تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران
پشت پرده CNG سوز کردن خودروها چه خبر است؟
 
سيد سعيد علوي

دوشنبه دوم مرداد ماه 1386 در يكي از بخشهاي خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران خبرنگار سيما از يكي از مديران شركت ايران خودرو در زمينه تاثير گاز سوز كردن خودرو بر قدرت و شتاب آن پرسيد كه مدير مذكور با غير كارشناسي خواندن اين گونه نظرات خواستار توليد برنامه اي براي تبيين مزاياي گاز سوز شدن خودرو ها شد. اما مسئله مهمتر كه همواره در اين گونه صاحبه ها و اظهارات مغفول مي ماند اين است : كدام گاز؟ CNG يا LPG.

پروسه گازسوز كردن خودرو ها در ايران با نصب كيت LPG بر روي برخي از خودرو ها از سال ها پيش آغاز شد اما در ميانه راه با انواع و اقسام توجيهات سعي شد تا اين گونه القا شود كه CNG به عنوان گاز طبيعي به دليل وجود منابع عظيم آن در كشور و قيمت صادراتي بالاتر LPG و هزار دليل و برهان ديگر از LPG بهتر است و سرانجام برنامه جايگزيني جايگاه هاي LPG با CNG آغاز شد؛ اما واقعيت ماجرا چيست؟

در مقايسه اي كوتاه بين LPG و CNG به روشني ميتوان دريافت كه براي مالك خودرويي كه تمايل به دوگانه سوز شدن خودرو خود دارد LPG بسيار جذاب تر و مفيد تر از CNG است چرا كه:

1- خودرو CNG سوز با مخزن پر حداكثر 150 كيلومتر را طي مي كند (كه بسته به نوع خودرو و شرايط محيطي و ترافيك تا 60 كيلومتر هم كاهش ميابد).
 ولي خودرو LPG سوز بيش از 400 كيلوتر با يك مخزن پر ميتواند تردد كند(در تهران و با ترافيك آشناي آن).
 با اين حساب به دليل لزوم سوخت گيري هاي متعدد تعداد جايگاهاي لازم براي CNG عملا دو برابر جايگاههاي LPG و تا 5 برابر جايگاههاي بنزين خواهد بود.
حال تصور كنيد يك خودرو CNG سوز براي طي مسافت 900 كيلومتري تهران تا مشهد چند بار بايد سوخت گيري نمايد (6 بار) و با يك حساب ساده با فرض 10 دقيقه زمان (كه عملا بسيار بيشتر است) چقدر بر زمان طي اين مسافت افزوده خواهد شد( حداقل يكساعت).
 به همين ترتيب حساب كنيد چند جايگاه بايد در اين مسير (رفت و برگشت) بايد ايجاد شود؟ و نهايتا با چه هزينه اي؟

2- خودرو CNG سوز بايد با سوخت بنزين شروع به كار نمايد. در حالي كه خودرد LPG سوز چنين الزامي ندارد (خصوصا در فصول گرم سال و مناطق گرمسير).


3- شتاب ايجاد شده توسط CNG كمتر از نصف LPG است و به اين ترتيب خودرو CNG سوز عملا امكان حركت در شيب ها را ندارد و بايد به سوخت اوليه خود رجوع كند. باز به اين موضوع بيانديشيد كه طي مسير در جاده هاي كوهستاني (مثلا تهران – شمال) چگونه با CNG ميسر خواهد شد؟

4- وزن مخزن CNG بيش از 60 كيلو گرم است در حالي كه مخزن LPG پر وزني به مراتب كمتر دارد (حدود يك پنجم).
 به اين ترتيب خودرو شما همواره حامل يك مسافر بالغ است (حتي در زمان توقف) در اين حالت تصور كنيد ميزان استهلاك لاستيك هاي عقب، كمك فنر ها و شاسي تا چه ميزاني افزايش خواهد يافت؟

5- ميزان خوردگي ناشي از گاز CNG به مراتب نسبت به LPG براي خودرو هاي بنزين سوزي كه دو گانه سوز مي شوند بيشتر است.

6- هزينه دوگانه سوز كردن خودرو بنزين سوز با CNG نسبت به LPG بيش از سه برابر خواهد بود.

7- نكته بسيار مهم تر در مقايسه اين دو نوع گاز اين كه تمام تجهيزات مورد نياز براي دوگانه سوز كردن خودردو ها با LPG در داخل توليد مي شود ولي براي CNG ، حداقل مخزن آن وارداتي است و براي كشور ارز بري دارد.

8- جايگاههاي CNG براي مكيدن گاز از خطوط لوله و تزريق آن به مخزن خودرو به كمپرسورهايي با تواني در حدود 500 كيلو وات نياز دارند. لذا غير از هزينه برق، تامين اين حجم توان الكتريكي خود مقوله حائز اهميتي است.

با اين اوصاف اگر مسير CNG سوز كردن خودرو ها با اين شتاب ادامه يابد روزگاري را تصور كنيد كه بيش از يك ميليون خودرو CNG سوز در شهري مثل تهران وجود داشته باشد. با يك حساب سر انگشتي به حدود 1000 جايگاه CNG در سطح شهر تهران نياز خواهد بود كه با تمام توان ، گاز را از لوله ها مي مكند و به مخازن خودرو ها تزريق مي كنند.

جداي از نياز به حدود 5 مگاوات توان اضافي در شبكه برق (كه خدا مي داند از كجا بايد تامين شود) فشار بي امان اين جايگاه ها به شبكه گاز قطعا به افت فشار منجر خواهد شد.

سال گذشته به همين دليل ساده ي افت فشار، گاز لازم براي اتوبوسهاي CNG سوز تامين نشد و عملا بخشي از ناوگان اتوبوس راني و به تبع آن حمل و نقل شهري دستخوش اشكال شد.

به نظر نمي رسد در زمان افت فشار زمستاني شركت ملي گاز بخواهد اولويت را به خودرو ها داده و گاز منازل را براي رسيدن گاز به جايگاه ها قطع نمايد.
به اين ترتيب چاره اي باقي نمي ماند جز اينكه كمپرسورهاي خوش خوراك جايگاه ها خاموش شوند و يك ميليون خودرو CNG سوز بي گاز مانده مجبور شوند با سهميه روزانه 23 ليتري خود سر كنند.

بنده شخصا علاقه اي ندارم به تبعات اجتماعي و نا آرامي هاي ناشي از آن كه در اين شرايط  احتمالاً روي خواهد داد فكر كنم، اما آيا مسؤولان محترمي كه اينگونه بر طبل CNG سوز كردن خودرو ها مي كوبند، حاضرند اين تبعات و اتفاقات ناشي از آن را بپذيرند و در آن زمان پاسخگو باشند؟
آيا تنها به دليل آن كه "بعضی ها"! اقدام به سرمايه گذاري در كارخانه توليد مخازن CNG در آلمان و كره كرده اند ميتوان چنين عذاب اليمي را بر دوش مردم مظلوم ايران سوار كرد؟

آيا بهتر نيست به جاي جمع آوري جايگاه هاي LPG وCNG سوز كردن خودرو ها مردم را در انتخاب CNG يا LPG به عنوان سوخت پاك و دوم آزاد بگذاريم تا خود گزينه دلخواه خود را برگزينند؟

 مگر نه اينكه قيمت هر تن LPG صادراتي 450 دلار و هر تن بنزين وارداتي 650 دلار است؟ آيا بهتر نيست با كاهش صادرات LPG و به تبع آن واردات بنزين در هر تن 200 دلار كمتر از جيب مردم ايران دود كنيم و به هوا بفرستيم؟

مردم خود قضاوت خواهند كرد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:55 |
فرمانده ناجا: حسنی قبل از برنامه رادان قرار بود اخراج شود
 
فرزاد حسنی از مدت ها قبل به خاطر زیرابرو برداشتن و برخی مسائل دیگر قرار بوده برکنار شود، اما این مجری در برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان سعی کرد با انتقاد از ناجا تغییر خود را با آن مرتبط کند.

عصر ایران-  فرمانده ناجا در نشستی با نمایندگان مجلس ضمن رد اخراج فرزاد حسنی به دلیل برنامه کوله پشتی گفت که مدیران صداوسیما پیش از برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان، به دنبال تغییر وی بودند.

یک عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با اشاره به نشست اخیر اعضای این کمیسیون با فرمانده ناجا به خبرنگار عصر ایران (asriran.com) گفت:" آقای احمدی مقدم هفته گذشته در مجلس حاضر شد و گزارشی را درباره فعالیت های ناجا ارائه کرد. در این جلسه درباره تغییر مجری برنامه کوله پشتی سوالاتی مطرح شد که آقای احمدی مقدم به آن پنها پاسخ داد."

جواد جهانگیر زاده افزود:" سردار مقدم در این جلسه هر گونه ارتباط بین برنامه کوله پشتی که با حضور سردار رادان برگزار شد و تغییر مجری این برنامه را رد کرد ."

وی به تماس مسوولان سازمان صدا و سیما با وی پس از پایان برنامه اشاره کرد که گویا از وی خواسته بودند اگر می خواهد فرزاد حسنی برای اجرای شب دوم این برنامه، جای خود را به مجری دیگری بدهد، اعلام کنند که این موضوع با مخالفت احمدی مقدم مواجه شد."

نماینده ارومیه تاکید کرد:" احمدی مقدم همچنین اظهارات مدیر گروه اجتماعی شبکه سه مبنی بر اینکه ناجا از فرزاد حسنی شکایت کرده است را نادرست دانست."

وی ادامه داد: " احمدی مقدم در این نشست هم چنین گفت که فرزاد حسنی از مدت ها قبل به خاطر زیرابرو برداشتن و برخی مسائل دیگر قرار بوده برکنار شود، اما این مجری در برنامه کوله پشتی با حضور سردار رادان (رئیس پلیس تهران) سعی کرد با انتقاد از ناجا تغییر خود را با آن مرتبط کند ."

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:50 |
شیرین عبادی از ایران به سازمان ملل شکایت کرد
 
موکل من از روز هشتم ماه می در حبس انفرادی قرار دارد و اجازه ملاقات با وی به کسی داده نمی شود.

عصر ایران - برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل از ایران به خاطر بازداشت هاله اسفندیاری شکایت کرد.

 

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، "شیرین عبادی" در این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری فرانسه قرار گرفته است، نوشت: "تقاضا دارم که اقداماتی برای آزادی فوری موکلم صورت گیرد و وی به صورت عادلانه و آزادانه محاکمه شود."

 

این حقوقدان ایرانی همچنین بازداشت سه ماهه خانم اسفندیاری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی را به عنوان "نمونه ای آشکار از بازداشت های خودسرانه" نامید.

 

"عبادی" در این نامه نوشت: "موکل من از روز هشتم ماه می در حبس انفرادی قرار دارد و اجازه ملاقات با وی به کسی داده نمی شود. اسفندیاری همچنین از کلیه حقوق مشمول زندانیان در قوانین ایران محروم است."

 

وی افزود: "چندین بار درخواست ملاقات با موکلم را ارایه داده ام اما این درخواست پذیرفته نشده و حتی اجازه مطالعه پرونده به من داده نشده است."

قوه قضائیه ایران روز سه شنبه اعلام کرد: تحقیقات در مورد پرونده اسفندیاری 68 ساله ادامه دارد.

 

گفتنی است "هاله اسفندیاری"، مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه ویلسون واشنگتن از چند ماه پیش به اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی ایران در بازداشت به سر می برد.

 

تلویزیون‌دولتي ایران چند هفته پیش تصاویری از اعترافات وی به همراه چند تن دیگر از آمریکایی های ایرانی تبار را پخش کرد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:45 |

چهارشنبه 17 مرداد ماه سال 1386

 

آیت الله خرازی: در حال خرید منچستر هستیم!

 

 شنیده ها حاکی است آیت الله خرازی دبیرکل حزب الله ایران اخیرا در جلسه ای اظهار داشته است که این تشکل در حال خرید "منچستر" انگلیس است و پس ازآن نام "خیبر" جایگزین منچستر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com)، همچنین خرازی در جلسه دیگری در خصوص روزنامه حزب الله ارگان حزب متبوع خود بیان داشته که تیراژ این روزنامه به زودی به 5/2 میلیون نسخه در روز می رسد و در برنامه بعدی تیراژ حزب الله  به 5 میلیون نسخه در روز خواهد رسید.

اظهار نظرهای عجیب خرازی به گونه ای بوده که بسیاری از اطرافیان از این دیدگاه ها متعجب هستند. به عنوان مثال خرازی در اظهار نظر دیگری در جمع مدیران تحریریه روزنامه حزب الله گفته است که این ارگان در کشور 50 هزار پایگاه خبری دارد که در مجموع روزانه 20 هزار خبر توسط خبرنگاران این جریان تولید می شود.

این خبر از سایت عصر ایران استنتاج شده و باعث تعجب است که چرا معلوم نشده خبر در باره روزنامه منچستر یا آبجو منچستر یا باشگاه ورزشی منچستر است و این خبر ارزش سیاسی و خبرنگاری دارد یا ارزش اقتصادی و ورزشی؟ ولی به نظر میرسد همان شانتاژ خبری باشد. ولی هرچه هست یک بلوف  جالب است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 12:26 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

دلايل ناکارآمدی ۳ قوه در مبارزه با مفاسد اقتصادي


جنبش عدالتخواه دانشجويي


۱۶ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۲۱:۲ تعداد بازديد : 240 كد خبر : ۷۲۸۶۰

جنبش عدالتخواه دانشجويي اعلام کرد: در سالروز صدور پيام هشت ماده اي مقام معظم رهبري (10 ارديبهشت) بيانيه ای را در تحليل علل ناكارآمدي قواي سه گانه در روند مبارزه با مفاسد اقتصادي آماده نموده بود، و متاسفانه در آن بازه زماني فضاي سياسي دانشگاهها متشنج و افكار عمومي از مسئله مبارزه با مفاسد اقتصادي منحرف گرديد.
ليكن در روزهاي گذشته شاهد بوديم كه قوه قضائيه نام چند متهم جزء (كه محكوميت برخي از آنها كمتر دو ميليون تومان است) را در راستاي مبارزه با مفاسد اقتصادي اعلام نمود.

جاي بسي تعجب است كه دستگاه قضایی گمان مي كند كه افشاي چند نام اين چنيني مي تواند جبران كننده انتظارات به جا و محقق نشده افكار عمومي در مبارزه با دانه درشت هاي اقتصادي باشد. امري كه در پيام هشت ماده اي، مورد تاكيد رهبر معظم انقلاب اسلامي «حفظه الله تعالي» نيز واقع شده بود.

براستي مطابق با پيام هشت ماده اي مقام معظم رهبري «حفظه الله تعالي» چه نمره اي به قواي سه گانه تعلق مي گيرد؟‌ آيا نمي توان انتظار داشت كه روزي در كنار اعدام اراذل و اوباش شاهد اعدام مفسدين اقتصادي هم باشيم‌؟
به نظر مي رسد عدم تحقق خواست مقام معظم رهبري از مبارزه با مفاسد اقتصادي معلول عوامل متعددي است كه در بيانيه زير به انها پرداخته شده است.
بر اين اساس جنبش عدالتخواه دانشجويي متن بيانيه سالروز صدور پيام هشت ماده اي مقام معظم رهبري«حفظه الله تعالي» را با دو ماه تاخير منتشر مي نمايد و اميدوار است كه با پاسخگويي مسئولين مربوطه شاهد تسريع اين روند باشيم.

به گزارش بازتاب متن بیانیه این جنبش بدین شرح است: به دست اندركاران اين مهم (مبارزه با مفاسد اقتصادي) تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه‌ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند."
مقام معظم رهبري«حفظه الله تعالي»

مبانی بیانیه تحلیلی 1386
پس از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامی همه دلسوزان و خیرخواهان انقلاب به این واقعیت واقف شدند که در برخی حوزه ها بواسطه فاصله گرفتن از آرمانهای انقلاب اسلامی مسیر حرکت به بیراهه می رود. یکی از بارزترین این حوزه ها گسترش فقر و فساد و تبعیض، یعنی عمق یافتن شکاف طبقاتی و در عین حال ظهور طبقه مرفهان بی درد در جامعه بوده است که بخش قابل توجهی از این انحرافات ریشه در سیاست گذاری دولتی و مدیریت ناسالم کشور داشت.
نقطه تجلی این مسئله تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری«حفظه الله تعالي» بویژه از سال 1375 در ضرورت علاج پدیده های فوق بود. این تاکیدات در جمع خصوصی مسئولان، دیدارهای عمومی ایشان و ... ادامه یافت و براثر کوتاهی مسئولین امر نهایتا منجر به صدور پیام هشت ماده ای ایشان به سران قوا در اردیبهشت 1380 گردید. همچنین ایشان در پیام دیگری در آذرماه 1381 جنبش دانشجویی را به مطالبه عدالت از مسئولین و زیر سوال بردن هر پدیده ضد عدالت دعوت نمودند.
در راستای رسالت جنبش دانشجویی - به عنوان حلقه واسط میان حکومت و مردم – در مطالبه گری حقوق مردم از مسئولان، جنبش عدالتخواه دانشجویی بنابر اعتقاد به مبارزه با مفاسد اقتصادی به عنوان مقدمه تحقق عدالت اجتماعی –هدف غایی تحقق حکومت اسلامی – پیگری این موضوع را در راس فعالیتهای خود قرار داده است.
متاسفانه امروز پس از شش سال از صدور پیام مقام معظم رهبری«حفظه الله تعالي» به سران قوا تحول چشمگیری در این امر رخ نداده است. این مسئله معلول موارد متعددی اعم از عدم باور مسئولان به وجود مفاسد اقتصادی و یا اهمیت مبارزه با آن تا فساد درونی برخی از دستگاههای متولی امر.
این بیانیه در صدد ارائه تحلیلی شفاف و مستند از عملکرد بسیار ضعیف قوای سه گانه کشور، علل ناکارآمدی و برخی از مهمترین مطالبات از ایشان می باشد. همچنین در بخش انتهایی بیانیه به نقد عملکرد رسانه های جمعی به عنوان عناصر واسط میان مردم و حکومت و بلندگوی مطالبات مردم از مسئولان پرداخته خواهد شد.
بخش اول. مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم)

مجلس شورای اسلامی تنها مرجع قانونگذاری و یکی از دستگاههای نظارتی با حوزه اختیار بسیار می باشد. مقام معظم رهبری در ابتدای دوره هفتم مجلس خطاب به نمایندگان فرمود :
" آن روزی که بنده مسئله مبارزه با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شورای اسلامی سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم. اما متاسفانه اینطور نشد. آنها نکردند، شما بکنید "
اینک این سوال مطرح است که مجلس شورای اسلامی برای این مطالبه رهبری چه اقداماتی انجام داده است؟ بر خلاف انتظار، مجلس اصولگرا عملکردی در پایین ترین سطح مورد انتظار را داشته است.

تنها مصوبات مجلس هفتم در مبارزه با مفاسد اقتصادی (اعم از مبارزه با علتها و یا معلولها) قانون تشهیر مفسدین اقتصادی و طرح نظارت بر دارايي هاي مسئولين بوده است و هيچ مصوبه اي در اصلاح قوانين ريشه اي اقتصادي و مالي و ... مشاهده نمي شود.
برخی تحقیق و تفحص های مجلس شورای اسلامی – نظیر تحقیق و تفحص از شهرداری تهران و یا تحقیق و تفحص از هزینه تبلیغاتی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری- با برخوردهای سیاسی، مبدل به مسئله حزبی و جناحی شده و در نتیجه با مخالفت نمایندگان مواجه می شود. برخی دیگر با کارشکنی دستگاههای مربوط در ارائه اسناد و مدارک مواجه می شوند و یا اینکه گزارش نهایی آنها با تطمیع و تهدید و ... به افکار عمومی ارائه نمی شود (نظیر تحقیق و تفحص از قوه قضائیه). گزارش برخی از تحقیق و تفحص ها به افکار عمومی ارائه می شود لیکن مشخص نیست که بر مبنای آن چند نفر به محاکم قضایی معرفی و یا چند قانون پیشگیرانه تصویب می شود.

سوالات و تذکرات نمایندگان نیز وضعی بهتر از این ندارد. برخی اوقات به لطف عملکرد هیئت رئیسه ارائه نهایی گزارش یک سوال از وزیران 18 ماه پس از طرح آن صورت می گیرد؛ لذا انگیزه ای برای نظارت بر عملکرد مسئولان از این طریق باقی نمی ماند.
استیضاح وزرا هم بیش از آنکه متاثر از فضای واقعی باشد به موضوعی سیاسی مبدل شده و لابی ها تعیین کننده طرح و یا عدم طرح آن و همچنین نتیجه استیضاح می باشند. موضوع استیضاح وزیر آموزش و پرورش در روزهای اخیر{مقطع زماني نگارش بيانيه} نمونه فعلی این مسئله است.
از عملکرد کمیسیون اصل نود و دیوان محاسبات کشور هم گزارش امیدوار کننده ای ارائه نشده است.

عمده علل ناکارآمدی این قوه به عنوان راس امور کشور را می توان در موارد زیر دانست :
1- فرآیند انتخابات مجلس شورای اسلامی بایستی با اصلاح قوانین و همچنین فرهنگ سازی تغییر نماید. در حال حاضر اولا انتظارات رای دهنده ها هیچ تناسبی با جایگاه مجلس ندارد و گرایش رای دهندگان عمدتا به سمت مسائل قومی، حزبی و یا منافع منطقه ای است. ثانیا الگوی تبلیغاتی غربی منجر به اصالت سرمایه در انتخابات شده است و موفقیت عموما از آن کسانی که بیشتر خرج می کنند. طبیعی است که دو اشکال اساسی فوق در منتخبان تجلی می یابد و اثرات آن در عدم تعهد نمایندگان به مجلس و جلسات علنی آن (غیبت های بسیار، عدم اظهار نظرها و ... ) و یا عدم شایستگی علمی ، سیاسی و حتی اخلاقی - در شان نماینده ملت ایران- مشاهده می شود.

2- در روند اداره مجلس متاسفانه بنا بر اذعان برخی نمایندگان جریانی به طور شبکه ای نمایندگان را با استفاده از وابستگی های حزبی و سیاسی و یا رودربایستی های تحت تاثیر قرار میدهد و هیچ حرکتی که منافع این جریان را تهدید نمایند شکل نخواهد گرفت. این جریان اگر خود هیئت رئیسه را انتخاب نکرده باشد؛ به طریق اولی بر روی هیئت رئیسه نیز تاثیرگذار است و لذاست که برخی طرحها، استیضاح ها ، سوالها ، تحقیق و تفحص ها و ... با اعمال نظر هیئت رئیسه از گردش کار باز می ماند و یا با تاثیرگذاری جریان مذکور ناکام می ماند.

3- مشکل دیگر در روند تصمیم گیری مجلس سوق یافتن نقاط تصمیم گیری از کمیسیونها به فراکسیونهاست. یعنی تصمیمات کلیدی مجلس در فراکسیونها گرفته شده و علنا هم اعلام می شود. ترجمه این مسئله جایگزین کردن کار علمی با مصلحت اندیشی ها و امتیازگیری های سیاسی است که مصادیق آن در تغییر مکرر تصمیمات مجلس دیده می شود (به عنوان مثال تجدید نظر در مصوبه مجلس درباره قیمت گازوئیل در کمتر از دوماه پس از تصویب در مجلس طرح و دوفوریت آن تصویب می شود.)

4- روابط ناسالم با مسئولین دستگاههای اجرایی از دیگر نقاط منفی مجلس است که یک بار نیز توسط مقام معظم رهبری «حفظه الله تعالي» به مجلس هفتم تذکر داده شده است. ماهیت این روابط از کار افتادن اهرمهای نظارتی مجلس بر دولت و تسامح (برخی) نمایندگان با ایشان در پی اجابت درخواستهای نمایندگان از سوی وزرا می باشد. یعنی روابط قانونی جای خود را به بده و بستانها می دهد و متاسفانه این مسئله برای هر دو طرف مطلوب می باشد. شاید نتیجه این بده بستانها تامین منافع منطقه ای (برخی) نمایندگان و هموار نمودن مسیر ورود ایشان به مجلس آتی باشد، لیکن قطعا منافع ملی را اجرای قانون تامین می نماید.

طبیعی است مقدمه ورود مجلس به مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی و سینه سپر کردن این موضوع اصلاح مشکلات درونی مجلس است. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است تا روابط نمایندگان با مسئولان اجرایی کشور، هدایا و تسهیلات اخذ شده توسط نمایندگان، عملکرد نمایندگان (نظم در جلسات و ...) و ... شفاف سازی شده و قوانینی برای نظارت بر مجلس و سالم سازی فضای آن تصویب کردد.
در آن صورت است که می توان توقع داشت که مجلس شورای اسلامی در اصلاح قوانین اقتصادی مادر کشور ورود پیدا کرده و نسبت به شفاف سازی روابط اقتصادی کشور قانونگذاری نماید.

بخش دوم. قوه قضائیه
قوه قضائیه بواسطه رسالت اصلی خود در رسیدگی به حقوق مردم و کسترش عدل و همچنین اختیارات وسیع خود در بازرسی و دادرسی بایستی کانون اصلی درمان مفاسد اقتصادی موجود در کشور و برخورد با مفسدین و محاکمه آنها باشد.
لیکن به دلایل متعدد من جمله مشکلات درونی این قوه عملکرد آن در مبارزه با مفاسد اقتصادی به معرفی محکومین تعداد کمی پرونده قضایی محدود شده است. پرونده شهرام جزایری از بدو شکل گیری تا کنون گویای مشکلات قوه قضائیه می باشد.

تبعیض در برخورد با پرونده ها و متهمان ، اطاله دادرسی، فساد درونی و سوء استفاده از برخی عناوین نظیر آبروی متهمان و امنیت سرمایه گذاری و ... گوشه ای از مشکلات قوه قضائیه است.
در حالی که امیرالمومنین علیه السلام با متعرضین به بیت المال و مفسدین اقتصادی شدیدترین برخوردها می نمود و به عمد آبروی ایشان در بین مردم می ریخت؛ آقایان در قوه قضائیه نگران آبروی محکومین - و نه متهمین- به فساد اقتصادی هستند. این در حالی است که متهمانی به جرم سرقت چند صد تومانی با قاطعیت محاکمه، محکوم و معرفی می شوند، تصاویر کیف قاپان در روزنامه ها منتشر می شود و ... و در این موارد آبروی افراد چندان حائز اهمیت نمی باشد. متاسفانه این مسئله حتی با وضع قانون از سوی مجلس هم حل نشد و همچنان قوه قضائیه در برابر ارائه اسامی مفسدین اقتصادی مقاومت می نمایند. اگر چه گه گاهي برخي اسامي محكومين جزء و نه دانه درشتها را تيز اعلام مي نمايد. براستی قوه قضائیه نگران چیست که اسامی 350 محکوم مفاسد اقتصادی – بنابر اعلام مسئولین قوه قضائیه- را اعلام نمی نماید؟

از سوی دیگر آن دسته از پرونده ها که توسط دستگاههای مختلف بازرسی [نظیر سازمان بازرسی، وزارت اطلاعات و... ] به دادگستری ارائه می شود مشمول اطاله دادرسی شده و در مرور زمان به فراموشی سپرده می شوند. پرونده های زمین خواری سالها در محاکم به بهانه های مختلف معطل می ماند اما روحانی معترض به زمین خواری در کمتر از دوماه با بهانه جویی به جرم تشویش اذهان عمومی محکوم می شود. این در حالی است که قوه قضائیه در بررسی پرونده های سیاسی شده - که منافع حزبی برخی ها در آنها نهفته است – نشان داده است که توان رسیدگی های قاطعانه و سریع را دارد. براستی در 6 سال فرصت چند پرونده می توانست مختومه شود و چند دانه درشت محکوم؟ آیا قابل قبول است که مدیر کل دادگستری استانی حتی نتواند نام یک پرونده مختومه را ذکر نماید ؟

ریاست قوه قضائیه خود را در جایگاه مدافعین سرمایه گذاری می بیند. سخنان ایشان در حمایت از سرمایه گذران آنقدر تکرار شده است که گویا سرمایه گذران در کشور مدافعی جز ایشان ندارند و گویا مبارزه با مفاسد اقتصادی تهدید کننده سرمایه گذاری است. علی رغم تاکید مقام معظم رهبری بر همجهتی امنیت سرمایه گذارای و مبارزه با مفاسد اقتصادی، این رفتار ایشان عامل تلقی تعارض این دو با یکدیگر شده است. ما از ایشان می خواهیم که حمایت از سرمایه گذاران را به متولی اصلی آن یعنی دولت واگذار نمایند و به رسالت اصلی خویش در مبارزه با مفاسد اقتصادی بپردازند.

