تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

راي من به محمود احمدي نژاد

مسعود بهنود

در آغاز سومين سالگرد آغاز به کار دولت آقاي احمدي نژاد ناگزيرم خود را برهنه در مقابل آفتاب بنشانم و به خطاي خود اعتراف کنم، بي داغ و بي درفش در عين صحت و سلامت عقل. بايد اعتراف کنم که دو سال قبل در انتخابات سوم تيرماه به محمود احمدي نژاد راي ندادم. و خطا کردم. علتش هم اين بود که بسيار نکته ها نمي دانستم، نه اينکه نامزد ها را نمي شناختم. بلکه شناختم از جامعه اين قدر نبود. و امروز که دو سال گذشته از آن زمان، تا راست و پوست کنده اين خطاي خود را بيان نکنم از بار گناهان خود نکاسته ام.

شايد خواننده با خواندن اين سطور به اين تصور افتد که قصد مطايبه و يا طعنه در پيش است، اما چنين نيست. اين نوشته اي جدي است. نويسنده اصولاً طبع طنز ندارد.

انتخاب آقاي محمود احمدي نژاد اگر در هنگام خواب و غفلت آقاي کروبي اتفاق افتاده باشد چنان که گفته آمده، يا اگر با «بداخلاقي هاي انتخاباتي» همراه بوده باشد چنان که آقاي خاتمي گفته، اگر چنان بوده باشد که آقاي هاشمي را گله مند کرد، يا چنان که سردار ذوالقدر گفت حاصل عملياتي «پيچيده»، يا اگر مطابق نظر آيت الله مصباح يزدي دعاها و ندبه هاي مردم کار خود را کرده باشد، به هر حال به نظرم موهبتي نامنتظر بود. آيتي بود. مانند نشانه اي که به گمشدگان ره نمايد و نجاتشان دهد. فرض کنيم که الان آن کس که من به او راي دادم -دکتر معين - انتخاب شده بود، تصور کنيد چه جامعه شلوغ و گرفتاري داشتيم. از همه مي گذرم مگر آقاي جواد لاريجاني جرات داشت اين حرف ها را بزند و روزنامه ها همه چاپ کنند. وزيران مي توانستند به صفت هاي تفضيلي براي شرح کارهاي خود نزديک شوند، چه رسد به صفت هاي عالي، آن هم هر روز.گرچه که دانشجويان امروزه روز هم به بندند، اما اين کجا و هجده تير کجا. گيرم چند روشنفکر - يا حتي روشنفکرنما - و عده اي از نسوان احساس بهتري از زندگي پيدا مي کردند اما کجا چنين نشاطي برپا بود که امروز هست. از خود مي توان پرسيد دکتر معين به اين شوخي و شيريني سخن مي گويد که آقاي احمدي نژاد. ممکن بود که او به دانشجويان که شکايت از ستاره هايشان مي کنند، به اين شيريني بگويد سروان شده اي ديگر چه عيبي دارد غنقل به مضمونف. آيا ممکن بود که کسي مانند آقاي هاشمي که روزهاي انتخابات هم براي گرفتن راي به استان ها سفر نکرد، هيات دولت را بردارد به سفرهاي استاني برود، هر روز در يک گوشه کشور باشد و يا طرف ديگر دنيا. آقاي لاريجاني مگر نبود که در جريان انتخابات رياست جمهوري يک بار به اصرار مشاوران و همفکران به ميان بختياري ها رفت و کلاهي هم به سر گذاشت اما راضي نبود عکسش چاپ شود و بعد هم حرف برادر شنيد که مي گفت مدير بهتر است چند ساعت فکر کند. اصلاً فکر کند.نويسنده خود سال ها است از سفر اقيانوس پيمايي به اندازه مقدور حذر مي کند، چون ده دوازده ساعت پرواز، حتي اگر آدمي در هواپيماي اختصاصي و يا در درجه يک باشد باز سخت است. آقاي احمدي نژاد در همين دو سال دو سه باري اين راه طولاني را تا ونزوئلا و دو باري تا نيويورک طي کرده و حالا امسال هم قصد دارد برود. کدام يک از نامزدها اصولاً جرات داشتند اصلاً سالي يک بار به امريکا بروند. کدامشان - مگر آقاي کروبي که گاه گاه از اين کارها مي کند - جرات داشتند نامه بنويسند صاف براي خود شيطان بزرگ. آن هم شيطان بزرگي مانند جورج بوش که پدرش و پدرجدش هم شيطان بوده اند نه کسي مانند کارتر و کلينتون که از دست امريکايي ها در رفت و به کاخ سفيدشان راه دادند. کدام يک از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري مي توانستند و اصلاً در مخيله شان جا مي گرفت که ملوانان انگليسي را که همگان به آنها متجاوز مي گفتند و بعضي ها جاسوس و مستحق اعدام، بياورد در رياست جمهوري و با همگي دست بدهد و بعد هم بدرقه شان کند با برخورد حسنه و اصلاً هم متهم نشود. اصلاً محتمل نبود که ملوانان اسير جنگي را به خواست رئيس جمهور به چنين جايي بفرستند دستگيرکنندگان. اصلاً به آنها مربوط نمي شد. مگر آقاي هاشمي که به هر حال سابقه اي در فرماندهي جنگ و آشنايان در مدارج بالاي نظامي دارد.اين فهرست بلندتر از اين حرف ها است. خلاصه مي کنم و مي پرسم، تجسم کنيد که اگر دکتر معين انتخاب شده بود مشاورش مي شد کسي مانند دکتر خانيکي، که اصلاً به اندازه آقاي کلهر مفرح و شيرين نيست.اصولاً به جمع مشاوران و معاونان آقاي احمدي نژاد نگاه کنيد بنا به نوشته جناب کلهر - در نامه به رئيس مجلس - و تجسم کنيد آنها را که هر کدام از سويي از شهر نان سنگکي و پاکت ميوه اي خريده اند تا به بقيه مشاوران ثابت کنند که گراني و تورم حرف غلطي است که نمايندگان و يا روزنامه نگاران مي زنند. کجا چنين هنري داشتند مشاوران نامزدهاي ديگر. از کجا چنين شور و حالي در آنها بود.

من هر گاه به ماجراي سهميه بندي بنزين فکر مي کنم، اين بار ديگر از کارشناسان گلايه دارم که چرا نمي گويند که انجام چنين کاري - آن هم به همت وزارت کشور نه وزارت نفت يا بازرگاني - کاري بزرگ بود که شايد مقدمه نجات جامعه از دست يارانه هايي باشد که ما را معتاد به درآمد نفتي کرده است.

مي دانيد اگر هر کدام از نامزدهاي ديگر انتخاب شده بودند و همين کار را بنا به توصيه عقل يا از سر اضطرار انجام مي دادند چند بشکه اشک براي مسافرکش ها و مردم بدبخت و فقير ريخته مي شد که حالا با گراني و تورم چه کنند. اما شد و چنان که بار ديگر هم نوشته ام زنده باد سهميه بندي.

سوم اينکه به نظرم اگر آقاي هاشمي يا دکتر معين، آقاي قاليباف يا کروبي، آقاي مهرعليزاده يا آقاي لاريجاني انتخاب مي شدند مملکت کمابيش بر همان روالي مي گشت که عده اي مي گويند در همه چهل سال گذشته غيعني از نيمه هاي دهه چهل که قيمت نفت تکانکي خورد و ما ملت ايران هوس تجديد عظمت باستان به سرمان افتادف اداره شده بود. اما قدر مسلم اين است که اين رقم اگر 28سال گرفته شود اختلافات حل مي شود و هم موافقان و هم مخالفان دولت هم با اين نظر مساعدت دارند که هر کس از نامزدهاي ديگر برگزيده مي شدند زندگي ادامه برنامه هايي بود که اگر آن يک و نيم تا دو سال اول انقلاب را رها کنيم، آن يک عدد گروگان گيري را هم نديده بگيريم، در بقيه سال ها غ از انتخاب زنده ياد رجايي به نخست وزيري به بعدف کمابيش کشور بر آن روال گشته يا سعي شده بود بر مدار بگردد.

به هر حال انگار که از ممالک راقيه شده ايم تغيير دولت ها، از ديدگاه بطني جامعه تفاوت چنداني در پي نياورد. پول نفتي مي رسيد و سازمان برنامه اي بود که سعي مي کرد دولتي ها هماهنگ خرج کنند، يک مرتبه هر استان شروع نکند به ساختن جاده هايي که به استان مجاور وصل نشود. چنان سيستم هاي آبياري طراحي نکنند که دو کيلومتر آن طرف تر همه زمين هاي زراعي از بي آبي له له بزند و اين طرف مردم با قايق به مزارعشان بروند. چنان نباشد که يک استان از خارج سيب زميني وارد کند و استان ديگر گند سيب زميني هاي گنديده اش را با معطر سازهاي باز هم خارجي چاره کند. خلاصه به طور کلي همين بود. احساس مي شد با انقلاب روندي که از مشروطيت آغاز شده با پست و بلند راه و رهروان خود را به سال 1384 شمسي رسانده. کم کمک ايران اسلامي داشت الگويي مي شد براي منطقه، با همه انتقادها که جهانيان مي کردند اما داشت نمونه اي از مديريت شهري، شوراها، آشنا شدن مردم به حقوق خود، ادبيات، سينما و... خلاصه... همين که کشور بر يک روال مي گشت و درش استقراري پيدا شده بود دنيا را به ترس انداخته بود. اما ما ايراني ها خودمان حوصله مان سر رفته بود. چقدر تکرار خسته کننده. تنها انتخاب آقاي احمدي نژاد مي توانست به اين دور تسلسل پايان دهد. مگر نه هر بيست و پنج سال قرارمان با تاريخ همين است.

سال 32 سالي است که به 28 مردادش معروف است و 25 سال بعد به 22 بهمنش معروف شد. ربع قرني که گذشت بايد اتفاقي مي افتاد، چند سالي هم دير شده بود.

چهارم، دليلي که دارم به سياست بين المللي مربوط مي شود. اصلاً چرا مردم امريکا بعد از کلينتون مي توانند جورج بوش انتخاب کنند ما نتوانيم و بعد از خاتمي مثلاً کارمان دست کروبي يا دکتر معين بيفتد که باز همان حرف ها باشد. چطور است که فرانسوي ها بعد از ژنرال دوگل و ميتران، سارکوزي را در جاي تاليران غشايد هم خود ناپلئون ف مي توانند نشاند، مگر مردم ايران چه کم دارند از امريکايي ها.و ششم اينکه دنيا گاهي هم بايد از بنياد تغيير کند. گاهي عجيب شود. گاهي حرف هاي نشنيده بشنود. نگفته بگويد. جهان بايد گاه گريه کند، گاهي بخندد. شايد که کسي خواب ديده بود و تعبيرش اين شد که کسي مي آيد و همه آداب و رسوم بيست و هشت ساله را به دور مي ريزد.همه کارهايي را که بعيد بود انجام مي دهد.

مهرورزي و عدالت جويي را که از صد سال پيش حرفش زده مي شد معنا مي کند و مانند لقمه اي در دهان همه قرار مي دهد. البته که لازمه همه اينها نفت هفتاد دلاري بود. چون همه اينها اگر باشد اما نفت همان نوزده دلاري باشد که در برنامه چهارم نوشته شد، مزه نخواهد داشت.اما اگر همه دلايل محکم بالا نبود و فقط همين يک دليل کافي بود که حاصل انتخابات سوم تير باعث مي شد که جامعه ايراني خود را بشناسد. اندازه هاي خود را دقيق تر به دست آورد. مدام در خيال سياست نورزد. در خيال به اين و آن ايراد نگيرد. هي دور از گود فرمان آتش ندهد. و همين حادثه باعث شد تا جامعه کمي به عراق، به فلسطين، به لبنان، حتي به ترکيه نگاه کند. وسط کوير دل خود را به تماشاي فيلم هايي از نقاط سبز جهان غاز مونت کارلو تا دامنه پيرنه، از مونترآل تا لس آنجلسف مشغول نکند. به همسايه نگاه کند، به کوچه نگاه کند، به خيابان نگاه کند، و اگر فرصتي شد به خود هم نگاهي بيندازد. آن گاه آرزوهاي بلند.بنابر اينها بود که لازم مي دانم پشيماني خود را از اينکه به آقاي احمدي نژاد راي ندادم اعلام دارم. و از آنجايي که احساسم اين است که هنوز کار مهمي که اين دولت بايد انجام مي داد صورت نپذيرفته است، دو سال ديگر اگر بودم جبران مافات مي کنم و به دکتر محمود احمدي نژاد راي مي دهم.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 15:45 |
 

مصاحبه - اقتصادي
شماره : 8605100106
14/05/86 - 00:34



گزارش فارس از روند اجراي پروژه آزادراه تهران_ شمال

گنج بي رنجي كه چينيها از آزاد راه تهران _شمال مي برند

 

خبرگزاري فارس: داستان آزادراه تهران - شمال ناخودآگاه آدم را ياد شعر "نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد" سعدي مي‌اندازد با اين تفاوت كه چينيها در اين پروژه بدون رنج، گنج بردند و بدون انجام كار مزد گرفتند. باور نداريد بخوانيد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي فارس با زياد شدن اختيارات بنياد مستضعفان به عنوان طرف مشاركت وزارت راه و ترابري در پروژه احداث آزادراه تهران - شمال، پس از مذاكرات طولاني با يك شركت چيني سرانجام اين شركت در سال 82 بدون برگزاري مناقصه مامور ساخت منطقه يك اين آزادراه شد.
بر اساس قرارداد 220 ميليون دلاري كه با اين شركت بسته شده بود مقرر شد مبلغ 33 ميليون دلار در قبال دريافت يك ضمانتنامه با همين مبلغ بابت پيش‌پرداخت به شركت چيني داده شود.
با اين وجود اين شركت تا اسفندماه سال گذشته و پس از دريافت چندين اولتيماتوم از سوي مقامات وزارت راه و ترابري به بهانه‌هاي مختلف از دادن ضمانتنامه به بانكهاي ايراني خودداري كرد.
به گفته يك مقام آگاه اين شركت سرانجام پس از سه سال تاخير در قبال ارائه يك چك به عنوان ضمانت، 33 ميليون دلار پيش‌پرداخت از ايران گرفت و سپس با چند ماه وقفه به بهانه تعطيلات نوروز در اوايل سال جاري اقدام به آوردن كارگران خود به منطقه يك آزادراه تهران - شمال كرد. ولي اين بار نيز با بهانه‌هايي ديگر از قبيل نبود امنيت جاني براي كارگران در اين منطقه و يا تحريمهاي احتمالي عليه ايران در ورود كارگران بر خلاف برنامه تدوين شده عمل كرد و كار همچنان مانند سالهاي گذشته به كندي پيش مي‌رفت.
به گفته مجري طرحهاي ساخت و توسعه آزادراهها منتظري اعتبار اختصاص داده شده به پروژه مذكور در سال گذشته رقمي معادل 42 ميليارد و 750 ميليون تومان بود كه اين ميزان از مجموع اعتبارات تخصيص داده شده در سال‌هاي گذشته بيشتر بوده است.
وي افزود: اين شركت در اوايل سال جاري به صورت رسمي آغاز به كار كرد.
يك مقام آگاه در گفت‌وگو با فارس از تعلل زيركانه چينيها در استقرار كامل در كارگاهها خبر داد و گفت: هر چند كه پس از دريافت 33 ميليون دلار پيش پرداخت تعدادي از افراد اين شركت چندي پيش براي جلب اطمينان ايران به منطقه يك آزادراه آمدند ولي در روزهاي گذشته مجددا حضور خود را در كارگاهها بسيار كم‌رنگ كرده‌اند.
همچنين به گفته منتظري اين شركت هنوز موفق به استقرار كامل كارگران و نيز ماشين‌آلات خود در كارگاهها نشده است.
به گزارش فارس در سال جاري علاوه بر 20 ميليارد تومان سهم وزارت راه و ترابري و 53 ميليارد تومان اوراق مشاركت، 70 ميليارد تومان نيز توسط بنياد مستضعفان براي تكميل آزادراه تهران - شمال اختصاص داده خواهد شد كه در صورتيكه 33 ميليارد تومان ذكر شده كه جزء اعتبارات سال گذشته بوده است را به علت اينكه هيچ كاري در قبال آن انجام نشده ، جزء وجوه اختصاص داده شده در سال جاري محسوب كنيم مجموع وجوهي كه امسال به اين آزادراه تعلق مي‌گيرد تقريبا معادل 170 ميليارد تومان خواهد شد.
اين بدان معني است كه در صورت لغو قرارداد با شركت چيني توسط مقامات وزارت راه و بنياد مستضعفان 33 ميليارد تومان از وجوه بلااستفاده به 140 ميليارد تومان اعتبارات سال جاري اضافه شده و به گفته كارشناسان راهسازي در بدترين شرايط جغرافيايي امكان برنامه‌ريزي براي ساخت حداقل 50 كيلومتر از آزادراه تهران - شمال فراهم خواهد شد.
با اين وجود وزير راه و ترابري و نيز مسوولان شركت ساخت و توسعه بارها كمبود اعتبارات را دليل استفاده نكردن از پيمانكاران داخلي و بكارگيري پيمانكار چيني عنوان كرده‌اند.
به نظر مي‌رسد كه ادامه همكاري با چينيها در اين پروژه از اين پس نيز همچون گذشته با بهانه‌جوييهاي تكراري باعث به تاخير افتادن زمان اتمام پروژه شده و در اين ميان تنها چيزي كه عايد كشور مي‌شود، فرصت سوزي و عدم استفاده از منابع تخصيص داده شده است.
اين در حاليست كه به گفته دست‌اندركاران ساخت اين آزادراه كاري كه اين شركت از لحاظ فني در منطقه يك انجام مي‌دهند به هيچ وجه در حدي نيست كه از عهده پيمانكاران توانمند داخلي برنيايد.
يكي از مسوولان شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل در گفت‌وگو با فارس با بيان اينكه قطعه يك آزادراه تهران - شمال در حدود 30 كيلومتر طول دارد، خاطرنشان كرد: در صورتبكه ساخت اين منطقه به پيمانكاران داخلي سپرده شود حداكثر تا سه سال آينده با احداث اين منطقه، فاصله بين تهران تا چالوس 50 كيلومتر كوتاهتر مي‌شود.
با توجه به تاكيد تعدادي از مسوولان شركت ساخت و توسعه اختصاص بودجه فعلي به ساخت مناطق يك و چهار اين آزادراه منطقي‌ترين كار ممكن است. گواه اين امر اولا كوتاه شدن مسير تهران تا چالوس در حدي قابل توجه و نيز رو به اتمام بودن مراحل ساخت منطقه 4 آزادراه تهران شمال است.
عليرغم تمام اين مسائل اخيرا منتظري مجري طرحهاي ساخت و توسعه آزادراههاي كشور از اظهار تمايل چينيها براي ساخت مناطق دو و سه آزادراه تهران - شمال خبر داد.

گزارش از : محمد رضائي

انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 15:34 |
 
 
نيويوركر:
سيا در بازجويي از طراح حملات 11 سپتامبر از شيوه‌هاي سخت و عذاب آور استفاده كرد

سرويس: بين‌الملل - فرامنطقه‌يي
1386/05/14
08-05-2007
12:05:56
8605-07782: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بين‌الملل - فرامنطقه‌يي

گزارش اخير نشريه‌ي نيويوركر حاكي از آن است كه خالد شيخ محمد طراح حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 در مقطع زماني كه در زندان‌هاي مخفي آمريكا در سراسر جهان به مدت بيش از سه سال در حبس بسر برد، در معرض سخت‌ترين و بي‌رحمانه‌ترين شيوه‌هاي بازجويي سازمان سيا قرار گرفت. اين بخشي از رژيم بازجويي و استنطاق از مظنونان تروريستي بود كه كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ آن را به مثابه شكنجه خوانده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) روزنامه‌ي واشنگتن پست نوشته است: جين ماير در گزارش 12 صفحه‌يي خود روش‌ها و شيوه‌هاي بازجويي سري سازمان سيا از مظنونان عمليات‌هاي تروريستي را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و نوشته است: يك گزارش محرمانه‌ي كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ (ICRC) به دولت آمريكا، حاوي جزييات اعلام شده از سوي خالد شيخ محمد در خصوص شكنجه در بازداشتگاه‌هاي سيا بوده است.

وي در ادامه نوشت: منابع ناشناس در واشنگتن به ما گفته‌اند كه طبق اظهارات طراح حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001، اين متهم به حالت عريان در سلول‌اش در حبس بوده و توسط برخي بازپرسان زن كه او را تحقير مي‌كردند، مورد بازجويي قرار مي‌گرفت آنهم در حالتي كه قلاده‌اي مخصوص سگ‌ها بدور گردنش بسته شده بود و بدست اين ماموران با آزار و اذيت مفرط روبرو مي‌شد.

شيخ محمد هم چنين بيان داشته كه علاوه بر قرار گرفتن در وضعيت گرماي خفه كننده و شرايط سرماي بيش از حد و كشنده، در معرض فشار بي‌امان آب كه به وي حالت خفگي دست مي‌داده قرار مي‌گرفته است.

بر اساس گزارش نيويوركر، عاملان دستگيري خالد شيخ محمد به وي پس از دستگيري‌اش گفتند: ما قرار نيست تو را بكشيم، اما قصد داريم تو را تا سر حد مرگ برده و بازگردانيم.

گروه‌هاي حقوق بشر از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) به دليل بكارگيري چنين شيوه‌ها و روش‌هايي در بازجويي از مظنونان تروريستي به شدت انتقاد كرده‌اند و معتقدند كه اين روش‌ها بخصوص زماني كه به يكباره و جمعا و در مدت طولاني مدت به كار گرفته مي‌شوند در حد شكنجه و بدرفتاري با متهمان است.

جورج بوش رييس جمهور آمريكا، ماه گذشته حكم اجرايي را امضا كرد كه به موجب آن سيا موظف است با مظنونان بازداشت شده انساني رفتار كند. اين در حاليست كه ليست محرمانه‌اي از متد‌ها و شيوه‌هاي بازجويي كه مورد تاييد دولت آمريكا قرار گرفته از ديد افكار عمومي پنهان شده است.

جورج ليتل سخنگوي سازمان سيا، در پاسخ به پرسشي در خصوص شيوه‌هاي بازجويي از مظنونان به طريقي كه در مقاله‌ي نيويوركر تشريح شده اعلام داشت: برنامه اعلام شده فراتر از شيوه‌ها و روش‌هاي مشخص بازجويي مي‌باشد. اين برنامه به استفاده از دانش جمعي سازمان سيا جهت تفتيش و دريافت اطلاعات از بازداشت شدگان القاعده و وابستگانش مي‌پردازد.

خالد شيخ محمد به همراه 13 تن ديگر از مظنونان عمليات تروريستي سال گذشته از بازداشتگاه‌هاي مخفي سيا به زندان گوانتانامو در كوبا انتقال داده شدند.

انتهاي پيام

Copyright 1998-2007 Iranian Students' News Agency (ISNA)
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 15:20 |
 

 

اتحاديه اروپا از ايران خواستار جلوگيری از اعدام دو ژورناليست کُرد شد


03/08/2007

اتحاديه اروپا از ايران خواسته است اعدام دو ژورناليست کُرد محکوم به مجازات مرگ در اتهام محاربه با خدا را متوقف کند. رئيس پرتغالی و ادواری اتحاديه اروپا امروز از ايران خواست به اين دو ژورناليست فرصت بدهد در چارچوب قانون اساسی ايران و قوانين بين المللی ِ حقوق بشر از محاکمه ای منصفانه برخوردار شوند.

 قوه قضائيه ايران در اين هفته تائيد کرد که عدنان حسن پور، و عبدالواحد حيوا بوتيمار به مرگ محکوم شده اند. اين دو برای مجله آسو که دو سال پيش ممنوع الانتشار شدند مقاله و گزارش می نوشتند.

اتحاديه اروپا امروز همچنين نسبت به اعدام های اخير در ملاء عام و احکام مجازات های مرگی که ديوان عالی ايران صادر کرده است ابراز نگرانی کرد. اتحاديه اروپا که با مجازات مرگ در هر صورتی مخالف است ميگويد بخصوص نگران سرکوبی ايرانيان برای ابراز عقيده، بويژه در مورد اقليت های کرد و عرب تبار است. ايران طی دو هفته اخير دو بار اعدام هائی جمعی در ملاء عام انجام داده است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 14:21 |

«قاضی بی طرف به پرونده مکرمه رسيدگی کند»

محمد ضرغامی

خبر اجرای حکم جعفر کيانی يکی از متهمان  پرونده ای که به پرونده سنگسار تاکستان مشهور شده در اواسط تيرماه که با تاخير از سوی مقام های قضايی جمهوری اسلامی اعلام شد.

اجرای اين حکم برای مکرمه ابراهيمی ديگر متهم اين پرونده از سوی رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی متوقف و برای رسيدگی دقيق تر به دفتر نظارت و پيگيری قوه قضاييه ارسال شده است.

همچنين همزمان با اين اقدام قضايی، شادی صدر نيز به تيم وکلای مدافع خانم ابراهيمی اضافه شده است .

اجرای حکم سنگسار برای اين دو متهم پس از گذشت ۱۱سال از بازداشتشان صادر شده بود که همزمان با هفته قوه قضاييه به دستور آيت ا... شاهرودی متوقف شد، اما  به نظر می رسد قوه قضاييه با ناديده گرفتن اين دستور حکم سنگسار متهم مرد اين پرونده را اجرا کرد.

در همين زمينه، در گفت وگويی با سعيد اقبالی يکی از وکلای مدافع خانم ابراهيمی آخرين تحولات در جريان پرونده این متهم محکوم به سنگسار مورد بررسی قرار گرفته شده است.

در حال حاضر با توجه به صدور دستور توقف حکم در باره خانم ابراهيمی پرونده درچه مرحله ای قرار دارد؟

نظر ما اين بود  که يکی از خانم ها به تيم وکلا اضافه شوند تا بهتر بتوانند با مکرمه صحبت کنند که خوشبختانه خانم صدر هم پذيرفتند.هفته گذشته من به همراه خانم صدر به دادگستری تاکستان مراجعت کرديم.

بعد از چندين ساعت بالا و پايين رفتن وصحبت با دادستان  در حالی که قاضی پرونده باز هم تشريف نداشتند، موفق شديم فقط پرونده اجرای احکام را که حاوی مطالب جالبی بود مطالعه کنيم. ولی اصل پرونده به دفتر آقای شاهرودی ارسال شده بود و ما هنوز هم موفق به مطالعه نشديم.

با مطالعه پرونده اجرای احکام به چه مطالب تازه ای دست پيدا کرديد؟

يکی  از دادياران اجرای احکام که اخيرا معاون دادستان بوده اند و در اجرا دست داشتند،ايشان نامه نگاری های زيادی کردند با دفتر آقای شاهرودی و کميسيون عفو و بخشودگی و مانع ايجاد کردند در عفو و بخشودگی و زمينه اجرا را فراهم کردند و برای ما سئوال است که آيا قوه قضاييه  ايشان را مورد بازخواست قرار خواهد داد؟!

وضعيت جسمی مکرمه ابراهیمی معمولی است اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی ندارد و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه  اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود

سعید اقبالی  یکی از وکلای مدافع  مکرمه ابراهیمی

در تازه ترين اخباری که درباره اين پرونده منتشر شده سخن از طلاق غيابی خانم ابراهيمی از همسر سابقشان به ميان آمده و عنوان شده آقای کيانی خانم مکرمه ابراهيمی را صيغه شرعی کرده بودند اماچرا از ازدواج دايم امتناع می کردند؟

طلاق غيابی که جعفر ادعا می کرده در واقع وجود خارجی نداشته ولی جعفر برای اينکه خيال مکرمه را راحت کند و مکرمه را به شروع زندگی مشترک تشويق کند اين ادعا را کرده است اما اينکه چرا ازدواج موقت کرده اند ؟!

 ببينيد جعفر يک همسر ديگر هم داشته که ممکن است اين موثر بوده باشد، چون در آن زمان ازدواج دوم جرم محسوب می شده و گذشته ازآن جعفر و مکرمه در روستا زندگی می کردند و تا جايی که ما اطلاع داريم يک روحانی محلی صيغه موقت را منعقد کرده است.

پس چرا تا به حال اين مسايل از سوی خانم ابراهيمی بيان نشده بود؟

تا وقتی در پرونده نبينيم که در صورت جلسه ها عنوان کرده اند يا نه، نمی توانيم تصميم بگيريم ودر واقع جواب اين سئوال را بدهيم  ولی به نظر می رسد يک سری از اين مطالب حتی عنوان هم شده ولی مورد توجه قاضی قرار نگرفته است.

  شايد وکلای جديد مکرمه بتوانند واقعيت هايی را که در خصوص اين مدارک بوده و مورد توجه قرار نگرفته  بيان کنند که بتوانند در يک جريان رسيدگی جديد  و يک قاضی بی طرف به اين موضوع رسيدگی بکنند.

در صورتی که مساله صيغه شرعی اثبات بشود آيا می توان اميدوار بود که مجازات سنگسار دراين باره متوقف بشود؟

قطعا اگر بی طرفانه به اين پرونده رسيدگی شود. چون مکرمه تحت تاثير جعفر کيانی و آنچه که او منتقل می کرده قرار داشته است،ضمنا اگر دو نفر قصد رابطه نا مشروع داشته باشند هيچ وقت نمی آيند مراجعه کنند به يک روحانی و صيغه نامه  تنظيم کنند، هيچ وقت نمی آيند در يک محيط اجتماعی زندگی کنند دارای دو فرزند شوند.

حتی مکرمه پس از اينکه بار اول دستگير می شوند و مدتی در حبس بوده اند و با نقض رای توسط ديوان عالی کشور آزاد می شوند ماجرا را اين گونه بيان می کند که جعفر کيانی به او می گويد :«ديدی گفتم ما هيچ مشکلی نداريم» و بعد می روند و دوباره زندگی می کنند.

اين ها به ما نشان می دهد که قطعا مکرمه گمان می کرده که زن شرعی و قانونی  جعفر است اگر غير از اين بود چگونه مکرمه به همراه جعفر کيانی بر می گردد به همان شهری که شوهر سابقش زندگی می کرده، جعفر کيانی به مکرمه گفته بود من به طور غيابی طلاق تو را گرفته ام.

 با توجه به اينکه شما وخانم صدر چندی پيش با خانم مکرمه ابراهيمی در زندان قزوين ملاقات داشتيد وضعيت عمومي او چگونه است؟

وضعيت جسميشان معمولی بود اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی نداشت و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه  اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود.     

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 14:2 |

يكشنبه 14 مرداد 1386

پیام رضا پهلوی به مناسبت یک صد و یکمین سالگرد جنبش مشروطیت

هم میهنان عزیزم،

یکصد و یک سال پیش هنگامی که بسیاری از کشورهای جهان از نعمت حق تعیین سرنوشت خـود محروم بودند، ملت ایـران بمنظور کسب آزادی و برقراری عدالت و حکومت قانون و جبـران عقب ماندگی های گذشته و همگام شدن با دنیای متمدن و پیشرفته، به انقلاب ملی مشروطیت دست زد که با فداکاری و پایداری طبقات مختلف مردم و با رهبــری و هدایت جمعی از روشنفکران، روحانیـان و نویسنـدگان میهن دوست بثمـررسید و کلیۀ توطئه های مرتجعان و مخالفان آزادی، حتی در دورۀ چند ماهـۀ «استبداد صغیر» درهــم شکستـه شــد و سرانجام ملت ایران پیروز شد.

ملت ایران با عبوراز فراز و نشیب های متعددی توانست به بسیاری از اهداف ملی انقلاب مشروطیت دست یابد، اما متاسفانـه در بهمن ماه ۱۳۵۷، گروه هایی واپسگــرا که ماهیت واقعی و نیات سوء آنها هر روز بیشتر روشن میشود، دستآوردهای انقلاب ملـی مشروطیت و امیدهـای آینــدۀ آنــرا بباد داده و کشور و ملت را به مصیبت های بسیار، از جمله به یک استبــداد بی سابقه دچار ساختنـد و فعالانه میکوشند ایران عزیز ما را چندین قرن به عقب بازگردانند.

امروز بجای مدرنیته، تمدن، رفــاه و پیشرفت مردم ایــران دچار یک فاشیسم بیـرحم شده اند کـه کشور را بسوی نابودی سوق میدهد.

رژیم ولایت فقیه، برخی از نیروهـای انتظامی اش را درخدمت سرکوب و خفقـان ملت بکارگرفتـه و سعی دارد رابطۀ آنها را با شاخه های بنیادگرا و شورشی منطقه روزبروز محکم ترسازد.

حکومت به مصالح ملی و آسایش مردم کوچکترین توجهی ندارد و با اتکا به یک مافیای غارتگرا، در لوای دین، ثروت خداداد ما را به فراسوی مرزهایمان به غیرایرانی بخشیده.

هم میهنان عزیزم،

راهی که رژیم ولایت فقیه در پیش گرفتـه، آیندۀ ملت و امنیت و تمامیت ارضی ایـران را در معرض بـزرگترین خطرها قرارداده است، در این دوران بحرانی ضرورت استقرارحکومتی که برپایــۀ ارادۀ ملت باشد بسیار حیاتی است و قبل از آنکه این حکومت ضد مردم همه چیز را برسرکشور و مردم آن خراب کند، باید برای نجات کشور شتافت.

اکنون جای بسی خشنودی است که معتقدان به آرمان های مشروطیت، متعهد به دموکـراسی، استقـلال و پیشرفت کشور، برای تجدیـد حیات اهــداف عالــی مشروطیت بیش از هــر زمان دیگر همفکـــر و همــراه شده انـد و این همفکری ها و همکاری ها، بخصوص در داخل کشور بسیار نوید بخش است.

به هم میهنان عزیزم اطمینان میدهـم که اتحـاد و همبستگــی نیروهــای ملی و آزادیخــواه روزبروز تجلی بیشتر و بهتری پیدا میکند. با اتکـا به فرهنگ اصیل ایرانــی سرانجام زنجیرهای استبداد را پاره خواهیم کرد و ملت ایران خواهد توانست، در پرتو آزادی و امنیت، در راه سعادت، ترقی و سربلندی گام بردارد.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 13:51 |
كد خبر: 22804 تاريخ: 09:09:24 - 1386/05/14  
جزئیات تکان دهنده از پرونده سنگسار تاکستان
 
گفته می شود جعفر پس از سنگسار در حالی که گوش و بینی اش کنده و له شده بود، همچنان زنده بود و وقتی پزشک قانونی زنده بودن او را تائید می کند، آقای (...) با یک بلوک سیمانی بزرگ بر سرش می کوبد و اورا به قتل می رساند که در صورت اثبات این ادعا وی قابل تعقیب کیفری خواهد بود .

عصرایران- وکیل پرونده جنجالی سنگسار تاکستان در گفت و گو با خبرنگار عصرایران(asriran.com)، جزئیات تکان دهنده ای از ماجرای سنگسار جعفر کیانی و وضعیت موکله اش"مکرمه" بیان کرد.

شادی صدر درباره موکله اش که به سنگسار محکوم شده و هم اینک در زندان تاکستان به سر می برد گفت: مکرمه، زنی بی سواد و بسیار ساده است و هنگام دستگیری حتی خواندن و نوشتن هم بلد نبود و اکنون در حد مقدماتی مثل نوشتن اسم خودش سواد دارد.

وی گفت: چند سال پیش، جعفر کیانی که او هم بی سواد بود، برگه ای را به مکرمه نشان می دهد که حاکی از آن بوده است که حکم طلاق غیابی مکرمه از همسر اولش صادر شده است.مکرمه نیز به استناد همان برگه به همراه جعفر کیانی به دفتر ازدواج مراجعه می کند و محضردار هم که اینک فوت کرده است، برهمان مبنا، بین جعفر و مکرمه صیغه عقد 99 ساله جاری می کند و سند رسمی عکس دار و قانونی ازدواج به آنها ارائه می دهد .

پس از این ازدواج، جعفر و مکرمه همانند سایر زوج ها زندگی خود را شروع می کنند. البته، جعفر همسر دیگری نیز داشته است و به طور همزمان با هر دو همسرش زندگی می کرده است.
صدر می افزاید:پس از مدتی،جعفر و مکرمه به یک عروسی در اسلامشهر دعوت می شوند و در آنجا یکی از اقوام شوهر قبلی مکرمه، آنها را می بیند و به پلیس خبر می دهد و بدین ترتیب مکرمه و جعفر بازداشت می شوند و به اتهام زنای محصنه تحت تعقیب قرار می گیرند.

وکیل پرونده افزود: حتی اگر برگه ای که به عنوان حکم طلاق غیابی به مکرمه ارائه شده، غیر واقعی بوده و طلاق بین او و همسر اولش جاری نشده باشد،نمی توان حکم به سنگسار و حتی تازیانه او داد چرا که مکرمه با این تصور که همسر شرعی جعفر بوده با او ارتباط داشته است و شرعاً هم مرتکب گناهی نشده بود . ضمن اینکه حتی نمی توان گفت که جعفر نیز از غیر معتبر بودن آن حکم خبر داشته است زیرا با توجه به بی سواد بودنش، امکان داشته است فرد دیگری به هر علتی حکم مذکور را به جعفر داده و به او گفته باشد که  طلاق غیابی مکرمه صادر شده است.

وانگهی به فرض اشتباه جعفر یا مکرمه، دفتردار رسمی قوه قضاییه نیز مستندا به همان برگه، صیغه عقد را بین آنها جاری کرده است که متاسفانه محضردار مذکور در قید حیات نیست تا در این باره از او تحقیق شود. با این اوصاف، از یک سو می توان گفت که مورد از موارد "شبهه" بوده و در چنین مواردی به صراحت قاعده "تدرءالحدودبالشبهات" می بایست حکم برائت جاری می شد.

