تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

به کدام جرم فرزندان ما را به بند مي کشيد؟

اعتراض مادران - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

شيرين کريمي

با توجه به وضعيت نامعلوم امير يعقوبعلي و بهاره هدايت، دو عضو کمپين يک ميليون امضاء، "کميته مادران کمپين يک ميليون امضاء" با ارسال نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعتراض به بازداشت اين دو نفر، از وي پرسيده اند:به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟

در اين نامه که در سايت تغيير برابري درج شده، مي خوانيم:

مدت 10 ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است."

ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم.

در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي 20 ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز 20 تيرماه 86 در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از 18 تير ماه تاکنون در زندان اوين است.

آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند.

سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟

آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود.

جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند.

نامه مادران کمپين يک ميليون امضا در شرايطي منتشر شده که مسئولين زندان اوين به مادر وي گفته اند "تا پايان تحقيقات وضعيت وي مشخص نمي شود". او تنها دوم مرداد تماس کوتاهي با خانه داشته اما درباره اينکه کجاست و يا چه وضعيتي دارد، هيچ توضيحي نداده است.

براي امير يعقوبعلي / وبلاگ آن زن

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.


 

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:42 |

پرونده پنج فعال زن در وقت رسيدگي

آخر شهريور رسيدگي مي شود - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

 

سارا مقدم

پرونده پنج تن از فعالان جنبش زنان ايران پايان شهريور ماه امسال و در شعبه 21 تجديد نظر استان تهران رسيدگي مي شود.

شادي صدر وکيل شهلا انتصاري با بيان اين خبر درباره پرونده موکلش گفت: براي خبرگيري از جريان پرونده موكلم به دادسرا مراجعه کردم و با خبر شدم که پرونده خانم انتصاري به شعبه 21 دادگاه تجديد نظر مستقر در دادگاه انقلاب ارجاع شده است.

شهلا انتصاري يکي از پنج زني بود که در روز 13 اسفند سال 85 دادگاهشان برگزار و اتهام آنها اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم اقدام عليه امنيت ملي در تجمع 22 خرداد سال 1385عنوان شد.

ديگر متهمان اين پرونده فريبا داودي مهاجر پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي بودند که از ايشان، داوودي مهاجر به چهار سال چهار سال حبس محکوم شد که سه سال آن تعليق پنج ساله بود، احمدي خراساني ، اردلان و انتصاري دوسال و نيم حبس تعليقي و شش ماه تعزيري (زندان) و طهماسبي به يک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم شدند.

وکلاي اين پنج زن فعال در جنبش زنان، پس از دفاع از موکلانشان درخواست تجديد نظر در حکم صادر شده در شعبه ششم دادگاه انقلاب را در فرصت قانوني ارائه کردند.

در روز دادگاه اين پنج زن، گروهي از فعالان جنبش زنان براي همدلي با آنها، ايشان را تا مقابل دادگاه انقلاب همراهي کردند و در حالي که در فضاي عمومي بيرون دادگاه منتظر بودند، پيش از شروع دادگاه بازداشت شدند.

پنج زني که با اتهام تباني به قصد ارتکاب جرم عليه امنيت ملي دادگاهي شدند، از جمله کنشگران حقوق زنان هستند که در روز 22 خرداد 1385و با استناد به اصل 27 قانون اساسي که تجمع افراد را به شرطي که مسلحانه نباشد مجاز دانسته، در ميدان هفت تير تهران، تجمع مسالمت جويانه اي را برگزار کردند. اين تجمع با دخالت نيروهاي انتظامي، به خشونت کشيده شد و پس از برخي از شرکت کنندگان اين تجمع با اتهامهايي نظير اخلال در نظم عمومي، اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو و اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم دادگاهي شدند.

استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:35 |
>> امروز

1386/05/06 - 15:28:47 P.M
 

تاج‌زاده: حزب پادگانی از انتخابات تركيه عبرت بگیرد ....

