و به ویژه از سرگرفتن سنگسارها در ایران را اعلام می دارد. حزب سوسیالیست مجددا از اتحادیه اروپا و مقدمتا از مقامات فرانسه می خواهد که به مقامات ایرانی فشار آورند تا به این اعمال غیر قابل قبول پایان دهند.( اخبار روز 27/4/86 )

9 ـ دکتر ولف گانگ لوتر باخ رئیس بخش سیاسی فدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد دستگیری منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه را محکوم کرد.در این نامه آمده است: جمهوری اسلامی ایران بخاطر عضویت در سازمان بین المللی کار ملزم به رعایت اصول اساسی این سازمان از جمله اصل آزادی تجمع و تشکل است. در پایان آمده است : ما مصرانه از شما میخواهیم که آزادی فوری و بی قید وشرط آقای اسانلو را تضمین کنید.(عصر نو 27/4/86)

اخبار دانشجویی :
10 ـ بدنبال تحصن و اعتصاب غذای اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در مسجد این دانشگاه با خواست آزادی 8 تن از دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، بدستور دکتر رهایی رئیس دانشگاه،30 نفر از نیروهای حراست به فرماندهی واعظ در ساعت 3 نیمه شب با قطع کردن برق مسجد به دانشجویان متحصن حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.(ادوار نیوز 5/4/86)

11 ـ جمعی از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در ملاقات با فراکسیون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجویی از حق فعالیت محروم شده اند. 14 نشریه دانشجویی این دانشگاه بدستور مقامات توقیف شده اند . تعدادی از دانشجویان بصورت مکرر به کمیته انضباطی احضار شده اند. همچنین در این ملاقات خانواده 8 نفر از دانشجویان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی 7/4/86 )

12 ـ برادر عباس حکیم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با رادیو فردا گفت: خواهرم از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده است. به دلیل اینکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالایی دارد، خواهرم برای پیگیری وضعیت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهدید کرده اند که برای پاسخگویی به یک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پیگیری وضعیت برادرم با ریاست قوه قضائیه، معاون وی و کمیسیون اقلیت مجلس ملاقات داشته ایم، همه یا ابراز ناتوانی یا بی اطلاعی از پیگیری مسئله عباس حکیم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکیل مدافع عباس حکیم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امیر کبیر 23/4/86)

13 ـ چند تن از ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهاره هدایت دانشجوی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. وسائل شخصی وی همچون سی دی ، کتاب ، دست نوشته ها ، جزوه ها و آلبوم عکس او را با خود بردند. ( ادوارنیوز 24/4/86 )

14 ـ ابوالفضل جهاندار عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در شهریور 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید، در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند 209 از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده است. ( فعالان حقوق بشر در ایران 25/4/86 )

15 ـ از سوی قاضی حداد معاون امنیت دادستان تهران برای آزادی مجید شیخ پور، پویان محمودیان، مقداد خلیل پور، علی صابری و عباس حکیم زاده دانشجویان زندانی قرار وثیقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ 80000000 میلیون تومان قرار وثیقه صادر شده است.(ایسنا 25/4/86)

16 ـ مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیر کبیر در زندان اوین در اعتراض به فشارهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده اند. (خبر نامه امیرکبیر 26/4/86)

17 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهرام فیاضی دانشجوی کارشناسی ارشد پیام نور تهران و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. وسائل شخصی و رایانه او را با خود بردند. ماموران برای بازرسی منزل ، بهرام فیاضی را از زندان به همراه خود آورده بودند. نامبرده گفته در روزهای اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تاکنون از امکان هواخوری نیز محروم بوده است. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

18 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. مقداری از وسایل شخصی، دست نوشته ها و کیس کامپیوتری او را با خود بردند و از تمامی خانه و اطاقهای خواب فیلمبرداری کرده و دفترچه تلفن همسر نامبرده و دفتر تلفن منزل وی را با خود بردند. در ضمن ماموران امنیتی با مراجعه به منزل علی نیکو نسبتی یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند و از منزل نامبرده فیلمبرداری بعمل آوردند.(ادوار نیوز 31/4/86)

بازداشت دانشجویان :
19 ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که برای پاسداشت سالگرد 18 تیر و اعتراض به بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه امیر کبیر تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی بازداشت شدند. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اتهامات دانشجویان بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی دانشجویان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی ، حنیف یزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نیکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفید قم ، محمد هاشمی و بهاره هدایت دانشجویان دانشکده امور اقتصادی.( ایسنا و ادوارنیوز 18و 19/4/86 )

20 ـ امیر یعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپین یک میلیون امضاء تغییر برای برابری » در پارک اندیشه واقع در خیابان سهروردی تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. ( خبرنامه امیر کبیر 21/4/86 )

دانشجويان: احضار و بازجویی
21 ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به اتهام برگزاری تجمع غیر قانونی در روز جهانی زن در کمیته انضباطی این دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 2/4/86 )

22 ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد بلوا ، آشوب و تحریک دانشجویان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایلنا 3/4/86 )

23 ـ موسویان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: 10 دانشجوی دختر این دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

24 ـ هانیه بردبار ، شیما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مریم السادات سیدکریمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امیر یعقوبعلی و سعید فیض الله زاده دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ایجاد بلوا و آشوب ، عدم رعایت مقررات دانشگاه و توهین به مسئولان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفتند. این دانشجویان به اتهامات گوناگون هرکدام چندین پرونده دارند. ( ایسنا 12/4/86 )

25 ـ بیست و سه نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجویان احضار شده عبارتند از: مهری کریمی ، مریم سلیمی ، بیتا صمیمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمین ، فرهاد نوری، وحید سراجیان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سیاوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزیار ، سینا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسین ترکاشوند ، کورش لطیفی ، محمد معتمدی ، احسان خیر خواه و مسعود قدسی . ( ایسنا 17/4/86 )

دانشجويان: محاکمه
26 ـ آسو صالح فعال دانشجویی دانشگاه کردستان و عضو هیئت تحریریه هفته نامه « دیدگاه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام ، تحریک جوانها به شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ایران در شعبه پنجم دادیاری سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ایلنا 3/4/86 )

دانشجويان: احکام صادر شده
27 ـ فهمیه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ایلنا 1/4/86 )

28 ـ چهارده تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر در کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت انها به این شرح است: نعیم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آیدین خواجه ای ، وحید دهقانی ، هادی بهادری ، آیدین غفارنژاد ، امین امامی و علی داور هر یک به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. همچنین حامد توفیق ، بهنام زالی ، منصور امینیان و ابراهیم زینالی هر یک به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. ( ادوارنیوز 13/4/86 )

29 ـ هشت دانشجوی دانشگاه امیر کبیر در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت هر یک از آنان به این شرح است : نریمان مصطفوی و ناصر پویافر یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات. ابراهیم رحمانی و موفق کاتب یک ترم تعلیق از تحصیل. آرمان صداقتی یک ترم تعلیق از تحصیل با محرومیت از امکانات رفاهی . اسماعیل سلمان پور و سجاد ویس مرادی دو ترم تعلیق از تحصیل . ( ایسنا 17/4/86 )

30 ـ مقداد بریمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه سیستان و بلوچستان در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

31 ـ علیرضا ولیان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان به دلیل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایسنا 24/4/86 )

32 ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهین به کارمندان دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو 24/4/86 )

33 ـ بهرام اسماعیل بیگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام ، برگزاری تجمعات غیر قانونی و توهین به خمینی در شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، که برای مدت 5 سال به حالت تعلیق در آمد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 29/4/86 )

34 ـ حسن طالبی، میثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و توهین به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به یاد آوری است که 16 نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از 2 سال پیش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنیوز 29/4/86 )

توقیف نشریات دانشجویی :
35 ـ نشریه دانشجویی « شورا » به مدیر مسئولی میلاد معینی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجویان پس از انتشار سه شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران برای مدت یکسال توقیف گردید. ( ایلنا 1/4/86 )

36 ـ امتیاز نشریه دانشجو یی « سربداران » به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان لغو گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

37 ـ نشریه دانشجویی « صبح » به مدیر مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت 3 ماه توقیف گردید. ( ایسنا 29/4/86 )

38 ـ نشریه دانشجویی "تریا" به مدیر مسئولی سجاد درویش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار یک شماره بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران توقیف گردید.(ایسنا 31/4/86)

فیلتر کردن سایتهای خبری و توقیف فیلم:
39 ـ سایت کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ، « تغییر برای برابری » پس از گذشت دو ماه از آخرین فیلترینگ ، برای بار ششم فیلتر شد. ( تغییر برای برابری 4/4/86 )

40 ـ ماموران اداره حراست سازمان پژوهش های علمی و صنعتی از نهادهای زیر مجموعه وزارت علوم مانع سخنرانی دکتر الهه کولایی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در یکی از انجمن های سازمان مذکور شدند. ( نوروز 7/4/86 )

41 ـ سومین آدرس سایت خبر نامه امیر کبیر که زیر پوشش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر فعالیت می کند ، بدستور مقامات امنیتی فیلتر شد. ( سایت امیر کبیر 12/4/86 )

42 ـ کافه « تیتر » در خیابان صبای جنوبی محل جمع شدن روزنامه نگاران در تهران بدستور مقامات دولتی پلمپ شد. این کافه در زمستان 85 آغاز به کار کرد و جای نشستن 20 نفر را داشت. ( اعتماد ملی 17/4/86 )

43 ـ بدستور بازپرس شعبه 11 دادسرای کارکنان دولت خبرگزاری کار ایران (ایلنا ) فیلتر شد. ( ایسنا 20/4/86 )

44 ـ بدستور اداره کل نظارت و ارزش یابی سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایش فیلم « یک شب » به کارگردانی نیکی کریمی جلوگیری بعمل آمده است. ( ایسنا 25/4/86 )

مطبوعات: توقیف
45 ـ روزنامه « هم میهن » به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی پس از انتشار 42 شماره با تذکر شورای عالی امنیت ملی ، هیئت نظارت برمطبوعات و شکایت چند وزارتخانه بدستور قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران توقیف گردید. ( ایلنا 12/4/86 )

46 ـ هفته نامه « صدای ارومیه » به مدیر مسئولی محمد رضا خادم شمس بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات استان آذربایجان غربی توقیف گردید. ( شرق 30/4/86 )

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
47 ـ عبدالله سهرابی مدیر مسئول ، سامان سلیمانی سردبیر ، رضا علیپور و فرهاد امین پور از اعضای سردبیری نشریه توقیف شده « روژهلات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

48 ـ مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « نسیم صبا » به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد. ( ایلنا 11/4/86 )

49 ـ علی نظری مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « ارزش » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم و ستاد امر به معروف و نهی از منکر جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. لازم به یاد آوری است که این نشریه در اردیبهشت 79 توقیف گردید. ( ایلنا 11/4/86 )

50 ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه « توسعه » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.( ایلنا 12/4/86 )

51 ـ کیوان صمیمی بهبهانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « نامه » جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایسنا 25/4/86 )

52 ـ مدیران مسئول نشریات « سپیدار خانواده » ، « جهان صنعت » و « سینمای امروز » با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
53 ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « هم میهن » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء با شکایت دادستان تهران ، وزارت صنایع و معادن و انصار حزب الله اصفهان در شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( اعتماد ملی 24/4/86 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
54 ـ مسیح الله سلطانی مدیر مسئول نشریه « صدای زنجان » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت چند نهاد نظامی و دفتر نظارت بر انتخابات شورای نگهبان در دادگستری زنجان محاکمه شد. ( ایسنا 1/4/86 )

55 ـ فروزان آصفی نخعی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « گلستان ایران » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. ( ایلنا 10/4/86 )

56 ـ افشین زارعی وبلاگ نویس به اتهام توهین به مقدسات در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

66 ـ امید معماریان ، روزبه میرابراهیمی ، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی از متهمان پرونده وبلاگ نویسان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام با شکایت مدعی العموم ، ستاد مشترک سپاه پاسداران و بسیج در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی مولایی محاکمه شدند.( ایسنا 26/4/86)

67 ـ بهرام ولدبیگی مدیر مسئول و برهان لهونی سردبیر روزنامه توقیف شده « ئاشتی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( ایسنا 26/4/86 )

68 ـ سید کاظم حسینی مدیر مسئول نشریه « بازار کار » به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی افتخاری محاکمه شد. ( ایسنا 31/4/86 )

مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
69 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت و پس از تفتیش منزلش وی را به زندان اوین منتقل کردند. نامبرده با شکایت اداره اطلاعات استان کردستان در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شغل روزنامه نگاری محکوم شده بود. ( ایلنا 11/4/86 )

70 ـ اجلال قوامی روزنامه نگار و عضو شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج و با تائید شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود . توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت و به زندان منتقل گردید. (ایسنا 18/4/86 )

71 ـ مصطفی فرهاد مدیر مسئول هفته نامه « بهار بروجرد » به علت درج گزارشاتی در رابطه با تقسیم زمین های شهری و گزارشی پیرامون وضعیت امنیتی شهر بروجرد به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بدستور مدعی العموم بازداشت شد. ( اعتماد 28/4/86 )

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
72 ـ فاطمه فرهمند پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « گوناگون » به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

73 ـ حسین سعیدی پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « سپاس » به اتهام ایجاد اختلاف در بین اقشار جامعه و توهین به اقوام با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از انتشار نشریه محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

74 ـ امتیاز نشریه توقیف شده « طبرستان » به مدیر مسئولی مصطفی ناصحی به اتهام انتشار مطالب موهن علیه نظام ، توهین به مقدسات ، تبلیغ به نفع گروههای مخالف، اشاعه فحشاء و منکرات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی لغو گردید و وی به پرداخت جزای نقدی محکوم شد. (ایلنا 8/4/86 )

75 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده « مشارکت » به مدیر مسئولی محمدرضا خاتمی به اتهام انتشار مطالب کذب و افتراء با شکایت مدعی العموم ، شورای نگهبان ، نیروی انتظامی و ... به حکم قاضی حسین حسینیان رئیس شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران لغو گردید. محمدرضا خاتمی به پرداخت 600000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 11/4/86 )

76 ـ به علت فشارهای دولت به خبرگزاری کار ایران « ایلنا » هیئت مدیره این خبرگزاری برای کاستن از فشارها مجبور به پذیرش استعفای مسعود حیدری مدیر عامل ایلنا شد. ( آفتاب 11/4/86 )

77 ـ به علت فشارهای وزارت اطلاعات ، استانداری کردستان و دیگر نهادهای امنیتی مدیر مسئول هفته نامه کردی ـ فارسی « دیدگاه » مجبور به اخراج اجلال قوامی و امید احمدزاده از اعضای تحریریه این نشریه شد. ( اخبار روز 11/4/86 )

78 ـ مهدی رحمانیان مدیر مسئول روزنامه « شرق » به اتهام نشر مطالب خلاف موازین اسلامی ، اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی ، اهانت به دین مبین اسلام و مراجع مسلم تقلید ، تحریف سخنان رئیس جمهور و .. با شکایت مدعی العموم ، هیئت نظارت بر مطبوعات و ... در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 900000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( مهر 30/4/86 )

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
79 ـ کورش زعیم عضو جبهه ملی ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ایلنا 1/4/86 )

80 ـ محمد رضا رضایی گرگانی ، علیرضا اکبری نبی ، حمید پوروثوق و رسول بداقی از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران و از معلمین بازداشت شده در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

بازجویی فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
81 ـ رضا عباسی عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان و عضو شاخه زنجان سازمان دانش آموختگان ایران توسط نیروی انتظامی زنجان مورد بازجویی قرار گرفت و از نامبرده تعهد گرفته شد تا در مراسم روز بابک در قلعه بابک حضور نیابد. ( وبلاگ حق 6/4/86 )

82 ـ اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه و کریم پاشایی روزنامه فروش که در سالروز تولد بابک خرمدین به همراه حدود 20 نفر در پارک الغدیر ارومیه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند ، در دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفتند. (اورمو نیوز 17/4/86 )

دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
83 ـ بهروز صفری فعال حرکت ملی آذربایجان توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان بازداشت گردید. (وبلاگ حق 6/4/86 )

84 ـ قانع محمد رضایی 17 ساله به اتهام فعالیت سیاسی 40 روز پیش توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت و به زندان منتقل گردید. تلاش خانواده این نوجوان برای تغییر و یا تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تاکنون بی نتیجه بوده است.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

85 ـ محمد رضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریزی که از 29 خرداد بازداشت شده ، در بند 4 زندان تبریز نگهداری می شود که محل بازداشت افراد شرور می باشد. (اورمو نیوز 17/4/86 )

86 ـ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و تیر اندازی هوایی 10 نفر را بازداشت نمودند. ماموران امنیتی به مردم و همسایگان وحشت زده می گفتند: « عملیات بازداشت معتادان مواد مخدر است متفرق شوید». علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ضمن تائید پلمپ شدن دفتر سازمان دانش آموختگان ایران ، اتهامات افراد بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی فعالین سیاسی و دانشجویی بازداشتی عبارتنداز : عبدالله مومنی ، بهرام فیاضی و حبیب حاج حیدری از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران . مسعود حبیبی و مجتبی بیات دانشجویان دانشگاه تهران ، مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید حسین نیا دانشجوی دانشگاه زنجان ، آرش خاندل دانشجوی دانشگاه لرستان ، امیر حسین مهرزاد دانشجوی دانشگاه آزاد آمل ، عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و یک دانشجوی دیگر بنام اشکان قیاسوند. ( نوروز و ایسنا 18 و 19/4/86 )

87 ـ منصور رادپور که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ 27 اردیبهشت ماه سال جاری در جاده چالوس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. به بند 4 زندان گوهر دشت کرج منتقل شد. نامبرده به مدت 25 روز اکثر اوقات پس از نیمه های شب با چشم بند به همراه شکنجه های جسمی و روحی در خانه های امن وزارت اطلاعات زیر بازجویی بوده است. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/4/86 )

88 ـ آزاد خوانچه زر 27 ساله ، کریم کانی سانانی و ساسان عراقی از فعالین مدنی شهر مریوان توسط ماموران اداره اطلاعات مریوان بازداشت شدند. ( انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران 30/4/86 )

محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
89 ـ فرزاد کمانگیر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی از زندانیان سیاسی بند 209 زندان اوین در شعبه 16 امنیت دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. این فعالین سیاسی 10 ماه پیش در کرمانشاه توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آثار بر جای مانده از شکنجه قابل مشاهده است . ( فعالان حقوق بشر در ایران 9/4/86 )

بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
90 ـ کیومرث احمدی ، نادر احمدی ، محمد کریم زارعی و محمد مرادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام بدستور شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل گردیدند. نامبردگان 7 ماه پیش مدتی در بازداشت بودند ، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بودند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 25/4/86 )

91 ـ لقمان مهری فعال کارگری و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که در دادگاه انقلاب سقز و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان و دیوان عالی کشور به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود . به اتفاق همسرش در ترمینال شرق تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. نامبرده قبلا در مراسم روز جهانی کارگر سال 83 توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شده بود. وی به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 85 تهران برای اعتراض به نابرابری حقوق زنان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. همچنین او به علت شرکت در تجمع اعتراض به قتل شوانه قادری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. ( سلام دمکرات 27/4/86 )

فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
92 عبدالله حسینی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یکی از احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب سقز به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از یکسال است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 5/4/86 )
93 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی به اتهام توهین ، افتراء و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره اطلاعات شهرستان درود ، در دادگاه تجدید نظر استان لرستان به 6 ماه حبس تعزیری ، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایلنا 3/4/86 )

94 ـ عارف عبدالله زاده به اتهام خروج غیر قانونی از مرز در دادگاه پیرانشهر و با تائید دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده پیش از این به اتهام همکاری با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز و با تائید شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 4/4/86)

95 ـ محمدرضا فقیهی وکیل مدافع عوده عفراوی از متهمان بمب گذاریهای اهواز گفت: موکلم در دادگاه بدوی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان اردبیل محکوم شد. نامبرده در حال حاضر در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را سپری می کند. ( ایسنا 8/4/86 )

96ـ کاوه انوری ، خالد رسولی ، هیوا نوری ، وطن عبادی ، وریا کریمی و ژیان کامکار به اتهام فعالیتهای تبلیغی و سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هر یک به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

97 ـ سعید حمیدان از متهمان بمب گذاریهای اهواز به اتهام حمل و جابجایی اسلحه در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در زندان بسر می برد.(ایلنا 9/4/86 )

98 ـ عادل ظفری به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سقز و با تائید شعبه 4 دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

99 ـ محمد هاشمی و علی پور سلیمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و از شرکت کنندگان در اعتراضات اسفند سال گذشته در مقابل مجلس شورای اسلامی به اتهام تحریک معلمان به تحصن ، اعتصاب ، تعطیلی مدارس و عدم حضور در کلاس درس با شکایت اداره کل حراست وزارت آموزش و پرورش به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش تهران به 2 سال تدریس در دبیرستانهای شهرری و اسلامشهر محکوم شدند. ( شرق 12/4/86 )

100 ـ عسگر اکبر زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و منصور جدی از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب اردبیل به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. ( وبلاگ حق 17/4/86 )

101 ـ زاهد قادری به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 3 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

102 ـ محمد صالح کویخاشیره به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 4 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

103 ـ مصطفی دریانورد و رضا بابا سوار از اعضای انجمن پادشاهی به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند نظام به ترتیب در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتیان و شعبه 6 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بابایی به 18 ماه حبس و 6 ماه حبس محکوم شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