وی افزود: اگر ازدواج جعفر و مکرمه مورد پذیرش قانون نبوده، نباید به اسم آن دو برای فرزند مشترکشان شناسنامه صادر می شد در حالی که افشین 14 ساله که اینک با خانواده همسر اول جعفر زندگی می کند دارای شناسنامه رسمی هست.

صدر افزود: به عنوان وکیل پرونده هنوز موفق به خواندن پرونده نشده ام و فقط بدل پرونده را در اختیار من قرار داده اند که آن هم کامل نیست. با این حال مطابق رای صادره، جعفر که سنگسار شده است، هرگز به رابطه نامشروع اعتراف نکرده و هیچ شاهدی نیز در پرونده موجود نیست و قاضی، صرفا با استناد به علم خود مبادرت به صدور حکم سنگسار کرده است.

وی گفت: سرانجام با پیگری های مکرر قاضی اجرای احکام، رای به مرحله اجرا رسید ولی یکبار که می خواستند بدون سر و صدا حکم را اجرا کنند، رییس کل دادگستری استان قزوین مانع می شود. پس از آن و با اصرار قاضی اجرای احکام ، بار دیگر پرونده به مرحله اجرا نزدیک می شود که این بار با مطلع شدن رسانه ها و گویا به دستور آیت الله شاهرودی از اجرای حکم جلوگیری می شود ولی سرانجام خبر رسید که جعفر را سنگسار کرده اند.

وکیل پرونده در پاسخ به این سؤال که علیرغم مخالفت مقامات ارشد قضایی چگونه این حکم اجرا شد ؟ گفت: تا جایی که مطلع هستم قاضی اجرای احکام اصرار ویژه ای برای سنگسار این دو نفر داشته است و حتی ارتباطاتی نیز با کمیسیون عفو بخشودگی داشته است تا مبادا این دو نفر بخشوده شوند و این از عجایب است!

وی با اشاره به سنگ هایی که جعفر با آنها کشته شده است گفت: اندازه سنگ ها به حدی بزرگ بود که حتی صورت ظاهری اجرای حکم نیز با اشکال مواجه است؛ این سنگ ها اکنون به تهران منقل شده است تا به عنوان مدرک مورد استفاده قرار گیرند.

صدر افزود: اخبار غیر رسمی که در صدد اطلاع از صحت  و سقم آن هستیم نیز حاکی از آن است که جعفر پس از سنگسار در حالی که  گوش و بینی اش کنده و له شده بود، همچنان زنده بود و وقتی پزشک قانونی زنده بودن او را تائید می کند، آقای (...) با یک بلوک سیمانی بزرگ بر سرش می کوبد و اورا به قتل می رساند که در صورت اثبات این ادعا وی قابل تعقیب کیفری خواهد بود .

وی افزود: خانواده جعفر کیانی احتمالا شکایتی را علیه قاضی پرونده و مجریان حکم طرح خواهند کرد، ضمن اینکه شنیده ام پرونده قاضی صادر کننده حکم به دادسرای انتظامی قضات رفته است تا مورد رسیدگی قرار گیرد.

صدر در پایان گفت: مسائل دیگری نیز وجود دارد که به لحاظ اینکه در حال پیگیری پرونده هستیم فعلاً از اعلام آن خودداری می کنیم تا در مسیر پرونده خللی ایجاد نشود و مکرمه بتواند از زندان آزاد شود و علی چهار ساله اش نیز که همراه اوست بقیه کودکی اش را در زندان سپری نکند .

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 13:8 |

بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص بازداشتهای ۱۸ تیرماه۸۶

نوشته شده : جمعه ۵م مرداد ۱۳۸۶ @ ۴:۳۰ ب.ظ، در رسته های : خبر، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای نسبت به بازداشتهای گسترده در ۱۸ تیرماه ۸۶ واکنش نشان داد. در بیانیه این نهاد حقوق بشری آمده است:

بهاره هدایت، محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، مجتبی بیات ، حنیف یزدانی و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران به همراه ۷ نفر دیگر که اسامی آنها نیز در اختیار عفو بین الملل قرار دارد در ۹ جولای همزمان با هشتمین سالگرد اعتراضات دانشجویی ایران در جولای سال ۹۹ میلادی که به شدت توسط پلیس سرکوب شد، بازداشت شده اند. ۸ فرد ذکر شده در بند ۲۰۹ زندان اوین که توسط وزارت اطلاعات ایران اداره می شود در سلول انفرادی نگهداری می شوند. ۷ زندانی دیگر هم در اوین نگهداری شده و ممکن است در زندان انفرادی باشند. عفو بین الملل این افراد را زندانیان سیاسی و عقیدتی تلقی می کند.

در ادامه این بیایه آمده است: بهاره هدایت مسئول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بهمراه ۵ عضو دیگر شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت آقایان: محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، ، حنیف یزدانی در جریان یک تحصن اعتراضی نسبت به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران بازداشت شده اند.

همچنین ۱۰ نفر دیگر در دفتر سازمان دانش اموختگان ایران دستگیر شده اند که در میان انان نام عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان دیده می شود. بازداشت شدگان از ضرب و شتم خود در هنگام بازداشت خبر داده اندو مطابق گزارشها پلیس در جریان این بازداشت از شلیک هوایی استفاده کرده است. پلیس همچنین کامپیوترها و اسناد موجود در دفتر این سازمان را ضبط کرده است. یک کارمند دفتر سازمان دانش اموختگان ۵ روز بعد از این حمله آزاد شده است.

تعدادی از بازداشت شدگان موفق به تماس تلفنی با خانواده های خود شده اند اما هیچکدام موفق به دیدار وکیل و یا خانواده خود نشده اند. منزل برخی از بازداشت شدگان نیز تفتیش شده است. در جریان تفتیش منزل عبدالله مومنی ماموران وی را با دستهای بسته و در حالیکه آثار ضرب و شتم بر بدنش هویدا بوده است به منزل آورده اند. آقای مومنی گفته است او برای اعتراف گیری به شدت زیر فشار و تهدید قرار دارد.

یک سخنگوی قضایی نگهداری افراد ذکر شده در زندان اوین را تایید کرده و اتهاماتشان را اقدام علیه امنیت ملی و تجمع غیرقانونی اعلام کرده است.

در ادامه این بیانیه آمده است: سازمان دانش اموختگان ایران یک سازمان مجوز دار و رسمی است که عضویت در آن برای فارغ التحصیلان دانشگاههای ایران آزاد می باشد این سازمان در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کوشد. علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل این سازمان که در جریان تجمع ارام ۲۲ ژوئن سال گذشته بازداشت شده و ۴ ماه در زندان ۲۰۹ بازداشت بوده است، از شکنجه و ضرب و شتم خود در این زندان خبر داده بود.

بهاره هدایت فعال جنبش زنان که یکبار دیگر نیز در تجمع ۲۲ ژوئن بازداشت شده بود،به ۲ سال زندان تعلیقی در جلسه دادگاهی بدون حضور وکیل محکوم شده و هم اکنون احتمال اجرای این حکم وی وجود دارد.
در۱۰ اوریل وزیر اطلاعات ایران در سخنانی جنبش زنان و جنبش دانشجویی را متهم به تلاش برای اجرای اهداف دشمن بر ضد دولت ایران متهم کرد.

در پایان این بیانیه خواسته های زیر مطرح شده است:
آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان ۱۸ تیر به دلیل آنکه این افراد زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده که به دلیل ابراز حقوق طبیعی خود بازداشت شده اند.
ابراز نگرانی نسبت به گزارشهای منتشره در خصوص ضرب و شتم این افراد و درخواست از ماموران برای رسیدگی به این گزارشات و برخورد با عوامل ضرب و شتم دانشجویان
درخواست از ماموران برای ضمانت نسبت به عدم آزار و شکنجه این بازداشت شدگان
درخواست برای مهیا شدن امکان ملاقات این افراد با خانواده و وکلا و استفاده از امکانات پزشکی

این نامه برای مقام رهبری، رییس جمهور، رییس مجلس، وزیر اطلاعات و رییس قوه قضاییه ایران ارسال شده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:56 |

با دانشجويان در زندان چه می کنند؟
دادنامه مشترک
سحابی، پيمان، عبادی، يزدی

 

 

 

حبيب الله پيمان، عزت الله سحابی، شيرين عبادی و ابراهيم يزدی با صدور پيام و بيانيه ای مشترک خواهان روشن شدن وضع دانشجويان زندانی شدند. صدور اين بيانيه همزمان شده است با گزارش های تکاندهنده ای که حکايت از شکنجه دانشجويان بازداشتی در يک بازداشتگاه تازه کشف شده در کهريزک دارد. از جمله استعمال تخم مرغ پخته، بطری و ... به دستگير شدگان برای گرفتن اعتراف به انتشار مطالب ضد دينی در نشريات دانشجوئی.

در پيام چهار امضائی سحابی، پيمان، عبادی و يزدی به بازداشت شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم در مقابل دانشگاه اميرکبير و نيز پلمب دفتر ادوار تحکيم وحدت و بازداشت حاضران در اين دفتر اشاره شده و آمده است:«از اتهامات وارده بر اين دانشجويان اطلاع درستی در دست نيست. به وکلای مدافع آنان اجازه حضور در دادگاه و ملاقات با موکلين شان را نداده اند و خانواده های برخی از بازداشت شدگان از وضعيت عزيزان خود بی اطلاع می باشند.

اين رفتارها مغاير با اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسی و نيز اصول بيانيه جهانی حقوق بشر و ميثاق های مربوطه آنست که دولت ايران نيز آنها را امضا کرده و به رعايت آنها متعهد است.

 

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:52 |
نوشته شده : یکشنبه ۱۴م مرداد ۱۳۸۶ @ ۳:۴۷ ق.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، دانشگاه
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

 

۱۲ امرداد ۱۳۸۶ روز همبستگی وبلاگ نویس های ایرانی

با دانشجویان دربند

روز ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ مقارن با ۱۰۱ امین سالگرد به بار نشستن انقلاب مشروطه و به پاسداشت مقاومت ۱۷ دانشجوی زندانی از طرف وبلاگ نویسان ایرانی،” روز همبستگی وبلاگ نویس های ایرانی با دانشجویان دربند” نام گرفته است. در این روز وبلاگ نویسان با تغییر نام وبلاگ خود به این نام و قرار دادن لوگوی این اقدام دسته جمعی در وبلاگ، اقدام به انتشار مطالبی در حمایت از دانشجویان خواهند کرد که تا کنون ۴۰۴ سایت و وبلاگ به این حرکت دسته جمعی پیوسته اند. در وبلاگ http://۱۴mordad.blogfa.com/ که به مدیریت این اقدام دسته جمعی می پردازد چنین آمده است:

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت طلب مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود اما هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.
به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به “۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند” تغییر دهیم.
برای آن که این روز در خاطره ها بماند و اثری ماندگار خلق شود، ایده ای داریم که با همکاری وبلاگ نویسان بارور می شود. از همه ی شرکت کنندگان می خواهیم که روز ۱۴ مرداد به جز تغییر دادن عنوان وبلاگ خود به “۱۴ مرداد روز همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند”، متن کوتاهی نیز که حداکثر ۱۰۱ کلمه داشته باشد در مورد هم بستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان یا هر موضوع دیگری که به ذهنتان می رسد و به دانشجویان مربوط است بنویسید. ۱۰۱ کلمه به پاسداشت صد و یکمین سالگرد انقلاب مشروطه انتخاب شده است.
بهترین متن های نوشته شده را به صورت جزوه ی کوچکی در می آوریم و پس از آزادی دانشجویان از طرف همه ی وبلاگ نویس ها به آن ها هدیه خواهیم کرد.
منتظر نوشته ی خلاقانه ی شما در روز ۱۴ مرداد هستیم.


به اميد آزادي تمامي دوستانمان.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:45 |
روزنامه اعتماد
مصطفي کرمي همچنان روي تخت بيمارستان
سکوت حوزه هنري ادامه دارد
زهرا بيگدلي

«سه هزار مستندساز در ايران مشغول به کار هستند که تنها 50 نفر از آنها بيمه هستند. حادثه يي که براي مصطفي رخ داده، مي تواند براي هر کدام از ما اتفاق بيفتد.»

موضوع چندان هم ساده نبود. هميشه اتفاق نمي افتد. مصطفي کرمي دستيار فيلمبردار بوده و براي فيلمي قرار بوده کابل دزدي را به نمايش بکشد. تهيه کننده حوزه هنري گرگان بوده و مامور سازمان برق به همه اطمينان داده که محل فيلمبرداري امن است، حتي فيلم او وجود دارد که ترانس مصنوعي وصل مي کرده. اما مصطفي را برق گرفته، دست ها و پاهايش سوخته، مجبور شدند آنها را قطع کنند؛«از کابل پرت شدم پايين، بين تمشک ها. حالا بيست روز گذشته. چشم هايم را مي بندم و دست دارم. بعد چشم ها را باز مي کنم، دست هايم نيست. تنها درد است، درد، درد، درد.»

ديگر مرفين روي او اثري ندارد. روزي شش مرفين به او تزريق مي کنند و باز هم درد امانش را بريده و اشک هايش جاري است؛«نمي خواهد اشک هاي مرا پاک کني، اين اشک ها، ديگر خشک نمي شود.»بيست روز از حادثه گذشته، حوزه هنري همچنان به سکوتي که هيچ منطقي پشت آن نيست، ادامه مي دهد. کارگردان فيلم مستاصل است و مصطفي روي تخت بيمارستان مهر بستري است. بيمارستان مهر، خصوصي است، پس وزارت بهداشت هزينه صد ميليون توماني بيمارستان را پرداخت نمي کند. مسوولان وزارت بهداشت تنها هزينه بيمارستان دولتي را پرداخت مي کنند. اما او مجبور شده به بيمارستان خصوصي بيايد چون چند روز بيمارستان دولتي بستري بوده و به گفته خودش حتي يک دکتر براي ويزيت او نيامده است.«خدا، خدا، به کي شکايت ببرم؟ تو را خدا من را اين طور با درد و ناله نبينيد. من قبل از حادثه خوشگل بودم. کاش آن وقت من را ديده بوديد.»

قبل از حادثه يعني کي؟ يعني زماني که مصطفي فيلمبردار سفرهاي استاني رئيس جمهور بود. فيلمبرداري دوازده تا از سفرها را به عهده داشته و حالا هنوز از نهاد رياست جمهوري به خاطر اين فيلمبرداري ها طلبکار است. اما اين طلب هم انگار پرداخت نشدني است. نامه مصطفي به رئيس جمهور جوابي نداشته. شايد حتي اصلاً به دست او هم نرسيده. صد ميليون هزينه بيمارستان که هنوز جمع نشده تنها بخشي از خرج هاي او است. دست ها و پاهايي که حالا نيستند بيش از اين خرج دارند. خواهر مصطفي از اين هزينه ها مي گويد؛«فرض کنيد مصطفي از بيمارستان مرخص شد، نياز به دست و پاي مصنوعي دارد، اين دست و پاي مصنوعي شصت ميليون تومان هزينه دارد و حتي اگر اين دست و پا هم باشند، او ديگر توانايي کار کردن ندارد، نيازمند بيمه از کارافتادگي است.»

کار سخت اينجا معناي خاصي ندارد. بيمه براي بعضي شغل ها است، فعاليت هاي فرهنگي از ديد بسياري نه سخت است و نه نيازمند بيمه.

به کمک هاي دولتي اميدي ندارند، آنها که تا به حال قول، تنها قول کمک داده اند، هنرمندان هستند، سينماگران؛«انجمن سينماگران جوان با کمک جعفري جلوه قول کمک 5/14 ميليون توماني داده. مهرداد اسکويي که در جشنواره فيلم فجر يک حج عمره برنده شده، اعلام کرده که جايزه اش را به او خواهد داد و خانه سينما از کمک 5/1 ميليون توماني صحبت به ميان آورده.علي ملاقلي پور پسر کارگرداني که تنها چند ماهي از درگذشتش مي گذرد هم گفته پنج ميليون تومان کمک مي کند.»

اين کمک ها تا صد ميليون، فاصله دارد و در حد حرف است.شايد به اين حداقل ها بتوانند دلخوش باشند. شايد.خوابيده روي تخت، با همان دردي که نمي تواند مخفي کند؛ همه مي آيند اينجا و تنها مي خواهند با من عکس بگيرند، همه مي آيند شعار مي دهند و مي روند. هيچ کس کار خاصي انجام نمي دهد. يکي از کارمندان جزء حوزه هنري گرگان آمد ديدن من و گفت؛ «تهران بوده، مسوولان به او گفته اند يک دسته گل هم بخرد ببرد ملاقات فلاني.»بعضي مستندسازها در اتاق مي روند و مي آيند، همين طور هنرپيشه هاي مشهور سينما و تئاتر. پرويز پرستويي مي گويد؛ «اگر آقاي ... يکي از واحدهاي ساختماني اش را اجاره دهد مي تواند تمام فيلمسازها را بيمه کند.»شهرت بعضي وقت ها به درد مي خورد براي پول، براي شخصيت، براي امضا دادن، اما مصطفي حالا شهرت را احتياج دارد براي مداوا؛ «بعضي آمده اند پيش من و مي گويند چون تو مشهور نيستي نمي توانيم برايت کاري بکنيم. بعد براي اميد دادن مي گويند فرض کن کنار دريايي. به درد فکر نکن. من چطور مي توانم به درد فکر نکنم؟ مرفين ديگر روي من اثر ندارد. پرستار امروز دو بار به من مرفين زد و گفت به دکتر نگو، قاچاقي باز هم مرفين تزريق کردم و من همچنان درد مي کشم.»

اين چشم ها که هر از گاهي باز مي شود، تنها درد را فرياد نمي کند، نااميدي هم در آنها موج مي زد. پس مستندسازان سعي مي کنند به او اميدواري دهند؛ «به شماره حسابي که برايت باز کرديم، مردم تا به حال 280 هزار تومان پول ريخته اند، دانشجويان مقيم امريکا و کانادا هم در حال تلاش هستند که براي تو کمک جمع کنند.»

بحث شماره حساب که پيش مي آيد، انگار داغ دلي تازه مي شود. پيش از اينکه اين حساب را براي مصطفي باز کنند، مردم به بيمارستان زنگ مي زدند و شماره حساب مي خواستند. روابط عمومي شماره حساب بيمارستان مهر را مي داده تا بدهي مصطفي با بيمارستان صاف شود. ما مجبور شديم سريع براي مصطفي، شماره حساب باز کنيم.

شماره حساب بانکي او را هم مي دهند؛ «بانک تجارت 210384448 شعبه مهر، کد 318، به نام مصطفي کرمي.»ايستاده ايم بالاي سر او و در باز مي شود، کسي معرفي مي کند؛ «خانم مرضيه وفادار هستند، همسر ناصر تقوايي.»

با همان چشم ها، نگاه مي کند، اشک تعارف مي کند به زني که اشک در چشمانش حلقه زده. پيش از اين پرستويي هم به ديدن او آمده. مصطفي تمام مدت خودش را کنترل کرده تا لبخند روي لب داشته باشد و چه دردناک بوده آن وقت که پرستويي رفته. مصطفي از درد جيغ مي زده و مرفين ها ديگر کارگر نبودند.

«از ديشب تا حالا درد مي کشم. حتي يک ثانيه هم آرام نبود ه ام.»نامه او به رئيس جمهور بي جواب مانده، مسوولان حوزه هنري بي تفاوتند و شکايت او از سازمان برق به هيچ نتيجه يي نرسيده. پس همچنان درد خواهد کشيد. درد، درد، درد.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 12:26 |
خبرگزاری ملی ایران:

تهران - پایگاه اینترنتی یاهو اعلام کرد: شرکت داو جونز براساس قراردادی به مبلغ ۵ میلیارد دلار به روپرت مردوخ واگذار خواهد شد. بنابر این گزارش موسسه بین المللی داوجونزِ،  که یکی از بزرگترین شرکتهای بورسباز جهان و آمریکایی الاصل است،  به تراست مالی و رسانه ای روپرت مردوخ افزوده خواهد شد.

روپرت مردوخ مالتی میایاردر آمریکایی، مالک یکی از بزرگترین گروههای فراملیتی جهان است که در زمینه رسانه ها عمومی و تولید محصولات فرهنگی و هنری فعالیت جهانی دارد.  روپرت مردوخ از چند سال پیش به دلیل انتشار موضوعات پورنوگرافی در مطبوعات خود و مستهجن بودن اغلب برنامه های شبکه تلویزیونی ام.تی.وی که به وی تعلق دارد، در کشور هندوستان تحت تعقیب قرار گرفته است.

به اصل خبر به نقل از پایگاه اینترنتی یاهو توجه فرمایید.

*********************************************************************

 

Dow Jones agrees to be bought by Murdoch

By SETH SUTEL, AP Business Writer1 hour, 44 minutes ago

Rupert Murdoch has sealed a deal to buy Wall Street Journal publisher Dow Jones & Co. for $5 billion, ending a century of family ownership and adding a crown jewel to his global media empire, News Corp.

The companies said in the wee hours of Wednesday morning that they signed a definitive merger agreement after the deal won sufficient support to pass from a deeply divided Bancroft family, which has controlled the storied newspaper publisher for generations.

Murdoch is getting one of the great trophies of U.S. journalism and a newspaper that is considered required reading among the business and power elite.

The deal will also expand Murdoch's already massive global media and entertainment empire News Corp., which owns the Fox broadcast network, Fox News Channel, the Twentieth Century Fox movie and TV studio, MySpace, newspapers in Australia and the U.K., and several satellite TV broadcasters.

Dow Jones and News Corp. said in a statement that Bancroft family members and trustees representing 37 percent of the company's shareholder vote have agreed to support the deal. Combined with the 29 percent of the vote held by public shareholders, who are very likely to support Murdoch, the deal is now assured of passing.

The companies said a member of the Bancroft family or another mutually acceptable person would be appointed to News Corp.'s board of directors as part of the agreement.

The Bancroft family, descended over several generations from an early owner of Dow Jones, Clarence Barron, clashed long and hard over whether to sell to Murdoch, with several members saying they feared the quality and independence of the paper would suffer under his watch.

Some family members actively sought alternatives to Murdoch — without success. One of them, Leslie Hill, quit Dow Jones' board Tuesday as the deal edged toward completion, the Journal reported. Two weeks ago, another director quit in protest, German publishing executive Dieter von Holtzbrinck.

In a statement released early Wednesday morning, a family spokesman said: "It is our most fervent hope that in the years to come, The Wall Street Journal will continue to enjoy, and deserve, the universal admiration and respect in which it is held all over the world."

The Bancroft family initially rebuffed Murdoch in early May, but then agreed to reconsider. Last week they heard exhaustive presentations on Murdoch's plans but remained divided.

Wrangling continued past a Monday deadline for them to signal their intentions, and on Tuesday the break came when a holdout trust agreed to support the deal, apparently after Dow Jones agreed to pay the family's advisers' fees, the Journal reported.

Murdoch had long been interested in owning Dow Jones, but it was widely assumed that the Bancroft family wouldn't sell. In the end, his price of $60 per share — a good 65 percent over the level of Dow Jones' shares before his offer became public — proved too rich to turn down.

The companies' statement put the value of the deal at $5.6 billion, but it wasn't clear if that figure also included the assumption of debt, and the companies didn't provide a breakdown of how they arrived at that figure. Dow Jones' most recent financial filing shows it has 83.8 million shares outstanding, valuing the company at $5 billion at Murdoch's price of $60 per share.

Murdoch has said he would invest in the Journal's Washington bureau and digital operations and expand its domestic readership, taking on the two other national U.S. newspapers, The New York Times and Gannett Co.'s USA Today. He has also said he would expand the Journal's presence overseas, where it would go up against other business publications including Pearson PLC's Financial Times.

Murdoch also plans to launch a business-themed cable news channel in the United States later this year to rival General Electric Co.'s highly profitable CNBC network. Murdoch hopes Dow Jones' news resources and brand name help jump-start that channel, but he would have to negotiate out of a deal CNBC has to use Dow Jones news through 2012.

Over the years, the Bancrofts' ties to Dow Jones have become more remote, and none of them work in the company's day-to-day affairs. Spread out across the country, the family's three dozen adults include a former airline pilot, investment bankers and philanthropists.

The Bancrofts long considered themselves stewards of a great American journalistic institution, but they also had differences over the future direction of the company. A decade ago, two younger family members publicly agitated for change at Dow Jones and were sidelined.

The Bancrofts had angered Dow Jones shareholders in 2005 when the company passed provisions that would allow the Bancrofts to maintain their voting control even if they reduced their ownership stake.

Dow Jones, like several other newspaper companies, is controlled by a family through a special class of shares with powerful voting rights. Despite owning just 25 percent of the company, the Bancrofts exercise 64 percent of the shareholder vote through the more powerful Class B shares, which aren't traded publicly.

Long though to be an insulation against outside pressure or unexpected takeover offers, the two-class share structure didn't prove to be an impediment to Murdoch, who knew of the family's persistent unrest with Dow Jones' lagging share price.

Even though it was a pioneer in providing financial news and data, Dow Jones has fallen behind rivals such as Reuters Group PLC and Bloomberg LP in the business of providing real-time financial information. Its venture into the data delivery business, Telerate, turned into a bust, and it sold the business in 1998 for $510 million after paying $1.6 billion for it a decade earlier.

A union representing Journal reporters and other Dow Jones employees has objected to Murdoch's bid, saying he would downgrade the quality of the paper's coverage and tilt its stories to suit his business interests. Former board member James Ottaway Jr. also opposed ownership by Murdoch.

Murdoch countered with a promise not to interfere with the paper's newsroom and has agreed to set up a five-member board, whose initial members would be jointly chosen by both News Corp. and Dow Jones, with the power to approve the hiring or fire top editorial officials.

In a letter to readers published in Wednesday editions, Journal publisher Gordon Crovitz sought to allay concerns about the transition.

"Readers can rely on this: The same standards of accuracy, fairness and authority will apply to this publication, regardless of ownership," Crovitz wrote, adding later on: "My colleagues and I hope that as part of a larger company we can extend our journalism more broadly, to serve more readers better."

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 12:49 |

ازدواج ری شهری با صبیه ی ۸ ساله مشکینی - به نقل از خودش

 

در مدت اقامتم در نجف معمولا مانند بسیاری از طلاب، شبهای جمعه به کربلا می رفتم، یکبار که تشرف پیدا کردم، خیلی ساده خدمت حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) عرض کردم:« آقا من مایلم ازدواج کنم». پس از بازگشت به نجف در مدرسه ی آخوند، در حجره آقای متقی با حاج اصغر آقا(رحمـة الله علیه) مشغول خوردن صبحانه بودیم که سخن از ازدواج به میان آمد. اصغرآقا گفت: « آقای مشکینی دختری دارد، ولی کوچک است می خواهی برایت درست کنم؟» گفتم :« نه» گفت: « چرا؟» گفتم:« چون ما با هم سر یک سفره می نشینیم، ممکن است شما پیشنهاد کنید و ایشان موافق نباشد و رفاقتمان هم از بین برود.» ایشان گفت:« نه، من موضوع را با ایشان در میان خواهم گذاشت.» هرچه اصرار کردم که این اقدام به مصلحت نیست، ایشان نپذیرفت.

در آن هنگام، جناب حاج آقا مرتضی تهرانی از علمای مهذب و بزرگوار تهران برای زیارت به نجف آمده بود. حاج اصغر آقا ایشان را واسطه کرد تا موضوع را با آقای مشکینی در میان بگذارد. آقای مشکینی پاسخ ایشان را موکول به استخاره کرد و پس از چند روز پاسخ داد که استخاره کردم خوب آمد.

پس از موافقت ایشان، جریان را به خانواده ام در تهران نوشتم و از مادرم و عمه ام - عذرا خانم - که خدا هر دو را مشمول رحمت واسعه ی خود نماید- خواستم که به قم بروند و صبیـه ی ایشان را ببینند.

آن ها رفتند و دیدند و پسندیدند و در پاسخ نامه من نوشتند:« خوب است، ولی خیلی کوچک است.» او در آن هنگام تقریبا نه ساله بود، قرار شد به طور خصوصی صیغه عقد اجرا شود، اما جشن ازدواج تا آمادگی یافتن وی به تاخیر افتد و بدین ترتیب مقدمات ازدواجم سامان یافت.

چند ماهی پس از این ماجرا آقای مشکینی تصمیم گرفت که به ایران بازگردد. من هم به فاصله ی کوتاهی پس از ایشان بازگشتم و بدین ترتیب مدت اقامتم در نجف حدود سیزده ماه شد. آیت الله مشکینی پس از بازگشت به ایران به مشهد تبعید شد، من هم همراه ایشان به مشهد رفتم.

عقد ازدواج

پس از گذشت مدت کوتاهی در مشهد موضوع اجرای صیغه عقد مطرح شد. نکته جالب و آموزنده این که آقای مشکینی تعیین مقدار مهریه را به عهده من گذاشت. من فکر کردم مبلغی بنویسم که قدرت پرداخت آن را داشته باشم. از این رو مهریه را مبلغ پنج هزار تومان نوشتم. ایشان که در اثر خطای دید، پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود، به ما پیغام داد:« من حرفی ندارم که مهریه او پانصد تومان باشد، ولی چون مهریه خواهر بزرگ او هزار تومان است همین مبلغ را برای مهریه او بپذیر. من تعهد می کنم که کاری کنم که بیش از پانصد تومان شما بدهکار نشوید!»

اینگونه برخورد آن هم از شخصیتی مانند آیت الله مشکینی، حقیقتا ارزنده و آموزنده بود.

باری عقد ازدواج ما در حرم حضرت ثامن الحجج(ع) توسط آقای مشکینی و یکی از رفقای فاضل ایشان، مرحوم آقای علمی، بدون هیچ گونه تشریفات اجرا شد. از آن پس من مانند یکی از اعضای خانواده آقای مشکینی در منزل ایشان و به قول معروف« داماد سر خانه» بودم.

قریب یکسال و نیم بدین منوال گذشت. سال 1347 ساواک با بازگشت ایشان به قم موافقت کرد. من هم همراه ایشان به قم آمدم. به تدریج شرایطی پیش آمد که احساس کردم ادامه این وضع به مصلحت نیست. با اینکه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پیشنهاد کردم که هر چه زودتر انجام شود تا بتوانیم زندگی مستقل تشکیل دهیم. آقای مشکینی ابتدا با این پیشنهاد موافق نبود. دلیل مخالفتش هم کوچک بودن همسرم از نظر سنی بود، چون در آن هنگام یازده سال بیشتر نداشت، اما من موضوع را با جدیت پیگیری می کردم که همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم. آقای مشکینی با نهایت بزرگواری و فروتنی فرمود:« آن چه من می گویم بر اساس مصلحت شماست وگرنه من حاضرم هرچه دارم را با یک ریال شما مصالحه کنم»! سرانجام با اصرار من ایشان راضی شد و جشن ازدواج ما در سال 1347 برگزار شد.

] در این قسمت که به جهت طولانی نشدن مطلب نیاوردم، آقای ری شهری توضیح می دهد که بعد از ازدواج به دلیل مشکلات مالی در عرض 2 سال سه بار خانه عوض می کند و در نهایت دو اتاق کوچک در منزل آقای سید حسن طاهری خرم آبادی به صورت بیع به شرط می گیرد [

نخستین فرزند

نخستین فرزندم نرگس هنگامی که در منزل آقای طاهری بودیم به دنیا آمد. برای هزینه وضع حمل همسرم اندکی پس انداز کرده بودم که یکی از دوستان طلبه آن را قرض گرفت. روزی که همسرم را درد زایمان گرفت، حتی به اندازه کرایه تاکسی پول نداشتم. هیچ گاه تلخی آن لحظات را فراموش نمی کنم، سرانجام هنگامی که برای تهیه پول از خانه بیرون رفته بودم صاحبخانه وسیله ای تهیه کرد و ایشان را در شرایط دشواری که نمی توانم به قلم بیاورم به بیمارستان هدایتی رسانید.

به فضل خدا و با وساطتت آقای حاج فیض، در بیمارستان رسیدگی خوبی شد و نرگس خانم در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۴۹ دیده به جهان گشود.

منبع: کتاب خاطرات محمد محمدی ری شهری، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم زمستان 1383: صفحات 54-51

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 11:9 |

ربودن دختر نوجوان مقابل چشم ماموران

روزنامه اعتماد - چهارشنبه، 10 مرداد 1386 - شماره 1456
گروه حوادث؛ پسران خشن با استفاده از زور دختر نوجواني را ربودند و او را مورد آزار قرار دادند. به گزارش خبرنگار ما اوايل هفته جاري دختر نوجواني به ماموران پليس مراجعه کرد و مدعي شد پنج پسر جوان او را ربودند و قصد داشتند وي را مورد آزار قرار دهند، اما او موفق شد از چنگ آنها بگريزد. اين دختر در شکايت خود به پليس گفت؛ روز حادثه به مقصد تهرانپارس سوار ماشين شدم. در راه مرد راننده که جوان هم بود، توقف کرد و گفت بايد چيزي بخرد و از من عذرخواهي کرد. من هم چيزي نگفتم. دقايقي بعد و در حالي که قصد داشت دوباره به راه بيفتد به من گفت؛ بيا با هم به يک کافي شاپ برويم. من قبول نکردم و گفتم اهل اين کارها نيستم. مي خواستم پياده شوم که چهار پسر جوان از ساختماني که جلوي آن ايستاده بوديم، بيرون آمدند و مرا به زور وارد خانه يي کردند. دختر نوجوان ادامه داد؛ مرد راننده نيز وارد خانه شد، مردان جوان براي اينکه بتوانند به من تعرض کنند ابتدا به شدت مرا کتک زدند، من در يک لحظه از غفلت آنها استفاده کرده و از خانه فرار کردم و جريان را براي مادرم گفتم. شاکي در ادامه گفت؛ اين پسرها مدعي شدند که از من فيلم گرفته اند و اگر به خواسته هاي شان عمل نکنم، فيلم را در سطح شهر توزيع خواهند کرد. پس از طرح اين شکايت به پيشنهاد پليس و براي دستگيري عاملان اين اقدام خشن دختر نوجوان با متهمان قرار ملاقات گذاشت و دو روز پيش دو مامور پليس به همراه دختر نوجوان و برادرش بر سر قرار حاضر شدند و برادر اين دختر و ماموران پليس در گوشه يي خود را مخفي کردند، اما دو مامور که تصميم داشتند پسران خشن را غافلگير کنند، خود غافلگير شدند و پسران خشن دختر نوجوان را در يک لحظه به داخل ماشين خود کشيدند و او را ربودند، اما ماموران که خودرو نداشتند نتوانستند به تعقيب متهمان بپردازند. ساعاتي بعد دختر نوجوان در حالي که ظاهرش آشفته بود به خانه مراجعه کرد و از حادثه يي تلخ سخن گفت. وي گفت؛ پليس به من گفته بود وقتي متهمان آمدند من نزديک ماشين آنها بشوم، اما سوار خودرو نشوم، من که نزديک اتومبيل شدم، پسران جوان ناگهان به زور مرا به داخل کشيدند هرچه داد و فرياد کردم کسي به دادم نرسيد و آنها مرا بردند، باز هم به زور مرا به خانه يي بردند و کتک زدند و بعد پنج نفري به من تعرض کردند، آنها هر بار که فرياد مي زدم و کمک مي خواستم با نوک چاقو به پشت گردنم ضربه مي زدند، آن قدر برايم سخت بود که از خدا مي خواستم جانم را بگيرد. با توجه به شکايت مجدد اين دختر، ماموران خانه متهمان را شناسايي و دو تن از متهمان را بازداشت کردند و پرونده آنها براي انجام تحقيقات به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي ساعي فرستاده شد. بنا بر اين گزارش هم اکنون دو متهم پرونده با قرار بازداشت روانه زندان شده اند و تحقيقات براي دستگيري ساير متهمان ادامه دارد.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 10:36 |
 
 

سه شنبه 9 مرداد 1386

پورنوی افراطی ناهنجار بر روی موبايل ها! نيما راشدان

 
کشوری که در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان کندن و پا زدن زنی که بدون محاکمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. کشور من و شما ايران. کشوری که در آن انسانی به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه برای همسر و فرزند خويش سنگسار می شود؛ اين کشور رتبه نخست جهان در توليد، تبادل و مصرف فيلم های کوتاه پورنوی ناهنجار روی موبايل است

مطالعه اين مقاله را برای افراد کمتر از ۱۸ سال توصيه نمی کنيم!

آقای خامنه ای سلام عليکم
هفته گذشته دوستی از تهران، فايلی حاوی ۸۰ کليپ تصويری را برايم فرستاد. اين کليپها با فرمت 3GP برای تماشا روی دستگاههای موبايل مناسبند و بی نياز از سرويس MMS غالبا به صورت Bluetooth و يا از شبکه اينترنت دانلود و به گوشی ها منتقل می شوند.
پس از تماشای چيزی حدود ۵ دقيقه از اين فيلمها - من تازه به عنوان فردی که سالهای اخير را در بازترين مناطق جغرافيای فرهنگی غرب گذرانيده ام، نخست شوکه و بعد دچار حالت تهوع و سردرد شدم.
نخست فکر می کردم اين کليپ ها چيزی استثنايی و کشفی جديد است. با جستجوی مختصری دريافتم که اولا کليپهای من قديمی است و از هفته گذشته تا کنون دهها کليپ جديد منتشر شده و ثانيا در چت رومهای ايرانی از هر فرد ناشناسی که سوال کردم همه کليپ های مذکور و خيلی بيشتر را ديده بود.