نوروز: «دلیل خوشحالی اصلاح‌طلبان از پیروزی حزب «عدالت و توسعه» در تركیه كاملا مشخص است ، یك حزب اصلاح‌طلب مسلمان در رقابت آزاد و بدون نظارت استصوابی پیروز شده. اما اقتدارگرایان نزدیكترین مواضع را به آن دسته از فرماندهان نظامی سكولار تركیه داشتند كه معتقد بوده و هستند باید با سلاح از نظام لائیك تركیه دفاع شود .سوالی كه اقتدارگرایان باید پاسخ دهند این است كه چرا با وجود یك نظام لائیك در تركیه، مسلمانان می‌توانند در انتخابات آزاد آن كشور پیروز شوند، اما نسبت اقتدارگرایان با انتخابات آزاد در ایران مانند جن و بسم الله است؟»«سید مصطفی تاج‌زاده» مطالب فوق را در تحلیل انتخابات اخیر تركیه بیان می‌كند. او كه معتقد است اقتدارگرایان ایران باید از این انتخابات عبرت بگیرند، می‌گوید:«استقبال اقتدارگرایان از انتخابات تركیه نشان می‌دهد كه از نظر اقتدارگرایان مردم تمام كشورهای مسلمان با هر نظام سیاسی آگاه و رشیدند و در نتیجه شایسته انتخابات آزاد. فقط مردم ایران و به ویژه نسل جوانی كه در جمهوری اسلامی پرورش یافته‌اند، شایستگی شركت در انتخابات آزاد را ندارند». گفتگوی «نوروز» با«سيد مصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت در پی می‌آید:

انتخابات اخیر تر كیه كه به پیروزی حزب اسلاممگرای «عدالت و توسعه» منجر شد را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
اتفاق مهمی در تركیه رخ داده كه در جهان اسلام منحصر به فرد و بی‌سابقه است.در یك نظام سیاسی سكولار احزاب گوناگون با گرایشهای مختلف پذیرفته اند كه به رقابت آزاد سیاسی بپردازند، انتخابات سالمی برگزار كنند و به نتایج صندوق آراء تمكین كنند. به عبارت دیگر، عرصه سیاست و حكومت را نه سلاح و حزب پادگانی و نه تظاهرات و درگیریهای خیابانی، بلكه صندوق‌های رای مشخص می‌سازد.

به نظر من، پیروز بزرگ در این میان، ملت تركیه است كه به این نتیجه رسیده با رقابت آزاد و عادلانه حكومت خود را تعیین كند. به همین دلیل به دموكراسی، توسعه، پیشرفت اقتصادی و رفاه بیشتر دست می‌یابد.از استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی خود پاسداری می‌كند و احترام جهانیان را برمی‌انگیزد. سوال مهمی كه در جمهوری اسلامی وجود دارد آن است كه ظرفیت پذیرش رقابت آزاد را چه میزان داراست. واقعیت غیر قابل انكار آن است كه مصطفی كمال پاشا (آتاتورك) نظامی ناسیونالیستی را جایگزین حكومت عثمانی‌ها كرد اما همین نظام آنقدر ظرفیت دارد (علی‌رغم همه انتقاداتی كه به آن وارد است) كه یك حزب اسلامگرا بتواند در انتخابات سراسری شركت كند، پیروز شود و كنترل دو قوه مقننه و مجریه را در دست بگیرد و اكنون بكوشد پست ریاست جمهوری را به یكی از اعضا یا نامزدهای خود اختصاص دهد.

از این‌روست كه نظام جمهوری اسلامی كه بر آمده از مردمی‌ترین انقلاب تاریخ بشراست، نیز باید به این پرسش پاسخ دهد كه چقدر ظرفیت انتخابات آزاد را دارد و آیا حاضر است همان حقوقی را كه نظام تركیه به مخالفین خود عطا می‌كند، در نظام مبتنی بر ولایت به منتقدان خود بدهد؟

به نظر شما به چه علت مردم تركیه به یك حزب اسلامگرا رای داده‌اند؛ در حالی كه این كشور حكومتی سكولار دارد؟
حزب اسلامگرا واصلاح‌طلب عدالت وتوسعه برای دومین بار به پیروزی قاطعی دست یافته است، به گونه‌ای كه به تنهایی امكان تشكیل كابینه را دارد. نكته بسیار مهم آن است كه این حزب پیروزی مجدد خود را نه با نسبت دادن خود به عوامل ماورایی یا داشتن هاله نور یا خواب نما شدن بلكه با عملكرد مثبت خود در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، بین المللی و فرهنگی به دست آورده است. به گونه‌ای كه در این دوره آرای این حزب بیش از 10درصد نسبت به گذشته افزایش یافته و در مجموع 341كرسی از 550 كرسی پارلمان تركیه را كسب كرده است؛ آن هم در یك انتخابات آزاد و سالم كه در آن میزان رای ملت است نه رای یك فرد.

حزب عدالت و توسعه با عملكرد صحیح خود نه تنها در درون تركیه پایگاه قدرتمندی را كسب كرده است، بلكه نشان داده جمع بین دموكراسی و مسلمانی ممكن است. به علاوه آنكه در عرصه بین المللی نیز امكان پیوستن تركیه كه یك كشور اسلامی است به اتحادیه اروپا در زمان حكومت این حزب بیشتر ممكن است تا زمانی كه احزاب سكولار یا لائیك قدرت را در آن كشور در دست دارند.