104 ـ صالح کامرانی وکیل دادگستری به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در شعبه 42 دادگاه تجدید نظر استان تهران به پرداخت یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات مردمی خرداد85 به مدت 98 روز در بازداشت بسر برد. ( ایسنا 25/4/86 )

105 ـ سه نفر از معلمان شهرستان شهرضای اصفهان به علت شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در اسفند 85 ، به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش شهرضا به استانهای مازندران ، مرکزی و اخراج از آموزش و پرورش محکوم شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

106 ـ عبدالواحد کریمی اهل بانه به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب سقز به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از 6 ماه پیش در زندان بسر می برد. (موکریان 28/4/86 )

اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
107 ـ محمد علی دادخواه وکیل مدافع ابوالفضل جهاندار گفت : وضعیت جسمی موکلم نامطلوب است و باید بیرون از زندان اوین معالجه شود . این فعال جنبش دانشجویی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به تحمل دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است. ( ایلنا 1/4/86 )

108 ـ مصطفی دریانورد زندانی سیاسی که با خواست اصل تفکیک زندانیان براساس جرایم و انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی در زندان اوین از 6 روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد ، توسط کیان پور رئیس داخلی زندان اوین تهدید به ضرب و شتم ، انتقال به سلول انفرادی و تبعید به زندان گوهر دشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/4/86 )

109 ـ سعید ماسوری زندانی سیاسی که از سال 79 زیر حکم اعدام بسر می برد ، سه سال پیش از بند یک زندان اوین به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل گردید. این بند تحت نظر وزارت اطلاعات می باشد.
(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 11/4/86 )

110 ـ آوات قریشی ، دارا قریشی و ابوبکر باپیری که به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت داخلی از یکسال پیش در شهرستان بوکان زندانی بودند، در دادگاه انقلاب مهاباد متهم ردیف اول به 4 سال و متهمین ردیف دوم و سوم هر یک به 3 سال حبس در تبعید محکوم شده بودند ، به زندانهای تبریز ، مراغه و میاندآوب تبعید شدند. ( وبلاگ موکریان 12/4/86 )

111 ـ علیرضا کرمی خیر آبادی زندانی امنیتی به بیماری کلیوی مبتلا شده است. علیرغم تائید بهداری زندان گوهر دشت مبنی بر انتقال نامبرده به بیمارستانی مجهز ، وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان جلوگیری می کند.
( فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

112 ـ حمید قنواتی و رضا پرتوئی از فعالین سیاسی که در تاریخ 8 اسفند 85 توسط ماموران وزارت اطلاعات شبانه در اهواز بازداشت شدند، با گذشت 4 ماه از زندانی شدن آنها ، خانواده های نامبردگان تاکنون موفق به ملاقات با عزیزان خود نشده اند و نگران سرنوشت آنان می باشند. ( فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران 20/4/86 )

113 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر علیه نظام و ارتباط با گروههای « ضد انقلاب » طی 16 روز اخیر 11 بار مورد بازجویی قرار گرفته است با چشم بند ، دستبند و پا بند به محل بازجویی منتقل می کنند. وی در بند 209 زندان اوین می باشد که در اختیار وزارت اطلاعات می باشد . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/4/86 )

114 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. تمامی کتابها ، دست نوشته ها و پایان نامه کارشناسی ارشد وی را با خود بردند. همسر عبدالله مومنی گفت : ماموران امنیتی همسر مرا با دستبند به همراه خود آورده بودند، همسرم لاغرتر از گذشته ، عصبی و خسته به نظر می رسید و آثار کبودی بر بدنش مشهود بود. همسرم نسبت به فشارهای وارده بر وی در سلول انفرادی به شدت معترض بود. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

115 ـ وضعیت جسمانی محمود صالحی فعال کارگری در زندان سنندج بسیار وخیم است و روز پنجشنبه 22 تیرماه به علت درد شدید به مدت 6 ساعت در حالت اغماء بسر برده است. نامبرده بارها وضعیت نامناسب جسمانی خود را گزارش کرده اما با بی توجهی مسئولین زندان سنندج روبرو بوده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 26/4/86)

116 ـ یوسف مولایی وکیل مدافع منصور اسانلو گفت : موکلم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده و چون پرونده در حال تحقیقات مقدماتی قرار دارد ، ما هیچ گونه دسترسی به پرونده یا موکل خود نداریم. ( رادیو فردا 29/4/86 )

زندانیان سیاسی مفقود الاثر:
117 ـ اسماعیل عزیزی و شهاب عزیزی از فعالین سیاسی که در تاریخ 26/11/85 توسط نیروی انتظامی در مهاباد بازداشت شدند، پس از گذشت پنج ماه از بازداشت آنها هیچ اطلاعی از نامبردگان در دست نیست و هیچ نهاد دولتی پاسخگو نمی باشد. خانواده این زندانیان سیاسی نگران سرنوشت عزیزان خود می باشند.(فعالان حقوق بشر در ایران 23/4/86)

118 ـ امیر جنت آبادی 24 ساله فعال سیاسی از یکماه پیش ناپدید شده است. نامبرده پیش از این بارها از سوی وزارت اطلاعات تهدید و بازداشت شده بود. تاکنون وزارت اطلاعات و قوه قضائیه مسئولیت بازداشت وی را نپذیرفته اند. خانواده او نگران سرنوشت فرزندشان می باشند. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 24/4/86 )

اخبار فعالان جنبش زنان :
119 ـ مریم ضیاء فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

120 ـ دلارام علی دانشجوی دانشگاه تهران ، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 34 ماه حبس تعزیری و 10 شلاق محکوم شد. ( ایلنا 12/4/86 )

121 ـ عالیه اقدام دوست فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 40 ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد. ( ایسنا 13/4/86 )

122 ـ نسیم سلطان بیگی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار کارگری :
123 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « شرکت فجر گستر » در شرق تهران گفت : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

124 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

125 ـ کریم صادق زاده دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز گفت : 41 کارگر شرکت « یاقوت سبز » تبریز کار خود را از دست دادند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند . ( ایلنا 1/4/86 )
126 ـ سعید خزلی عضو شورای اسلامی کار شرکت « آریا الکتریک» گفت : بیش از 160 کارگر این شرکت از کار اخراج شدند. ( ایلنا 1/4/86 )

127 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت : 70 کارگر کارخانه « قوه پارس» قزوین بیش از 11 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران پس از مراجعات بی ثمر به مقامات مسئول استانی به ستوه آمده اند، آنها برای اعتراض به نهاد ریاست جمهوری در تهران مراجعه کردند. ( ایلنا 3/4/86 )

128 ـ هشتاد و سه راننده سازمان اتوبوسرانی شهرداری سنندج مدت 2 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند. محمد علی خوانگر یکی از رانندگان گفت : هرگاه مطالبات قانونی خود را از مسئولان سازمان درخواست می کنیم تهدید به اخراج از کار می شویم. ( ایلنا 3/4/86 )

129ـ زهرا صحرایی عضو شورای اسلامی کار « آزمایشگاه بقراط » واقع در شرق تهران گفت : بیشتر کارگران قرار دادی از حقوق و مزایای قانونی * محروم هستند و در صورت پیگیری حقوق شان با مشکل مواجه می شوند. ( ایلنا 4/4/86 )

130 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « کارخانه بافندگی خزر » مازندران گفت : 70 کارگر این واحد تولیدی مدت 8 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: به علت عدم پرداخت حق بیمه کارگران از سوی کارفرما به اداره تامین اجتماعی ، مشکلاتی در تمدید دفترچه های درمانی و سابقه کاری کارگران بوجود آمده است. (ایلنا 4/4/86 )

131 ـ خالد میخانی ، عطاالله حسینی ، کاوه حکیمی و رحیم حسینی کارگران خباز شهر سقز به علت اعتراض به زندانی شدن یکی از همکاران خود بنام محمود صالحی جهت محاکمه به شعبه 102 دادگاه جزایی سقز احضار شدند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ( 4/4/86 )

132 ـ بر اثر سقوط جرثقیل در خیابان منوچهری تهران یک کارگر کشته شد. (جمهوری اسلامی 5/4/86 )

133 ـ علیرضا روز افرایی عضو شورای اسلامی کار آمل گفت: 88 کارگر کارخانه ریخته گری فولادین آمل مدت 4 ماه است که حقوق و بن 6 ماهه * سال گذشته را دریافت نکرده اند. همچنین بدلیل واریز نشدن حق بیمه کارگران از جانب کارفرما ، اداره تامین اجتماعی دفترچه های درمانی کارگران را تمدید نمی کند. ( ایلنا 5/4/86 )

134 ـ مراد احسانپور رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: 900 کارگر کارخانه پارسلیون خرم آباد مدت 3 ماه است که حقوق و عیدی سال 85 خود را دریافت نکرده اند. حدود 200 نفر از این کارگران برای اعتراض در مقابل استاندارای تجمع کردند. ( ایلنا 5/4/86 )

135 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : با تعطیلی کارخانه گونی بافی ارومیه 70 کارگر این کارخانه از کار بیکار شدند. ( ایلنا 10/4/86 )

136 ـ سعید ترابیان عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفت : هیئت های حل اختلاف ادارات کار تهران حکم اخراج 4 کارگر را بدلیل عضویت در هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تائید کردند. (ایلنا 10/4/86 )

137 ـ یک عضو شورای اسلامی کار ، کارخانه آونگان اراک گفت : 32 کارگر قرار دادی این واحد تولیدی از کار اخراج شدند. همچنین قرار است بزودی 80 کارگر دیگر این کارخانه از کار اخراج شوند. (ایلنا 10/4/86 )

138 ـ عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت گفت : 200 کارگر شاغل در شرکت « صنایع تولیدی چوب پونل» مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند. ( ایلنا 11/4/86 )

139 ـ دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه اعلام کرد : 32 نفر از کارگران شرکت « جهان رو » مدت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارفرما حق بیمه این کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است.( ایلنا 11/4/86)

140 ـ رجبعلی شهسواری رئیس اتحادیه کارگران پیمانی و قرار دادی سراسر کشور گفت : روزانه 1000 کارگر قرار دادی و پیمانی در استان تهران از کار اخراج می شوند. دولت نیز از کارگران قرار دادی حمایت نمی کند. وی افزود : دولت مقصر اصلی در معضل عدم برقراری امنیت شغلی کارگران پیمانی و قرار دادی کشور است که در اثر بکارگیری شرکتهای پیمانکاری و خدماتی که با کمترین قیمت پیشنهادی در مناقصه شرکت می کنند، کارگران کشور را به دست قانون شکنان سودجو می سپارند. ( ایلنا 11/4/86 )

141 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان گفت : 40 کارگر شرکت دیسکلنت مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. ( ایلنا 12/4/86 )

142 ـ مدیریت شرکت « ایران نیدل » واقع در شهر صنعتی رشت ، 210 کارگر را از کار اخراج کرد. مبلغ 800 میلیون تومان وام برای اشتغال کارگران از سوی دولت در اختیار کارفرما قرار گرفته بود. ( ایلنا 12/4/86 )

143 ـ ابراهیم مددی و سید رضا نعمتی نمایندگان سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، که برای پیگیری مطالبات سندیکا به اداره کار استان تهران مراجعه کرده بودند، توسط ماموران نیروی انتظامی کلانتری بهارستان بازداشت و پس از 24 ساعت آزاد شدند. ( وبلاگ سلام دمکرات 13/4/86 )

144 ـ منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و جرح قرار گرفت و بازداشت شد. نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس محکوم شده بود. همسر این فعال کارگری گفت: در جریان پیگیری سرنوشت همسرش ، نیروی انتظامی با خشونت و با استفاده از باتوم ، با وی و برادر اسانلو برخورد کرده اند. ( نوروز 20/4/86 )

145 ـ شیث امانی رئیس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران به همراه صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه ذکر شده به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی کارگر ، تجمع در مقابل زندان سنندج و تبلیغ به نفع « گروهک های ضد انقلاب » در دادگاه سنندج محاکمه شدند. همچنین در روز سه شنبه 19 تیر ماه جاری 11 نفر از فعالین کارگری به علت شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( سایت اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران 24/4/86 رادیو فردا 24/4/86 )

146 ـ علی سرحدی 27 ساله اهل بیجار کردستان ، کارگر سالن پرس شرکت خودرو سازی سایپا روز پنج شنبه 21/4/86 در ساعت 8 شب در حال کار با دستگاه پرس 500 تنی به زیر دستگاه پرس رفت و کشته شد. نامبرده 3 سال بود که در سالن پرس شرکت سایپا به عنوان پرسکار مشغول کار بود. او در حال تدارک مراسم عروسیش برای این هفته بود . متعاقب خبر مرگ این کارگر جوان مادر بزرگ وی بر اثر سکته فوت کرد. ( وبلاگ کارگر 25/4/86 )

147 ـ ابراهیم نظری جلالی معاون روابط کار وزیر کار و امور اجتماعی گفت : در سال گذشته 1047 نفر بر اثر حوادث ناشی از کار کشته شدند. وی افزود : در سال گذشته 11700 مورد حادثه در محیط کار روی داده است. به گفته وی بیش از 70 در صد این حوادث بدلیل رعایت نکردن اصول ایمنی از سوی کارفرما می باشد. ( خراسان 25/4/86 )

ـ * مزایا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عیدی .

قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
148 ـ غلامعلی توسلی معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی استان کهکیلویه و بویر احمد اعلام کرد: جواد زمانی 21 ساله و سید رضا خادمی 25 ساله از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی بنزین بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی کشته شده اند. ( ایلنا 8/4/86 )

149 ـ محمد جلالی 25 ساله که در اعتراض به کوپنی شدن بنزین ، در مقابل پمپ بنزین فردیس تهران اقدام به خود سوزی کرده بود و بدن وی بشدت آسیب دیده بود ، توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بهداری زندان گوهر دشت منتقل گشت. وی به علت نبودن امکانات در زندان جان سپرد. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/4/86 )

150 ـ عبدالصمد نصیری 17 ساله بر اثر ضربات باتوم نیروهای امنیتی در مهاباد کشته شد. همچنین چند نفر از مردم مهاباد مجروح و عده ای بازداشت شدند. مردم مهاباد به مناسبت سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران اقدام به اعتصاب عمومی کرده و دست به تجمعات اعتراضی زده بودند. ( دویچه وله 25/4/86 )

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
151 ـ عدنان حسن پور عضو هیئت تحریربه هفته نامه توقیف شده « آسو » و روزنامه نگار مستقل به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده از تاریخ 5 بهمن 85 در زندان بسر می برد.
( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

152 ـ عبدالواحد (هیوا ) بوتیمار عضو سازمان غیر دولتی دفاع از محیط زیست به اتهام ارتباط با گروههای مخالف نظام در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده به همراه تعدادی دیگر به مناسبت روزجهانی محیط زیست مشغول جمع آوری زباله های شهرک « سرو آباد » در 35 کیلومتری مریوان بوده است که با مخالفت فرماندار « سرو آباد » مواجه می شود و توسط ماموران امنیتی بازداشت می گردد. وی چندین ماه است که در زندان بسر می برد. ( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

قتل مشکوک :
153 ـ پس از انتشار خبر تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به مهسا نعمتی دانشجوی رشته شیمی ، در روز 18 تیر ظاهر ا نامبرده با طناب اقدام به خود کشی کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا وی خودکشی کرده یا او را در دانشگاه به دار آویخته اند. ( کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت 27/4/86 )

اجرای حکم سنگسار:
154 ـ جعفر کیانی 47 ساله به اتهام زنای محصنه پس از تحمل 11 سال زندان به حکم قاضی اصحابی رئیس شعبه 101 دادگاه کیفری تاکستان در قبرستان روستای « آقچه کند » تاکستان توسط قاضی صادر کننده حکم و ماموران امنیتی سنگسار شد. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: جعفر کیانی بر اساس ماده 83 قانون مجازات اسلامی سنگسار شده است. لازم به یاد آوری است ، مکرمه ابراهیمی 43 ساله متهم دیگر این پرونده به سنگسار در ملاء عام محکوم شده است. گفته می شود جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی حدود 13 سال پیش با هم شروع به زندگی کرده اند و دارای دو فرزند 11 و 4 ساله می باشند. اما قاضی پرونده ازدواج این دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخیص داده است. (اعتماد ملی 18 و 19/4/86 )

محکومين به اعدام:
155 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : 9 نفر به جرم قتل ، 6 نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر و 2 نفر به اتهام آدم ربایی به حکم دادگاه کیفری استان محکوم به اعدام شده اند. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

156 ـ اکبر 28 ساله به جرم قتل سرهنگ تقی قاسمی معاون پلیس اسلامشهر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 5/4/86 )

157 ـ محمود 35 ساله به جرم قتل عباس 46 ساله در شعبه 1156 دادگاه جنایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شده است. نامبرده 7 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

158 ـ یک مرد 22 ساله به جرم قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (ایران 7/4/86 )

159 ـ زهرا 42 ساله به جرم قتل همسرش غلامرضا 43 ساله در شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 24 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده 5 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

160 ـ بنیامین 20 ساله به جرم قتل حسین در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است. ( ایسنا 11/4/86 )

161 ـ حسین 25 ساله و علیرضا 25 ساله به جرم قتل علی پدر بزرگ متهم ردیف دوم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شدند. ( ایسنا 13/4/86 )

162 ـ کیارش 32 ساله به جرم قتل محمود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

163 ـ علیرضا به جرم قتل امیر شوهر خواهرش در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

164 ـ شهلا جاهد متهم به قتل لاله سحرخیزان برای سومین بار در شعبه سوم تشخیص دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 16/4/86 )

165 ـ سعید 20 ساله به جرم قتل علیرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 16/4/86 )

166 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی18/4/86 )

167 ـ کبری 38 ساله به جرم قتل دامادش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 19/4/86 )

168 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: 20 نفر در تهران محکوم به اعدام شده اند ، طی چند روز آینده حکم اعدام آنها اجرا خواهد شد. ( ایسنا 19/4/86 )

169 ـ شادی صدر وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان ، پس از سنگسار شدن جعفر کیانی در تاکستان اعلام کرد: حداقل 8 زن در زندانهای کشور حکم سنگسار گرفته اند. دو زن در زندان اوین تهران ، دو زن در زندان سپیدار اهواز ، یک زن در زندان تبریز ، یک زن در زندان ورامین ، یک زن در زندان چوبین قزوین و یک زن در زندان ارومیه انتظار تلخی را روزانه تجربه می کنند. برخی از این زنان سالهاست که در زندان بسر می برند. ( اعتماد ملی 19/4/86 )

170 ـ مصلح زمانی 21 ساله به اتهام رابطه جنسی با دوست دخترش با شکایت مدعی العموم به حکم دادگاه سنندج و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور به ریاست محمدرضا بروجردی محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع حادثه 17 ساله بوده و شاکی خصوصی ندارد. ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 20/4/86 )

171 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم 25 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. این پرونده برای اجرای حکم به عصمت الله جابری قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. ( ایسنا 25/4/86 )

172 ـ داریوش 27 ساله به جرم قتل حمیدرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 25/4/86 )

173 ـ مجید کاووسی فر فرزند محمد تقی و حسین کاووسی فر فرزند محسن به جرم ترور قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند. لازم به یاد آوری است که مجید پس از ترور حسن احمدی مقدس از ایران به ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی رفته و با مراجعه به سفارت امریکا درخواست پناهندگی کرده بود ولی مامورین پلیس سفارتخانه نامبرده را دستگیر و به پلیس ابوظبی تحویل دادند و آنها هم وی را به ایران تحویل دادند.(روز 26/4/86)

174ـ سینا پایمرد که در سن 16 سالگی مرتکب قتل شده از سه سال پیش در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برد، نامبرده را دو بار تاکنون به پای چوبه دار برده اند . اکنون 10 روز به خانواده او فرصت تهیه دیه داده شده است.(ایسنا 27/4/86 )
175 ـ یک مرد جوان به جرم تجاوز به دو خواهر و فیلمبرداری از آنها در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران مستقر در کرج به ریاست قاضی صولتی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 27/4/86 )

176 ـ فرهاد 34 ساله به جرم قتل مسعود 30 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. متهم در دادگاه اعلام کرد : من قاتل نیستم ، بر اثر شکنجه در اداره آگاهی تهران مسئولیت قتل را پذیرفتم. ( ایسنا 30/4/86 )

177 ـ حسین 32 ساله و ابوالفضل از اعضای شبکه « باغ خرمالو » به اتهام سرقت و تعرض به 17 زن و دختر در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد 31/4/86)

178 ـ علی باغی 34 ساله به جرم 9 فقره تعرض به کودکان در شعبه 5 دادگاه انقلاب تهران مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام محکوم گردید.(اعتماد 31/4/86)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
179 ـ قاضی موسی آصف الحسینی رئیس دادگاههای انقلاب کرج اعلام کرد: غفار معروف به « سنجرانی » به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار در زندان قزل حصار اعدام شد. ( ایران 3/4/86 )

180 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : یک نفر به جرم قتل به حکم دادگاه کیفری استان اعدام شد. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

181 ـ مصطفی ش 33 ساله به جرم سرقت و تجاوز به عنف به حکم شعبه دوم دادگاه حقوقی خمینی شهر استان اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان نماز شهرک منظریه در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 11/4/86 )

182 ـ اکبر الف 23 ساله به جرم تجاوز به 8 زن به حکم شعبه 16 دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور در زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 17/4/86)