از علل جدی ناکارآمدی فساد درونی قوه قضائیه است. فساد ناشی از روابط ناسالم میان ارباب رجوع و کارمندان، گره خوردن منافع فردی برخی قضات با منافع نامشروع برخی گروهها، رسوخ روحیه اشرافی گری در برخی مسئولین قوه و عدم شفافیت اطلاعات، بخشی از مفاسد درونی این قوه است.
همه این موارد منجر به این می شود که اگر افرادی هم بخواند منافع نوکیسه گان را در خطر اندازند با مقاومت شدید درونی قوه مواجه شوند که گه گاه اخباری از این دست مبنی بر برخورد با قضات شجاع به گوش می رسد.

مقاومت قوه قضائیه در برابر انتقادها و فرار از پاسخگویی مهمترین دلیل بر اثبات مدعا است. مخالفت با تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه علی رغم تصریح قانون اساسی و کارشکنی در برابر آن ؛ فشار و تهدید برای ممانعت از قرائت گزارشهای بدست آمده از این تحقیق و تفحص و واکنش شدید در برابر انتقادات نمایندگان مردم، خطیبان نماز جمعه و اصحاب رسانه تنها نمونه ای از پاسخگو نبودن این قوه است.

بخش سوم. دولت نهم
دولت نهم داعیه دار برخورد با مفاسد اقتصادی بوده است و یکی از کلیدی ترین شعارهای رئیس جمهور محترم مقابله با رانت خواران و سوء استفاده کنندگان از اموال عمومی است. لیکن بایستی میان خواست شخصی رئیس جمهور محترم از یک سو و سلامت اقتصادی مدیران ارشد از سوی دیگر و مبارزه با مفاسد اقتصادی و مهمتر از آن پیشگیری از آن تمایر قائل شد.
متاسفانه دولت نهم در این زمینه دچار شعار زدگی مفرط بوده است. بارها سخن از مافیا در نفت ، مسکن و ... به میان آمده است اما در عمل نتیجه ای مشاهده نشده است. شعار زدگی دولت نهم منجر به ایجاد توقع در سطح جامعه شده و این پدیده خود زمینه ساز اقدامات غیر کارشناسانه و در نتیجه افزایش نابرابری می گردد.

تصمیمهای ضعیف دولت نه تنها منجر به پیشگیری و انسداد کانالهای فسادخیز نشده است بلکه در برخی موارد منجر به تسهیل فساد نیز گشته است. نوسانات بازار مسکن که بنا بر نظر کارشناسان بودجه سال 85 یکی از علل آن بوده است نمونه ای از این تصمیمات است.
همچنین دستگاه های نظارتی دولت انسجام تشکیلاتی نداشته و متکی به افراد اداره می گردد. حال آنکه مبارزه با این پدیده پیچیده مستلزم تشکیلات نظارتی ساخت یافته و منسجم می باشد. به هر حال مبارزه با مفاسد اقتصادی و بویژه پیشگیری آن مستلزم کارشناسان نخبه و تشکیلات منسجم، برنامه مدون و قاطعیت انقلابی است که جای خالی بسیاری از این عناصر در دولت احساس می شود. البته متاسفانه نتایج کارهای محدود دستگاههای نظارتی نیز غالبا مهر محرمانه می خورد و منشا برخورد جدی نمی گردد.

در روند مبارزه با مفاسد اقتصادی ، دولت بایستی حفره های ظاهرا قانونی شکل گیری فساد را با اصلاح رویه ها و نظارت بر آنها مسدود نماید. نگاه علمی و حل ریشه ای و بنیادین برای مواردی چون اساسنامه شرکتهای دولتی، خصوصی سازی، قراردادهای دولتی، بودجه ریزی، قاچاق کالا و ... می تواند منجر به ممانعت از شکل گیری فساد گردد. به عنوان مثال دولت سالانه رقم قابل توجهی را در بودجه به عنوان هزینه های غیرمشمول لحاظ می کند که کمترین نظارت بر نحوه مصرف آنها وجود ندارد و یا اینکه در دولت تمایل به هزینه های تعریف نشده در قانون برای فعالیتهای هر چند مفید وجود دارد. چنین مواردی زمینه ساز شکل گیری فساد در دستگاه دولتی می باشند.

انتظار از دولت تهیه و ارسال لوایح اصلاحی به مجلس و اصلاح آیین نامه ها و رویه ها، تقویت دستگاه های نظارتی و ... در جهت تحول ساختار اداری کشور و خروج آن از ناکارآمدی می باشد. پارامترهای ذکر شده شاخصهایی صحیحی برای سنجش عملکرد قوه مجریه می باشند.

بخش چهارم. رسانه های جمعی
متاسفانه بخش عمده ای رسانه های گروهی کشور من جمله روزنامه ها نیز نتوانستند در سالیان گذشته از پتانسیل بالقوه خود در تسریع روند مبارزه با مفاسد اقتصادی استفاده نمایند. بسیاری از خبرهای مرتبط به این حوزه اعم از فعالیتهای تشکلها، اظهار نظر کارشناسان و ... انعکاس چندانی در این رسانه ها نداشت و چنین تلقی می شد که این مسئله برای رسانه های کشور از اولویت جدی برخوردار نیست.
چالش عمده این است که رسانه های کشور ما فقدان استقلال است. بدین معنی که خواستگاه بسیاری از آنها یا دولتی است و یا حزبی. لیکن با وجود این ضعف، امکان واکنش قاطع تر از سوی رسانه های کشور در این موضوع وجود داشت. رسانه ها می توانستند با ضریب دادن به مطالبه عمومی در مبارزه با فساد و بازخواست مکرر مسئولین درباره عملکردشان روند پیشرفت این موضوع را تسریع نمایند.

لذا به نظر می رسد که اگر رسانه های فعلی نخواهند و یا نتوانند نقش خود را در این مسئله ایفا نمایند بایستی به سمت ایجاد رسانه های مستقل و معتقد برای پیگیری گفتمانهای فراموش شده انقلاب اسلامی حرکت نمود.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز که رسالت گفتمان سازی برای مطالبات مقام معظم رهبری را در کنار سایر وظایف رسانه ای خود بر دوش می کشد، کمترین اولویت های خود را به پیگیری مطالبات ایشان اختصاص می دهد. آنچه که در عمل در این رسانه رخ می دهد نه تنها عدم مطالبه از مسئولین بلکه توجیه عملکرد نبوده ی آنها می باشد. همه ما شاهد بوده ایم که چگونه برخی حرکتهای مقطعی صدا و سیما لرزه بر اندام مسئولین انداخته و آنها را وادار به عملکرد سریع نموده است، لیکن سوال این است که چرا چنین فعالیتهایی در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي در صدا و سیما نادر است ؟

جمعبندی
در جمعبندی بایستی گفت حرکت قوای سه گانه کشور در راستای پیام هشت ماده ای مقام معظم رهبری«حفظه الله تعالي» رضایت بخش نبوده است و مهمترین عامل این عملکرد ضعیف عدم اراده، عدم درک اهمیت موضوع، فقدان جسارت کافی و بعضا فساد درونی دستگاهها می باشد.
بر خلاف ادعای مطرح شده از سوی ریاست قوه قضائیه به نظر میرسد که پس از شش سال بایستی شاخصهای کلیدی برای ارزیابی روند مبارزه با مفاسد اقتصادی توسط مسئولین تدوین می شد. ضمن آنکه شاخص هایی نظیر تعداد پرونده های محکومه ، طرح ها و لوایح مطرح شده ، قوانین اصلاح شده و ... نیز می تواند بخشی از شاخص های ارزیابی این روند را تشکیل دهند.
جنبش عدالتخواه معتقد است که یکی از اصلی ترین راههای برون رفت از وضع فعلی تمرکز تشکلهای اجتماعی غیر دولتی نظیر رسانه ها ، تشکلهای دانشجویی و... بر موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی و مطالبه مکرر و مداوم آن از مسئولین می باشد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:49 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

بازداشت همسر معاون رئيس جمهور


وي كه در مجموعه تحت مديريت همسرش سمت مشاور داشته، پس از تكميل تحقيقات توسط يك دستگاه نظارتي بازداشت شده است.

۱۷ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۰:۰ تعداد بازديد : 5744 كد خبر : ۷۲۸۷۱

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: همسر يكي از معاونان رئيس‌جمهور بازداشت شده است.

وي كه در مجموعه تحت مديريت همسرش سمت مشاور داشته، پس از تكميل تحقيقات، توسط يك دستگاه نظارتي  بازداشت شده است.
گفته مي‌شود وي دو روز پيش بازداشت شده و احتمال مي‌رود در آينده نزديك، با سپردن وثيقه آزاد شود.

گفتني است، فارغ از نتيجه اين پرونده، برخورد شجاعانه حتي با متخلفان اقتصادي مسئول در دولت، از ويژگي‌هاي كم‌نظير دولت كنوني به شمار مي‌رود.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:40 |

سربازان اسرائيلی به زور شهرک نشينان هبرون را بيرون کردند


07/08/2007

نيروهای انتظامی اسرائيلی شهرک نشينان کليمی را بزور از خانه های تحت اشغال ايشان در محوطه بازار شهر هبرون واقع در کرانه باختری، که اغلب مورد مشاجره اسرائيلی ها و فلسطينيان واقع می شد، بيرون کردند.

هنگامی که پليس صبح امروز (سه شنبه) برای تخليه وارد شهرشد کشمکشهايی روی داد، و شهرک نشينان و هوادارانشان به سمت پليس سنگ پرتاب و بيش از دوازده پليس را مجروح کردند. شهرک نشينان از پيش درب ورودی منازلشان را چفت و بست زده بودند، و پليس با توسل به زور همه سد ها را شکسته و ساکنان را يکی يکی با خود برد. يازده شهرک نشين در اين ماجرا دستگير شدند.

 در اين ميان معلوم شد دو  خانواده شهرک نشين هشدارهای دولت را ناديده گرفته و ماهها بطور غير قانونی چندين آپارتمان را اشغال کرده بودند.

 روز دوشنبه (ديروز) ارتش اسرائيل اعلام کرد که بر عليه دوازده سرباز ارتدوکسی که از شرکت در اين عمليات تخليه ای امتناع ورزيدند مقرارت تنبيهی به اجرا گذاشته خواهد شد. در اعلاميه ارتش آمده که از شرکت اين سربازان در عمليات رزمی جلوگيری خواهد شد.

 در سال ۱۹۹۴ هنگاميکه يک شهرک نشين کليمی بنام باروخ گولدستين بروی معبدی در بازار هبرون (که مورد احترام کليميان و مسلمانان است) آتش گشود و باعث مرگ ۲۹ فلسطينی شد، محوطه اين بازار بروی کليميان بسته بود. از آن زمان تاکنون شهرک نشينان کليمی همواره سعی می کردند به منطقه هبرون بازگردند.

نقل از رادیو صدای آمریکا

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:32 |

انتقاد ايتاليا از مجازاتهای اعدام در ايران به دعوای ديپلماتيک منجر شد


07/08/2007

پس از آنکه انتقاد ايتاليا از مجازات های اعدام در ايران باعث مرافعات ديپلماتيک شد، نخست وزير ايتاليا، رومانو پرودی، يکبار ديگر بر مخالفت خود با مجازات اعدام تاکيد گذاشت. به گفته آقای پرودی ايتاليا اين حق را داراست که عقيده مخالف خود را نسبت به مجازات مرگ اعلام کند. اما وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گفت ايتاليا نبايد در امور داخلی ايران دخالت کند.

ايتاليا مبارزه جهانی برای قدغن ساختن مجازات اعدام را هماکنون رهبری می کند. هفته پيش، وزارت امور خارجه ايتاليا سفير ايران را به مناسبت موج اعدام های اخير و همچنين محکوميت به اعدام دو خبرنگار کرد احضار کرد.

 گروه حقوق بشری عفو بين الملل گفته است که در سال گذشته تنها چين از نظر تعداد اعدام های جاری شده از ايران جلوتر بود. اين گروه همچنين خاطرنشان ساخت که در سطح جهان ايران از نظر تعداد کودکانی که اعدام شده اند رتبه نخست را داراست.

نقل از رادیو صدای آمریکا

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:29 |

«شرط روسيه برای تحويل سوخت نيروگاه بوشهر»

يک ديپلمات اروپايی گفت: روسيه به جمهوری اسلامی هشدار داده است تا ايران در خصوص ابهام ها درباره ماهيت فعاليت های هسته ای خود شفاف سازی نکند، سوخت نيروگاه اتمی بوشهر را تحويل نخواهد داد.

يک مقام آمريکايی، در همين زمينه، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت روسيه به تعهدات خود در قبال ايران برای راه اندازی نيروگاه بوشهر عمل نخواهد کرد.

به گفته اين مقام آمريکايی، تاخير در راه اندازی نيروگاه  اتمی بوشهر در راستای اعمال فشار بر ايران برای اجرا کردن قطعنامه های ۱۷۴۷ و ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد است.

هر دو این مقام که چنین خبری را اعلام کرده اند، خواسته اند که نامشان فاش نشود.

در همین زمینه، خبرگزاری فرانسه به نقل از یک دیپلمات گزارش داد شرط جدید روسیه برای تکمیل و انتقال سوخت نیروگاه بوشهر، سه هفته قبل به مقام های جمهوری اسلامی اطلاع  داده شده است.

طبق برنامه زمان بندی قرار بود که نيروگاه اتمی بوشهر پس از چندیا بار تاخیر در شهريور ماه (سپتامبر) سال جاری راه ‌اندازی آزمايشی شود و در آبان ماه (نوامبر) مورد بهره ‌برداری نهايی قرار گيرد اما به دليل آنچه اتم استروی اکسپورت «بروز مساله مالی و فنی» خوانده است اين برنامه به تعويق افتاده است.

 در همين حال، حسن روحانی،  سرپرست سابق هيات مذاکره کننده هسته ای، پيشتر گفته بود مشکل روسيه در ارتباط با تکميل نيروگاه هسته ای بوشهر، يک مشکل سياسی است نه مالی.

به گفته آقای روحانی، اگر پرونده هسته‌ای ايران از آژانس بيرون نمی ‌آمد روس ها به عهد خود وفا می‌ کردند اما اکنون شرايط سياسی «کمی تفاوت» کرده است.

طبق برنامه زمان بندی قرار بود نيروگاه اتمی بوشهر در شهريور ماه (سپتامبر) سال جاری راه‌اندازی آزمايشی شود و در آبان ماه (نوامبر) مورد بهره‌برداری نهايی قرار گيرد اما به دليل آنچه اتم استروی اکسپورت «بروز مساله مالی و فنی» خوانده است اين برنامه به تعويق افتاده است

ايران و نزديک شدن به مراحل پايانی برنامه هسته ای 

محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران با تاکيد براين که ايران «ذره‌ای از حقوق هسته ای خود عقب نشينی نمی‌کند»، گفت : «ملت ايران با استواری از حق خود دفاع کرد و ما فکر می‌ کنيم در اين قضيه به مراحل پايانی ماجرا نزديک می‌شويم».

آقای احمدی نژاد که با خبرنگاران رسانه های الجزايری سخن می گفت، افزود:« ايران در موضوع هسته‌ ای بر اساس قوانين بين‌المللی و حقوق قطعی خود عمل کرده و تا امروز کوچک ‌ترين تخلفی از قوانين نداشته است.»

شورای امنيت سازمان ملل متحد طی دو قطعنامه ۱۷۴۷ و ۱۷۳۷ از ايران خواسته است تا همه فعاليت های مربوط به برنامه غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق در آورد.

جمهوری اسلامی ايران با سرپيچی از اين در خواست شورای امنيت سازمان ملل متحد، اقدام به  گسترش
غنی سازی اورانيوم کرده است.

در همين حال، هياتی از بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی، در چارچوب رفع ابهام ها  پيرامون ماهيت و  اهداف برنامه هسته ای ايران روز دوشنبه، ششم ماه اوت، وارد تهران شدند تا درباره نحوه بازرسی از تاسيسات اتمی ايران با مقامات مسوول ايرانی مذاکره کنند.

دور تازه گفت وگوها ميان مقامات مسوول اتمی ايران و آژانس بين المللی انرژی اتمی به پيشنهاد محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی، و به منظور ارايه فرصت بيشتر به ايران برای توقف برنامه غنی سازی اورانيوم صورت می گيرد.

وی در ماه ژوئيه اعلام کرده بود که ايران روند غنی سازی اورانيوم و نصب سانتريفيوژها در تاسيسات نطنز را کند کرده است.

علی لاريجانی مذاکره کننده ارشد ايران در پرونده هسته ای در مذاکرات خود با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا وعده داده بود که ايران همکاری بيشتری را با آژانس درباره برنامه اتمی خود صورت می دهد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:12 |

بسيج و «نظارت مستمر بر رفتار دستگير شدگان طرح امنيت اجتماعی»

فرمانده نيروی مقاومت بسيج از ورود اين نيرو در طرح ارتقای امنيت اجتماعی برای کنترل بر رفتار دستگيرشدگانی که بعد از محکوميت يا پس از دادن تعهد آزاد می شوند، خبرداد.

روزنامه کيهان روز دوشنبه پانزدهم مرداد ماه به نقل ازمحمد حجازی فرمانده نيروهای بسيج گفته است: «اخيرا درخواست های ديگری از سوی نيروی انتظامی به نيروی بسيج ارايه شده و متقابلا پيشنهاداتی نيز از سوی بسيج برای کمک بيشتر ارائه شده که از جمله آنها نظارت بر کنترل مستمر بر عملکرد و رفتار دستگيرشدگان طرح امنيت اجتماعی، پس از آزادی است».

اخيرا درخواست های ديگری از سوی نيروی انتظامی به نيروی بسيج ارايه شده و متقابلا پيشنهاداتی نيز از سوی بسيج برای کمک بيشتر ارائه شده که از جمله آنها نظارت بر کنترل مستمر بر عملکرد و رفتار دستگيرشدگان طرح امنيت اجتماعی، پس از آزادی است

فرمانده  نیروی مقاومت بسیج

به نظر می رسد «طرح ارتقای امنيت اجتماعی»ابعاد گسترده تری می يابد.

تا کنون سه مرحله از«طرح ارتقای امنيت اجتماعی» از اوايل سال جاری به طور مشهود در پايتخت وساير شهرهای ايران اجرا شده است.

اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی ، چندی پيش  درباره مرحله چهارم اين طرح سخن گفته بود «افرادی که با چاپ و انتشار مطالبی زمينه ساز اختلاف ميان دستگاه های دولتی و مردم هستند هدف چهارم طرح ارتقای امنيت اجتماعی اند.»

وی در تشريح هدف جديد نيروی انتظامی در طرح امنيت اجتماعی  افزوده بود:«در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسوولان را زير سوال ببرند يا صحبت های آنها را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد.»

وی ازمبارزه نيروی انتظامی با منتقدان دولت خبرداد و گفته بود: «نيروی انتظامی با شناسايی و زير نظر داشتن اين افراد و خطوط اتصالی آنها با دشمنان انقلاب، انها را مهار خواهد کرد». 

«تطهير سيمای جامعه از عوامل دارای پوشش نابهنجار»

طرح «ارتقای امنيت اجتماعی»که از اوايل سال جاری آغاز شد، اگرچه از  گروه های محافظه کار برخوردار است اما به دليل برخورد خشن نيروی انتظامی با جوانانی که مطابق معيارهای مشخص پليس ايران« بد پوشش » خوانده می شوند، مورد انتقاد قشر وسيعی از جامعه ايران قرار گرفته است.

احمدرضا رادن يک ماه پس از اجرای اين طرح يکی از هدف های اين طرح را «تطهير سيمای جامعه از عوامل دارای پوشش نابهنجار» بيان کرده بود.

شايد همين هدف گذاری برای تغير ظاهر افراد جامعه باعث شده که برخی از منتقدان اين طرح اجرای آن را توهين به خود يا اعضای خانواده تلقی کنند.

فريبرز سروش روزنامه نگار در تهران در گفت و گويی با راديو فردا به آمار دستگيرشدگان اين طرح تا اول مردادماه اشاره می کند.

وی می گوید: «بيش از ۱۳ هزار زن و مرد بدحجاب در سراسر ايران بازداشت و ۳۸۱ زن خيابانی شناسايی شده اند. براساس گزارشات نيروی انتظامی به بيش از ۵ هزارو ۲۶۷ زن خيابانی تذکر داده شد».

به اعتقاد آقای سروش «برای قشر وسيعی از جامعه ايران، افرادی که در تعريف نيروی انتظامی «زن خيابانی» خوانده می شوند، دختران و زنانی هستند که با پوشش دلخواه خودشان در جامعه حضور می يابند».

نيروی انتظامی تهران بزرگ پيش تر مظاهر «بد حجابی» را در غالب شکل ظاهری افراد درجامعه اعلام کرد.

مطابق اين اعلاميه، نيروی انتظامی«هرگونه بد پوششی مانند استفاده از مانتو کوتاه، چسبان، بدن نما، شلوارهای کوتاه و ساق نما، عدم پوشش مناسب موی سر، آرايش ها و پوشش های غير متعارف و مانکنی برای بانوان و خدمات دهندگان و عرضه کنندگان» و« استفاده کنندگان از البسه ، آرايش ها و علايم و نمادهای گروه های انحرافی و مدل های فشن (تيفوسی، رپ، شلوغ) و خدمات دهندگان به آنها در مورد آقايان را بخشی از مصداق های طرح امنيت اجتماعی اعلام و از برخورد با آنها» خبر داد.

اما اين برخوردها و مصداق های آن مرحله اول اين طرح بود.

در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسوولان را زير سوال ببرند يا صحبت های آنها را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد

فرمانده نیروی انتظامی

«برخورد با اراذل واباش» 

در مرحله دوم اجرای طرح امنيت اجتماعی، پليس ايران در غالب طرحی موسوم به «برخورد با اراذل واباش» تا کنون حدود ۲۰ نفر از متهمان را در تهران، خراسان و ديگر شهرها دستگير و اعدام شده اند.

نهاد های حقوق بشری نسبت به برگزاری« دادگاه های غير عادلانه و نداشتن وکيل مدافع» و «اعدام» اين افراد اعتراض کرده اند.

به گفته سخنگوی قوه قضائيه ايران «اصطلاح اراذل و اوباش به موارد اتهامی چون تجاوز به عنف، آدم ربايی، زنای محصنه و مواردی از اين قبيل اطلاق می شود و اين نوع متهمان از همه حقوق قانونی خود برخوردار هستند ، اما قوه قضائيه در صدور حکم با قاطعيت برخورد می کند.»

مقام ها ايران هنوز حاضر نشده اند نام و مشخصات افراد اعدام شده را در اختيار افکار عمومی قرار دهند و اکنون اين نگرانی در ميان مجامع بين المللی وجود دارد که احتمالا افرادی با پيشينه سياسی نيز در ميان افراد ياد شده اعدام شده باشند.

به گفته فريبرز سروش نيروی مقاومت بسيج ايران در تکميل پرونده متهمان موسوم به اراذل و اوباش نقش مهمی داشته است .

برخورد با فروشندگان «لباس با الگوهای غربی»

درمرحله سوم طرحی که ارتقای امنيت اجتماعی ايران خوانده می شود، ماموران پليس و لباس شخصی به مراکز خريد و فروش پوشاک مراجعه کرده و فروشگاه هايی که« لباس هايی با الگوهای غربی »عرضه می کنند را پلمپ کرده اند.

دور سوم برخورد نيروی انتظامی تا اول مرداد ماه منجر به تعطيلی بيش از ۵۰ فروشگاه عرضه لباس در سطح شهر تهران شد.

به گفته فريبرز سروش در تهران« پس از پلمب فروشگاه پارچه سياهی در مقابل درب بوتيک ها نصب می شود» .

معلوم نيست که تا چه تاريخی فعاليت اقتصادی صاحبان اين فروشگاه ها معلق می ماند و اين پرچم ها سياه رنگ که ارتقای امنيت اجتماعی را به خاطر می آورند از ديوارمراکز فروش لباس برداشته خواهند شد.

احمد رضا رادان فرمانده پليس تهران بزرگ در مصاحبه های خود با رسانه های داخلی ايران از موفقيت ۶۰ تا ۸۰ درصدی طرح ارتقای امنيت اجتماعی خبر داده است و ابراز اميدواری کرده که پليس ايران تا ۹۰ درصد در تامين هدف های اين طرح موفق باشد.

اما پرسشی که ازاولين روزهای اجرای اين طرح از سوی منتقدان و روزنامه نگاران مطرح می شود اين است که آيا «تطهير سيمای ظاهری جامعه» با اين روش ،می تواند امنيت اجتماعی را برای شهروندان به ارمغان آورد. 

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 10:54 |

شکايت عبادی از «بازداشت خودسرانه» به سازمان ملل

 شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جايز صلح نوبل، در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به «بازداشت خودسرانه» هاله اسفندياری پژوهشگر ايرانی –آمريکايی اعتراض کرده است. 

 خانم عبادی که وکالت هاله اسفندياری را برعهده دارد، در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، خواهان مداخله اين نهاد در مساله بازداشت موکل خود شده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شیرین عبادی دستگیری خانم اسفندياری به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» را «بازداشتی خودسرانه» خوانده است.

شيرين عبادی در خصوص شکايت خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به راديو فردا گفت: «وقتی می بينم امکان توجه به خواسته های قانونی من در داخل ايران نيست، به عنوان يک وکيل مدافع، برای کمک به موکل خود، بايد از تمامی امکانات قانونی در زمينه ملی و بين المللی استفاده بکنم».

به گفته خانم عبادی نامه نگاری های او با مقام های قضايی ايران تا کنون بی نتيجه بوده  و خانم اسفندياری طی سه ماه بازداشت از همه حقوقی که قانون جمهوری اسلامی برای يک زندانی در نظر گرفته محروم بوده است.