برای روشن شدن موضوع با عرض معذرت از خوانندگان موضوع چند کليپ را برايتان می نويسم :

۱- سکس يک پسر جوان ايرانی با يک پيرزن هفتاد و خورده ای ساله دهاتی با حجاب و مقنعه.
۲ - سکس يک خانم ايرانی با يک مرد جلوی چشمان دختربچه خردسالی که دايم گريه می کند. مادر با يک دست بچه را آرام کرده به او اسباب بازی می دهد و با دست ديگر …
۳- سکس گروهی يک عده مرد ايرانی با يکديگر - آقای ميانسالی که مشغول اورال سکس با جوانان است.
۴ - برهنه کردن يک خانم ايرانی حامله داخل تاکسی
۵ - انواع کليپ تصويری که در آنان زنان متاهل ايرانی با يکديگر عمل جنسی انجام می دهند.
۶ - سکس دسته جمعی گروهی دانشجو با مانتو و مقنعه و حجاب در کلاس درس دانشگاه آزاد.
۷ - انواع مختلف کليپ های سکس در مقابل تلويزيون با صحنه های عزاداری و صدای حاج منصور ارضی يا حسين انصاريان، جوادی آملی و الهی قمشه ای …

من اين فهرست را ادامه نمی دهم که بسيار بلندتر از اين هاست. تنها می توانم بگويم صحنه های يادشده به قدری عجيب و يا Bizarre بودند که به باور من با هيچيک از ميليونها کليپ مشابه پورنو در کشورهای آزاد اساسا قابل مقايسه نيستند. به اين معنا که اگر شما با مکانيسمی از نيوزلند و استراليا گرفته تا اندونزی، چين، فلييپين و هند در شرق تا روسيه، اکراين، جمهوری چک، هلند، اسکانديناوی و يا انگلستان و آمريکا موبايلهای شهروندان پير و جوان يا زن و مرد را بازرسی کنيد به طور قطع و يقين چنين کليپهايی در اين حد شيوع را مشاهده نخواهيد کرد. بسياری از صحنه هايی که تماشای آن در ايران امروز رايج است اساسا نگهداری اش روی کامپيوتر شخصی به لحاظ وجود کودکان در صحنه پورنو - ممنوع است. مرتکب اين اعمال و حتی فرد مشاهده کننده آن به زندان می رود.
حتی کليپ های مشابه - به طور مثال کليپ مربوط به زنان «مازوشيست» ايرانی که با فرياد و جيغ از شريک جنسی خود می خواهند آنانرا کتک زده و يا کليپ های BDSM ايرانی و Bondage به لحاظ نوع روابط و گفتمان شهروندان اساسا با انواع مشابه خود در غرب فرسنگها فاصله دارند.
توجه کنيد که در اين جا قصد بزرگنمايی هنجارهای جنسی ايرانيان در بين نيست. در ايران نيز مانند هر کشور ديگر گرايشات معمول BDSM ، همجنسگرايی و البته ناهنجارهايی نظير Pedophilia وجود دارد. مسئله نامعمول گستردگی و شيوع تبادل داده های پورنو در ايران به عنوان يک کشور بسته است که از نوع غيرمعمول رفتارهای جنسی در کليپها بيشتر جلب توجه می کند.
کليپهای پورنو واقعی يا آماتور ( Reality - Amateur - Voyeur ) به صورت محصول سر سبد کالای فرهنگی جوانان ايرانی درآمده و از نان شب واجب تر است.
دستگاههای موبايل به نظر می رسد بيش از تامين وظيفه ارتباطی در کار تبادل داده های جنسی اند و الی آخر.
پنج سال پيش من در سلسله مقالاتی که کاربران قديمی اينترنت فارسی به ياد می آورند هشدار دادم که نوعی «انقلاب سکس» در ايران ميان نسل تازه بالغ متولد سالهای انقلاب در جريان است. انقلابی که بوم تولد دهه ۱۳۶۰ و ورشکستگی مدل فرهنگی جمهوری اسلامی ايران به آن ابعادی وسيع بخشيده است.اما صادقانه اعتراف می کنم که من دامنه های وحشتناک اين انقلاب را حتی يک پنجاهم وضع فعلی پيش بينی نمی کردم. آنچه در جريان است فراتر از انقلاب سکس نوعی سکس مانيای بی نظير در جهان حاضر است.
در سالهای گذشته تحقيقات بسياری در مطالعات روانشناسانه روی ديکتاتورها انجام پذيرفته است که نمونه مشهور آن کتاب ارزشمند : Political Paranoia: The Psychopolitics of Hatred از انتشارات دانشگاه Yale می باشد در اين کتاب تشابهات رفتاری استالين، هيتلر، پل پوت، عيدی امين و آيت الله خمينی مورد بررسی قرار گرفته است. به باور من مناسب ترين نمونه در تلفيق رفتارهای پارانوييک و شيزوفرنيايی سيد علی خامنه ايست. ترمينولوژی آفای خامنه ای ابداع واژه هايی نظير «کافه نشينها» «پايگاههای دشمن» «عوام و خواص» «شبيخون فرهنگی» «ناتوی فرهنگی» و … که در سالهای اخير به قتل و جرح و توقيف و تاديب بسيار انجاميده است با گفتمان هيچ رهبر سياسی ديگری در جهان حتی قذافی يا کيم جونگ ايل قابل مقايسه نيست و به بيان ديگر خامنه ای بيش از هر فرد ديگر نيازمند مداوا و مراقبت پزشکی می باشد.
نزديکترين افراد به آقای خامنه ای در حلقه دوستان شخصی رهبر از باقر قاليباف و باجناقش احمد نوريان گرفته تا ديگران سالهای گذشته را به فتح مناصب فرهنگی نظام گذرانيده اند. هزينه ای که بخش فرهنگی هنری شهرداری تهران به مديريت سردار نوريان معاون سابق ناجا و تاييد صلاحيت حوزه نمايندگی ولی فقيه در سپاه برای تبليغ توامان سردار قاليباف و فرمايشات فرهنگی « آقا »پرداخته اند. حدود ده برابر بودجه جذب توريسم کشور ترکيه است.
آن بودجه برای ترکيه دو و نيم ميليون توريست آورده است، در حاليکه نبوغ آقايان خامنه ای، صفار، قاليباف، مرتضوی و نوريان جامعه را به رواج نوعی سکسيسم افراطی ناهنجار رانده که قربانيان اصلی آن زنان و دخترانی اند که در اين فرهنگ نوظهور و همه گير تنها تحقير می شوند.
آخر رهبران ايران چقدر روانپريش و مفلوک بايد باشند که با وضعی اينچنين در سرزمين خود ميليونها دلار هزينه شبکه PressTv – العالم – اهل البيت – الکوثر – شبکه القرآن و حتی ترويج انديشه چپ چاويستی نمايند؟
کشور آقای خامنه ای ، سرزمينی که وزارت اطلاعات آن با پخش صحنه های اسکی توچال و مصاحبه هايی که در «ساختمان سنگی جردن» به نيوشا توکليان و ديگر بازيگران فيلم راقع بی بی سی ديکته شده اند، کشوری که در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان کندن و پا زدن زنی که بدون محاکمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. کشور من و شما ايران. کشوری که در آن انسانی به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه برای همسر و فرزند خويش سنگسار می شود اين کشور رتبه نخست جهان در توليد ، تبادل و مصرف فيلمهای کوتاه پورنو روی موبايل است.
اين کشور – کشوری است که به نوشته روزنامه دولتی ايران – مادری مردان متعددی را به خانه می آورد … DVD پورنو را به نمايش می گذاشت و سپس از دو دختر خردسال ۷ و ۹ ساله خود می خواست او را در سکس همراهی کنند… بعد از پايان عمل … بچه ها را می فرستاد تا دستمال کاغذی آورده بدن او و مردان را پاک کنند.
آقای خامنه ای اين دستاورد رهبری داهيانه شما و از برکت انقلاب شکوهمند حضرت امام ره است مبارکتان باشد.
من نيما راشدان اين پيروزيهای بزرگ و دستاوردهای عظيم را محضر رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله خامنه ای دامت افاضاته تبريک و تهنيت عرض می کنم. عزت عالی مستدام همينطور ادامه دهيد….
سلام عليکم

پی نوشت :‌ من جدا از خوانندگان اين يادداشت برای استفاده اين نوع ادبيات عذر می خواهم - باورکنيد اگر عمق فاجعه ای که به برکت تداوم رهبری آقای خامنه ای گريبانگير اين کشور شده خواب از چشم آدمی نگيرد - هيچ وقت قادر به نوشتن مطلبی اينچنين نمی شدم.


 

Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2004 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:53 |

رايس: ايران عامل بی ثباتی در منطقه است

کاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريکا  روز سه شنبه در کنفرانس خبری خود به همراه احمد ابو الغيط  وزير امور خارجه مصر در شرم الشيخ، ايران را عامل ايجاد بی ثباتی در منطقه دانست.

کاندوليزا رايس و رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا  در مرحله نخست سفر مشترک خود به خاورميانه، برای جلب  مشارکت کشورهای عرب در روند برقراری ثبات و امنيت درعراق  و مقابله با نفوذ ايران در منطقه، وارد مصر شده و در استراحتگاه شرم الشيخ با وزيران خارجه مصر، اردن، کشورهای عضو شورای همکاری خليج فارس و عربستان سعود ديدار کردند.

آمريکا روز دوشنبه اعلام کرده بود که  علاوه بر فروش ميلياردها دلار تسليحاتی نظامی به عربستان سعودی، طی ده سال آينده به مصر ۱۳ ميليارد دلار و به اسراييل ۳۰ ميليارد دلار کمک نظامی خواهد کرد.

خانم رايس با رد اينکه «کمک های نظامی آمريکا به کشورهای خاورميانه برای جلب مشارکت آنها در عراق است»، گفت :«اين يک عمل مقابله به مثل نيست. ما برای مبارزه با تندروها در حال همکاری با اين کشورها هستيم.»

وزير امورخارجه آمريکا از کشورهای عرب خواست در روند برقراری ثبات در عراق مشارکت بيشتری داشته باشند.

خانم رايس درباره ديدار خود با وزيران امورخارجه کشورهای عرب گفت ما در اين ديدار درباره حمايت از برقراری امنيت در عراق يکپارچه که مردم آن بتوانند در صلح و امنيت زندگی کنند، گفت وگو کرديم.

رابرت گیتس نیز در این کنفرانس خبری نسبت به پیامدهای خروج زود هنگام نیروهای نظامی آمریکا از عراق هشدار داد و گفت چنین اتفاقی می تواند سراسر منطقه را با بی ثباتی مواجه کند.

وزيران امورخارجه عربستان و کشورهای عضو  شورای همکاری خليج فارس که برای شرکت در کنفرانس کشورهای عضو اتحاديه عرب در قاهره بسر می بردند روز دوشنبه برای ديدار با وزيران امورخارجه و دفاع آمريکا وارد شرم الشيخ شدند.

وزيران امور خارجه و دفاع آمريکا پس از مصر به عربستان سفر می کنند و آنگاه به طور جداگانه از کشورها حاشيه خليج فارس و اسراييل ديدار خواهند کرد.

واکنش ايران به کمک های نظامی آمريکا به کشورهای منطقه

منوچهر متکی، وزير امورخارجه جمهوری اسلامی  می گوید: سياست های تشنج زا و وارداتی از سوی قدرت های فرامنطقه‌ای هرگز نمی‌تواند پيوندهای مستحکم مردم منطقه را تضعيف کند.

منوچهر متکی، وزير امورخارجه جمهوری اسلامی درباره کمک های نظامی آمريکا به کشورهای همسايه ايران در بيانيه ای اعلام کرد:« هدف واشنگتن از اين اقدام ممانعت از ورشکستگی کمپانی های اسلحه ‌سازی آمريکايی است.»

آقای متکی  افزود: «سياست های تشنج زا و وارداتی از سوی قدرت های فرامنطقه‌ای هرگز نمی‌تواند پيوندهای مستحکم مردم منطقه را تضعيف کند.»

در همين زمينه، محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران نيز در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفته بود: «آمريکايی ها همواره يک سياست را در منطقه مورد توجه قرار داده اند و آن ايجاد ترس و نگرانی در کشورهای منطقه و تلاش برای مخدوش کردن مناسبات و روابط حسنه ميان آنها و همچنين تلاش برای ايجاد فرصت و زمينه ای جهت فروش تسليحات خود و اعمال صادرات آن به کشورهای منطقه است.»

آقای حسينی اضافه کرده بود: « اين يک هدف عمده و اساسی است و در اين راستا طرح اتهامات ساختگی را متوجه برخی کشورهای منطقه کرده اند. آنچه خليج فارس به آن نيازمند است صلح، ثبات، امنيت، حرکت به سوی شکوفايی و توسعه اقتصادی است. اين امری است که همواره مورد توجه کشورهای منطقه بوده و اصلی است که آمريکايی ها همواره به دنبال مخدوش کردن آن بوده اند.»

همچنين  مصطفی نجار، وزير دفاع ايران، با اشاره به حق هر کشور برای تقويت بنيه نظامی خود گفته بود:« ايران هيچگونه نگرانی از تقويت بنيه دفاعی کشورهای مسلمان، دوست و برادر خود ندارد و افزايش توان دفاعی آنان را بخشی از توان دفاعی جهان اسلام ارزيابی می کند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:42 |

 

کانديداهاي محافظه کاران براي جايگزيني مشکيني

هاشمي، در انتهاي ليست؟ - چهارشنبه 10 مرداد 1386 [2007.08.01]

روزبه ميرابراهيمي

خبرگزاري فارس که از خبرگزاري هاي نزديک به جريان اصولگرا است، ديروز با انتشار گزارشي به گمانه زني در مورد رئيس آينده مجلس خبرگان، هاشمي رفسنجاني را در انتهاي ليست افراد مورد نظر براي رياست مجلس خبرگان قرار داد.

اين خبرگزاري هاشمي رفسنجاني را پس از محمد يزدي، احمد جنتي، آيت الله مومن و هاشمي شاهرودي براي رياست خبرگان نام برد. اين در حالي است که هاشمي، سمت نايب رييسي اول مجلس خبرگان را به عهده دارد و به لحاظ سياسي، از ساير اعضاي اين مجلس وزن و سابقه سياسي بالاتري دارد.

برخي ناظران نشانه هايي چون زمينه سازي براي جايگزين نشدن هاشمي در مقام رياست مجلس خبرگان را، در راستاي اختلاف ميان وي و هواداران دولت احمدي نژاد ارزيابي مي کنند.

هاشمي رفسنجاني که اين روزها و پس از فوت آيت الله مشکيني رئيس مجلس خبرگان رهبري از گزينه هاي اصلي براي رياست بر اين نهاد است، از مدتها پيش هر از چندگاهي به انتقاد از عملکرد دولت نهم مي پردازد که البته حملات متقابل جريان هاي حامي دولت را نيز در پي دارد.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در هفته آخر تيرماه سال جاري با اشاره به سند چشم انداز 20 ساله کشور گفت: "در طول دو سال اخير نه تنها جلو نرفتيم بلکه در اجراي سند عقب هم رفتيم". وي که در انتخابات رياست جمهوري نهم از رقباي محمود احمدي نژاد بود يک سال پس از انتخابات در اسفندماه 1385 در کنفرانسي مطبوعاتي رسما انتقادات شديدي را عليه عملکرد دولت نهم مطرح کرد و "مهلت دولت" را تمام شده خواند. هر چند اين انتقادات از سوي محمود احمدي نژاد بي جواب نماند و هر از چندگاهي رئيس دولت با سخنراني هاي خود عليه هاشمي موضع گيري کرد.

رفسنجاني در کنفرانس خبري خود، با اشاره به روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد گفت: "بعد از روي کار آمدن دولت جديد، طي ملاقاتي که با مقام معظم رهبري داشتيم، متمم هاي بودجه به مجلس مي رفت، به نظر مي رسيد با برخي سياست هاي کلان سازگار نباشد. در نتيجه قرار شد مهلتي به دولت جديد داده شود تا فرصتي پيدا کند که شعارهاي جديد خود را عملي کند."

وي افزود: "با توجه به اينکه برخي از تصميمات متعلق به دولت قبل بود، ما ملاحظه کرديم تا آنها بتوانند تصميمات خود را عملي کنند. به نظر من مهلت لازم داده شده و مجمع بايد کم کم براي نظارت به صورت جدي تر وارد ميدان شود."

هاشمي رفسنجاني در آن روز با بيان اين که درباره "ضعف هايي" که دولت و شوراي نگهبان دارند، وي "ملاحظه آنها را مي کند که چيزي نمي گويد"، افزود: "ما خيلي چيزها را به خاطر اينکه شائبه سياسي کاري مطرح نشود، نمي گوييم و مسايل چالشي را مطرح نمي کنيم."

 

 

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:39 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

بخشنامه مهم آيت الله شاهرودي در دفاع از آزادي قانونمند مطبوعات


بخشنامه اميدبخش رئيس قوه قضائيه كه نكته اصلي آن، برخوردي دقيق و كارشناسي با موضوع مهم رسانه‌هاست، در حالي صادر مي‌شود كه اخيرا قوه قضائيه تلاش هوشمندانه‌اي را براي اصلاح شيوه برخورد با رسانه‌ها و جلوگيري از تحميل هزينه‌هاي گزاف به وجهه جمهوري اسلامي انجام داده است

۹ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۴۰ تعداد بازديد : 3096 كد خبر : ۷۲۳۹۹

پس از ارائه برخي پيشنهاد‌ها در زمينه تشكيل شوراهاي حل اختلاف ويژه مطبوعات و طي مراحل كارشناسي و حقوقي، بخشنامه آيت‌الله شاهرودي در زمينه تشكيل اين شوراها، گام مهمي در دفاع از آزادي مطبوعات در چارچوب قانون به‌شمار مي‌رود.

به گزارش خبرنگار بازتاب، امروز عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه از تشكيل شوراي حل اختلاف ويژه مطبوعات خبر داد.
وي با اشاره به بخشنامه‌ رييس قوه‌ قضاييه به روساي كل دادگستري سراسر كشور براي تشكيل شوراي حل اختلاف ويژه‌ مطبوعات، گفت: در رسيدگي به جرايم مطبوعاتي نيز قوه‌ قضاييه همانند ساير جرايم ترجيحش اين است كه با توجه به نقش و جايگاه بسيار بالاي مطبوعات اين پرونده‌ها به گونه‌اي حل و فصل و ترجيحا در مراجع صلح رسيدگي شود و بر اين اساس شوراي حل اختلاف ويژه‌ مطبوعات تشكيل خواهد شد.

اين پيشنهاد مهم مدتي پيش از سوي برخي كارشناسان رسانه‌اي، از جمله مسئولان بازتاب به مسئولان دستگاه قضائي ارائه شد و با استقبال تعدادي از آنان نظير رئيسان فعلي و پيشين دادگستري تهران و دادستان كل كشور قرار گرفته بود.

اين طرح پس از تاكيد رهبر انقلاب بر ايجاد فضاي آزاد فكري و آزادي بيان در ديدار با دولت گذشته، پيگيري شد، موجب خواهد شد تا بيشتر شكايت‌هاي مطرح شده عليه مطبوعات، حل شود.
اين در‌حالي بود كه به عنوان مثال در سال 83 بيش از 86 درصد پرونده‌هاي مطروحه در شوراهاي حل اختلاف در همين سال به نتيجه رسيده و مختومه شده است.

دري نجف آبادي نيز سال گذشته با اشاره به فرصت بي‌بديل انقلاب اسلامي براي آزادي بيان و قلم گفته بود: قوه قضاييه داوطلب در ورود به مسائل قضايي مطبوعات نيست و ارجح آن است که انجمن‌هاي صنفي فعال‌تر عمل نموده و بار را از دوش دستگاه قضايي بردارند. هيأت منصفه نيز آن چنان که بايسته است وارد عمل شده و از تخصص و اشراف لازم برخوردار باشد.

در همين حال بخشنامه اميدبخش رئيس قوه قضائيه كه نكته اصلي آن، برخوردي دقيق و كارشناسي با موضوع مهم رسانه‌هاست، در حالي صادر مي‌شود كه اخيرا قوه قضائيه تلاش هوشمندانه‌اي را براي اصلاح شيوه برخورد با رسانه‌ها و جلوگيري از تحميل هزينه‌هاي گزاف به وجهه جمهوري اسلامي انجام داده است.

خبرنگار بازتاب در پايان مي‌افزايد: هرچند حركت اخير بخشي از دستگاه قضائي كه با سكوت مقامات اين قوه همراه شده، ابهامات را بوجود آورده، ابلاغ بخشنامه شوراي حل اختلاف مطبوعات نشان دهنده تصميم قطعي اين قوه براي اتخاذ رويكرد كارشناسي قضائي در حوزه رسانه‌ است.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:32 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

دست‌هاي خالي رايس و توقف پروژه ضدايراني در گام اول


به گزارش خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن، هدف اصلي سفر رايس و گيتس پس از جلسات اخير كاخ سفيد، ارايه باجي در قالب معاملات تسليحاتي با اعراب در ازاي تعهد سران عرب به حمايت از دولت مالكي و توقف حمايت از تروريست‌هاي اعزامي به عراق بوده است.

۹ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۸:۱۳ تعداد بازديد : 5504 كد خبر : ۷۲۴۳۱

با ناكامي سفر تبليغاتي ـ كاري رايس، وزير خارجه و گيتس، وزير دفاع آمريكا به كشورهاي عربي، پروژه پرطمطراق تقسيم منطقه به دو قطب طرفدار و مخالف ايران، در گام نخست متوقف شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن، در حالي هدف سفر رايس و گيتس به كشورهاي عرب، به ويژه عربستان سعودي و مصر، در تبليغات سنگين انجام شده تسليح اين كشورها در برابر ايران بيان شد كه هدف اصلي در نظر گرفته شده پس از جلسات اخير كاخ سفيد، ارايه باجي در قالب معاملات تسليحاتي با اعراب در ازاي تعهد سران عرب به حمايت از دولت مالكي و توقف حمايت از تروريست‌هاي اعزامي به عراق بوده است.

خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن مي‌افزايد: در عين حال مقرر شده بود رسانه‌ها با هدف اعمال فشار رواني به مقامات ايران، هدف اصلي اين سفر را دادن امتياز ارايه سلاح‌هاي جديد به اعراب براي مقابله آنان با ايران و ايجاد يك جبهه مستحكم ضدايراني در منطقه نشان دهند.

اين گزارش مي‌افزايد: رايس در حالي پيش از پايان گرفتن سفر هم‌زمان وزراي جنگ و خارجه آمريكا به كشورهاي عربي، رسما به شكست اين پروژه اعتراف كرد كه پيش از انجام اين سفر، بسياري از محافل قدرتمند آمريكا، نسبت به اعطاي سلاح‌‌هاي پيشرفته به اعراب به دليل ارتباط نزديك سران عرب با «القاعده»، نگران شده بودند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، آمريكا موفق به جلب و تضمين همكاري اعراب پس از جلسه روز سه‌شنبه خود نشد و كشورهاي همسايه عراق باز هم درخواست خود را براي ايجاد ثبات در عراق كه بيش از چهار سال است درگير جنگ و خشونت‌هاي قومي است، تكرار كردند.

آمريكا در حالي موفق به جلب حمايت آنان نشد كه بيشتر اين كشورها در ليست دريافت كمك‌هاي نظامي آمريكا قرار دارند.
رايس گفت: مصر و ديگر متحدان آمريكا، تنها بر انجام تعهدهاي پيشين خود در مورد عراق، مبني بر پرداخت بدهي‌هاي بين‌المللي سنگين اين كشور و كمك به كاهش خشونت‌ها پافشاري كرده‌اند.

رايس همچنين در كنفرانس خبري همراه با ميزبان مصري خود، اعلام كرد: اعراب هيچ تعهد جديدي را نپذيرفته‌اند و بيانيه 9 كشور پس از اجلاس، تنها مبني بر ادامه حمايت و كمك مالي و سياسي به دولت عراق بوده است.
اين در حالي بود كه پيش از اين اعلام شده بود، هدف رايس و گيتس از اين سفر، ايجاد جبهه‌اي متحد از اعراب عليه ايران است.

«آسوشيتدپرس» ادامه داد: ابوالغيظ، وزير امور خارجه مصر هم در كنفرانس گفته، ما خواستار عدم مداخله هر قدرت خارجي در عراق شده‌ايم و اين تأكيدي دوباره به خواسته‌هاي گذشته ماست».

در اين حال، خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن مي‌افزايد: كاخ سفيد به رغم فشارهاي سران كشورهاي عربي براي تضعيف مالكي، همچنان بر حمايت از مالكي و دولت او مصمم است و اين سفر نيز در اصل، با هدف جلب حمايت اعراب از دولت مالكي با ارايه مشوق‌هاي تسليحاتي انجام شده كه البته به نتيجه نرسيد.

اختلافات در آمريكا بر سر نتيجه دادن اين رويه، آنچنان گسترده بود كه راديو فردا، وابسته به سازمان «سيا»، نوشت: عمده مخالفان فروش تسليحات به عربستان و ديگر کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس، نگران آن هستند که با تغييراتي ناگهاني در سيستم سياسي اين کشور، اسلحه به دست مخالفان ايالات متحده بيفتد؛ چيزي شبيه آنچه در ايران در سال 1979 رخ داد.

مسئله اصلي، گروه‌هاي تروريستي است که ريشه در عربستان دارند و ممکن است به سلاح‌هاي آمريکا‌يي دسترسي پيدا کنند.

«موفق الربيعي»، مشاور امور امنيتي دولت عراق، مي‌گويد: تقريبا 50 درصد شبه نظامياني که سربازان آمريکايي و غيرنظاميان را هدف حملات خود قرار مي‌دهند، از داخل عربستان مي‌آيند. الربيعي به تازگي‌ به عربستان سعودي سفر کرده بود تا در اين‌باره با مقام‌هاي اين کشور گفت‌وگو‌ کند.

روزنامه آمريكايي «هرالد تريبون» هم نوشت: دولت بوش و خانواده پادشاهي عربستان، وجوه مشترك بسياري دارند كه از جمله آنها مي‌توان به نفت و رقبايي مشترك مانند ايران اشاره كرد، اما مورد ديگر، ميل شديدي به انكار است كه باعث شده هر دو، نقش مهم عربستان در 11 سپتامبر 2001 را ناديده بگيرند.

اين روزنامه ادامه داد: اما اختلافات و چالش‌هاي آنها درباره عراق را نمي‌توان با امضاي يك قرارداد تسليحاتي ناديده گرفت كه اگر اين اختلافات حل نشود، آنگاه ناآرامي‌هاي جنگ به فراتر از مرزهاي عراق منتشر خواهد شد.

رياض در حالي به تامين مالي گروه‌هاي مخالف سني در عراق مي‌پردازد كه واشنگتن هيچ اعتراضي به اين كار نمي‌كند و به سعودي‌ها اجازه مي‌دهد تا از مرز گذشته و به شورشي‌هايي بپيوندند كه عليه دولت شيعي تحت حمايت آمريكا در عراق مبارزه مي‌‌كنند. واشنگتن برآورد كرده كه هر ماهه حدود 60 تا 80 جنگجوي خارجي از عربستان وارد عراق مي شوند.

اما نه واشنگتن و نه رياض، زماني را صرف اين هرج و مرج‌ها نمي‌كنند كه ممكن است به ساير كشورها سرايت كند.
اين روزنامه افزود: پس از سال‌ها سياستگذاري اشتباه، آمريكا بايد با اين واقعيت‌ها كنار بيايد و با تهران وارد مذاكره مفيد شده و راهكار‌هاي مفيدي براي اين مشكلات بيابند كه براي عربستان نيز قابل هضم باشد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 9:30 |

گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:

بین المللی :
1 ـ سازمان عفو بین الملل در گزارشی با عنوان ایران آخرین جلاد کودکان نوشت: از سال 1990 تاکنون در ایران بیش از هر کشور دیگری افراد زیر 18 سال اعدام شده اند. به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، از سال 1990 تاکنون اعدام 24 مجرم نوجوان در جمهوری اسلامی ایران تائید شده که 11 تن از آنان هنگام اجرای حکم کمتر از 18 سال سن داشته اند. به گزارش عفو بین الملل در حال حاضر 71 نوجوان محکوم به مرگ در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند. در این گزارش آمده است: جمهوری اسلامی معمولا در مورد تعداد احکام اعدام و اجرای این احکام اطلاعات دقیقی انتشار نمی دهد و احتمال دارد که آمار واقعی کودکان محکوم به اعدام و اعدام شدگان نوجوان بیش از این باشد. این سازمان ضمن تاکید بر لغو مجازات اعدام برای کودکان بعنوان هدفی مهم و مبرم، آن را گامی در راه الغای کامل مجازات اعدام در ایران می داند.(بی بی سی 6/4/86)

2 ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با محمود صالحی فعال کارگری که در زندان سنندج بسر می برد، طی نامه ای خطاب به علی خامنه ای امکان دسترسی این زندانی به مراقبت های پزشکی، ملاقات با وکیل و خانواده را خواستار شد و اعلام کرد محمود صالحی یک زندانی عقیدتی است و صرفا به دلیل اعمال مسالمت آمیز حق خود در آزادی بیان و تشکل و فعالیت های مسالمت آمیز اتحادیه ای در بازداشت بسر می برد. عفو بین الملل آزادی فوری و بی قید و شرط نامبرده را خواستار شد. (سایت اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایران15/4/86)

3 ـ بدنبال انتشار خبر سنگسار جعفر کیانی در تاکستان توسط رژیم جمهوری اسلامی ، لوییز آربور کمیسر عالی سازمان ملل در حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای نوشت من از اینکه علیرغم آن که دولت ایران اجرای سنگسار را به تعویق انداخته بود باز هم این حکم اجرا شد، بی نهایت نگرانم. سنگسار نقض آشکار حقوق بین المللی است. من موکدا از مقامات ایران می خواهم نسبت به سنگسار گزارش شده توضیح دهند و همچنین اجرای حکم مکرمه ابراهیمی و افراد دیگری که به این مجازات محکوم شده اند را لغو کنند. ( بی بی سی 19/4/86 )

4 ـ کنت وی جور جستی رئیس کنگره کار کانادا طی نامه ای به سید علی خامنه ای اعلام کرد: به نیابت از سوی سه میلیون از کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (سی ال سی) دستگیری منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را به شدید ترین وجه ممکن از طریق این نامه محکوم می نمایم. در بخش دیگر این نامه آمده است: ما براین باور هستیم که دستگیری آقای اسانلو در ارتباط با فعالیتهای اتحادیه ای وی، از جمله در ارتباط با تلاشهای وی در پیگیری کسب همبستگی بین المللی برای جنبش اتحادیه ای ایران می باشد. ما به همراه دیگر فعالین اتحادیه در سراسر دنیا، صدای اعتراض خود را بر علیه تجاوز شنیع به حقوق بشر و حقوق اتحادیه ای بلند می نما ئیم.(اخبار روز 22/4/86)

5 ـ خانم آنجلیکا بر رئیس نمایندگی ایران در پارلمان اروپا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ما معتقدیم که منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران یک زندانی عقیدتی است و تنها بر مبنای همین بیان عقاید مسالمت آمیزش بویژه برای دفاع از حقوق سندیکایی و اتحادیه ای رانندگان اتوبوسرانی تهران دستگیر شده است. بنابراین ما خواستار آزادی فوری او هستیم. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: ما همچنین نگران دستگیری محمود صالحی، فعال سندیکایی و سخنگوی سندیکای خبازان سقز که در 9 آوریل دوباره زندانی شده و نیاز مبرم به درمان و مداوای پزشکی دارد، می باشیم. جمهوری اسلامی ایران یک عضو سازمان جهانی کار است و بنابراین به پیروی از اصول آن متعهد و ملزم به رعایت و احترام به اصول اولیه، از جمله اصل آزادی ایجاد تشکل و سندیکا می باشد.(اخبار روز 24/4/86)

6 ـ سازمان عفو بین الملل با صدور اطلاعیه ای نگرانی خود از نقض حقوق بشر در ایران را اعلام کرد: به گزارش عفو بین الملل ایران همچنان دارای بالاترین میزان اعدام در جهان است. این سازمان حداقل 120 مورد اعدام از شروع سال 2007 در ایران را ثبت کرده است. سازمان عفو بین الملل سنگسار کردن جعفر کیانی و اعدام دو نوجوان زیر 18 سال به نام محمد موسوی و سعید قنبرزهی را محکوم نموده است. این سازمان خواستار پایان دادن به دستگیری و صدور حکم زندان برای فعالین حقوق بشر ، فعالین جنبش دانشجویی ، فعالین جنبش زنان، فعالین سندیکای و روزنامه نگاران شده است.(بی بی سی25/4/86 )

7 ـ گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و دیوید کرافت دبیرکل فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل طی نامه ای مشترک خطاب به سو ماوایا دبیرکل سازمان جهانی کار ، دستگیری منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را محکوم کردند و نسبت به سرکوب مداوم فعالین سندیکایی در ایران ، به این نهاد بین المللی شکایت کردند. لازم به یاد آوری است که آقای گای رایدر در رابطه با زندانی شدن محمود صالحی عضو تعاونی کارگران خباز سقز در تاریخ 21 تیر طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بازداشت محمود صالحی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی سریع وی شده بود. ( اخبار روز 26/4/86 )
8 ـ حزب سوسیالیست فرانسه با صدور اطلاعیه ای ضمن اشاره به سرکوب نیروهای سیاسی اپوزسیون ، روزنامه نگاران ، روشنفکران ، دانشجویان ، فعالین جنبش کارگری و فعالین جنبش زنان خواستار پایان بخشیدن به نقض مداوم حقوق بشر در ایران شد. در بخش پایانی اطلاعیه آمده است : حزب سوسیالیست فرانسه انزجار خود را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر در ایران و به ویژه از سرگرفتن سنگسارها در ایران را اعلام می دارد. حزب سوسیالیست مجددا از اتحادیه اروپا و مقدمتا از مقامات فرانسه می خواهد که به مقامات ایرانی فشار آورند تا به این اعمال غیر قابل قبول پایان دهند.( اخبار روز 27/4/86 )

9 ـ دکتر ولف گانگ لوتر باخ رئیس بخش سیاسی فدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد دستگیری منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه را محکوم کرد.در این نامه آمده است: جمهوری اسلامی ایران بخاطر عضویت در سازمان بین المللی کار ملزم به رعایت اصول اساسی این سازمان از جمله اصل آزادی تجمع و تشکل است. در پایان آمده است : ما مصرانه از شما میخواهیم که آزادی فوری و بی قید وشرط آقای اسانلو را تضمین کنید.(عصر نو 27/4/86)

اخبار دانشجویی :
10 ـ بدنبال تحصن و اعتصاب غذای اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در مسجد این دانشگاه با خواست آزادی 8 تن از دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، بدستور دکتر رهایی رئیس دانشگاه،30 نفر از نیروهای حراست به فرماندهی واعظ در ساعت 3 نیمه شب با قطع کردن برق مسجد به دانشجویان متحصن حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.(ادوار نیوز 5/4/86)

11 ـ جمعی از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در ملاقات با فراکسیون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجویی از حق فعالیت محروم شده اند. 14 نشریه دانشجویی این دانشگاه بدستور مقامات توقیف شده اند . تعدادی از دانشجویان بصورت مکرر به کمیته انضباطی احضار شده اند. همچنین در این ملاقات خانواده 8 نفر از دانشجویان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی 7/4/86 )

12 ـ برادر عباس حکیم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با رادیو فردا گفت: خواهرم از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده است. به دلیل اینکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالایی دارد، خواهرم برای پیگیری وضعیت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهدید کرده اند که برای پاسخگویی به یک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پیگیری وضعیت برادرم با ریاست قوه قضائیه، معاون وی و کمیسیون اقلیت مجلس ملاقات داشته ایم، همه یا ابراز ناتوانی یا بی اطلاعی از پیگیری مسئله عباس حکیم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکیل مدافع عباس حکیم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امیر کبیر 23/4/86)

13 ـ چند تن از ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهاره هدایت دانشجوی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. وسائل شخصی وی همچون سی دی ، کتاب ، دست نوشته ها ، جزوه ها و آلبوم عکس او را با خود بردند. ( ادوارنیوز 24/4/86 )

14 ـ ابوالفضل جهاندار عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در شهریور 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید، در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند 209 از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده است. ( فعالان حقوق بشر در ایران 25/4/86 )

15 ـ از سوی قاضی حداد معاون امنیت دادستان تهران برای آزادی مجید شیخ پور، پویان محمودیان، مقداد خلیل پور، علی صابری و عباس حکیم زاده دانشجویان زندانی قرار وثیقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ 80000000 میلیون تومان قرار وثیقه صادر شده است.(ایسنا 25/4/86)

16 ـ مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیر کبیر در زندان اوین در اعتراض به فشارهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده اند. (خبر نامه امیرکبیر 26/4/86)

17 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهرام فیاضی دانشجوی کارشناسی ارشد پیام نور تهران و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. وسائل شخصی و رایانه او را با خود بردند. ماموران برای بازرسی منزل ، بهرام فیاضی را از زندان به همراه خود آورده بودند. نامبرده گفته در روزهای اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تاکنون از امکان هواخوری نیز محروم بوده است. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

18 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. مقداری از وسایل شخصی، دست نوشته ها و کیس کامپیوتری او را با خود بردند و از تمامی خانه و اطاقهای خواب فیلمبرداری کرده و دفترچه تلفن همسر نامبرده و دفتر تلفن منزل وی را با خود بردند. در ضمن ماموران امنیتی با مراجعه به منزل علی نیکو نسبتی یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند و از منزل نامبرده فیلمبرداری بعمل آوردند.(ادوار نیوز 31/4/86)

بازداشت دانشجویان :
19 ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که برای پاسداشت سالگرد 18 تیر و اعتراض به بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه امیر کبیر تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی بازداشت شدند. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اتهامات دانشجویان بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی دانشجویان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی ، حنیف یزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نیکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفید قم ، محمد هاشمی و بهاره هدایت دانشجویان دانشکده امور اقتصادی.( ایسنا و ادوارنیوز 18و 19/4/86 )