183 ـ نوید پرهام 22 ساله به جرم قتل حجت الله شهبازی نژاد 28 ساله به حکم شعبه 122 دادگستری شیراز و با تائید شعبه 28 دیوان عالی کشور و رئیس قوه قضائیه در محل دروازه کازرون در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 19/4/86 )

184 ـ حسین مددی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی بیرجند و با تائید دادستان کل کشور در بیرجند اعدام شد.(جمهوری اسلامی 19/4/86 )

185 ـ عبدالله ف به جرم قتل خواهر و برادرش به حکم دادگستری فسا و با تائید دیوان عالی کشور در میدان مرکزی شهرستان فسا در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایرنا 21/4/86 )

186 ـ م ،م به جرم قتل مصطفی قاسمی و سرقت به حکم قوه قضائیه با حضور معاون دادستان عمومی و انقلاب اراک ، فرمانده نیروی انتظامی اراک و قاضی اجرای احکام در میدان جدید الاحداث خیابان هپکو در ملاء عام به دارآویخته شد.(ایران 25/4/86)

187 ـ حوریه 29 ساله ، رضا 24 ساله و فرهاد 23 ساله به جرم قتل محمد نجاتی 32 ساله همسر حوریه ، محمدرضا نجاتی 70 ساله ، زهرا گل محمدی 60 ساله و حسین نجاتی 36 ساله پدر ، مادر و برادر همسر حوریه به حکم شعبه 12 دادگاه کیفری تبریز و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور هرکدام پس از تحمل 173 ضربه شلاق در میدان پیش قدم محله مارالان تبریز در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 24/4/86 )

188 ـ مجید 27 ساله به جرم قتل مسعود 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

189 ـ احمد به جرم قتل مهدی 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

190 ـ مصطفی 26 ساله به جرم قتل امیر علی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

191 ـ « و ، ی » به اتهام قتل « ح ، ح » به حکم دادگستری خرم آباد و با تائید دیوان عالی کشور در شهر خرم آباد در ملاء عام به دار آویخته شد. ( اعتماد 30/4/86 )

192 ـ نعیم مولایی به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زابل و با تائید قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور پس از تحمل 100 ضربه شلاق در چهار راه شهربانی زابل در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 31/4/86 )

193 ـ قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: 12 نفر به اتهام تجاوز به عنف، شرارت، آدم ربایی و قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. وی افزود: 4 نفر نیز هفته گذشته به اتهامات فوق در زندان اوین به دار آویخته شدند. همچنین برای 17 نفر دیگر نیز در خواست حکم اعدام شده است. خبرگزاری فارس اسامی اعدام شدگان امروز را به این شرح اعلام کرده است: حسین ـ ر ، ابوالفضل ـ ص ، فاضل ـ ر ، ابراهیم ـ الف ، حاجت مراد ـ م ، سیامک ـ د ، غلامحسین ـ ش ، بابک ـ د، سرور ـ س ، اکبر ـ ز ، رسول ـ الف و حمید ـ ت. (فارس 31/4/86)

اخبار مربوط به سرکوب عمومی :
194 ـ قاضی علی نمازی دادیار ویژه امنیت تهران اعلام کرد: 80 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط پلیس امنیت در تهران بازداشت و به زندان منتقل شدند. ( فارس 7/4/86 )

195 ـ 160 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط نیروی انتظامی و سپاه پاسداران دستگیر شدند و تعدادی مجروح شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

196 ـ « کریمی » مدیر کل اداره اطلاعات استان کرمانشاه اعلام کرد: ماموران وزارت اطلاعات 20 نفر را به اتهام جاسوسی دستگیر کرده اند. ( فارس 18/4/86 )

197 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: در پی اعلام سهمیه بندی بنزین در تهران 100 نفر در تهران بازداشت شدند ، که 63 نفر از آنها به دادسرا معرفی شدند. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار مربوط به سرکوب عمومی زنان تحت عنوان مبارزه با بد حجابی :
198 ـ سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: از ابتدای اجرای طرح گشت های نیروی انتظامی تاکنون به 527255 تن از افراد بد پوش تذکر داده شده ، 20363 نفر با اخذ تعهد آزاد و 2265 تن به مراجعه قضایی معرفی شده اند. همچنین نامبرده افزود: به 91535 نفر به عنوان مزاحم نوامیس تذکر داده شده ، 6204 نفر دستگیر شده ، 14821 دستگاه موتور سیکلت و 15000 دستگاه خودرو توقیف شده اند و طی این مدت 2936 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. ( ایسنا 4/4/86 )

199 ـ سردار صدر السادات فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان گفت : از زمان آغاز اجرای طرح امنیت اجتماعی تاکنون به بیش از 118000 نفر تذکر شفاهی داده شده و بیش4700 تعهد کتبی دریافت شده و 242 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. همچنین وی افزود: در بازرسی بیش از 39000 واحد صنفی ، 600 واحد پلمپ گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

200 ـ سرهنگ داود نصیحتی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت قزوین گفت : از اول خردادماه سال جاری پلیس به 3246 نفر به اتهام بدحجابی تذکر شفاهی داده ، 136 نفر از آنها را به پاسگاه منتقل و تعهد کتبی از آنان گرفته شده . وی افزود: با کافه نتها ، فروشگاههای لباس و آرایشگاههای زنانه برخورد شده است. ( نواندیش 21/4/86 )

201 ـ بیش از 100 دختر و زن جوان در مناطق سعادت آباد ، ونک ، شهرک غرب و سایر مناطق تهران به اتهام بدحجابی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در بازداشتگاه وزرا برای دختران و زنان دستگیر شده پرونده سازی می کنند و از آنها عکس و تعهد گرفته می شودو همچنین موظف به انگشت نگاری هستند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28/4/86 )

اخبار اجتماعی :
202 ـ حدود 20 نفر از زندانیان زندان دیزل آباد کرمانشاه ، بیش از یکسال است که در بازداشت بسر می برند، در اعتراض به رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زده اند. پرونده آنان در شعبه 38 دادگاه انقلاب کرمانشاه تحت نظر قاضی کریمی دزفولی می باشد. اسامی زندانیان اعتصاب غذا کرده به این شرح است: مهدی امیری ، عبدالخالق حاتمی نیا، داریوش جهانگیری ، کورش جهانگیری ، منوچهر جهانگیری ، انور محمدی ، محمد کریم کوشا ، بصیر کوشکی ، نادر ریسوند ، حسین کوهدری ، فردین هوکدری ، بهزاد اسدی ، بهزاد احمدی ، هوشیار معاض ، ایرج رمضانزاده ، علی اکبر داوری ، بهنام امیری و مظفر محمود . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/4/86 )

203 ـ سه نفر آواز خوان رپ که از طریق اینترنت با هم ارتباط داشتند و در خیابان آواز می خواندند به همراه 3 نفر از طرفداران شان توسط مامورین نیروی انتظامی در خیابان سهروردی تهران دستگیر شدند. ( شرق 24/4/86 )

204 ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران اعلام کرد: یک دختر بچه 13 ساله به علت داشتن موی بسیار کوتاه ، پوشیدن لباس پلنگی و تردد با پسر خاله اش در خیابان به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد. ( ایسنا 23/4/86 )

205 ـ محمد جواد لاریجانی مشاور بین الملل رئیس قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: لغو مجازات اعدام و سنگسار جزو تعهدات بین المللی ایران محسوب نمی شود. وی افزود : حکم سنگسار مبتنی بر احکام شریعت دین اسلام است. اجرای این حکم مخالفتی با تعهدات بین المللی ندارد. غربی ها بر اساس تفسیری که از حقوق بشر دارند ، با سنگسار مخالفت می کنند. ( جمهوری اسلامی 25/4/86 )

206 ـ علی اکبر یساقی رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد: تراکم زندانیان در زندانها یکی از مشکلات اساسی است. وی گفت: بطور میانگین 150000 نفر بطور دائم در زندان هستند. رقم زندانیان فعلی کشور 3 برابر ظرفیت زندانهاست ، ورودی سالیانه به زندانها رقمی معادل 600000 نفر می باشد. نامبرده افزود: در حال حاضر 130 زندان فرسوده وجود دارد که باید نوسازی و بازسازی شوند، ساخت 41 زندان امسال آغاز شده است و ساخت 32 زندان نیز از قبل در حال اجرا است.(ایسنا 29/4/86)

207 ـ نعمت الله صفری فرماندار دهلران اعلام کرد: بر اثر انفجار مین در نوار مرزی بین ایران و عراق 2 نفر کشته و 4 نفر زخمی شدند.(جمهوری اسلامی 31/4/86)

208 ـ اکیپ های گشتی پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی مشهد 23 مرد و 20 زن را به اتهام برقراری رابطه نامشروع بازداشت کردند. در طی یک هفته اخیر مجموعا 125 نفر به اتهام رابطه غیر اخلاقی توسط پلیس مشهد بازداشت شده اند.(ایسنا 31/4/86)



"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com 31/04/1386 برابر با 22/07/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر :
Irantestimonyinfo@irantestimony.com
 
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:34 |

ایران صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار را تایید کرد

قوه قضاييه ايران، روز سه شنبه برای نخستين بار خبر صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را به نام های عدنان حسن پور و عبدالواحد بوتيمار معروف به «هيوا»، تاييد کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه ايران، در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: «بوتيمار و حسن پور به جرم محاربه، به اعدام با طناب دار محکوم شده اند.»

«محاربه»، از جرايمی است که با واژه ای ريشه گرفته از کتاب قرآن توصيف می شود و می توان آن را به «دشمنی به خدا» تعبير کرد.

آقای جمشيدی از اينکه آيا حکم اعدام اين روزنامه نگار به تاييد ديوان عالی کشور رسيده است يا نه، اظهار بی اطلاعی کرد.

پيش از اين ليلا حسن پور، خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريوانی به راديو فردا گفته بود که روز بيست و پنجم تيرماه، مقام های زندان مريوان، حکم اعدام برادرش را بدون حضور وکلايش، به وی ابلاغ کرده اند.

به گفته خانم حسن پور، برادر وی، عدنان حسن پور در تاريخ پنجم بهمن ماه سال گذشته در شهر مريوان بازداشت شده است و مدت طولانی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج و در سلول انفرادی گذراند.

عدنان حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری  مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.

آقای حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری  مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.

ليلا حسن پور همچنين تاکيد کرده بود که خانواده اش، توسط مقام های دادگاه انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات شهرستان مريوان تهديد شده بودند که درباره دستگيری برادرش اطلاع رسانی نکنند.

ليلا حسن پور در مصاحبه ای در روز پنج شنبه، بيست و هشتم تيرماه به راديو فردا گفته بود: «عدنان شش ماه پيش در منزلمان در مريوان دستگير شد.  بعد از آن مادرم به دادگاه مراجعه کرد. آنها به مادرم گفته بودند حق نداريد درباره دستگيری عدنان با کسی صحبت کنيد، چرا که حکمش را سنگين تر خواهد کرد.»

همچنين آن گونه که رسانه های محلی کردستان گزارش داده اند، عبدالواحد (هيوا) بوتيمار، مدتی طولانی را در بازداشتگاه ستاد خبری ۱۱۳ سنندج و سپس در زندان مريوان گذارنده است.

اعتراض های جهانی

صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.

روز دوم مرداد ماه، انجمن جهانی قلم، با انتشار قطعنامه ای که در آن به «نقض گسترده حقوق بشر در ايران» اعتراض شده بود، از تداوم بازداشت عدنان حسن پور ابراز نگرانی کرده بود.

همچنين سازمان گزارشگران بدون مرز، روز دوم مرداد ماه، با صدور بيانيه ای، صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را «ظالمانه و شرم آور» توصيف کرده بود.

همزمان در کشور ايتاليا، روزنامه نگاران، مدافعان آزادی بيان، قعالان حقوق بشر و تنی چند از سياستمداران اين کشور، کارزاری تبليغاتی را برای جلوگيری از اعدام دو روزنامه نگار در ايران آغاز کرده اند.

روسای کميسيون های خارجی و صنايع پارلمان ايتاليا، سنديکای سراسری مطبوعات و صدها شخصيت فرهنگی و رسانه ای اين کشور اروپايی حمايت خود را از کارزار برای رهايی  عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار اعلام کردند.
                                       
رييس کميسيون خارجی پارلمان ايتاليا در نامه ای  خطاب به اتحاديه اروپا و پارلمان اروپايی از آنها خواست «مخالفت شديد شان با اين احکام غيرقانونی و غيرانسانی» را ابراز دارند.

صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.

دانيله کاپزونه، رييس کميسيون صنايع پارلمان ايتاليا  نيز در بيانيه ای احکام اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی را «يکی ازغيرانسانی ترين محکوميت های سال های اخير جمهوری اسلامی ايران» دانسته و از مقامات اين کشور می خواهد «هر چه زودتر اين دو انسان آزاده را که تنها جرمشان ابراز عقايدشان بوده، آزاد کنند.»

فعاليت فدراسيون خبرنگاران ايتاليا

تا امروز فدراسيون خبرنگاران ايتاليا، مهم ترين نهاد صنفی روزنامه نگاران بوده که برای توقف اجرای حکم اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار، فعاليت های تبليغاتی گسترده صورت داده است.

فدراسيون سراسری سنديکاهای خبرنگاران ايتاليا در حمايت از کارزاری که در اين کشور برای نجات جان عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار از سوی «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و «اصل ۲۱» به راه انداخته شده است، اوايل مردادماه بيانيه ای صادر کرد که در آن از رسانه های اين کشور خواسته شده بود که در اطلاع رسانی در اين زمينه فعال شوند.

در پيامد انتشار اين بيانيه، فراخوان «برای نجات جان دو شهروند کرد ايرانی» در بسياری از برنامه های تلويزيونی و شبکه های خبری ايتاليايی خوانده شد.

 شبکه اول تلويزيون دولتی ايتاليا، پربيننده ترين شبکه تلويزيونی ايتاليا، در يکی از برنامه های صبحگاهی اش، پيام مشترک «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و«اصل ۲۱» را قرائت کرد.

بيش از يکصد سايت اينترنتی ايتاليايی نيز اين فراخوان را انعکاس داده اند و تاکنون هزاران نفر با مراجعه به اين سايت ها حمايت خود را از اين کارزار اعلام کرده اند که نام کارگزاران رسانه ای شناخته شده، فعالان فرهنگی و اهل هنر را دربرمی گيرد.

برخی از نهادهای فعال جامعه مدنی ايتاليا چون «به قابيل دست نزنيد»، که در سراسر جهان عليه مجازات اعدام مبارزه می کند و «ميز صلح» که عمده گروه های صلح طلب ايتاليا را در برمی گيرد نيز از اين کارزار پشتيبانی کرده اند.

تاکنون حزب سوسياليست فرانسه و حزب دموکرات کردستان ايران نيز از جمله احزاب سياسی بوده اند که با صدور بيانيه های جداگانه به صدور حکم اعدام برای اين دو روزنامه نگار اعتراض کرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:22 |

وعده صدور قرار وثیقه برای ۶ تن از بازداشتی های ۱۸ تیر

ایران ب ب ب

سخنگوی قوه‌ی قضاييه ‌خبر داد که خانواده‌های ۶ تن از بازداشت‌شدگان مقابل دانشگاه اميرکبير و دفتر ادوار تحکيم وحدت می‌توانند برای آزادی فرزندانشان وثيقه بسپرند.
به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، عليرضا جمشيدی در نشست خبری اين هفته، از تبديل قرار ۶ تن از ۱۶ بازداشت‌شده در مقابل دانشگاه اميرکبير و دفتر ادوار تحکيم وحدت به وثيقه خبر داد و گفت: چهار تن از اين افراد دانشجو بودند و دو تن از آنان غيردانشجو هستند.


وی خاطر نشان کرد: از امروز خانواده‌ها می‌توانند با سپردن وثيقه برای آزادی اين افراد اقدام کنند.

 
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
وعده صدور قرار وثیقه برای ۶ تن از بازداشتی های ۱۸ تیر
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:18 |

حكم زندان براي عمادالدين باقي،‌ دختر و همسرش

ایران ب ب ب

وكيل مدافع عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان از محكوميت موكلش به سه سال حبس تعزيري خبر داد.

محمود علم در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: شعبه‌ي 6 دادگاه انقلاب تهران طي حكمي موكلم را به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت كشور به دو سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروه‌هاي بيگانه و مخالف نظام به يك سال حبس محكوم كرد.

وي افزود: اتهامات موكلم به دليل مصاحبه با برخي رسانه‌ها، نامه‌نگاري و مصاحبه درباره‌ي محكومان زندان و اعدام در حوادث اهواز عنوان شده است.

علم ادامه داد: در اين پرونده علاوه بر عمادالدين باقي، چهار نفر ديگر از جمله همسر و دختر وي نيز به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايمي بر ضد امنيت كشور به 3 سال حبس به مدت 5 سال تعليق محكوم شده‌اند كه اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شركت در كنفرانسي مربوط به حقوق بشر است كه گفته شده بود از سوي سازمان ملل برگزار شده اما بعدها مشخص شده كه اين سازمان دخالتي در تشكيل اين كنفرانس نداشته است.

وي افزود: در مدت قانوني نسبت به احكام صادره براي موكلانم تجديدنظرخواهي مي‌كنم و اميدوارم دادگاه با توجه به دلايل و مدافعات متهمان در مرحله‌ي تجديدنظر حكم به برائت موكلانم دهد.

 

 

توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.

زندان براي عمادالدين باقي،‌ دختر و همسرش
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:0 |


 

عمادالدين باقي به 3سال حبس تعزيري محكوم شد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

وكيل مدافع عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان از محكوميت موكلش به سه سال حبس تعزيري خبر داد.

محمود علم در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: شعبه‌ي 6 دادگاه انقلاب تهران طي حكمي موكلم را به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت كشور به دو سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروه‌هاي بيگانه و مخالف نظام به يك سال حبس محكوم كرد.

وي افزود: اتهامات موكلم به دليل مصاحبه با برخي رسانه‌ها، نامه‌نگاري و مصاحبه درباره‌ي محكومان زندان و اعدام در حوادث اهواز عنوان شده است.

علم ادامه داد: در اين پرونده علاوه بر عمادالدين باقي، چهار نفر ديگر از جمله همسر و دختر وي نيز به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايمي بر ضد امنيت كشور به 3 سال حبس به مدت 5 سال تعليق محكوم شده‌اند كه اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شركت در كنفرانسي مربوط به حقوق بشر است كه گفته شده بود از سوي سازمان ملل برگزار شده اما بعدها مشخص شده كه اين سازمان دخالتي در تشكيل اين كنفرانس نداشته است.

وي افزود: در مدت قانوني نسبت به احكام صادره براي موكلانم تجديدنظرخواهي مي‌كنم و اميدوارم دادگاه با توجه به دلايل و مدافعات متهمان در مرحله‌ي تجديدنظر حكم به برائت موكلانم دهد.

انتهاي پيام

کد خبر: 8605-04860
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:27 |

 

نامه به هاشمی شاهرودی

مادران امیر یعقوب علی و بهاره هدایت دو عضو بازداشت شده کمپین ۱ میلیون امضا



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۷ مرداد ۱٣٨۶ -  ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۷


مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان برای ارتقاء فرهنگ عمومی و تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان به صورت دسته جمعی و با رعایت موازین قانونی، تلاش می کنیم تا با جمع آوری یک میلیون امضا و تقدیم به مجلس شورای اسلامی گامی در برقراری عدالت در کشور عزیزمان برداریم تا جامعه ای سالم و خانواده های پایدار داشته باشیم که این حرکت نه خلاف مبانی اسلامی و نه مغایر با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسی است.”
ولی متاسفانه نیرو های انتظامی و امنیتی، فرزندان ما را دستگیر و زندانی می کنند در حالی که می گویند ما با کمپین و خواسته های شما مساله ای نداریم.
در همین راستا امیر یعقوبعلی دانشجوی ۲۰ ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز های جوانی اش را صرف برابری خواهی و عدالت می کند، در روز ۲۰ تیرماه ۸۶ در پارک اندیشه هنگام صحبت با یکی از شهروندان در مورد قوانین تبعیض آمیز، دستگیر و به زندان اوین منتقل کرده اند و تاکنون حتی اجازه یک تلفن و یا یک ملاقات را هم نداشته است. همینطوربهاره هدایت یکی دیگر از اعضاء فعال کمپین یک میلیون امضا به خاطر یک تحصن کوچک دانشجویی از ۱۸ تیر ماه تاکنون در زندان اوین است.
آقای شاهرودی ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهی را که خود برای دستیابی به آن در انقلاب شرکت کرده بودیم ذره ذره به کالبد آنان دمیدیم تا آرمان های انسان دوستانه و برابری خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه ای که در های دنیای فساد بر آنان گشوده است و جنابعالی بیش از هر کس بر آن واقفید فرزندان مان را پاک و با ایمان و متعهد پرورش داده ایم به طوری که ضمن تلاش برای برقراری عدالت و حد اقل برای استقرار عدالت جنسیتی، آنان در معتبرترین دانشگاههای کشور مشغول تحصیل می باشند.
سوال ما از آن مقام اینست که به کدامین جرم یا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشیده اند ؟ و آیا بی خبری مادر از فرزند به مدت بیش از دو هفته پس از پیگیری ها و درخواست های مکرر، انسانی، اخلاقی و اسلامی است؟
آیا چنین حرکت های مدنی و مسالمت آمیز و صلح طلبانه چه خطری برای کشور دارد که این چنین به خشونت کشیده می شود.
جناب آقای شاهرودی ما به چنین فرزندان برومندی افتخار می کنیم و از جنابعالی که در بالاترین مسند قضاوت کشور تکیه زده اید مصرانه انتظار داریم دستور فرمائید فرزندان ما را هر چه سریعتر آزاد کنند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 16:29 |

انتقاد شديد فعالان سياسی از «نقض حقوق بشر» در ایران

با انتشار اخباری در مورد تلاش برای وادار کردن دانشجويان بازداشتی به انجام اعترافات، فعالان سياسی و اجتماعی در مراسمی، به انتقاد شدید از عملکرد نظام جمهوری اسلامی پرداختند.