وقتی می بينم امکان توجه به خواسته های قانونی من در داخل ايران نيست، به عنوان يک وکيل مدافع، برای کمک به موکل خود، بايد از تمامی امکانات قانونی در زمينه ملی و بين المللی استفاده بکنم

شیرین عبادی

هاله اسفندياری، پژوهشگر مرکز تحقيقات وودرو ويلسون، که تابعيت ايرانی - آمريکايی دارد در ارديبهشت ماه سال جاری بازداشت شد. خانم اسفندياری که برای ديدار مادر۹۳ ساله اش به ايران سفر کرده بود، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در زندان اوين به سر می برد.

به گفته خانم عبادی، هاله اسنفدیاری طی بازداشت خود دسترسی به وکیل نداشته و نتوانسته است با خانواده خود ملاقات کند.

خانم عبادی درخصوص چشم انداز دخالت سازمان ملل متحد در پرونده هاله اسفندياری گفت: «سازمان ملل قادر نيست به کشوری دستور دهد که فردی را از زندان آزاد کند».

شيرين عبادی سپس با اشاره به نقش «گروه بازداشت های خودسرانه» در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت: «با نوشتن اين نامه، سازمان ملل متحد بازرسی برای رسيدگی به صحت و سقم ادعای من به ايران خواهد فرستاد و نتيجه گزارش اين بازرس در پرونده حقوق بشر ايران درج خواهد شد».

«به نام دمکراسی» و اتهام پژوهشگران ايرانی آمريکايی

تلويزيون جمهوری اسلامی برنامه ای «به اسم دمکراسی» را که در آن سه پژوهشگر ايرانی، که در سال های اخير بازداشت شده اند، از فعاليت های خود سخن می گويند، پخش کرده بود.

در اين برنامه که از شبکه اول تلويزيون ايران پخش شد کيان تاج بخش و هاله اسفندياری به «توضيح» اقدام های خود پيش از بازداشت توسط جمهوری اسلامی پرداختند.

خانم اسفندياری و آقای تاج بخش با اتهام «جاسوسی» مواجه اند و هم اکنون در زندان بسر می برند.

ممنوع الخروج شدن ايرانی -آمريکايی ها

پرناز عظيما خبرنگار راديو فردا که اواخر ماه  ژانويه ۲۰۰۷ ميلادی، برای ملاقات با مادر بيمار خود به ايران رفت به محض ورود فرودگاه مهرآباد، گذرنامه اش ضبط شد. به رقم توديع وثيقه سنگين از سوی نازی عظيما، گذرنامه وی، هنوز به او بازگردانده نشده است.

در جريان يکی از ملاقات هايی که خانم عظيما برای پس گرفتن گذرنامه اش با مقام های رسمی داشته، از وی خواسته شد تا با سرويس اطلاعاتی و امنيتی ايران همکاری کند که اين درخواست از سوی وی رد شده است.

مقامات قضايی ايران، اتهام خانم عظيما را اقدام عليه امنيت ملی عنوان کرده و برای وی قرار وثيقه ۵۱۰ ميليون تومانی صادر کرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 10:46 |

توقیف «شرق» و صف آرایی جناحی در ایران

فریدون زرنگار

 هيات نظارت بر مطبوعات، دليل توقيف روزنامه شرق را مصاحبه اين روزنامه با يک شاعر ايرانی مقيم کانادا اعلام کرده است. اين مصاحبه در شماره روز شنبه شرق منتشر شد.

خبرگزاری فارس به نقل از «يک مقام آگاه» می نويسد: «اين مصاحبه با فردی انجام شده است که مطالب همجنس‌گرايی در روزنامه‌های کشورهای ديگر به چاپ می رسانده است و اين مصاحبه نيز در همين راستا بوده است و به همين دليل هيئت نظارت بر مطبوعات، اين روزنامه را توقيف موقت کرده است تا به اين موضوع رسيدگی شود.»

با اين حال عيسی سحرخيز روزنامه نگار در تهران به راديو فردا می گويد در اين مصاحبه نکته ای نيست که بتواند تصميم هيات نظارت را توجيه کند.

او می گويد اين مصاحبه نگاهی است به بحث ادبيات و ادبيات زنانه و بيشتر به مباحث شعر و شاعری آن هم در حيطه زنان پرداخته است.

ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، می گويد برخلاف مطالب کيهان، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است، ندارد

 روزنامه کيهان در شماره روز دوشنبه خود، فرد مصاحبه شونده، ساقی قهرمان را يک زن «ضد انقلابی»، «فراری» و «عضو سازمان سيا» معرفی کرده است. کيهان، برادر خانم قهرمان، ساسان قهرمان سردبير مجله اينترنتی گذار از انتشارات خانه آزادی را نيز «از اعضای سيا» قلمداد کرده است.

ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، درباره مطالب روزنامه کيهان می گويد (برخلاف مطالب کيهان)، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است ندارد.

خانم قهرمان به راديو فردا می گويد محور گفت و گويش با شرق، تنها زبان ادبيات و تفاوت زبان زنانه و مردانه بوده است.

 او می گويد: «در آن مصاحبه گفتم که مشکل ما جايگزين کردن زبان زنانه با زبان مردانه نيست. من گفتم که اساسا تقسيم بندی جنسيتی بايد از ميان برود و زبان، جنسيت خود را تعيين کند.»

ساقی قهرمان همچنين می گويد: «من سردبير نشريه چراغ هستم. رييس سازمان دگرباشان هم نيستم. .. اينکه شب شعر تشکيل می شود، من شاعرم و همه جا شعر خوانی دارم . اين موضوع هيچ ارتباطی با اين که من به طور خصوصی چه می کنم، ندارد.»

توقيف موقت و توقيف دايم

 در پاسخ به اين پرسش که آيا توقيف روزنامه شرق موقتی خواهد بود يا دايمی، آقای سحرخيز به مواردی اشاره می کند که روزنامه ای ابتدا توقيف می شود و بعد «زير ذره بين» می رود تا دلايلی برای توقيف دايم يافته شود.

توقيف موقت روزنامه ها گاه به هشت يا نه سال هم کشيده می شود. همانطور که ۱۲۰ نشريه بدون آنکه به موارد قانون اساسی از جمله برگزاری دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه عمل شود، «توقيف موقت» شدند

عیسی سحرخیز

او می گويد: «توقيف موقت گاه به هشت يا نه سال هم کشيده می شود. همانطور که ۱۲۰ نشريه بدون آنکه به موارد قانون اساسی از جمله برگزاری دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه عمل شود، «توقيف موقت» شدند. تاکنون حتی دادگاه بعضی از آنها هم تشکيل نشده و بازجويی نشده اند. بدين ترتيب، توقيف موقت، در واقع توقيف دايمی است.»

 به گفته آقای سحرخيز، با توجه به اين که روزنامه شرق پيشتر در دو مرحله توقيف شده بود و اين سومين توقيف است، اين احتمال وجود دارد که در دادگاه بحث اصرار بر انجام جرم، به عنوان اتهام اصلی مطرح شود و حکم  لغو امتياز نشريه و يا توقيف دايم آن داده شود.

او فشار بر رسانه ها و روزنامه نگاران را بی ارتباط با انتخابات پيش رو، انتخابات مجلس شورای اسلامی نمی داند.

آقای سحرخيز می گويد: «من يک نکته ديگری را بايد اضافه کنم. در واقع بايد بهانه ای پيدا می شد که روزنامه، در آستانه تحولات سياسی ايران حذف شود.»

او می افزايد تا پيش از درگذشت آيت الله مشکينی، بحث انتخابات هشتم مطرح بود، اما اکنون به گفته وی، بحث انتخابات درونی مجلس خبرگان نيز بسيار بالا گرفته است.

عيسی سحرخيز می گويد: «با توجه به نزديکی روزنامه شرق و دست اندرکاران و روزنامه نگاران آن با جريانی که به آقای هاشمی نزديک است و با توجه به اين نکته که آقای هاشمی يک پای اصلی دعوا برای رياست مجلس خبرگان است، در نتيجه بحث مجلس خبرگان و انتخابات مجلس می تواند آنقدر مساله مهمی بوده باشد که حکم آن حذف شرق از فضای مطبوعاتی و رسانه ای باشد.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:35 |


در صورت موافقت كتبي معاون دادستان تهران
كبرا رحمان پور آزاد مي شود


مسئولان زندان اوين در تهران اعلام كردند راي زني هاي انجام شده در مورد كبرا رحمان پور به نتيجه رسيده و احتمال آزادي وي بسيار زياد است.
اين در حاليست كه كبرا رحمان پور چندي پيش نامه اي خطاب به مسئولان نوشته و براي درمان ناراحتي هاي روحي اش تقاضاي مرخصي كرده بود .
به گفته كبرا مسئولان زندان نيز با توجه به رفتار خوب كبرا موافقت كرده و نامه را براي معاون دادستان تهران فرستادند تا وي مورد بررسي قرار دهد و رايزني هاي در اين خصوص هم انجام شده است و سالاركيا نماينده دادستان تهران در امور زندانيان نيز به طور شفاهي اين در خواست كه به كبرا مرخصي داده شودرا پذيرفته .
كبرا رحمان پور معروف به عروس ۲۰ ساله كه ۷ سال از عمرش را در زندان گذرانده است متهم است مادر شوهر ۸۵ ساله خود را به قتل رسانده است .
كبرا زماني كه ۱۸ سال سن داشت به صورت صيغه اي به عقد مردي ۶۵ ساله در امد كه وضعيت مالي بسيار خوبي داشت ، عليرضا شوهر كبرا رحمان پور از كارمندان سابق ساواك بوده است و به خاطر بد رفتاري هايش تا كنون ۵ بار ازدواج كرده و جدا شده است . خانواده عليرضا به دليل حمايت هاي قوه قضاييه از كبرا و براي نشان دادن مخالفتشان با رژيم حاضر نيستند اعلام رضايت كنند .
كبرا كه از خانواده اي بسيار فقري است براي كم كردن هزينه هاي خانواده اش تن به اين ازدواج داده بود . اما توهين هاي مادر شوهرش به او و كلفت خطاب كردن كبرا باعث شد تا كينه اي در دل كبرا عليه اين پير زن شكل گيرد . كبرا روز حادثه هنگامي كه باري آشتي كنان با شوهرش به خانه رفته بود با فحاشي مادر شوهر ش رو به رو شده و هنگامي كه مادر شوهر ش براي بيرون كردن كبرا با چاقو او را تهديد كرد كبرا نيز چاقو را از او گرفته و به بدن اين زن فرو كرده بود .
عروس ۲۰ ساله پيش از اين يك بار تا پاي چوبه دار رفت اما به خاطر آماده نبودن مقدمات اعدام از مرگ نجات يافت .اين زن از جمله زنان زنداني است كه قوه قضاييه براي جلوگيري از اعدام وي تلاش زيادي كرده است .
هر چند كبرا در صورت موافقت كتبي معاون دادستان تهران با قرار وثيقه آزاد خواه شد اما اين آزادي گام بلند ديگري است كه فعالان حقوق بشر در ايران برداشته اند
خرمشاهي وكيل مدافع كبرا تلاش خود را براي راضي كردن مقامات قضايي براي آزادي كبرا اغاز كرده است .

نقل از:  http://www.maznoonan.com/?p=42#respond

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:28 |

حکم شلاق برای ۱۱ کارگر در سنندج

بهروز کارونی

یازده تن از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سنندج، هر يک، به ۹۱ روز حبس و ۱۰ ضربه شلاق تعزيری محکوم شده اند.

بر اساس حکمی که از سوی دادسرای شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزايی سنندج در مورد پرونده ۱۱ نفر از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سنندج صادر و ابلاغ شد، هر يک از آنان به ۹۱ روز حبس و ۱۰ ضربه شلاق تعزيری محکوم شده اند.

خالد سواری، اقبال لطيفی، يدالله مرادی، طيب ملائی، فارس گويليان، صديق امجدی، حبيب الله کلکانی، محی الدين رجبی، طيب چتانی، صديق صبحانی و عباس اندرياری، از سوی دادسرای شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزايی سنندج، متهم به «اخلال در نظم و آسايش عمومی از طريق شرکت در تجمع غير قانونی و ايجاد حرکات غير متعارف و جنجال و هياهو» شده اند.

اتهاماتی مانند اخلال درنظم عمومی، اتهامات «نخ نمايی» هستند که به تمام فعالان کارگری و ديگر فعالان جنبش مدنی درايران، وارد می شود.

« حکم قرون وسطايی» و اتهام های «نخ نما» 

جعفر عظيم زاده، سخنگو وعضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، درباره احکام زندان و شلاق برای ۱۱ کارگر و فعال کارگری به راديو فردا گفت: «اتهام اين دوستان، اخلال درنظم و آسايش اعلام شده است. اين درحالي است که اداره کار سنندج درجايی قرار دارد که برگزاری مراسم، هيچ مزاحمتی را برای کسی ايجاد نمی کرد.»

او افزود: «در عين حال، نيروهای نظامی و ويژه، پيش از آغاز مراسم درمحل حضور پيدا کرده بودند و آنجا را قرق کرده بودند و آماده سرکوب کارگران شده بودند. بنابراين اين طور نبوده است که تجمعی برگزار شده و برای کسی مزاحمتی ايجاد شده باشد که کارگران را سرکوب کنند.»

اين فعال کارگری اشاره کرد که فقط  در دقايق اول مراسم، قطعنامه تجمع کنندگان قرائت شد و درهمان حال، نيروهای نظامی و ويژه به شدت کارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سپس آنها را متهم به برهم زدن نظم عمومی کردند.

آقای عظيم زاده اتهاماتی مانند اخلال درنظم عمومی  را اتهامات «نخ نمايی» دانست که به تمام فعالان کارگری و ديگر فعالان جنبش مدنی درايران، که در دفاع از حقوق خود تجمع می کنند، وارد می آيد.

وی با اشاره به ضرب و شتم کارگران در زندان اضافه کرد: «صدور حکم شلاق برای آنان يک بدعت جديد در جمهوری اسلامی ايران به شمار می رود.»

سخنگو وعضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت: «کارگران معترض به شرايط خود تاکنون به زندان محکوم می شدند، اما اين بار می خواهند کارگر را شلاق بزنند. کارگری که از شدت فقر و نداری و فشار زندگی، پشتش خميده شده است.»

او چنين حکمی را يک حکم قرون وسطايی ناميد.

جعفر عظيم زاده در پاسخ به اين پرسش که نظر وکلای مدافع ۱۱ کارگر و فعال کارگری در مورد محکوميت موکلانشان به زندان و شلاق چيست، گفت: «آنان عقيده دارند که اين احکام با هيچ قانونی جور در نمی آيد و آنها را قانونی نمی دانند.»

از ابتدای سال جاری، دولت جمهوری اسلامی ايران تلاش کرده است فضا را برای فعالان جنبش مدنی ايران تنگ تر کند.

اين فعال کارگری در عين حال، اشاره کرد که اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، تمامی تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا مانع اجرای اين احکام شود و تاکيد کرد که درصورت سکوت فعالان و تشکل های کارگری در ايران و اتحاديه ها و سازمان های کارگری در جهان، بايد در انتظار صدور احکام ديگری عليه کارگران و فعالان کارگری درايران، از جمله برای شيث امانی، رييس، و صديق کريمی، عضو هيات مديره  اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، بود که قرار است احکام آنان نيز صادر شود.

آقايان امانی و کريمی درجريان مراسم روز جهانی کارگر، ۱۱ ارديبهشت، بازداشت شدند و به آنان اتهامات سنگين تری در مقایسه با ۱۱ کارگر و فعال کارگری ديگر، مانند اقدام عليه امنيت ملی، ارتباط با احزاب اپوزيسيون و  برگزاری تجمعات غير قانونی وارد آمده است. اتهاماتی که از سوی آنان رد شده است.

آقای عظيم زاده در ادامه، با اشاره به مشابه بودن احکام صادر شده و نوع برخورد دستگاه های قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی ايران با فعالان کارگری، زنان و دانشجويی گفت: «از ابتدای سال جاری، دولت جمهوری اسلامی ايران تلاش کرده است فضا را برای فعالان جنبش مدنی ايران تنگ تر کند.»

اما وی بر اين اعتقاد است که سياست برخورد با اين جنبش محکوم به شکست است.

سخنگو وعضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت:« واقعيت اين است که سياست سرکوب و اعمال فشار بر جنبش مدنی درپيش گرفته اند، از يک نکته غافلند و آن اينکه کارگران، دانشجويان و زنانی که پا پيش می گذارند و حرفی می زنند، حرف مردم را می زنند.»

جعفر عظيم زاده افزود: «هواداران سياست سرکوب بايد به اين موضوع توجه داشته باشند که به هيچ عنوان نمی توان جلوی اعتراض مطالبات مردم را گرفت. دولت يا بايد يک زندگی مرفه و شاد را برای مردم فراهم کنند و بعد به آنان بگويند که حرف نزنند و يا اگر نمی توانند، نبايد جلوی اعتراض و مطالبات آنها را بگيرند.»

او افزود: «کارگری که کارد به استخوانش می رسد، ديگر متوجه اين نيست که مانع اعتراض کردن او می شوند. او اعتراضش را می کند و ساکت نمی نشيند. اين موضع برای سايرين از جمله دانشجويان هم صدق می کند.»

آقای عظيم زاده گفت که نمی داند در ذهن طراحان سياست برخورد با کارگران و ساير اقشار اجتماعی چه می گذرد. به گفته او، «نمی توان اقشار محروم را به گرسنگی و فقر محکوم کرد و انتظار داشت که دم برنياورند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:40 |
 
«عملکرد دولت ایران، این کشور را به انزوا رانده»

رييس جمهوری آمريکا در يک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رييس جمهوری افغانستان گفت عملکرد حکومت جمهوری اسلامی، ايران را به انزوا رانده است.

جرج بوش رييس جمهوری آمريکا، روز دوشنبه ۶ ماه اوت در کنفرانس خبری مشترک با حامد کرزای رييس جمهوری افغانستان گفت عملکرد رهبری ايران «مايه سرخوردگی بزرگی برای مردم ايران بوده است».

او گفت وضع مردم ايران می توانست بسيار بهتر از اين که هست باشد و افزود: «اما در نتيجه عملکرد حکومت، اين کشور در انزوا قرار دارد و ما هم به تلاش خود برای منزوی ساختن ايران ادامه می دهيم زيرا تا آنجا که ما شاهد هستيم، آنها در راستای صلح حرکت نمی کنند.»  

بايد در توصيف ايران به عنوان يک نيروی مثبت در افغانستان، محتاط بود

سخنان رييس جمهوری آمريکا در تناقض آشکار با اظهارات روز يکشنبه حامد کرزای رييس جمهوری افغانستان است. آقای کرزای روز يکشنبه، در مصاحبه با شبکه خبری سی اِن اِن، از حمايت جمهوری اسلامی از کشورش  در مبارزه با مواد مخدر سخن گفت و افزود که ايران از روند صلح افغانستان حمايت کرده است.

جرج بوش در بخشی از سخنان خود گفت بايد در توصيف ايران به عنوان يک نيروی مثبت در افغانستان، محتاط بود و افزود «اين ديگر به آنها (حکومت ايران) مربوط می شود که به ما و دولت افغانستان ثابت کنند که واقعا چنين نيرويی هستند.»

رييس جمهوری آمريکا همچنين گفت به نفع همه ما است که شاهد ايرانی باشيم که ثبات برقرار می کند و نه در جهت بی ثبات سازی گام برمی دارد و افزود به نفع همه ماست که ايران «جاه طلبی سلاح هسته ای خود را کنار بگذارد و ما هم در همين جهت (برای دست برداشتن ايران از برنامه هسته ای) تلاش می کنيم.»

مبارزه با قاچاق مواد مخدر

۹۵ درصد هروئين جهان از کشت خشخاش در افغانستان حاصل می شود، منافع حاصل از ترياک و کشت خشخاش، به منبع مالی بزرگی برای طالبان تبديل شده است

مساله مبارزه با تروريسم و قاچاق مواد مخدر در افغانستان، يکی از مسايلی بود که رهبران آمريکا و افغانستان، در جريان ديدار آقای کرزای از واشينگتن درباره آن گفت و گو کردند.

۹۵ درصد هروئين جهان از کشت خشخاش در افغانستان حاصل می شود، منافع حاصل از ترياک و کشت خشخاش، به منبع مالی بزرگی برای طالبان تبديل شده است.

اقدام هايی از جمله نابود کردن اجباری مزارع زير کشت خشخاش، با مقاومت سخت کشاورزان رو به رو شده است. دولت افغانستان در راستای برنامه مبارزه با مواد مخدر، به کشاورزان، به ازاء چشم پوشی از کشت خشخاش، امتيازهايی می دهد، اما با محدوديت منابع مالی رو به رو است.

رييس جمهوری آمريکا گفت آقای کرزای به خوبی آگاه است که ايالات متحده آمريکا، «نظاره می کند، می سنجد و برای کمک کردن تلاش می کند.»

آقای کرزای در واکنش گفت: «بله ما در افغانستان مساله ای به نام خشخاش و مواد مخدر داريم. افغانستان خود را متعهد به مبارزه با مواد مخدر می داند زيرا اين اهريمن، اول به خود ما و بعد به جوانان سراسر جهان آسيب می رساند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:37 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

محسن رضايي: ائتلاف فراگير، بايد اولويت نخست اصولگرايان باشد


تلاش بنده به همراه آقاي علي لاريجاني و آقاي قاليباف، آن است كه ائتلاف فراگيري ميان گروه‌هاي اصولگرا شكل بگيرد و اصولگرايان با فهرستي واحد در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند تا هم احتمال موفقيت آنان افزايش يابد و هم از تشتت و دودستگي در ميان اصولگرايان جلوگيري شود.

۱۵ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۷ تعداد بازديد : 3116 كد خبر : ۷۲۸۰۰

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار اعضاي شوراي مركزي جبهه اتحاد ملي با وي، تأكيد كرد: تشكيل ائتلاف فراگير، بايد اولويت نخست گروه‌هاي اصولگرا باشد و همه كساني كه خود را اصولگرا مي‌دانند، بايد در راستاي وحدت و ارايه فهرست يكپارچه در انتخابات مجلس هشتم تلاش كنند.

به گزارش خبرگزاري مهر، محسن رضايي گفت: تلاش بنده به همراه آقاي علي لاريجاني و آقاي قاليباف، آن است كه ائتلاف فراگيري ميان گروه‌هاي اصولگرا شكل بگيرد و اصولگرايان با فهرستي واحد در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند تا هم احتمال موفقيت آنان افزايش يابد و هم از تشتت و دودستگي در ميان اصولگرايان جلوگيري شود.

رضايي درباره تلاش‌‌هاي انجام‌شده براي ايجاد اتحاد ميان اصولگرايان افزود: هرچند هم‌اكنون در ساز و كارهاي رايزني‌ها ميان گروه‌هاي اصولگرا نواقصي وجود دارد اما شوراي حكميت پنج نفره، نقطه خوبي است كه همه گروه‌هاي اصولگرا بر آن اجماع دارند و مي‌توان با محوريت اين شورا، نواقص را برطرف كرد و به يك ائتلاف فراگير در اصولگرايان دست يافت.

وي در پايان گفت: با توجه به اوضاع كنوني، تشتت، پراكندگي و تفرقه ميان گروه‌هاي اصولگرا، مي‌تواند هم بر ميزان مشاركت در انتخابات و مأيوس كردن مردم از اصولگرايان اثر منفي بگذارد و هم احتمال موفقيت اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم را كاهش دهد؛ بنابراين، اولويت نخست همه شخصيت‌هاي مؤثر و گروه‌هاي اصولگرا، بايد آن باشد كه اصولگرايان با ائتلافي فراگير و يك فهرست در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند و در صورتي كه فرد يا گروهي با اصرار و لجاجت بر مواضع خود، مانع شكل‌گيري اين ائتلاف شود، بايد پاسخگوي پيامدهاي احتمالي آن در نتيجه انتخابات باشد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:33 |

  پیشنهاد یک مشارکتی افراطی
ایران باید یک طوری خود را اصلاح کند!

يک عضو سابق شوراي مرکزي حزب مشارکت، هدف ايران از قبول گفتگو با امريکا بر سر موضوع امنیت عراق را کشف کرد!

به گزارش رجانيوز، عباس عبدي در مصاحبه با بخش فارسي زبان راديو بي.بي.سي، یکی از اهداف ايران از قبول مذاكره با آمريكا در مورد عراق را اتلاف وقت بيشتر عنوان كرد.

وي در ادامه مصاحبه خود با شبکه بی.بی.سی يكي از اهداف آمريكا از اين مذاكره را رسيدن به بن بست جديدي ميان ايران و آمريكا دانسته كه جمهوريخواهان از اين رهگذر در پي اثبات بي فايده بودن مذاكرات دو كشور به رقباي دموكرات خود در كنگره هستند.

عضو هیات مدیره موسسه نظرسنجی آینده که به دلیل اقدامهای ضدامنیتی خود تا چندی پیش در زندان بود، برای حل مشكل ايران و آمريكا هم راه حل ارائه کرد و آن را به تغيير رفتار و سياست ايران در قبال در خواستهاي آمريكا از تهران مشروط كرد. وی این راه حل را اینگونه تشریح کرد :ايران براي اين منظور بايد يك طوري خود را اصلاح(!) كند.

اين اظهار نظرهاي عضو افراطی مشارکت در حوزه سياست خارجي در حالی بیان می شود که پیش از این و در دولت هشتم نیز عناصر رده بالای وزارت خارجه دولت خاتمی در مذاکرات مخفیانه سال2003 با مقامات آمریکایی، منافع ملی کشورمان را از مسوولین آمریکایی گدایی می کردند و در ازای آن آرزوهای خود مبنی بر دست کشیدن جمهوری اسلامی از شعارهای انقلابی خود را پیش کش مذاکرات خود با جنگ طلبان آمریکایی می نمودند. 

 این درحالیست که در حال حاضر دولت ايران با پافشاري بر حقوق مسلم ملت خويش، در رویایارویی با آمریکا باب اقتدار را بر پاشنه منافع ملی کشورمان چرخانده است و در گفتگو های سه جانبه عراق از موضع اقتدار و طلبکاری، سعي در حل و فصل سريعتر مساله عراق، خروج اشغالگران و تقويت دولت شيعي نوري مالكي در عراق دارد.

گفتني است، عباس عبدي تا پیش از انتخابات سوم تیر در تمامی اظهار نظرهای سیاسی خود مدعي رویگردانی مردم و اضمحلال قریب الوقوع نظام جمهوري اسلامي ايران شده بود و می گفت که بايد خودمان را از زير آوار اين فروپاشي نجات دهيم!

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:17 |

در گفت‌وگوي تفصيلي فارس با وزير نفت تشريح شد

 

اعلام تصميمات جديد درباره بنزين،توتال، كرسنت وآزادسازي قيمت‌مواد پتروشيمي

 

خبرگزاري فارس: وزير نفت در گفت و گوي تفصيلي با فارس از رفع مشكلات سهميه بندي بنزين ،تعيين تكليف امارات در قرارداد كرسنت ،تعيين تكليف توتال در فاز 11 پارس جنوبي، تشكيل صندوق پارس جنوبي ،تشكيل كنسرسيوم نفتي در منطقه و آزاد سازي قيمت محصولات پتروشيمي خبر داد.