20 ـ امیر یعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپین یک میلیون امضاء تغییر برای برابری » در پارک اندیشه واقع در خیابان سهروردی تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. ( خبرنامه امیر کبیر 21/4/86 )

دانشجويان: احضار و بازجویی
21 ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به اتهام برگزاری تجمع غیر قانونی در روز جهانی زن در کمیته انضباطی این دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 2/4/86 )

22 ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد بلوا ، آشوب و تحریک دانشجویان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایلنا 3/4/86 )

23 ـ موسویان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: 10 دانشجوی دختر این دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

24 ـ هانیه بردبار ، شیما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مریم السادات سیدکریمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امیر یعقوبعلی و سعید فیض الله زاده دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ایجاد بلوا و آشوب ، عدم رعایت مقررات دانشگاه و توهین به مسئولان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفتند. این دانشجویان به اتهامات گوناگون هرکدام چندین پرونده دارند. ( ایسنا 12/4/86 )

25 ـ بیست و سه نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجویان احضار شده عبارتند از: مهری کریمی ، مریم سلیمی ، بیتا صمیمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمین ، فرهاد نوری، وحید سراجیان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سیاوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزیار ، سینا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسین ترکاشوند ، کورش لطیفی ، محمد معتمدی ، احسان خیر خواه و مسعود قدسی . ( ایسنا 17/4/86 )

دانشجويان: محاکمه
26 ـ آسو صالح فعال دانشجویی دانشگاه کردستان و عضو هیئت تحریریه هفته نامه « دیدگاه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام ، تحریک جوانها به شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ایران در شعبه پنجم دادیاری سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ایلنا 3/4/86 )

دانشجويان: احکام صادر شده
27 ـ فهمیه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ایلنا 1/4/86 )

28 ـ چهارده تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر در کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت انها به این شرح است: نعیم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آیدین خواجه ای ، وحید دهقانی ، هادی بهادری ، آیدین غفارنژاد ، امین امامی و علی داور هر یک به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. همچنین حامد توفیق ، بهنام زالی ، منصور امینیان و ابراهیم زینالی هر یک به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. ( ادوارنیوز 13/4/86 )

29 ـ هشت دانشجوی دانشگاه امیر کبیر در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت هر یک از آنان به این شرح است : نریمان مصطفوی و ناصر پویافر یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات. ابراهیم رحمانی و موفق کاتب یک ترم تعلیق از تحصیل. آرمان صداقتی یک ترم تعلیق از تحصیل با محرومیت از امکانات رفاهی . اسماعیل سلمان پور و سجاد ویس مرادی دو ترم تعلیق از تحصیل . ( ایسنا 17/4/86 )

30 ـ مقداد بریمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه سیستان و بلوچستان در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

31 ـ علیرضا ولیان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان به دلیل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایسنا 24/4/86 )

32 ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهین به کارمندان دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو 24/4/86 )

33 ـ بهرام اسماعیل بیگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام ، برگزاری تجمعات غیر قانونی و توهین به خمینی در شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، که برای مدت 5 سال به حالت تعلیق در آمد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 29/4/86 )

34 ـ حسن طالبی، میثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و توهین به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به یاد آوری است که 16 نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از 2 سال پیش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنیوز 29/4/86 )

توقیف نشریات دانشجویی :
35 ـ نشریه دانشجویی « شورا » به مدیر مسئولی میلاد معینی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجویان پس از انتشار سه شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران برای مدت یکسال توقیف گردید. ( ایلنا 1/4/86 )

36 ـ امتیاز نشریه دانشجو یی « سربداران » به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان لغو گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

37 ـ نشریه دانشجویی « صبح » به مدیر مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت 3 ماه توقیف گردید. ( ایسنا 29/4/86 )

38 ـ نشریه دانشجویی "تریا" به مدیر مسئولی سجاد درویش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار یک شماره بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران توقیف گردید.(ایسنا 31/4/86)

فیلتر کردن سایتهای خبری و توقیف فیلم:
39 ـ سایت کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ، « تغییر برای برابری » پس از گذشت دو ماه از آخرین فیلترینگ ، برای بار ششم فیلتر شد. ( تغییر برای برابری 4/4/86 )

40 ـ ماموران اداره حراست سازمان پژوهش های علمی و صنعتی از نهادهای زیر مجموعه وزارت علوم مانع سخنرانی دکتر الهه کولایی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در یکی از انجمن های سازمان مذکور شدند. ( نوروز 7/4/86 )

41 ـ سومین آدرس سایت خبر نامه امیر کبیر که زیر پوشش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر فعالیت می کند ، بدستور مقامات امنیتی فیلتر شد. ( سایت امیر کبیر 12/4/86 )

42 ـ کافه « تیتر » در خیابان صبای جنوبی محل جمع شدن روزنامه نگاران در تهران بدستور مقامات دولتی پلمپ شد. این کافه در زمستان 85 آغاز به کار کرد و جای نشستن 20 نفر را داشت. ( اعتماد ملی 17/4/86 )

43 ـ بدستور بازپرس شعبه 11 دادسرای کارکنان دولت خبرگزاری کار ایران (ایلنا ) فیلتر شد. ( ایسنا 20/4/86 )

44 ـ بدستور اداره کل نظارت و ارزش یابی سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایش فیلم « یک شب » به کارگردانی نیکی کریمی جلوگیری بعمل آمده است. ( ایسنا 25/4/86 )

مطبوعات: توقیف
45 ـ روزنامه « هم میهن » به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی پس از انتشار 42 شماره با تذکر شورای عالی امنیت ملی ، هیئت نظارت برمطبوعات و شکایت چند وزارتخانه بدستور قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران توقیف گردید. ( ایلنا 12/4/86 )

46 ـ هفته نامه « صدای ارومیه » به مدیر مسئولی محمد رضا خادم شمس بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات استان آذربایجان غربی توقیف گردید. ( شرق 30/4/86 )

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
47 ـ عبدالله سهرابی مدیر مسئول ، سامان سلیمانی سردبیر ، رضا علیپور و فرهاد امین پور از اعضای سردبیری نشریه توقیف شده « روژهلات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

48 ـ مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « نسیم صبا » به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد. ( ایلنا 11/4/86 )

49 ـ علی نظری مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « ارزش » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم و ستاد امر به معروف و نهی از منکر جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. لازم به یاد آوری است که این نشریه در اردیبهشت 79 توقیف گردید. ( ایلنا 11/4/86 )

50 ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه « توسعه » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.( ایلنا 12/4/86 )

51 ـ کیوان صمیمی بهبهانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « نامه » جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایسنا 25/4/86 )

52 ـ مدیران مسئول نشریات « سپیدار خانواده » ، « جهان صنعت » و « سینمای امروز » با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
53 ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « هم میهن » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء با شکایت دادستان تهران ، وزارت صنایع و معادن و انصار حزب الله اصفهان در شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( اعتماد ملی 24/4/86 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
54 ـ مسیح الله سلطانی مدیر مسئول نشریه « صدای زنجان » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت چند نهاد نظامی و دفتر نظارت بر انتخابات شورای نگهبان در دادگستری زنجان محاکمه شد. ( ایسنا 1/4/86 )

55 ـ فروزان آصفی نخعی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « گلستان ایران » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. ( ایلنا 10/4/86 )

56 ـ افشین زارعی وبلاگ نویس به اتهام توهین به مقدسات در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

66 ـ امید معماریان ، روزبه میرابراهیمی ، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی از متهمان پرونده وبلاگ نویسان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام با شکایت مدعی العموم ، ستاد مشترک سپاه پاسداران و بسیج در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی مولایی محاکمه شدند.( ایسنا 26/4/86)

67 ـ بهرام ولدبیگی مدیر مسئول و برهان لهونی سردبیر روزنامه توقیف شده « ئاشتی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( ایسنا 26/4/86 )

68 ـ سید کاظم حسینی مدیر مسئول نشریه « بازار کار » به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی افتخاری محاکمه شد. ( ایسنا 31/4/86 )

مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
69 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت و پس از تفتیش منزلش وی را به زندان اوین منتقل کردند. نامبرده با شکایت اداره اطلاعات استان کردستان در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شغل روزنامه نگاری محکوم شده بود. ( ایلنا 11/4/86 )

70 ـ اجلال قوامی روزنامه نگار و عضو شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج و با تائید شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود . توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت و به زندان منتقل گردید. (ایسنا 18/4/86 )

71 ـ مصطفی فرهاد مدیر مسئول هفته نامه « بهار بروجرد » به علت درج گزارشاتی در رابطه با تقسیم زمین های شهری و گزارشی پیرامون وضعیت امنیتی شهر بروجرد به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بدستور مدعی العموم بازداشت شد. ( اعتماد 28/4/86 )

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
72 ـ فاطمه فرهمند پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « گوناگون » به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

73 ـ حسین سعیدی پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « سپاس » به اتهام ایجاد اختلاف در بین اقشار جامعه و توهین به اقوام با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از انتشار نشریه محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )

74 ـ امتیاز نشریه توقیف شده « طبرستان » به مدیر مسئولی مصطفی ناصحی به اتهام انتشار مطالب موهن علیه نظام ، توهین به مقدسات ، تبلیغ به نفع گروههای مخالف، اشاعه فحشاء و منکرات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی لغو گردید و وی به پرداخت جزای نقدی محکوم شد. (ایلنا 8/4/86 )

75 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده « مشارکت » به مدیر مسئولی محمدرضا خاتمی به اتهام انتشار مطالب کذب و افتراء با شکایت مدعی العموم ، شورای نگهبان ، نیروی انتظامی و ... به حکم قاضی حسین حسینیان رئیس شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران لغو گردید. محمدرضا خاتمی به پرداخت 600000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 11/4/86 )

76 ـ به علت فشارهای دولت به خبرگزاری کار ایران « ایلنا » هیئت مدیره این خبرگزاری برای کاستن از فشارها مجبور به پذیرش استعفای مسعود حیدری مدیر عامل ایلنا شد. ( آفتاب 11/4/86 )

77 ـ به علت فشارهای وزارت اطلاعات ، استانداری کردستان و دیگر نهادهای امنیتی مدیر مسئول هفته نامه کردی ـ فارسی « دیدگاه » مجبور به اخراج اجلال قوامی و امید احمدزاده از اعضای تحریریه این نشریه شد. ( اخبار روز 11/4/86 )

78 ـ مهدی رحمانیان مدیر مسئول روزنامه « شرق » به اتهام نشر مطالب خلاف موازین اسلامی ، اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی ، اهانت به دین مبین اسلام و مراجع مسلم تقلید ، تحریف سخنان رئیس جمهور و .. با شکایت مدعی العموم ، هیئت نظارت بر مطبوعات و ... در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 900000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( مهر 30/4/86 )

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
79 ـ کورش زعیم عضو جبهه ملی ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ایلنا 1/4/86 )

80 ـ محمد رضا رضایی گرگانی ، علیرضا اکبری نبی ، حمید پوروثوق و رسول بداقی از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران و از معلمین بازداشت شده در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )

بازجویی فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
81 ـ رضا عباسی عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان و عضو شاخه زنجان سازمان دانش آموختگان ایران توسط نیروی انتظامی زنجان مورد بازجویی قرار گرفت و از نامبرده تعهد گرفته شد تا در مراسم روز بابک در قلعه بابک حضور نیابد. ( وبلاگ حق 6/4/86 )

82 ـ اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه و کریم پاشایی روزنامه فروش که در سالروز تولد بابک خرمدین به همراه حدود 20 نفر در پارک الغدیر ارومیه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند ، در دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفتند. (اورمو نیوز 17/4/86 )

دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
83 ـ بهروز صفری فعال حرکت ملی آذربایجان توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان بازداشت گردید. (وبلاگ حق 6/4/86 )

84 ـ قانع محمد رضایی 17 ساله به اتهام فعالیت سیاسی 40 روز پیش توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت و به زندان منتقل گردید. تلاش خانواده این نوجوان برای تغییر و یا تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تاکنون بی نتیجه بوده است.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

85 ـ محمد رضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریزی که از 29 خرداد بازداشت شده ، در بند 4 زندان تبریز نگهداری می شود که محل بازداشت افراد شرور می باشد. (اورمو نیوز 17/4/86 )

86 ـ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و تیر اندازی هوایی 10 نفر را بازداشت نمودند. ماموران امنیتی به مردم و همسایگان وحشت زده می گفتند: « عملیات بازداشت معتادان مواد مخدر است متفرق شوید». علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ضمن تائید پلمپ شدن دفتر سازمان دانش آموختگان ایران ، اتهامات افراد بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی فعالین سیاسی و دانشجویی بازداشتی عبارتنداز : عبدالله مومنی ، بهرام فیاضی و حبیب حاج حیدری از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران . مسعود حبیبی و مجتبی بیات دانشجویان دانشگاه تهران ، مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید حسین نیا دانشجوی دانشگاه زنجان ، آرش خاندل دانشجوی دانشگاه لرستان ، امیر حسین مهرزاد دانشجوی دانشگاه آزاد آمل ، عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و یک دانشجوی دیگر بنام اشکان قیاسوند. ( نوروز و ایسنا 18 و 19/4/86 )

87 ـ منصور رادپور که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ 27 اردیبهشت ماه سال جاری در جاده چالوس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. به بند 4 زندان گوهر دشت کرج منتقل شد. نامبرده به مدت 25 روز اکثر اوقات پس از نیمه های شب با چشم بند به همراه شکنجه های جسمی و روحی در خانه های امن وزارت اطلاعات زیر بازجویی بوده است. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/4/86 )

88 ـ آزاد خوانچه زر 27 ساله ، کریم کانی سانانی و ساسان عراقی از فعالین مدنی شهر مریوان توسط ماموران اداره اطلاعات مریوان بازداشت شدند. ( انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران 30/4/86 )

محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
89 ـ فرزاد کمانگیر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی از زندانیان سیاسی بند 209 زندان اوین در شعبه 16 امنیت دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. این فعالین سیاسی 10 ماه پیش در کرمانشاه توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آثار بر جای مانده از شکنجه قابل مشاهده است . ( فعالان حقوق بشر در ایران 9/4/86 )

بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
90 ـ کیومرث احمدی ، نادر احمدی ، محمد کریم زارعی و محمد مرادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام بدستور شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل گردیدند. نامبردگان 7 ماه پیش مدتی در بازداشت بودند ، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بودند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 25/4/86 )

91 ـ لقمان مهری فعال کارگری و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که در دادگاه انقلاب سقز و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان و دیوان عالی کشور به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود . به اتفاق همسرش در ترمینال شرق تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. نامبرده قبلا در مراسم روز جهانی کارگر سال 83 توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شده بود. وی به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 85 تهران برای اعتراض به نابرابری حقوق زنان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. همچنین او به علت شرکت در تجمع اعتراض به قتل شوانه قادری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. ( سلام دمکرات 27/4/86 )

فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
92 عبدالله حسینی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یکی از احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب سقز به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از یکسال است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 5/4/86 )
93 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی به اتهام توهین ، افتراء و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره اطلاعات شهرستان درود ، در دادگاه تجدید نظر استان لرستان به 6 ماه حبس تعزیری ، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایلنا 3/4/86 )

94 ـ عارف عبدالله زاده به اتهام خروج غیر قانونی از مرز در دادگاه پیرانشهر و با تائید دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده پیش از این به اتهام همکاری با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز و با تائید شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 4/4/86)

95 ـ محمدرضا فقیهی وکیل مدافع عوده عفراوی از متهمان بمب گذاریهای اهواز گفت: موکلم در دادگاه بدوی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان اردبیل محکوم شد. نامبرده در حال حاضر در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را سپری می کند. ( ایسنا 8/4/86 )

96ـ کاوه انوری ، خالد رسولی ، هیوا نوری ، وطن عبادی ، وریا کریمی و ژیان کامکار به اتهام فعالیتهای تبلیغی و سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هر یک به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

97 ـ سعید حمیدان از متهمان بمب گذاریهای اهواز به اتهام حمل و جابجایی اسلحه در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در زندان بسر می برد.(ایلنا 9/4/86 )

98 ـ عادل ظفری به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سقز و با تائید شعبه 4 دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )

99 ـ محمد هاشمی و علی پور سلیمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و از شرکت کنندگان در اعتراضات اسفند سال گذشته در مقابل مجلس شورای اسلامی به اتهام تحریک معلمان به تحصن ، اعتصاب ، تعطیلی مدارس و عدم حضور در کلاس درس با شکایت اداره کل حراست وزارت آموزش و پرورش به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش تهران به 2 سال تدریس در دبیرستانهای شهرری و اسلامشهر محکوم شدند. ( شرق 12/4/86 )

100 ـ عسگر اکبر زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و منصور جدی از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب اردبیل به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. ( وبلاگ حق 17/4/86 )

101 ـ زاهد قادری به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 3 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

102 ـ محمد صالح کویخاشیره به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 4 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )

103 ـ مصطفی دریانورد و رضا بابا سوار از اعضای انجمن پادشاهی به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند نظام به ترتیب در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتیان و شعبه 6 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بابایی به 18 ماه حبس و 6 ماه حبس محکوم شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

104 ـ صالح کامرانی وکیل دادگستری به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در شعبه 42 دادگاه تجدید نظر استان تهران به پرداخت یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات مردمی خرداد85 به مدت 98 روز در بازداشت بسر برد. ( ایسنا 25/4/86 )

105 ـ سه نفر از معلمان شهرستان شهرضای اصفهان به علت شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در اسفند 85 ، به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش شهرضا به استانهای مازندران ، مرکزی و اخراج از آموزش و پرورش محکوم شدند. ( ایسنا 27/4/86 )

106 ـ عبدالواحد کریمی اهل بانه به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب سقز به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از 6 ماه پیش در زندان بسر می برد. (موکریان 28/4/86 )

اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
107 ـ محمد علی دادخواه وکیل مدافع ابوالفضل جهاندار گفت : وضعیت جسمی موکلم نامطلوب است و باید بیرون از زندان اوین معالجه شود . این فعال جنبش دانشجویی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به تحمل دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است. ( ایلنا 1/4/86 )

108 ـ مصطفی دریانورد زندانی سیاسی که با خواست اصل تفکیک زندانیان براساس جرایم و انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی در زندان اوین از 6 روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد ، توسط کیان پور رئیس داخلی زندان اوین تهدید به ضرب و شتم ، انتقال به سلول انفرادی و تبعید به زندان گوهر دشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/4/86 )

109 ـ سعید ماسوری زندانی سیاسی که از سال 79 زیر حکم اعدام بسر می برد ، سه سال پیش از بند یک زندان اوین به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل گردید. این بند تحت نظر وزارت اطلاعات می باشد.
(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 11/4/86 )

110 ـ آوات قریشی ، دارا قریشی و ابوبکر باپیری که به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت داخلی از یکسال پیش در شهرستان بوکان زندانی بودند، در دادگاه انقلاب مهاباد متهم ردیف اول به 4 سال و متهمین ردیف دوم و سوم هر یک به 3 سال حبس در تبعید محکوم شده بودند ، به زندانهای تبریز ، مراغه و میاندآوب تبعید شدند. ( وبلاگ موکریان 12/4/86 )

111 ـ علیرضا کرمی خیر آبادی زندانی امنیتی به بیماری کلیوی مبتلا شده است. علیرغم تائید بهداری زندان گوهر دشت مبنی بر انتقال نامبرده به بیمارستانی مجهز ، وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان جلوگیری می کند.
( فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )

112 ـ حمید قنواتی و رضا پرتوئی از فعالین سیاسی که در تاریخ 8 اسفند 85 توسط ماموران وزارت اطلاعات شبانه در اهواز بازداشت شدند، با گذشت 4 ماه از زندانی شدن آنها ، خانواده های نامبردگان تاکنون موفق به ملاقات با عزیزان خود نشده اند و نگران سرنوشت آنان می باشند. ( فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران 20/4/86 )

113 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر علیه نظام و ارتباط با گروههای « ضد انقلاب » طی 16 روز اخیر 11 بار مورد بازجویی قرار گرفته است با چشم بند ، دستبند و پا بند به محل بازجویی منتقل می کنند. وی در بند 209 زندان اوین می باشد که در اختیار وزارت اطلاعات می باشد . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/4/86 )

114 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. تمامی کتابها ، دست نوشته ها و پایان نامه کارشناسی ارشد وی را با خود بردند. همسر عبدالله مومنی گفت : ماموران امنیتی همسر مرا با دستبند به همراه خود آورده بودند، همسرم لاغرتر از گذشته ، عصبی و خسته به نظر می رسید و آثار کبودی بر بدنش مشهود بود. همسرم نسبت به فشارهای وارده بر وی در سلول انفرادی به شدت معترض بود. ( ادوارنیوز 28/4/86 )

115 ـ وضعیت جسمانی محمود صالحی فعال کارگری در زندان سنندج بسیار وخیم است و روز پنجشنبه 22 تیرماه به علت درد شدید به مدت 6 ساعت در حالت اغماء بسر برده است. نامبرده بارها وضعیت نامناسب جسمانی خود را گزارش کرده اما با بی توجهی مسئولین زندان سنندج روبرو بوده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 26/4/86)

116 ـ یوسف مولایی وکیل مدافع منصور اسانلو گفت : موکلم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده و چون پرونده در حال تحقیقات مقدماتی قرار دارد ، ما هیچ گونه دسترسی به پرونده یا موکل خود نداریم. ( رادیو فردا 29/4/86 )

زندانیان سیاسی مفقود الاثر:
117 ـ اسماعیل عزیزی و شهاب عزیزی از فعالین سیاسی که در تاریخ 26/11/85 توسط نیروی انتظامی در مهاباد بازداشت شدند، پس از گذشت پنج ماه از بازداشت آنها هیچ اطلاعی از نامبردگان در دست نیست و هیچ نهاد دولتی پاسخگو نمی باشد. خانواده این زندانیان سیاسی نگران سرنوشت عزیزان خود می باشند.(فعالان حقوق بشر در ایران 23/4/86)

118 ـ امیر جنت آبادی 24 ساله فعال سیاسی از یکماه پیش ناپدید شده است. نامبرده پیش از این بارها از سوی وزارت اطلاعات تهدید و بازداشت شده بود. تاکنون وزارت اطلاعات و قوه قضائیه مسئولیت بازداشت وی را نپذیرفته اند. خانواده او نگران سرنوشت فرزندشان می باشند. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 24/4/86 )

اخبار فعالان جنبش زنان :
119 ـ مریم ضیاء فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )

120 ـ دلارام علی دانشجوی دانشگاه تهران ، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 34 ماه حبس تعزیری و 10 شلاق محکوم شد. ( ایلنا 12/4/86 )

121 ـ عالیه اقدام دوست فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 40 ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد. ( ایسنا 13/4/86 )

122 ـ نسیم سلطان بیگی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار کارگری :
123 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « شرکت فجر گستر » در شرق تهران گفت : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

124 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )

125 ـ کریم صادق زاده دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز گفت : 41 کارگر شرکت « یاقوت سبز » تبریز کار خود را از دست دادند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند . ( ایلنا 1/4/86 )
126 ـ سعید خزلی عضو شورای اسلامی کار شرکت « آریا الکتریک» گفت : بیش از 160 کارگر این شرکت از کار اخراج شدند. ( ایلنا 1/4/86 )

127 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت : 70 کارگر کارخانه « قوه پارس» قزوین بیش از 11 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران پس از مراجعات بی ثمر به مقامات مسئول استانی به ستوه آمده اند، آنها برای اعتراض به نهاد ریاست جمهوری در تهران مراجعه کردند. ( ایلنا 3/4/86 )

128 ـ هشتاد و سه راننده سازمان اتوبوسرانی شهرداری سنندج مدت 2 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند. محمد علی خوانگر یکی از رانندگان گفت : هرگاه مطالبات قانونی خود را از مسئولان سازمان درخواست می کنیم تهدید به اخراج از کار می شویم. ( ایلنا 3/4/86 )

129ـ زهرا صحرایی عضو شورای اسلامی کار « آزمایشگاه بقراط » واقع در شرق تهران گفت : بیشتر کارگران قرار دادی از حقوق و مزایای قانونی * محروم هستند و در صورت پیگیری حقوق شان با مشکل مواجه می شوند. ( ایلنا 4/4/86 )

130 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « کارخانه بافندگی خزر » مازندران گفت : 70 کارگر این واحد تولیدی مدت 8 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: به علت عدم پرداخت حق بیمه کارگران از سوی کارفرما به اداره تامین اجتماعی ، مشکلاتی در تمدید دفترچه های درمانی و سابقه کاری کارگران بوجود آمده است. (ایلنا 4/4/86 )

131 ـ خالد میخانی ، عطاالله حسینی ، کاوه حکیمی و رحیم حسینی کارگران خباز شهر سقز به علت اعتراض به زندانی شدن یکی از همکاران خود بنام محمود صالحی جهت محاکمه به شعبه 102 دادگاه جزایی سقز احضار شدند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ( 4/4/86 )

132 ـ بر اثر سقوط جرثقیل در خیابان منوچهری تهران یک کارگر کشته شد. (جمهوری اسلامی 5/4/86 )

133 ـ علیرضا روز افرایی عضو شورای اسلامی کار آمل گفت: 88 کارگر کارخانه ریخته گری فولادین آمل مدت 4 ماه است که حقوق و بن 6 ماهه * سال گذشته را دریافت نکرده اند. همچنین بدلیل واریز نشدن حق بیمه کارگران از جانب کارفرما ، اداره تامین اجتماعی دفترچه های درمانی کارگران را تمدید نمی کند. ( ایلنا 5/4/86 )

134 ـ مراد احسانپور رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: 900 کارگر کارخانه پارسلیون خرم آباد مدت 3 ماه است که حقوق و عیدی سال 85 خود را دریافت نکرده اند. حدود 200 نفر از این کارگران برای اعتراض در مقابل استاندارای تجمع کردند. ( ایلنا 5/4/86 )

135 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : با تعطیلی کارخانه گونی بافی ارومیه 70 کارگر این کارخانه از کار بیکار شدند. ( ایلنا 10/4/86 )

136 ـ سعید ترابیان عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفت : هیئت های حل اختلاف ادارات کار تهران حکم اخراج 4 کارگر را بدلیل عضویت در هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تائید کردند. (ایلنا 10/4/86 )

137 ـ یک عضو شورای اسلامی کار ، کارخانه آونگان اراک گفت : 32 کارگر قرار دادی این واحد تولیدی از کار اخراج شدند. همچنین قرار است بزودی 80 کارگر دیگر این کارخانه از کار اخراج شوند. (ایلنا 10/4/86 )

138 ـ عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت گفت : 200 کارگر شاغل در شرکت « صنایع تولیدی چوب پونل» مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند. ( ایلنا 11/4/86 )

139 ـ دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه اعلام کرد : 32 نفر از کارگران شرکت « جهان رو » مدت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارفرما حق بیمه این کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است.( ایلنا 11/4/86)

140 ـ رجبعلی شهسواری رئیس اتحادیه کارگران پیمانی و قرار دادی سراسر کشور گفت : روزانه 1000 کارگر قرار دادی و پیمانی در استان تهران از کار اخراج می شوند. دولت نیز از کارگران قرار دادی حمایت نمی کند. وی افزود : دولت مقصر اصلی در معضل عدم برقراری امنیت شغلی کارگران پیمانی و قرار دادی کشور است که در اثر بکارگیری شرکتهای پیمانکاری و خدماتی که با کمترین قیمت پیشنهادی در مناقصه شرکت می کنند، کارگران کشور را به دست قانون شکنان سودجو می سپارند. ( ایلنا 11/4/86 )

141 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان گفت : 40 کارگر شرکت دیسکلنت مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. ( ایلنا 12/4/86 )

142 ـ مدیریت شرکت « ایران نیدل » واقع در شهر صنعتی رشت ، 210 کارگر را از کار اخراج کرد. مبلغ 800 میلیون تومان وام برای اشتغال کارگران از سوی دولت در اختیار کارفرما قرار گرفته بود. ( ایلنا 12/4/86 )

143 ـ ابراهیم مددی و سید رضا نعمتی نمایندگان سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، که برای پیگیری مطالبات سندیکا به اداره کار استان تهران مراجعه کرده بودند، توسط ماموران نیروی انتظامی کلانتری بهارستان بازداشت و پس از 24 ساعت آزاد شدند. ( وبلاگ سلام دمکرات 13/4/86 )

144 ـ منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و جرح قرار گرفت و بازداشت شد. نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس محکوم شده بود. همسر این فعال کارگری گفت: در جریان پیگیری سرنوشت همسرش ، نیروی انتظامی با خشونت و با استفاده از باتوم ، با وی و برادر اسانلو برخورد کرده اند. ( نوروز 20/4/86 )

145 ـ شیث امانی رئیس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران به همراه صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه ذکر شده به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی کارگر ، تجمع در مقابل زندان سنندج و تبلیغ به نفع « گروهک های ضد انقلاب » در دادگاه سنندج محاکمه شدند. همچنین در روز سه شنبه 19 تیر ماه جاری 11 نفر از فعالین کارگری به علت شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( سایت اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران 24/4/86 رادیو فردا 24/4/86 )

146 ـ علی سرحدی 27 ساله اهل بیجار کردستان ، کارگر سالن پرس شرکت خودرو سازی سایپا روز پنج شنبه 21/4/86 در ساعت 8 شب در حال کار با دستگاه پرس 500 تنی به زیر دستگاه پرس رفت و کشته شد. نامبرده 3 سال بود که در سالن پرس شرکت سایپا به عنوان پرسکار مشغول کار بود. او در حال تدارک مراسم عروسیش برای این هفته بود . متعاقب خبر مرگ این کارگر جوان مادر بزرگ وی بر اثر سکته فوت کرد. ( وبلاگ کارگر 25/4/86 )

147 ـ ابراهیم نظری جلالی معاون روابط کار وزیر کار و امور اجتماعی گفت : در سال گذشته 1047 نفر بر اثر حوادث ناشی از کار کشته شدند. وی افزود : در سال گذشته 11700 مورد حادثه در محیط کار روی داده است. به گفته وی بیش از 70 در صد این حوادث بدلیل رعایت نکردن اصول ایمنی از سوی کارفرما می باشد. ( خراسان 25/4/86 )

ـ * مزایا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عیدی .

قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
148 ـ غلامعلی توسلی معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی استان کهکیلویه و بویر احمد اعلام کرد: جواد زمانی 21 ساله و سید رضا خادمی 25 ساله از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی بنزین بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی کشته شده اند. ( ایلنا 8/4/86 )

149 ـ محمد جلالی 25 ساله که در اعتراض به کوپنی شدن بنزین ، در مقابل پمپ بنزین فردیس تهران اقدام به خود سوزی کرده بود و بدن وی بشدت آسیب دیده بود ، توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بهداری زندان گوهر دشت منتقل گشت. وی به علت نبودن امکانات در زندان جان سپرد. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/4/86 )

150 ـ عبدالصمد نصیری 17 ساله بر اثر ضربات باتوم نیروهای امنیتی در مهاباد کشته شد. همچنین چند نفر از مردم مهاباد مجروح و عده ای بازداشت شدند. مردم مهاباد به مناسبت سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران اقدام به اعتصاب عمومی کرده و دست به تجمعات اعتراضی زده بودند. ( دویچه وله 25/4/86 )

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
151 ـ عدنان حسن پور عضو هیئت تحریربه هفته نامه توقیف شده « آسو » و روزنامه نگار مستقل به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده از تاریخ 5 بهمن 85 در زندان بسر می برد.
( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

152 ـ عبدالواحد (هیوا ) بوتیمار عضو سازمان غیر دولتی دفاع از محیط زیست به اتهام ارتباط با گروههای مخالف نظام در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده به همراه تعدادی دیگر به مناسبت روزجهانی محیط زیست مشغول جمع آوری زباله های شهرک « سرو آباد » در 35 کیلومتری مریوان بوده است که با مخالفت فرماندار « سرو آباد » مواجه می شود و توسط ماموران امنیتی بازداشت می گردد. وی چندین ماه است که در زندان بسر می برد. ( خور هه لات نیوز 27/4/86 )

قتل مشکوک :
153 ـ پس از انتشار خبر تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به مهسا نعمتی دانشجوی رشته شیمی ، در روز 18 تیر ظاهر ا نامبرده با طناب اقدام به خود کشی کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا وی خودکشی کرده یا او را در دانشگاه به دار آویخته اند. ( کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت 27/4/86 )

اجرای حکم سنگسار:
154 ـ جعفر کیانی 47 ساله به اتهام زنای محصنه پس از تحمل 11 سال زندان به حکم قاضی اصحابی رئیس شعبه 101 دادگاه کیفری تاکستان در قبرستان روستای « آقچه کند » تاکستان توسط قاضی صادر کننده حکم و ماموران امنیتی سنگسار شد. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: جعفر کیانی بر اساس ماده 83 قانون مجازات اسلامی سنگسار شده است. لازم به یاد آوری است ، مکرمه ابراهیمی 43 ساله متهم دیگر این پرونده به سنگسار در ملاء عام محکوم شده است. گفته می شود جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی حدود 13 سال پیش با هم شروع به زندگی کرده اند و دارای دو فرزند 11 و 4 ساله می باشند. اما قاضی پرونده ازدواج این دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخیص داده است. (اعتماد ملی 18 و 19/4/86 )

محکومين به اعدام:
155 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : 9 نفر به جرم قتل ، 6 نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر و 2 نفر به اتهام آدم ربایی به حکم دادگاه کیفری استان محکوم به اعدام شده اند. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

156 ـ اکبر 28 ساله به جرم قتل سرهنگ تقی قاسمی معاون پلیس اسلامشهر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 5/4/86 )

157 ـ محمود 35 ساله به جرم قتل عباس 46 ساله در شعبه 1156 دادگاه جنایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شده است. نامبرده 7 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

158 ـ یک مرد 22 ساله به جرم قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (ایران 7/4/86 )

159 ـ زهرا 42 ساله به جرم قتل همسرش غلامرضا 43 ساله در شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 24 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده 5 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )

160 ـ بنیامین 20 ساله به جرم قتل حسین در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است. ( ایسنا 11/4/86 )

161 ـ حسین 25 ساله و علیرضا 25 ساله به جرم قتل علی پدر بزرگ متهم ردیف دوم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شدند. ( ایسنا 13/4/86 )

162 ـ کیارش 32 ساله به جرم قتل محمود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

163 ـ علیرضا به جرم قتل امیر شوهر خواهرش در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )

164 ـ شهلا جاهد متهم به قتل لاله سحرخیزان برای سومین بار در شعبه سوم تشخیص دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 16/4/86 )

165 ـ سعید 20 ساله به جرم قتل علیرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 16/4/86 )

166 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی18/4/86 )

167 ـ کبری 38 ساله به جرم قتل دامادش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 19/4/86 )

168 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: 20 نفر در تهران محکوم به اعدام شده اند ، طی چند روز آینده حکم اعدام آنها اجرا خواهد شد. ( ایسنا 19/4/86 )

169 ـ شادی صدر وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان ، پس از سنگسار شدن جعفر کیانی در تاکستان اعلام کرد: حداقل 8 زن در زندانهای کشور حکم سنگسار گرفته اند. دو زن در زندان اوین تهران ، دو زن در زندان سپیدار اهواز ، یک زن در زندان تبریز ، یک زن در زندان ورامین ، یک زن در زندان چوبین قزوین و یک زن در زندان ارومیه انتظار تلخی را روزانه تجربه می کنند. برخی از این زنان سالهاست که در زندان بسر می برند. ( اعتماد ملی 19/4/86 )

170 ـ مصلح زمانی 21 ساله به اتهام رابطه جنسی با دوست دخترش با شکایت مدعی العموم به حکم دادگاه سنندج و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور به ریاست محمدرضا بروجردی محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع حادثه 17 ساله بوده و شاکی خصوصی ندارد. ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 20/4/86 )

171 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم 25 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. این پرونده برای اجرای حکم به عصمت الله جابری قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. ( ایسنا 25/4/86 )

172 ـ داریوش 27 ساله به جرم قتل حمیدرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 25/4/86 )

173 ـ مجید کاووسی فر فرزند محمد تقی و حسین کاووسی فر فرزند محسن به جرم ترور قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند. لازم به یاد آوری است که مجید پس از ترور حسن احمدی مقدس از ایران به ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی رفته و با مراجعه به سفارت امریکا درخواست پناهندگی کرده بود ولی مامورین پلیس سفارتخانه نامبرده را دستگیر و به پلیس ابوظبی تحویل دادند و آنها هم وی را به ایران تحویل دادند.(روز 26/4/86)

174ـ سینا پایمرد که در سن 16 سالگی مرتکب قتل شده از سه سال پیش در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برد، نامبرده را دو بار تاکنون به پای چوبه دار برده اند . اکنون 10 روز به خانواده او فرصت تهیه دیه داده شده است.(ایسنا 27/4/86 )
175 ـ یک مرد جوان به جرم تجاوز به دو خواهر و فیلمبرداری از آنها در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران مستقر در کرج به ریاست قاضی صولتی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 27/4/86 )

176 ـ فرهاد 34 ساله به جرم قتل مسعود 30 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. متهم در دادگاه اعلام کرد : من قاتل نیستم ، بر اثر شکنجه در اداره آگاهی تهران مسئولیت قتل را پذیرفتم. ( ایسنا 30/4/86 )