در همين ارتباط، سايت ادوار نيوز، ارگان سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، ادوار تحکيم وحدت، در گزارشی از مراسمي به مناسبت روز پدر در منزل عبدالله مومنی، سخنگوی بازداشت شده اين سازمان، نوشت: این مراسم به دعوت کمیته پیگیری آزادی ۱۹ فعال دانشجویی بازداشت شده، متشکل از گروه ها و احزاب سیاسی، برگزار شد.

به نوشته ادوار نيوز، بابک احمدی، نویسنده و يکي از سخنرانان اين مراسم، با اشاره به فشارها و تهدیدهایی که در این روزها بر دانشجویان، زنان و معلمان وارد می شود، گفت: «امروز،  جمهوری اسلامی، جمهوری وحشت است، چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند.»

او افزود:« آنها از ما می ترسند و به حق هم از ما می ترسند و به همین دلیل، به روش های استالینی همچون اعتراف گیری، هتک حرمت و فشار روی می آورند، در حالی که این رویه ها جواب نخواهد داد. »

جمهوری اسلامی، جمهوری وحشت است، چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند.

بابک احمدی

آقاي احمدی گفت: «ایستادن در برابر اهریمن استبداد و ارتجاع و شجاعت در برابر تلاش حاکمان برای مرعوب کردن ما، وظیفه ماست.»
 
«اعترافات اجباری، بی اساس و غیرقابل استناد است»

دکتر محمد ملکی، نخستين رييس دانشگاه تهران پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران، در این نشست با اشاره به روند تکراری اعتراف گیری از زندانیان سیاسی و یادآوری مسائل دهه ۶۰ گفت: «حتی در همان دهه ۶۰ نیز این دست اعترافات بی اعتبار بودند و مردم آنها را باور نمی کردند.»

همچنين خدیجه مقدم، فعال جنبش زنان، درباره فشارهای فراوان وارد آمده بر خانواده بازداشت شدگان گفت: «متاسفانه خواهر بهاره هدایت، دانشجوی بازداشت شده، در هفته گذشته، جنین نه ماهه خود را سقط کرد و خانواده هدایت اکنون علاوه بر نگرانی بهاره، مشغول پرستاری از خواهر دیگر او نیز هستند.»

این فعال جنبش زنان ادامه داد:«ما به هیچ وجه از حقوق فرزندان مان نخواهیم گذشت و در برابر تضییع حقوق انسانی آنها سکوت نخواهیم کرد.»

«اعترافات يک قران هم ارزش ندارد»

کورش زعیم، عضو هیات اجرایی جبهه ملی ایران، نیز گفت:«باید به مومنی و دانشجویان بازداشتی تبریک گفت، چرا که حاکمانی که خود را مقتدرترین دولت ها می دانند، از ایشان هراس دارند.»

او افزود:«حاکمانی که از تحصن شش دانشجو در هراسند و از حرکت زنان، معلمان و کارگران در وحشت هستند، مانند مشک هزار سوراخی هستند که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کنند.»

آقاي زعیم ادامه داد: «متاسفانه دولت فعلی در سرازیری یک سرسره قرار گرفته و هیجان ناشی از لغزش در این سرسره قدرت تصمیم گیری و عملکرد معقولانه را از ایشان سلب کرده است.»

دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، يکي ديگر از سخنرانان، گفت:« کسانی که دانشجویان را به زندان می اندازند، می خواهند ما را بترسانند، در حالی که بازداشت بچه ها، کمترین شک و دودلی در میان دوستانشان و ما ایجاد نکرده است.»

حاکمانی که از تحصن شش دانشجو در هراسند و از حرکت زنان، معلمان و کارگران در وحشت هستند، مانند مشک هزار سوراخی هستند که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کنند.

کوروش زعيم

اين فعال سياسي گفت: «اگر اعترافاتی از این جوانان منتشر شود، همه می دانند که یک قران هم ارزش نخواهد داشت.»

او گفت:« نظام ما از درون احساس خطر می کند و این تزلزل و احساس خطر، آنها را به چنین واکنش هایی بر می انگیزد.»

مادر احسان منصوری: فرزند مرا شکنجه کرده اند

مادر احسان منصوری، دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر، در سخنانی که به نوشته سايت ادوار نيوز، حاضران را به شدت متاثر کرد، گفت:«فرزندان ما، قربانی یک برنامه از پیش تعیین شده هستند.»

مادر احسان منصوری ادامه داد:«بچه مرا به بدترین شکل ممکن و با کتک و تیراندازی و با اعلام اینکه او دزد و سارق است، دستگیر کردند و او را چنان مضروب کردند، که خودش به من گفت آنقدر مرا زدند که سرم بر بدنم لق می خورد و دستان دستبند خورده ام از لگد آنها کبود بود و تمامی این موارد در بهداری زندان اوین موجود است.»

خانم منصوری گفت: «ما بعد از اولین دیدار با فرزندان مان اصلا خوشحال نبودیم، چرا که آن وضعیت بچه ها را دیدیم، اما سکوت کردیم، چرا که فرزندان مان را تهدید کرده بودند اگر چیزی بگویید، دوباره شکنجه و انفرادی را آغاز می کنیم. ما به تمامی مقامات متوسل شدیم به آقای شاهرودی نامه نوشتیم، اما هیچ کس هیچ جوابی به ما نداد و می گفتند به خانه برگردید و دعا کنید! »

وي گفت:« حال که پنج تن ازدانشجويان آزاد شده اند و بچه های ما را رها نکردند، ما ساکت نمی نشینیم و تمامی موارد شکنجه و آزار را در نامه سرگشاده به آقای شاهرودی نوشتیم و از ایشان می خواهیم که یک گروه ویژه بازپرسی به ۲۰۹ بفرستد و عملکرد آنهایی که بچه های ما را به این روز انداخته اند، بررسی کند.»

مادر احسان منصوری در پایان گفت: «اعترافات مضحکی که به زور آن رفتار غیر انسانی از فرزندان مان ما گرفته اند، هیچ ارزشی ندارند و انتشار آنها نیز مضحک است.»

تقی رحمانی، روزنامه نگار و فعال سياسي، نيز گفت:«آنهایی که بر اعتراف گیری اجباری تاکید می کنند، می خواهند دانشجویان بازداشت شده را از ما جدا کنند.»

همچنين حسن یوسفی اشکوری با یادآوری خاطراتی از چهار سال زندان خود در زندان اوین و بازداشتگاه ۵۹ سپاه پاسداران و با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» از تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي ايران گفت:«متاسفانه این برنامه ها همواره اثر عکس دارد، چرا که حاکمان ما، خود، اسم دموکراسی را یدک می کشند، اما رسم آن را رعایت نمی کنند.»

«بايد در انتظار انقلاب کلنگي بود»
 
هاشم آغاجری، استاد دانشگاه و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، به شدت نسبت به رفتارهای حاکمیت انتقاد کرد و گفت:« متاسفیم که در کشور ایران، فرزندان ایران را به جرم حق خواهی و آزادیخواهی به زندان می افکنند و خانواده های این دانشجویان باید به داشتن چنین فرزندانی افتخار کنند.»

دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتد، آرام و مخملی باشد، اما با این رویه آقایان، باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود، چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است.

هاشم آغاجری

او گفت: «آقایانی که در جعل اتهام و اتهام سازی ید طولایی دارند، هنوز و بعد از گذشت ۲۰ روز از بازداشت های ۱۸ تیر دوم، اتهامات این افراد را اعلام نکرده اند و این نشان می دهد که پرونده دانشجویان، پاک است.»

او با اشاره به بازداشت منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه، و گرامیداشت یاد وی گفت: «من احساس شرم و پوچی می کنم که در این کشور، یک فعال کارگری را در دولتی که مدعی رفاه است، به جرم تلاش برای استیفای حقوق کارگران می دزدند و بعد از چند روز می گویند که اسانلو در اوین است. اگر با دموکراسی و آزادی مشکلی دارید، کارگران ما نان می خواهند. آنها چه جرمی مرتکب شده اند.»

اين فعال سياسي ادامه داد: «زنان ما را به دلیل برابری خواهی و مخالفت با تبعیض زندانی می کنند و حکم سنگسار اجرا می کنند. آیا اگر پیامبر خدا دوباره مبعوث می شد، در حال حاضر، سنگسار را اجرا می کرد؟»

هاشم آغاجری گفت: «اگر این رفتارها نشانه ضعف نیست، پس نشانه چیست؟ اگر در دهه ۶۰ مدعی بودید که با صدها هزار چریک مسلح مخفی در خانه های تیمی رودررو هستید، امروز که دیگر، طرف شما چهار دانشجو و چهار معلم و زن و کارگر که فعالیت علنی می کنند، هستند.»

او با تاکید بر ترس حاکمان گفت: «هر کسی که بیشتر بترسد، خطرناک تر می شود و اگر احساس کند که از هر سو به او حمله می کنند، حتی ممکن است دست بر ماشه بفشارد. »

اين استاد دانشگاه و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي  با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» گفت: «اگر به صد زبان می گویید که از انقلاب مخملی در هراسید، رسما استبداد و غیردموکراتیک بودن خود را اعلام می کنید، چرا که این گونه اتفاقات در کشورهایی با نظام های بسته و غیردموکراتیک می افتد، اما شما مدعی هستید که مردمی ترین نظام دنیا هستید و امت حزب الله، همه پشتیبان شما هستند.»

آقاي آغاجری گفت:«دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتد، آرام و مخملی باشد، اما با این رویه آقایان، باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود، چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است.»

او افزود:« تنها منطقی که این رفتارآقايان را توجیه می کند، همان استراتژی تهاجمی و یا سیاست طلبکارانه در برابر دشمن است. حال، یک روز این دشمن آمریکا است و روزی دیگر، عبدالله مومنی و دانشجویان تحکیمی و یک روز زنان و روز دیگر معلمان.»

هاشم آغاجری با هشدار نسبت به این رفتارها گفت: «آقایان بدانید که این سیاست طلبکارانه، کار دست این مملکت خواهد داد و تحلیلگرانی مانند حسین شریعتمداری که مدعی بحرین شده است، کشور را به سمت نابودی خواهند برد. طراحان این سیاست، یک روز مانند حسین شریعتمداری، فرمان ماشین را بیرون می اندازند و یک روز مانند آقای احمدی نژاد، ترمز را بیرون می اندازند. »

وي با اشاره به مطالب عنوان شده توسط مدير مسئول روزنامه کيهان گفت: « این تفکر در نهایت، خیال امپراتوری اسلامی را در سر دارد و اگر این تفکر روزی به بمب اتم برسد، فاتحه این منطقه از جهان خوانده است.»

«اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین بسیار نگران کننده است»

در همین حال، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، روز يکشنبه هفتم مرداد، با انتشار بيانيه ای، «اقدامات غیر انسانی و شکنجه دانشجویان بازداشت شده» را به شدت محکوم کرد.

در اين بيانيه با اشاره به اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین، آمده است:« شرح شکنجه دانشجویان امیرکبیر از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده است و نکات اعلام نشده فراوانی وجود دارد که در زمان مناسبی به اطلاع عموم خواهد رسید.»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در بيانيه خود از مقامات مسئول خواست هر چه سریع تر، دیگر دانشجویان شکنجه شده را آزاد و از ایشان و خانواده هایشان عذرخواهی کنند.

در عين حال، انجمن اسلامی امیرکبیر اعلام کرد که اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین بسیار نگران کننده است و افزود:«علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی که در این مدت طولانی بر دانشجویان رفته، اکنون بیش از دو هفته از اعتصاب غذای مجید توکلی و دکتر کیوان انصاری و بیش از یک هفته از اعتصاب غذای احمد قصابان و احسان منصوری می گذرد.»

 سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص  عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

در همين ارتباط، «به گفته خانواده مجید توکلی، وی در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده است و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. همچنین اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهدید صریح تیم بازجویی، هر لحظه، امکان بازگرداندن ایشان به سلول انفرادی و از سرگیری شکنجه های غیرانسانی گذشته وجود دارد.»

بيانيه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر همچنين اشاره دارد که«با توجه به سابقه تیم امنیتی طراح سناریوی جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک در شکنجه و انجام رفتارهای غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه، انجام رفتاری مشابه با شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، خانم بهاره هدایت و آقایان محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، علی وفقی و حنیف یزدانی و همچنین بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار، خصوصا آقای عبدالله مومنی هیچ بعید نیست و طبق آنچه بر دانشجویان امیرکبیر رفته است، دانشجویان بازداشت شده در مقابل دانشگاه امیرکبیر و در دفتر سازمان ادوار، این روزها، بایستی اوقات سخت و طاقت فرسایی را زیر شکنجه های غیرانسانی بگذارنند.»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر  ضمن محکوم کردن این گونه برخوردها با دانشجویان، خواستار آزادی بی قید و شرط و هر چه سریع تر ۱۸ نفری شد که در ارتباط با مسایل دانشگاه در بازداشت به سر می برند.

به علاوه، انجمن اسلامی امیرکبیر همچنین ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت چهار دانشجویی که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعیت سلامت آنها، خصوصا آقای مجید توکلی، به مقامات مسئول  هشدار داد و خواستار «رسیدگی هر چه سریع تر به وضعیت دانشجویان در بندی شد که به منظور رسیدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند».

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:21 |

با نظر امام، بخشنامه شد دادگاه‌ها حکم سنگسار ندهند


 

گفت‌وگو با موسوي بجنوردي
۷ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۲۸ تعداد بازديد: 1477 كد خبر: ۷۲۳۰۰

آيت‌الله سيدمحمد موسوي بجنوردي، فرزند مرحوم آيت‌الله العظمي ميرزا حسن موسوي بجنوردي از مراجع تقليد دوره معاصر است، همچنين از طريق مادري نيز با آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني مرجع تقليد شيعيان و صاحب كتاب وسيله النجاه منسوب است. وي تحصيلا‌ت عالي خود را در نجف اشرف، در خدمت پدر و ساير اساتيد بزرگ آن دوران سپري نموده است و از آيت‌الله العظمي خويي و امام خميني (ره) نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده است.
او از سال 1361 به بعد در دانشگاه‌ها و حوزه هاي علميه مختلف تدريس نموده و بيش از ده‌ها كتاب و مقاله در حوزه‌هاي مختلف فقهي، حقوقي، فلسفي و اجتماعي به رشته تحرير درآورده است. وي مدتي نيز به حكم امام خميني در شوراي عالي قضائي عضويت داشته است. آنچه در پي مي‌آيد، گفت‌وگويي است با ايشان درباره جايگاه رجم (سنگسار) و نظريات مربوط به آن در فقه اسلا‌مي.

با توجه به اينكه آيه رجم در قرآن نيامده و فقط صدتازيه (ماه جلده) آمده است، آيا از منظر موازين فقهي حكم آن چيست و نيز آيا از طريق شيعه در فقه و حديث مداركي در اين‌باره هست يا نيست. همچنين از طريق اهل سنت چطور؟ توضيحاتي لا‌زم هست. ‌

ـ سوالي فرموديد درباره مساله رجم، همان‌طوري كه مي‌دانيد در قرآن كريم راجع به زنا يك آيه داريم: «الزانيه و الزاني فاجلدو كل واحد منهما مأه جلده» ما يك قاعده ادبي داريم طبق آن چنانچه مبتدا الف و لا‌م درش وارد بشود، موجب افاده حصر در خبر است، خود علماي ادب شرح مي‌دهند به اينكه در اينجا مي‌گويند مثل «الكرم في‌العرب و الصنعه في‌الصين» يعني «ينحصر الكرم في‌العرب و تنحصرا الصنعه في‌الصين.» اينجا مي‌گويد، «الزانيه و الزاني فاجلدوا كل واحد منهما مأه جلده» خلا‌صه، اين از آن عموماتي است كه مي‌خواهم عرض كنم آبي است تخصيص‌اش، آيا عموماتي داريم؟ آقايان وقتي كه بحث مي‌كنند آبي است از تخصيص؟

يعني امتناع دارد و تخصيص‌بردار نيست؟
ـ بله، تخصيص‌بردار نيست. يعني مي‌خواهم بگويم، مثل حكم عقلي است، حكم عقلي قابل تخصيص نيست و اين شباهت به آن دارد، يعني وضعيتش طوري است كه به حسب ظهور عرفي و به حسب متفاهم عرفي تخصيص‌بردار نيست. يعني كيفر جرم زنا در قرآن فقط يكصد تازيانه يعني «مأه جلده» هست و با حكم ديگري مانند رجم تخصيص نمي‌خورد. از آن طرف هم يك واقعيتي را بايد عرض بكنم، اگر قانونگذار مي‌خواهد كيفري را در قرآن بيان بكند كه عمده منبع قوانين ما هست، نمي‌آيد كيفر ضعيف‌تر را اول بيان بكند و بعد با سنت بيايد كيفر قوي‌تر يعني رجم را بيان بكند. مثلا‌ در قرآن بيايد مساله صد شلا‌ق را بگويد و بعد با سنت بيايد مساله رجم را بگويد. اين مساله اصلا‌ يك مقداري مستبعد و مستهجن است و يك نحو استهجاني دارد كه بناي عقلا‌ آن را نمي‌پذيرد و در جوامع اين‌طور نيست كه اين كار بشود، بلكه به عكس است، مثلا‌ اگر اشد مجازات را در قرآن كه مصدر تشريع است بگويد، اخف مجازات را مي‌تواند در سنت بگويد و جنبه تخصيصي هم داشته باشد، و عموم آن را تخصيص بزند. مساله ديگر آياتي است كه در قرآن هست كه مويد اشكال مورد نظر ماست درباره رجم، چون اصلا‌ «عذاب» كه در قرآن و در آيه مربوط به مجازات زناكاران آمده، به معني «كيفر» است و در آن گفته شده كه «وليشهد عذابهما طائفه من المومنين» يعني اجراي كيفر «جلد» و شلا‌ق خوردن زن و مرد زناكار را بايد گروهي از مومنان تماشا كنند. اگر «عذاب» را در اين آيه به معني «رجم» بگيريم با آيات ديگر قرآن تناقض پيدا مي‌كند. در آيات ديگر داريم كه خطاب بر زنان پيغمبر اكرم(ص) وارد شده كه ذات باري‌تعالي مي‌فرمايد: ‌ «يا نساء النبي لستن كأحد من النساء من يأت منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها ضعفين»‌ يعني اي همسران پيامبر، شما مانند بقيه زنان نيستيد، اگر يكي از شماها مرتكب فحشاي مبينه [زنا] بشود، كيفر و عذاب او دو برابر زنان ديگر است. زنان پيغمبر همه شوهر داشتند، اصلا‌ امهات مومنين بودند، فاحشه مبينه كنايه از زناست. يعني اگر شما اين را انجام بدهيد، شما دو برابر كيفر داريد. پس بايد پيشاپيش كيفري مشخص شده باشد، تا دو برابر آن معني و مفهوم پيدا كند. يعني قبلا‌ عددي معلوم هست كه كيفر اينان دوبرابر آن مي‌شود و آن، صد تازيانه است كه مي‌شود دويست‌تا. اما اگر بگوييم كيفر زن شوهردار رجم است در اين صورت، دو برابر يعني چه؟ ديگر دو برابر اصلا‌ معنا ندارد، چون رجم قابل تكرار نيست اصلا‌، چون واحد مشخصي است و قابل تكرر نيست.

يعني رجم، مرگ از طريق سنگسار است و مرگ هم يعني يك بار بيشتر مفهوم ندارد.
ـ بله و لذا يك مقدار اينها مستبعد مي‌كنند مساله را و سبب مي‌شود كه انسان دقت بيشتري بكند. من واقعا در اينجا از همه فقهاي عظام، از دانشمندان و پژوهشگران خواهش مي‌كنم در اين مساله دقت زيادي بشود، واقعا ببينيم به كجا مي‌رسيم. اصلا‌ ببينيم واقعا رجم در اسلا‌م تشريع شده يا تشريع نشده؟ همان‌طوري كه بعضي‌ها مي‌آيند نقل مي‌كنند و مي‌گويند كه اين از تشريعات «عمر» است. اين را در صحيح مسلم يا بخاري دارد، ولي دقيقا نمي‌دانم كدام، در يكي از اين دوتاست، دارد كه بعد از پيغمبر اكرم(ص)، ابوبكر دستور داد به زيدبن ثابت كه برو قرآن را جمع‌آوري و تدوين كن، اگر دو نفر شاهد شهادت مي‌دادند، زيدبن ثابت مي‌پذيرفت، عمر به تنهايي آمد و گفت كه آيه رجم هم نازل شده ولي چون پيغمبراكرم(ص) مريض بود وارد قرآن نشد ولي زيدبن ثابت قبول نكرد و آن را وارد قرآن نكرد. طبق اين خبر، ريشه رجم مقدار زيادي به خليفه دوم، عمر برمي‌گردد. خلفا و حكام نيز براي سركوب مخالفان خود هميشه از آن سوءاستفاده مي‌كرده‌اند. فكر مي‌كنم در كتاب تاريخ بغداد باشد. من خيلي سال قبل ديدم، آنجا مي‌گويد بني‌عباس وقتي مي‌خواستند دشمنان خودشان را بكشند همين مساله رجم را مطرح مي‌كردند و مي‌كشتند. يعني اينكه يك وسيله‌اي شده بود براي آنها كه دشمنانشان را به اين كيفيت مي‌كشتند.