سيد كاظم وزيري هامانه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، اظهار داشت: در سفر اخير به تركيه، مباحث ريز و جزئيات خاصي در خصوص مشاركت آنان در توسعه 3 فاز پارس جنوبي با مقامات اين كشور مطرح شد. آنان علاقه‌‌مند به سرمايه‌گذاري در ايران بودند و ما نيز علاقه‌مند جذب سرمايه در بخشهاي بالا دستي هستيم.
وي افزود: طبيعتا يكي از مواردي كه مطرح شد و به تفاهم رسيديم، سرمايه‌گذاري آنها در سه فاز پارس جنوبي بود كه هنوز شكل و مبلغ سرمايه‌گذاري مشخص نشده است. قرار شد بعد از انتخابات تركيه آنها تيم مذاكره كننده خود را معرفي نمايند و با تيم ايراني مذاكره نمايند. تيم ايراني معرفي شده و منتظر جواب آنان هستيم.

* بودجه واردات بنزين تمام شد

وزير نفت در ادامه يادآور شد: تمامي بودجه 5/2 ميليارد دلاري تخصيص يافته براي واردات بنزين، هزينه شده، عمليات خريد بنزين معادل آن انجام گرفته و بنزين خريداري شده به تدريج وارد مي‌شود.
به گفته وي، اينكه چه ميزان بودجه براي واردات بنزين تا پايان سال كم داريم، بستگي به اين دارد كه سهميه‌بندي در چه سطحي باقي بماند و چه تغييراتي در آن ايجاد شود. در حال حاضر تاثير سهميه‌بندي شناور است و از حدود 52 ميليون ليتر تا 63 ميليون ليتر نوسان داشته است. بايد ديد متوسط مصرف چه رقمي مي‌شود و بر اساس آن، ميزان بودجه مورد نياز محاسبه گردد.
وزيري هامانه يادآور شد: با گذشت حدود يكي دو ماه از سهميه‌بندي اين رقم متوسط ثابت محاسبه مي‌شود و تا اول شهريور ماه ميزان بودجه مورد نياز براي واردات بنزين مشخص و اعلام خواهد شد.
به گفته وي، هنوز آمار دقيقي از ميزان كاهش قاچاق سوخت به دست نيامده است زيرا همه مباحث قبلي بر اساس حدس و گمان بود.

*حذف قاچاق سوخت از كشور

آنچه كه شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي تصور مي‌كرد، بيشتر برآورد و پيش‌بيني بود. واقعيت اين است كه در حال حاضر روند قاچاق سوخت به كشور معكوس شده و برخلاف گذشته، بنزين به داخل كشور قاچاق مي‌شود و قاچاق سوخت از كشور به خارج حذف شده است.
وزير نفت تضريح كرد: در مجموعه امسال 21 درصد نسبت به سال گذشته كاهش مصرف سوخت داشتيم كه اين رقم بدون در نظر گرفتن رشد مصرف مي‌باشد.
وزيري هامانه در پاسخ به اين سوال كه چرا در موقع مطالعه و بررسي ابعاد و ميزان سهميه‌ بنزين خودروها، موارد خاص مورد توجه قرار نگرفت و اكنون پس از سهميه‌بندي، اين موارد خاص كه نياز به بنزين بيشتري دارند، مطرح مي‌شود؟ خاطرنشان ساخت: در مجموعه‌اي كه ما هيچ اطلاعاتي از تعداد خودروها، ميزان و نحوه مصرف و عملكرد آنها در كشور نداشتيم، بايد همه اين موارد برآورد مي‌شد. آنچه ما برآورد كرديم، همان اطلاعاتي بود كه به مجموعه تصميم‌گيران كشور يعني هيات نمايندگان ويژه رئيس جمهور در ستاد تبصره 13 ارسال شد.

*طرح سهميه بندي بسيار انعطاف پذير است

وي افزود: بعدا متوجه شديم برخي ازا ين برآوردها، مقرون به صحت نيست و بايد تغييراتي در آنها صورت گيرد. خوشبختانه انعطاف سيستم به نحوي است كه با كشف معضل و مشكل در بخش عمومي قابل برطرف كردن است.

*اصلاح 9 مورد از مشكلات كارت سوخت

به گفته وزير نفت، تاكنون حدود 9 مورد مشكل اصلي و مهم در طرح كارت هوشمند سوخت اعلام شده كه بر اساس آنها تصميماتي اتخاذ شده و سيستم اصلاح شده است. موارد ديگري نيز از قبيل انتقال محصولات كشاورزي وجود دارد كه در دست بررسي است و به تدريج اصلاح مي‌شود.

* تشكيل صندوق پارس جنوبي

وزيري هامانه در ادامه گفت: براي رفع مشكل سرمايه و جذب سرمايه، پيشنهاد تشكيل صندوق پارس جنوبي را مطرح و ارايه كرديم. اميدواريم در دولت مورد بررسي قرار گيرد و در ستاد تدابير ويژه براي آن تصميم‌گيري شود.
وي با اشاره به مجمع كشورهاي صادر‌كننده گاز نيز يادآور شد: در اجلاس قطر به اتفاق آرا، سازماندهي اين مجمع مورد تاييد قرار گرفت و مقرر شد سال آينده در اجلاس مسكو، جزئيات آن بررسي شود. كميته‌اي از كشورهاي عضو مامور شد كه روي جزئيات، ساختار، مقررات و هماهنگي و همكاري‌هايي كه بايد بين اعضاء صورت گيرد، مطالعه نمايد و پيشنهاد خود را به اجلاس سال آينده بدهد. تاكنون 2 جلسه در اين خصوص به دعوت روسيه تشكيل شده و اين مطالعه در سطح كارشناسي در حال انجام است.

*انجام بررسي لازم براي آزاد سازي قيمت محصولات پتروشيمي

وزير نفت در خصوص آزاد‌سازي قيمت محصولات پتروشيمي در راستاي واگذاري اين شركت‌ها، خاطرنشان ساخت: شركت‌هاي پتروشيمي به 2 گروه تقسيم مي‌شوند؛ يك گروه كه خوراك كارخانجات را تامين مي‌نمايد و گروه ديگر كه توليدات آنها، محصولي است كه به مصرف بخشهاي مختلف كشور نظير كود شيميايي مي‌رسد.
وي افزود: در قانون بودجه سال جاري، آزاد‌سازي قيمت محصولات پتروشيمي به دولت تكليف شده اما هنوز روي اين مطلب تصميم‌گيري نشده و كميته بررسي قيمت‌هاي وزارت بازرگاني روي آن كار مي‌كند تا نحوه عمل را پيشنهاد دهد تا دولت در خصوص آن تصميم‌گيري نمايد. تصور مي‌كنم چون قسمتي از اين كار بايد از جايي تامين سوبسيد شود، مثلا با آزاد‌سازي قيمت كود شيميايي ممكن است محصولات كشاورزي و يا كشاورز آسيب ببينند، لذا لازم است روي آن كار كارشناسي دقيق صورت گيرد تا جايگزين سوبسيدي كه از طريق پتروشيمي پرداخت مي‌شده است، به چه صورت انجام شود تا بتوانيم عملا قيمت را آزاد كنيم.
وزير نفت افزود: در مورد واگذاري شركت‌‌ها نيز چون كارهاي مقدماتي براي ارزيابي و رفتن به بورس دارد، اين كارها در دست انجام است ولي كار متوقف به آزاد‌سازي قيمت محصولات نيست.

*تشكيل كنسرسيوم نفتي در منطقه

وزيري هامانه در ادامه يادآور شد: تشكيل كنسرسيوم نفتي با كشور تركيه و چند كشور ديگر موضوعي است كه از سوي مقامات تركيه مطرح شده ولي هنوز صحبت‌ خاص يا تفاهمنامه‌اي در خصوص آن صورت نگرفته است. بر اساس تفاهمنامه‌اي كه در تركيه به امضاء رسيد، مجوز اجازه ترانزيت گاز ايران از طريق خاك تركيه بود كه بر اساس آن اجازه داديم تركيه، گاز تركمنستان را از خاك ايران براي ورود به تركيه عبور دهد و ما نيز گاز خود را از طريق تركيه به اروپا ترانزيت كنيم.
وزير نفت در پاسخ به اين سوال كه با توجه به تاكيد گازسوز كردن خودروها در كنار مصارف داخلي و صنفي گاز كشور، آيا امكان صادرات در دراز‌مدت باز هم وجود دارد، يادآور شد: ايران داراي دومين ذخيره گاز دنيا است. در برنامه 20 ساله‌اي كه تنظيم شده براي بخشهاي مختلف مصرف شامل مصارف خانگي، تجاري، صنعت، خودرو و تزريق كه در درجه اول اهميت است و بالاخره صادرات، سهم گذاري شده يعني براي هر يك از اين بخشها يك برآورد نياز شده و تخصيص گاز با فرض وسعه ميادين گازي صورت گرفته است.
وي افزود: در نهايت يك ميليارد و 650 ميليون متر مكعب گاز، سقفي است كه با توسعه ميادين گازي مي‌توانيم توليد كنيم. براي اين مصرف، پيش‌بيني‌هايي شده و سهم بخشهاي مختلف مصرف تعيين شده است. اين موضوع در شوراي عالي انرژي نيز مطرح شده و در آنجا نيز بررسي مي‌شود تا تاييد نهايي آن اتخاذ شود و به عنوان يك برنامه عملياتي، مورد استفاده قرار گيرد. توان بالقوه كشور اجازه اين كار را مي‌دهد.
به گفته وي، به هر حال اين كار، دو مطلب اساسي دارد كه يكي تامين مالي و تكنولوژي براي اين توسعه و ديگري زمان است كه هر دو در برنامه 20 ساله پيش‌بيني شده است.

*انتخاب جايگزين براي امارات در قرارداد كرسنت

وزيري هامانه تصريح كرد: براي يافتن جايگزين امارات در مصرف گاز ميدان سلمان در قرارداد كرسنت، مذاكراتي با چند داوطلب خارجي داريم كه حاضرند گاز را با قيمت روز از ما بخرند. البته طراحي مصرف داخلي اين گاز نيز صورت گرفته است. اگر با اماراتي‌ها به جمع‌بندي نرسيم، از اين طريق عمل خواهيم كرد.

*توتال از فاز 11پارس جنوبي كنار گذاشته مي شود

به گفته وزير نفت، متاسفانه شركت توتال براي توسعه فاز 11 پارس جنوبي، FID مناسبي ارايه نكرده و علي‌رغم تعديلي كه در قيمت‌هاي خود كرده‌اند، عدد مطلوب ما را محقق نكرد‌ه‌اند. آنان مدعي هستند قيمت‌هاي بين‌المللي در تجهيزات نفت به شدت بالا رفته و كمتر از ارقام داده شده، ميسر نيست. اگر با آنها به نتيجه نرسيم بايد راه‌ ديگري پيدا كنيم.
وي تصريح كرد: آنچه مسلم است به نظر من آنها نمي‌توانند و يا نمي‌خواهند كمتر از اين اعداد، كار كنند. ما نيز بررسي مي‌كنيم. از سوي ديگر جايگزيني آنها به نوعي شكل گرفته زيرا توسعه پارس شمالي و گلشن و فردوس براي توليد LNG در نظر گرفته شده است كه با عملياتي شدن آنها، اگر با توتال نيز به توافق نرسيم، مشكلي پيش نخواهد آمد.
به گفته وي، برنامه‌ريزي توسعه بخش بالادستي اين فاز را در دست بررسي داريم كه بخش بالادستي آن را جداي از اينكه به LNG تبديل شود يا نشود، جداگانه اجرا شود.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:12 |

علي ربيعي در جمع دوم خردادي هاي اردبيل:

 

بي اعتنايي به معيشت و درد مردم، علت شكست اصلاح طلبان بود

 

خبرگزاري فارس: مشاور امنيتي سيد محمد خاتمي گفت: تندروي اقليت ناچيز، بي توجهي به روح تغيير خواهي مردم بر پايه معيشت، عدم درك درد جامعه و عمليات رواني پر قدرت عليه ما از جمله دلايل شكست اصلاح طلبان بود.

به گزارش خبرگزاري فارس، علي ربيعي كه روز جمعه در جمع اصلاح طلبان استان اردبيل در هتل مهدي اردبيل سخن مي‌گفت، همچنين از عدم انسجام حزبي و تريبون هاي نماز جمعه به عنوان ديگر دلايل شكست جريان دوم خرداد ياد كرده بود.
نظر به اينكه علي ربيعي مشاور شوراي امنيت ملي دوره رياست جمهوري خاتمي در پي انعكاس خبر اوليه در تاريخ جمعه 12 /09 86 توضيحات و اصلاحيه اي به خبرگزاري فارس ارسال كرد كه عينا در همان روز منعكس شد. خبرگزاري فارس به منظور تنوير افكار عمومي و در جريان قرار دادن كاربرهاي خود، اينك اقدام به انعكاس متن اظهارات نامبرده كه عينا از روي نوار پياده شده مي نمايد:
در سفر به استان‌هاي مختلف با جمعيتي از اصلاح طلبان مواجه مي‌شويم كه اين امر خيلي اميدبخش بود به ياد خطبه‌اي از امام حسين (ع) در روز عاشورا افتادم كه در اواخر دولت خاتمي تكرار مي كردم. (فأذا موضع البلاء قل البيان)
خوشبختانه با مشاهده نيروهاي اصلاح طلب خوشحالي به ما دست داده و به طور مختصر چند نكته عرض مي‌كنم كه در شوراي مركزي مورد بحث قرار مي‌گيرد.
ما بعد اين از ماجراها مدتي دنبال تجزيه و تحليل بوديم، بعد از انتخابات يك تيم جمع شد و به تحليل نتايج انتخابات پرداخت، يك خورده وضع حال و آينده را بررسي كرديم. ما در مركز كار را شروع كرديم و بعد از جمع بندي،در هفته يكي دو جلسه با خود آقاي خاتمي مسائل و امور را تجزيه و تحليل مي‌كنيم و اميدوارانه به قضايا فكر مي كنيم.
اينكه ما چه كرديم آيا اصلا كاري كرديم يا نكرديم در اين مسئله خيلي كار بود. 8 سال گذشت چه شد، بعدش چه خواهد شد؟ دو دوره انتخابات رياست جمهوري را از آن خود كرديم، يك دور مجلس و يك دور شورا را نيز گرفتيم، عضو شوراي شهر 2 ميليون نفري شديم بعدش چي؟ اين سوالها بود و اگر باز بياييم يعني چه؟ باز آخرش چيه؟ سوال خيلي مهمي بود خيلي از دوستان اين ابهامات را مطرح مي كردند و ابهام جدي هم بود. ما يك بحث با دوستان آغاز كرديم و آن بحث حوزه من بود سالها در قرارگاه حمزه، معاون وزير اطلاعات، مشاور رئيس جمهور در شوراي امنيت ملي بودم اين حوزه، حوزه كار من بود.
ما نفهميديم چه شده بالاخره اين سال آثار عظيمي داشته است، من فرصت نيست كه به صورت شخصي آثار امنيتي، سياسي، اجتماعي و.... را بررسي كنم خيلي‌ها به ما ايراد گرفتند كه بزرگترين جرم شما اين بود كه مردم را پررو كرديد. همين كه ما مردم را پرروتر كرده باشيم و هيچ كاري نكرده باشيم كافي است.
باز يك نفر از اين آقايان گفت: به چه كار مي‌باليد، به خيلي كارها نكرده مي‌باليم، خيلي كارها كه شما انجام مي دهيد ما از خدا مي ترسيديم نكرديم. يك‌سري كارها هم نكرديم كه مي توانيم ادعا كنيم كه جزو سنت‌هاي بزرگ قدرت بوده است و خيلي كارها هم نكرديم. ما در دورانن، بخشي از قدرت را در دست داشتيم، ولي تمام قدرت در اختيار ما نبود.
در اين مدت حيثيت و آبروي كسي را نبرديم من 8 سال در ستاد مبارزه با مفاسد دولت مسئوليت داشتم يك نفر را بي حيثيت نكرديم، كارهاي ساختاري زيادي كرديم كه جاي بحث دارد بايد مردم ارزيابي كنند ما موفق بوديم يا دولت كنوني.
يكي از آقايان ادعا مي كرد در زمينه فساد هيچ كاري نكرديم، من گفتم بياييد شما 8 سال شاخص فقر و فساد را نگاه كنيد و با وضع كنوني مقايسه كنيد، با چوب بزن به دريا خشايار شاه بگو آرام شد دريا، نمي شود. ما آمديم عوارض موبايل را كرديم 70درصد، 5/7 ميليون موبايل وارد كشور شد، 4 درصد عوارض دولتي گرفتيم كافي بود. اقتصاد يعني همين تصميمات ساختاري.
خيلي كارها كرديم و خيلي كارها كه نبايد مي كرديم نكرديم بخشي از كارنامه ما بود چه شد انتخابات را باختيم؟
به نظر من جاي بحث و تأمل بيشتري است در اينكه ما تأثير داشتيم، خيلي هم تأثير داشتيم، در بحث اقتصاد زيربنايي كار شد و آثار خود را گذاشت، شاخص‌هاي بانك جهاني مهم است و دروغ نيز نيست، به ويژه در بحث سياسي و آزادي مردم، بخشي كه خيلي‌ها آن را مرز ممنوعه مي دانستند شكسته شد.
مديرمسئول روزنامه اي بودم، بخشي از بخشنامه ها را نگه داشتم كه تيترها بايد چطور باشد. هرچند مطبوعات را بستند و به ظاهر همه چيز تمام شد اما خيلي اتفاقات در گذشته بود كه لازم به بستن نبود. ما خيلي چيزها داشتيم كه جلويش را گرفتند. به اعتقاد من آنچه اتفاق افتاد دو اشكال داشتيم، اشكال اول به خودمان و به سيستم خودمان برمي‌گردد، ما به بخشي از جامعه، جاهايي كه نقطه قوت بود بي اعتنا شديم. در بحث اقتصاد مجموعه سيستم‌هاي رواني مفصل روي ما كار كردند و ما بي توجه شديم.
قاضي دادگاه جزايري مي گفت، به من فلان كس كه هيچ مسئوليت قضايي ندارد فقط مسئوليت عمليات رواني را داشت زنگ زد كه چرا اطلاعات كم داديد چرا كه قسمت‌هايي جور شد و....
ما با اين جريانات مواجه بوديم ولي خودمان قادر نشديم كه بسياري از اين مسائل را خودمان حل كنيم و خود در اين دام افتاديم.
بخشي ديگر كه مهم است اين است كه ما واقعا جريان منسجم نبوديم الان هم جاي نگراني است، الان هم بخش مهمي از آسيب‌هاي ما در عدم انسجام است، درست است كه ما يك حزب نبوديم و قرار نيست حزب باشيم، ولي بالاخره در حوزه‌اي كه به صورت يك تفكر منسجم بايد عمل بكنيم اين اتفاق نيفتاد.
من براي انتخابات مجلس و رياست جمهوري همين نگراني را دارم، همين دغدغه را داريم و اين قسمتي از استدلال ما بود.
نكته ديگر كه نقطه قوت ما بود اين بود كه بيش از اندازه با صداقت رفتار كرديم، يعني چيزي كه به آن افتخار مي‌كنيم. من روزي در آستانه دور دوم انتخابات رياست جمهوري خاتمي به او گفتم كه اگر اجازه بدهيد با دو ميليارد دلار از محل صندوق ذخيره ارزي كه گشايش اعتبار صورت مي گيرد، به وضع جامعه برسيم او در پاسخ سرخ شد و گفت: من اعتقادي به هزينه كردن اين پول نمي بينيم و براي رأي گرفتن چهار رأي آخر، عاقبت خود را بر باد نمي دهم.
برخي از دوستان ما نسبت به بخشي از جامعه بي اعتنا شدند، گله خصوصي است از روزنامه‌هاي دوم خردادي، يك روزنامه يك صفحه جبهه و جنگ نداشت. ما واقعا ناخواسته و در پي تبليغات شديد رسانه‌اي و تريبون نمازجمعه تحت فشار بوديم. در يك تحليل 80درصد تريبون نماز جمعه ها عليه آقاي خاتمي بود من نمي دانم بعد از دولت خاتمي آيا فقر و فحشا تمام شد كه ديگر در خصوص فقر و فحشا در نماز جمعه‌ها نمي شنويم، آيا الان ادبيات فحشا و فقر توليد نمي شود.
ما نبايد به مسائل فرهنگي و خانواده شهدا و فرهنگ ايثار و شهادت بي اعتنا مي شديم، به اعتقاد من ما به شعارهاي معيشت مردم بي اعتنا شديم، در صورتي كه نقاط قوت ما در اين مسئله بود.
اشتغال ما قابل قياس با دولت كنوني نيست، طبق يك آمار رسمي در 2 سال اخير تنها 0/7درصد به بيمه شدگان اضافه شده كه آن هم شامل بيمه رانندگان، خدام و طلاب بوده است و شغل جديد ايجاد نشده است.
ما با اين اقدامات باز به صحنه خواهيم آمد و قصد داريم به قدرت برگرديم، ما مي خواهيم برگرديم براي هدفي كه داريم، ما درد جامعه را به خوبي درك نكرديم، بخشي از آرا سازمان يافته است، 12 تا 13 درصد رأي چنين است، ما بايد قبول كنيم كه احمدي نژاد رأي مردم را گرفته است.
ترديد نداريم جريان هاي تغييرخواه در بطن زيرين لايه‌هاي اجتماعي وجود دارد اينكه اين تغييرخواهي نيازمند تغيير رفتار است، تا آن كه تغيير نظام را بخواهد فرق دارد، ما بي‌توجه شديم به اين روح تغييرخواهي.
اين تغييرخواهي در دوران خاتمي يك تغييرخواهي سياسي بود، ولي پايه‌هاي معيشتي قوي داشت و پايه‌هاي عدالت‌خواهي قوي دارد، اين موج تغييرخواهي در جامعه است و اگر ما مي‌توانستيم اين موج را به صحنه بكشيم پيروز مي شديم.
رمز موفقيت آينده ما در اين موج است. ما قطعا در انتخابات پايين و آرا پايين جامعه و مشاركت كم مردم شكست خورده هستيم. در صورتي موفقيم كه راي تغييرخواه‌ها را عوض كنيم.
منظور ما از اين تغييرخواهي تغيير نظام نيست، زيرا طيف تغييرخواه نظام را نه قبول داريم، نه مي پسنديم و نه با آن موافق هستيم، معتقديم اينها را نبايد بزرگ كرد،ما آنها را كنار مي گذاريم، تكليف اين بحث روشن شود كه سوءاستفاده نشود.
اين تغييرخواهي كه مدنظر است، منظور معيشت است،بيش از اندازه شعارها را متوجه سمت‌هاي ديگر كرديم.
الان وضع جامعه عوض شده تصور مي كنم يك بعد بالارفتن هزينه‌هاي فعاليت سياسي است. انبوه جريانها به جريان بي تفاوت تبديل شده كه اين براي ما زيان است.
يك اقليت بسيار ناچيز به سمت افراطي‌گرايي تند مي روند، اين هم بد است. به اعتقاد من مخالفان بدشان نمي آيد اين جور وضع را ببينند، اولا اكثريت بي‌تفاوت شدند و يك اقليت تند شكل گرفته، من رگه هاي شبيه سوسياليسم را در دانشگاه ها مي بينيم در دوران اصلاحات كم بود ولي حالا قوت گرفته است.
برخي جريانات كه از آن به موج‌هاي ناشناخته ياد مي كنم آرام آرام مي آيند. در ربع ديگر آرا سازمان يافته است كه هميشه آرا خود را دارد. يك ربع ديگر افراد تحول خواه اصلاح طلب هستند كه در چارچوب قانون فعاليت مي كنند. ما توان بسيج يك ربع بي تفاوت و تغييرخواه را به نفع خود داريم.
به اعتقاد من بايد روي كار تئوريك كار كرد، ما در كشور متأسفانه نظريه پرداز كم داريم. ما واقعا نياز به تئوري سازي داريم و در كار تئوريك بايد به خيلي نيازها پاسخ دهيم.
در شرايط كنوني كه فضاي حرف زدن آماده شده است، شعار اصلي ما اخلاق بوده ولي حالا جامعه بداخلاق شده است، واقعا مصلحت طلبي، سودجويي بيشتر از گذشته شده است.
بي تفاوتي خيلي درد بزرگي است، تنبيه و تشويق مردم را خوشحال نمي كند، در بعد سياست خارجي به نام عزت، كشور را به عزتي سوق داديم كه در دوران اصلاحات، آمريكا كمتر توان مانور داشت ولي حالا چه؟
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:8 |

گفت وگوی کارشناسان ایران و آمریکا در بغداد

کارشناسان ایران، آمریکا و عراقی روز دوشنبه در بغداد گردهم آمدند تا دستور کار دو نشست قبلی سفرای تهران و واشینگتن را دنبال کنند.

این نشست در دفتر نوری المالکی، نخست وزیر عراق تشکیل شده است که در منطقه امنیتی سبز قرار دارد.

براساس دستور کاری که از سوی رایان کروکر و حسن کاظمی قمی، سفرای آمریکا و ایران در بغداد تعیین شده است قرار است که کمیته سه جانبه امنیتی برای بررسی اوضاع عراق تشکیل شود.

یک مقام سفارت آمریکا در عراق پیشتر در گفت وگو با خبرگزاری فرانسه از برگزاری نشستی در سطح کارشناسان امنیتی در روز دوشنبه و در بغداد خبر داده بود.

وی که نخواست نامش فاش شود، افزود: «این نشست سه جانبه با حضور مقامات عراقی تشکیل می شود و تا جایی که من اطلاع دارم در آن تنها مسائل امنیتی مورد بحث قرار می گیرد.»

این گزارش حاکیست که در این نشست کارشناسانی از سفارت آمریکا حضور دارند ولی نام اعضای این هیات اعلام نشده است.

حسن کاظمی قمی، سفیر ایران در بغداد نیز براساس آنچه که خبرگزاری ایسنا گزارش کرده است، گفته بود: «گفت وگو با آمریکایی در این هفته در ارتباط با ساختار و مسئولیت های کمیته سه جانبه امنیتی خواهد بود.»

ایران و آمریکا تاکنون دو دور مذاکره در سطح سفرای دو کشور در عراق برگزار کرده اند که موفقیت چندانی برای چگونگی برقراری تامین امنیت در عراق بدنبال نداشته است.

ایران و آمریکا تاکنون دو دور مذاکره در سطح سفرای دو کشور در عراق برگزار کرده اند که موفقیت چندانی برای چگونگی برقراری تامین امنیت در عراق بدنبال نداشته است.

اما هر دو هیات موافقت کردند تا کمیته ای امنیتی با هدف کنترل فعالیت های شبه نظامیان شورشی در عراق تشکیل دهند.

ارتش ایالات متحده در عراق بارها ایران را متهم کرده که با گروه های افراطی شیعه در ارتباط بوده و ضمن آموزش آنها در پایگاه های ایرانی این شورشیان را به مواد منفجره پرقدرت مجهز می کند که از آنها علیه نیروهای آمریکایی استفاده می شود.

تهران این ادعا را راد کرده و می گوید که هدف این کشور برقراری ثبات و امنیت در عراق است.

اظهار امیدواری طالبانی

از سوی دیگر جلال طالبانی، رییس جمهوری عراق ابراز امیدواری کرد که این نشست با موفقیت روبرو شده و بتواند به برقراری امنیت و ثبات در عراق کمک کند.