177 ـ حسین 32 ساله و ابوالفضل از اعضای شبکه « باغ خرمالو » به اتهام سرقت و تعرض به 17 زن و دختر در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد 31/4/86)

178 ـ علی باغی 34 ساله به جرم 9 فقره تعرض به کودکان در شعبه 5 دادگاه انقلاب تهران مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام محکوم گردید.(اعتماد 31/4/86)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
179 ـ قاضی موسی آصف الحسینی رئیس دادگاههای انقلاب کرج اعلام کرد: غفار معروف به « سنجرانی » به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار در زندان قزل حصار اعدام شد. ( ایران 3/4/86 )

180 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : یک نفر به جرم قتل به حکم دادگاه کیفری استان اعدام شد. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )

181 ـ مصطفی ش 33 ساله به جرم سرقت و تجاوز به عنف به حکم شعبه دوم دادگاه حقوقی خمینی شهر استان اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان نماز شهرک منظریه در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 11/4/86 )

182 ـ اکبر الف 23 ساله به جرم تجاوز به 8 زن به حکم شعبه 16 دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور در زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 17/4/86)

183 ـ نوید پرهام 22 ساله به جرم قتل حجت الله شهبازی نژاد 28 ساله به حکم شعبه 122 دادگستری شیراز و با تائید شعبه 28 دیوان عالی کشور و رئیس قوه قضائیه در محل دروازه کازرون در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 19/4/86 )

184 ـ حسین مددی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی بیرجند و با تائید دادستان کل کشور در بیرجند اعدام شد.(جمهوری اسلامی 19/4/86 )

185 ـ عبدالله ف به جرم قتل خواهر و برادرش به حکم دادگستری فسا و با تائید دیوان عالی کشور در میدان مرکزی شهرستان فسا در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایرنا 21/4/86 )

186 ـ م ،م به جرم قتل مصطفی قاسمی و سرقت به حکم قوه قضائیه با حضور معاون دادستان عمومی و انقلاب اراک ، فرمانده نیروی انتظامی اراک و قاضی اجرای احکام در میدان جدید الاحداث خیابان هپکو در ملاء عام به دارآویخته شد.(ایران 25/4/86)

187 ـ حوریه 29 ساله ، رضا 24 ساله و فرهاد 23 ساله به جرم قتل محمد نجاتی 32 ساله همسر حوریه ، محمدرضا نجاتی 70 ساله ، زهرا گل محمدی 60 ساله و حسین نجاتی 36 ساله پدر ، مادر و برادر همسر حوریه به حکم شعبه 12 دادگاه کیفری تبریز و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور هرکدام پس از تحمل 173 ضربه شلاق در میدان پیش قدم محله مارالان تبریز در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 24/4/86 )

188 ـ مجید 27 ساله به جرم قتل مسعود 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

189 ـ احمد به جرم قتل مهدی 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

190 ـ مصطفی 26 ساله به جرم قتل امیر علی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )

191 ـ « و ، ی » به اتهام قتل « ح ، ح » به حکم دادگستری خرم آباد و با تائید دیوان عالی کشور در شهر خرم آباد در ملاء عام به دار آویخته شد. ( اعتماد 30/4/86 )

192 ـ نعیم مولایی به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زابل و با تائید قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور پس از تحمل 100 ضربه شلاق در چهار راه شهربانی زابل در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 31/4/86 )

193 ـ قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: 12 نفر به اتهام تجاوز به عنف، شرارت، آدم ربایی و قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. وی افزود: 4 نفر نیز هفته گذشته به اتهامات فوق در زندان اوین به دار آویخته شدند. همچنین برای 17 نفر دیگر نیز در خواست حکم اعدام شده است. خبرگزاری فارس اسامی اعدام شدگان امروز را به این شرح اعلام کرده است: حسین ـ ر ، ابوالفضل ـ ص ، فاضل ـ ر ، ابراهیم ـ الف ، حاجت مراد ـ م ، سیامک ـ د ، غلامحسین ـ ش ، بابک ـ د، سرور ـ س ، اکبر ـ ز ، رسول ـ الف و حمید ـ ت. (فارس 31/4/86)

اخبار مربوط به سرکوب عمومی :
194 ـ قاضی علی نمازی دادیار ویژه امنیت تهران اعلام کرد: 80 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط پلیس امنیت در تهران بازداشت و به زندان منتقل شدند. ( فارس 7/4/86 )

195 ـ 160 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط نیروی انتظامی و سپاه پاسداران دستگیر شدند و تعدادی مجروح شدند. ( ایلنا 8/4/86 )

196 ـ « کریمی » مدیر کل اداره اطلاعات استان کرمانشاه اعلام کرد: ماموران وزارت اطلاعات 20 نفر را به اتهام جاسوسی دستگیر کرده اند. ( فارس 18/4/86 )

197 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: در پی اعلام سهمیه بندی بنزین در تهران 100 نفر در تهران بازداشت شدند ، که 63 نفر از آنها به دادسرا معرفی شدند. ( ایسنا 19/4/86 )

اخبار مربوط به سرکوب عمومی زنان تحت عنوان مبارزه با بد حجابی :
198 ـ سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: از ابتدای اجرای طرح گشت های نیروی انتظامی تاکنون به 527255 تن از افراد بد پوش تذکر داده شده ، 20363 نفر با اخذ تعهد آزاد و 2265 تن به مراجعه قضایی معرفی شده اند. همچنین نامبرده افزود: به 91535 نفر به عنوان مزاحم نوامیس تذکر داده شده ، 6204 نفر دستگیر شده ، 14821 دستگاه موتور سیکلت و 15000 دستگاه خودرو توقیف شده اند و طی این مدت 2936 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. ( ایسنا 4/4/86 )

199 ـ سردار صدر السادات فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان گفت : از زمان آغاز اجرای طرح امنیت اجتماعی تاکنون به بیش از 118000 نفر تذکر شفاهی داده شده و بیش4700 تعهد کتبی دریافت شده و 242 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. همچنین وی افزود: در بازرسی بیش از 39000 واحد صنفی ، 600 واحد پلمپ گردید. ( ایسنا 6/4/86 )

200 ـ سرهنگ داود نصیحتی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت قزوین گفت : از اول خردادماه سال جاری پلیس به 3246 نفر به اتهام بدحجابی تذکر شفاهی داده ، 136 نفر از آنها را به پاسگاه منتقل و تعهد کتبی از آنان گرفته شده . وی افزود: با کافه نتها ، فروشگاههای لباس و آرایشگاههای زنانه برخورد شده است. ( نواندیش 21/4/86 )

201 ـ بیش از 100 دختر و زن جوان در مناطق سعادت آباد ، ونک ، شهرک غرب و سایر مناطق تهران به اتهام بدحجابی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در بازداشتگاه وزرا برای دختران و زنان دستگیر شده پرونده سازی می کنند و از آنها عکس و تعهد گرفته می شودو همچنین موظف به انگشت نگاری هستند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28/4/86 )

اخبار اجتماعی :
202 ـ حدود 20 نفر از زندانیان زندان دیزل آباد کرمانشاه ، بیش از یکسال است که در بازداشت بسر می برند، در اعتراض به رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زده اند. پرونده آنان در شعبه 38 دادگاه انقلاب کرمانشاه تحت نظر قاضی کریمی دزفولی می باشد. اسامی زندانیان اعتصاب غذا کرده به این شرح است: مهدی امیری ، عبدالخالق حاتمی نیا، داریوش جهانگیری ، کورش جهانگیری ، منوچهر جهانگیری ، انور محمدی ، محمد کریم کوشا ، بصیر کوشکی ، نادر ریسوند ، حسین کوهدری ، فردین هوکدری ، بهزاد اسدی ، بهزاد احمدی ، هوشیار معاض ، ایرج رمضانزاده ، علی اکبر داوری ، بهنام امیری و مظفر محمود . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/4/86 )

203 ـ سه نفر آواز خوان رپ که از طریق اینترنت با هم ارتباط داشتند و در خیابان آواز می خواندند به همراه 3 نفر از طرفداران شان توسط مامورین نیروی انتظامی در خیابان سهروردی تهران دستگیر شدند. ( شرق 24/4/86 )

204 ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران اعلام کرد: یک دختر بچه 13 ساله به علت داشتن موی بسیار کوتاه ، پوشیدن لباس پلنگی و تردد با پسر خاله اش در خیابان به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد. ( ایسنا 23/4/86 )

205 ـ محمد جواد لاریجانی مشاور بین الملل رئیس قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: لغو مجازات اعدام و سنگسار جزو تعهدات بین المللی ایران محسوب نمی شود. وی افزود : حکم سنگسار مبتنی بر احکام شریعت دین اسلام است. اجرای این حکم مخالفتی با تعهدات بین المللی ندارد. غربی ها بر اساس تفسیری که از حقوق بشر دارند ، با سنگسار مخالفت می کنند. ( جمهوری اسلامی 25/4/86 )

206 ـ علی اکبر یساقی رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد: تراکم زندانیان در زندانها یکی از مشکلات اساسی است. وی گفت: بطور میانگین 150000 نفر بطور دائم در زندان هستند. رقم زندانیان فعلی کشور 3 برابر ظرفیت زندانهاست ، ورودی سالیانه به زندانها رقمی معادل 600000 نفر می باشد. نامبرده افزود: در حال حاضر 130 زندان فرسوده وجود دارد که باید نوسازی و بازسازی شوند، ساخت 41 زندان امسال آغاز شده است و ساخت 32 زندان نیز از قبل در حال اجرا است.(ایسنا 29/4/86)

207 ـ نعمت الله صفری فرماندار دهلران اعلام کرد: بر اثر انفجار مین در نوار مرزی بین ایران و عراق 2 نفر کشته و 4 نفر زخمی شدند.(جمهوری اسلامی 31/4/86)

208 ـ اکیپ های گشتی پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی مشهد 23 مرد و 20 زن را به اتهام برقراری رابطه نامشروع بازداشت کردند. در طی یک هفته اخیر مجموعا 125 نفر به اتهام رابطه غیر اخلاقی توسط پلیس مشهد بازداشت شده اند.(ایسنا 31/4/86)



"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com 31/04/1386 برابر با 22/07/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر :
Irantestimonyinfo@irantestimony.com
 
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:34 |

ایران صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار را تایید کرد

قوه قضاييه ايران، روز سه شنبه برای نخستين بار خبر صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را به نام های عدنان حسن پور و عبدالواحد بوتيمار معروف به «هيوا»، تاييد کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه ايران، در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: «بوتيمار و حسن پور به جرم محاربه، به اعدام با طناب دار محکوم شده اند.»

«محاربه»، از جرايمی است که با واژه ای ريشه گرفته از کتاب قرآن توصيف می شود و می توان آن را به «دشمنی به خدا» تعبير کرد.

آقای جمشيدی از اينکه آيا حکم اعدام اين روزنامه نگار به تاييد ديوان عالی کشور رسيده است يا نه، اظهار بی اطلاعی کرد.

پيش از اين ليلا حسن پور، خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريوانی به راديو فردا گفته بود که روز بيست و پنجم تيرماه، مقام های زندان مريوان، حکم اعدام برادرش را بدون حضور وکلايش، به وی ابلاغ کرده اند.

به گفته خانم حسن پور، برادر وی، عدنان حسن پور در تاريخ پنجم بهمن ماه سال گذشته در شهر مريوان بازداشت شده است و مدت طولانی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج و در سلول انفرادی گذراند.

عدنان حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری  مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.

آقای حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری  مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.

ليلا حسن پور همچنين تاکيد کرده بود که خانواده اش، توسط مقام های دادگاه انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات شهرستان مريوان تهديد شده بودند که درباره دستگيری برادرش اطلاع رسانی نکنند.

ليلا حسن پور در مصاحبه ای در روز پنج شنبه، بيست و هشتم تيرماه به راديو فردا گفته بود: «عدنان شش ماه پيش در منزلمان در مريوان دستگير شد.  بعد از آن مادرم به دادگاه مراجعه کرد. آنها به مادرم گفته بودند حق نداريد درباره دستگيری عدنان با کسی صحبت کنيد، چرا که حکمش را سنگين تر خواهد کرد.»

همچنين آن گونه که رسانه های محلی کردستان گزارش داده اند، عبدالواحد (هيوا) بوتيمار، مدتی طولانی را در بازداشتگاه ستاد خبری ۱۱۳ سنندج و سپس در زندان مريوان گذارنده است.

اعتراض های جهانی

صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.

روز دوم مرداد ماه، انجمن جهانی قلم، با انتشار قطعنامه ای که در آن به «نقض گسترده حقوق بشر در ايران» اعتراض شده بود، از تداوم بازداشت عدنان حسن پور ابراز نگرانی کرده بود.

همچنين سازمان گزارشگران بدون مرز، روز دوم مرداد ماه، با صدور بيانيه ای، صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را «ظالمانه و شرم آور» توصيف کرده بود.

همزمان در کشور ايتاليا، روزنامه نگاران، مدافعان آزادی بيان، قعالان حقوق بشر و تنی چند از سياستمداران اين کشور، کارزاری تبليغاتی را برای جلوگيری از اعدام دو روزنامه نگار در ايران آغاز کرده اند.

روسای کميسيون های خارجی و صنايع پارلمان ايتاليا، سنديکای سراسری مطبوعات و صدها شخصيت فرهنگی و رسانه ای اين کشور اروپايی حمايت خود را از کارزار برای رهايی  عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار اعلام کردند.
                                       
رييس کميسيون خارجی پارلمان ايتاليا در نامه ای  خطاب به اتحاديه اروپا و پارلمان اروپايی از آنها خواست «مخالفت شديد شان با اين احکام غيرقانونی و غيرانسانی» را ابراز دارند.

صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.

دانيله کاپزونه، رييس کميسيون صنايع پارلمان ايتاليا  نيز در بيانيه ای احکام اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی را «يکی ازغيرانسانی ترين محکوميت های سال های اخير جمهوری اسلامی ايران» دانسته و از مقامات اين کشور می خواهد «هر چه زودتر اين دو انسان آزاده را که تنها جرمشان ابراز عقايدشان بوده، آزاد کنند.»

فعاليت فدراسيون خبرنگاران ايتاليا

تا امروز فدراسيون خبرنگاران ايتاليا، مهم ترين نهاد صنفی روزنامه نگاران بوده که برای توقف اجرای حکم اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار، فعاليت های تبليغاتی گسترده صورت داده است.

فدراسيون سراسری سنديکاهای خبرنگاران ايتاليا در حمايت از کارزاری که در اين کشور برای نجات جان عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار از سوی «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و «اصل ۲۱» به راه انداخته شده است، اوايل مردادماه بيانيه ای صادر کرد که در آن از رسانه های اين کشور خواسته شده بود که در اطلاع رسانی در اين زمينه فعال شوند.

در پيامد انتشار اين بيانيه، فراخوان «برای نجات جان دو شهروند کرد ايرانی» در بسياری از برنامه های تلويزيونی و شبکه های خبری ايتاليايی خوانده شد.

 شبکه اول تلويزيون دولتی ايتاليا، پربيننده ترين شبکه تلويزيونی ايتاليا، در يکی از برنامه های صبحگاهی اش، پيام مشترک «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و«اصل ۲۱» را قرائت کرد.

بيش از يکصد سايت اينترنتی ايتاليايی نيز اين فراخوان را انعکاس داده اند و تاکنون هزاران نفر با مراجعه به اين سايت ها حمايت خود را از اين کارزار اعلام کرده اند که نام کارگزاران رسانه ای شناخته شده، فعالان فرهنگی و اهل هنر را دربرمی گيرد.

برخی از نهادهای فعال جامعه مدنی ايتاليا چون «به قابيل دست نزنيد»، که در سراسر جهان عليه مجازات اعدام مبارزه می کند و «ميز صلح» که عمده گروه های صلح طلب ايتاليا را در برمی گيرد نيز از اين کارزار پشتيبانی کرده اند.

تاکنون حزب سوسياليست فرانسه و حزب دموکرات کردستان ايران نيز از جمله احزاب سياسی بوده اند که با صدور بيانيه های جداگانه به صدور حکم اعدام برای اين دو روزنامه نگار اعتراض کرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:22 |

وعده صدور قرار وثیقه برای ۶ تن از بازداشتی های ۱۸ تیر

ایران ب ب ب

سخنگوی قوه‌ی قضاييه ‌خبر داد که خانواده‌های ۶ تن از بازداشت‌شدگان مقابل دانشگاه اميرکبير و دفتر ادوار تحکيم وحدت می‌توانند برای آزادی فرزندانشان وثيقه بسپرند.
به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، عليرضا جمشيدی در نشست خبری اين هفته، از تبديل قرار ۶ تن از ۱۶ بازداشت‌شده در مقابل دانشگاه اميرکبير و دفتر ادوار تحکيم وحدت به وثيقه خبر داد و گفت: چهار تن از اين افراد دانشجو بودند و دو تن از آنان غيردانشجو هستند.


وی خاطر نشان کرد: از امروز خانواده‌ها می‌توانند با سپردن وثيقه برای آزادی اين افراد اقدام کنند.

 
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
وعده صدور قرار وثیقه برای ۶ تن از بازداشتی های ۱۸ تیر
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:18 |

حكم زندان براي عمادالدين باقي،‌ دختر و همسرش

ایران ب ب ب

وكيل مدافع عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان از محكوميت موكلش به سه سال حبس تعزيري خبر داد.

محمود علم در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: شعبه‌ي 6 دادگاه انقلاب تهران طي حكمي موكلم را به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت كشور به دو سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروه‌هاي بيگانه و مخالف نظام به يك سال حبس محكوم كرد.

وي افزود: اتهامات موكلم به دليل مصاحبه با برخي رسانه‌ها، نامه‌نگاري و مصاحبه درباره‌ي محكومان زندان و اعدام در حوادث اهواز عنوان شده است.

علم ادامه داد: در اين پرونده علاوه بر عمادالدين باقي، چهار نفر ديگر از جمله همسر و دختر وي نيز به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايمي بر ضد امنيت كشور به 3 سال حبس به مدت 5 سال تعليق محكوم شده‌اند كه اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شركت در كنفرانسي مربوط به حقوق بشر است كه گفته شده بود از سوي سازمان ملل برگزار شده اما بعدها مشخص شده كه اين سازمان دخالتي در تشكيل اين كنفرانس نداشته است.

وي افزود: در مدت قانوني نسبت به احكام صادره براي موكلانم تجديدنظرخواهي مي‌كنم و اميدوارم دادگاه با توجه به دلايل و مدافعات متهمان در مرحله‌ي تجديدنظر حكم به برائت موكلانم دهد.

 

 

توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.

زندان براي عمادالدين باقي،‌ دختر و همسرش
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:0 |

 كارآفريني در ايران و سوئيس


نويسنده : حسين علوي‌راد


ســوئـيـس كـشـور كـوچـكـي در قــلــب اروپــا، داراي 6/7 مـيـلـيــون نـفــر جمعيت و 16 هزار مايل مربع وسعت اســـت. درآمـــد ســرانــه ســوئـيـســي‌هــا خـيره‌كننده و 58 هزار دلار در سال براي هر شهروند مي‌باشد. كشور ياد شـده بـه دريـا راه نـدارد و فـاقـد مـنـابـع طبيعي قابل توجه است. در مقابل جمعيت ايران تقريبا 10 برابر و وسعت آن حدود 40 برابر سوئيس است. درآمد سرانه‌ ايراني‌ها تقريبا 20 برابر كمتر و تورم تقريبا 10 برابر ايـن كـشـور اروپـايـي اسـت! تـفـاوت فـاحـش درآمد سرانه ايــرانــي‌هــا بــا ســوئـيـســي‌هــا ريـشــه در تـفــاوت مـديـريـت و كارآفريني دارد. هنگامي كه در گزارشي ديدم كه سوئيس سالانه 3 درصد شكر جهاني را از چغندر قند و ما هم تقريبا بـه هـمـيـن مـيـزان چـغـنـدر قـنـد را استحصال مي‌كنيم، در مـقايسه دريافتم كه سوئيسي‌ها از 17هزار هكتار زمين با بازده 1/70 تن در هكتار و در هر هكتار 12 تن شكر در مزرعه توليد مي‌كنند تعجب آن است كه در‌آنجا تنها 2 كارخانه وجود دارد كه متوسط ظرفيت توليد روزانه آنها 6800 تن اســت. ،امــا در ايــران بــه جــاي 17 هــزار هـكـتــار زمـيــن كـه سوئيسي‌ها در اختياردارند، 190 هزار هكتار آن سالانه زير كـشت چغندر قند مي‌رود و در ايران به جاي 2 كارخانه قـنـد، 34 كـارخـانـه قـند وجود دارد كه اين تعداد كارخانه روزانه فقط 2025 تن به طور متوسط ظرفيت دارند و به جــاي 70 تــن بــازدهـي در هـكـتـار فـقـط 26 تـن در هـكـتـار محصول مي‌دهند! همچنين به جاي 12 تن شكر در مزرعه فـقـط 26/4 تـن شـكـر در مـزارع ايـرانـي بـه ازاي هـر هـكـتـار مـحـصـول نهايي دارد. اين آمارها اشكال كار را به خوبي روشن مي‌كند. آيا به راستي همه كارها را بايد دولت انجام بـدهـد؟ ريـيـس يـكـي ازNGO‌‌هاي صنعتي كه تا بخواهيد حـرّاف و مـيـان تـهـي اسـت و خـودش فـكـر مي‌كند كسي است فقط طلبكارانه دايم مي‌گويد بايد دولت اين چنين كند، مجلس آن چنان كند... براي اين قبيل افراد بهانه گير سـؤال آبـراهـام لـيـنـكـلـن، جان اف كندي و امام خميني را تكرار مي‌كنم كه به جاي اين كه بگوييد كشورتان براي شـمـا چـه كـرده اسـت، بـگـويـيـد شـمـا بـراي كـشـورتـان چه كـــرده‌ايــد؟ پــرســش ايــن اســت كــه در زمـيـنــه مــديــريــت و كــــــــــــارآفـــــــــــريــــــنـــــــــــي Management enterpreneurship آقـايـانNGO‌هـا، دانـشـمـنـدان، اقتصادخوانان تاكنون چند طرح اجرايي كه قابليت تطبيق با فرهنگ خودمان داشته بـاشـد را ارايـه داده‌انـد. پـرسش ديگر از چنين افرادي اين است كه مديريت چيست؟ مديريت عبارت است از‌: )Effective management is(‌ 1- انجام كار از طريق ديگران )working throught others( 2- انجام كار با ديگران و از طريق آنان )Working with and through others( 3- تصميم گيري )decision making( ‌ ايـن فـرآيـنـد بايد منجر به كارگيري مؤثر و كارآمد منابع مادي و انساني بر مبناي يك نظام ارزشي پذيرفته شده، مي‌باشد كـــــــه انــــجـــــــام درســـــــت‌كــــــارهــــــا (‌)doing thing right از طــــــريــــــق بـرنـامـه‌ريزي، سازماندهي، بسيج منافع و امكانات، هدايت و كنترل عمليات براي دستيابي به هدف‌هاي تعيين شده امكان پذير مي‌باشد براي رسيدن به اين هدف بايد به نكات زير توجه كرد: 1- مـديـريـت يـك فـراگـرد )process( است، يعني تـغـيـيــر بــه ســوي هــدف بــا اسـتـفــاده از سـازو كـار بـا خـود Feedback Mechanism(‌)‌ 2- مــــديـــريـــت بـــر هـــدايـــت تشكيلات انساني دلالت دارد. 3- مديريت مؤثر مبتني بر تصميم گيري مناسب و دستيابي به نتايج مطلوب است. 4- مـديريت كارا، متضمن تخصيص و مصرف مدبرانه منابع است. 5- مديريت برفعاليت‌هايي هدفدار، تمركز دارد. در اينجا كارآمد )efficient( وموثر )effective( را مـعـنـي كـنـم. مـؤثـر يـعـنـي كـسـب هـدف )Goal Achievement( يـعـنـي انـجـام كارهاي درست )doing the right things( و كارآمد )efficient( يا انجام كار با كمترين هزينه و در كوتاه‌ترين مدت زمان با حفظ كيفيت )quality-time- cost( يك بار ديگر به توليد چغندر قند و استحصال شكر از آن در ايران و سوئيس نگاه كنيد و سوالات زير را در ذهنتان مرور كنيد و بپرسيد چرا؟ 1- جايگاه ورزش و مدال‌هاي رنگارنگ (طلا، نقره، برنز) ورزشي در ميادين گـونـاگـون در كـشـوري كـه يـك دهـم ، جـمـعيت دارد در مـقـايـسـه با ما چقدر است؟ 2- جايگاه سوئيس در توليد ساعت در دنيا كجاست؟ جايگاه تخصصي كشور ما كه فـــرش اســـت در كــجـــاســـت؟ ‌3- جـــايــگــاه ســوئـيــس در بــانـكــداري در كـجــاسـت؟ مـا كـجـا هـسـتـيـم؟ 4- جـايـگـاه سوئيس در توليد دارو در كجاست؟ ما كجا هستيم؟ 5- جــايـگــاه ســوئـيـس در تـولـيـد سـلاح‌هـاي پـدافـنـد هـوايـي كجاست؟ ما كجا هستيم؟ 6- سوئيس چند شركت دارد كه در فهرست پانصدگانه مجله فورچون جاي دارند ما چـنـد شـركـت داريـم. در ايـران چنين شركت‌هايي اصلا نداريم.‌ 7- جايگاه سوئيس در توليد شكلات و قهوه در كجاست؟ ما كجا هستيم؟ نــگـــارنـــده پــيــشـنـهــاد مــي‌كـنــد در شــرايـطــي كــه بــي سابقه‌ترين درآمد نفتي در سال‌هاي اخير كه خزانه دولت وارد شـــده اســـت ايـــن مــنـــابـــع نــبـــايـــد از بـيــن بــرود بـلـكــه دانـشـمـنـدان، اقـتـصـاددانـان و مـديـران بـا سـابقه بايد ريشه پيشرفت ديگر كشورها از يك سو مطالعه كنند و از سوي ديگر ريشه عقب ماندگي و در جا زدن كشور خودمان را شناسايي و براي جهش اقتصادي و پيوستن به قافله تمدن شتابان جهان چاره‌اي بينديشيم.‌

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 14:42 |


 

عمادالدين باقي به 3سال حبس تعزيري محكوم شد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

وكيل مدافع عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان از محكوميت موكلش به سه سال حبس تعزيري خبر داد.

محمود علم در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: شعبه‌ي 6 دادگاه انقلاب تهران طي حكمي موكلم را به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت كشور به دو سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به نفع گروه‌هاي بيگانه و مخالف نظام به يك سال حبس محكوم كرد.

وي افزود: اتهامات موكلم به دليل مصاحبه با برخي رسانه‌ها، نامه‌نگاري و مصاحبه درباره‌ي محكومان زندان و اعدام در حوادث اهواز عنوان شده است.

علم ادامه داد: در اين پرونده علاوه بر عمادالدين باقي، چهار نفر ديگر از جمله همسر و دختر وي نيز به اتهام اجتماع و تباني به منظور انجام جرايمي بر ضد امنيت كشور به 3 سال حبس به مدت 5 سال تعليق محكوم شده‌اند كه اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شركت در كنفرانسي مربوط به حقوق بشر است كه گفته شده بود از سوي سازمان ملل برگزار شده اما بعدها مشخص شده كه اين سازمان دخالتي در تشكيل اين كنفرانس نداشته است.

وي افزود: در مدت قانوني نسبت به احكام صادره براي موكلانم تجديدنظرخواهي مي‌كنم و اميدوارم دادگاه با توجه به دلايل و مدافعات متهمان در مرحله‌ي تجديدنظر حكم به برائت موكلانم دهد.

انتهاي پيام

کد خبر: 8605-04860
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:27 |

اختصاص 10 ميليارد تومان به محرم‌سازي مدارس دخترانه


خبرگزاري اميد:‌ مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران گفت: امسال مبلغ 10 ميليارد تومان به محرم‌سازي مدارس دخترانه استان تهران اختصاص يافته است.

محمدرضا ترابي‌زاده مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران گفت: در سال جاري محرم‌سازي و بانشاط‌سازي مدارس دخترانه استان تهران مورد توجه قرار گرفته است. او افزود: مدارس دخترانه در اولويت طرح‌هاي بانشاط‌سازي و شاداب‌سازي مدارس قرار دارند و اين مدارس مورد توجه برنامه‌هاي با‌نشاط‌سازي قرار دارند.

ترابي‌زاده يادآور شد: تعميرات اساسي هر سال در مدارس انجام مي‌شود و اعتبار ويژه‌اي در اين خصوص در نظر مي‌گيريم. مديركل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان تهران افزود: امسال براي انجام تعميرات اساسي و بهسازي و بانشاط‌سازي مدارس 45 ميليارد ريال در نظر گرفته شده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:22 |
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ادوار تحکیم وحدت

وبلاگنویسان به یاری دانشجویان می آیند/ 14مرداد روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان دربند

سه‌شنبه، 9 امرداد 1386

ادوارنیوز:روز 14 مرداد سال 1386 باید شاهد جشن 101 سالگی مشروطه باشم در ایران .101 سال پیش از این اولین تلاشها ی مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت به ثمر نشست و نهالی به بار آمد که جنبش مشروطه بود. اولین گامها برای رسیدن به دمکراسی ایران را تکان داد و برای اولین بار پی رو خرد و کلان فارغ از هر طبقه ایی در کنار هم ایستادند و جنبشی را سامان دادند که آن را مشروطه نامیدند .


اکنون در 14 مرداد سال 1386 پس از گذشت بیش از 100 سال از آن تلاش تحصین برانگیز برای رسیدن به دمکراسی دانشجویان و آزادی خواهان تنها برای نیل به همان هدف غایی و بزرگ راهی زندان شده اند .
در طول تاریخ مشروطه و ازادی خواهی همواره قسمت بزرگی از مسیر برعهده دانش اموختگان و دانشجویان بوده است و اکنون بعد از گذشت 100 سال از آن تاریخ بار دیگر دانشجویان ایرانی در بند هستند .


در اعتراض به آنچه این روزها بر دانشگاه و دانشجو می گذرد و همچنین فشارهای روز افزون بر دانشجویان در بند وبلاگ نویسان  در یک حرکت جمعی تصمیم گرفته اند در سالگرد قیام مشروطه همگی با طرح این موارد در وبلاگهای خویش در یک حرکت سمبولیک روز 14 مرداد را روز "همبستگی وبلاگ نویسها با دانشجویان " نمگذاری کرده و نام های وبلاگ های خویش را به این نام تغییر دهند .


این حرکت در حالی آغاز گشته که اوج ان را باید در روز 14 مرداد یافت روزی که میبایست برای ملت ایران آزادی و دمکراسی می آورد و هنوز بعد از گذشت 100 سال این نهال بارور نشده است .اکنون باغبانها و نگهبانان این نهال در اوین هستند در انفرادی زیر شکنجه .پس به یاد محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، محمدحسین مهرزاد، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی و به یاد همه باغبانهای این نهال که روزگاری را در زندان بودند و هستند روز 14 مرداد وبلاگهای خود را " همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند " خواهیم نامید . شاید که نوری باشید در این تاریکی محض برای نهال آزادی ، عدالت و دمکراسی .

 آدرس ویلاگ:http://14mordad.blogfa.com

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:8 |
در حمايت از سنتوري کانون کارگردانان بيانيه صادر کرد

 

شرق؛ کانون کارگردانان سينماي ايران در پي توقف نمايش سنتوري بيانيه اي صادر کرده که به اين شرح است؛ «در زماني که استعفاي دو تن از مديران سينما، شرايط آتي سينما را حساس و غير قابل پيش بيني کرده، جلوگيري از نمايش عمومي فيلم سنتوري آخرين ساخته داريوش مهرجويي کارگردان ارزشمند سينماي ايران که پس از حذف و تعديل هايي، پروانه نمايش آن مدتي پيش صادر شده بود، رويداد ناخوشايند ديگري است که توجه تمامي دلسوزان و دست اندرکاران را به پيامد هاي آن جلب مي کنيم. بحث بر سر فيلمي از داريوش مهرجويي است. کارگردان شاخصي که هر يک از فيلم هايش از گاو تا اجاره نشين ها، هامون و... تا درخت گلابي، از آثار والا و ماندگار سينماي ايران است. کارگرداني که آثارش همواره مورد توجه و تحسين جشنواره ها، محافل هنري داخلي و خارجي و مردم قرار گرفته است. اکنون کانون کارگردانان سينماي ايران با اين پرسش روبه رو است، که پس از صدور مجوز هاي قانوني لازم از سوي مراجع ذي صلاح و انعقاد و ثبت قرارداد هاي قانوني نمايش و آغاز تبليغات براي اين فيلم، چگونه مي توان در روندي نامعلوم و توضيح داده نشده از نمايش آن جلوگيري کرد؟ همچنين اين کانون پيشنهاد مي کند که اگر قرار است مراکزي خارج از مسير هاي قانوني شناخته شده تکليف نمايش عمومي فيلم ها را تعيين کنند با معرفي رسمي از اين پس، سينماگران جهت کسب مجوز به اين مراکز رجوع کنند. با توجه به اينکه سنتوري نخستين و آخرين فيلمي نيست که با چنين سرنوشتي روبه رو مي شود کانون کارگردانان سينماي ايران اميدوار است اقدام در رفع هرگونه منع و مشکل درخصوص نمايش عمومي اين فيلم، آغازي باشد براي حضور تداوم يک جريان قانوني و شفاف در جهت عرضه آثار سينماي ايران.»
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:1 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

بازديد ۵ ساعته بازرسان آژانس از راكتور اراك



۸ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۲۳:۱۸ تعداد بازديد : 1929 كد خبر : ۷۲۳۷۵

يك مقام آگاه گفت : بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي روز دوشنبه از راكتور تحقيقاتي ‪ ۴۰‬مگاواتي اراك بازديد كردند.

اين مقام آگاه كه خواست نامش بيان نشود ، به ايرنا گفت كه اين بازديد حدود پنج ساعت طول كشيده است.

به گفته اين مقام آگاه ، بازديد بازرسان‌آژانس از راكتور تحقيقاتي اراك، در پي توافقات اخير ايران و آژانس و به عنوان بخشي از چارچوب نحوه حل و فصل مسايل باقيمانده در موضوع هسته‌اي ايران صورت گرفته است.

تهران، در پي تصويب قطعنامه ‪ ۱۷۴۷‬شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه برنامه‌هاي صلح آميز هسته‌اي خود،اجراي كد ‪ ۳-۱‬ترتيبات فرعي موافقتنامه پادمان را تعليق كرد.

در پي تعليق اين كد ، بازرسان آژانس اجازه بازرسي از تاسيسات اراك را نداشتند ،ليكن در پي ارايه ايده علي لاريجاني ، مذاكره‌كننده ارشد هسته اي ايران در گفت‌وگوهاي مادريد مبني بر حل و فصل مسايل باقيمانده در موضوع هسته‌اي ايران، تهران بار ديگر براي اثبات حسن نيت خود به بازرسان آژانس اجازه داد از راكتور تحقيقاتي اراك بازديد كنند.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 12:54 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

نطق صريح افروغ: مصلحت‌سنجي‌هاي كاذب با اصولگرايی متناقض است


آيا زمينه‌سازي براي تعامل‌گرايي يكسو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد؟ آيا مي‌توان با ادامه برخي رفتار‌هاي ناموجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت؟

۹ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۹:۴۹ تعداد بازديد : 2344 كد خبر : ۷۲۳۸۴

دکتر عماد افروغ امروز در نطق صریح یش از دستور خود در مجلس گفت: از ما نخواهید به دلیل مصلحت‌سنجی‌های کاذب جناحی سکوت اختیار کنیم.

به گزارش صدرا متن نطق افروغ به این شرح است:

قال علي (ع): اِنَّما يُقيمُ اَمْرَ اللهِ سُبْحانَه مَن لا يُصانِعُ و لا يُضارِعُ و لا يَتَّبِعُ المَطامِعْ

همگان به ياد داريم كه مجلس هفتم در فضايي مملو از آرزو‌هاي ديرينه ديني، اخلاقي، انقلابي، تحول خواهي، عدالت طلبي، ساده زيستي و صداقت محوري در بستري از نقادي و انبساط روشنفكري در رجعت به آرمان‌ها و انديشه‌هاي اصيل انقلاب اسلامي و امام راحل(ره) شكل گرفت. مردم خسته و بيزار از مناقشات بي ثمر، ناسازگارو ناهمخوان باهويت تاريخي و با نياز‌ها و حقوق واقعي و جامع خود و انزجار از نگرش هاي ماكياوليستي وحضور پي در پي گفتمان‌هاي كليشه‌اي وغربي اقتصادزده و سياست‌زده غير فرهنگي، يكسويه و شتابان و مشاهده رفتار‌هاي كودكانه، احساسي و شالوده شكنانه برخي از رجال سياسي در قالب تحصن‌ها ،نامه نگاري‌ها،استعفا‌هاي دسته جمعي وشعارتغيير قانون اساسي وبرگزاري رفراندوم ، به كساني رأي دادند كه حقيقت گرايانه و در قالب گفتمان انقلاب اسلامي دو وظيفه تقنيني و نظارتي را در راستاي تحقق بخشيدن به نياز‌ها و حقوق همه جانبه خود به خوبي ادا كنند. آنان به طور طبيعي توقع سلامت و پاكي، قناعت وساده زيستي، شجاعت و مقاومت، استقلال راي وعدم ورود در بازي‌ها و لابي‌هاي بي حاصل سياسي و اقتصادي حقيقت سوز، فهم عميق و جامعه نگري در مسائل را از نمايندگان خود داشته اند.