ابزار سياسي‌شان بود؟
ـ بله، به اعتقاد من واقعاً ابزار سياسي‌شان بود . روي اينها بايد دقت بشود. روي رواياتش خيلي دقت بشود. رواياتي كه راجع به رجم كردن هست، چه زمان پيغمبراكرم(ص) و چه در زمان اميرالمومنين علي(ع) خيلي قابل دقت است.

برخي روايات هست كه نمونه‌هايي از حكم رجم را بيان مي‌كنند يعني قبل از آنكه عمر سر كار بيايد و خليفه بشود، رواياتي از طريق اهل سنت هست؛ يكي راجع به يك زن و مرد يهودي است و يكي هم درباره شخصي به نام ماعز كه مسلمان باديه‌نشين است، يعني كلمه‌اش هست «من‌الا‌عراب» كه جمع همان باديه‌نشينان مي‌شود، چون جمع عَرَب مي‌شود «عرب»، پس معلوم مي‌شود او باديه‌نشين بوده است. مسلمان باديه‌نشين كه طبق تفصيلي كه در آن روايت هست، گويا پيغمبراسلا‌م(ص) دستور فرمودند آن دو زن و مرد يهودي و«ماعز» را رجم كنند. و اينها قبل از عمر است، اين توجيهش چه مي‌شود؟
ـ اين از حيث سند ضعيف است. بعد هم چيزي و نكته‌اي در متن اين روايات هست كه آنها را دچار اشكال مي‌كند و آن اينكه اساسا رواياتي كه متضمن رجم‌اند، چه در زمان پيغمبراكرم(ص) و چه در زمان خلا‌فت اميرالمومنين، همه اينها مي‌گويند كه آن طرف با گريه مي‌آمد و با گريه مي‌گفت كه «طهرني يا رسول‌الله، طهرني يا اميرالمومنين»، پيغمبر يا اميرالمومنين پشتش را مي‌كرد به او و توجه نمي‌نمود، باز او مي‌آمد اين طرف، تا اينكه چهار دفعه اين كار را كرد كه حضرت پذيرفت. جريان خيلي مفصل است. بنده عرض مي‌كنم كه اين از مسلمات فقه ماست در باب زنا كه اگر «قبل از ثبوت عندالحاكم» متهم توبه كند مسقط حد است. سوال من اين است كه واقعا براي «توبه» و پشيماني يك فرد بزهكار چه مصداقي بالا‌تر از اين مي‌توانيد پيدا بكنيد كه طرف دارد گريه مي‌كند و بدون آنكه او را مجبور نمايند اينچنين اظهار ندامت مي‌كند. آيا اين توبه نيست؟ پس توبه به معناي چيست؟ توبه به معناي پشيماني است. حضرت سجاد(ع) در «صحيفه سجاديه» بيان مي‌كند: «الهي ان كانت الندم اليك التوبه فأنا من النادمين.» كسي مي‌آيد خودش را در معرض كشتن قرار مي‌دهد و مي‌گويد من را پاك كن يا رسول‌ا...، ديگر ما از اين مصداق بالا‌تر، از توبه بالا‌تر داريم. من مي‌پرسم آيا چطور شد كه اينها توبه كردند، ولي پيغمبر اكرم(ص) يا اميرالمومنين بر ايشان حد جاري كردند، در حالي كه توبه قبل از ثبوت در نزد حاكم مسقط حد است، لذا اين روايات همه قابل خدشه است، چطور شده كه با وجود توبه مسلم اينها، باز اجراي حد شده است، آيا تشكيك در صدور روايات بكنيم؟ چون اگر يقين داشته باشيم كه روايات مال پيغمبر يا ائمه است، تشكيك ندارد، اما در باب روايات درايت خيلي مهم است كه ما بايد ببينيم روايات با اصول ديگر فقه ما سازش دارد يا نه. وقتي ديديم روايتي با اصول فقه ما سازش ندارد، مانند همين مساله كه برخلا‌ف قاعده «قبولي توبه قبل از اقرار عندالحاكم مسقط است» مي‌باشد، اينجا مي‌بينيم عملا‌ مسقط نشده و منافات با آن روايات دارد.

در اينجا دو مساله و يا نكته ديگر نيز هست. اول اينكه در باب رجم شهرت فتواي علماي شيعه است و نيز علماي اهل سنت هم كه طبعا فتوا داده‌اند، آيا شما در بين آراي فقهاي شيعه فتوايي غير از آن فتواي مشهور راجع به عدم رجم ملا‌حظه فرموده‌ايد؟
نكته ديگر اين است كه، در زماني كه حضرتعالي در ديوان‌عالي قضايي در منصب قضايي تشريف داشتيد راجع به اين مساله چه مي‌كرديد؟ من يك وقت از حضرتعالي شنيدم كه فرموديد امام خميني(ره) فرمودند كه به قضات بگوييد كسي را رجم نكنند، حالا‌ يا شما استفتاء كرديد، ايشان جواب فرمودند، و يا ابتدا فرمودند، يادم نيست؛ در هر حال ايشان دستور فرمودند كه رجم را بخشنامه كنيد صورت نگيرد، آيا اين مصلحتا بوده و يا از باب استناد به فتواي شما و يا فتواي خود ايشان بوده؟ اين مساله را مي‌خواستم با توجه به اينكه وقت شما هم تنگ است مختصرا توضيح دهيد؟

ـ ابتدا سوال اولتان را پاسخ بدهم و بعد سوال دوم را. ببينيد، مساله فتواي فقهاي عظام براي ما نمي‌تواند منبع بشود. خب اين را در علم اصول فقه بحث كرده‌اند كه شهرت فتوايي يكي از «ظنون» است كه بحث مي‌كنند در علم اصول «اول من حاصل» از فتواي مجتهدين آيا حجت است يا نه؟ ما همان تاسيس اصلي كه كرديم «اصاله تعدم حجيه كل الا‌ ما خرج بالدليل» يا «اصاله حرمه عمل بظن الا‌ ما خرج بدليل» اين اصل شامل فتوا نيز مي‌شود. ما تابع دليل هستيم، نه تابع فتوا، ما كه مقلد نيستيم كه ببينيم چه كسي چه گفت. ما ادله فتاوا را بررسي مي‌كنيم اگر به مقصود دلا‌لت داشت فتوا مي‌دهيم وگرنه، خلا‌ف آن را مي‌گوييم. اما پاسخ دوم راجع به حضرت امام(ره) كه فرمودند «رجم» اجرا نشود؛ بله توضيحش اين است كه در همان اوائل سال 60 بود كه سميناري در يكي از كشورهاي اروپاييبرگزار شده بود كه به عنوان اثبات اينكه اسلا‌م دين خشونت است، مساله رجم را مطرح كرده بودند، من خدمت امام رفتم و جريان را به ايشان عرض كردم و ايشان فرمودند چه طرحي داريد؟ گفتم اگر اجازه بدهيد به ما در دادگاه‌ها حكم رجم را صادر نكنند، يك شق ديگري را بگيرند. امام فرمودند كه اين كار را بكنيد. من عرض كردم ما اين را به شما نسبت مي‌دهيم كه شما فرموده‌ايد، گفتند اشكالي ندارد. من آمدم در شوراي‌عالي قضايي مساله را نقل كردم و شوراي‌عالي هم آن را بخشنامه كردند براي همه كشور.

يعني به اسم حضرت امام بخشنامه شد و به ايشان نسبت داديد؟
ـ بله، طبق نظر حضرت امام بخشنامه شد كه از اين به بعد دادگاه‌ها حكم رجم ندهند، احكام ديگر را به كار گيرند.

يعني همان جلد (تازيانه) باشد؟
ـ حالا‌ جلد يا تعزير باشد. آن وقت گفته شد به حضرت امام كه اگر مجرم در حال اجراي حكمي غير از رجم حفيره [محل اجراي حد] فرار بكند در مساله رجم هست كه دنبالش نكنيد، حالا‌ ما در اين جا چه كار كنيم؟ حضرت امام(ره) فرمودند كه در اين موارد ارشاد به توبه‌اش بكنيم تا عفوش بكنند. بخشنامه‌اش عكس‌العمل خوبي داشت.

اين موضوع در چه سالي بود؟
ـ سال 60.

آيا از اين بخشنامه ما مي‌توانيم نسخه‌اي در اختيار داشته باشيم؟
ـ من نمي‌دانم آيا در دبيرخانه قوه قضائيه بخشنامه‌هاي شوراي عالي قضايي پيدا مي‌شود يا نه؟ محلش آنجاست.

در دفتر شخصي حضرتعالي وجود ندارد؟
ـ نه من در آنجا بودم ديگر فعلا‌ نسخه‌اي در اختيار ندارم.

آيا شما اين را احساس فرموديد كه اين فتواي امام هست يا از باب مصلحت و عنوان ثانوي بود؟
ـ حالا‌ يا فتوا يا مصلحت چندان فرقي نمي‌كند، اين دستور امام بود. نگاه كنيد انسان بايد يك برداشتي داشته باشد كه دستور بدهد.

نتيجه‌اي كه مي‌گيريم اين است كه حالا‌ يا از باب حكم ثانوي يا از باب حكم اولي، نظر و فتواي حضرت امام(ره) درعصر فعلي و زمان خودشان برخلا‌ف آنچه در تحريرالوسيله‌شان آمده؛ اين بوده كه رجم را در دستور حكومتي خودشان قرار ندادند و فرمودند حذفش كنيد، حالا‌ ما مي‌توانيم اين را به استناد نقل حضرتعالي منتشر كنيم؟
ـ بله عين واقع است.

نقل از پایگاه بازتاب

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:6 |

بازگشت به شيوه هاي قديمي شكنجه

نحوه شكنجه دانشجويان، نشان تغييرات گسترده اطلاعات - دوشنبه 8 مرداد 1386 [2007.07.30]

نادر كرمي

دامنه اعتراض به بازداشت جمعي از دانشجويان و دانش آموختگان در سالگرد 18 تير به حدي گسترده شده است كه پس از واكنش احزاب اصلاح طلب و ميانه رو در روزهاي آغازين و سيد محمد خاتمي در چند روز گذشته، صداي انتقاد شيخ حسن روحاني رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام هم در آمد. وي اما در پرسش و پاسخ با خبرنگاران از مسوولان خواست در مواجهه با دانشجويان به گونه اي عمل کنند که حداقل هزينه را به دنبال داشته باشد و همچنين خواستار اين شد تا با نزديک شدن به زمان انتخابات، مسوولان تسامح بيشتري با مطبوعات نشان دهند. وي همچنين با دفاع از عملكرد خود در شوراي عالي امنيت ملي گفته است ما در جريانات دانشجويي مخالف بازداشت دانشجويان بوديم.

افشاي جزييات بيشتر از شكنجه دانشجويان

انتشار نامه افشاگرانه خانواده سه دانشجوي زنداني دانشگاه پلي تكنيك تهران خطاب به هاشمي شاهرودي در هفته گذشته اولين حركت خانواده‌هاي دانشجويان بازداشت شده در افشاي شكنجه هاي هاي وارده به فرزندانشان بود. در پي بي پاسخ ماندن اين نامه و انكار هرگونه فشاري به دانشجويان از سوي وزير اطلاعات در حاشيه جلسه هيات دولت، ‌مادر احسان منصوري در گردهمايي منزل عبدالله مومني مجدادا به اين شكنجه ها اشاره كرد و از وضعيت بسيار وخيم فرزندش بويژه در روزهاي ابتدايي بازداشت وي خبر داد. در اين شرايط خبرنامه اميرکبير به نقل از يک منبع آگاه دست به افشاي جزئيات بيشتري از نحوه شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اخذ اعتراف زد. اين "جزييات بيشتر" به گفته اين سايت خبري از ابتدا در رنجنامه والدين احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري ذکر شده بود که بعدا بنا به ملاحظاتي در نهايت از اين نامه حذف شد.

بنا بر اين گزارش "دانشجويان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهاي جنسي قرار گرفته اند. بازجوهاي وزارت اطلاعات در طول مدت بازجويي، دانشجويان را به شيوه هاي مختلف مورد اذيت و آزارهاي جنسي قرار مي دادند. به عنوان نمونه دانشجويان را به پشت روي زمين مي خواباندند و لباس هايشان را از تنشان خارج کرده و به شيوه هاي مختلف مانند بطري نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهديد قرار مي دادند." اين گزارش مي افزايد: "شدت ضرب و شتم و شکنجه هاي روحي رواني دانشجويان به حدي بوده که صداي گريه و ناله هاي ايشان از اتاق هاي بازجويي و سلول هاي انفرادي به گوش دوستانشان که در اتاق هاي بازجويي يا سلول هاي مجاور قرار داشتند مي رسيده است. بازجويي گاها به بيش از ۱۲ ساعت مي رسيده و دانشجويان در تمام طول اين مدت اجازه صرف غذا يا نوشيدن آب نداشتند. مگر در مواردي که دانشجويان زير شکنجه هاي طاقت فرسا بيهوش مي شدند که بازجوها به کمک بهياران بند ۲۰۹ اوين در حدي که دانشجويان دوباره به هوش بيايند به ايشان آب مي دادند. همچنين در طول مدت بازجويي به دانشجويان اجازه رفتن به دستشويي نيز داده نمي شده به حدي که اين دانشجويان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همين خاطر به شدت از سوي بازجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجويان به حدي بوده که گاه لباس هاي دانشجويان در حين بازجويي پاره مي شده است." همچنين اين منبع آگاه به خبرنامه اميرکبير گفته است: "بازجوها در عين اين که دانشجويان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها مي کردند، چند نفري روي کمر دانشجو سوار مي شدند. همچنين در مواردي که دانشجويان در اثر ايستادن هاي طولاني مدت کنترل خود را از دست داده و به روي زمين سقوط مي کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ايشان، آن ها را مجبور مي کردند دوباره سر پا بايستند. از جمله آزارهاي روحي رواني دانشجويان اين بوده که در مواردي ايشان را به بند اعضاي گروه تروريستي القاعده منتقل نموده اند. تيم بازجويي تلاش زيادي جهت گرفتن اعتراف دروغ مبني بر انتشار نشريات جعلي توسط دانشجويان بازداشت شده و همچنين ارتباط دادن اين غائله با احزاب اصلاح طلبي مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدين انقلاب داشته اند. علاوه بر اين بازجويان تلاش وافري جهت ارتباط دادن غائله نشريات جعلي با انقلاب هاي مخلمين داشته اند".

از سوي ديگر ارتباط برقرار كردن ميان غائله نشريات دانشجويي اميركبير و احزاب اصلاح طلب بعلاوه شايعه مهيا بودن بخش‌هاي ديگري از اعترافات كيان تاجبخش يه ويژه عليه احزابي چون مشاركت و كارگزاران، ‌اين گمان را تقويت مي كند كه نمايشي از تلفيق اعترافات اتباع ايراني – آمريكايي و برخي از دانشجويان با نزديك‌تر شده با ايام انتخابات از صدا و سيما پخش شود. اين گمانه اي است كه خبر ديگري از دانشجويان بازداشت شده مبني بر فيلم برداري از اعترافات مجيد توکلي و احمد قصابان در محل فيلم برداري از هاله اسفندياري و کيان تاجبخش با موضوع انقلاب مخملي و نقش جريانات دانشجويي، آن را تقويت مي كند.

تهديدها و انكارهاي وزارت علوم

روز گذشته دبير كميته انضباطي وزارت علوم در گفتگو با ايسنا با رد افزايش احكام انضباطي پس از روي كار آمدن دولت نهم گفت: "آمار احكام انضباطي صادر شده در سال تحصيلي 85-84 كاهش 50 درصدي نسبت به سال 84-83 و تعداد احكام صادر شده در سال 86-85 كاهش 70 درصدي نسبت به سال 85-84 داشته است كه اين كاهش صدور احكام در تاريخ عملكرد كميته‌هاي انضباطي بي سابقه بوده و نشانه تحقق شعار مهرورزي دولت نهم در وزارت علوم است."

مسئول كميته انضباطي مركزي وزارت علوم با نسبت دادن اتهام بزرگنمايي احضار دانشجويان به كميته‌هاي انضباطي افزوده: "كاهش چشمگير آمار احكام صادر شده در طول خدمت دولت نهم، بهترين دليل بر كذب بودن ادعاي آنان است، به‌گونه‌اي كه مجموع كل احكام صادر شده در طول مدت دو سال خدمت اين دولت روي هم، كمتر از احكام صادر شده در طول يكسال دولت قبلي است."

نهمين همايش هم انديشي بسيج اساتيد کشور نيز طي روزهاي گذشته محلي بود تا مقامات وزارت علوم ضمن اعلام خطر نسبت به جريانات دانشجويي به تلاش خود براي آنچه آن را "ساماندهي تشكل‌هاي دانشجويي" مي خوانند، اذعان كنند.

باقر خرمشاد، معاون فرهنگي وزير علوم در اين همايش به افت اعتقادات ديني در دانشگاه هاي کشور اشاره و تاکيد کرد بايد با تفکرات "چه گوارائيستي" و چپ جديد در دانشگاه ها مقابله نرم شود. به گزارش خبرگزاري مهر وي در ادامه بحث خود به "برخورد نرم" اشاره کرد و گفت: "شرايط فعلي کشور همانند اوايل انقلاب است. در آن زمان سه گروه اسلامگرا، ليبرال و مارکسيست وجود داشتند که در حال حاضر نيز در فضاي دانشجويي ما شاهد تفکرات «چه گوارائيستي» و چپ جديد هستيم و وارد فضاي برخورد نرم شده ايم چرا که اين گروه ها در حال به چالش کشيدن اسلامگرا ها در نشريات شان هستند که اين برخورد نرم مقابله نرم را مي طلبد."

محمد زاهدي وزير علوم نيز علوم، نيز در اين همايش اظهار داشت: "در اين دو سال هيچ کس آمدن و رفتن ۱۸ تير را احساس نکرد در حالي که پيش از اين در سالگرد ۱۸ تير استرس فراواني داشتيم. فکر نکنيد که اين به راحتي به دست آمد اين برنامه ريزي هايي بود که در معاونت فرهنگي انجام داديم که البته در مورد برنامه ريزي ها و چگونگي انجام آن نمي توانم چيزي بگويم." وي همچنين گفت: "ساماندهي تشکل‌هاي دانشجويي بخصوص قسمت‌ سياسي کار سنگين، فشرده و استرس زا بوده که معاونت فرهنگي در اين زمينه بسيار موفق عمل کرده است".

همچنين حجت الاسلام محمديان مسئول نهاد رهبري در دانشگاه ها در سخنان خود به لزوم تغيير در متون درسي در راستاي اسلامي کردن دانشگاه ها، اشاره کرد و افزود: چرا اساتيد ما كه اساتيد بسيار بزرگي هستند حتي در زمينه حذف دروس اضافي كه نتيجه اي جز اتلاف وقت براي دانشجويان ندارند، تلاش نمي كنند؟ عده اي بايد جسارت كنند و در آموزش عالي كشور بازبيني انجام دهند؛ چرا كه دروس، وحي منزل نيستند پس شما بايستي كنكاش كنيد و سرفصل‌هاي جديد ايجاد نماييد.

وي با انتقاد از ايجاد رشته حقوق بشر در دانشگاه‌هاي ايران گفته است: "رشته‌هايي همچون مطالعات زنان، جوانان و حقوق بشر كاملا با تفكر فمينيستي مطابق هستند. ايجاد چنين رشته‌هايي باعث مي شود كه با پول جمهوري اسلامي مطالبي كه آمريكا مي‌خواهد بيان شود، را بيان كنيم."

آخرين اخبار از دانشجويان بازداشتي

اما آخرين اخبار از دانشجويان بازداشت شده حاكي است كه سرانجام پس از گذشت نزديك به بيست روز از بازداشت گسترده فعالان دانشجويي، واحد پاسخگويي دادسراي انقلاب حاضر شده است در پي مراجعات مكرر تعدادي از خانواده‌هاي اين دانشجويان رسما محل بازداشت اين دانشجويان را اعلام و شعبه رسيدگي كننده به پرونده آنها را اعلام كند. گفته مي شود براي تمامي بازداشت شدگان حداقل قرار يك ماهه بازداشت موقت صادر شده است و اين احتمال وجود دارد كه پس از طي اين مدت قرار برخي از اين دانشجويان به وثيقه تبديل شده و امكان آزادي تعدادي از آنها فراهم شود.

در عين حال روز گذشته مادران دو دانشجوي بازداشت شده عضو كمپين يك ميليون امضا يعني "امير يعقوب علي و بهاره هدايت"، با ارسال نامه سرگشاده اي خطاب به هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه خواستار رسيدگي وي به وضعيت فرزندانشان شدند.

در اين نامه آمده است: "مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است."

در بخش ديگري از اين نامه آمده است: "آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند. سوال ما از آن مقام اين است که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟"

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:5 |

تحت فشاريم، ما را تنها نگذاريد

خانواده هاي زندانيان کرد در مصاحبه با روز: - دوشنبه 8 مرداد 1386 [2007.07.30]

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

پيرامون اثرات زنداني شدن عضوي از خانواده بر خانواده زنداني، گفتگويي کرده ايم با خانواده سه تن از زندانيان کرد، تونيا کبودوند دختر محمد صديق کبودوند، شاهو قوامي برادر اجلال قوامي و ليلي حسن پور خواهر عدنان حسن پور.مصاحبه در پي مي آيد.