به گزارش خبرگزاری مستقل صداهای عراق، آقای طالبانی گفته است: موفقیت این گفت وگوها برای همه طرف ها مفید خواهد بود.

رییس جمهوری عراق در عین حال از ایران خواست تا نقشی مثبت در این مذاکرات ایفاء کند تا انتظارات ملت عراق برآورده شود.

این خبرگزاری به نقل از یک منبع ایرانی در سفارت جمهوری اسلامی در بغداد گفته است که جلال طالبانی پیش از آغاز این نشست با هیات ایرانی دیدار کرده بود.

نوری المالکی، نخست وزیر عراق پیشتر از طرفین ایرانی و آمریکایی خواسته بود تا تلاش های خود را بکار گیرند که امنیت به عراق بازگردد و در عین حال هشدار داد که گروه های مسلحی نظیر القاعده ممکن است به کشورهای همسایه رخنه کنند.

نوری المالکی، نخست وزیر عراق نیز پیشتر از طرفین ایرانی و آمریکایی خواسته بود تا تلاش های خود را بکار گیرند که امنیت به عراق بازگردد و در عین حال هشدار داد که گروه های مسلحی نظیر القاعده ممکن است به کشورهای همسایه رخنه کنند.

ارزیابی سفرای ایران و آمریکا از نشست دوم

 سفير آمريکا در عراق، روز سه شنبه دوم مرداد ماه پس از پايان دور دوم مذاکرات ميان هيات های ايرانی و آمريکايی گفت هيات تحت سرپرستی او، اسناد و شواهد حمايت تهران از برخی از فعاليت های شبه نظاميان در عراق را به هيات ايرانی ارايه کرده است.

رایان کروکر، رييس هيات نمايندگی آمريکا در مذاکرات با ايران گفت تا آنجا که می شد برای ايرانی ها روشن کرديم که اين مذاکرات، بايد به نتيجه قابل لمس برسد و نه فقط به قول و قرار.

هم سفير ايران و هم سفير آمريکا که سرپرستی این دور از مذاکرات را به عهده داشتند، پس از پايان مذاکرات، از تشکيل کميسيون فرعی امنيتی که در سطح کارشناسی يا فنی، مسايل مربوط به امنيت، از جمله مساله شبه نظاميان، القاعده يا امنيت مرزی را بررسی کند، سخن گفتند.

حسن‌ کاظمی‌ قمی‌ رييس هيات مذاکره کننده ايرانی پس از اين مذاکرات گفت: «از هر اقدامی که‌ به‌ برقراری‌ امنيت‌  بازسازی‌ و در اختيار گرفتن‌ کامل‌ مسووليت‌ها از طرف‌ دولت‌ عراق‌ کمک‌ می‌کند‌ کوتاهی‌ نخواهد کرد.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 15:16 |

عراق خواستار بازگرداندن هواپیماهای خود از ایران شد

فرمانده نيروی هوايی ارتش عراق روز يکشنبه از ايران خواست تا باقيمانده هواپيماهای اين کشور را که در ايران مستقر هستند را به بغداد باز گرداند.

ژنرال کمال البرزنجی در يک کنفرانس خبری گفت که تاکنون نتوانسته ايم هيچ هواپيمايی را به عراق بازگردانيم و اين مسئله ای است که دولتمردان بايد آن را حل کنند.

هواپيماهايی که وزير دفاع عراق درباره آنها سخن گفته است مربوط به جنگ اول خليج فارس در سال ۱۹۹۱( ۱۳۷۰ خورشيدی) است که دولت صدام حسين برای جلوگيری از نابودی آنها در جنگ با آمريکا به ايران منتقل کرده بود.

وزير دفاع عراق با اعلام اينکه احتمالا تنها تعداد کمی از اين هواپيماها قابل نجات باشند ابراز اميدواری کرد که آنها به عراق بازپس داده شوند.

هواپيماهايی که وزير دفاع عراق درباره آنها سخن گفته است مربوط به جنگ اول خليج فارس در سال ۱۹۹۱( ۱۳۷۰ خورشيدی) است که دولت صدام حسين برای جلوگيری از نابودی آنها در جنگ با آمريکا به ايران منتقل کرده بود.

براساس گزارش وب سايت «امنيت جهانی( Global Security) « تخمين زده می شود که نيمی از هواپيماهای نيروی هوايی عراق در سال ۱۹۹۱ به ايران فرار کرده اند تا از حملات نيروهای اتئلاف به رهبری آمريکا در امان بمانند.

اين گزارش می افزايد که بيشتر هواپيماهای باقيمانده عراقی در جريان جنگ دوم خليج فارس در سال ۲۰۰۳ و در جريان حمله آمريکا به اين کشور از بين رفته اند.

عراق که در جريان دهه ها جنگ و تحريم های سازمان ملل نيروی هوايی خود را از دست داده است زمانی شهرت داشت که ششمين نيروی هوايی عمده جهان است.

وب سايت «امنيت جهانی» در بخشی ديگر از گزارش خود اشاره می کند که نيروی هوايی عراق در يک مرحله ای، دارای ۷۵۰ فروند جنگنده، بمب افکن و هواپيمای آموزشی ساخت روسيه و فرانسه بود.

اما وزير دفاع عراق می گويد که اين کشور در حال حاضر تنها ۴۵ هواپيما و هلی کوپتر برای امور حمل و نقل و شناسايی در اختيار دارد.

نيروی هوايی عراق در سال ۱۹۳۱ تاسيس شد و از سال ۲۰۰۴ و با کمک آمريکا در حال بازسازی اسکادران هوایی خود است.

گزارش خبرگزاری رويترز حاکيست که خلبانان دوره صدام حسين در حال حاضر استخوان بندی نيروی هوايی عراق محسوب می شوند هر چند که سرتيپ آمريکايی، باب آلارديک، فرمانده تيم انتقال نيروی هوايی می گويد که برنامه هايی برای آموزش خلبانان جديد در دستور کار است.

وی گفت: «يک روند ترکيبی برای آموزش نيروی هوايی وجود دارد در عين حال که نبرد عليه شورشيان همچنان در جريان است.»

نيروی هوايی عراق در حال حاضر قابليت تهاجمی ندارد و برای عمليات های خود متکی به هواپيماها و هلی کوپترهای آمريکايی برای حمايت از عمليات زمينی است.

در صورتی که ارتش آمريکا بخواهد نيروهای خود را از عراق خارج سازد يکی از مسائل مهم، توانايی نيروی هوايی عراق است.

ژنرال کمال البرزنجی در پاسخ به اين پرسش که نيروی هوايی عراق چه زمانی در موقعيت عملياتی قرار می گيرد، گفت: اين مرحله نزديک است.

نيروی هوايی عراق هم اکنون دارای هواپيماهای غول پيکر حمل و نقل سی- ۱۳۰ هرکولس، مدل های مختلف هواپيماهای کوچک شناسايی و تعدادی هلی کوپترهای روسی است.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 14:20 |

«متحدانمان را با چالش ايران تنها نمی گذاريم»

کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا روز يکشنبه ۵ اوت، در مصاحبه با يک شبکه تلويزيونی فاکس نيوز، از فروش تجهيزات و فن آوری های نظامی آمريکا به عربستان سعودی دفاع و آن را در راستای آمادگی در مقابل تهديد ايران توصيف کرد.

خانم رايس اين موضوع را که عربستان سعودی برای حمايت از حکومت عراق به اندازه کافی تلاش نکرده رد کرد و گفت: «به نظر من، ما همکاری خوبی (در اين زمينه) داريم.»

او افزود: «ما از همه کشورها می خواهيم که در اين زمينه (حمايت از دولت عراق) بيشتر عمل کنند، اما منطقی هم نيست که متحدان استراتژيکی ديرينه خود را در منطقه ای که چالش ايران با چالش های ديگر در حال شکل گرفتن است، به حال خود بگذاريم.»

خانم رايس اين سخنان را پس از بازگشت از سفر چهار روزه خاورميانه ای خود ابراز کرد. در اين سفر او از مصر، عربستان سعودی، اسراييل و مناطقی از تشکيلات خودگردان فلسطينی، ديدار کرد.

خانم رايس در مصاحبه با شبکه خبری سی بی اِس نيز گفت: «من فکر نمی کنم هيچکس در اين مورد که ايران برای دوستان ما، متحدان ما و بنابراين برای منافع ما در منطقه خليج (فارس)، يک چالش عمده، يک چالش امنيتی محسوب می شود، ترديد داشته باشد.»
 
وزير امور خارجه آمريکا پيشتر نيز اعلام کرده بود که کمک های نظامی آمريکا به متحدان خود در خاورميانه، در راستای استراتژی ايالات متحده در منطقه خاورميانه، برای تقويت جريان های ميانه رو و مقابله با نفوذ منفی ايران، سوريه و القاعده است.

خان رایس پیشتر گفته بود عربستان و کشورهای عرب حاشيه خليج فارس از کمک های واشينگتن برای حمايت و همکاری در «برقراری ثبات و امنيت» در منطقه بهره مند خواهند شد

او افزود: عربستان و کشورهای عرب حاشيه خليج فارس از کمک های واشينگتن برای حمايت و همکاری در «برقراری ثبات و امنيت» در منطقه بهره مند خواهند شد.

کمک چند ميليارد دلاری نظامی آمريکا به متحدان خود

يکی از بخش های کليدی سفر خاورميانه ای وزير امور خارجه و وزير دفاع آمريکا، بحث و گفت و گو درباره کمک نظامی چند ميليارد دلاری آمريکا به کشورهای متحد خود در خاورميانه بود.

آمريکا اخيرا اعلام کرد که علاوه بر فروش ۲۰ ميليارد دلاری تسليحات نظامی به عربستان سعودی، طی ده سال آينده به مصر ۱۳ ميليارد دلار و به اسراييل ۳۰ ميليارد دلار کمک نظامی خواهد کرد.

وزير امور خارجه آمريکا گفت کمک های نظامی آمريکا به کشورهای خاورميانه، در راستای همکاری با اين کشورها برای مبارزه با تندروها است.

دفاع رييس جمهوری افغانستان ار ايران

روز يکشنبه حامد کرزای رييس جمهوری افغانستان که برای گفت و گو با مقام های آمريکايی در واشنگتن به سر می برد، در مصاحبه با شبکه خبری سی اِن اِن، از حمايت جمهوری اسلامی از کشورش نام برد.
آقای کرزای گفت ايران از روند صلح افغانستان حمايت کرده است.

با اين حال در واکنش به پرسشی درباره انتقال سلاح های ايران به افغانستان، رييس جمهوری افغانستان گفت: «ما هم گزارش هايی از اين دست دريافت کرده ايم و  درباره آنها تحقيق می کنيم.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 14:16 |

براي اعتراف پوست از سرما کنده اند

چه کساني مروج خشونت هستند؟ - دوشنبه 15 مرداد 1386 [2007.08.06]

مريم کاشاني
m.kashani@roozonline.com

روزنامه کيهان ديروز خبراز "شکنجه برادرزاده ها توسط عمه سنگدل" داد. در اين گزارش که از آن به عنوان "يك ماجراي تاسف بار" ياد شده، مي خوانيم: "طاهره - الف دقايقي پس از شروع بازجويي، ضمن اعتراف به ايراد ضرب و شتم و اعمال شكنجه هاي غيرانساني نسبت به دو كودك بي گناه...گفت: براي اينكه بچه ها را بترسانم، آنان را كتك مي زدم.وي همچنين درپاسخ به اين سئوال كه آثار سوختگي در بدن آنان چگونه به وجود آمده، اعتراف كرد: چون به حرفم گوش نمي دادند و كتك هايم نيز ظاهراً تأثيري نداشت، چند جاي بدنشان را با آتش سيگار و آب جوش، داغ گذاشتم."

در همان زمان که کيهان خبر از اين "ماجراي تاسف بار" مي داد که باعث و بانيش يک "عمه سنگدل" بوده، تني چند از خانواده هاي دانشجويان زنداني، در ديدار با اعضاي کميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي، از "مشكلات و مسايلي كه براي برخي از دانشجويان بازداشت‌شده به وجود آمده بود و هم‌چنين نحوه برخورد با خانواده‌ آنها"[ايسنا] سخن مي گفتند. از اين جلسه گزارش دقيقي در مطبوعات نيامده، اما اين سخنان درديدار با مهدي کروبي نيز تکرار شده است:"در اين ديدار عباس حکيم زاده که هفته گذشته پس از تحمل ۴۵ روز زندان آزاد شده است....به شرح آنچه که در زمان بازداشت بر او و دوستانش گذشته بود پرداخت و از فشارهاي جسمي و روحي وارده بر خود و ساير دانشجويان پرده برداشت، فشارهايي که در مورد خود او منجر به شدت گرفتن لکنت زبان و آسيب ديدگي ستون فقرات شده است. حکيم زاده با بيان اينکه يک شب را در سلولي همراه با دو عضو مصري و عراقي القاعده به سر برده است، از فشارهاي جنسي وارده بر دانشجويان و مشاهده رد کابل و شلاق و آثار خودکشي بر روي بدن يکي از دانشجويان سخن گفت که در اينجا از شدت تاثر خود و حاضرين به ويژه اقاي کروبي قادر به ادامه کلام نشد.... در ادامه پويان محموديان، ديگر دانشجوي آزاده پلي تکنيکي که بيش از ۸۰ روز زنداني بوده است... از وضعيت بسيار ناگوار بند امنيتي ۲۰۹ و رفتار غيرانساني صورت گرفته با ايشان سخن گفت. محموديان اظهار داشت: مسوولين زندان با افتخار از نبود هيچ نظارتي بر بند ۲۰۹ سخن مي گفتند و تازه بعد از يک هفته اعتصاب غذا به من اجازه يک تماس کوتاه مدت با خانواده ام را دادند. او با بيان خاطرات خود از شنيدن صداي ضرب و شتم و شکنجه شبانه روزي احمد قصابان در سلول انفرادي مجاور، خواهان تلاش همه جانبه براي آزادي احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري شد. مادر احسان منصوري نيز با ابراز نگراني از وضعيت فرزندش گفت: بعد از آزادي ۵ نفر از دانشجويان، احسان منصوري و دو همکلاسي او پس از گرفتن وعده آزادي از مسوولين زندان، با اصلاح صورت و پوشيدن لباسهاي تميز، به سمت اتاقي شيک و مبله راهنمايي شدند تا بدون اطلاع قبلي از آنها فيلم اعترافات گرفته شود که اين عمل با اعتراض و مخالفت بچه ها مواجه شد و ناکام ماند. اخيرا نيز بازجويان به دانشجويان اعلام کرده اند: براي اينکه آزاد شويد بايد از محضر آقاي احمدي نژاد عذرخواهي کنيد! اين درحالي است که هيچ يک از اين افراد به واسطه تهديدات قبلي مديريت دانشگاه در روز حضور احمدي نژاد در پلي تکينيک در دانشگاه حضور نداشتند. خانم منصوري همچنين از قول فرزندش چنين نقل کرد که:پوست از سر ماکنده اند و به زور اعتراف به کار نکرده گرفته اند، از بيرون بايد به داد ما برسيد، بايد بر همگان روشن شود که در اينجا چه مي گذرد."

کسان ديگري نيز گفته اند که درآنجا چه مي گذرد. نرم ترينش را بهمن احمدي امويي، روزنامه نگار گفته که به جرم حضور در يک صحنه خبري بازداشت و به زندان منتقل شده است: "يک ميز کوچک فلزي با يک صندلي خالي روبريم قرار داشت. صداي دو سه نفر که آهسته با هم صحبت مي کردند شنيده مي شد. فکر کردم جريان بازجويي را طراحي مي کنند. با خودم سئوال هاي احتمالي و جواب هايي را که بايد بدهم مرور مي کردم. ناگهان يک سيلي محکم به صورتم خورد. بعد از آن مشتي و صدايي که مي گفت: مي خواهيد قهرمان شويد؟ دوباره سکوت. هدف شايد اين بود که بگويند مي توانند هرکاري با ما بکنند."

هر کاري. آنچه که ديگران بازخوانيش مي کنند: "روز جمعه با فحش و تهديد و اجبار به حرکاتي همچون بشين، پاشو و پا مرغي به اتاق بازجويي رفتم و در حالي که چشم بند داشتم و رو به ديوار بازجويي مي شدم در مورد فعاليتهاي گذشته و نشرياتي که هفته قبل در پلي تکنيک پخش شده بود از من سئوال شد. در آن جلسه با اشاره به چشم بند، به نقض حقوق شهروندي ام اعتراض کردم ولي با پاسخي مواجه شدم که ترجيح دادم از آن به بعد در اين مورد اظهارنظر نکنم."[ علي صابري، از دانشجويان آزاد شده]

او در پاسخ به اين سئوال که "شنيده ها حاکيست تعدادي از دانشجويان در زندان شکنجه شده اند، شما اين مساله را تاييد مي کنيد؟" مي گويد: "بله شکنجه وجود داشت تا جايي که احمد قصابان يک بار تا مرز خود کشي رفته بود و آن را تاييد مي کنم. در طول اين مدت احسان منصوري دو بار و پويان محموديان يک بار اعتصاب غذا کرده اند و نيز شنيده ام کيوان انصاري، سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار در حال حاضر در اعتراض به اعترافاتي که از آنها گرفته شده است و نامشخص بودن وضعيتشان و نيز در اعتراض به بازداشت دانشجويان پلي تکنيک و دفتر تحکيم وحدت و اعضاي سازمان ادوار در اعتصاب غذا به سر مي برند."

کسان ديگري نيز از اين "ماجراي تاسف بار" سخن گفته اند: "پدر مجيد توکلي... ضمن نگراني شديد از وضعيت خطرناک جسماني و روحي وي از تحت فشار بودن پسرش و مشاهده آثار آن بر بدن فرزندش در اولين ملاقات پس از يک هفته از بازداشت خبر داد."

نکته اي که همسر عبدالله مومني نيز برآن تاکيد دارد: "امروز ظهر عبدالله با منزل تماس گرفت و کاملا مشخص بود که تحت فشار است و در وضعيت بدي قرار دارد به گونه اي که صداي وي به زحمت به من مي رسيد و تنها جوياي حال من و فرزندانش شد و به بازداشت انفرادي خود اشاره کرد... همسر من در انفرادي بند 209 زندان اوين تحت فشار است و من به نسبت به در خطر بودن سلامتي وي نگران هستم. آقاي مومني از بيماري گوارشي و بيماري قلبي رنج مي برد و فشارهاي وارده بر ايشان موجب تشديد اين بيماريها خواهد شد."

خانم اعظم طالقاني نيز در اين باب، نامه اي به مقامات کشور نوشته است: "اطلاعات منتشر شده در جرايد و خبرگزاري‌ها نيز نشان مي‌دهد که اين افراد[دانشجويان] علاوه بر نگهداري در سلول‌هاي انفرادي، هنگام دستگيري و پس از آن نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند."

بحث هايي که خلاصه آن در نامه کميته تلاش براي آزادي دانشجويان زنداني هم آمده است. اين کميته که "شواهدي دال بر شرايط نامطلوب و برخوردهاي خشن" با دانشجويان دريافت کرده، به اختصار خبر داده است که: "مادران سه نفر از دانشجويان زنداني طي نامه اي از فشارهاي جسمي و روحي وارد شده به فرزندان خود خبر داده اند که بسيار تکان دهنده و در پاره اي موارد در ساليان اخير بي سابقه است و آنگونه که اين مادران روايت کرده اند مصداق بارز شکنجه مي باشد.... بنا بر گزارش دانشجويان آزاد شده مامورين انتظامي هنگام بازداشت دانشجويان در محل دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت بدون هيچ گونه دليلي اقدام به ضرب و شتم شديد دانشجويان نموده به طوري که تا چند روز امکان خوابيدن و راه رفتن درست براي آنان وجود نداشته است و در برخي موارد با گذشت نزديک به بيست روز هنوز آثار کبودي بر بدن آنان آشکار است..."

داستان ادامه دارد

و اين همه ماجرا نيست. آنچه بربه اصطلاح "اراذل و اوباش" رفته از اين نيز "تاسف بارتر" است: "هم اکنون به مدت ۸۰ روز است که اکثر بازداشت شدگان، در سوله اي در کهريزک نگهداري مي شوند، مکاني که طبق گزارشات رسيده در سطحي پايين تر از زمين قرار داشته و متهمان در طي اين مدت حق استفاده از هواخوري را نداشته اند. مادر يکي از بازداشت شدگان مي گويد: فرزندم ۸۰ روز است که آفتاب را نديده است. زندانيان حاضر در اين محل در روز تنها يک بار حق استفاده از توالت را دارند و روزي يک ليوان آب به عنوان جيره آنها در نظر گرفته شده، و روزانه تنها يک وعده غذا دريافت مي کنند که معمولا سيب زميني پخته به همراه تکه اي نان و يا تخم مرغ است... تاکنون ۶ تن از بازداشت شدگان به دليل شدت جراحات وارده و شرايط نامناسب نگهداريشان در بازداشتگاه، جان باخته اند و نيروهاي امنيتي با تهديد خانواده هاي آنان از اعلام اسامي و دادخواهي اين خانواده ها جلوگيري نموده اند.... بعضي گزارشات حاکي است که در ۵۰ روز ابتدايي بازداشت، تمامي نيروهايي که بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند، لبناني بوده اند و پس از آن نيروهاي ايراني مسئوليت زنداني ها را پذيرفته اند. و در طي اين مدت به طور مداوم بازداشت شدگان تحت شديدترين شکنجه هاي جسمي قرار داشته اند، به طوري که چند تن از آنان به دليل خونريزي مغزي جان باخته اند... بازداشت شدگان که از زمان بازداشت تا روز تولد حضرت فاطمه حق استفاده از حمام را نداشته اند، در اين مدت به بيماري شپش مبتلا گشته بودند."[ کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر]

و اين قصه "تاسف بار" باز هم ادامه دارد. مي توان از اين شواهد باز هم پشت هم گذاشت؛ اما حرف اساسي را باز روزنامه کيهان مي زند که در ادامه خبر شکنجه برادرزاده ها توسط عمه سنگدل، به نقل از علي قرباني دادستان دادسراي عمومي و انقلاب نيشابور، مي نويسد:" اين گونه جرايم، هشدار و زنگ خطري جدي براي خانواده هايي است كه فارغ از هرگونه تعهد انساني، عقيدتي، اخلاقي و عاطفي نسبت به فرزندانشان وصرفا به دليل خودخواهي و اختلافات سليقه اي در آستانه فروپاشي قراردارند."

شايد بر همين اساس است که خانم اعظم طالقاني نامه خود را با اين سئوال به پايان مي رساند که: "چه کساني مروج خشونت هستند؟"

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:57 |
گفت وگو با ساقي قهرمان، شاعر؛
زبان زنانه
 مجتبا پورمحسن - mojtabapourmohsen@gmail. com


شعرساقي قهرمان در عين صراحت، سرشار از رنجي است که فرياد نمي کشد بلکه يقين هاي مخاطب را به شک تبديل مي سازد. قهرمان از هرچيزي که به دردش بخورد در شعرش استفاده مي کند. در زبان دست مي برد، از مسلمات حرف مي زند ، به پرسش مي کشد و بالاخره کاري کرده که شعرش خيلي مورد توجه قرار گرفته است. ساقي قهرمان متولد 1335 در مشهد است. از ساقي قهرمان چند مجموعه شعر از جمله «از دروغ» و «ساقي قهرمان. همين» و يک مجموعه داستان با نام «اما وقتي تنهايي، گاو بودن درد دارد» منتشر شده است. گفت وگوي شرق را با ساقي قهرمان بخوانيد؛

در جايي گفته اي که شاعرانگي را به ارث برده اي اما شاعر خوب بودن نتيجه تلاش توست. اين حرف جسورانه اي است در حالي که شاعران ما فکر مي کنند «شاعر بسيار خوب » به دنيا آمده اند؟

حرفي که گفته ام جسورانه نيست، تلاشي که کرده ام جسورانه است. در آن مورد هم، اگر نظري داشته باشم بايد راجع به اقوام نزديکشان باشد.

در شعر «وزير کار» فاعليت شاعر در بطن سطرها روي مفعوليت به خود مي گيرد آيا در اين شعر مرز بين زنانه نويسي و مردانه نويسي را خواسته اي پشت سربگذاري؟

فاعل زماني متشخص است که مفعول حضور نداشته باشد. هر جا هر دو با هم باشند، خطوط قدرت مبهم مي شود. در شعر «وزير کار»، راوي از مخاطب مي خواهد که او را در شرايط خاصي قرار دهد. به مخاطب توضيح مي دهد و آن شرايط را روشن مي کند. در اين شعر، ساقي قهرمان، به عنوان راوي قادر به تعيين نقش خود، انتخاب کرده در وضعيتي قرار بگيرد اما چون وظايف مخاطب راوي را خودش تعيين مي کند، در اين وضعيت انفعال وجود ندارد و مخاطب راوي، به دليل آنکه راوي در حال ديکته کردن به اوست، قادر به سرنوشت راوي نيست و راوي مقهور مخاطب نيست، هر دو نقش را در آن واحد ايفا مي کنند. حدس خود من اين است که چون در مرزهاي مرسوم زنانگي زندگي نمي کنم، خود به خود در شعر من اين مرزها موجود نيستند. حالا، دقيقاً نمي دانم منظور شما از زنانه نويسي و ارتباط آن با فاعليت ساقي قهرمان چيست. زنانه نويسي منطقه اي؟ يا زبان زنانه؟ مشکل ما جايگزين کردن مردانه با زنانه نيست، آن اتفاقي که ناگزير است از افتادن، از ميان رفتن مرز بين زنانگي و مردانگي است به نفع هويتي که زنانه يا مردانه بودنش را با تکيه به ذهنيت خود تعيين مي کند. هويت انساني ناچار است خود را از يونيفورم قراردادي آزاد کند و بگذارد هرکس همان باشد که هست؛ سياليت جنسيت را باور کند. در آن شعر، مرز برداشته شده، نه به نفع زبان زنانه، به نفع هويت مردان و زناني که به نام جنسيت محکوم مي شوند.

قبول داري که پتانسيل زبان فارسي مردمحور بوده. يعني ديکتاتوري زبان فارسي حتي به مردان، اجازه زنانه نويسي را نداده؟ فکر نمي کني خط شکني هاي يک دهه اخير شاعران ما در عرصه زبان، فراهم کردن امکان بروز وجه زنانه زبان است؟

مردمحور بوده، اما آن مردمحوري مردش از مردسالاري برگرفته شده نه مردي که به دليل طبيعت اعضاي بدنش مرد ناميده مي شود. ديکتاتوري زبان به مردان هم مانند زنان اجازه خودنويسي نداده. زبان مرد- سالاري حاکم بوده نه زبان تو که مرد- اي. خط شکني هاي دهه اخير در عرصه زبان، امکاني است براي بروز هويت نويسنده از طريق زباني که به کار مي گيرد. وجه زنانه را به عنوان نقطه مقابل وجه مردانه به ميان مي آوري، درست است، اين وجه بايد به عنوان آلترناتيو زبان رسمي جامعه مردسالار رشد کند، اما به کارگيري زبان زنانه قدم اول است و وسيله اي است براي درک آن بخش از هويت انساني که محکوم به سکوت بوده. اما اگر جنسيت زبان آزاد به نوشتن خود نباشد يک تاريخ ديگر بايد بگذرد تا اجبار به کارگيري زبان متحدالشکل زنانه اي که جايگزين مردانه شده، منسوخ شود. زبان بايد جنسيت خودش را فارغ از مرزبندي جنسيت فرهنگي بروز بدهد و تحمل دگرباشي داشته باشد.