به طور قطع ملت شريف ايران بيش از آنكه به ما رأي داده باشند به اين آرمان‌ها و شعارها رأي داده اند و با كسي نيز عقد اخوت نبسته اند. اصول گرايي حقيقي كه محصور در اين فراكسيون و آن فركسيون نيست، به كسي اطلاق مي شود كه عملا" پاي بند به اين شعارها و آرمان‌هاي متعالي باشد. اما بگذاريد تا ملاك‌ها و معيار‌ها و سنجش‌هاي برخاسته از اين معيار‌ها با ما سخن بگويند. بگذاريد تا مردم از نزديك ببينند و داوري كنند كه آيا مجلس در تحقق آرمان هاي آنان موفق بوده است يا خير ؟ بگذاريد تا پرده‌ها كنار رود و مردم از سلامت نفس و ساده زيستي و قناعت ونظارت حق طلبانه نمايندگان خود مطمئن شوند. بگذاريد به دور از فضاي سنگين و ريزش همه جانبه مصلحت و مصلحت انديشي‌هاي كاذب و جناحي، حقايق در قالب نقدي شفاف، آشكار شود وعشق و علاقه مردم نسبت به نمايندگان اصول گراي خود دو چندان شود.

همواره از برخوردها و بازگشت برخي از صاحب منصبان سياسي سالهاي گذشته نگرانيم و در اين زمينه به مردم هشدار مي دهيم و حتي بانقادي‌هاي حق طلبانه برخي از نمايندگان اصول گرا با انگ هايي از قبيل همسويي با رقيب، ريختن آب در آسياب دشمن، به مصلحت نبودن و غيره مقابله مي كنيم و بدين وسيله و تا حدودي باتغافل از مسئوليت‌هاي حال و گذشته خود فراكني مي كنيم. بنده نيزدر اين نگراني با شما هم عقيده ام و اگر به ياد داشته باشيد در اولين نطق خود از اين دسته از افراد به عنوان اباحه گرايان دولتي ياد كرده ام، اما اولااين نوع ازيابي‌ها با همه اهميتش، ثانوي، بالعرض و غير ماهوي و تا حدودي سلبي است و طبعا" ما را از ارزيابي‌هاي دقيق و ايجابي موضوع عطف به ملاك‌هاي اصلي، يعني ارزيابي مربوط به انجام مسئوليت‌ها و وظايف خود، باز مي‌دارد، ثانيا"از باب يادآوري، هيچ از ريشه‌هاي پيدائي اين جريان پرسيده‌ايد؟ آيا در ظهور اين جريان و ريشه‌هاي آن در مورد نقش خود به كنكاش نشسته ايد ؟ آيا به نظر شما اگر عمل گرايي مفرط، البته غالبا"بدون توجيهات ديني و در قالب مديريت علمي پس از جنگ و برخي فاصله گيري‌ها از آرمان‌ها و حقايق تعريف شده انقلاب اسلامي، از يك سو و سكوت توجيه، تطهير و حتي تقديس شما، از سوي ديگر نبود، نوبت به اين گفتمان مي رسيد؟ اي كاش بازگشت به گذشته و نمايش اتفاقات، فراز و فرود‌ها، گلايه‌هاو خون دل خوردن‌ها و رويت مواضع گروه‌ها وجريانات مختلف سياسي ميسور بود تا به راحتي نتوانيم با غفلت از حافظه تاريخي مردم و با نا آگاه پنداشتن آنان تغيير موضع دهيم، هر چند اسناد و مدارك به حد كافي گوياي بسياري از حقايق تاريخي اند و آيا هم اكنون و در شرايط نسبتا" مشابه به اين گستره عمل گرايي با توجيهات ديني و سكوت مصلحت انديشانه و رفتار‌هاي يك جانبه و مغاير با حقوق همه جانبه و جامع مردم، ظاهر گرايي و مخالفت با آزاد انديشي و محتوا گرايي وتداوم فرماليسم درعلم ،اغواگرايي وتصوير سازي كاذب از واقعيات، توهم گرايي و سمبوليسم رفتاري، بسط جمود و قشري گري و عوام زدگي و ايجاد فضاي عمومي خودسانسوري و محدود كننده حس آزادي و شجاعت بيان آزادانه انديشه و تقويت كننده روحيه ستايش، مصانعه، مداهنه و تملق دامن نمي‌زنيد؟ و آيا اين شما نيستيد كه بر سر شاخ نشسته و بن مي‌بريد؟باز هم تغافل؟!

قال علي (ع) : لا اَري اِصلاحِكُم بِاِفسادِ نَفسي
من اصلاح شما را به تباه ساختن خويش جايز نمي شمارم.
آيا زيبنده مجلس به ما هو مجلس است كه اسير نگاه‌هاي ذره اي و جزئي نگرشود و در فقدان يك نگاه ساختاري و فرآيندي زمينه را براي گفتمان‌هايي فراهم كند كه هيچ سنخيتي با انقلاب و فرهنگ و تاريخ اين زاد و بوم ندارد ؟ چرا نبايد از فرصت به دست آمده در جهت بسط و نشر نقد درون گفتماني كمال بهره را برد ؟ اتفاقا" وظيفه ما در حاكميت بيش از قواي ديگر، به نظارت و نقادي نزيك است. آيا عدم توجه گسترده به اين وظيفه، در نهايت بي توجهي از وظيفه اصلي و جفا در حق مردم نيست ؟ آيا زمينه سازي براي تعامل گرايي يك سو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد ؟ آيا ميتوان با ادامه برخي رفتار‌هاي نا موجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت ؟

آينه چو روي به بنمود راست خود شكن آينه شكستن خطاست
بدون ترديد انجام وظيفه نظارتي مجلس، تا حدودي در گروي وجود يك روحيه نقاد و يك نقد از درون مجلس است. مجلس هفتم تا كنون چند جلسه غير علني به ارزيابي عملكرد تقنيني و نظارتي خود و استفاده از نقادي‌ها و راه حل‌ها و پيشنهادات نمايندگان اختصاص داده است. متأسفانه محدود كردن تذكر نمايندگان، بنا به تفسيري خاص، به نحوه اداره جلسه، نه تنها به بسط وظيفه نمايندگاني در جامعه كمك نكرده است، بلكه عملا و احتمالا به نام هدر ندادن وقت و اداره قاطعانه مجلس، او را از منش نقد از درون نيز محروم كرده است. داوري بنده اين است كه به دليل عدم نقش نظارتي و عدم پاسداشت شأن مجلس از سوي هيأت رئيسه محترم، نظارت‌ها و پي گيري‌هاي نمايندگان و حتي كميسيون‌ها به ثمر نمي نشيند. بي توجهي به طرح مصوب تسهيل ازدواج جوانان توسط دولت و تقليل آن به وام ازدواج و غفلت از مواد چند گانه آن، به ويژه احداث و واگذاري موقت مسكن ، عدم ارائه پاسخ به گزارش مكتوب كميسيون فرهنگي درباره عملكرد سازمان ميراث فرهنگي، گردش گري و صنايع دستي دراين مورد به خصوص، به رغم يادداشت به رئيس جمهور محترم، و غير قانوني بودن آيين نامه ساماندهي فعاليت سايت‌هاي اينترنتي از سوي دولت و ناديده انگاشتن نقش قوه قضاييه و حتي مجلس در تصويب آن و در سطح كلان رواج بي‌اخلاقي و ماكياوليسم مذهبي يا استفاده ابزاري از دين، از موارد فرهنگي اين نظارت‌هاي بي ثمر است.

به هر حال، شايسته است كه مجلس، حداقل در جلسات داخلي خود به نقد و ارزيابي تمامي وعده ها و آرمانهايي كه از دل آن برخاسته است بپردازد و ميزان موفقيت خود را در تمام زمينه‌هاي تقنيني و نظارتي مربوط به عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي گزارش دهد. اشتباه نشود منظور حجم كمي مصوبات نيست، منظور ميزان موفقيت و كارايي اين مصوبات در جامعه است. براي نمونه، آيا گراني مهار شده است و قدرت خريد مردم افزايش يافته و عدالت اقتصادي مستقر و يا در حال استقرار است ؟ در اين بين عملكرد اقتصادي مجلس و به طور خاص در تصويب بودجه و متمم آن چه نقشي در افزيش نقدينگي و تبعات آن داشته است ؟ ميزان تحقق برنامه پنج ساله چهارم و در راستاي سند چشم انداز در چه وضعيتي است. آيا برنامه‌هاي اقتصادي دولت وحتي مجلس در راستاي اين سند، اين برنامه و رئوس سياست‌هاي ابلاغي اصل 44 از سوي مقام معظم رهبري است ؟ مجلس تاكنون در راستاي وظايف نظارتي خود، چند گزارش فرآيندي در اختيار نمايندگان گذاشته است ؟

پر واضح است كه بنده نيز به فراز‌ها ونقاط قوت و مستمر اين مجلس در وجه استقلال طلبي و عزت مداري در روابط بين الملل و سياست خارجي و پرهيزاز مناشقات بي ثمر و بي بنياد و همچنين نقاط قوت نظارتي آن، به طور عمده در دو سال اول، به ويژه جلسات مربوط به رأي اعتماد به دولت نهم واقفم. اما همانگونه كه اشاره شد، بتدريج اين وجه فعال نظارتي، پيش پاي تعامل گرايي يك سويه رنگ باخته است و طبعا" زنگ خطري را به صدا در آورده است. يك سال باقي مانده از عمر مجلس فرصت خوبي براي اين باز نگري‌ها و نقد‌هاي از درون و فعال كردن بخش نظارتي آن است. طبعا يكي از بهترين اشكال كمك به دولت همسو نيز انجام همين وظيفه نظارتي است.

دو محور ديگر مربوط به سلامت اقتصادي و ساده زيستي نمايندگان و رعايت اخلاق و موازين شرعي در برخورد‌ها و رفتارهاي سياسي است. آيا مجلس مراقبتي در خصوص بهره مندي مستقيم و غير مستقيم نمايندگان خود از رابطه ساختاري قدرت ـ ثروت و سرمايه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در پس اين رابطه و همچنين ميزان تنعم آنها از امكانات و امتيازات مختلف نمايندگي به دست داده است. از ذكر مثالها وموارد صرفنظر وان را به وقت ديگر موكول مي كنم و همچنين از افشائ حقايقي در مورد مسببان اصلي جعل شبنامه عليه خودنيز بنا به مصلحت نظام خودداري وآن را به مجالي ديگر موكول مي‌كنم. اما اميدوارم قوه قضاييه با فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در خصوص برخورد با كساني كه به طرق مختلف از جمله شبنامه، پيا مهاي كوتاه، سايت‌ها ،وبلاگ‌ها و .... مبادرت به هتك حرمت و حيثيت افراد مي‌كنند، اقدام جدي تر و قاطع تري در مقايسه در مقايسه با گذشته انجام دهد و بتواند با همكاري نهاد‌هاي ذي ربط ريشه اين مسأله غير اخلاقي را بخشكاند و زمينه را براي رويارويي‌ها و رقابت‌هاي سالم و اخلاقي و جوانمردانه فراهم كند. البته جاي اين سؤال باقي است كه چرا دولت باوجود آيين نامه مربوط به انضباط سايت‌هاي اطلاع رساني مصوب خود نسبت به سايت‌هايي كه ظاهرا" به گونه اي به دولت وصل بوده و همواره به هتك حرمت افراد و زدن انگ‌هايي از قبيل خيانت، نفاق و غيره مبادرت مي‌ورزند، بر خلاف فيلتر كردن سايت‌هاي ديگر، سكوت اختيار كرده است.بدون ترديد جواب اين سوال در غير قانوني بودن همان ايين نامه مستتر است.

آيا زيبنده مجلس اصولگراست كه يكي از نمايندگان به اصلاح اصولگراي آن در همسويي با يكي از سايت‌هاي دولتي عليه يكي ديگر از نمايندگان اصول گرا مبادرت به انواع هتك هرمت‌ها و حيثيت‌ها و بكار گيري الفاظي از قبيل "ملحد"، "ضد ولايت فقيه " ،"اظهارات گستاخانه "و امثالهم بنمايد ؟و احتمالا"از پاداشهايي نيز برخوردار شود و موجب خوشحالي و مسرت زايد الوصف برخي از هم جناهي‌هاي خود شود، اما با او هيچ برخوردي صورت نگيرد ؟

خدايا! كرامت وعزت مؤمنانه به ما ميگويد سكوت، اما اين بي حرمتي‌ها و ريا كاري‌ها به ما مي‌گويد، فرياد. به كجا مي رويم، چرا در اعمال خود بازنگري نمي كنيم. چرا مدام فرا فكني مي كنيم، خود را اهل مصلحت و طرفدار نظام ميدانيم و ديگردان را متهم به ناديده انگاشتن مصالح نظام ميكنيم و عملا" مصالح جناحي را با مصالح نظام خلط ميكنيم. چرا واقعيت‌ها را نمي بينيم. اگر نماينده اي سالم و ساده زيست بود و نداي حق گرايانه و انقلابي سر داد و خود را بر كنار از هر گونه برخورداري‌هاي غير متعارف طبيعي و غير طبيعي نمود، به صرف نقد متهم به مصلحت سوزي، الحاد و ضديت با ولايت فقيه مي‌شود و حقيقت سوزان، منفعت طلبان و هتاكان، مؤمن، طرفدار ولايت فقيه و مصداق حقيقت و صواب ميشوند.

غافل از اينكه 1. به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري، " اسلام در ذات خود يك حقيقت است نه يك مصلحت " 2. ولايت فقيه ابزار توجيه مصلحت و دستيابي به منافع كاذب نيست كه ريسمان تحقق حقيقت است.
ره به كدام سوي مي‌بريم. برادران و سروران اصولگرا با شما بر سر اصول و آرمان‌ها پيمان بسته ايم و تاكنون نيز بر سر اين پيمان بوده ايم و عهد نشكسته ايم. اما از نخواهيد بدليل مصلحت سنجي‌هاي كاذب جناحي و يا عدم بهره برداري سياسي جناح‌هاي رقيب در برابر عهد شكني ها و سياست‌ها و رفتار‌هاي غير اصول گرايانه برخي از به اصطلاح اصول گرايان سكوت اختيار كنيم. چرا كه اصول گرايي با اصول گرايان تعريف نمي شود. تا زماني كه بر سر عهد و پيمان باشيد، خاك پاي شما طوطياي چشم ماست، در غير اين صورت نه تنها با شما نخواهيم بود كه با تمام قامت در برابر شما خواهيم ايستاد.

خدايا نداي حق طلبانه و عزت مؤمنانه مرا از گزند مصانعه و مداهنه، مصلحت‌هاي حقيقت سوز و توجيهات ناروا، جمود و فشارهاي كور و متعصبانه، تحريكات عوامانه و فضاهاي رياكارانه، تهديد‌ها و تطميع‌هاي اصحاب قدرت، تملق‌هاي دروغين و ستايش‌هاي از ياد برنده است، مصون و محفوظ بدار.
خدايا مرا از موهبت درد هاي بزرگ وشيرين انجام وظيفه در راه اعتلاي اسلام،انقلاب وجمهوري اسلامي بهره مند فرما!


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 12:41 |

ایران توجه به اقلیت های دینی را سرلوحه کارهای خود قرار داده است

ارومیه - خبرگزاری مهر: نماینده آشوریان در مجلس گفت: جمهوری اسلامی ایران توجه به آشوریان و دیگر اقلیت های دینی را سرلوحه اهداف خود قرار داده است.

به گزارش خبرنگار مهر از ارومیه، "یوناتان بت کلیا" شامگاه دوشنبه در مراسم تقدیس کلیسای قدیمی و تازه بازسازی شده مارسورشیو افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آشوریان بهترین روزها را در کنار برادران و خواهران مسلمان خود سپری می کنند.

نماینده آشوریان در مجلس خاطرنشان کرد: آشوریان همانند دیگر ایرانیان به ایرانی بودن خود افتخار می کنند و اجازه نخواهند داد دشمنان بین آنها اختلاف ایجاد کنند.

بت کلیا همچنین از تلاش های دولت در باز سازی و مرمت کلیساهای آشوریان در شهرهای مختلف کشور قدردانی کرد.

در این مراسم که شامگاه دوشنبه با حضور جمعی از آشوریان آذربایجان غربی و مهمانانی از نقاط مختلف جهان برگزار شد با اجرای مراسم خاصی این کلیسا تقدیس و آماده زیارت آشوریان شد .

کلیسای مارسورشیو در قرن نوزدهم میلادی ساخته شده است که در چند سال اخیر به علت ریزش قسمتی از سقف و دیوارهای آن امکان استفاده از آن برای آشوریان ارومیه وجود نداشت.

این کلیسا با همت سازمان میراث فرهنگی، اهالی روستای موش آباد و نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی با 150 میلیون ریال اعتبار باز سازی شد.

تاریخ انتشار، تهران: ۰۹:۲۵  ,  ۱۳۸۶/۰۵/۰۹
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 11:46 |

آيت الله مشكيني به ديار باقي شتافت

خبرگزاري فارس: رئيس مجلس خبرگان بعد از سپري كردن يك دوره بيماري طولاني عصر امروز در سن 86 سالگي به ديار باقي شتافت.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس ، آيت الله علي مشكيني كه از مدتي پيش به دليل نارسايي تنفسي و كليوي در يكي از بيمارستانهاي تهران بستري بود عصر امروز درگذشت.
روز گذشته پزشكان از اختلال شديدي كليوي وي خبر داده بودند.
علي بنائي نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي دقايقي پيش در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در قم افزود: متأسفانه وضعيت آيت‌الله مشكيني بسيار وخيم شده بود و حال مساعدي نداشت كه درمانها در مورد ايشان افاقه نكرد و عصر امروز درگذشت.
مركز خبر حوزه علميه قم نيز دقايقي پيش به عنوان مركز خبري رسمي حوزه علميه قم خبر درگذشت آيت الله مشكيني را تاييد كرد و افزود: مشكلات كليوي آيت‌الله مشكيني طي چند روز اخير بدتر شده و پس از يك بار دياليز عصر امروز درگذشت.
خبرگزاري فارس درگذشت اين عالم رباني را به مردم ولايتمدار ايران اسلامي تسليت مي گويد. 

نگاه كوتاهي به زندگي و آثار آيت‌الله مشكيني

خبرگزاري فارس: چراغ زندگي پرفروغ آيت‌الله مشكيني، فاضل روستازاده‌اي كه عمر خود را در مسير اعتلاي اسلام و نظام اسلامي گذراند، عصر امروز به خاموشي گرائيد.

آيت الله علي اكبر فيض، معروف به مشكيني در سال 1300 هجري شمسي در روستايي از توابع مشكين شهر اردبيل و در خانواده‌اي متدين و اهل علم چشم به جهان گشود. پدرش از اهل علم بود و در كسوت روحانيت به تحصيل علم و رتق و فتق امور مردم مي‌پرداخت.
آيت الله مشكيني، هنگامي كه همراه پدر در نجف اشرف مقيم بود به مكتب خانه رفت. با رحلت پدر و به سفارش او براي تحصيل علوم ديني به اردبيل سفر كرد و مقداري از صرف و نحو را در آنجا آموخت. سپس به قم آمد و در اين ديار عالم خيز به تحصيل علوم ديني ادامه داد.
آن عالم فرزانه پس از اتمام دوره سطح در درس خارجه فقه و اصول استادان مشهورِ حوزه علميه قم از جمله آيات عظام بروجردي و محققِ داماد، سال‌ها كسب فيض كرد و نزديك به 7 ماه نيز در نجف اشرف در دروس خارج استادان آن ديار، به ويژه امام خميني (ره) شركت كرد.
آيت الله مشكيني در سال‌هاي عمر با بركت خود منشأ خدمات، فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي بسياري بود. او طي سال‌ها تدريس مقدمات، سطح و دروس خارج فقه و اصول در حوزه، شاگردان بسياري را تربيت كرد كه از استادان و علماي امروز حوزه به شمار مي‌آيند.
درس تفسير ايشان هم از دروس مشهور حوزه علميه قم بوده است. مؤسسه الهادي نيز يكي ديگر از يادگارهاي آيت‌الله مشكيني است كه با انتشار كتاب‌هاي ديني مردم را با معارف اسلامي بيشتر آشنا مي‌كند. او همچنين، كتاب‌هاي بسياري را در زمينه علوم اسلامي و قرآني تاليف كرده است كه اصطلاح الاصول، مصطلحات الفقه، الفقه الماثور، دروس في الاخلاق، ازدواج در اسلام، مفتاح الجنان، ترجمه قرآن كريم به فارسي، واجبات و محرمات، تقليد چيست؟، رساله خمس و نهج البلاغه موضوعي برخي ازآنهاست.
آيت الله مشكيني از نخستين كساني بود كه به نهضت امام خميني پيوست و به مبارزه با طاغوت پرداخت. طي دوران مبارزه بارها دستگير و به مناطق مختلف كشور از جمله زادگاه خود و مشهد، ماهان كرمان، گلپايگان و كاشمر تبعيد شد و سال‌هايي از دوران نهضت را در تبعيد گذراند، اما دست از مبارزه با رژيم طاغوت برنداشت.
آيت الله مشكيني همچنين از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود كه بسياري از اعلاميه‌هاي آن را امضا كرد. پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نيز آيت الله مشكيني در مسئوليت‌هاي مختلفي از جمله عضويت در خبرگان تدوين قانون اساسي، رياست مجلس خبرگان رهبري در تمام دوره‌ها، مسئول گزينش و اعزام قضات با حكم امام راحل (ره)، امام جمعه قم و رئيس شوراي بازنگري قانون اساسي به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمات شاياني كرد.
وي كه در بخش آي سي يو بيمارستان بقيةالله تهران بستري بود، مقارن عصر امروز به دليل بيماري كليوي و خوني دار فاني را وداع گفت.
انتهاي پيام/م

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 18:1 |

روسيه 250 هواپيماي جنگي سوخو به ايران مي‌فروشد

  هم اندیشی: يك روزنامه صهيونيستي نوشت: اسرائيل در حال بررسي گزارشهايي در اين باره است كه روسيه قصد فروش 250 هواپيماي جنگي سوخو-30 دوربرد به ايران را در قراردادي چند ميليارد دلاري دارد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه «جروزالم‌پست»، تهران همچنين قصد دارد علاوه بر خريد هواپيماهاي جنگي، تعدادي تانكرهاي سوخت هوايي نيز خريداري كند كه با سوخو هماهنگ‌ هستند و مي‌توانند برد خود را تا هزاران كيلومتر افزايش دهند.
مقامات دفاعي گفتند فروش سوخو به ايران توان حمله در مسافت‌هاي دور را مي‌دهد.
مقامات رژيم صهيونيستي از اين گزارشها ابراز نگراني و اعلام كرده‌اند روسيه ممكن است براي رقابت با آمريكا كه فروش تسليحاتي يك ميليارد دلاري خود به عربستان و ديگر كشورهاي حاشيه خليج فارس را اعلام كرد، دست به چنين كاري زده باشد.
روسيه اخيرا عليرغم مخالفت آمريكا و اسرائيل به ايران سيستم‌هاي ضدهوايي پيشرفته ارائه كرد كه براي حفاظت از تاسيسات هسته‌اي اين كشور استفاده مي‌شود.
مسكو در آن زمان اعلام كرد حق خود براي فروش تسليحات به ايران مانند سيستم‌هاي ضدهوايي را كه ماهيت دفاعي دارند، محفوظ مي‌داند.
هواپيماي سوخو-30 جنگنده‌هاي چندمنظوره‌اي هستند كه مي‌توانند فاصله‌هاي زيادي را از محل استقرارشان طي كرده و در شرايط بد آب و هوايي كار كنند.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 16:50 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

نبرد سرنوشت درتنگه چارزبر

روايت متفاوت يک طلبه بسيجی از مرصاد


 
۸ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۲۶ تعداد بازديد : 744 كد خبر : ۷۲۳۴۶

ايران قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل را پذيرفته بود، معنايش اين بود که آتش‌بس بين ارتش ايران و عراق برقرار خواهد شد و عملا جنگ پايان مي‌پذيرد. اما تحولات جنگ و مرزهاي ما با عراق چيز ديگري نشان داد.

ارتش عراق هم‌زمان با پذيرش آتش‌بس از سوي ايران، دوباره به جنوب حمله کرد و تا قطع راه زميني بين خرمشهر و اهواز نيز پيش رفت. استاندار وقت خوزستان فرياد استغاثه خود را از راديوي ايران به گوش همه رساند و گفت، اگر الان مي‌توانيد بياييد، دو ساعت ديگر دير است و اگر امروز بتوانيد بياييد، فردا دير است.

من که در راه جاده هراز از شمال عازم قم بودم، صداي استاندار وقت خوزستان را از طريق راديو شنيدم که همه را به سوي جنوب فرا مي‌خواند تا بار ديگر حماسه آزادسازي از زير يوغ ارتش اشغالگر را پديد آورند. در آن ايام در قم مشغول تحصيل بودم. با آن‌که قصد داشتم تا با خانواده‌ام (همسر و دو فرزندم) به همراه دامادمان، سريع به شمال بازگرديم، اما به محض رسيدن به قم، خودم را به تيپ امام صادق(ع) که مخصوص طلاب و روحانيون حوزه علميه قم بود، معرفي کردم. فرداي آن روز از مقر تيپ در روبه‌روي پل آهنچي، به سوي حرم حضرت معصومه(ع) حرکت کرديم و پس از سخنراني و وداع طلاب و روحانيون بسيجي با خانواده‌هايشان (که من نيز از زمره آنان بودم)، از مقابل حرم با اتوبوس عازم جنوب براي جنگ با متجاوزان شديم.

تمام حرف و حديث‌ها اين بود که ما (که مجموعا در شش، هفت اتوبوس قرار گرفته بوديم) به سوي اهواز حرکت خواهيم کرد اما در بلوار امين قم، حدود يکي دو ساعتي معطل شديم و اين بي دليل نبود. دستور جديد صادر شده بود تا نيروهاي تازه نفس به جاي جنوب عازم غرب ( کرمانشاه ) شوند. علت آن بود که ارتش عراق از غرب نيز حمله کرده بود و از مرزهاي غربي قصرشيرين عبور و تا سومار نيز رسيده بود و آتش توپخانه و حملات نيروي هوايي تازه نفسش را تا سرپل ذهاب کشانده بود. همه اينها پس از پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران بود.

مسير ما از اهواز به کرمانشاه تغيير کرد. به کرمانشاه رسيديم و سريعا نيروهاي تيپ رزمي تبليغي امام صادق(ع) در بين تيپ‌ها و لشکرهاي ارتش و سپاه تقسيم شدند. من با يکي از دوستانم به تيپ 13 رعد همدان پيوستيم که فرمانده‌اي آرام، متين و شجاع داشت که متأسفانه اسمش از خاطرم رفته است. شب اول استقرار ما در اين تيپ، مصادف شد با حرکت کاروان منافقين از اسلام‌آباد غرب به سوي کرمانشاه. اما محل استقرار ما در کجا بود و تيپ 13 رعد کجا اردو زده بود؟ ما در محلي بين تنگه چارزبر (که اکنون به تنگه مرصاد شناخته مي‌شود) و کرمانشاه مستقر بوديم. چند کيلومتري بيشتر با تنگه فاصله نداشتيم و به همين دليل و دست تقدير کاري کرده بود که ما اولين نيروهايي باشيم که به دليل نزديکي به تنگه در برابر منافقين و در نقطه مقابل آنها در سوي ديگر تنگه قرار بگيريم.

پشت سر ما کرمانشاه قرار داشت و پشت سر آنها اسلام‌آباد و گيلانغرب. اول که به ما خبر دادند و کلاشينکوف و تجهيزات ضد ش.م.ر را به ما مي‌دادند، از فرمانده تيپ سؤال کردم که چي شده؟ وي پاسخ داد که اسلام‌آباد سقوط کرده و دارند به طرف کرمانشاه مي‌آيند. اما صبح همان روز و با استقرار ما در پشت تنگه «چارزبر» روشن شد که اين عراقي‌ها نيستند که به سوي ما آمده‌اند، اينها همان نيروهاي «فروغ جاويدان» هستند که با ريوهاي شش چرخه برزيلي، ماشين‌هاي بنز و پاترول‌هاي فرماندهي‌شان، با خيال راحت وارد خيابان‌هاي شوسه بين‌المللي شده‌اند و سرمستانه عازم کرمانشاه هستند!

تصور سقوط کرمانشاه بسيار سخت بود، پادگان‌هاي مختلف در اين شهر و پايگاه بزرگ هوانيروز و... همه و همه باعث شده بود که تمام تلاش‌ها براي جلوگيري از عبور منافقين از تنگه، صورت گيرد. منافقين با حمايت آتش توپخانه ارتش عراق و با تکيه بر ضعف نيروهاي نظامي در نقاط مرزي و عدم وجود امکانات لجستيک و نيز انتقال اکثر نيروهاي ارتش و سپاه به جنوب، وارد سرپل ذهاب و سپس کرند غرب و از آنجا به اسلام‌آباد غرب آمده بودند و حتي اعدام‌هاي خياباني را نيز آغاز کرده بودند و گفته شد که حتي پادگان الله اکبر را نيز گرفته‌اند.

به هر حال ، داستان آن‌گونه شد که در تاريخ پايان جنگ رقم خورد. در اين بين لشکر 9 بدر که در گيلانغرب مستقر بود و قرارگاه فرماندهي ارتش در غرب «نجف» در اين شهر و در کنار اردوگاه شهيد مطهري، تيپ مسلم بن عقيل(ع) همه اتوماتيک‌وار در محاصره قرار گرفته بودند. ارتش عراق راه را تا «گردنه پاتاق» بين سرپل ذهاب و کرند غرب براي منافقين هموار و پاکسازي کرده بود و آنها راحت و بي‌دغدغه عازم کرمانشاه شدند. به همين دليل بود که از تجهيزاتي برخوردار بودند که با حرکت در جاده آسفالت مناسبت داشت تا سريع به کرمانشاه برسند، چون طبق تحليل‌هايشان، ورود به کرمانشاه را تسلط بر همه چيز و سپس حرکت به سوي همدان و تهران مي دانستند.

اما خدا اراده ديگري داشت. در نيمه‌هاي شب ششم مرداد ماه، به صورت کاملا اتفاقي منافقين با گروهان (يا گرداني) از لشکر 9 بدر (که خيلي هم آماده رزم نبودند) دقيقا در تنگه چارزبر (مرصاد) با هم روبه‌رو مي شوند و آتشباري آغاز مي‌شود. اول درگيري‌ها، نيروهاي لشکر بدر خيال مي‌کردند که با عراقي‌ها درگير شده‌اند اما بعدا با مشاهده پرچم‌هاي سازمان منافقين، فهميدند که قصه از چه قرار است و سريع همه چيز به کرمانشاه و تهران اعلام شد و تازه روشن شد که داستان حمله ارتش عراق به جنوب و عقب‌نشيني سريعش از مناطق اشغالي جديد در جنوب براي چه بوده است؟
 
داستان از اين قرار بود که نيروهاي ايران متوجه جنوب شوند تا پس از يک حمله سريع به غرب، امکان اعزام نيروهاي منافقين به کرمانشاه در مرحله اول فراهم شود. به همين دليل بود که استقرار نيروهاي سپاه اسلام در پشت تنگه مرصاد تقريبا يک روز کامل طول کشيد تا منطقه حائل بين تنگه تا کرمانشاه که 35 کيلومتر بود تا شعاع 15 کيلومتري، پر شود.

تنگه چارزبر (مرصاد) از نظر جغرافيايي طوري بود که وقتي نيروهاي متخاصم در دو طرف آن مستقر شوند، تقريبا هيچ راهي براي پيشروي دو طرف باقي نمي‌ماند. فقط يک تيربار در دو طرف تنگه کافي است تا مانع از هرگونه پيش‌روي شوند. در اين حالت حتما بايد از نيروهاي پشتيباني کمک گرفت مثل آتش توپخانه و يا بمباران هوايي و يا عمليات هلي‌برن. هيچ‌يک از اين امکانات را منافقين نداشتند و از سويي ما نيز در اين طرف جبهه آمادگي کافي نداشتيم.

در نزديکي ما مرکز امداد رساني کميته امداد امام خميني(ره) قرار داشت. اين مرکز نيز بين تنگه و کرمانشاه قرار گرفته بود. وظيفه اين مرکز، حمايت و تدارکات جبهه جنگ بود. من با رئيس مرکز از سال‌ها قبل آشنا بودم و هر وقت عازم جبهه در منطقه غرب (مناطق تحت اشراف کرمانشاه) مي‌شدم، حتما به آن مرکز سر مي‌زدم و از رانتي که ايجاد کرده بودم، امکانات بيشتري براي مناطقي که خودم عازم آنجا بودم، تهيه مي کردم.

يادش به خير، رئيس اين مرکز، حاجي حيرتي بود که از اول جنگ در اين مناطق بود و با آن‌که خودش از اهالي قزوين بود، اما در سرپل ذهاب زندگي مي‌کردند. من که براي چند ساعتي و تهيه يکسري امکانات به اينجا آمده بودم، ناگهان ديدم که هليکوپتري در برابر فضاي باز اين مرکز در حال فرود است. از حاجي حيرتي سؤال کردم که اينها کي هستند، گفت: سرهنگ صياد شيرازي است که دارند مي‌آيند اينجا. گفتم مگر اينجا مرکز فرماندهي شده؟ گفت: فعلا که اينطوري شده.

لحظاتي بعد سرهنگ صياد شيرازي از هليکوپتر پياده شد و من و حاجي حيرتي به استقبالشان رفتيم. جمعي ديگر همراه صياد شيرازي بودند از جمله سرگرد آذربان که وي را نيز از قبل مي‌شناختم و اغلب اوقات همراه اين شهيد بزرگوار بود. سرهنگ صياد به محض ورود، نقشه منطقه را بر زمين پهن کرد و در حال بررسي امور شد. تعداد ديگري نيز به وي پيوستند تا بررسي اطلاعات واحدهاي اطلاعات و عمليات و شناسايي را به منظور حمله به نيروهاي متجاوز و منافقين در تنگه را آغاز کنند.

پس از ساعتي صياد شيرازي بعد از صدور دستورات عملياتي، خود سوار بر هليکوپتر و عازم تنگه شد. سرهنگ صياد شيرازي با روحيه‌اي آرام و مستحکم و قوي به بررسي پرداخت و اولين فرمانده‌اي بود که در منطقه حاضر شد و شکست منافقين در اين عمليات را رهبري کرد. او فرمانده اي شجاع و مؤمن بود که بي‌ترديد در شکست عمليات «فروغ جاويدان» منافقين و طرح ارتش عراق براي ورود آرام منافقين به کرمانشاه ، نقش راهبردي و مهمي داشت. آنهايي که از اوضاع و احوال آن روز نيروهاي نظامي در منطقه غرب به خصوص در نقاط مرزي تا سومار مطلع هستند، به خوبي مي‌دانند که اگر منافقين از تنگه مرصاد (چارزبر) عبور مي‌کردند، چه فاجعه‌اي در اين منطقه رخ مي‌داد اما تقدير الهي، اراده ديگري را رقم زده بود تا با دستان پرتوان نيروهاي جان بر کف بسيجي و فرماندهاني همچون شهيد صياد شيرازي، قلعه پرقدرتي در برابر متجاوزان به انقلاب اسلامي و سرزمين ايران ايجاد کند.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 16:38 |

 

نامه به هاشمی شاهرودی

مادران امیر یعقوب علی و بهاره هدایت دو عضو بازداشت شده کمپین ۱ میلیون امضا



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۷ مرداد ۱٣٨۶ -  ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۷


مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان برای ارتقاء فرهنگ عمومی و تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان به صورت دسته جمعی و با رعایت موازین قانونی، تلاش می کنیم تا با جمع آوری یک میلیون امضا و تقدیم به مجلس شورای اسلامی گامی در برقراری عدالت در کشور عزیزمان برداریم تا جامعه ای سالم و خانواده های پایدار داشته باشیم که این حرکت نه خلاف مبانی اسلامی و نه مغایر با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسی است.”
ولی متاسفانه نیرو های انتظامی و امنیتی، فرزندان ما را دستگیر و زندانی می کنند در حالی که می گویند ما با کمپین و خواسته های شما مساله ای نداریم.
در همین راستا امیر یعقوبعلی دانشجوی ۲۰ ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز های جوانی اش را صرف برابری خواهی و عدالت می کند، در روز ۲۰ تیرماه ۸۶ در پارک اندیشه هنگام صحبت با یکی از شهروندان در مورد قوانین تبعیض آمیز، دستگیر و به زندان اوین منتقل کرده اند و تاکنون حتی اجازه یک تلفن و یا یک ملاقات را هم نداشته است. همینطوربهاره هدایت یکی دیگر از اعضاء فعال کمپین یک میلیون امضا به خاطر یک تحصن کوچک دانشجویی از ۱۸ تیر ماه تاکنون در زندان اوین است.
آقای شاهرودی ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهی را که خود برای دستیابی به آن در انقلاب شرکت کرده بودیم ذره ذره به کالبد آنان دمیدیم تا آرمان های انسان دوستانه و برابری خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه ای که در های دنیای فساد بر آنان گشوده است و جنابعالی بیش از هر کس بر آن واقفید فرزندان مان را پاک و با ایمان و متعهد پرورش داده ایم به طوری که ضمن تلاش برای برقراری عدالت و حد اقل برای استقرار عدالت جنسیتی، آنان در معتبرترین دانشگاههای کشور مشغول تحصیل می باشند.
سوال ما از آن مقام اینست که به کدامین جرم یا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشیده اند ؟ و آیا بی خبری مادر از فرزند به مدت بیش از دو هفته پس از پیگیری ها و درخواست های مکرر، انسانی، اخلاقی و اسلامی است؟
آیا چنین حرکت های مدنی و مسالمت آمیز و صلح طلبانه چه خطری برای کشور دارد که این چنین به خشونت کشیده می شود.
جناب آقای شاهرودی ما به چنین فرزندان برومندی افتخار می کنیم و از جنابعالی که در بالاترین مسند قضاوت کشور تکیه زده اید مصرانه انتظار داریم دستور فرمائید فرزندان ما را هر چه سریعتر آزاد کنند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 16:29 |

توصيه مهندس عزت الله سحابي به اصلاح طلبان

برنامه هاي اقتصادي را فراموش نکنيد

کيوان مهرگان

اشاره؛ عزت الله سحابي چهره شاخص جريان ملي - مذهبي از جمله شخصيت هايي است که شرکت نکردن در انتخابات را به دلايل مختلف رد مي کند، چنانچه در گفت وگو با «اعتماد» هم بر همين مساله تاکيد مي کند و معتقد است گروه هاي سياسي به هر حال ملزم به حضور در انتخابات هستند. گفت وگوي اعتماد را با سحابي مي خوانيد؛

نيروهاي ملي - مذهبي براي شرکت در انتخابات چه تصميمي گرفته اند؟

بحث و بررسي در بين نيروها وجود دارد و هنوز تصميم خاصي که خروجي اين جريان باشد گرفته نشده است.