دلم براي پدرم تنگ شده

تونيا کبودوند، تنها دختر "محمد صديق کبودوند" است.پدرش، رييس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، روز 10 تير ماه در دفتر کارش در تهران بازداشت شد. حالا نزديک يک ماه است که او در بند 209 اوين زنداني است.

تونيا کبودوند به روز مي گويد: "زنداني شدن پدر طبعا هم از لحاظ عاطفي و هم از لحاظ مادي فشار زيادي به ما وارد کرده است. ما مدت زيادي از او بي خبر بوديم. حالا هم شديدا نگرانيم؛ بخصوص اينکه او به بيماري ريوي مبتلاست. مادرم ظرف يک ماه گذشته تقريبا هر روز به دادگاه مراجعه کرده تا شايد بتواند يااز پدرم خبري بگيرد يا لااقل اجازه ملاقات با او را از بازپرس پرونده بگيرد، اما تا حالا هيچ نتيجه اي نگرفته. کسي به ما پاسخ شفافي نمي دهد.از نظر مالي ما تحت فشاريم. بسياري از وسائل پدرم را با خود برده اند، حتي نميتوانيم حقوق ايشان را دريافت کنيم.براي همين من و برادرم مجبور شده ايم در بيرون کار کنيم.از صبح زود تا آخر روز مشغول کاريم وفقط شبها همديگر را مي بينيم. وقتي که شب هم به خانه باز مي گرديم، همه خسته ايم.من، مادر و برادرم. در مجموع اين شرايط براي ما بسيار سخت است.سخت ترش اين است که دلم براي پدرم خيلي تنگ شده است".

تونيا کبودوند مي افزايد: "هر چه زمان بيشتري سپري مي شود زنداني شدن پدر برايمان سخت تر مي شود. البته ما مي دانستيم دير يا زود احتمال بازداشت او وجود دارد، اما هيچ وقت فکرش را نمي کردم که دوري از او اين قدر برايمان غير قابل تحمل باشد.من الان 30 روز است که پدرم را نديده ام.تا حالا سابقه نداشته که اين مدت از پدرم دور باشم.وي بعضي اوقات به ماموريت مي رفت اما لااقل مي توانستيم با او تماس بگيريم.اما الان در غياب او يک دنيا مشکل جلوي راهمان سبز شده و ما يکدفعه مجبور شده ايم با همه اين مشکلات دست و پنجه نرم کنيم.در مجموع در غياب پدر دچاربحران عاطفي شده ام و دلم براي آغوش پر از محبتش خيلي تنگ شده، ساير اعضاي خانواده هم همينطور؛ فضاي خانه بسيار خشک و سرد شده. خانه ي ما مثل ميزي شده که يک پايه اش شکسته."

وي در ادامه درباره عدم پاسخگويي مسئولان دادگاه و زندان چنين مي گويد: "برخورد مسئولان با ما خوب نيست و عدم پاسخگويي آنان بسيارناراحت کننده است.يکي از مسئولين دادگاه وقتي وضعيت پدرم را از او جويا شديم به ما گفت: دلتان خوش است شما! آمده ايد تا بعد از 10 روز به شما پاسخ بدهيم؟! وقتي که يکي از بازپرسها اتهام پدرم را از من پرسيد و من تنها اتهامش را انجام دادن فعاليتهاي مدني مسالمت آميز عنوان کردم، در جواب گفت که ما در ايران چنين عنواني براي متهم نداريم و حتما پدر شما مجرم است".

تونيا کبودوند در خاتمه مي گويد: "من احساس سربلندي و افتخار دارم از اينکه دختر فردي هستم که تنها هدفش بهبود وضعيت حقوق بشر و کارهاي انسان دوستانه بوده است.من فکر مي کنم راهي که پدرم انتخاب کرده کاملا درست است و از خداوند سپاسگزارم که چنين پدري به من داده".

در ميان مجرمان خطرناک

شاهو قوامي برادر کوچکتر روزنامه نگار دربند "اجلال قوامي" است که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 3 سال و نيم حبس تعزيري محکوم شده است.

شاهو قوامي از تاثير زنداني شدن برادرش بر زندگي چنين مي گويد: "به دنبال بازداشت برادرم، ما بيشتر روزها در دادگستري يا زندانيم و بسياري از کارهاي روزمره ما تحت الشعاع کارهاي برادرم قرار گرفته است.بازداشت وي شديدا وضعيت پدر و مادر پيرم را بدتر کرده. مادرم به بيماري قلبي مبتلا شده.درد زنداني شدن برادرم هر روز بيشتر ما را آزار مي دهد. حتي دفعه قبل که اجلال 67 روز در بازداشت بود، سختي روز آخر کمتر از روز اول بازداشتش نبود.جدا از اين از روز 18 تير امسال که برادرم بازداشت شده تا الان يک بار هم موفق نشده ايم حضورا او را ملاقات کنيم.حتي براي اينکه بتوانيم اجازه ملاقات تلفني هم بگيريم بايد وقت و انرژي زيادي را صرف کنيم، تازه پس از اين همه درد سر 10 دقيقه اجازه مي دهند تا در ملاقات تلفني با او صحبت کنيم".

برادر اجلال قوامي در ادامه به وضعيت برادرش در زندان مي پردازد: "اجلال وضعيتي جسماني مطلوبي ندارد.چشمهايش دچار عفونت شده و با وجود اينکه ما برايش دارو برده ايم، اما تاکنون داروها را تحويلش نداده اند.خودش در ملاقات تلفني بارها تاکيد کرده که وضعيت جسمانيش خوب نيست و به اين داروها احتياج دارد.بعلاوه آن چيزي که بر مشکلات برادرم در زندان افزوده، انتقال وي به بند 4 زندان سنندج است.بندي که بيشتر مجرمين خطرناک در آنجا زنداني هستند".

نگراني تا آزادي

ليلي حسن پور، خواهر روزنامه نگار کرد "عدنان حسن پور" که برادرش به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است نيز از شرايط خود و خانواده اش مي گويد: "متاسفانه بازداشت و سپس صدور حکم اعدام براي برادرم، به حدي من را درگير و ناراحت کرده که در اين مدت نتوانسته ام حتي به فرزند 19 ماهه ام برسم؛ براي همين بچه ام مريض شده و بيشتر اوقات پيش همسايه ها است.اين شرايط براي مادرمان بيشتر از خواهر و برادرها سخت است چون از يک سو مادر به بيماري قلبي و پوکي استخوان مبتلا است و از جهت ديگربخاطر اينکه عدنان تنها نان آور مادرم بوده، فشار زيادي بر او وارد مي شود."

ليلي حسن پور که خود ساکن سليمانيه است، در ادامه مي افزايد: "تا روزي که برادرمان آزاد نشود طبيعتا ما همچنان در نگراني بسر مي بريم.در حال حاضر بي اطلاعي از وضعيت و مکان نگهداري عدنان بيشتر به نگرانيهاي ما دامن زده است.هر چند که براي يک لحظه خانه ما خالي از مهمان نيست، اما فضاي خانه کاملا اندوهگين است. تنها صداي گريه و دعاي مادرم شب و روز در خانه مي پيچد."

وي در خاتمه مي افزايد "تنها چيزي که به ما تسکين مي دهد، حمايت هاي گسترده داخلي و بين المللي از برادرم است و اميدوارم تا ابطال اين حکم، مردم و نهادهاي حقوق بشري ما را تنها نگذارند".

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 11:56 |

نگاه انتقادي به رفتارهاي نيروي انتظامي

تشکيل پليس "امنيت اخلاقي" در گفتگو با عضو کميسيون امنيت ملي - دوشنبه 8 مرداد 1386 [2007.07.30]

سهيل آصفي
soheil.asefi@gmail.com

"نيروي انتظامي نبايد به حريم خصوصي مردم وارد شود و به طور حتم پليس امنيت اخلاقي، کارکرد سياسي ندارد." در حاليکه سردار پاسدار احمدي مقدم، از تشکيل پليس "امنيت اخلاقي"براي مقابله با "تهديدات مستمر دشمنان در زمينه براندازي سياسي از طريق فروپاشي فرهنگي" خبر داده است، رضا طلايي نيک، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اسلامي با ذکر جمله فوق در گفتگو با "روز" تاکيد مي کند: "نوعي نگاه انتقادي به برخي از رفتارهاي نيروي انتظامي مطرح شده است."

آقاي طلايي نيک، نيروي انتظامي از تشکيل پليس "امنيت اخلاقي" خبر داده، در حاليکه حتي کشوري مانندعربستان سعودي هم در وجود پليسي با اين ويژگي مشغول تجديد نظر است. به نظر کميسيون امنيت ملي چه نيازي به تشکيل چنين پليسي در جمهوري اسلامي وجود دارد؟
پليس ايران بدنبال واحدهاي تخصصي در انجام ماموريت ها است. نيروي انتظامي با توجه به ابعاد تخصصي مسائل امنيتي، اجتماعي و انتظامي به دنبال خدمات پليسي در قالب پليس هاي تخصصي است و تشکيل بيش از ده پليس تخصصي براي کارايي مطلوب تر در دستور کار نيروي انتظامي قرار دارد. به دنبال ادغام سه نيروي سابق انتظامي يعني شهرباني، ژاندارمري و کميته هاي انقلاب اسلامي در قالب نيروي انتظامي جديد، تنوع و گستردگي وظايف نيروي انتظامي، ضرورت تشکيل واحدهاي تخصصي را افزايش داده است. نيروي انتظامي با ادغام يگان هاي سابق ژاندارمري، شهرباني و کميته هاي انقلاب از داخل محلات و شهرها تا محدوده هاي خارج از شهر و روستاها و مناطق مرزي و نيز در امور گوناگوني مانند گذرنامه، آگاهي، پليس فرودگاهها، پليس راهنمايي و رانندگي، مبارزه با مواد مخدر و در ساير زمينه ها وظايف گسترده تري بر عهده گرفته است. لذا براي افزايش کارايي پليس و انجام وظايف، ايجاد واحدهاي پليس تخصصي در دستور کار است.

پليس "امنيت اخلاقي" عمدتا به چه مسائلي مي پردازد؟ پوشش مردم، روابط خصوصي آنها و...
البته نيروي انتظامي نبايد به حريم خصوصي افراد وارد شود.

خب؟
متناسب با قوانين و مقررات و هنجارهاي پذيرفته شده اجتماعي بايد چگونگي برخورد پليس با انحرافات و مزاحمت هاي اجتماعي دقيق تر تعيين شود.

چه جوري؟ تا به حال در طول ماههاي اخير اينطور بوده؟
نوعي نگاه انتقادي به برخي از رفتارهاي نيروي انتظامي مطرح شده و شايد باتشکيل پليس تخصصي امنيت اجتماعي، ايجاد انضباط رفتاري و دقيق تر شدن ماموريت هاي پليس با حفظ حقوق شهروندان و جلوگيري از دخالت نسبت به حريم خصوصي شهروندان تقويت شود.

فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي گفته است پليس امنيت اخلاقي براي مقابله با "تهديدات مستمر دشمنان در زمينه براندازي سياسي از طريق فروپاشي فرهنگي" ايجاد شده است. اين مساله تا چه حد با شرح وظايف نيروي انتظامي در قانون همخواني دارد؟
به طور حتم پليس امنيت اخلاقي نمي تواند کارکرد سياسي داشته باشد.

يعني کميسيون امنيت ملي با اين موضع گيري فرمانده نيروي انتظامي مخالف است؟
پيگيري انتظامي و قضايي نسبت به منتقدان سياسي در وظايف پليس امنيت اخلاقي و اجتماعي نيست.

بررسي وضعيت دانشجويان زنداني در مجلس

در هفته هاي اخيرما شاهد اعدام گروههايي از مردم تحت عنوان "اراذل و اوباش" بوديم که با واکنش هاي مختلفي همراه بوده است. برخي خبرها از وجود تني چند با سوابق سياسي مانند بازداشتي هاي واقعه 18 تير و... در ميان "اراذل و اوباش" که اعدام شدند مي داد. کميسيون امنيت ملي چقدر در اين مورد بررسي کرده است؟
به هر حال با گزارش هاي مبسوطي که فرماندهان نيروي انتظامي به کميسيون ذي ربط مجلس داده اند افرادي که در روند مجازات هاي سنگين قرار گرفته اند از اوباش و افراد شرور و مزاحمين جدي شهروندان بوده اند.

اما خبرها...
همانطور که اشاره شد رسيدگي به پرونده متهمان سياسي در وظايف نيروي انتظامي نيست.

اگر تخلفي در اين رابطه صورت بگيرد؟
علاوه بر دستگاه قضايي وزارت اطلاعات متهمان سياسي را تحت رسيدگي قرار مي دهد و نيروي انتظامي فقط در زمينه مسائل اجتماعي و امنيت عمومي مسئوليت دارد.

در مورد رويکرد جديد سياستگزاران سياسي و امنيتي کشور در خصوص صدور احکام سنگين براي پويشگران جامعه مدني مانند زنان، کارگران و دانشجويان، روزنامه نگاران و... برخي از ناظران سياسي به آغاز "معامله" جمهوري اسلامي و غرب اشاره مي کنند که موجب افزايش "سرکوب داخلي" شده است. کميسيون امنيت ملي در اين باره چه فکر مي کند؟
برخي دغدغه ها نسبت به ايجاد محدوديت هاي سياسي، ضرورت حساسيت هاي بيشتر را ايجاب مي کند اما تاکنون موارد مشهودي از مجازات هاي سنگين و غيرقابل قبول نسبت به منتقدان سياسي مشاهده نشده است.

احکام سنگين براي پويشگران جنبش زنان، وضعيت نامشخص منصور اسانلو، ندادن اجازه ملاقات به محمود صالحي با وکيلش و وضعيت جسمي بحراني او در زندان سنندج، صدور حکم اعدام براي دو روزنامه نگار کرد، عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار از سوي دادگاه انقلاب اسلامي و اخيرا اخبار منتشره درباره فشارهاي روحي و جسمي شديد بر دانشجويان زنداني و.... اينها براي کميسيون امنيت ملي "قابل قبول" است؟
نه، ببينيد قطعا جرايم امنيتي و غير سياسي در اينگونه موارد وجود دارد.

صدور حکم اعدام براي دو روزنامه نگار "قابل قبول" است؟
براي فعاليت مطبوعاتي و روزنامه نگاري بدون وجود ساير جرايم امنيتي نمي توان حکم اعدام صادر کرد.

در دهه شصت خورشيدي هم غالب پويشگران سياسي و اجتماعي را با همين "جرايم" متهم مي کردند.وابستگي به حزب و سازمان سياسي.... نه؟
بايد هر مورد را به طور خاص متناسب با اطلاعات مربوط به موضوع بررسي کرد. ما اطلاعي از اينکه کسي به خاطر اعتراض و انتقاد سياسي و فعاليت مطبوعاتي محکوم به اعدام شده باشد نداريم.

در روزهاي اخير اخبار زيادي در مورد وضعيت بحراني دانشجويان زنداني منتشر شده است.گفته مي شود فشارهاي جسمي و روحي روي آنها براي اعتراف به شدت افزايش يافته و در مواردي اين کار انجام شده است. در آخرين اخبار از تجاوز جنسي به دانشجويان زنداني گفته شده است. کميسيون امنيت ملي چه اقدامي براي رسيدگي به اين وضعيت انجام داده است؟
با توجه به برخي اخبار مطرح شده در مورد دستگيري دانشجويان، کميسيون امنيت ملي در مجلس اين موضوع را دنبال مي کند و ارتباطاتي توسط برخي از اعضاي کميسيون امنيت ملي براي بررسي دقيق تر اينگونه اخبار و مسائل در حال انجام است که پس از جمع بندي توسط مخبر کميسيون امنيت ملي اعلام خواهد شد.

تا کي؟
احتمالا ظرف دو هفته آينده بررسي ها و جمع بندي هاي کميسيون اعلام مي شود.

اخيرا معاون فرهنگي وزير علوم گفته است در حال حاضر در فضاي دانشجويي ما شاهد تفکرات "چه گواريستي" و "چپ جديد" هستيم و وارد فضاي "برخورد نرم" شده ايم چرا که اين گروها در حال به چالش کشيدن "اسلام گراها" در نشريات خودشان هستند که اين "برخورد نرم"، "مقابله نرم" را مي طلبد."مقابله نرم" چه جورمقابله اي است؟
بايد مسئولان دولت در اعلام مواضع، به طور شفاف تر مقصود خود را بيان کنند.استفاده از ادبيات جديد تحت عنوان "مقابله نرم" براي افکار عمومي مستلزم تبيين مصاديق و چگونگي آن است. به احتمال زياد مقصود ايشان کارکردهاي صرفا فرهنگي در دانشگاهها و محيط هاي فرهنگي است و نمي توان "مقابله نرم" را به مفهوم امنيتي کردن فضاي دانشگاه ها و يا محيط هاي اجتماعي استنباط کرد.براي جلوگيري از بروز هرگونه ابهام و سو تفاهم ها بايد مسئولان ذي ربط در اعلام مواضع، مصاديق و جزييات مقصود خود را اعلام کنند.

سپاسگزارم

 

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 11:50 |

به کدام جرم فرزندان ما را به بند مي کشيد؟

اعتراض مادران - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

شيرين کريمي

با توجه به وضعيت نامعلوم امير يعقوبعلي و بهاره هدايت، دو عضو کمپين يک ميليون امضاء، "کميته مادران کمپين يک ميليون امضاء" با ارسال نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعتراض به بازداشت اين دو نفر، از وي پرسيده اند:به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟

در اين نامه که در سايت تغيير برابري درج شده، مي خوانيم:

مدت 10 ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است."

ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم.

در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي 20 ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز 20 تيرماه 86 در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از 18 تير ماه تاکنون در زندان اوين است.

آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند.

سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟

آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود.

جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند.

نامه مادران کمپين يک ميليون امضا در شرايطي منتشر شده که مسئولين زندان اوين به مادر وي گفته اند "تا پايان تحقيقات وضعيت وي مشخص نمي شود". او تنها دوم مرداد تماس کوتاهي با خانه داشته اما درباره اينکه کجاست و يا چه وضعيتي دارد، هيچ توضيحي نداده است.

براي امير يعقوبعلي / وبلاگ آن زن

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.


 

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:42 |

در داخل مرجعي براي شکايت نمانده

شکنجه دانشجويان در گفتگو با عبدالکريم لاهيجي - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

خبرنامه اميرکبير ديووز به نقل از يک منبع جزئيات تکان دهنده اي را از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيری از آنها فاش کرد. به نوشته اين خبرنامه، بازجويان، حتي دانشجويان را به پشت روی زمين خوابانده و به شيوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و... مورد تهديد قرار داده اند. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی (ناموفق) زده اند.

دکتر عبدالکريم لاهيجي، رييس جامعه حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر درگفت وگويي با روز با ابراز نگراني ازوضعيت دانشجويان زنداني شده گفته است که باتوجه به سوابق چنين پرونده هايي و بسته بودن فضاي داخلي کشور، امکان رسيدگي به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان هاي داخل کشوروجود ندارد. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد:

با توجه به خبرهاي نگران کننده اي که طي روزهاي گذشته از وضعيت دانشجويان زنداني شده درزندان اوين منتشر مي شود، آيا بايد نتيجه گيري کرد که پديده شکنجه در زندان هاي ايران رو به گسترش است؟

ييگيري موضوع شکنجه و بدرفتاري با زندانيان درجمهوري اسلامي موضوعي است که اززمان روي کار آمدن حکومت مطرح بوده. چون متاسفانه کم افرادي بوده اند که از زندان هاي جمهوري اسلامي بيرون آمده باشند و صحبت از شکنجه نکرده باشند. درمورد پرونده هايي مانند زهرا کاظمي هم مي بينيم که شکنجه منتهي به مرگ مي شود؛ پرونده اي که مسئول مستقيم آن سعيد مرتضوي دادستان تهران است. زهرا کاظمي به هنگام دستگري شديدا مضروب مي شود که اينها درپرنده پزشکي قانوني او مسلم است ولي به جاي اينکه همان موقع وي را به بيمارستان منتقل کنند، تا ساعت دو صبح درداخل سلول هاي زندان اوين سعيد مرتضوي ومعاونش ازوي بازجويي مي کنند. سپس، او را که مضروب شده بوده ازهر نوع درماني محروم کرده و بالاخره وقتي به حالت اغما افتاده بود وي را به بيمارستان مي برند.

ما به عنوان مدافعان حقوق بشر درپرونده هاي مختلف که از طرف زندانيان ويا خانواده هاي آنها مطلع شده ايم بارها وبارها شکايت کرده ايم. هنگامي که گزارشگران مختلف به ايران رفته اند، يا گزارشگرمخصوص بازداشت هاي خودسرانه نيز، تعدادي اززنداني ها درمورد بدرفتاري هايي که با آنها انجام شده، صحبت کرده اند. متاسفانه سالي نبوده که قعطنامه اي ازطرف کميسيون سابق حقوق بشر ومجمع عمومي سازمان ملل صادرشده باشد و درمورد بدرفتاري با زندانيان درايران صحبتي نشده باشد.