من اعتقاد ندارم که تو زباني منفعلانه در شعر داري. مي گويم وقتي شاعري مثل تو درک مي کند که شاعر فاعل زبان است نه مفعول زبان قراردادي، انتظار دارم وقتي مي خواهد حرفش را بزند زبان بر او واقع نشود.

1- اگر شاعر «فاعل زبان» باشد از حلقه زبان قراردادي بيرون پريده، چطور مي تواند «مفعول زبان قراردادي» باشد؟

2- چرا نبايد «زبان» بر شاعر واقع شود؟ در همين لحظه هاي بده بستان، شعر اتفاق مي افتد.

3- اين دغدغه فرهنگ مردسالار است که رل ها را حفظ و تثبيت کند، زبان و شاعر اين نگراني را در ارتباط با همديگر ندارند. و نيز اگر به درک شاعر معين اعتقاد داري به انتخابش اعتماد کن.

شعرهاي « ساقي قهرمان» زنانه است. هيچ شکي در اين وجود ندارد. چرا که زنانگي ويژگي اصلي شعرهاي توست اما مي بينيم تو جور ديگري مي نويسي. اين جور ديگر يعني جدا شدن از مرز زنانه نويسي مرسوم که در واقع ريشه در زبان مردانه داشت. در شعرهايت تو بر زندگي واقع مي شوي اما زبان زنانه ات را حفظ مي کني. اين زنانگي چطور در شعرت خلق مي شود؟ بگذريم که در همه چيز هميشه شک وجود دارد. اما چيزي که در اين سوال درک نمي کنم اين است ؛ به چه دليل نمي شود بر زندگي واقع شد و زبان زنانه را حفظ کرد؟ چه مانعي سر اين راه هست؟ حدس مي زنم اين نظر براساس همان تقسيم نقش ها به مردانه زنانه باشد. واقع شدن، ويژگي مردانه است، واقعاً؟ کلمه کوچکي نيست، وقوع است، چطور مي تواني زنانه را از قابليت وقوع خالي بداني؟ يا اينکه زن در بحبوحه واقع شدن از دست مي رود؟ يا لال مي شود اگر واقع شد؟ اما از يک زاويه ديگر؛ از همان جايي که اولين دستاورد ويراني هاي يک جنگ جهاني، فروريختن بود و مخدوش شدن و دري که باز شد به روي وحشت و لذت از بازسازي و بازپردازي و بازبيني و از سرسازي و فرار از يقين يقين و قاطعيت قاطعيت در پست مدرنيسم. قاطعيت جنسيت هم در رفتار انساني با مرزبندي هاي جنسيتي رنگ مي بازد. ما با يک چهره از مرد در مقابل يک چهره از زن روبه رو نيستيم. در امتداد اين طيف، مردانگي و زنانگي، نه اينکه جايگزين هم شوند، شبيه مي شوند و حس هاي زنانه در حس هاي مردانه کشف مي شود و جاري مي شوند به ادبيات. آن قدر اطلاعات رد و بدل شده که در حدي جسمانيت زنانه و مردانه براي دو طرف موضوع قابل بررسي باشد تا از آنجا به زبان در بيايد. شعر زنان از مردان متمايز شده و رسيده ايم به مرحله اي که شعري که شاعرش مرد است شباهت پيدا کند به شعري که شاعرش زن است، نه فقط با تکنيک، با شباهت شعور شاعر مرد و شاعر زن و با درک اين واقعيت که گاهي «آن ديوار» بين زنانه و مردانه نيست، بين طيف هاي مختلف زنانه است و مردانه. من کشف کردم که چگونه بر زندگي واقع کرده شوم. چون بودم. واقع بودم. نمايش آن واقع شدن چيزي بود که شعر را شکل داده. وقوف به آنچه هستي، مانع از آن مي شود که بي دليل مسخ يا مستحيل شوي. دوران بزرگسالي ام را در شرايطي گذراندم که نيازي نبود زبانم را در معناهاي مردانه فرو کنم، نيازي به بيرون کشيدنش هم پيدا نشد. شعر من از تجربه بودن من و شاعر بودن من ناشي مي شود. اين جور ديگر نوشتن از آن جور ديگر بودن ريشه مي گيرد، به سادگي. نمايش آن گونه از زنانگي در شعر، شايد به خاطر درک من از گونه هاي مختلف زنانگي است و پيگيري من در به شعر درآوردنش.

اصلاً علاقه اي ندارم ساقي قهرمان شاعر را به ساقي قهرمان شاعر مهاجر تقليل دهم. چون فکر مي کنم مرزشکني هاي آثار شما بويي از غربت و نوستالژي ادبيات مهاجرت ما ندارد. چطور با اين مساله کنار آمده اي؟ در شعرتان جغرافيا محدود مي شود به ساقي قهرمان.

چون اصولاً مهاجرتي صورت نگرفته. من در شرايطي، پريده ام بيرون. اين پريدن به بيرون به مرحله فرود نرسيده. مهاجرت از سرزميني به سرزمين ديگر، که لازمه اش تحليل و تصميم و انتخاب است، اتفاق نيفتاده. در اين «بيرون»، بي مرزي مشاهده مي شود، غم غربت امکان ظهور پيدا نمي کند. درست در اين شرايط است که وطن تبديل مي شود به تن و ذهن شروع مي کند به کشف مرزهاي جغرافيايي اش. اين اتفاق، که وقتي افتاد دردناک بود، شد اتفاق شاد زندگي. تجربه زنده ماندن بود.

نچسبيدن به زمين، امکان نگنجيدن در چارچوب را مطرح کرد. براي من، زنده ماندن، بيرون ماندن از چارچوب هايي است که بيرون از من اند. اما حالا نزديک به يک سال است سردبير نشريه اي هستم به اسم چراغ. خوانندگان و نويسندگان اين نشريه در داخل اند. با اين نشريه، نوشته هاي من، که جدا از شعر من است، برگشته به داخل. در چارچوب مرزهاي مشخص فرهنگي اجتماعي نوشته مي شود. ديگر بي مرز نيست، قائل به مرز است.

صريح نويسي تو گاهي منجر به عدم دريافت شعرت توسط مخاطب مي شود. مثلاً شعر «به مرده که دست مي بري» تو که خيلي هم زيباست موجب اعتراضات زيادي شد. در حالي که نگاه جسماني تو به مرده خيلي رقت انگيز است و اصلاً جسمانيت را زير سوال مي برد. اين سوءتفاهم ها ناشي از چيست؟

تابو خاصيت رمزآلود و دلهره آور دارد. اين دلهره است که منتقل مي شود به موضوع و تصور زشت بودن به دست مي دهد. زشتي، از شرايطي است که سايه تابو بر موضوع مي اندازد. در فرهنگ ما صراحت تابو است. عادت داريم حجاب را ببينيم، آنچه پشت حجاب مانده را حدس بزنيم. عمل ديدن، واقع نمي شود. حدس، فضا را براي تبرئه و تکفير، بسته به ميل فرد، آماده مي کند. در اين شرايط کسي که نگاه مي کند و کسي که در معرض نگاه قرار دارد، امکان حاشا دارند. اما صراحت امکان حاشا نمي دهد. در مقابل صراحت، که مغاير عادت فرهنگي ماست، ذهن تماشاگر دچار آشفتگي مي شود، از روي عادت حدس مي زند. اين شعر را بارها خوانده ام. به جز تابوي صراحت تابوي ديگري نديده ام. شايد تماشاي مرده هم تابو باشد. هست؟ شايد رسم ما است که مرده را از نظرها دور کنيم. اين شعر مرده را تماشا مي کند و گزارش مي دهد. مردگي را توضيح مي دهد، با زندگي مقايسه مي کند؛ زندگي را تنگاتنگ مردگي مي بيند؛ عدم ارتباط با زندگي را مردگي مي داند. وقتي همه آنچه بايد باشد، نبوده شده، زندگي راوي از زنده بودن به مرده بودن منتقل مي شود. وقتي اين شعر را مي نوشتم يک واقعيت را مي نوشتم. رقت؟ وحشت از واقعيت موجود بود، اما رقت نبود. سعي نکردم جسمانيت را زير سوال ببرم. وقتي همين نبودن ها را درک مي کند، شعور جسم دوباره تاييد مي شود. جسم، مي داند. هم داشتن را هم نداشتن را. آقاي پورمحسن عزيز، اين سوءتفاهم ها به نظر من ناشي از باورهاي فرهنگي است. از بين کساني که اي ميل هاي تهديدآميز فرستادند حتي يک نفر سوال نکرده بود، همه راي صادر کرده بودند. اينجاست که بايد تغيير روش بدهيم، اول سوال طرح کنيم، وقت براي صدور حکم هست. خود سوءتفاهم، نه، مخرب نيست. مي تواند راهي باشد براي رسيدن به تفاهم.

بعضي ها اعتقاد دارند علاقه شما به عبور از خط ها به نوعي ريشه در اخلاق گرايي مستتر در شما دارد. شما موافقيد؟

با توجه به من، «اخلاق گرا» توصيف درستي نيست. اما اگر اخلاقيات را در نظر بگيريم، اخلاقي که در اين سوال به آن اشاره شده تاريخ مصرف دارد. ده سال پيش نبوده و ده کيلومتر آن طرف تر هم نيست. من يک بار اخلاقيات را تماشا مي کنم و يک بار انکارش مي کنم. به نظر من اصل بايد بر حفظ حرمت انساني باشد، نه قراردادهاي منطقه اي. به اخلاقي زماندارتر از اخلاق جاري اعتقاد دارم. به دليل تجربه هاي زياد در زمينه آنچه ما زنانه مي ناميم، معضلي به نام زن- در- شرايط را تجربه کرده ام. اخلاق در برابر زن- انسان مي ايستد. در برابر مرد- انسان هم مي ايستد. زن محکوم است به «مادر شدن»، مرد محروم است از «مادر بودن». به نظر من مادرانگي يک حس انساني است، ويژگي زنانه نيست به خصوص که فيزيک زن به تنهايي براي مادر شدن کافي نيست. اگر اخلاقيات حاکم نيمي از مردم را از مادر بودن محروم مي کند و نيم ديگر را محکوم به مادر شدن، اينجا يک ظلم اتفاق افتاده است. درک من اين است که مردان بايد امکان داشته باشند مادر فرزندي باشند که لزوماً از زهدان خودشان بيرون نيامده و زنان تصميم بگيرند در چه شرايطي امکان انتقال هويت خود از زن به مادر را دارند. با جنسيت بايد رفتار انساني داشت، مرزبندي هاي جنسيتي بايد انعطاف پذير باشند. غيراخلاقي تحميل فرهنگ است به تن. محکوميت در قالب جنسيت قراردادي و انعطاف ناپذير بودن مرزبندي هاي جنسيتي غيراخلاقي است.

فکر نمي کني اين يکي از جزاير نامکشوف زبان ماست که هنوز به آن پرداخته نشده؟ اينکه مرد هم مثل زن انسان است و مي تواند مادر باشد. مي تواند زن باشد. همان طور که زن در زبان مي تواند مرد باشد.

شايد از جزاير نامکشوف زبان ما باشد، اما در حوزه فلسفه و ادبيات جهاني کشف شده است.

در مقاله اي در بزرگداشت رضا براهني او را ستايش کرده اي. البته با زبان شاعرانه ات انتقادها را هم توام کرده اي اما تو آن بخش از شعر براهني را ستايش مي کني که هميشه مورد انتقاد بوده. خيلي ها در اينجا براهني را خائن به شعر فارسي مي دانند البته من اين نظر را ندارم. براهني چه جايگاهي در شعر معاصر ما دارد؟

ستايش نکردم. بزرگ داشته ام. شعرهاي زندان و شعر براهني بعد از دهه هفتاد را تحسين کرده ام. راهگشايي براهني در «شعرهاي زندان» و شعرهاي «خطاب به پروانه ها» بي نظير بوده. «شعرهاي زندان»، زباني مناسب براي آن نوع شعر که ناچار در قالب هاي نامناسب نوشته مي شد، پيشنهاد کرد. برخورد واقع بينانه نويسنده با جامعه را هم مطرح کرد. فعاليت سياسي که قرار بود با هدف خدمت به خلق باشد، در ادبيات برخورد شکوهمند مي ديد و شکوه فعال سياسي مانع از ديده شدن واقعيت سرکوب و جامعه سرکوب شده بود. براهني زباني را به کار گرفت که قابليت نمايش محيط را داشت. زبان آن شعرها کمتر از شعرهاي هفتاد براهني، ناگزير نبودند. در شعرهاي هفتاد هم راه هاي نرفته اي را در شعر فارسي تجربه و پيشنهاد کرد. بگذريم که زيباترين نمونه هاي شعر فارسي معاصر، آغشته به همان شور که ذهن شرقي به آن عادت دارد در خطاب به پروانه ها و منتشر شده هاي بعد از آن آمده اند، اما اين شعرها از محدوده زيبايي شناسي شعر بيرون مي آيند و راهنمودهاي ديگري نيز مطرح مي کنند. لازم بود خطوط مستقيمي که رسيدند به سال هاي پنجاه، کج مي شدند. نمايش سردرگمي جمله و جابه جايي اجزا و تفويض مسووليت فعل به اسم و برعکس، حرف هاي ربطي که چيزي را به چيزي ربط ندادند، تکرار تا مرز رسيدن به مشاهده، لازم بود. نوشته اند در شعر براهني تکنيک بر شعر غلبه دارد. فقط در تعداد معدودي. و دليل دارد. مسلماً در بسياري از آن قطعه ها، مي نويسد تا تدريس کرده باشد. گفته اند خائن به زبان فارسي؟ کي گفته؟ با چه نيتي؟

من اين سوال را براي زير سوال بردن براهني نپرسيدم. او لااقل اين امکان را به شاعران ما داده که برگردند و دوباره درباره هستي شعر فکر کنند. حالا شايد نتيجه دقيقاً منطبق با اعتقاد براهني نباشد. تو اينطور فکر نمي کني؟

مدرک ما متن است، و منظره. نمي توانم حدس بزنم اعتقاد براهني چيست.

شعر شاعران داخل کشور را دنبال مي کني؟ نظرت درباره اين شعرها چيست؟

دنبال مي کنم. تجربه اي که پگاه احمدي و رزا جمالي در فارسي با چهره زن در زبان کرده اند، را دنبال مي کنم. با خوانش من، در شعر پگاه احمدي و رزا جمالي زباني که به کار گرفته مي شود تخته پرش اش همان فرهنگ مرسوم است، از آنجا خود را به بيرون، هر وقت بخواهد، مي تواند پرتاب کند و به زبان و زن، بيرون از فرهنگ رايج بپردازد.

اما انتخاب کرده فرهنگ را تا تهش به زبان بياورد و انتخاب درستي کرده. شعر دگرباش را با دقت پيگيري مي کنم. آينده ادبيات فارسي در مسير دريافت هاي شعر دگرباش است، به خصوص که مقالات مربوط تئوريک هم بي وقفه ترجمه و تاليف مي شوند. در موارد خيلي معدود، دغدغه اين شعر، زبان است، ويژگي هاي شعر خود به خود کار را مي برد به فضاي متفاوت. تکنيک را تا حد ممکن نامرئي مي کنند. ساده نمي نويسند، تصور ساده نويسي به دست مي دهند. استثنا در اين مورد همسرش است که رفتاري خاص با زبان دارد و با قلع و قمع اصول، نه متن، و با آن صراحت که در ادبيات فارسي غايب بوده است، فارغ از اينکه در کدام حيطه بنويسد، شعر بي نظير مي نويسد. بابک سليمي نمونه موفق نگاهي است که در دهه هفتاد خواستند به ساختار جامعه، اما به يک لايه ديگر طبقاتي، بيندازند و نشد. کارهاي ترسيمي مهرداد فلاح يک جاي خالي را پر کرده، تبديل کلام به مينياتور، به جهان بيني، به شعر. گروه مطرود و بحث هايشان را مي خوانم.

شعر مطرود و جمع نزديکش حساسيت هاي ويژه نگاه زن به شهر را مطرح مي کنند؛ يک جور همذات پنداري با زن- در- شرايط در اين شعرها هست. کارهاي علي سطوتي، آرش الله وردي، فريبا فياضي، فرزانه مرادي، بهنام بدري و سوده نگين تاج را مي توانستم با هم اشتباه کنم، با وجود تفاوت ها و نشانه هايي که هر کدام از خود در کار به جا مي گذارند. يک جور برابري جنسيت در آنجا اتفاق افتاده، يعني جنسيت تعين ندارد. شايد آن چه فريبا فياضي و سوده مطرح مي کنند، در ادامه، به تصوير جسمانيت زن- بيرون- از موقعيت برسد.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:50 |
آيت اله صانعي: سنگسار و قطع يد در زمان غيبت ممنوع است

 

آيت الله العظمي صانعي در پاسخ به استفتايي در مورد سن مسووليت کيفري، اجراي حدود( سنگسار، قطع يد و حد محارب) را در زمان غيبت ممنوع دانست.

 اين مرجع تقليد همچنين خواستار تدوين قانون ويژه يي براي تعزير کودکان و نوجوانان زير سن 18سال شد.

آيت الله العظمي صانعي با بررسي سن مسووليت کيفري در جرايمي که در قانون مجازات اسلامي از آن با عنوان حدود نام برده مي شود و شامل احکام سنگسار، قطع يد و حد محارب مي شود، گفته است؛« در اجراي حدود در زمان غيبت امام عصر (عج) مي توان به فتواي علماي فاضل و محققي همانند ميرزاي قمي عمل کرد که معتقد است، اجراي حدود در زمان غيبت محل تأمل و توقف است و بايد به جاي آنها تعزير کرد.»

اين مرجع تقليد، اثبات حد در باب زنا را از دو طريق و البته اين دو طريق را نيز غيرممکن دانسته است؛« راه اوٌل؛ اقراري که ناشي از وجدان ديني مجرم باشد که چهار مرتبه آن در بعضي از حدود دو مرتبه در برخي ديگر لازم است. راه دوم؛ چهار شاهد عادل در باب زنا و توابعش و يا دو شاهد عادل در بقيه موارد و معلوم است که اقرار و يا شهادت چهار شاهد عادل به تحقٌق، بسيار مشکل بلکه در اين زمان عادتاً غيرممکن است. حتٌي شهادت دو شاهد عادل نيز بر جرمي مانند سرقت با توجه احوال جامعه و نيرنگ هاي سارقان تناسبي ندارد به علاوه که در سرقت موجب حد، شرايطي وجود دارد که تحقق همه آنها، بعيد به نظر مي رسد. نتيجتاً راه اثبات حدود به نظر اين جانب منحصر در اين دو طريق بوده و امارات و شواهد نمي تواند موجب حد شود.»

 آيت الله العظمي صانعي در پاسخ به اين استفتاء که آيا ممکن است قانونگذار به جاي لفظ حد بلوغ شرعي، سن خاصي را به عنوان سن قانوني تعيين کند تا بر همين اساس احکام دادگاه ها صادر شود و آيا ممکن است سن مسووليت کيفري براي هر دو جنس يکي در نظر گرفته شود، گفته است؛« با توجه به اينکه قوانين مجازات اسلامي ذيل سه عنوان تعزيرات، حدود و قصاص قرار مي گيرد، تعيين سن مسووليت کيفري براي هر يک از اين عناوين مي بايست جداگانه مورد بررسي قرارگيرد. با توجه به اينکه بخش عمده موارد قوانين جزايي اسلام در باب تعزيرات است و جزاي بيش از نود و پنج درصد جرم ها به علت آنکه تحت عنوان تعزير قرار دارند، به دست قانون و حکومت است، لذا جواز ترتيب نظام ويژه دادرسي براي جوانان کمتر از 18 سال که در سوال آمده به تعزير نمودن آنها به انواع تعزيرها و بازدارنده ها، به نظر اينجانب بلااشکال و بلامانع است و يعني احتياج به قانون در مجلس شوراي اسلامي توسط نمايندگان منتخب مردم دارد. در تعزيرات مي توان به هر شيوه جديدي که نقش موثري در بازدارندگي در ساختار شخصيتي نوجوانان قبل از 18 سال دارد، دست زد و دادرسي ويژه يي را براي آنان ترتيب داد.»

آيت الله العظمي صانعي در بررسي سن مسووليت کيفري ذيل عنوان حدود در قانون مجازات اسلامي گفته است؛« در اجراي حدود رسيدن به سن بلوغ شرط مي باشد و به نظر اينجانب سن بلوغ در پسران تمام شدن پانزده سال قمري و در دختران تمام شدن سيزده سال قمري است. ناگفته نماند که حدود بسيار محدود است.» ايشان همچنين در مورد اجراي قصاص با توجه به سن مسووليت کيفري گفته اند؛« به نظر اينجانب درک و تمييز شخص از اينکه عمل او آدم کشي است در اجراي قصاص کفايت مي کند بلکه از بعضي روايات نيز استفاده مي شود که تمييز حتي قبل از سن بلوغ شرعي در قصاص کافي است بنابراين تعيين سن مشخص (مثل 18 سال) براي موارد قصاص که حق الناس است، نمي تواند مورد استفاده قرارگيرد و آنچه مي تواند درکاهش اجراي حکم قصاص موثر باشد ترويج فرهنگ عفو و بخشش در جامعه مي باشد.»بر اساس ماده 49 قانون مجازات اسلامي، اطفال در صورت ارتکاب جرم بري از مسووليت کيفري هستند و طبق تبصره 1 ماده 49، منظور از طفل کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. طبق تبصره

1 اصلاحي 14 آبان 70 ماده 1210 قانون مدني؛ سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال تمام قمري در نظر گرفته شده است. اين در حالي است که کنوانسيون حقوق کودک - که ايران نيز به آن پيوسته است - سن کودکان را تا 18 سال در نظر گرفته است و بر همين اساس، گاهي مشاهده مي شود که قضات دادگاه ها و محاکم در صدور احکام، سن 18 سال و برخي قضات حد بلوغ شرعي را در نظر مي گيرند و نتيجه صدور آراي متفاوت در خصوص جرايم مشابه در سنين مشابه است.

*اعتماد

http://www.noandish.com/print.php?id=10210

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:44 |

شرق باز هم توقیف شد

15 مرداد 1386 ساعت 11:09


روزنامه شرق صبحگاه امروز، دوشنبه پانزدهم مرداد ماه 1386 توقیف شد.

به گزارش خبرنگار فرارو، یکی از اعضای شورای سردبیری روزنامه شرق ضمن تایید این خبر گفت بنا به دستور شورای نظارت بر مطبوعات این روزنامه تا اطلاع ثانوی منتشر نمی شود. 
به احتمال قوی، انتشار یک گفتگوی مفصل با یک نویسنده زن همجنسگرا که چند روز پیش در صفحه ادبیات این روزنامه به چاپ رسید، دستاویز این تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات شده است.

به گزارش خبرنگار فرارو، نخستین بار وب سایت بازتاب متوجه مسائل غیر اخلاقی این نویسنده شد که پس از درج خبری در این رابطه، مسئولان روزنامه بلافاصله عذرخواهی کردند و اعلام کردند که رسما نیز از این سهل انگاری در روزنامه پوزش خواهند خواست که در نتیجه آن خبر مذکور از روی وب سایت بازتاب برداشته شد، اما گویا برخی با رساندن مشروح آن مصاحبه و برخی مطالب وبلاگ نویسنده مذکور (ساقی قهرمان) به اعضای هیات نظارت مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تقاضای توقیف شرق را مطرح می کنند که امروز، همزمان با انتشار عذرخواهی در صفحه اول روزنامه شرق، خواسته آنها جامه عمل پوشید.

اظهارات رییس شورای سردبیری
در آخرین اخبار از این روزنامه، غلامی، رییس شورای سردبیری شرق ضمن تایید خبر توقیف به خبرنگار فرارو گفت: «در پی درج مصاحبه ای با یک نویسنده زن، به وزارت ارشاد فراخوانده شدم و در جلسه ای که از ساعت 6 تا 10 صبح امروز به طول کشید، این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که در پایان این جلسه، آقای انتظامی رییس این هیات به من اعلام کردند مقرر شده است که روزنامه شرق توقیف شود.» 
این سومین بار است که روزنامه شرق به مدیر مسوولی محمد رحمانیان توقیف می شود. 


اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.


کد مطلب: 1013

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcg.q9qrak9zwpr4a.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:35 |
 
 
شتابزدگي مانعي براي تحقق اهداف خصوصي‌سازي؛
بررسي دغدغه‌هاي خصوصي‌سازي در مخابرات ايران

سرويس: جامعه اطلاعاتي - ارتباطات
1386/05/14
08-05-2007
09:56:23
8605-05311: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: جامعه اطلاعاتي - ارتباطات

به اعتقاد كارشناسان اقتصادي، اگر قرار باشد ثمرات خصوصي‌سازي مانند مديريت شايسته‌سالار، رقابت، خدمات بيشتر و بهتر و هزينه‌هاي كمتر، جذب سرمايه‌هاي خارجي و حفظ سرمايه‌هاي انساني داخلي محقق شود، گريزي جز خصوصي‌سازي واقعي بدون شتابزدگي و براساس قوانيني مشخص و در يك كلام شفاف‌سازي نيست.

به گزارش خبرنگار ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از زماني كه مديران مربوطه از جمله مديران شركت مخابرات و شركت ارتباطات سيار، بحث خصوصي‌سازي مخابرات ايران و تبديل ودايع مشتركان تلفن به سهام را آغاز كرده‌اند، ابهامات و پرسش‌هاي متعددي از جمله لزوم به‌روزرساني نرخ ودايع مخابراتي، در محافل رسانه‌يي و كارشناسي همچنان پابرجاست و كارشناسان به بحث پرهيز از شتابزدگي در خصوصي‌سازي مخابرات به عنوان مانعي براي تحقق اهداف تاكيد مي‌كنند.

كارشناسان عقيده دارند كه در صورت شتابزدگي بيش از حد مسوولان امر خصوصي‌سازي مخابرات اين امر باعث محقق نشدن اهداف خصوصي سازي و ايجاد انحصار وسيع و بدون بازگشت از سوي شركت مخابرات ايران خصوصي مي‌شود.

شتابزدگي مسوولان، مانعي براي تحقق اهداف خصوصي‌سازي

به گفته‌ي تحليلگران به دليل نامشخص بودن وضعيت لايحه‌ي جلوگيري از انحصار و بر اساس قانون تجارت، شركت مخابرات ايران در بخش دسترسي فن‌آوري اطلاعات قادر به فعاليت بوده و الزامات فعلي، براي شركت مخابرات ايران خصوصي شده، كارآيي نداشته،‌ بنابراين انحصار شركت مقتدرتر باعث بليعده شدن تمامي ‌شركت‌هاي كوچك خواهد شد كه بدين ترتيب باعث از بين رفتن و حذف تمام شركت‌هاي فعال در حوزه‌ي فن‌آوري اطلاعات اعم از ISP‌ها،‌PAP‌ها و غيره مي‌شود.