براي شرکت در انتخابات پيش شرط مطرح کرده اند؟

البته پيش شرط هايي وجود خواهد داشت اما آنچه را که من در اين مصاحبه مطرح مي کنم نظر شخصي خود من است و در بين دوستان ما هنوز تصميم گيري که با راي گيري انجام شده باشد، صورت نگرفته است.

رويکرد شما به انتخابات چيست؟

ببينيد من شرکت در انتخابات را يک فرصت براي نيروهاي سياسي و حق قانوني خودمان مي دانم. برخي از دوستان با اين نظر من مخالف هستند، اما ما نمي توانيم تئوريزه شده انتخابات را تحريم کنيم. به چند دليل، نخست آنکه تجربه اين بيست و هشت سال پس از پيروزي انقلاب نشان داده است که هر وقت مردم زياد شرکت کرده اند از يک طرف امکان پيروزي نيروهاي اصلاح طلب زياد شده و از طرف ديگر مانور نيروهاي اقتدارگرا به شدت کاهش پيدا کرده است، اما هر وقت مردم کم شرکت کرده اند (به هر دليلي) جناح انحصار طلب پيروز رقابت بوده است. به دليل اينکه اين جريان يک پايگاه حداقلي دارد و وقتي رهبران آنها امر بر شرکت در انتخابات کرده اند، بي درنگ در انتخابات شرکت کرده اند. شما نگاه کنيد به انتخابات چند سال اخير، در انتخابات دوم خرداد، مجلس ششم و شوراها مردم انبوهي شرکت کردند، اصلاح گران پيروز شدند، اما در انتخابات بعدي حضور کم مردم باعث پيروزي جناح انحصار طلب و شکست اصلاح طلبان شد. بنابراين شرکت در انتخابات اين فايده را دارد که نيروهاي اصلاح طلب امکان پيروزي بيشتري را دارند. البته هدف ما از شرکت در انتخابات راهيابي چند نماينده به مجلس نيست بلکه مهم اين است که طي اين چند ماه انتخابات مي توانيم حرف هاي مان را به سطح جامعه ببريم.

با اين حال اين پرسش پيش مي آيد که آيا شما جمع بندي از شرکت در انتخابات رياست جمهوري داريد؟

بله طبيعي است، شرکت در آن انتخابات و حمايت از آقاي هاشمي آثار و تبعاتي براي ما داشت.

چه تبعاتي؟

قبل از اينکه به اين پرسش پاسخ بدهم، ضروري است اين را بگويم که من يکي از منتقدان جدي برنامه هاي آقاي هاشمي رفسنجاني بودم. زماني که برنامه اول را به مجلس آوردند، اولين کسي بودم که در يک جزوه تمام برنامه هاي ايشان را نقد کردم و با آن مخالفت کردم يا وقتي قصد داشت در انتخابات مجلس ششم کانديدا شود در يک گفت وگوي مفصل با روزنامه خرداد مجدداً برنامه هاي اقتصادي وي را به چالش کشيدم. بنابراين نظرات من درباره برنامه هاي اقتصادي آقاي رفسنجاني معلوم است.

پس چرا از آقاي هاشمي حمايت کرديد؟

آقاي رفسنجاني هم در حاکميت و هم در بين روحانيون نفوذ زيادي دارد، با همين نفوذ اگر هاشمي مي خواست با جناح اقتدارگرا درگير بشود بهتر از سايرين مي توانست اين کار را بکند. اين تنها حرف من نبود، نيروهاي کانون نويسندگان هم مي گفتند. پس حمايت ما از آقاي هاشمي به اين دليل هم بود. علاوه بر اين در صورتي که هاشمي به قدرت مي رسيد اين فضايي که امروز وجود دارد، تحميل نمي شد، شما نگاه کنيد همه نيروهاي اجتماعي اعم از دانشجويان، زنان، کارگران و روزنامه نگاران را به حاشيه رانده اند و همه درباره محدوديت رسانه ها انتقاد مي کنند.

هنوز هم به آن سوال جواب نداديد که تبعات حمايت از هاشمي براي جريان ملي - مذهبي چه بود؟

باعث شد بخشي از نيروهاي هوادار ما ريزش کند.

در بدنه اصلي جريان چه آثاري به همراه داشت؟

طبيعي است که اختلاف باشد، اما تاثير آنچناني در بدنه اصلي نداشت.

آقاي مهندس، شما پيش نيازهاي شرکت در انتخابات را چه مي دانيد؟

من همواره اقتصاد را استخوان بندي يک نظام سياسي دانسته ام. اين حرفي نيست که الان بگويم. در دوم خرداد 76 که آقاي خاتمي پيروز انتخابات بودند، در نامه يي 15 صفحه يي و سربسته براي شان نوشتم که توسعه سياسي بدون توسعه اقتصادي مانند زدن مهر بر آب است. از همين اصطلاح براي توصيف هدفم از آن نامه استفاده کردم. همانجا هم نخستين بار بود که از اصطلاح «بورژوازي ملي» استفاده کردم. چون با هر مسلک و اعتقادي بايد اين واقعيت محتوم را بپذيريم که در ايران فعلاً همه کاره دولت است. اين دولت است که در همه جا نقش دارد، پس اگر شما مي خواهيد حرکت قطار توسعه در ايران از مسير اصلي خودش خارج نشود، ناگزيريد که به اصلاح دولت روي بياوريد. حالا مقدمه اصلاح دولت را اگر توسعه سياسي بدانيم، پيش نياز توسعه سياسي، توسعه اقتصادي و پيش نياز توسعه اقتصادي اصلاح نظام اداري و مالي است. تاکيد مي کنم اگر مي خواهيم اصلاحاتي در ايران به ثمر بنشيند بايد نظام اداري و مالي را با هم اصلاح کنيم، چون اصلاح طلبان در مجلس ششم به اين مساله اصلاً توجه نکردند مجلس هفتم هم که وضع را بدتر کرد و با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد اين وضع به شدت بدتر شده است.

چرا؟

آنچه در دولت احمدي نژاد اتفاق افتاده نمودش در انحلال سازمان برنامه است. در همه ادارات و نهادها کارشناسان کار کشته و با تجربه را بازنشسته کرده اند و جوانان تازه فارغ التحصيل شده از برخي مراکز خاص را آورده اند. البته ايرادي بر اين جوانان نيست چون اينها تجربه ندارند.

اين روندي که آغاز شده را قابل اصلاح مي دانيد؟

قابل اصلاح است اما بسيار مشکل است، چون هدايت اين کارها در دست نيروهايي است که علاقه زيادي به ارائه آمار و ارقام مطابق واقعيات موجود ندارند.

حالا پيشنهاد شما به اصلاح طلبان چيست؟

به اصلاح طلبان هشدار مي دهم که طرح دموکراسي و مردم سالاري کافي نيست، لازم است ما هم از آنها حمايت کنيم اما کافي نيست. آنها بايد در مجلس آينده بتوانند برنامه هايي را تدوين کنند که نقطه آغازي براي کاهش وابستگي دولت به نفت باشد. من هم مي دانم که در يک دوره و چهار سال امکان قطع وابستگي دولت به نفت وجود ندارد، اما همين که بتوانيم به ميزان 20 درصد وابستگي دولت به نفت را کاهش بدهيم، کار زيادي شده است. اصلاح طلبان بايد بدانند که اگر به اين سمت بروند، مردم بيشتر به سمت آنها خواهند رفت.

در بين برخي نيروهاي اصلاح طلب اين تحليل وجود دارد که اصلاح طلبي جنبشي نخبه گر است و نمي تواند به سمت شعارهاي اقتصادي برود چون ممکن است در دام پوپوليست بيفتد.

غلط است، اشتباه است. اين باور غلطي است. پوپوليسم که اصلاح نظام اداري و مالي را نمي خواهد، پوپوليسم که دنبال قطع وابستگي از نفت نيست. اتفاقاً در عدم اصلاح نظام اداري و مالي و در وابستگي دولت به نفت است که پوپوليسم رشد مي کند. البته خوشبختانه مردم فهميده اند که اين شعارهاي پوپوليستي براي آنها آب و نان نمي شود و مجريان اين شعارها نمي توانند کاري کنند. اينجا است که اصلاح طلبان بايد با برنامه وارد کار شوند.

شما هم به برنامه راي مي دهيد؟

دقيقاً اگر بناي دوستان ما به شرکت در انتخابات باشد ما به برنامه راي مي دهيم. ديگر به افراد کاري نداريم، برنامه است که مسير راي ما را مشخص مي کند.

برنامه فقط اقتصادي و آن هم اصلاح نظام اداري و مالي باشد؟

يکي از مهمترين اهداف و برنامه ها بايد اين باشد. علاوه بر اين به نظرم بايد کساني که نامزد مي شوند در حوزه مسائل هسته يي هم حرف براي گفتن داشته باشند. بايد بتوانند در حوزه سياست خارجي حرف براي گفتن داشته باشند. اين چه سياستي است که همه کشورهاي عربي را از ما دور کرده است. دشمنان ما حالا فقط امريکا و اسرائيل نيست ظاهراً اين روزها عرب ها هم براي ما خط و نشان مي کشند. روسيه هم معلوم نيست سر اين نيروگاه بوشهر، چه بازي يي مانده سر ايران در بياورد.
منظور شما از حرف براي گفتن داشته باشد، برنامه مشخصي است؟

همان برنامه هاي آقاي خاتمي در حوزه سياست خارجي خوب بود. اگر کشورهايي دوست ما نبودند، با دشمن ما هم همکاري نمي کردند. اين چه تدبيري است که کشورهايي اگر زماني با ما دوست نبودند، با دشمن ما هم همکاري نمي کردند، الان همه عليه ما فعاليت مي کنند.

آقاي سحابي، با توجه به تغيير شرايط سياسي در کشور و برگزاري انتخابات در آخرين روزهاي سال چه مشکلاتي را فراروي اصلاح طلبان مي بينيد؟

به نظر من دو مشکل براي اصلاح طلبان وجود دارد؛ نخست مساله تاييد صلاحيت ها است که فکر مي کنم اگر رايزني کنند بتوانند از آنچه در مجلس هفتم اتفاق افتاد، جلوگيري کنند. دوم، مساله سلامت انتخابات است. اين هم از مشکلات اصلاح طلبان است که بايد در دو جبهه بجنگند. يک جبهه، جبهه مردم است که آنها را متقاعد کنند در انتخابات شرکت کنند. جبهه ديگر، تلاش براي گرفتن تاييد صلاحيت ها است. اصلاح طلبان بايد در اين دو جبهه خوب مبارزه کنند تا بتوانند نتيجه بگيرند

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 16:24 |

ادعاهای کاملیا انتخابی فرد درباره عطریانفر

 

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و جرج سوروس نيز گفت:

«لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.»
روزنامه كويتي «القبس» در يادداشتي به قلم «كامليا انتخابي‌فرد» عضو سابق هيأت تحريريه روزنامه‌هاي همشهري در زمان مديرمسؤولي «غلامحسين كرباسچي» و روزنامه توقيف‌شده «زن» به مدير مسؤولي «فائزه هاشمي» كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج کشور رفت، مدعی حضور خود در مهماني منزل «جرج سوروس»، رئيس بنياد جامعه باز به همراه «شهلا شركت» و «محمد عطريانفر» سردبير سابق روزنامه همشهري و بنيان‌گذار و عضو كنوني شوراي مركزي حزب كارگزاران شد.

به گزارش جهان، انتخابي‌فرد كه كتاب جديد وي با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي» به زبان انگليسي به عنوان سلسله يادداشت‌هاي روزانه با ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه «القبس» چاپ شده و انتشار روزانه آن ادامه خواهد داشت، در شماره اخير اين روزنامه مدعي شد كه در سفري به آمريكا به همراه شهلا شركت مدير مسؤول ماهنامه «زنان»، محمد عطريانفر از روزنامه «همشهري» و مژگان جلالي از روزنامه «ايران‌نيوز»، در مهماني ويژه‌اي در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد جامعه باز حضور داشته است.

وي با اشاره به اينكه سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه‌نگاري بين دو كشور پس از انقلاب اسلامي بوده است، نوشت:« هنگامي كه در روزنامه «زن» به مديرمسؤولي فائزه هاشمي فعاليت داشتم، وي از سوي روزنامه «بوستون‌گلوب» براي ديداري از آمريكا دعوت شد اما به من پيشنهاد داد كه به جاي وي، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه‌نگاري بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مي‌كردم.»

انتخابي‌فرد كه در برخي سفرهاي خارجي دوره رياست‌جمهوري سيد محمد خاتمي به‌عنوان روزنامه‌نگار و خبرنگار در هيأت همراه وي حضور داشته، در ادامه مي‌افزايد: «خاتمي توانسته بود در انتخابات رياست‌جمهوري با كسب بيش از 20 ميليون رأي پيروز شود و در پي اين پيروز بود كه فشار از روي رسانه‌ها برداشته شد و جهان را شگفت‌زده كرد.»
وي آورده است: «رسانه‌ها در ايران به موضوعي براي ديگر رسانه‌هاي جهاني تبديل شده بودند بگونه‌اي كه خود من، هر هفته با بخش فارسي راديو بي.بي.سي، راديو آمريكا، راديو فرانسه، شبكه تلويزيوني آلمان و روزنامه آساهي شركت مي‌كردم.»

اين روزنامه‌نگار كه اكنون براي رسانه‌هاي آمريكايي از جمله راديو فردا و پايگاه اطلاع‌رساني واشنگتن‌پريزم كار مي‌كند، در ادامه ادعا کرده است:« از سوي ايران پنج نفر از جمله من براي سفر به آمريكا در قالب هيأت روزنامه‌نگاري انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين‌المللي در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايي شروع مي‌شد در حالي كه اگر آزادي مزبور در عرصه رسانه‌اي ايران ايجاد نمي‌شد من نمي‌توانستم ايران را به اين سادگي ترك كنم اما من اميدوار بودم و نقشه‌هاي خوشبينانه‌اي در سر مي‌پروراندم اما هيچ گاه تصورش را هم نمي‌كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود.»

وي به ماجراي ميهماني منزل سوروس اشاره كرده و مي‌افزايد:« پس از بازديد از جمعيت آسيايي، همراه ما كه «سينشيا ديكستن» نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براي عصر همان روز به مهماني و صرف چاي در منزل «جرج سوروس» دعوت هستيم اما وقتي كه ديد هيچ يك از ما شگفت‌زده نشديم ادامه داد که سوروس، مهم‌ترين شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاي ما را تأمين كرده است. اما باز هم هيچ يك از ما برداشتي از اين شخصيت نداشتيم.»

انتخابي‌فرد در ادامه مي‌افزايد: «من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله‌اي افتادم كه در جايي خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسي براي رفتن به منزل سوروس در جاده همست پنجم بوديم در گوش همراه خود «محمد عطريانفر» سردبير روزنامه همشهري زمزمه كردم که:«الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودي است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياي‌ميانه به شمار مي‌رود.» و عطريانفر سرش را بي‌اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشي را در او برنينگيخت.»

وي در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: «هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي،‌ براي‌مان در فنجان‌هاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانم‌هاي همراهم «شهلا شركت» و «مژگان جلالي» نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونه‌اي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نمي‌توانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد.»

انتخابي‌فرد مي‌افزايد: « در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسش‌هاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخه‌اي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.»
وي مي‌افزايد:« پس از چند روز عطريانفر اطلاعاتي درباره جرج سوروس جمع‌آوري كرد و با لهجه اصفهاني كه همواره سعي دارد آن را پنهان كند خطاب به ما گفت که «سوروس از بزرگترين صهيونيست‌هاي جهان است و چه‌بسا در وراي مهماني وي، توطئه‌اي نهفته بوده باشد.» او مي‌ترسيد كه رفتن ما به منزل وي پيش از آنكه او را بشناسيم در صورت افشاي خبر اين مهماني در تهران براي‌مان دردسر ساز شود.»

انتخابي‌فرد مي‌گويد:« عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسي از بارهاي ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند اما چه كسي مي‌دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براي پايگاه اينترنتي «يوروآسيا» كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟ »
انتخابي‌فرد در يادداشت ديروز خود نيز در مطلبي جنجال‌برانگيز ،مدعی رابطه عاشقانه خود با «علي دايي» فوتباليست ايراني در آلمان و حضور مديد خود در منزل شخصي وي در اين كشور خبر داده بود كه هنوز اين خبر از سوي دايي تكذيب نشده است.
روزنامه كويتي «القبس» در پايان آورده است كه شماره جديد اين نشريه كه فردا منتشر خواهد شد يادداشتي از انتخابي‌فرد درباره «بازگشت ترس... و موج ترورها» منتشر خواهد كرد.

«كريم ارغنده‌پور» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نيز با انتشار مطلبي در پايگاه اينترنتي شخصي خود با عنوان «فيوچراما» درباره سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا بدون اشاره به حضور «كامليا انتخابي‌فرد» در اين هيأت و مهماني منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال 1377 صورت گرفت. آقاي خاتمي رئيس‌جمهور وقت، ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح و در مصاحبه‌اي با كريستين امان‌پور در شبكه سي.ان.ان از ضرورت گفت‌وگوي انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه‌هاي ايران از همه گرايش‌ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه محمد عطريان‌فر از روزنامه همشهري، من از روزنامه سلام ، خانم شركت از ماهنامه زنان، خانم مژگان جلالي از روزنامه ايران‌نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيأت مطبوعاتي از ايران پس از پيروزي انقلاب به آمريكا بود. چند ماه پس از سفر ما يك هيأت مطبوعاتي ديگر هم اعزام شد كه احمد بورقاني ، علي مزروعي ، حسين قاضيان ، رضا تهراني و شهاب‌الدين فرخ‌يار را در ميان آنها به خاطر دارم. موضوع نشست‌هاي مشترك ما با روزنامه‌نگاران آمريكايي صرفاً حول محورهاي حرفه‌اي بود ولي در حاشيه اين نشست‌ها ما از برخي دانشگاه‌ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنان‌مان در شهرهاي مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتي براي انتشار خاطرات اين سفر بود ولي اشتغالات كاري فراوان مانع از تحقق اين ايده شد.»

وي در ادامه مي‌افزايد: «من در انجمن آسيايي نيويورك سخنراني كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنراني خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مي‌گرفت كه او در اعلام موضعي مهم، از مداخله آمريكا در كودتاي 28 مرداد 1332 عذرخواهي كرده بود. جلسه جالبي بود. اصلاحات و رويكردهاي آقاي خاتمي توجهات زيادي را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت‌كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمي به شمار مي‌روند از انگيزه خود براي بازگشت به كشور سخن گفتند. يكي از حضار هم هنرمند بنام كشور آقاي فرشچيان بود.»

وي سپس با انتشار عكسي آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريان‌فر حضور دارند. خانم نغمه سهرابي هم پشتش به عكس هست كه ايشان در آن زمان نقش مترجمي هيأت را برعهده داشتند. آن زمان دانشجوي دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درس‌شان را به اتمام رسانده‌اند.»

زمان ارسال خبر: دوشنبه 1386/5/8 ساعت 12:05:02 PM

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:44 |
كد خبر: ۷۱۷ تاريخ: ۱۳۸۶/۰۵/۰۷ - ۱۱:۲۹  
احداث موزه صلح و موزه زنان شهید
 
دومین جلسه ستاد گردشگری جنگ کشور، روز پنجشنبه چهارم مردادماه، با حضور استاندار کرمانشاه، دبیر ستاد گردشگری جنگ، مدیران رؤسای میراث فرهنگی 5 استان مناطق جنگی و مجمع خبرنگاران دفاع مقدس ، در استانداری کرمانشاه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا مقیمی دبیر ستاد گردشگری جنگ کشور در این جلسه گفت: ستاد گردشگری جنگ ،21 مهرماه سال گذشته بنا به تدبیر رئیس سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری و پس از ابلاغ هیئت دولت مبنی بر تدوین طرح جامع گردشگری جنگ ، تشکیل شد.

وی افزود: براساس قانون مجلس شورای اسلامی ، پشتیبانی از کاروان های راهیان نور برای بازدید از مناطق دفاع مقدس بر عهده سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری گذاشته شده است ، و این سازمان نیز دستورالعمل های لازم را به معاونت های خود ابلاغ کرده است.

مقیمی گفت: جهت برقراری هماهنگی و مدیریت این سفرها تصمیم گرفته شده، ستادی با عنوان ستاد گردشگری جنگ در سازمان میراث فرهنگی تشکیل شود .

وی افزود: شکل گیری سفرهای خود جوش که توسط مردم از مناطق جنگی به عمل آمد، حرکت خوبی بود که بعد از پایان جنگ اتفاق افتاد چرا که این سفرها خود باعث شد تا دفاع مقدس و فرهنگ ارزشمند آن زنده نگه داشته شود.

دبیر ستاد گردشگری جنگ کشور گفت: سازمان میراث فرهنگی ، خود را موظف می داند تا سفرهای کشور را ساماندهی و هدایت کند، بر همین اساس از سفرهای راهیان نور نیز به عنوان یک سفر خاص حمایت خواهد کرد. با این تفاوت که قصد دارد این سفرها را از یک حرکت فصلی و منطقه ای ، به حرکتی در تمام زمان و مکان گسترش دهد و هدایت و کنترل بهتر و بیشتری از آن انجام دهد.

وی افزود: یکی از مواردی که در این خصوص باید مورد توجه قرار گیرد، بحث توسعه زیر ساخت های لازم است چرا که اگر کسی به عنوان یک گردشگر در مناطق عملیاتی حضور پیدا می کند باید تمامی زیر ساخت های لازم جهت این سفر برایش فراهم باشد.

دبیر ستاد گردشگری جنگ کشور گفت: کمک جهت تاسیس آژانس های سفرهای خاص به مناطق دفاع مقدس می تواند یکی از اقدامات مهم در این خصوص باشد بطوریکه در این زمینه گامهایی نیز برداشته شده است.

مقیمی تشکیل موزه های دفاع مقدس را یکی از وظایف مهم و تخصصی این ستاد بر شمرد وتصریح کرد: هم اکنون در حال بررسی و احداث موزه های جنگ در استانهای تهران، کرمان، کرمانشاه، کردستان، ایلام و آذربایجان غربی هستیم و امیدواریم با هماهنگی های لازم هرچه سریعتر این امر محقق شود.

وی افزود: احداث موزه صلح از دیگر برنامه های تدوین شده است که هم اکنون در حال تجهیز این موزه هستیم و انشا الله در هفته دفاع مقدس ( 30 شهریور ) در پارک شهر تهران افتتاح خواهد شد. همچنین احداث موزه شهدای زن نیز در دستور کار قرار دارد که به زودی کار احداث آن نیز به پایان می رسد.

دبیر ستاد گردشگری جنگ گفت: یکی دیگر از اقداماتی که در خصوص ثبت و ضبط ارزش های والای دفاع مقدس باید انجام شود ، ثبت فرهنگ دفاع مقدس به عنوان میراث مردمی است.

وی افزود: امیدوارم بتوانیم این میراث انسانی را ابتدا در کشور و سپس در یونسکو برای حفظ و اشاعه بهتر آن به ثبت برسانیم .

استاندار کرمانشاه نیز در این جلسه ، گفت: خوشحالیم که هر چند وقت یکبار روح و فکری تازه در حوزه مدیریتی و در کالبد جامعه وزیده می شود و تشکیل ستاد گردشگری جنگ نیز یکی از آنها است.

مجید غفوری افزود: با توجه به غنای دفاع مقدس و وجود فرهنگ خاص آن دوران ، باید در حفظ آن و انتقال کامل فرهنگ ارزشی دفاع مقدس به نسل های آینده بکوشیم، در غیر این صورت هم به خود و هم به نسل آینده جفا کرده ایم .

استاندار کرمانشاه با اشاره به اقدام ارزشمند تشکیل ستاد گردشگری جنگ، گفت: باید تمامی انرژی هایی که در این راه وجود دارد به منظور بهره برداری بهتر، در یک مکان جمع شود و تشکیل این ستاد گامی است در جهت رسیدن به این هدف که باید مورد حمایت قرار گیرد.

غفوری در ادامه با اشاره به اهمیت تشکیل موزه های جنگ ، گفت: در سال گذشته مقدمات احداث موزه دفاع مقدس در کرمانشاه را انجام داده ایم و هم اکنون نیز گروه مشاوره و مجری آن مشخص شده و امیدواریم در سال آینده کار احداث این موزه را رسما آغاز کنیم.

استاندار کرمانشاه گفت: باید با حمایت از فرهنگ و ارزش های والای دفاع مقدس ، ضمن اشاعه و گسترش آن در سطح جامعه در حفظ این یادگارها جهت نسل های آینده تلاش کنیم و هیچ کس نباید در این زمینه کوتاهی و قصوری داشته باشد.
 
نقل از پايگاه خبري تحليلي پايداري
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:29 |

انتقاد شديد فعالان سياسی از «نقض حقوق بشر» در ایران

با انتشار اخباری در مورد تلاش برای وادار کردن دانشجويان بازداشتی به انجام اعترافات، فعالان سياسی و اجتماعی در مراسمی، به انتقاد شدید از عملکرد نظام جمهوری اسلامی پرداختند.

در همين ارتباط، سايت ادوار نيوز، ارگان سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، ادوار تحکيم وحدت، در گزارشی از مراسمي به مناسبت روز پدر در منزل عبدالله مومنی، سخنگوی بازداشت شده اين سازمان، نوشت: این مراسم به دعوت کمیته پیگیری آزادی ۱۹ فعال دانشجویی بازداشت شده، متشکل از گروه ها و احزاب سیاسی، برگزار شد.

به نوشته ادوار نيوز، بابک احمدی، نویسنده و يکي از سخنرانان اين مراسم، با اشاره به فشارها و تهدیدهایی که در این روزها بر دانشجویان، زنان و معلمان وارد می شود، گفت: «امروز،  جمهوری اسلامی، جمهوری وحشت است، چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند.»

او افزود:« آنها از ما می ترسند و به حق هم از ما می ترسند و به همین دلیل، به روش های استالینی همچون اعتراف گیری، هتک حرمت و فشار روی می آورند، در حالی که این رویه ها جواب نخواهد داد. »

جمهوری اسلامی، جمهوری وحشت است، چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند.

بابک احمدی

آقاي احمدی گفت: «ایستادن در برابر اهریمن استبداد و ارتجاع و شجاعت در برابر تلاش حاکمان برای مرعوب کردن ما، وظیفه ماست.»
 
«اعترافات اجباری، بی اساس و غیرقابل استناد است»

دکتر محمد ملکی، نخستين رييس دانشگاه تهران پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران، در این نشست با اشاره به روند تکراری اعتراف گیری از زندانیان سیاسی و یادآوری مسائل دهه ۶۰ گفت: «حتی در همان دهه ۶۰ نیز این دست اعترافات بی اعتبار بودند و مردم آنها را باور نمی کردند.»

همچنين خدیجه مقدم، فعال جنبش زنان، درباره فشارهای فراوان وارد آمده بر خانواده بازداشت شدگان گفت: «متاسفانه خواهر بهاره هدایت، دانشجوی بازداشت شده، در هفته گذشته، جنین نه ماهه خود را سقط کرد و خانواده هدایت اکنون علاوه بر نگرانی بهاره، مشغول پرستاری از خواهر دیگر او نیز هستند.»

این فعال جنبش زنان ادامه داد:«ما به هیچ وجه از حقوق فرزندان مان نخواهیم گذشت و در برابر تضییع حقوق انسانی آنها سکوت نخواهیم کرد.»

«اعترافات يک قران هم ارزش ندارد»

کورش زعیم، عضو هیات اجرایی جبهه ملی ایران، نیز گفت:«باید به مومنی و دانشجویان بازداشتی تبریک گفت، چرا که حاکمانی که خود را مقتدرترین دولت ها می دانند، از ایشان هراس دارند.»

او افزود:«حاکمانی که از تحصن شش دانشجو در هراسند و از حرکت زنان، معلمان و کارگران در وحشت هستند، مانند مشک هزار سوراخی هستند که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کنند.»

آقاي زعیم ادامه داد: «متاسفانه دولت فعلی در سرازیری یک سرسره قرار گرفته و هیجان ناشی از لغزش در این سرسره قدرت تصمیم گیری و عملکرد معقولانه را از ایشان سلب کرده است.»

دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، يکي ديگر از سخنرانان، گفت:« کسانی که دانشجویان را به زندان می اندازند، می خواهند ما را بترسانند، در حالی که بازداشت بچه ها، کمترین شک و دودلی در میان دوستانشان و ما ایجاد نکرده است.»

حاکمانی که از تحصن شش دانشجو در هراسند و از حرکت زنان، معلمان و کارگران در وحشت هستند، مانند مشک هزار سوراخی هستند که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کنند.

کوروش زعيم

اين فعال سياسي گفت: «اگر اعترافاتی از این جوانان منتشر شود، همه می دانند که یک قران هم ارزش نخواهد داشت.»

او گفت:« نظام ما از درون احساس خطر می کند و این تزلزل و احساس خطر، آنها را به چنین واکنش هایی بر می انگیزد.»

مادر احسان منصوری: فرزند مرا شکنجه کرده اند

مادر احسان منصوری، دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر، در سخنانی که به نوشته سايت ادوار نيوز، حاضران را به شدت متاثر کرد، گفت:«فرزندان ما، قربانی یک برنامه از پیش تعیین شده هستند.»

مادر احسان منصوری ادامه داد:«بچه مرا به بدترین شکل ممکن و با کتک و تیراندازی و با اعلام اینکه او دزد و سارق است، دستگیر کردند و او را چنان مضروب کردند، که خودش به من گفت آنقدر مرا زدند که سرم بر بدنم لق می خورد و دستان دستبند خورده ام از لگد آنها کبود بود و تمامی این موارد در بهداری زندان اوین موجود است.»

خانم منصوری گفت: «ما بعد از اولین دیدار با فرزندان مان اصلا خوشحال نبودیم، چرا که آن وضعیت بچه ها را دیدیم، اما سکوت کردیم، چرا که فرزندان مان را تهدید کرده بودند اگر چیزی بگویید، دوباره شکنجه و انفرادی را آغاز می کنیم. ما به تمامی مقامات متوسل شدیم به آقای شاهرودی نامه نوشتیم، اما هیچ کس هیچ جوابی به ما نداد و می گفتند به خانه برگردید و دعا کنید! »

وي گفت:« حال که پنج تن ازدانشجويان آزاد شده اند و بچه های ما را رها نکردند، ما ساکت نمی نشینیم و تمامی موارد شکنجه و آزار را در نامه سرگشاده به آقای شاهرودی نوشتیم و از ایشان می خواهیم که یک گروه ویژه بازپرسی به ۲۰۹ بفرستد و عملکرد آنهایی که بچه های ما را به این روز انداخته اند، بررسی کند.»

مادر احسان منصوری در پایان گفت: «اعترافات مضحکی که به زور آن رفتار غیر انسانی از فرزندان مان ما گرفته اند، هیچ ارزشی ندارند و انتشار آنها نیز مضحک است.»

تقی رحمانی، روزنامه نگار و فعال سياسي، نيز گفت:«آنهایی که بر اعتراف گیری اجباری تاکید می کنند، می خواهند دانشجویان بازداشت شده را از ما جدا کنند.»

همچنين حسن یوسفی اشکوری با یادآوری خاطراتی از چهار سال زندان خود در زندان اوین و بازداشتگاه ۵۹ سپاه پاسداران و با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» از تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي ايران گفت:«متاسفانه این برنامه ها همواره اثر عکس دارد، چرا که حاکمان ما، خود، اسم دموکراسی را یدک می کشند، اما رسم آن را رعایت نمی کنند.»

«بايد در انتظار انقلاب کلنگي بود»
 
هاشم آغاجری، استاد دانشگاه و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، به شدت نسبت به رفتارهای حاکمیت انتقاد کرد و گفت:« متاسفیم که در کشور ایران، فرزندان ایران را به جرم حق خواهی و آزادیخواهی به زندان می افکنند و خانواده های این دانشجویان باید به داشتن چنین فرزندانی افتخار کنند.»

دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتد، آرام و مخملی باشد، اما با این رویه آقایان، باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود، چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است.

هاشم آغاجری

او گفت: «آقایانی که در جعل اتهام و اتهام سازی ید طولایی دارند، هنوز و بعد از گذشت ۲۰ روز از بازداشت های ۱۸ تیر دوم، اتهامات این افراد را اعلام نکرده اند و این نشان می دهد که پرونده دانشجویان، پاک است.»

او با اشاره به بازداشت منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه، و گرامیداشت یاد وی گفت: «من احساس شرم و پوچی می کنم که در این کشور، یک فعال کارگری را در دولتی که مدعی رفاه است، به جرم تلاش برای استیفای حقوق کارگران می دزدند و بعد از چند روز می گویند که اسانلو در اوین است. اگر با دموکراسی و آزادی مشکلی دارید، کارگران ما نان می خواهند. آنها چه جرمی مرتکب شده اند.»

اين فعال سياسي ادامه داد: «زنان ما را به دلیل برابری خواهی و مخالفت با تبعیض زندانی می کنند و حکم سنگسار اجرا می کنند. آیا اگر پیامبر خدا دوباره مبعوث می شد، در حال حاضر، سنگسار را اجرا می کرد؟»

هاشم آغاجری گفت: «اگر این رفتارها نشانه ضعف نیست، پس نشانه چیست؟ اگر در دهه ۶۰ مدعی بودید که با صدها هزار چریک مسلح مخفی در خانه های تیمی رودررو هستید، امروز که دیگر، طرف شما چهار دانشجو و چهار معلم و زن و کارگر که فعالیت علنی می کنند، هستند.»

او با تاکید بر ترس حاکمان گفت: «هر کسی که بیشتر بترسد، خطرناک تر می شود و اگر احساس کند که از هر سو به او حمله می کنند، حتی ممکن است دست بر ماشه بفشارد. »

اين استاد دانشگاه و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي  با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» گفت: «اگر به صد زبان می گویید که از انقلاب مخملی در هراسید، رسما استبداد و غیردموکراتیک بودن خود را اعلام می کنید، چرا که این گونه اتفاقات در کشورهایی با نظام های بسته و غیردموکراتیک می افتد، اما شما مدعی هستید که مردمی ترین نظام دنیا هستید و امت حزب الله، همه پشتیبان شما هستند.»

آقاي آغاجری گفت:«دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتد، آرام و مخملی باشد، اما با این رویه آقایان، باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود، چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است.»

او افزود:« تنها منطقی که این رفتارآقايان را توجیه می کند، همان استراتژی تهاجمی و یا سیاست طلبکارانه در برابر دشمن است. حال، یک روز این دشمن آمریکا است و روزی دیگر، عبدالله مومنی و دانشجویان تحکیمی و یک روز زنان و روز دیگر معلمان.»

هاشم آغاجری با هشدار نسبت به این رفتارها گفت: «آقایان بدانید که این سیاست طلبکارانه، کار دست این مملکت خواهد داد و تحلیلگرانی مانند حسین شریعتمداری که مدعی بحرین شده است، کشور را به سمت نابودی خواهند برد. طراحان این سیاست، یک روز مانند حسین شریعتمداری، فرمان ماشین را بیرون می اندازند و یک روز مانند آقای احمدی نژاد، ترمز را بیرون می اندازند. »

وي با اشاره به مطالب عنوان شده توسط مدير مسئول روزنامه کيهان گفت: « این تفکر در نهایت، خیال امپراتوری اسلامی را در سر دارد و اگر این تفکر روزی به بمب اتم برسد، فاتحه این منطقه از جهان خوانده است.»

«اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین بسیار نگران کننده است»

در همین حال، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، روز يکشنبه هفتم مرداد، با انتشار بيانيه ای، «اقدامات غیر انسانی و شکنجه دانشجویان بازداشت شده» را به شدت محکوم کرد.

در اين بيانيه با اشاره به اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین، آمده است:« شرح شکنجه دانشجویان امیرکبیر از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده است و نکات اعلام نشده فراوانی وجود دارد که در زمان مناسبی به اطلاع عموم خواهد رسید.»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در بيانيه خود از مقامات مسئول خواست هر چه سریع تر، دیگر دانشجویان شکنجه شده را آزاد و از ایشان و خانواده هایشان عذرخواهی کنند.

در عين حال، انجمن اسلامی امیرکبیر اعلام کرد که اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین بسیار نگران کننده است و افزود:«علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی که در این مدت طولانی بر دانشجویان رفته، اکنون بیش از دو هفته از اعتصاب غذای مجید توکلی و دکتر کیوان انصاری و بیش از یک هفته از اعتصاب غذای احمد قصابان و احسان منصوری می گذرد.»

 سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص  عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

در همين ارتباط، «به گفته خانواده مجید توکلی، وی در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده است و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. همچنین اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهدید صریح تیم بازجویی، هر لحظه، امکان بازگرداندن ایشان به سلول انفرادی و از سرگیری شکنجه های غیرانسانی گذشته وجود دارد.»

بيانيه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر همچنين اشاره دارد که«با توجه به سابقه تیم امنیتی طراح سناریوی جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک در شکنجه و انجام رفتارهای غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه، انجام رفتاری مشابه با شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، خانم بهاره هدایت و آقایان محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، علی وفقی و حنیف یزدانی و همچنین بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار، خصوصا آقای عبدالله مومنی هیچ بعید نیست و طبق آنچه بر دانشجویان امیرکبیر رفته است، دانشجویان بازداشت شده در مقابل دانشگاه امیرکبیر و در دفتر سازمان ادوار، این روزها، بایستی اوقات سخت و طاقت فرسایی را زیر شکنجه های غیرانسانی بگذارنند.»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر  ضمن محکوم کردن این گونه برخوردها با دانشجویان، خواستار آزادی بی قید و شرط و هر چه سریع تر ۱۸ نفری شد که در ارتباط با مسایل دانشگاه در بازداشت به سر می برند.

به علاوه، انجمن اسلامی امیرکبیر همچنین ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت چهار دانشجویی که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعیت سلامت آنها، خصوصا آقای مجید توکلی، به مقامات مسئول  هشدار داد و خواستار «رسیدگی هر چه سریع تر به وضعیت دانشجویان در بندی شد که به منظور رسیدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند».

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:21 |

با نظر امام، بخشنامه شد دادگاه‌ها حکم سنگسار ندهند


 

گفت‌وگو با موسوي بجنوردي
۷ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۲۸ تعداد بازديد: 1477 كد خبر: ۷۲۳۰۰

آيت‌الله سيدمحمد موسوي بجنوردي، فرزند مرحوم آيت‌الله العظمي ميرزا حسن موسوي بجنوردي از مراجع تقليد دوره معاصر است، همچنين از طريق مادري نيز با آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني مرجع تقليد شيعيان و صاحب كتاب وسيله النجاه منسوب است. وي تحصيلا‌ت عالي خود را در نجف اشرف، در خدمت پدر و ساير اساتيد بزرگ آن دوران سپري نموده است و از آيت‌الله العظمي خويي و امام خميني (ره) نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده است.
او از سال 1361 به بعد در دانشگاه‌ها و حوزه هاي علميه مختلف تدريس نموده و بيش از ده‌ها كتاب و مقاله در حوزه‌هاي مختلف فقهي، حقوقي، فلسفي و اجتماعي به رشته تحرير درآورده است. وي مدتي نيز به حكم امام خميني در شوراي عالي قضائي عضويت داشته است. آنچه در پي مي‌آيد، گفت‌وگويي است با ايشان درباره جايگاه رجم (سنگسار) و نظريات مربوط به آن در فقه اسلا‌مي.

با توجه به اينكه آيه رجم در قرآن نيامده و فقط صدتازيه (ماه جلده) آمده است، آيا از منظر موازين فقهي حكم آن چيست و نيز آيا از طريق شيعه در فقه و حديث مداركي در اين‌باره هست يا نيست. همچنين از طريق اهل سنت چطور؟ توضيحاتي لا‌زم هست. ‌

ـ سوالي فرموديد درباره مساله رجم، همان‌طوري كه مي‌دانيد در قرآن كريم راجع به زنا يك آيه داريم: «الزانيه و الزاني فاجلدو كل واحد منهما مأه جلده» ما يك قاعده ادبي داريم طبق آن چنانچه مبتدا الف و لا‌م درش وارد بشود، موجب افاده حصر در خبر است، خود علماي ادب شرح مي‌دهند به اينكه در اينجا مي‌گويند مثل «الكرم في‌العرب و الصنعه في‌الصين» يعني «ينحصر الكرم في‌العرب و تنحصرا الصنعه في‌الصين.» اينجا مي‌گويد، «الزانيه و الزاني فاجلدوا كل واحد منهما مأه جلده» خلا‌صه، اين از آن عموماتي است كه مي‌خواهم عرض كنم آبي است تخصيص‌اش، آيا عموماتي داريم؟ آقايان وقتي كه بحث مي‌كنند آبي است از تخصيص؟

يعني امتناع دارد و تخصيص‌بردار نيست؟
ـ بله، تخصيص‌بردار نيست. يعني مي‌خواهم بگويم، مثل حكم عقلي است، حكم عقلي قابل تخصيص نيست و اين شباهت به آن دارد، يعني وضعيتش طوري است كه به حسب ظهور عرفي و به حسب متفاهم عرفي تخصيص‌بردار نيست. يعني كيفر جرم زنا در قرآن فقط يكصد تازيانه يعني «مأه جلده» هست و با حكم ديگري مانند رجم تخصيص نمي‌خورد. از آن طرف هم يك واقعيتي را بايد عرض بكنم، اگر قانونگذار مي‌خواهد كيفري را در قرآن بيان بكند كه عمده منبع قوانين ما هست، نمي‌آيد كيفر ضعيف‌تر را اول بيان بكند و بعد با سنت بيايد كيفر قوي‌تر يعني رجم را بيان بكند. مثلا‌ در قرآن بيايد مساله صد شلا‌ق را بگويد و بعد با سنت بيايد مساله رجم را بگويد. اين مساله اصلا‌ يك مقداري مستبعد و مستهجن است و يك نحو استهجاني دارد كه بناي عقلا‌ آن را نمي‌پذيرد و در جوامع اين‌طور نيست كه اين كار بشود، بلكه به عكس است، مثلا‌ اگر اشد مجازات را در قرآن كه مصدر تشريع است بگويد، اخف مجازات را مي‌تواند در سنت بگويد و جنبه تخصيصي هم داشته باشد، و عموم آن را تخصيص بزند. مساله ديگر آياتي است كه در قرآن هست كه مويد اشكال مورد نظر ماست درباره رجم، چون اصلا‌ «عذاب» كه در قرآن و در آيه مربوط به مجازات زناكاران آمده، به معني «كيفر» است و در آن گفته شده كه «وليشهد عذابهما طائفه من المومنين» يعني اجراي كيفر «جلد» و شلا‌ق خوردن زن و مرد زناكار را بايد گروهي از مومنان تماشا كنند. اگر «عذاب» را در اين آيه به معني «رجم» بگيريم با آيات ديگر قرآن تناقض پيدا مي‌كند. در آيات ديگر داريم كه خطاب بر زنان پيغمبر اكرم(ص) وارد شده كه ذات باري‌تعالي مي‌فرمايد: ‌ «يا نساء النبي لستن كأحد من النساء من يأت منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها ضعفين»‌ يعني اي همسران پيامبر، شما مانند بقيه زنان نيستيد، اگر يكي از شماها مرتكب فحشاي مبينه [زنا] بشود، كيفر و عذاب او دو برابر زنان ديگر است. زنان پيغمبر همه شوهر داشتند، اصلا‌ امهات مومنين بودند، فاحشه مبينه كنايه از زناست. يعني اگر شما اين را انجام بدهيد، شما دو برابر كيفر داريد. پس بايد پيشاپيش كيفري مشخص شده باشد، تا دو برابر آن معني و مفهوم پيدا كند. يعني قبلا‌ عددي معلوم هست كه كيفر اينان دوبرابر آن مي‌شود و آن، صد تازيانه است كه مي‌شود دويست‌تا. اما اگر بگوييم كيفر زن شوهردار رجم است در اين صورت، دو برابر يعني چه؟ ديگر دو برابر اصلا‌ معنا ندارد، چون رجم قابل تكرار نيست اصلا‌، چون واحد مشخصي است و قابل تكرر نيست.

يعني رجم، مرگ از طريق سنگسار است و مرگ هم يعني يك بار بيشتر مفهوم ندارد.
ـ بله و لذا يك مقدار اينها مستبعد مي‌كنند مساله را و سبب مي‌شود كه انسان دقت بيشتري بكند. من واقعا در اينجا از همه فقهاي عظام، از دانشمندان و پژوهشگران خواهش مي‌كنم در اين مساله دقت زيادي بشود، واقعا ببينيم به كجا مي‌رسيم. اصلا‌ ببينيم واقعا رجم در اسلا‌م تشريع شده يا تشريع نشده؟ همان‌طوري كه بعضي‌ها مي‌آيند نقل مي‌كنند و مي‌گويند كه اين از تشريعات «عمر» است. اين را در صحيح مسلم يا بخاري دارد، ولي دقيقا نمي‌دانم كدام، در يكي از اين دوتاست، دارد كه بعد از پيغمبر اكرم(ص)، ابوبكر دستور داد به زيدبن ثابت كه برو قرآن را جمع‌آوري و تدوين كن، اگر دو نفر شاهد شهادت مي‌دادند، زيدبن ثابت مي‌پذيرفت، عمر به تنهايي آمد و گفت كه آيه رجم هم نازل شده ولي چون پيغمبراكرم(ص) مريض بود وارد قرآن نشد ولي زيدبن ثابت قبول نكرد و آن را وارد قرآن نكرد. طبق اين خبر، ريشه رجم مقدار زيادي به خليفه دوم، عمر برمي‌گردد. خلفا و حكام نيز براي سركوب مخالفان خود هميشه از آن سوءاستفاده مي‌كرده‌اند. فكر مي‌كنم در كتاب تاريخ بغداد باشد. من خيلي سال قبل ديدم، آنجا مي‌گويد بني‌عباس وقتي مي‌خواستند دشمنان خودشان را بكشند همين مساله رجم را مطرح مي‌كردند و مي‌كشتند. يعني اينكه يك وسيله‌اي شده بود براي آنها كه دشمنانشان را به اين كيفيت مي‌كشتند.

ابزار سياسي‌شان بود؟
ـ بله، به اعتقاد من واقعاً ابزار سياسي‌شان بود . روي اينها بايد دقت بشود. روي رواياتش خيلي دقت بشود. رواياتي كه راجع به رجم كردن هست، چه زمان پيغمبراكرم(ص) و چه در زمان اميرالمومنين علي(ع) خيلي قابل دقت است.

برخي روايات هست كه نمونه‌هايي از حكم رجم را بيان مي‌كنند يعني قبل از آنكه عمر سر كار بيايد و خليفه بشود، رواياتي از طريق اهل سنت هست؛ يكي راجع به يك زن و مرد يهودي است و يكي هم درباره شخصي به نام ماعز كه مسلمان باديه‌نشين است، يعني كلمه‌اش هست «من‌الا‌عراب» كه جمع همان باديه‌نشينان مي‌شود، چون جمع عَرَب مي‌شود «عرب»، پس معلوم مي‌شود او باديه‌نشين بوده است. مسلمان باديه‌نشين كه طبق تفصيلي كه در آن روايت هست، گويا پيغمبراسلا‌م(ص) دستور فرمودند آن دو زن و مرد يهودي و«ماعز» را رجم كنند. و اينها قبل از عمر است، اين توجيهش چه مي‌شود؟
ـ اين از حيث سند ضعيف است. بعد هم چيزي و نكته‌اي در متن اين روايات هست كه آنها را دچار اشكال مي‌كند و آن اينكه اساسا رواياتي كه متضمن رجم‌اند، چه در زمان پيغمبراكرم(ص) و چه در زمان خلا‌فت اميرالمومنين، همه اينها مي‌گويند كه آن طرف با گريه مي‌آمد و با گريه مي‌گفت كه «طهرني يا رسول‌الله، طهرني يا اميرالمومنين»، پيغمبر يا اميرالمومنين پشتش را مي‌كرد به او و توجه نمي‌نمود، باز او مي‌آمد اين طرف، تا اينكه چهار دفعه اين كار را كرد كه حضرت پذيرفت. جريان خيلي مفصل است. بنده عرض مي‌كنم كه اين از مسلمات فقه ماست در باب زنا كه اگر «قبل از ثبوت عندالحاكم» متهم توبه كند مسقط حد است. سوال من اين است كه واقعا براي «توبه» و پشيماني يك فرد بزهكار چه مصداقي بالا‌تر از اين مي‌توانيد پيدا بكنيد كه طرف دارد گريه مي‌كند و بدون آنكه او را مجبور نمايند اينچنين اظهار ندامت مي‌كند. آيا اين توبه نيست؟ پس توبه به معناي چيست؟ توبه به معناي پشيماني است. حضرت سجاد(ع) در «صحيفه سجاديه» بيان مي‌كند: «الهي ان كانت الندم اليك التوبه فأنا من النادمين.» كسي مي‌آيد خودش را در معرض كشتن قرار مي‌دهد و مي‌گويد من را پاك كن يا رسول‌ا...، ديگر ما از اين مصداق بالا‌تر، از توبه بالا‌تر داريم. من مي‌پرسم آيا چطور شد كه اينها توبه كردند، ولي پيغمبر اكرم(ص) يا اميرالمومنين بر ايشان حد جاري كردند، در حالي كه توبه قبل از ثبوت در نزد حاكم مسقط حد است، لذا اين روايات همه قابل خدشه است، چطور شده كه با وجود توبه مسلم اينها، باز اجراي حد شده است، آيا تشكيك در صدور روايات بكنيم؟ چون اگر يقين داشته باشيم كه روايات مال پيغمبر يا ائمه است، تشكيك ندارد، اما در باب روايات درايت خيلي مهم است كه ما بايد ببينيم روايات با اصول ديگر فقه ما سازش دارد يا نه. وقتي ديديم روايتي با اصول فقه ما سازش ندارد، مانند همين مساله كه برخلا‌ف قاعده «قبولي توبه قبل از اقرار عندالحاكم مسقط است» مي‌باشد، اينجا مي‌بينيم عملا‌ مسقط نشده و منافات با آن روايات دارد.

در اينجا دو مساله و يا نكته ديگر نيز هست. اول اينكه در باب رجم شهرت فتواي علماي شيعه است و نيز علماي اهل سنت هم كه طبعا فتوا داده‌اند، آيا شما در بين آراي فقهاي شيعه فتوايي غير از آن فتواي مشهور راجع به عدم رجم ملا‌حظه فرموده‌ايد؟
نكته ديگر اين است كه، در زماني كه حضرتعالي در ديوان‌عالي قضايي در منصب قضايي تشريف داشتيد راجع به اين مساله چه مي‌كرديد؟ من يك وقت از حضرتعالي شنيدم كه فرموديد امام خميني(ره) فرمودند كه به قضات بگوييد كسي را رجم نكنند، حالا‌ يا شما استفتاء كرديد، ايشان جواب فرمودند، و يا ابتدا فرمودند، يادم نيست؛ در هر حال ايشان دستور فرمودند كه رجم را بخشنامه كنيد صورت نگيرد، آيا اين مصلحتا بوده و يا از باب استناد به فتواي شما و يا فتواي خود ايشان بوده؟ اين مساله را مي‌خواستم با توجه به اينكه وقت شما هم تنگ است مختصرا توضيح دهيد؟

ـ ابتدا سوال اولتان را پاسخ بدهم و بعد سوال دوم را. ببينيد، مساله فتواي فقهاي عظام براي ما نمي‌تواند منبع بشود. خب اين را در علم اصول فقه بحث كرده‌اند كه شهرت فتوايي يكي از «ظنون» است كه بحث مي‌كنند در علم اصول «اول من حاصل» از فتواي مجتهدين آيا حجت است يا نه؟ ما همان تاسيس اصلي كه كرديم «اصاله تعدم حجيه كل الا‌ ما خرج بالدليل» يا «اصاله حرمه عمل بظن الا‌ ما خرج بدليل» اين اصل شامل فتوا نيز مي‌شود. ما تابع دليل هستيم، نه تابع فتوا، ما كه مقلد نيستيم كه ببينيم چه كسي چه گفت. ما ادله فتاوا را بررسي مي‌كنيم اگر به مقصود دلا‌لت داشت فتوا مي‌دهيم وگرنه، خلا‌ف آن را مي‌گوييم. اما پاسخ دوم راجع به حضرت امام(ره) كه فرمودند «رجم» اجرا نشود؛ بله توضيحش اين است كه در همان اوائل سال 60 بود كه سميناري در يكي از كشورهاي اروپاييبرگزار شده بود كه به عنوان اثبات اينكه اسلا‌م دين خشونت است، مساله رجم را مطرح كرده بودند، من خدمت امام رفتم و جريان را به ايشان عرض كردم و ايشان فرمودند چه طرحي داريد؟ گفتم اگر اجازه بدهيد به ما در دادگاه‌ها حكم رجم را صادر نكنند، يك شق ديگري را بگيرند. امام فرمودند كه اين كار را بكنيد. من عرض كردم ما اين را به شما نسبت مي‌دهيم كه شما فرموده‌ايد، گفتند اشكالي ندارد. من آمدم در شوراي‌عالي قضايي مساله را نقل كردم و شوراي‌عالي هم آن را بخشنامه كردند براي همه كشور.

يعني به اسم حضرت امام بخشنامه شد و به ايشان نسبت داديد؟
ـ بله، طبق نظر حضرت امام بخشنامه شد كه از اين به بعد دادگاه‌ها حكم رجم ندهند، احكام ديگر را به كار گيرند.

يعني همان جلد (تازيانه) باشد؟
ـ حالا‌ جلد يا تعزير باشد. آن وقت گفته شد به حضرت امام كه اگر مجرم در حال اجراي حكمي غير از رجم حفيره [محل اجراي حد] فرار بكند در مساله رجم هست كه دنبالش نكنيد، حالا‌ ما در اين جا چه كار كنيم؟ حضرت امام(ره) فرمودند كه در اين موارد ارشاد به توبه‌اش بكنيم تا عفوش بكنند. بخشنامه‌اش عكس‌العمل خوبي داشت.

اين موضوع در چه سالي بود؟
ـ سال 60.

آيا از اين بخشنامه ما مي‌توانيم نسخه‌اي در اختيار داشته باشيم؟
ـ من نمي‌دانم آيا در دبيرخانه قوه قضائيه بخشنامه‌هاي شوراي عالي قضايي پيدا مي‌شود يا نه؟ محلش آنجاست.

در دفتر شخصي حضرتعالي وجود ندارد؟
ـ نه من در آنجا بودم ديگر فعلا‌ نسخه‌اي در اختيار ندارم.

آيا شما اين را احساس فرموديد كه اين فتواي امام هست يا از باب مصلحت و عنوان ثانوي بود؟
ـ حالا‌ يا فتوا يا مصلحت چندان فرقي نمي‌كند، اين دستور امام بود. نگاه كنيد انسان بايد يك برداشتي داشته باشد كه دستور بدهد.

نتيجه‌اي كه مي‌گيريم اين است كه حالا‌ يا از باب حكم ثانوي يا از باب حكم اولي، نظر و فتواي حضرت امام(ره) درعصر فعلي و زمان خودشان برخلا‌ف آنچه در تحريرالوسيله‌شان آمده؛ اين بوده كه رجم را در دستور حكومتي خودشان قرار ندادند و فرمودند حذفش كنيد، حالا‌ ما مي‌توانيم اين را به استناد نقل حضرتعالي منتشر كنيم؟
ـ بله عين واقع است.

نقل از پایگاه بازتاب

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:6 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

رفتار متفاوت آيت‌الله منتظري و شيخ‌علي تهراني با امام جمعه شدن آيت‌الله خامنه‌اي


خاطره آقاي منتظري به اين شرح است: پس از رحلت مرحوم آيت‌الله طالقاني من امامت جمعه را به دستور و حکم مرحوم امام گرفتم. رفتم خدمت امام و گفتم: فکر مي‌کنم آقاي خامنه‌اي براي اين مسئوليت مناسب باشد... بهتر از من خطبه مي‌خواند... شيخ علي تهراني در بهمن ماه 1358 ضمن نگارش متني كه در نشريه «مجاهد» به چاپ رسيد، به انتقاد از عملكرد امام پرداخت.

۷ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۱:۵۲ تعداد بازديد : 22666 كد خبر : ۷۲۲۷۳

هم‌زمان با 5 مرداد که حکم امامت جمعه آيت‌الله طالقاني از سوي امام خميني صادر شد، «بازتاب» با اشاره به رفتار متفاوت آيت‌الله منتظري و شيخ‌علي تهراني با امام جمعه شدن آيت‌الله خامنه‌اي، به انتشار خاطره‌اي از آيت‌الله منتظري درباره امامت جمعه تهران توسط آيت‌الله خامنه‌اي مي‌پردازد.

به تازگي‌ کتابي با نام «جلوه‌هاي ماندگار» با كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ شده است که خاطرات کوتاه آيت‌الله منتظري از اشخاص مختلف و برخي مسائل موعظه‌اي و غيره است.
خاطره شماره 233 آن به نقل از آقاي منتظري، به اين شرح است: «پس از رحلت مرحوم آيت‌الله طالقاني من امامت جمعه را به دستور و حکم مرحوم امام گرفتم. وقتي مي‌خواستم به قم بيايم، رفتم خدمت امام و گفتم: کار مجلس خبرگان قانون اساسي مشخص شده و من عازم قم هستم. فردي را براي امامت جمعه مشخص کنيد. گفتند: شما خودتان مشخص کنيد. من کسي را در نظر ندارم. من گفتم: فکر مي‌کنم آقاي خامنه‌اي براي اين مسئوليت مناسب باشد. ايشان فرمودند: من در اين موضوع دخالت نمي‌کنم.

حاج احمد آقا هم آنجا بود. گفت: شما آقاي گلزاده غفوري را براي اين مسئوليت معرفي کنيد. حالا من نمي‌دانم ايشان به چه مناسبت روي ايشان نظر داشت. البته ما هم با آقاي غفوري رفيق بوديم. در خبرگان هم بود و خيلي روحيه انتقادي داشتند و اين روايات آخر قانون اساسي را هم ايشان خيلي اصرار داشتند که در آخر قانون اساسي آورده شود. من به احمدآقا گفتم: آقاي خامنه‌اي براي امامت جمعه مناسب‌ترند. چون رکن نماز جمعه خطبه است و ايشان در خطابه تسلط دارند. بعد در نماز جمعه هم صحبت کردم و گفتم رکن نماز جمعه خطبه است و آقاي خامنه‌اي بهتر از من خطبه مي خوانند. احمد آقا مي گفت: وقتي امام از تلويزيون اين صحبت شما را شنيدند که مي گوييد «ايشان بهتر از من خطبه مي خواند» گفتند: اين را مي گويند آدم بي هوا. بالاخره من آقاي خامنه‌اي را معين کردم. يک نماز هم پشت سر ايشان خواندم و بعد آمدم قم».
(جلوه هاي ماندگار: ص 229 – 230)

جالب آن‌كه پس از اين انتصاب كه در چهل سالگي آيت‌الله خامنه‌اي انجام شد، زمينه‌هاي جدايي شيخ علي تهراني از جمهوري اسلامي و امام خميني، تشديد شد. چنان که وي با توجه به جواني آيت‌الله خامنه‌اي اظهاراتي ناشي از حسادت و عصبانيت وي از توجه امام به آيت‌الله خامنه‌اي، بيان کرد.

شيخ علي تهراني، روحاني مشهدي كه شوهرخواهر آيت‌الله خامنه‌اي است و به دليل سن و سابقه تدريس بيشتر خود را بالاتر از ايشان مي‌دانست، هرچند پيشتر هم زمينه‌هايي را بروز داده بود، از آن زمان به بعد، فاصله خود را با نظام بيشتر و بيشتر كرد.

شيخ علي تهراني تحت تأثير انديشه‌هاي اقتصادي سوسياليستي و چه بسا با تأثيرپذيري از كتاب اقتصاد مجاهدين خلق، آثاري در اقتصاد اسلامي نوشته بود. زماني كه اين نوشته به دست حاج آقا مصطفي خميني، هم‌بحث سابق تهراني افتاد، ضمن نامه‌اي در اين‌باره به او تذکر داد. مرحوم حاج آقا مصطفي در اين نامه نوشت: «كتاب روابط اجتماعي و اقتصادي در اسلام رسيد، ولي مع‌الاسف نسخ كم و متمايلين و مشتاقين بيش از حد متعارف مراجعه دارند، دست به دست مي‌رود. بايد سعي كنيد كه ماركس‌زده معرفي نشويد. البته چاره‌اي هم جز اين نيست كه نوعا و قريب به اتفاق نويسندگان ما، ماركسيسم‌زده مي‌شوند. نمي‌گويم اسلام‌زده باشيد و به هر وسيله‌اي باطلي را تصحيح كنيد، مي‌گويم دقت بيشتر در مباني حقوقي اسلام داشته باشيد ... آقايان خامنه‌اي را خصوصا سيدنا علي را سلام برسانيد».

تهراني از اواخر سال 58 به اين سو به تدريج به سمت هواداري از جريان‌هاي مخالف انقلاب كشيده شد و تقريبا مواضع مشتركي با لاهوتي داشت. با جدا شدن صفوف، وي متمايل به مجاهدين خلق و بني‌صدر شد و در بهمن ماه 1358 ضمن نگارش متني كه در نشريه «مجاهد» به چاپ رسيد، به انتقاد از عملكرد امام پرداخت.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:51 |

برنامه اتمی ایران؛ موضوع گفت و گوی براون و بوش

نخست وزیر بریتانیا، قرار است روز دوشنبه در دور دوم گفت وگوهای خود با رییس جمهوری آمریکا درباره مسائل مختلف از جمله مسئله هسته ای ایران به رایزنی بپردازد.

گوردون براون روز یکشنبه ۲۹ ژوئیه اولین دیدار رسمی خود را از آمریکا آغاز کرد و با جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا دیدار و گفت و گو کرد.

آقای  براون و جرج بوش در مورد جنگ در عراق، بحران دارفور و تجارت جهانی تبادل نظر کردند. گفت و گو بین این دو رهبر روز دوشنبه نیز ادامه خواهد یافت.

از دیگر موضوعات مورد بحث بین این دو نفر بحران هسته ای ایران خواهد بود. روزنامه انگلیسی ایندیپندت چاپ لندن می نویسد که اگر چه دیک چینی، معاون رییس جمهوری آمریکا خواهان عملیات نظامی علیه ایران است ولی منابع بریتانیایی می گویند که هیچ نشانه ای از حمله قریب الوقوع به ایران وجود ندارد.

گوردن براوون، روز دوشنبه ۲۳ ژوئيه گفت که حمله نظامی عليه ايران از دستور کار خارج نشده  است.  با اين حال آقای براون افزود همچنان بر اين عقيده است که تحريم ها می تواند ايران را به کنار گذاشتن برنامه های هسته ای اش وادار کند.

گوردون براون پس از ملاقات با رییس جمهوری آمریکا با رهبران کنگره این کشور دیدار خواهد کرد. نخست وزیر بریتانیا سپس با  بان گی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در نیویورک ملاقات خواهد کرد.

«دنیا به آمریکا مدیون است»

گوردون براون گفت: ملت آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر با شهامت نشان داد که ساختمان ها می توانند از بین بروند ولی ارزش ها نابودی شدنی نیستند.

وی افزود: دنیا به آمریکا برای مبارزه این کشور علیه تروریسم مدیون است.

آقای براون گفت که گفت و گو  و تبادل نظر با جرج بوش  فقط در مورد عراق نخواهد بود. بریتانیا در حال حاضر ۵۵۰۰ سرباز در این کشور دارد که مشغول تعلیم نیروهای عراقی هستند.

مایکل الام، سخنگوی نخست وزیر بریتانیا گفت که بریتانیا زمانی نیروهای خود را از عراق خارج می کند که ارتش عراق بتواند امنیت این کشور را تضمین کند.

گوردون جاندرو، سخنگوی امنیت ملی جرج بوش گفت که جایگزین شدن تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا و متحد نزدیک آمریکا توسط آقای براون تغییری در رابطه بین دو کشور به وجود نخواهد آورد.

سایمون سرفتی از پژوهشگران «مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل»  به آسوشیتدپرس  می گوید «رییس جمهوری امریکا می خواهد بفهمد که آیا نخست وزیر جدید بریتانیا یک متحد قابل اعتماد است یا نه.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:40 |

کمک نظامی ۳۰ میلیارد دلاری آمریکا به اسراییل

میترا فرهمند (اسراییل)

دولت اسراییل روز یکشنبه اعلام کرد که از آمريکا تضمین های امنيتی لازم را برای حفظ برتری نظامی اسراییل در خاورميانه دريافت کرده و ايالات متحده کمک های نظامی به اسراییل را در ده سال آينده ۲۵ درصد افزايش خواهد داد.

این اعلام دولت اسراییل پس از آن صورت گرفت که روزنامه آمريکایی نيويورک تايمز از معاملات جديد تسليحاتی ۲۰ ميليارد دلاری ميان آمريکا با عربستان سعودی و ساير اميرنشين های خليج فارس، برای مقابله با «خطرات احتمالی ناشی ازجمهوری اسلامی ايران» خبرداد.

انتشار گزارش مشروح معاملات تازه تسليحاتی ميان آمريکا با عربستان سعودی و ديگر شيخ نشين های خليج فارس مانند هميشه حساسيت های دولت اسراییل را نسبت به معاملات تسليحاتی ميان کشورهای غربی با ارتش های عربی در پی آورده است.

توافق های اسراییل و آمريکا به تل آویو اين اطمينان خاطر را می دهد که حتی در پی فروش مدرنترين جنگ افزارها به عربستان و ساير اميرنشين ها، در هر حال، اسراییل همچنان قدرت برتر نظامی منطقه بماند و اين برتری را با فاصله زياد از ساير کشورهای عربی حفظ کند.

نخست وزیر اسراییل

اسراییل که تا چندی پيش با فروش هواپيماهای جنگی و راداری مدرن آمريکا به عربستان سعودی مخالفت می کرد و در اين رابطه نيز هياتی را به واشینگتن اعزام کرده بود، اين بار اعلام کرد که با قصد آمريکا برای تقويت نظامی عربستان و ساير اميرنشين ها مخالفت نخواهد کرد، زيرا سخن از معاملاتی است که قرار است حکومت های ميانه رو عربی را در برابر آنچه که آمريکا و اسراییل «کشورهای عضو محور شرارت» می نامند، تقويت کند.

اهود اولمرت، نخست وزير اسراییل روز يکشنبه در نشست هفتگی دولت گفت: تل آویو درک می کند که حکومت های ميانه روی عربی که هم پيمان آمريکا هستند به تقويت نظامی خود نياز دارند.

اولمرت افزود: «اين کشورها با قرارگرفتن در کنار آمريکا، در مقابله با رژيم ايران عملا دوشادوش اسراییل ايستاده اند.»

نخست وزير اسراییل همچنين گفت: در آخرين ديدار با جورج بوش، رییس جمهوری آمريکا متعهد شد که برتری نظامی اسراییل در خاورميانه نسبت به ساير کشورهای منطقه ادامه يابد، و در اين راستا، آمريکا ۲۵ درصد بر سطح کمک های نظامی ساليانه خود به اسراییل در طول ده سال آينده خواهد افزود و در مجموع اين دهه، سی ميليارد دلار کمک تسليحاتی و نظامی در اختيار تل آویو قرارخواهد گرفت.

يک تحليلگر سياسی اسراییل روز يکشنبه به راديوی ملی اسراییل گفت: «حساسيت هایی که اين کشور در مورد معاملات تسليحاتی آمريکا با کشورهای عربی نشان مي دهد، اين بار به جا نيست زيرا تقويت نظامی عربستان و ساير اميرنشين هایی که حکومت های ميانه رو دارند، دقيقا با اهداف اسراییل که خواهان جلوگيری از قدرت يابی جمهوری اسلامی ايران و ساير اعضای محورشرارت است، همخوانی دارد.»

اين تحليلگر می گويد: «معامله ای که آمريکا براساس آن، دهها فروند جنگنده جديد، ناوچه های سريع السير و بمب های هدايت شونده با ماهواره به عربستان خواهد فروخت، موجب ايجاد يک سپر دفاعی نظامی ميان بنيادگرايان با ميانه روهای منطقه خواهد شد.»

روزنامه آمريکایی «واشينگتن پست» نيز روز شنبه نوشته بود: هدف رییس جمهوری آمريکا از اعزام  وزيران امور خارجه و دفاع دولت خود به منطقه، برای تقويت ديواره حائل ميان افراطيون خاورميانه با ميانه روهاست و طبق اين طرح، بايد تلاش شود تا در آستانه بيرون رفتن نيروهای آمريکا از عراق، آن کشور نيز به بخشی از سپر دفاعی ميانه روها در برابر عوامل و حکومت های افراطی مانند جمهوری اسلامی ايران تبدیل شده باشد.

حفظ برتری نظامی اسراییل

اهود اولمرت درنشست کابینه اسراییل در اورشليم (بیت المقدس) گفت: « توافق های اسراییل و آمريکا به تل آویو اين اطمينان خاطر را می دهد که حتی در پی فروش مدرنترين جنگ افزارها به عربستان و ساير اميرنشين ها، در هر حال، اسراییل همچنان قدرت برتر نظامی منطقه بماند و اين برتری را با فاصله زياد از ساير کشورهای عربی حفظ کند.»

نخست وزير اسراییل فاش ساخت، تعهداتی که وی از آن سخن مي گويد، در بخشی از مذاکرات اخير وی در سفرش به واشنگتن، در حالي که هيچيک از دستياران وی و جورج بوش در آن شرکت نداشته اند، از سوی رییس جمهوری آمريکا به شخص او داده شده است.

حساسيت هایی که اين کشور {اسراییل} در مورد معاملات تسليحاتی آمريکا با کشورهای عربی نشان مي دهد، اين بار به جا نيست زيرا تقويت نظامی عربستان و ساير اميرنشين هایی که حکومت های ميانه رو دارند، دقيقا با اهداف اسراییل که خواهان جلوگيری از قدرت يابی جمهوری اسلامی ايران و ساير اعضای محورشرارت است، همخوانی دارد.

یک تحلیلگر سیاسی

آقای اولمرت افزود: در آن ديدار، که بيستم ماه ژوئن انجام شد، بوش متعهد گرديد که تضمين های امنيتی تازه ای نيز در اختيار اسراییل قرار دهد.

وی گفت: مفهوم اين تعهد اين است که اسراییل در ده سال آينده، هر سال می تواند تا سه ميليارد دلار از کمک های نظامی آمريکا بهره مند شود.

کمک بلاعوض یا خرید تسلیحات؟

در همین حال، وزير کشور دولت اسراییل، که عضو حزب حاکم کاديما است، به روزنامه يديعوت آخرونوت گفت: «سخن از کمک های بلاعوض نيست بلکه اسراییل بايد در برابر آن پول بپردازد همان گونه که عربستان سعودی و اميرنشين های خليج فارس برای برخوردارشدن از تجهيزات نظامی جديد بايد به خريد اقدام کنند.»

اين وزيراسراییلی، اين ارزيابي ها را که اين تحولات، موجب شتاب سرسام آور در مسابقه تسليحاتی در خاورميانه خواهد شد را رد کرد .

حاميان اسراییل در کنگره آمريکا که در هر دو حزب جمهوريخواه و دمکرات قدرت بزرگی محسوب می شوند، معاملات تسليحاتی اخير آمريکا با اميرنشين های عربی حاشیه خلیج فارس بويژه عربستان را به زيان منافع اسراییل دانسته اند.

لابی اسراییل به اين احتمال اشاره کرده اند که با سقوط حکومت پادشاهی عربستان و قدرت يابی احتمالی افراطيون اسلامی، يک ارتش پرقدرت دراختيار بنيادگرايان قرار گيرد در حالي که خاک عربستان با اسراییل فاصله ای بسيار اندک دارد .

اما طرح صلح سران اتحاديه عرب که با پيشنهاد و فشار پادشاه عربستان سعودی اخيرا دوباره به تصويب رهبران ۲۲ کشورعربی عضو اتحاديه رسيد، اسراییل و آمريکا را در مورد نزديک شدن عربستان به اسراییل خوش بين کرده است.

اين طرح با شرط هایی، برقراری صلح کامل ميان دنيای عرب با اسراییل را پيشنهاد می کند .

هفته گذشته، پس از آنکه وزيران امور خارجه مصر و اردن به اسراییل سفر کردند، رسانه های اسراییل اعلام کردند، تماس هایی که تاکنون توسط يک کشور سوم ميان اسراییل و عربستان صورت گرفته،علنی خواهد شد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 12:38 |
 
 

اولمرت ميگويد با معامله بيست ميليارد دلاری تسليحاتی آمريکا و اعراب مخالفتی ندارد


29/07/2007

اهود اولمرت نخست وزير اسرائيل ميگويد وی منتظر افزايش کمک نظامی آمريکا به اسرائيل است و با طرح آمريکا برای فروش تسليحات به دولت های عرب مخالفتی ندارد. آقای آولمرت گفت طرح آمريکا برای فروش بيست ميليارد دلار تسليحات پيشرفته به عربستان سعودی و ديگر کشورهای عرب قابل درک است. وی گفت اسرائيل ضرورت تحکيم مناسبات با کشورهای ميانه روی عرب را که در مقابل ايران هستند درک ميکند.

 آقای اولمرت امروز همچنين گفت آمريکا فروش تسليحات به اعراب را با افزايش کمک نظامی به اسرائيل جبران ميکند. آقای اولمرت گفت کمک آمريکا که معادل سه ميليارد دلار در سال، و برای يک دوره ده ساله خواهد بود، افزايشی بيست و پنج درصدی را نشان ميدهد.

کاندوليزا رايس وزير امورخارجه آمريکا قرار است رسما معاملات تسليحاتی را اعلام کند. خانم رايس و رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا روز دوشنبه برای کسب حمايت اعراب در تقويت عراق و مذاکره در باره معاملات تسليحاتی روانه خاورميانه ميشوند.

 مقامات آمريکائی ميگويند واشنگتن تحکيم مناسبات با متحدانش