به نظر شما چگونه است که آقاي شاهرودي دائما از اجراي قانون حقوق شهروندي صحبت مي کنند واز سوي ديگر اخباري ازرفتارهاي بسيارنگران کننده با زندانيان- واين مورد اخير دانشجويان دستگير شده - به بيرون از زندان درز پيدا مي کند؟

ببينيد، ما درجمهوري اسلامي با اين پديده مواجه نيستيم که اين دستگاه ها ازهم مستقل باشند. يعني يکي وزارت اطلاعات و مقامات انتظامي باشد و ديگري قوه قضاييه مستقلي که از فجايع و مظالم آن سازمان وگروه ديگر بشود به آن شکايت کرد. کافي است توجه کنيد، الان وزيراطلاعات کسي است که سالها وسالها درمقام حاکم شرع، رييس دادگاه انقلاب و ريس دادگاه ويژه روحانيت، بدترين، شنيع ترين وشديد ترين احکام را از اعدام وحبس هاي سنگين صادر کرده است. يا مثلا دادستان کل کشور، يعني سومين مقام عالي رتبه قضاييه، وزير سابق اطلاعات است. اقاي دري نجف آبادي، کسي است که درپرونده قتل هاي زنجيره اي توسط متهمان اصلي اين پرونده گفته شد که برخي احکام شرعي را صادر کرده است. اين تداخلي که بين نيروي انتظامي، نيروهاي امنيتي وقوه قضاييه وجود دارد متاسفانه وضعيتي به وجود آورده که درداخل هيچ مرجع وملجاي براي شکايت و تظلم وجود ندارد، و يا سازمان هاي حقوق بشر درداخل و خارج کشور هيچ راهي ندارند جزمقامات بين المللي و شوراي حقوق بشر سازمان ملل.

براي مثال همان طور که مي دانيد خانم عبادي درپرونده خانم هاله اسفندياري مجبورشد به مراجع بين المللي شکايت کند به دليل اينکه جاي ديگري نيست که بتوان شکايت کرد. درمورد اين پرونده دانشجويان هم متاسفانه اگر حمايت سازمان هاي حقوق بشربين المللي نباشد مطمئن باشيد درداخل کشور هيچ مرجعي براي رسيدگي به اين قضيه وجود ندارد. تظاهري هم که به اجراي قانون حقوق شهروندي توسط آقاي شاهرودي صورت مي گيرد همان تظاهري است که معمولا مسئولان حکومتي انجام مي دهند که ايران را مهد آزادي وآزادي قلم واين جور مسائل مي دانند و ازطرف ديگر کار را به جايي مي برند که مي گويند همين چند روزنامه اي که زير سانسور فعاليت مي کنند درحال کودتاي خزنده هستند.

با توجه به سابقه فعاليت هاي بين المللي شما درزمينه حقوق بشر، آيا سابقه داشته است که ازطريق پيگيري سازمان هاي مرتبط، دولت هاي ناقض حقوق بشر ملزم به اجراي قوانين، ميثاق ها و عهدنامه اي که آن را درسطح جهاني پذيرفته اند، وادار کنند؟

مسلما! ازجمله نمونه هاي پيگيري بين المللي دراين زمينه مي توان به قتل رفيق حريري وپيگيري هاي بعد ازآن اشاره کرد. ما ديديم درمورد ترورنخست وزيرپيشين لبنان، شوراي امنيت به جايي رسيد که دادگاه ويژه تشکيل دهد، آن هم با توجه به همه کارشکني هايي که دولت و رييس جمهوري لبنان و دولت سوريه انجام داده اند. ولي همچنان اين موضوع درمرکز توجه مجامع بين المللي بوده است. الان حتي دادگاه درشرف تشکيل است. بنابراين چه بهتر اينکه دولت ها از طريق گفت وگو و تفاهم و مذاکره به اين برسند که به قوانين بين المللي تسليم بشوند ودرغير اين صورت چاره اي نيست جز اينکه به دنبال ضمانت اجرايي براي الزام ومتعهد کردن دولت ها به اين قوانين ومقررات باشيم.

ما همواره ازروزي که پرونده انرژي اتمي مطرح شده است به مخاطبمان خودمان، مانند سازمان ملل ويا اتحاديه اروپا گفته ايم که مساله ايران نبايد فقط محدود به موضوع انرژي اتمي بشود، بايد جامعه بين المللي نسبت به وضعيت دموکراسي وحقوق بشر درايران توجه داشته باشد و بايد اين موضوعات از طريق مجامع مختلف پيگيري شود.

سازماني که شما رياست آن را به عهده داريد آيا برنامه خاصي براي پيگيري اتفاقات اخيرندارد؟

فداراسيون بين المللي حقوق بشر جزو سازمان هايي است که در شوراي حقوق بشر نقش مشاور دارد. ما به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل دراين زمينه ها شکايت کرديم. يکي ازمواردي که در ميزگردهاي بين دولت ايران واتحاديه اروپا مطرح بود همين موضوع شکنجه و سنگسار بود - چون گفته شد آقاي شاهرودي دستورعدم اجرايش را داده اند. ما بارها و بارها گفته ايم که سنگسارازموارد شکنجه است، منتها ازموارد شکنجه منتهي به مرگ است. آخرين موضوعي که به عنوان پرونده آن را دنبال کرديم موضوع زهرا کاظمي است. يا پرونده هاي ايرانيان با تابعيت مضاعف. درهمين پرونده اگر شما به مصاحبه اي که فرداي پخش برنامه تلويزيوني مشاهده کرده باشيد شوهر خانم اسفندياري، آقاي شائول بخاش مي گويد هرگز همسرش با لغاتي که درمصاحبه صحبت مي کرد آشنايي نداشته است. بنابراين مشخص است زير فشار وتهديد اورا راضي کرده اند که متني را حفظ کند و يا از رو بخواند واين ازموارد مشخص شکنجه رواني است و درگذشته ما اين موضوع را بارها و بارها مطرح کرديم و حالا متاسفانه دانشجويان هم درحال حاضر زير چنين شکنجه هاو فشارهايي هستند. مطمئن باشيد براي آنها هم خواب هايي ديده اند ومي خواهند که چنين برنامه هايي اعتراف گرفتن را براي آنها ترتيب بدهند وآنها را حاضر کنند که به چنين برنامه هايي تسليم کنند.

 

 
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:38 |

انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر: خواستار آزادی دانشجویان زندانی و محاکمه تیم امنیتی و قضایی سرپرست پرونده ایشان هستیم

نوشته شده : یکشنبه ۷م مرداد ۱۳۸۶ @ ۶:۴۹ ق.ظ، در رسته های : خبر، دانشگاه
توسط : خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) در واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص شرح شکنجه های دانشجویان بازداشت شده بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بالاخره پس از هفته ها انتظار و زانوی صبر در بغل گرفتن، راز سر به مهر و قصه پر غصه شرح شکنجه های غیر انسانی و قرون وسطایی که ظالمانه در حق مظلوم ترین فرزندان این دیار رفته است، فاش شد و چشم روزگار بر ناجوانمردی که بر ایشان رفته فاش گريست و دل خويش و بيگانه بر آنان پاک بسوخت. از ملاقات نخستین خانواده دانشجویان با فرزندانشان بود که مشخص شد نه تنها پیش بینی هایی که از ابتدا و در پی اظهارات کینه توزانه قاضی حداد در ابتدای بازداشت دانشجویان و ابراز اطمینانش مبنی بر گناهکار بودن دانشجویان بازداشت شده، می شد کاملا صحیح بوده که شدت عمل و جسارت و وقاحت تیم بازجویی پرونده بیش از آن بوده که تصور می شده است. خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پس از هفته های بی خبری و چشم انتظاری، یک به یک امیداوارانه به ملاقات جگرگوشگان خویش می رفتند، اما دل شکسته، مغموم و نگران بازمی گشتند و آرزو می کردند که ای کاش هیچ گاه فرزندان خود را در آن حال و روز نمی دیدند.

خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پلی تکنیک انتظار داشتند با توجه به وضعیت وخیم فرزندانشان و وعده و وعیدهای مقامات مسئول کلیه این افراد هر چه سریعتر از بند رهایی یابند. به همین منظور از همگان خواستند تا شرح شقاوت و قصه قساوت شکنجه گران بند ۲۰۹ اوین را به وقتی دیرتر و زمانی دیگر موکول نمایند. انجمن اسلامی امیرکبیر نیز بنا به درخواست خانواده ها زبان در کام کشید و از بیان شکوه هایی که از نهفتن و نگفتن آن دیگ سینه می زد جوش، خودداری نمود. اما پس از آزادی ۵ دانشجوی دربند، مشخص شد که آزادی ایشان از سر ناچاری و در پی افزایش فشارها از هر سو بوده است و گویا قرار است بار شوم سناریوی مضحکی که توسط تیم امنیتی سرپرست این پرونده طراحی و توسط عملگان ایشان در دانشگاه امیرکبیر به اجرا درآمده بر دوش احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، سه دانشجوی در بند انداخته شود. این چنین بود که خانواده این سه دانشجو چاره ای جز افشای رنج و تلخکامی خود ندیدند.

دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از همان روزی که تصمیم گرفتند دلیرانه مقابل تمامیت خواهی مدیریت بی خرد این دانشگاه، علیرضا رهایی، که بی شرمانه از ابتدا نقش عمله گوش به فرمان نیروهای امنیتی را در دانشگاه بازی می کند، بایستند، می دانستند که دریای حق خواهی و آزادیخواهی موجی خون فشان دارد. من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم. از همان روز که دانشجویان پلی تکنیک با فریادهای بی امان «مرگ بر دیکتاتور» خود، شوی تبلیغاتی نماد تمامیت خواهی حاکمیت اقتدارگرا را به سند وضاحتش بدل کردند، منتظر فرا رسیدن زمان انتقام جویی او و اعوان و انصارش بودند، چرا که در همان روز احمدی نژاد وعده داد که «تمام دانشجویان، خصوصا آن ها که بر علیه او شعار می دهند را مورد مهرورزی قرار خواهد داد».

و اکنون پس از گذشت یک سال از رویارویی جدی دولت نهم با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، مشت خالی و انبان تهی مدعیان مهرورزی در مقابل دانشجویان بیش از پیش عیان شده است. یک سال است که از سرکوب دانشجویان به هر حیله و شیوه می گذرد و همچنان این پلی تکنیک و دانشجویانش هستند که استوار و سرافراز نقشه های شوم استبداد را نقش بر آب می کنند. پس از گذشت یک سال از ناکارآمدی ماشین سرکوب، تمام خلاقیت و ابتکار تیم امنیتی کنترل کننده دانشگاه ها، تیم مدیریتی گوش به فرمان ایشان در دانشگاه امیرکبیر و عملگان چکمه پوش ایشان در این خلاصه می شود که با جعل چند نشریه دانشجویی و درج مقالاتی موهن و بی سر و ته در آن ها و نسبت دادن آن به دانشجویان، ماشین سرکوب را شدیدتر و قویتر از گذشته به کار اندازند. این سناریو از آغاز محکوم به شکست بود، اما تصور می شود تیم امنیتی طراح سناریو قصد دارد به هر حیله ای پروژه سوخته خویش را به پیش برد. در همین راستاست که ۵ نفر از دانشجویان را آزاد می کند و پس از آزادی ۵ نفر و در غیاب ایشان، مشغول گرفتن اعترافات تلویزیونی از ۳ نفر باقی مانده می شود و برای انجام این کار آن چنان عجله ای دارد که قرار وثیقه سنگین ۸۰ میلیونی دانشجویانی که موفق به تهیه آن نشده اند را به یکباره بدل به قرار کفالت می نماید، تا کار خود را هر چه سریعتر آغاز کند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اقدامات غیرانسانی و شکنجه دانشجویان بازداشت شده را به شدت محکوم می نماید و خواستار برکناری و محاکمه تیم امنیتی و قضایی سرپرست پرونده دانشجویان است. انجمن اسلامی امیرکبیر از مقامات مسئول می خواهد که هر چه سریعتر دیگر دانشجویان شکنجه شده را آزاد نموده و از ایشان و خانواده هایشان عذرخواهی نمایند.

روابط عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر اعلام می نماید که اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین علیرغم اظهارات روزهای گذشته چند تن از مسئولین بسیار نگران کننده است. شرح شکنجه دانشجویان امیرکبیر از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده و نکات اعلام نشده فراوانی وجود دارد که در زمان مناسبی به اطلاع عموم خواهد رسید. علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی که در این مدت طولانی بر دانشجویان رفته، اکنون بیش از دو هفته از اعتصاب غذای مجید توکلی و دکتر کیوان انصاری و بیش از یک هفته از اعتصاب غذای احمد قصابان و احسان منصوری می گذرد. به گفته خانواده مجید توکلی، وی در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. همچنین اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص  عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهدید صریح تیم بازجویی هر لحظه امکان بازگرداندن ایشان به سلول انفرادی و از سرگیری شکنجه های غیرانسانی گذشته وجود دارد.

علاوه بر این با توجه به سابقه تیم امنیتی طراح سناریو جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک در شکنجه و انجام رفتارهای غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه، انجام رفتاری مشابه با ۶ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، خانم بهاره هدایت و آقایان محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، علی وفقی و حنیف یزدانی و همچنین بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار خصوصا آقای عبدالله مومنی هیچ بعید نیست. طبق آن چه بر دانشجویان امیرکبیر رفته است، دانشجویان بازداشت شده در مقابل دانشگاه امیرکبیر و در دفتر سازمان ادوار این روزها بایستی اوقات سخت و طاقت فرسایی را زیر شکنجه های غیرانسانی بگذارنند. انجمن اسلامی امیرکبیر ضمن محکوم نمودن این گونه برخوردها با دانشجویان خواستار آزادی بی قید و شرط و هر چه سریعتر ۱۸ نفری است که در ارتباط با مسایل دانشگاه در بازداشت به سر می برند.

انجمن اسلامی امیرکبیر همچنین ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت ۴ دانشجویی که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعیت سلامت ایشان، خصوصا آقای مجید توکلی، به مقامات مسئول  هشدار داده، خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به وضعیت دانشجویان در بندی است که به منظور رسیدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند.
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)
۷ مردادماه ۱۳۸۶

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:30 |
 

اعدام شدگان سالها در زندان بسر می بردند

 

شماره : 311 - 86

به نام آزادی

 

در کالبد شکافیه طرح مبهم موسوم به ارتقاع امنیت اجتماعی و 16 اعدام دو مرحله ای اخیر همان طور که در گزارشات اخیر اعلام شد دو تن از اعدام شدگان به نام های فاضل رمضانی و حاجت مراد محمدی از اعضای ایل بختیاری بوده اند  که در سال قبل در قبال عمل غیر اخلاقی چند تن از نیروهای سپاه در منطقه اقدام به مبارزه مسلحانه با نیروهای سپاه نموده اند که پس از دستگیری به عنوان اقدام علیه امنیت کشور تحت نام محاربه به اعدام محکوم گشتند .

 

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مستند به گزارشات سال گذشته خود پیگیری پرونده این دو فرد را که در حدود 10 سال در زندان گوهر دشت کرج بسر می بردند را هشدار گشت تا اینکه این دو تن تحت نام طرح مبهم ارتقای امنیت اجتماعی اعدام گشتند.

 

همچنین مطلع گشتیم 5 تن دیگر از اعدام شدگان بر پایه مستندات سالها در زندان بسر می برند و اساسا در این طرح بازداشت و یا محکوم نگشته اند همچون حسین روح زاده 2 سال ، ابوالفضل صادقی 2 سال ، بابک دوست حسینی 3 سال ، سرور سارانی 4 سال ، سیامک دوستی 8 سال که تمامی این افراد در واقع در سالن های 3 و 4 زندان قزل حصار نگهداری می شدند.

 

مجموعه فعالان حقوق بشر ارتقاع امنیت و احساس امنیت در جامعه را از ارکان حقوق بشر و حق مسلم هر شهروندی می داند اما طرح به اجرا گذاشته شده توسط حاکمیت را طرحی عوام فریبانه در راستای مقاصد منافع سیاسی حاکمیت می داند که با بهره گیری از احساسات جامعه و تحت لوای نام ابداع کننده خود به ایجاد رعب و وحشت در جامعه می پردازد ، ضمن محکوم نمودن اعدام دو زندانی سیاسی و امنیتی با اعلام نگرانی این طرح شنیع و عوام فریبانه سیاسی خواستار برگزاری دادگاه صالح و علنی برای سایر افراد دستگیر شده در حضور وکیل مدافع و هیات منصفه برای نظارت بر افکار عمومی در روند وقایع جاری می باشد.

 

Human Rights Activists in Iran

Hra.Iran@Gmail.Com

www.Iran-Hra.blogfa.com

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:1 |

افزایش شمار بازداشت شدگان پرونده اسفندیاری - تاجبخش

بعد از گذشت يک هفته از پخش «اعترافات تلويزيونی» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، غلامحسين محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران اعلام کرد که «تعدادی از افراد مرتبط» با پرونده اين دو تن بازداشت شده اند.

هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، دو پژوهشگر ايرانی – آمريکايی هستند که بعد از ماهها بازداشت به اتهام «جاسوسی»، در حالی که هنوز در بازداشت به سر می برند، در يک برنامه تلويزيونی با عنوان «به اسم دموکراسی» حاضر شدند و از اقداماتی برای «پيشبرد دموکراسی» در ايران سخن گفتند.

اين اظهارات از سوی رسانه ها و شخصيت های تندروی ايرانی به «تلاش آمريکا برای تغيير نظام سياسی ايران، بدون خونريزی» تعبير شد و روزنامه های رسالت و کيهان در هفته جاری گزارش دادند که تعداد متهمان اين پرونده در حال افزايش است.

روزنامه رسالت – از روزنامه های تندروی محافظه کاران – روز شنبه هفته جاری در يادداشتی نوشته بود: «حلقه های ديگر زنجيره پروژه براندازی نرم، با هوشياری نهادهای امنيتی شناسايی شده اند، اما ذکر اسامی آنها به فرصت بعدی موکول شده است.»

  • «حلقه های ديگر زنجيره پروژه براندازی نرم، با هوشياری نهادهای امنيتی شناسايی شده اند، اما ذکر اسامی آنها به فرصت بعدی موکول شده است.»

روزنامه رسالت

به گزارش خبرگزاری فارس، وزير اطلاعات، روز چهارشنبه و بعد از نشست کابينه، در جمع خبرنگاران، اين گزارش روزنامه های محافظه کار را تاييد کرد.

در اين گزارش، بازداشت شدگان «عوامل مرتبط با بيگانه» خوانده شده اند و به نقل از وزير اطلاعات آمده است: «تشخيص نوع اتهام و جرم اين افراد بر عهده قاضی است.»

آقای محسنی اژه ای همچنين اظهار اميدواری کرد که «اسامی اين افراد و اتهامات آنها» منتشر شوند.

وی در پاسخ به سوالی درباره مرتبط بودن بازداشت شدگان اخير اين پرونده با برخی احزاب يا گروه های سياسی داخل در ايران، بدون اينکه بازداشت چنين افرادی را تکذيب کند، گفت: «عنوان کردن اين موضوع به اين نحو که آنها با حزب يا گروه خاصی مرتبط بودند، غلط است.»

وزير اطلاعات که پيش از اين گفته بود «اعترافات» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، «بار حقوقی» ندارند، اين بار گفت که بر اساس قانون، «همکاری مجرمان با دستگاه قضايی می تواند موجب تخفيف در مجازات آنها شود که البته آنها هنوز محاکمه نشده اند.»

هاله اسفندياری، مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعاتی «وودرو ويلسون» است که در سفری برای ديدار با مادر بيمار خود به تهران رفت و بازداشت شد. کيان تاجبخش نيز مشاور مرکز مطالعاتی «جامعه باز – Open Society» در تهران بود، با اتهاماتی مشابه با خانم اسفندياری بازداشت شد.

همزمان علی شاکری، فعال صلح ساکن لس آنجلس که او نيز تابعيت دوگانه ايرانی – آمريکايی دارد در ايران در بازداشت به سر می برد. مهرنوش سلوکی، يکی ديگر از بازداشت شدگان اخير است که تابعيت دو گانه ايرانی – فرانسوی دارد.

از وضعيت پرونده اين دو تن، در سه هفته اخير هيچ خبری منتشر نشده است.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:0 |

«اگر دانشجویان شکنجه نشده اند، چرا اجازه ملاقات نمی دهید؟»

فرین عاصمی

در حاليکه روز سه شنبه خانواده های مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در نامه سرگشاده ای با عنوان «رنجنامه» به رييس قوه قضاييه، از شکنجه های روحی و جسمی فرزندانشان خبر دادند، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی امروز در حاشيه جلسه هيات دولت، برخوردهای خشن با دانشجويان بازداشت شده را رد کرد.

در همين حال منابع دانشجويی از فشار بر احمد قصابان، دانشجوی دانشگاه امير کبير برای اعتراف اجباری خبر می دهند.

غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی امروز با تکذيب برخوردهای خشن با دانشجويان بازداشت شده، گفت که شرايط زندان و نوع رفتار زندان بان ها چنين چيزی که به قول برخی فشار بخصوصی به دانشجويان باشد، نيست.

عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و وکيل برخی از دانشجويان بازداشت شده در گفت و گو با راديو فردا می گويد طبق اصل ۳۸  قانون اساسی، هر نوع شکنجه اعم از جسمی و روانی ممنوع است و می افزايد:« بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی هيچ مقامی حق ندارد زندانی را شکنجه کند و اگر اقراری يا شهادتی بر اساس شکنجه باشد قطعا فاقد اعتبار قانونی است و حتی از نظر شرعی هم اعتبار ندارد.»