همچنين به دليل دستيابي به تجربه خصوصي‌سازي گروه‌هاي اول و دوم و اتخاذ تدابير لازم به وسيله دولت به منظور ايجاد فضاي رقابتي سالم، قطعا شركت‌هاي اپراتوري كه در زمينه‌ي ارايه خدمات تلفن همراه و ثابت از سوي بخش خصوصي فعالند، نيز به وسيله‌ي شركت مخابرات ايران خصوصي شده، با چند تيزر تبليغاتي وسيع، درنهايت ورشكسته و حذف خواهند شد.

اما مهندس صابر فيضي - مدير عامل شركت مخابرات ايران - در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، درباره‌ي اينكه گفته مي‌شود يك نوع شتابزدگي در خصوصي‌سازي مخابرات ديده مي‌شود، در حالي كه اين كار بايد خصوصي سازي در مخابرات با مطالعه ابعاد كار، مشورت با افراد صاحب نظر و پرهيز از شتاب زدگي انجام شود، اظهار كرد: خصوصي سازي مخابرات از برنامه‌ي سوم آغاز شد و در اين برنامه بر اساس كارهاي كارشناسي انجام شده اين نتيجه حاصل شد كه در آن مقطع براي نحوه‌ي اداره‌ي مخابرات و امكان واگذاري بخش‌هايي از آن به بخش خصوصي چاره‌اي انديشيده شود.

او افزود: درنهايت قرار شد شركت ارتباطات زيرساخت در شركت مخابرات ايران تشكيل شود تا بتواند شبكه مادر را مديريت كند. بر اين اساس در سال 82 بنابر مصوبه هيات دولت وظايف شبكه‌ي مادر در آن مقطع تعريف شد و مورد تصويب قرار گرفت از اين رو نحوه‌ي صدور مجوز براي فعاليت اپراتورهاي بعدي در شبكه مشخص شد.

وي خاطرنشان كرد: براي خصوصي‌سازي مخابرات،‌ كارهاي كارشناسي عميقي در برنامه سوم انجام گرفته است؛ چراكه به صدور مجوز براي ورود اپراتورهاي خصوصي تلفن ثابت و همراه و شركت‌هاي خصوصي در زمينه فن‌آوري اطلاعات مانند ISP‌ها وPAP‌ها منجر شد و آن‌ها فعاليت خود را آغاز كردند.

به گفته‌ي او، اين موضوع در پروانه شركت مخابرات قيد مي‌شود؛ امكانات در اختيار شركت مخابرات دولتي كه خصوصي مي‌شود، نبايد انحصاري باشد و به ساير اپراتورها براي جلوگيري از بين رفتن سرمايه‌ي ملي بايد سرويس دهد. بنابراين پروانه‌هايي كه قبلا صادر شده‌اند مجازند به كار خود ادامه دهند و شركت مخابرات ايران نيز به آن‌ها بر اساس پروانه‌ي جديد سرويس خواهد داد.

خصوصي شدن مخابرات، فعاليت اپراتورهاي خصوصي را متاثر نمي‌كند

به عقيده‌ي وي، خصوصي شدن شركت مخابرات فعاليت ساير اپراتورهاي بخش خصوصي را تحت تاثير نخواهد داد؛ چرا كه مقرون به صرفه نيست مخابرات در حيطه عملكرد آن‌ها به ويژه در بخش ISP‌ها و PAP‌ها ورود پيدا كند.

فيضي خاطرنشان كرد: فعاليت‌هاي اساسي در آن مقطع تعيين تكليف شده بود و در نتيجه بستر براي واگذاري شركت مخابرات ايران و شركت‌هاي وابسته آن به بخش خصوصي با توجه به اين كه رقبا در بازار حضور دارند آماده شد.

مدير عامل شركت مخابرات ايران، ادامه داد: در آن زمان كه در برنامه سوم توسعه نيز به دنبال واگذاري شركت مخابرات به بخش خصوصي بودند، اما به دليل نبود تفسير اصل 44 قانون اساسي اين امر امكان پذير نبود و تا مرداد سال 85 به علت اين كه مخابرات در صدر شركت‌هاي اصل 44 بود مجوزي براي واگذاري وجود نداشت. از اين رو با ابلاغ بند ج سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي توسط مقام معظم رهبري اين امكان به وجود آمد.

خصوصي‌سازي مخابرات و احتمال ناديده گرفته شدن حقوق عمومي مردم

به گزارش ايسنا، ناديده گرفتن حقوق عمومي‌ مردم هم از جمله مواردي است كه برخي كارشناسان در اين جريان بر احتمال وقوع آن تاكيد دارند و عقيده دارند، عدم به‌روزرساني ودايع 38 ميليون مشتركان مخابراتي موضوع مهمي است كه علي‌رغم الزامات قانوني مانند: ماده‌ي 623 قانون مدني و همچنين الزامات شرعي و فقهي، در حالي به صورت مستمر از سوي برخي مسوولان شركت مخابرات ايران و سازمان خصوصي بدون ارايه‌ي دلايل مستدل‌، مورد تاكيد قرار مي‌گيرد كه ودايع مهم ترين منبع سرمايه‌گذاري مخابرات بوده و به دليل به‌روزرساني اموال و دارايي‌هاي شركت مخابرات ايران،‌ به‌روزرساني ودايع نيز الزام قانوني و شرعي است.

اما مدير عامل شركت مخابرات ايران، در اين‌باره عنوان كرد: معناي وديعه و مفهوم شرعي آن مشخص بوده و حتي كار مرسومي‌ در جامعه‌ي ماست؛ به طور مثال فردي خانه‌اي را رهن مي‌كند، مبلغي را به عنوان وديعه به صاحب خانه مي‌پردازد و به طور توافقي چند سال در آن خانه زندگي مي‌كند، پس از تحويل خانه، همان مبلغ به او بازگردانده مي‌شود. در واقع وديعه آن به روز نمي‌شود؛ در حالي كه صاحب خانه با آن پول سرمايه‌گذاري كرده و سود لازم را برده، اما اين امر پذيرفته شده است.

به گفته‌ي او، وديعه تعاريف خاص خود را دارد و در مخابرات نيز هر زمان فرد بخواهد مي‌تواند با سلب امتياز تلفن خود وديعه مورد نظر را دريافت كند. بر اين اساس، تا به امروز هيچ يك از مسوولان امر بويژه در سازمان خصوصي‌سازي به اين نتيجه نرسيده‌اند كه وديعه‌ي مشتركان مخابرات بايد به‌روز شود.

فيضي يادآور شد: تنها يك قانون در مجلس در مورد وزارت نيرو (آب و برق) موجود است كه در آن آمده، چنانچه فردي بنا به هر دليلي خانه‌ي آن تخريب شود يا در مسيرگشايي خيابان قرار گيرد، زماني كه مي‌خواهد تسويه حساب كند مبلغ وديعه آن بايد به وديعه روز تسويه شود.

به عقيده‌ي وي اين امر در مورد ودايع مخابراتي نيست چرا كه اگر اين قانون شامل مخابرات شود؛ به طور مثال در مورد تلفن همراه وديعه مشتركاني كه در سال‌هاي اول ثبت نام كرده‌اند 290 هزار تومان است و در حال حاضر وديعه روز براي سيم كارت‌هاي ثبت نامي‌ در سال 85، 190 هزار تومان است پس اگر به وديعه روز حساب شود اين مبلغ كمتر مي‌شود.

خصوصي سازي مخابرات با توجه به حفظ حقوق شهروندي و حريم خصوصي

در جريان خصوصي‌سازي اين موارد هم مطرح شده ‌است كه خصوصي‌سازي مخابرات با توجه به حفظ حقوق شهروندي و حريم خصوصي واگذاري مخابرات به بخش خصوصي از يك طرف امكان كنترل و مديريت دولت را به شدت كاهش مي‌دهد و از طرف ديگر دسترسي بخش خصوصي، به سيستم‌هاي مخابراتي، بستر و ابزار و شرايط بسيار مناسبي براي رخنه به حريم خصوصي افراد فراهم مي‌كند، لذا اين اقدام مي‌تواند تهديدكننده حقوق شهروندي باشد.

اما فيضي در اين‌باره مي‌گويد: وقتي شهروندان جامعه به يك سرويس و خدماتي عادت مي‌كنند به طبع به آن اعتماد پيدا مي‌كنند؛ يكي از امتيازات شركت مخابرات ايران اعتماد مردم به آن است و فرقي نمي‌كند اين سيستم دولتي يا خصوصي باشد؛ چراكه وقتي نامي‌ براي مردم جا مي‌افتد به آساني اطمينان از آن سلب نمي‌شود.

او خاطرنشان كرد: اعتقاد دارم وقتي شركت مخابرات خصوصي شود مشتركان و كاركنان اين شركت سود خواهند برد، چراكه در سيستم دولتي با وجود اين كه مخابرات يك شركت تخصصي است، اما حقوق كاركنان در نظام هماهنگ پرداخت مي‌شود كه سنخيتي با آن ندارد؛ ولي با خصوصي سازي شرايط فرق مي‌كند و مي‌توان به كاركنان توجه ويژه‌اي داشت.

آينده‌ي فن‌آوري داخلي در صنايع مخابرات بعد از خصوصي‌سازي

به گزارش ايسنا، بخش خصوصي به طور طبيعي با هدف سودآوري به دنبال تامين تجهيزات با قابليت‌هاي فني بالاتر و قيمت پايين‌تر است، به گفته‌ي كارشناسان در شرايط عادي صنايع داخلي هيچ امكاني براي رقابت با شركت‌هاي بزرگ و چند مليتي دنيا ندارد.

در شرايطي كه دولت با توجه مسووليت‌هاي ملي در حمايت از صنايع داخلي مسووليت تامين تجهيزات را داشته باشد و بارقه‌هاي اميد براي اعمال برخي سياست‌هاي حمايتي براي كمك به صنايع داخلي و ارتقاي سطح فن‌آوري داخلي وجود دارد، برخي كارشناسان معتقدند قطعا با واگذاري شركت‌هاي مخابراتي هيچگونه اميدي براي صنايع داخلي براي ادامه حيات و حضور در بازار‌هاي داخلي نخواهد ماند و بدون ترديد يكي از نتايج زيان‌بار واگذاري شركت‌هاي مخابراتي، به بخش خصوصي نابودي صنعت استراتژيك مخابرات در داخل كشور خواهد بود.

مدير عامل شركت مخابرات ايران در اين‌باره تصريح كرد: براي هر يك از اين مسائل قوانين خاصي وجود دارد و نمي‌توان بدون توجه به اين امر اقدام به وارد كردن تجهيزات كرد. شركت‌هاي خصوصي سازي نيز از اين قاعده مستثني نيستند، بايد از توليدات داخلي موجود در كشور استفاده كنند و نمي‌توانند قوانين را زير پا بگذارند. از سوي ديگر 80 درصد تجهيزات مورد نياز شبكه مخابرات كشور در داخل توليد مي‌شود، از اين رو واردات آن مقرون به صرفه نيست.

او ادامه داد: خصوصي‌سازي مخابرات به توسعه‌ و به‌روز شدن توليد داخلي كمك ويژه‌اي خواهد كرد؛ چرا كه به مركز تحقيقاتي نياز خواهد داشت تا از تجهيزات به روز و ارزان داخل كشور استفاده كند.

ايجاد شرايط بازار شبه انحصاري براي بخش خصوصي

به گزارش ايسنا، نكته‌ي ديگري كه تحليلگران بر آن تاكيد مي‌كنند، ايجاد شرايط بازار شبه انحصاري براي بخش خصوصي، واگذاري مخابرات به بخش خصوصي در كشور ما كه ظرفيت محدودي براي حضور اپراتورهاي متعدد با شرايط رقابتي دارد بازاري انحصاري يا شبه انحصاري براي بخش خصوصي ايجاد مي‌كند و اين امر با توجه به نياز قطعي بخش‌هاي خصوصي و دولتي به استفاده از خدمات مخابراتي به افزايش هزينه‌هاي عمومي‌ دولتي و خصوصي منجر مي‌شود؛ چرا كه اعمال سياست‌هاي كنترل قيمت و در اين فضا از طرف دولت خود مشكلات و مسائل خاصي را به همراه دارد.

فيضي در اين‌باره خاطرنشان كرد: در پروانه مخابرات تمامي ‌مسائل اعم از نحوه‌ي ارايه سرويس، كيفيت آن، تعداد مشتركان و عدم انحصار امكانات موجود و محدوديت‌هاي لازم قيد خواهد شد،‌ بنابراين با اين تدابير انحصار در بازار منتفي خواهد شد و بازار كاملا رقابتي به وجود خواهد آمد و هيچ نگراني براي ساير اپراتورها و شركت‌هاي بخش خصوصي وجود ندارد بلكه به نفع آن‌ها نيز خواهد بود.

از دست دادن يك منبع درآمد مطمئن براي دولت

در حال حاضر شركت‌هاي مخابراتي در جهان از سودآورترين شركت‌هاي موجود هستند. در شرايطي كه جمع‌آوري نقدينگي موجود در بازار توسط دولت نقش تعيين كننده‌اي در سياست‌هاي پولي و بانكي دارد، واگذاري شتابزده اين بخش قابل نقد و موشكافي است.

به عقيده‌ي كارشناسان، بررسي اين مطلب با توجه به سياست‌هاي جاري دولت كه حجم زيادي پول به بازار تزريق مي‌كند و در اختيار داشتن يك اهرم متعادل كننده در اين شرايط بسيار مهم است، اهميت موضوع را بيشتر نمايان مي‌كند.

مدير عامل شركت مخابرات ايران در اين‌باره خاطرنشان كرد:‌ با صدور پروانه ميزان درآمد دولت از وضعيت دولتي بودن شركت مخابرات ايران بيشتر خواهد بود؛ چراكه درآمدي كه از اين طريق حاصل مي‌شود بيش از ارزش سرمايه‌ي دفتري مخابرات خواهد بود.

انتهاي پيام

 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:34 |

16:19 گرينويچ - شنبه 04 اوت 2007 - 13 مرداد 1386

علی آزموده

هنوز می خواهم زنده بمانم، نگاهی به محاکمه اثر ایرج قادری

فیلم سینمایی "محاکمه" جدید ترین ساخته ایرج قادری که پس از توقیف فیلم "سنتوری" ساخته داریوش مهرجویی، به جای آن اکران شد، این روزها با ۱۸سینما بیش ترین سینماهای تهران را در اکران فیلم های ایرانی به خود اختصاص داده است .

"محاکمه" دومین فیلم پرفروش روز سینمای ایران پس از فیلم "روز سوم" است و هر روز بیش از پنج میلیون تومان می فروشد.

فیلمنامه محاکمه را سعید مطلبی نوشته است. ایرج قادری پیش از این نیز در فیلم های دادا ( ۱۳۶۱) و برزخی ها ( ۱۳۶۳) با سعید مطلبی به عنوان فیلمنامه نویس همکاری داشته است که در هر دو فیلم متاثر از حوادث انقلاب، در چارچوب معیارهای زیبایی شناسانه فیلمفارسی های قبل از انقلاب، تلاش شده موضوع های باب روز و انقلابی مورد توجه قرار گیرد.

ایرج قادری کماکان در فیلم هایش به مولفه های فیلمفارسی وفادار مانده و از آن سینماگرانی است که تحولات سینمایی سال های اخیر چندان تاثیری در فیلم هایش نداشته است، هر چند تلاش کرده از تکنولوژی های جدید تر بهره بگیرد و حتی در فیلم اخیرش "محاکمه" در تدوین هم نو آوری هایی دیده می شود، اما محتوای فیلم او همان است که بود .

"محاکمه" عبارت است از داستانی کلیشه ای که با احساسات غلیظ در آمیخته و آدم های خوب و بد با مرزهای روشنی از هم تفکیک شده اند و دو قطعه سیاه و سفید در فیلم مشخص است و آن ها هم که در قطعه سفید یا سیاه قرار نگرفته اند در حال تحول و رفتن به سوی یکی از این قطعه ها هستند.

دختر و پسری نوجوان ( پرستو و فرهاد) که دور از چشم خانواده با هم دوست شده اند، سر از پارتی در می آورند که گردانندگان آن فروشندگان مواد مخدر هستند، که در آن جا زمینه سوء استفاده از دختران جوان نیز فراهم می شود.

پرستو در معرض سوء استفاده قرار می گیرد و فرهاد برای نجات او درگیر می شود و یک نفر کشته می شود. خانواده پرستو از ماجرای دوستی پرستو و فرهاد و بعد هم از کل ماجرا آگاه می شوند و پدر پرستو که ایرج قادری خود نقشش را بازی می کند و یک وکیل کارکشته است، وکیل فرهاد می شود و در می یابد که فرهاد قاتل نیست.

او که از نیروهای انتظامی و دادگاه نا امید شده است، خود به جست و جوی قاتل که در ضمن رئیس باند بزرگ مواد مخدر نیز هست، می رود و در نهایت موفق می شود، اگر چه خود در مرز بین مرگ و زندگی نجات پیدا می کند.

موضوع محوری فیلم های او از چند موضوع ساده و پیش پا افتاده تکراری فراتر نمی رود و یکی از آن ها مجازات اشتباهی افراد بی گناه است. فرهاد بی گناه در معرض اعدام است و مادر ستمدیده اش به بار عاطفی و احساسی داستان می افزاید و حضورش مانند روضه خوانی است که هرگاه لب به سخن می گشاید، از دوستداران چنین فیلم هایی دامن دامن اشک می گیرد.

همین موضوع محوری را او پیش از این نیز مورد توجه قرار داده بود، در دو فیلم "می خواهم زنده بمانم" و "سام و نرگس" که بی گناهی پای چوبه دار منتظر کارگردان بود تا به تدبیری راهی برای اثبات بی گناهی اش پیدا کند و پایان خوشی را برای فیلم رقم بزند.

ایرج قادری نه قصد تغییر دارد و نه اگر چنین قصدی داشته باشد، توانایی چنین تغییری دارد، با این همه محاکمه در مقایسه با بقیه فیلم هایی که در چنین حال و هوایی ساخته می شوند، فیلم محکمی است.

اشتباهات منطقی در آن کم است و کل فیلم به منطقی وفادار است که اگر چه در چارچوب کلیشه های پیش پا افتاده است، اما حشو و زائد کمی دارد و تمام اجرای فیلم در خدمت احساسات و عواطفی است که در نهایت باید اشک از مخاطب بگیرد.

تردیدی نیست که عده ای از تماشاگران در ایران با چنین قصدی به سینما می روند و یکی از ژانرهایی که این روزها در سینمای ایران بسیار کم است، ملودرام هایی است که بتواند از مخاطبش اشک بگیرد.

گواه چنین ادعایی فروش نسبتا خوب دو فیلم ملودرام در این روزهاست ،"روز سوم" ساخته محمدحسین لطیفی که ملودرامی است درباره جنگ ایران و عراق البته با داستانی پیچیده تر که کم تر تن به کلیشه ها داده است و "محاکمه".

در هر دو فیلم، بازی های اغراق شده نقش مهمی در پیشبرد فیلم ایفا می کنند و چهره و ظاهر بازیگران در آن بسیار مهم است. در این فیلم نیز به روال فیلم های قبلی ایرج قادری و اغلب فیلمفارسی ها بازیگری در نقش منجی با به خطر انداختن جان خود، گرهی را که ابتدا در فیلم انداخته شده است قهرمانانه می گشاید و همه چیز را برای آسودگی خیال مخاطب و پایان خوش آماده می کند.

در "محاکمه" نیز به روال چند فیلم قبلی ایرج قادری، خود او چنین وظیفه دشواری را بر عهده گرفته است تا آن چه را که باید در فضا سازی و رفت و برگشت علت و معلولی شکل می گرفت، قهرمانانه حل کند.

افسانه بایگان، محمدرضا شریفی نیا، ثریا قاسمی، گوهر خیراندیش، افسانه پاکرو، مهناز افشار، شیرین بینا، مهدی میامی، علی پیشدادیان و میرعلی رنجبر در محاکمه بازی کرده اند، اما بازی همه بازیگران در خدمت برجسته تر کردن نقش منجی فیلم است، هر چند می توان به این نکته به عنوان نقطه مثبت اشاره کرد که شریفی نیا پس از سال ها در این فیلم در نقش یک مذهبی ریاکار ظاهر نشده است.

نکته دیگری که درباره محاکمه مهم به نظر می رسد ، نگاه این فیلم به نسل جوان است. در این فیلم تقریبا همه جوانان یا گول خورده اند یا خلاف کار.

در باند قاچاق حتی یک نفر از نسل قدیم دیده نمی شود. چنین نگاهی البته خاص ایرج قادری نیست و دیگر کارگردانان این نسل مثل مسعود کیمیایی نیز چنین نگاهی به نسل جوان دارند، اما آنان معمولا شریک جرم هایی نیز برای نسل جوان از میان نسل قدیم قائل اند یا حتی گاهی نقش سرحلقه را افرادی از نسل قدیم بر عهده دارند، اما در محاکمه قادری، رئیس هم یک جوان است.

با همه این ها به نظر می رسد که مهم ترین دغدغه ایرج قادری در سینما جذب مخاطب باشد. اگر چنین باشد این فیلم را در مقایسه با فیلم های دیگر می توانیم فیلمی مثبت ارزیابی کنیم . او می خواهد فیلم پرفروش بسازد، با همان کلیشه های آشنا. او در سینمایی که می شناسد، هنوز می خواهد زنده بماند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:20 |
 13:57 گرينويچ - جمعه 03 اوت 2007 - 12 مرداد 1386

'زیاده روی' پلیس آمریکا در برخورد با دانشجوی ایرانی

نتایج یک تحقیق مستقل نشان می دهد یکی از ماموران پلیس دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (یو سی ال ای) که در جریان بیرون کردن یک دانشجوی ایرانی از کتابخانه این دانشگاه چندین بار از شوک الکتریکی استفاده کرد، سیاست های پلیس دانشگاه در استفاده از زور را نقض کرده است.

مریک باب، کارشناس امور پاسخگویی پلیس، در گزارشی که روز چهارشنبه منتشر کرد، گفت که تصمیم مامور پلیس به استفاده از اسلحه شوک دهنده الکتریکی "غیرضروری، اجتناب پذیر، و بیش از اندازه" بوده است.

نتایج این تحقیق جدید با نتایج تحقیق مستقلی که پیش از این و به سفارش اداره پلیس دانشگاه انجام شده بود، متناقض است. در آن تحقیق ماموران پلیس از انجام هرگونه اقدام نادرستی تبرئه شده بودند.

مصطفی طباطبایی نژاد، دانشجوی ایرانی دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس پاییز گذشته حدود ساعت یازده و نیم شب در یکی از کتابخانه های دانشگاه مشغول درس خواندن بود که ماموران انتظامات دانشگاه از او خواستند کارت دانشجویی اش را نشان دهد.

آقای طباطبایی نژاد با این استدلال که او را به دلیل اصلیت خاورمیانه ای اش برای این کنترل انتخاب کرده اند، از نشان دادن کارت دانشجویی اش خودداری کرد و همین مسئله باعث شد ماموران انتظامات دانشگاه از نیروی پلیس دانشگاه برای بیرون کردن او کمک بگیرند.

به گفته آقای طباطبایی نژاد در حالی که او در حال بیرون رفتن از کتابخانه بوده، با برخورد شدید ماموران پلیس و استفاده چندباره آنها از شوک دهنده الکتریکی روبرو می شود.

مامور پلیسی که از شوک دهنده الکتریکی استفاده کرده می گوید آقای طاطبایی نژاد، دیگران را نیز به مقاومت تشویق کرده و همین باعث استفاده او از شوک الکتریکی شده است.

دانشجویان حاضر در صحنه با دوربین ها و تلفن های همراهشان از این صحنه فیلمبرداری کردند و بعضی از این تصاویر روی اینترنت قرار گرفت.

آقای طباطبایی نژاد شکایتی علیه پلیس دانشگاه کالیفرنیا تنظیم کرده و به دادگاه ارائه داده است. در شکایتنامه او آمده است که حقوق مدنی او تضییع شده و ماموران پلیس قانون نحوه برخورد با معلولان آمریکا را نقض کرده اند. در این شکایتنامه نوشته شده که آقای طباطبایی نژاد بیماری روانی دارد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:16 |
 15:01 گرينويچ - يکشنبه 05 اوت 2007 - 14 مرداد 1386

پرواز دومین جنگنده تولید ایران

ایران از "پرواز موفقیت آمیز" دومین هواپیمای جنگنده ساخت داخل خبر داده است که طی مراسمی با حضور مقامات دولتی در شهر اصفهان آزمایش شده است.

مصطفی محمد نجار وزیر دفاع ایران مدتی پیش از اولین پرواز آزمایشی این هواپیما در آینده نزدیک خبر داده داده بود.

مشخصات این هواپیمای جنگی که "آذرخش" نام دارد فاش نشده اما گزارش ها حکایت از آن دارد که این هواپیما از سوی وزارت دفاع و ارتش ایران ساخته شده است.

به گزارش ایرنا - خبرگزاری دولتی ایران، جنگنده آذرخش با همکاری ارتش و صنایع هواپیما سازی "هسا" و وزارت دفاع ساخته شده است.

مرتضی بختیاری استاندار اصفهان در مراسم پرواز آزمایشی این هواپیما گفته است: "در حالی که آمریکا در صدد فروش اسلحه به متحدان خود در منطقه است متخصصان ایران هر روز در عرضه خودکفایی دفاعی گامی بلند برمی دارند."

جنگنده صاعقه

ایران سپتامبر سال گذشته در جریان رزمایش (مانور) نظامی استفاده از هواپیمای جنگنده "صاعقه" را آغاز کرده بود که از آن به عنوان اولین جنگنده ایرانی ساخت داخل یاد می شود.

سرلشگر عطا الله صالحی فرمانده کل ارتش ایران در رزمایش "ضربت ذوالفقار" که در منطقه شمال غرب ایران اجرا شد، گفته بود از جت جنگنده صاعقه برای بمباران هدف های فرضی مورد استفاده قرار گرفته است.

به گفته سرلشگر صالحی، "طراحی، تغيير شکل، بهينه سازی و توانمند سازی" اين هواپيما توسط مهندسان دانشگاه نيروی هوايی ارتش انجام شده است.

فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی جنگنده صاعقه را مشابه هواپيمای اف -18 اما توانمندتر از آن توصيف کرده و گفته بود که هيچ کشوری در زمينه اجرای اين طرح با نيروی هوايی ايران همکاری نداشته است.

به گفته این فرمانده نظامی، کشورهای آمريکا، روسيه، چين و هند به طور مشترک و برخی کشورهای اروپايی از فناوری توليد اين هواپيما برخوردار هستند اما هواپيمای صاعقه کاملا توليد داخل است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:12 |
سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

در حاشيه بركناري فرزاد حسني از كوله پشتي


متاسفانه برخي متولیان رسانه ملی علاقه وافری به حل صورت مساله دارند تا مشخص نشود، چرا در یک برنامه تلویزیونی که مباحث با نظر مدیر گروه و تایید مدیر شبکه و نظارت معاونت سیما تولید می شود، مجری تصمیم گیرنده اصلی به حساب آید!