وی در ادامه درباره خبرها مبنی بر شکنجه شدن دانشجويان بازداشتی امير کبير و اعضای دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت می افزايد:« در باره اين دانشجويان ما هنوز نمی دانيم چه رخ داده است زيرا هيچ ارتباطی با دانشجويان نداريم. وقتی متهمی را بازداشت می کنند، او را در اختيار بازجو قرار می دهند و نه دسترسی به وکيل و نه خانواده خود دارد و معمولا روزهای اول سعی می کنند، ارتباط متهم را با دنيای خارج قطع کنند. ممکن است تحت بازجويی های شبانه و بيخوابی و بازجويی های هشت ساعته هم قرار بگيرد»

آقای سلطانی می افزاید:«.مجموعه اين عوامل می تواند در قابل شکنجه هم مطرح شود. تهديد و بی خوابی هم از مصاديق شکنجه است. البته ممکن است در پاره ای موارد با ضرب و شتم هم همراه باشد. ما هنوز درباره اين دانشجويان بازداشتی خبری نداريم و بايد ببينيم کسانی که آزاد می شوند، خودشان بيان کنند تا ما بتوانيم اظهار نظر کنيم. »

عبدالفتاح سلطانی در ادامه گفت و گو با راديو فردا می افزايد:« يکی از ضوابط و موازين دادرسی عادلانه اين است که در مرحله تحقيقات وکيل بايد حضور داشته باشد و تحقيقات بايد در حضور وکيل باشد. هر دادرسی و تحقيقاتی که بدون حضور وکيل باشد،قطغا می تواند سوال برانگيز باشد و می تواند فاقد اعتبار قلمداد شود.»

اين حقوقدان در ادامه با اشاره به فيلم برداری نيروهای امنيتی از منزل محمد هاشمی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، اين اقدام را محکوم می کند و می گويد:« من شنيده ام که نيروهای امنيتی وارد منزل يکی از اين دانشجويان شده اند و از اتاق خواب خود يا خانواده اش فيلم تهيه کرده اند. اين اقدام تعرض به حريم خصوصی ديگران است.تاسف انگيز اينکه علی رغم وجود نهادهايی به نام حقوق بشر در خود قوه قضاييه مثل ستاد حقوق بشر و هيات حقوق شهروندی اجازه داده می شود در بعضی موارد مخصوصا در زندان و بازداشتگاه ۲۰۹ اوين، چنين اتفاقاتی بيفتد.»

اين وکيل دادگستری  در پاسخ به سوالی درباره اظهارات وزير اطلاعات مبنی بر شکنجه نشدن دانشجويان بازداشتی می گويد: «اگر مقامات می گويند اين دانشجويان شکنجه نشده اند، چرا اجازه نمی دهند من يا خانواده هايشان با آنها ملاقات کنم. اگر واقعا اين دانشجويان در شرايط عادی هستند، چه اشکالی دارد که متهمی با خانواده يا وکيلش صحبت کند. همين که مقامات مانع اين ارتباط می شوند معلوم می شود که پشت صحنه اتفاقاتی افتاده است که نمی خواهند اين اتفاقات رو شود.»

اگر مقامات می گويند اين دانشجويان شکنجه نشده اند، چرا اجازه نمی دهند من يا خانواده هايشان با آنها ملاقات کنم. اگر واقعا اين دانشجويان در شرايط عادی هستند، چه اشکالی دارد که متهمی با خانواده يا وکيلش صحبت کند. همين که مقامات مانع اين ارتباط می شوند معلوم می شود که پشت صحنه اتفاقاتی افتاده است که نمی خواهند اين اتفاقات رو شود

عبدالفتاح سلطانی

وزير علوم نیز تکذيب می کند

از سوی ديگر محمد مهدی زاهدی، وزير علوم، تحقيقات و فناوری جمهوری اسلامی امروز درباره بازداشت تعدادی از دانشجويان و اعضای دفتر تحکيم وحدت و سازمان ادوار تحکيم وحدت گفت که بسياری از اين افراد دانشجو نبودند و برخی از سايت ها به دروغ، همه آن ها را دانشجو معرفی کرده اند.

بهنام سپهرمند، عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت درباره گفته های وزير علوم به راديو فردا می گويد:«اين مصاحبه ای که وزير علوم امروز انجام داد پيرو گفته های عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه در نخستين روز بازداشت دانشجويان است که گفته بود بازداشت شدگان دانشجو نبوده اند. شورای تهران دفتر تحکيم اين موضع را دارد که همان طور که انقلاب فرهنگی دوم که قرار بود از يک سال و نيم پيش شکل بگيرد و با اخراج اساتيد دگرانديش دانشگاه ها آغاز شد و با حکم هايی که به دانشجويان در دانشگاه ها داده شد، ادامه يافت و اکنون اين پروژه با همکاری وزارت علوم و نهادهای امنيتی پيگيری می شود. »

وی در ادامه می افزايد:« ده نفری که در ساختمان دفتر ادوار تحکيم بازداشت شدند، لزومی نداشته که دانشجو باشند. به جای اينکه بگويند اين افراد که هفت نفرشان دانشجو بودند و سه نفر عضو حزب ادوار دفتر تحکيم بودند، چرا بازداشت شدند، می گويند اين افراد دانشجو نبودند.»

بهنام سپهرمند، عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در ادامه می گويد:« شش نفری که از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در مقابل دانشگاه امير کبير روز ۱۸ تير تحصن کردند و هيچ کار خلاف قانونی انجام نداده اند نمايندگان دانشجويان دانشگاه های مختلف و انجمن های اسلامی به عنوان شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت انتخاب شده بودند و در سال های اخير فعال دانشجويی بوده اند. چطور است که زمانی که زندان افتاده اند و نمی توانند از حقو خود دفاع کنند، وزير علوم می گويد دانشجو نبوده اند. محمد مهدی زاهدی، وزير علوم به جای اينکه  برای آزادی اين دانشجويان کمک کند، به پرونده سازی برای آنها کمک می کند.»

به گفته اين عضو هيات رييس شورای تهران دفتر تحکيم وحدت، اين دانشجويان هيچ کدام از تحصيل منع نشده بودند و هيچ نامه موثقی مبنی بر منع تحصيل به آنها داده نشده بود.

بهنام سپهرمند در گفت و گو با راديو فردا می افزايد:«اکنون هم کارت های دانشجويی و مدارک تحصيلی آن ها هست و می توانيم آنها را به خبرگزاری ها ارائه دهيم.حالا که دانشجويان در زندان هستند و نيم تواننند از خود دفاع کنند و زير شکنجه هستند اين قضيه را پر رنگ می کنند که از آن سوء استفاده کنند.»

برادر علی نيکونسبتی: اگر شکنجه نمی کنيد اجازه ملاقات بدهيد

در همين حال محمد نيکو نسبتی، برادر علی نيکو نسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو با راديو فردا می گويد برادرش در وضعيت جسمی مناسبی نيست و تنها حدود ۲ دقيقه با خانواده اش تماس تلفنی داشته است. وی می افزايد:« يک سری خبرهايی هست که حکايت از شکنجه اين دانشجويان دارد. ما اميدواريم اين خبرها درست نباشد و از مقامات قضايی می خواهيم که واقعا اگر اين دانشجويان شکنجه نمی شوند نسبت به ملاقات ما با آنها اقدام کنند تا نگرانی ما در مورد شکنجه آنها رفع شود.»

محمد نيکو نسبتی در ادامه با اشاره به تماس تلفنی برادرش با خانه می گويد:« وقتی برادرم تماس گرفت نتوانست زياد صحبت کند و مشخص بود به تلفن او گوش می دهند. اما نمی دانم واقعا در آن لحظه تحت فشار بود يا نه ولی بالاخره همين که در سلول انفرادی است، تحت فشار قرار دارد چه جسمی و چه روحی.»

محمد نيکو نسبتی، برادر علی نيکو نسبتی در واکنش به گفته های وزير علوم جمهوری اسلامی مبنی بر اينکه افراد بازداشت شده در مقابل دانشگاه امير کبير دانشجو نبوده اند، می گويد:« تمام مدارک دانشجويی برادرم و ديگر متحصنين در دست است. حتی فرم انتخاب واحد آن ها هست. اين حرف صحت ندارد. تحصن آنها هم بسيار آرام بود، کوچکترين جرمی مرتب نشده اند و هيچ جای بازداشت نداشت.»

محمد نيکو نسبتی در ادامه می گويد هر روز به دادگستری مراجعه می کند اما جوابی به او و خانواده اش داده نمی شود.

 از وضعيت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خبری در دست نيست. آخرين خبری که از آنها داشته ايم اين بوده که ۸ تن از آنان در سلول انفرادی بسر می برند. به نظر می رسد فشار و شکنجه برای اعتراف گيری بر آنان زياد است و پروژه سوخته اعتراف گيری در مورد دانشجويان تحکيم و ادوار تحکيم انجام می شود

آرمان صداقتی

«رنجنامه» خانواده های دانشجويان بازداشت شده

در همين حال، با گذشت ۸۱ روز از بازداشت مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه تن از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و با گذشت ۱۱ روز از اعتصاب غذای اين سه تن، خانواده های اين دانشجويان روز گذشته در نامه ای که آن را «رنجنامه افشاگرانه» خوانده اند به رييس قوه قضاييه از شکنجه های شديد روحی و جسمی فرزندانشان شکايت کرده و خواستار رسيدگی فوری وی شده اند.

آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير و عضو هيات رييسه شورای ِ تهران ِ دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو  با راديو فردا از موارد ذکر شده در اين نامه می گويد:« در رنجنامه ای که توسط خانواده دانشجويان نوشته شده و به آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه فرستاده شده است، ذکر فشارها و شکنجه هايی که در اين مدت به سه دانشجوی دانشگاه امير کبير، مجيد توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان در زندان وارد شده، آورده شده است».

در اين نامه به ده مورد شکنجه جسمی و ۹ مورد شکنجه روحی که در مورد اين دانشجويان اعمال شده ، اشاره شده است.

آرمان صداقتی در ادامه گفت و گو با راديو فردا درباره شکنجه های روحی وارد شده به اين سه دانشجو می گويد:« در اين شکنجه ها  با نشان دادن حکم جعلی احراج پدر و مادر اين دانشجويان از محل های کار خود آغاز شده است. مادر احمد قصابان بيماری قلبی دارد و ماموران زندان در تمام مدتی که وی را در سلول انفرادی نگاه می داشتند، صدای تپش قلب برای او پخش می کردند. يک بار هم به او گفته شده که آزاد است و نزديک در خروج، او را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.»

آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت درباره شکنجه های جسمی وارد آمده بر احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی می گويد:« در شکنجه های جسمی که در مورد اين دانشجويان اعمال شده می توان به ضرب و شتم شديد آن ها به طوری که بيهوش شده اند، سرپا نگهداشته شدن آنها به مدت های طولانی و ضرب و شتم آنها توسط يک تيم هفت نفره اشاره کرد.»

نگرانی فعالان دانشجويی از پروژه اعتراف گيری

در همين حال آنچنانکه منابع دانشجويی می گويند، شکنجه های روحی و جسمی بر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت همچنان ادامه دارد.

آرمان صداقتی درباره آنچه پروژه اعتراف گيری از اين دانشجويان ناميده شده، می گويد:« از وضعيت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خبری در دست نيست. آخرين خبری که از آنها داشته ايم اين بوده که ۸ تن از آنان در سلول انفرادی بسر می برند. به نظر می رسد فشار و شکنجه برای اعتراف گيری بر آنان زياد است و پروژه سوخته اعتراف گيری در مورد دانشجويان تحکيم و ادوار تحکيم انجام می شود. »

حمايت از دانشجويان زندانی ادامه دارد

در همين حال بيش از صدها نفر از دانشجويان ايرانی، اسانيد دانشگاه ها، روشنفکران و فعالان سازمان های غير دولتی، در بيانيه ای به زندانی بودن بيش از ۲۵ دانشجو اعتراض کرده اند.

 آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در اين باره می گويد:« اين نامه توسط دانشجويان و فعالان دانشجويی در سراسر ايران نوشته شده است. نامه های زيادی در اعتراض به بازداشت دانشجويان تحکيم نوشته شده است. حتی گاه دانشجويانی که منتقد تحکيم هستند نيز اعتراض خود را به بازداشت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت بيان کرده اند.»

در همين حال کميته پيگيری آزادی فعالان دانشجويی، که برای اقدام برای آزادی بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه ايجاد شده است، با صدور اطلاعيه ای اعلام کرده مقامات قضايی از هرگونه پاسخگويی به سوالات، درباره بازداشت، اتهام، محل بازداشت، دستگاه مسوول بازداشت و وضعيت جسمی و روحی بازداشت شدگان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خودداری کرده اند.

از سوی ديگر اعظم طالقانی، دبير کل جامعه زنان انقلاب اسلامی در نامه ای سرگشاده به شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی و رييس قوه قضاييه، به برخوردهای انجام شده با دانشجويان اعتراض کرده است.

محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران نيز با اظهار تاسف از بازداشت تعدادی از دانشجويان گفت که برخی می خواهند حرکت سالم دانشجو را به آشوب وصل کنند و جريان دانشجويی را از بين ببرند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:55 |

رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري

رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري خطاب به رئيس قوه قضاييه

خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي ،آنچه را كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است را آشكار نمودند.در اين نامه كه با گذشت ۸۰ روز از بازداشت اين سه نفر نوشته شده است به  آزارهاي جسمي و رواني كه در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاييه درخواست پيگيري اين وضعيت شده است.
متن اين نامه به شرح زير مي باشد.
بسمه تعالي
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و تحيت
اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم.
همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند.
جناب آقاي شاهرودي
طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم:
آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره  و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال  اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به                      
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …
جناب آقاي شاهرودي
كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت.
آن چه روي داده است آنچنان  با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق  فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود.
جناب آقاي شاهرودي
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه  اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد.
بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با  پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان  اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد.
با تشكر و  تجديد احترام
خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري

http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=41871
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:21 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

وقتي غرب مسلمان‌كشي را به محاكمه مي‌كشد


لحظات آخر در كنار خانواده، همه گريه مي‌‌كردند، اما او به همسرش گفت: «من نهايت تلاشم را كردم كه ثابت كنم بيگناهم. واقعا متأسفم كه تو را با دو فرزندمان تنها مي‌گذارم. لطفا از آنان نگهداري كن تا خوب درس بخوانند.» آن روز صبح، گروهي از زندانيان اعدام شدند. جسد صمد به خانواده‌اش داده شد تا در قبرستان مسلمانان كه اجازه گذاشتن سنگ قبر ندارند، دفن شود.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۱۳ تعداد بازديد : 6159 كد خبر : ۷۲۰۰۰

برخورد دولت چين با برخي مسلمانان به اتهام ارتباط با تروريست‌هاي «القاعده» يا تجزيه‌طلبي، باعث شده تا رسانه‌هاي غربي به شيوه كم‌سابقه‌اي به دفاع از مسلمانان پرداخته و براي آنان مرثيه‌سرايي كنند. در عين حال چين هم به رغم برقراري ارتباط مناسب با برخي كشورهاي اسلامي، صدها هزار اقليت مسلمان اين كشور را به بهانه تروريسم تحت فشار گذاشته است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «تايمز» نوشت: پيش از ساعت 9 صبح، مأموران اعدام، براي بردن «اسماعيل صمد»، وارد سلولش شدند و در حالي كه خورشيد كوهستان‌هاي «تيان شان» در تركستان شرقي را در بر مي‌گرفت، او را بردند.

اين در حالي بود كه روز قبل از بردن او، اسماعيل صمد، همسر و دو فرزند شش و هفت ساله‌اش را براي آخرين بار ديده بود؛ او تنها ده دقيقه وقت داشت تا پس از سه سال حبس و پانزده ماه معلوم نبودن سرنوشتش ـ از زمان برگزاري يك دادگاه سري ـ با خانواده خود وداع كند.

صمد 37 ساله، يك مسلمان و فعال سياسي بود كه علت محكوميتش قتل، يا هرگونه رفتار خشن ديگري نبود، بلكه قاضيان چيني، او را به اتهام تلاش براي تجزيه كشور و تملك سلاح‌هاي گرم و مواد منفجره به مرگ محكوم كردند.

او گفته كه براي اعتراف، شكنجه شده است و دو مردي كه عليه او شهادت داده بودند، در سال 1999 اعدام شدند و هم‌اكنون زنده نيستند.

لحظات آخر در كنار خانواده، پدر و مادر، برادر و خواهرش، همه گريه مي‌‌كردند، اما او به آرامي سرنوشتش را پذيرفته بود و به همسرش گفت: « من نهايت تلاشم را كردم كه ثابت كنم بي‌گناهم. واقعا متأسفم كه تو را با دو فرزندمان تنها مي‌گذارم. لطفا از آنان نگهداري كن تا خوب درس بخوانند.»

آن روز صبح، گروهي از زندانيان اعدام شدند. جسد صمد به خانواده‌اش داده شد تا در قبرستان مسلمانان كه اجازه گذاشتن سنگ قبر ندارند، دفن شود.

وي يكي از 9 مسلمان اويغوري بود كه در غرب چين زندگي مي‌كنند؛ مردم ترك‌نژادي كه تلاش آنان براي به دست آوردن هويت ملي، يكي از صفحات گمشده تاريخ است. جرقه‌هاي كمرنگ به جاي مانده از اعتراضات و تظاهرات آنان كه در دهه نود با تيراندازي‌ها و بمب‌گذاري‌ها همراه شده بود، همه و همه تا 11 سپتامبر 2001 از بين رفته بود؛ هنگامي كه چين به مزيت «جنگ با ترور» پي برد.

امروزه چين جنگ تبليغاتي و امنيتي را براي تضمين كنترل خود بر استان «ژينجيانگ» به راه انداخته است؛ استاني كه سرشار از نظر معادن و ذخاير استراتژيك نفت و گاز است كه براي اقتصاد چين حياتي است.

چين ادعا مي‌كند: القاعده بيش از هزار عضو «نهضت اسلامي تركستان» شرقي را كه از سوي آمريكا و سازمان ملل متحد به عنوان گروه‌هاي تروريستي شناخته شده‌اند، آموزش داده است. نام اين گروه از جمهوري تركستان شرقي گرفته شده است كه پس از جنگ جهاني دوم، در استان ژيانجينگ تشكيل شد و عمر كوتاه آن با انقلاب كمونيستي سال 1949 به پايان رسيد.

چين، پاكستان و قزاقستان را به بازگرداندن نظاميان دستگير شده تشويق كرده تا با دادگاه‌هاي محرمانه، آنان را اعدام كند. اين در حالي است كه ماه آينده، 1600 نيروي چيني براي مبارزه با افراطگرايان اسلامي، مانور مشتركي را با روسيه و ديگر جمهوري‌هاي آسياي مركزي برگزار خواهند كرد.

سازمان‌هاي امنيتي چين نيز با تشكيل شبكه‌هاي جاسوسي و واحدهاي جديد نيروهاي ضدتروريسم در پيرامون مساجد استان ژينجيانگ، در نابود كردن اين پديده تلاش مي‌كنند، اما اين سياست‌هاي امنيتي سخت، تنها باعث دشمني بيشتر براي آنان شده و همچنين با توجه به نارضايتي و پراكندگي شديد مذهبي، نژادي و .. در چين، اوضاع بدتر شده است.

موارد ديگري هم از نقض حقوق بشر در چين به چشم مي‌خورد و آن، كار اجباري روستايي‌ها، قاچاق كودكان و به بردگي كشيدن دختران است كه باعث عميق‌تر شدن تنش‌هاي سياسي و روي آوردن مردان به خشونت شده است.
دو مقام اطلاعاتي غرب مي‌گويند: چيني‌ها در اعلام پيوندهاي تروريستي اويغورها با «القاعده» زياده‌روي كرده‌اند. آنان گفتند: اطلاعات چيني‌ها به هيچ وجه قابل اعتماد نبوده و سازمان‌هاي اطلاعاتي غرب هم تاكنون مسلمان را به چين تحويل نداده‌اند.

يكي از اين مقامات همچنين ابراز نگراني كرده است كه فشارهاي چين، بدتر باعث روي آوردن مردم به تروريسم مي‌شود.

در هفته‌هاي اخير، شواهدي ديده شده كه اشغال نظامي اين منطقه به دست چين، نه تنها باعث جلب وفاداري نشده، كه حتي مخالفت‌هاي بسياري را هم پديد آورده است. در اين زمينه، پليس، رواديد همه مسلمانان را توقيف و اعلام كرده است، تنها به افرادي كه سفر آنان از سوي دولت تأييد شده، رواديد را بازمي‌گرداند كه هدف از آن، جلوگيري از فرار مسلمانان و پيوستنشان به شبكه‌هاي نظامي در عربستان سعودي، پاكستان و افغانستان است.

اين امر همچنين باعث ناراحتي گسترده مسلماناني شده كه قصد رفتن به مكه براي مراسم سالانه حج را دارند. يك مسلمان خشمگين مي‌گويد: «بن لادن خوب است. صدام خوب است. عرفات خوب است.»

در سال 1949 اويغورها، 90 درصد جمعيت استان ژينجيانگ را تشكيل مي‌دادند، اما امروزه كمتر از نيمي از جمعيت، متعلق به اين نژاد است.

در «اورومقي»، مركز صنعتي اين استان، كاملا روشن بود كه فشارها باعث اتحاد اويغورها در برابر ديگر نژادهاي مسلمان شده است. يكي از اين نژادها، «هويي‌هايي» بودند كه سازمان‌هاي اطلاعاتي چين، بسيار دير دريافتند كه آنان مورد حمايت افراطگرايان خاورميانه هستند؛ روحانيون آنان تحت تأثير دكترين سلفي عربستان، اغلب عليه غرب فعاليت مي‌كردند.

استان ژينجيانگ در راه جاده ابريشم است كه جمعيت آن حدود بيست ميليون نفر است. 45 درصد جمعيت آن مسلمانان اويغوري، 40 درصد چيني از قوم ‌هان و ۱5 درصد از ديگر اقليت‌ها، از جمله قزاق و مغول هستند.