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۲۱:۱ تعداد بازديد : 17400 كد خبر : ۷۲۷۳۸

پس از حاشیه‌هایی که در برنامه «کوله پشتی» و برخورد انتقادی شدید فرزاد حسنی مجری این برنامه با سردار رادان در حاشیه طرح امنیت اجتماعی به وجود آمد، موج اعتراض‌های گوناگون از سوی مقامات مختلف به سمت مجری این برنامه جهت گرفت به طوری که بی توجه به سلسله مراتب تولید برنامه های تلویزیونی مدیر گروه اجتماعی و مدیر شبکه سوم در سایه تاریکی باقی ماندند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شب گذشته تنها یک ساعت قبل از پخش برنامه «کوله پشتی» از شبکه سوم سیما، به علی زاهدی، تهیه کننده این برنامه، بركناري فرزاد حسنی از اين برنامه اعلام می‌شود و ظرف مدت زمان کوتاهی امیرحسین مدرس به شبکه سوم رفته و اجرای این برنامه به وی سپرده شد.

گفته مي‌شود اين اقدام كه حدود دو هفته پس از برنامه جنجالي وي با سردار رادان و همزمان با تجليل ناجا از عملكرد سيما در موضوع امنيت اجتماعي صورت مي‌گيرد، پس از گسترش فشارها بر رييس صداوسيما و پورمحمدي، مدير مقتدر شبكه سه انجام مي‌شود و مجري برنامه را قرباني كرده است.

كنار گذاشتن فرزاد حسنی از برنامه «كوله پشتي» منجر به بروز مباحثي درباره ممنوعيت تصويري وي در رسانه ملي شده است كه به خودی خود برای وی امتيازات بسیاری خواهد داشت، از جمله این‌که به رغم خطایی که موجب تنبیه او شده، از فردا به چهره محبوب روزنامه‌ها و مجلات تبدیل شده و در کنار این باید منتظر اجرای برنامه‌های عمومی وی با ارقام نجومی مانند دیگر منع شده‌های تصویری در رسانه ملی بود.

متاسفانه برخي متولیان رسانه ملی ظاهرا قبل از اینکه به دلایل این ماجرا توجه کنند، علاقه وافری به حل صورت مسئله داشته تا مشخص نشود، چرا در یک برنامه تلویزیونی که مباحث با نظر مدیر گروه و تایید مدیر شبکه و نظارت معاونت سیما تولید می‌شود، مجری تصمیم‌گیرنده اصلی به حساب آید!

البته پيشتر چهره‌هایی مانند شهریاری، آتش افروز، کوثری، اینانلو، میرفخرایی و . . . ممنوعيت تصويري در رسانه ملي را  تجربه کرده‌اند، هر چند با گذر زمان و تغییر مدیریت‌ها دوباره به آنتن رسانه ملی بازگشتند.

اما در این سو نکته‌ای که بسیار مهم به نظر می‌رسد، پنهان شدن ماهیت نداشتن خط قرمز در رسانه ملی براساس تاکید مهندس ضرغامی در همایش «افق رسانه» است که تنها چند ماه پس از آن با برکناری یک مجری آغاز شده و می‌توان در این میان به عدم استقلال تصمیم‌گیری برای این معضل در داخل مجموعه سیما اشاره کرد که اختیار را به هر معترض بیرون از مدیریت رسانه ملی داد.

البته برکناری فرزاد حسنی از اجرای برنامه «کوله پشتی» بهانه‌ای برای شایعه‌تراشی‌های جالبی است که در روزهای آینده جالب‌تر هم خواهد شد.

بی شک اشتباه مسئولان رسانه ملی در پرورش آزمون و خطا گونه هر چهره‌ای به اینجا ختم می‌شود که باید پس از مدتی او را این گونه و با این روش غیرحرفه‌ای از گود بیرون کند!

در اين حال يكي از بينندگان بازتاب نوشت: برنامه شب يکشنبه«کوله پشتي» بدون حضور مجري هميشگي آن، فرزاد حسني به روي آنتن رفت.  امير حسين مدرس، مجري جديد اين برنامه دليل عدم حضور حسني را تجويز پزشک، جهت
بهبود بيماري وي بر شمرد. اين در حالي است که تقريبا دو ساعت بعد از اين اظهار نظر فرزاد حسني در شبکه ماهواره اي جمهوري اسلامي که براي ايرانيان خارج از کشور برنامه پخش مي کند ، حضور پيدا کرد بدون آنکه آثاري از کسالت در وي ديده شود. به فرموده  حضرت امام خميني (ره) «صدا و سيما دانشگاه ملي است» و آيينه اي است براي رفتار مردم که آحاد جامعه از آن الگو برداري مي کند و نبايد اينچنين آشکارا به دروغگويي بپردازد و ....

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:4 |
 سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

عايدات 600 ميليارد توماني به نام بافندگان محروم، به كام ديگران


در حالي كه تمام كالاهاي صادراتي كشور، طي سال گذشته رشد فزاينده‌اي داشته، صادرات فرش دستباف دچار سقوط و در سال 1385 حدود صد ميليون دلار كاهش صادرات فرش دستباف به چشم مي‌خورد؛ در حالي كه در همين مدت، بيشترين جوايز صادراتي به دلالان، پيمان‌فروش‌ها و حق‌العملكاران صنعت فرش پرداخت شده است. حال اين معما چگونه قابل حل است؟

۱۵ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۹:۵۶ تعداد بازديد : 318 كد خبر : ۷۲۷۴۸

محمدعلي كريمي، مديرعامل سابق شركت ملي فرش ايران، در گفت‌وگو با «بازتاب» ضمن انتقاد از روند حاكم بر صنعت فرش ايران گفت: در شرايطي كه ميليون‌ها فرشباف كه از اقشار محروم و زحمتكش جامعه هستند، با بي‌توجهي مسئولان روبه‌رو هستند، ششصد ميليارد تومان تسهيلات بانكي به نام بافندگان و به كام واسطه‌ها و تجار پرداخته شده و حتي گردي از اين منبع عظيم به صورت قالي‌بافان ننشسته است.

كريمي افزود: قطعا اگر دولت محترم به نقدهاي دلسوزانه توجه كند و نقايصش را برطرف نمايد، برنده اصلي خواهد بود. اما متأسفانه شاهديم در بخش فرش نسبت به اين انتقادها توجه نمي‌شود و در حالي كه تمام كالاهاي صادراتي كشور، طي سال گذشته رشد فزاينده‌اي داشته، صادرات فرش دستباف دچار ركود و سقوط شد و در سال 1385 حدود صد ميليون دلار كاهش در صادرات فرش دستباف به چشم مي‌خورد؛ در حالي كه در همين مدت، بيشترين جوايز صادراتي به دلالان، پيمان‌فروش‌ها و حق‌العملكاران صنعت فرش پرداخت شده است. حال اين معما چگونه قابل حل است؟

وي علت اين ركود را مديريت فاقد تجربه و ضعيف در صنعت فرش ارزيابي كرده و افزود: زماني كه در مركز ملي فرش که عالي‌ترين نهاد صنعت فرش به شمار مي‌رود، فردي به رياست منصوب مي‌شود كه تفاوت بين نخ و پشم را نمي‌داند و يا فردي به عنوان مدير شركت ملي فرش به عنوان بزرگ‌ترين بنگاه مالي صنعت فرش نصب مي‌شود كه تجربه خريد يا فروش حتي يك فرش دستباف را ندارد، نبايد نتيجه‌اي غير از وضعيت امروز را انتظار داشت.

كريمي وضعيت امروز صنعت فرش را قصه پرغصه بافندگان دانسته و افزود: آيا ميليون‌ها بافنده محروم و مستضعف فرش نبايد مورد مهرورزي و عدالت كه از شعارهاي اصلي دولت نهم است، قرار گيرند؟ و در اين صورت، چرا طي سال‌هاي اخير كه شاهد تورم سنگين در جامعه بوديم، دستمزد اين قشر تغيير چنداني نكرده است.

كريمي اجراي طرح كارگاه‌هاي غيرمتمركز قاليبافي با مدير متمركز را پوششي براي سودجويي واسطه‌ها و گرفتن تسهيلات كلان از سيستم بانكي به نام بافندگان محروم ارزيابي كرده و خواستار جلوگيري از سوءاستفاده باندهاي واسطه‌ها از دسترنج ميليون‌ها مرد و زن زحمتكش قاليباف گرديد.

وي در پايان در رابطه با اقدامات مثبت انجام‌شده دولت قبل در صنعت فرش، تأسيس و ايجاد مركز ملي فرش به عنوان متولي و سياستگذار اين صنعت و مصوبه مجلس شوراي اسلامي براي تأسيس اتحاديه بافندگان فرش را دو گام مؤثر ارزيابي كرده و افزود: با اين حال متأسفانه در دولت نهم با ضعف اجرايي اهداف بلند و خوب اين دو طرح تحقق نيافته است. يكي از بهترين خاطرات در بحران ايجادشده، برگزاري نمايشگاه بين‌المللي فرش بود كه با مخالفت شهرداري وقت به بهانه ايجاد ترافيك روبه‌رو شده و با پيگيري ويژه برخي از بزرگان كه با رايزني با شوراي شهر اين بحران را حل كرده‌ و امروز دولت محترم از مزاياي برگزاري نمايشگاه در مركز نمايشگاه‌هاي بين‌المللي استفاده مي‌كند و در غير اين صورت امروزه بايد شاهد حضور مسئولان عالي‌رتبه كشور براي بازديد از نمايشگاه‌هاي بين‌المللي در كارخانه چوب‌بري در جاده كرج بوديم.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 10:58 |
تحليل نهاونديان از فشارهاي احتمالي بر ايران
اروپا ترمز مي کند
محمدهيراد حاتمي؛ «ترمزهايي از سوي دولت هاي اروپايي براي مخالفت با تحريم ايران به گوش مي رسد.» اين جمله اي است که روز گذشته محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني ايران در جمع خبرنگاران آن را مطرح کرد. ادامه بحث تحريم هاي اقتصادي عليه ايران موجب شده است تا اصلي ترين زمان گفت وگوهاي فعالان بخش خصوصي به اين موضوع اختصاص يابد. چندي قبل در جلسه هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران نيز موضوع سخت گيري هاي بانک هاي خارجي عليه تجار ايراني مطرح شد. از همين روي رئيس اتاق بازرگاني ايران در نشست خبري خود درباره تحريم ها و فضاي ايجاد شده براي شرکت ها و بخش خصوصي کشورهاي خارجي هم سخن گفت و عنوان کرد؛ حتي در داخل امريکا هم برخي شرکت ها به بي فايده بودن سياست هاي تحريمي دولت هايشان و زيان ناشي از محروم کردن آنها از حضور در پروژه هاي بلندمدت ايران اعتراض دارند. نهاونديان به دليل حضور در شوراي امنيت ملي بيش از سايرين از جرياناتي که در آينده رخ خواهد داد اطلاع دارد. رئيس اتاق بازرگاني ايران روز گذشته در نشست خبري خود علاوه بر اين مساله درباره سياست هاي کلي اصل 44 و اوضاع کنوني اتاق بازرگاني ايران توضيحاتي داد و اظهار اميدواري کرد که بتواند به طور منظم حرکت اتاق بازرگاني ايران را گزارش کند.

 آسيب تحريم

محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران در رابطه با مناسبات خارجي اظهار کرد؛ اتاق بازرگاني ايران وظيفه بسيار جدي در تحقق اين رسالت براساس سند چشم انداز دارد که بر اين اساس اقتصاد ايران بايد با اقتصاد جهاني تعامل سازنده داشته باشد. اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران حتماً بايد در اين راستا نقش آفريني کند. خوشبختانه در همين فاصله کوتاه مذاکرات متعددي با سفراي کشورهاي مختلف داشته ام که در همه اين گفت وگوها علامت هايي از سوي هيات ها به عنوان نماينده بخش خصوصي و سفرا به عنوان نماينده سياسي داده شده است مبني بر اينکه صرف نظر از برخي تفاوت هاي نظري که در بعضي مسائل سياسي ممکن است وجود داشته باشد، اين کشورها بر حضور در اقتصاد ايران تاکيد دارند و کشورهاي خارجي مي بايست صرفه بلندمدت اقتصادي در کار با ايران را بر برخي ملاحظات کوتاه مدت سياسي ترجيح دهند.

به طور قطع فراز و نشيب هاي کوتاه مدت جنبه سياسي دارد و کشورهايي که حضور خود در اقتصاد ايران را دستخوش پديده هاي گذرا نکنند موفق خواهند شد. وي در رابطه با اعمال تحريم گفت؛ اعمال تحريم در ابتداي امر به بنگاه هاي خود تحريم کنندگان آسيب مي زند و به همين جهت ترمزهايي از سوي دولت هاي اروپايي براي مخالفت با تحريم ايران به گوش مي رسد. شرکت هاي اروپايي به تحريم امريکا معترض هستند و خود را متضرر مي دانند. بخش خصوصي مي تواند با تعامل با بخش خصوصي خارجي خسارات ناشي از سياست هاي تحريمي را به تحريم کنندگان گوشزد کند.

 رسميت بخش خصوصي

نهاونديان با تاکيد بر اين نکته که عمده تلاش اتاق بازرگاني ايران بر اين است که جايگاه بخش خصوصي در نظام اقتصادي کشور ارتقا پيدا کند، گفت؛ به وقوع پيوستن چنين کاري مستلزم اين است که رابطه بين بخش خصوصي و سياستگذاران اقتصاد بايد نوسازي و بازسازي شود به عبارت ديگر بخش خصوصي که با ابلاغيه سياست هاي کلي اصل 44 قانون اساسي وظيفه بار تصدي در مديريت هاي اقتصادي را عهده دار است لازم است که جايگاه اش به رسميت شناخته شود. اين به رسميت شناخته شدن در سه نقش قابل تبيين است؛ اول آنکه بخش خصوصي و تشکلي که بخش خصوصي را نمايندگي مي کند بايد در فرآيندهاي تصميم سازي حضور داشته باشند. به عبارت ديگر تصميمي در اقتصاد کشور گرفته نشود مگر اينکه نظر فعالان بخش خصوصي به طور رسمي شنيده شود. نهاونديان به ديدارهاي خود با رئيس جمهوري، رئيس مجلس شوراي اسلامي، وزراي بازرگاني، صنايع و معادن و کار اشاره کرد و ادامه داد؛ در تمامي ديدارهايي که داشتم نکته اصلي مورد تاکيد همين موضوع بود که نظر فعالان بخش خصوصي در تصميمات اقتصادي کشور شنيده شود. خوشبختانه رئيس جمهوري هم اين مطلب را مورد موافقت قرار دادند و پيشنهاد کردند که اتاق بازرگاني ايران بتواند در همه فرآيندهاي تصميم گيري دولت حضور رسمي و مستمر داشته باشد. رئيس مجلس شوراي اسلامي هم با اين پيشنهاد موافقت کردند که کميسيون هاي مجلس با اتاق بازرگاني ايران و کميسيون هاي تخصصي اتاق بازرگاني ايران ارتباط نهادينه و مستمر داشته باشند. به اين ترتيب نظر فعالان بخش خصوصي در فرآيند تصميم سازي از طريق اتاق بازرگاني ايران اعمال مي شود. نهاونديان با اعتقاد به اينکه اين حسن نيت و حسن استقبال توسط روساي دو قوه بايد قانوني هم بشود، گفت؛ التزام مشورت با بخش خصوصي در قانون تصريح شود که بتوانيم اين اعتماد را در فعالان اقتصادي گسترش دهيم که قبل از اينکه تصميمي در اقتصاد کشور گرفته شود نظر آنها هم مطرح شده باشد.

نهاونديان نکته دوم حائز اهميت در رابطه با به رسميت شناخته شدن بخش خصوصي را تقويت تشکل هاي اقتصادي عنوان کرد و گفت؛ با اين کار برخي وظايف مدني که تاکنون دستگاه هاي دولتي آن را به عهده مي گرفتند به جايگاه اصلي خودش بازمي گردد. همچنان که به طور مثال کارت بازرگاني را اتاق بازرگاني رسيدگي مي کند يا مسوول رسيدگي به امر طبابت به عهده نظام پزشکي کشور است، صدور فعاليت را هم بايد به نهاد مدني مربوطه واگذار کنيم. در واقع کار توسعه کسب و کار را به خود اهل کسب و کار بسپاريم. طبيعتاً در اين رابطه قانون و دولت بايد تشکل هاي مربوطه را تقويت کنند و اتاق بازرگاني ايران به عنوان نهاد فراگير در تشکل ها بايد مورد حمايت قانوني قرار بگيرد.

رئيس اتاق بازرگاني ايران نکته سومي که براي به رسميت شناخته شدن بخش خصوصي قابل توجه است را يک تعامل منظم و مستمر بين دولت و بخش خصوصي براي تسهيل فضاي کسب و کار دانست و گفت؛ اگر اين سه کار صورت بپذيرد، در راستاي تقويت بخش خصوصي قدم جدي برداشته ايم. وي بار ديگر به ديدارهايي که با رئيس جمهوري، رئيس مجلس و سه تن از وزرا داشت اشاره کرد و گفت؛ در هر پنج ديدار فضاي مثبتي را يافتم به طوري که در ديدار با رئيس جمهوري 14 پيشنهاد مشخص ارائه شده و در ديداري که با رئيس مجلس داشتم 12 نکته مورد تاکيد قرار گرفت. و بعضي از پيشنهادات مثل حضور اتاق بازرگاني ايران در همان ديدار با رئيس جمهوري مورد موافقت قرار گرفت.

نهاونديان با بيان اينکه علائمي از جدي گرفتن حضور اتاق بازرگاني ايران در فرآيند تصميم سازي اقتصادي را شاهد هستيم، اظهار کرد؛ در سفري که فردا (امروز) رئيس جمهوري به الجزاير دارند براي نخستين بار از نماينده بخش خصوصي به طور رسمي دعوت شده است که در اين سفر همراه رئيس جمهور باشد. اميدوارم که در آينده هميشه حضور بخش خصوصي را در اين تعاملات خارجي شاهد باشيم.

 اصل 44

نهاونديان در ادامه نشست خبري روز گذشته خود به لايحه اجراي سياست هاي کلي اصل 44 قانون اساسي اشاره کرد و ادامه داد؛ اين لايحه آخرين مراحل را در کميسيون ويژه خود گذرانده و براي طرح در صحن علني مجلس آماده مي شود. وي با تشکر از تلاش هاي صورت گرفته گفت؛ درست است که براي اجراي سياست هاي کلي اصل 44 قانون لازم داريم اما نبايد فراموش کنيم که به اين تحول ساختاري بايد به صورت پروژه نگاه شود و نه به شکل يک قانون عادي. به اين صورت که زمان بندي، مديريت و نظارت بايد در تمام تکاليف آن لايحه مورد توجه قرار گيرد. نکته حائز اهميت اين است که اجراي تحول ساختاري همکاري همه نهادها را به شکل مديريت پروژه اي مي طلبد. رئيس اتاق بازرگاني ايران با اعتقاد به اينکه اگر بهترين قانون را تصويب کنيم اما همين که الان است باشد تحول چشمگيري را شاهد نخواهيم بود، گفت؛ مشکلاتي به طور مثال در رابطه با بوروکراسي ها، تشريفات ثبت يک شرکت و کسب يک مجوز وجود دارد. رفع موانع کسب و کار بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد. بازنگري کامل و فراگير در هر جا که بنگاه هاي ما با دولت رابطه دارند بايد همراه با اصل 44 بررسي شود. نهاونديان در ادامه صحبت هاي خود در رابطه با اصل 44 گفت؛ بخش خصوصي، تشکل ها و اتاق بازرگاني ايران به عنوان تشکل فراگير بايد در قانون مورد حمايت و تقويت قرار بگيرد. تا زماني که بنگاه ها را به صورت تنها و بي ياور مقابل دستگاه هاي دولتي داريم نمي توانيم شاهد رشد و شکوفايي بخش خصوصي باشيم. حتماً بايد در فضاي جديد قانوني تشکل هاي بخش خصوصي به رسميت قانوني شناخته شود و اختيارات کافي براي به عهده گرفتن وظايف و دادن هشدارهاي مناسب داده شود. رئيس اتاق بازرگاني ايران به بحث شرکت هاي سرمايه گذاري اشاره کرد و گفت؛ براي تحقق اصل 44 قانون اساسي نياز داريم که براي تامين سرمايه فکري کنيم. متاسفانه بازار سرمايه در اقتصاد ايران رشد و توسعه کافي پيدا نکرده است. راهکار براي اين قضيه تاسيس شرکت هاي سرمايه گذاري بزرگ است که رئيس جمهوري اين کار را تشويق کرد.

 کميسيون هاي اتاق بازرگاني

نهاونديان در رابطه با کميسيون هاي اتاق بازرگاني ايران اظهار کرد؛ در دور جديد فعاليت اتاق بازرگاني ايران بر روي کميسيون هاي تخصصي و نقش آنها تاکيد ويژه داريم و 19 کميسيون در موضوعات مهم قرار است تشکيل شود. هدف از تشکيل اين کميسيون ها پيوند فعال ميان کميسيون هاي اتاق بازرگاني ايران و تشکل هاي خصوصي است.

 تشکيل هيات مشاوران

رئيس اتاق بازرگاني ايران در ادامه نشست خبري روز گذشته خود خبر جديدي اعلام کرد مبني بر تشکيل هيات مشاوران در اتاق بازرگاني ايران که در زمينه هاي تخصصي از افراد خبره و اساتيد صاحب نظر در هيات مشاوران استفاده خواهد شد. وي گفت؛ از هيات مشاوران به عنوان يک بازوي جديد در نظرات اتاق بازرگاني ايران استفاده خواهيم کرد.

 اعطاي جايزه سرآمدي شرکت هاي مسلمان

نهاونديان همچنين با اشاره به خبر برگزاري اولين دوره اعطاي جايزه سرآمدي شرکت هاي برتر مسلمان در روز يکشنبه 22 مرداد ماه عنوان کرد؛ ابتکار برگزاري اين جايزه با هدف حضور در بازارهاي جهاني انجام شده است و مدل جايزه EFQM بوده که از سوي کشورهاي اروپايي و ساير کشورهاي دنيا به کار گرفته مي شود.

به گفته وي ارزيابي هاي انجام شده براي نمره دهي به شرکت هاي نامزد دريافت اين جايزه از سوي کارشناسان بين المللي از کشورهاي فرانسه، روماني، مصر و ترکيه و ساير کشورها انجام شده و علاوه بر آن ارزيابان ايراني نيز که دارنده گواهينامه بين المللي بوده اند در اين کار مشارکت کرده اند. اين جايزه به هيچ وجه جايگزين يا در رقابت با جايزه ملي کيفيت نيست و در دوره اول آن تنها با حضور شرکت هايي که در سطح ملي برنده جايزه شده بودند برگزار مي شود و لذا در روز يکشنبه 12 شرکت مورد ارزيابي قرار گرفته اند که ارزيابي هاي انجام شده بر روي آنها مورد تاييد بنياد مديريت کيفيت اروپا قرار دارد.

نهاونديان با بيان اينکه شعار جايزه سرآمدي شرکت هاي برتر کشورهاي مسلمان، همکاري براي سرآمدي راهکار انسجام اسلامي است، گفت؛ در اعطاي اين جايزه و تعامل براي ارتقاي کيفيت و دستيابي به انسجام تاکيد شده و هدف اصلي آن آشنايي بين شرکت هاي برتر مسلمان و ايجاد زمينه هاي همکاري اين شرکت هاست که اميدواريم برنامه هاي آموزشي و توسعه و ترويج فرهنگ انتقال کيفيت براي شرکت هاي مسلمان در دستور کار اتاق هاي بازرگاني کشورهاي اسلامي قرار گيرد و فرهنگ سرآمدي از سوي دولت هاي مسلمان مورد حمايت باشد. 

انحلال شوراي پول و اعتبار

نهاونديان در پاسخ به سوالي درباره انحلال شوراي پول و اعتبار گفت؛ هنوز در شوراي پول و اعتبار بحثي در مورد انحلال اين شورا مطرح نشده و به نظر مي رسد ارائه پيشنهاد در مورد هماهنگ سازي شوراها در داخل دولت مطرح باشد که اميدواريم کارگروه حضور بخش خصوصي در شوراهاي آينده نيز تشکيل شود چرا که توقع بخش خصوصي اين است که در هر تصميم اقتصادي نظرات بخش خصوصي نيز در نظر گرفته شود و اتاق به عنوان نماينده اين بخش در کليه شوراهاي تصميم ساز حضور يابد. 

ورود بخش خصوصي براي خريد هواپيما

رئيس اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران در بخش ديگري از نشست خبري در پاسخ به سوالي درباره چگونگي حضور بخش خصوصي در حمل و نقل هوايي و خريد هواپيما گفت؛ يکي از دستاوردهاي اصل 44 ورود بخش خصوصي به بحث فعاليت هاي حمل و نقل هوايي و خريد هواپيما بوده است که در حال حاضر شکل قانوني و رسمي پيدا کرده است لذا معتقدم زمينه فعاليت براي بخش خصوصي در صنعت هواپيمايي فراهم است و با توجه به محدوديت هايي که از سوي برخي دولت هاي خاص در زمينه فروش هواپيما به ايران ايجاد شده از سوي بخش خصوصي قابل پيشگيري است لذا بايد فضا براي شرکت هاي خصوصي باز شود.

نهاونديان تصريح کرد؛ دولت در اين زمينه بايد به شرکت هاي هواپيمايي خصوصي کمک کند تا فعاليت آنها توجيه اقتصادي بيابد به اين معنا که در عين حالي که دولت سياست هاي خود را دنبال مي کند اجازه دهد تا شرکت هاي خصوصي نيز در زمينه خدمات هوايي فعاليت کنند چرا که مطمئناً با ورود بخش خصوصي به حوزه حمل و نقل هوايي با محدوديت کمتري مواجه خواهد بود. 

اتاق بازرگاني چابهار

نهاونديان در ادامه در پاسخ به سوالي درباره وضعيت اتاق بازرگاني منطقه آزاد چابهار نيز توضيح داد؛ تفويض اختيار درباره صدور کارت بازرگاني به اتاق هاي بازرگاني استان ها از طريق مصوبه شوراي عالي صادرات بوده است که اخيراً نيز اختيار صدور کارت بازرگاني به مناطق آزاد تفويض شده است اما نکته اي که بايد ملاحظه کرد اين است که بايد توجه داشت اتاق هاي مجاور اتاق هاي مناطق آزاد تضعيف نشوند. وضعيت اتاق بازرگاني منطقه آزاد چابهار درباره صدور کارت بازرگاني و فعاليت آن در دست بررسي است. 

محدوديت تردد کشتي هاي ايران

وي در پاسخ به سوالي درباره محدوديت ايجاد شده براي تردد کشتي هاي ايراني در آبراه هاي بين المللي و تصميم اخير سازمان بنادر و کشتيراني براي ثبت کشتي هاي ايراني در ساير کشورها و راهکار اتاق بازرگاني براي اين منظور توضيح داد؛ مساله تردد در آب هاي بين المللي و تاسيس شرکت هاي پيراموني يا استفاده از پرچم هاي ساير کشورها از کارهاي روزمره شرکت هاي کشتيراني است که متناسب با شرايط انجام مي شود. قطعاً موضع اتاق بازرگاني در اين زمينه تقويت شرکت هاي بخش خصوصي است؛ هرچه بتوانيم با استفاده از مرزهاي آبي گسترده حضور خود را در آب هاي بين المللي و دريايي گسترش دهيم به نفع اقتصاد ملي خواهد بود، بنابراين اتاق بازرگاني از آنچه به نفع حضور گسترده باشد حمايت مي کند.
به نقل از روزنامه شرق
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 10:52 |