در این انتخابات نیروهای مذهبی به عنوان حامیان دموكراسی حضور یافتند و در مقابل برخی از نیروهای سكولار تلاش داشتند با روشهای غیردموكراتیك بر انتخابات اثر بگذارند. این مساله را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
رفتار غیردموكراتیك برخی فرماندهان نظامی و سكولار تركیه چه قبل از برگزاری انتخابات و چه بعد از پیروزی حزب اعتدال و توسعه مبنی بر اینكه «اجازه نمی‌دهیم مسمانان كرسی ریاست جمهوری را در دست خود بگیرند»، اگرچه به نظر می‌رسد تلاشی مذبوحانه است اما سخن اصلاح‌طلبان ایرانی را اثبات می‌كند كه سكولاریسم و لائیسیته مساوی با دموكراسی نیست. یعنی هر سكولار یا لائیكی دموكرات نیست، همچنان كه تشكیل یك حزب اسلامی به معنای تلاش برای حاكمیت استبداد در جامعه نیست. ما همچنان كه در بین شخصیت‌ها و احزاب اسلامی دو گرایش استبدادی و دموكراتیك را شاهدیم (مثلا القاعده در افغانستان و حزب عدالت و توسعه در تركیه)، در بین سكولارها و لائیك‌ها نیز دو گرایش دموكراتیك و مستبدانه را ملاحظه می‌كنیم.

از همین جا باید به نكته دیگری توجه كنیم كه در جهان اسلام دو مدل سیاست‌ورزی برای مسلمان وجود دارد. مدل اول «مدل طالبانی» كه در آن دموكراسی، انتخابات آزاد، احزاب و... غربی و در نتیجه نامشروع شناخته می‌شود. در چنین مدلی آزادی بیان و آزادی سبك زندگی وجود ندارد و در صورت حاكمیت یافتن پیروان این تفكر در كشور شاهد تشكیل پادگانی بزرگ خواهیم بود كه درآن نه فقط حق چون و چرا و انتقاد و آزادی سیاسی وجود ندارد، بلكه سبك زندگی را نیز حكومت تعیین می‌كند.

در برابر، مدل دیگری وجود دارد كه آن هم اسلامگراست و اتفاقا روش خود را برای ترویج اسلام به مراتب از روش خشن و دفع كننده طالبان موفق‌تر می‌داند و حتی در یك نظام لائیك معتقد به سیاست ورزی اصلاح‌طلبانه است.

برخی تحلیلگران حزب اعتدال و توسعه را حزبی سكولار می‌دانند و نحوه عملكرد این حزب را كه در آن دیدگاههای مذهبی نمود بارزی ندارد، دلیل این ادعا می‌دانند. نظر شما در این مورد چیست؟
حزب اعتدال و توسعه حزبی سكولار نیست اما حاضر به فعالیت و رقابت در نظامی سكولار است و این دو مساله با هم تفاوت اساسی دارند. اگر این حزب سكولار بود، فقط رهبران آن تاكید بر رعایت موازین و شعائر اسلامی را برای خود و خانواده خود نمی‌داشتند، بلكه اساسا مورد هجوم فرماندهان نظامی لائیك یا سكولار قرار نمی‌گرفتند و تا حد انجام كودتا توسط ارتش تهدید نمی‌شدند.البته آنان داعیه اجرای احكام اسلامی را دست‌كم تاكنون نداشته‌اند و به همین دلیل مقبولیت خود را مدیون عملكرد موفق خود می‌دانند؛ درست عكس بعضی احزاب اسلامگرای ایرانی كه می‌كوشند بی‌كفایتی و تنگ‌نظری خود را با انتساب مستقیم یا غیر مستقیم خود به امام زمان (عج) جبران كنند.

در تركیه نظامیان سكولار نفوذ زیادی در سیاست دارند. همچنان كه در ایران اینگونه است، به نظر شما چه وجه تشابهی میان نظامیان تركیه و نظامیان ایران وجود دارد وبه چه دلیل نظامیان تركیه نتوانستند در انتخابات اخیر تركیه اهداف خود را محقق كنند؟
روش برخی فرماندهان سكولار ارتش تركیه مانند شیوه برخی فرماندهان اقتدارگرای نظامی در ایران است. هر دو با تكیه برحزب پادگانی می‌كوشند رقبای سیاسی خود را از صحنه بیرون كنند و با زبان زور و قلدری از اراده خود سخن می‌گویند كه به نمایندگی از ملت خویش مانع پیروزی مخالفین خود شوند.توصیه من به حزب پادگانی در ایران و آمران و مباشران آن، این است كه از رخدادی كه در تركیه به وقوع پیوسته عبرت بگیرند و بدانند كه در جهان معاصر اعمال زور و سركوب و قهر عریان، روز به روز كمتر می‌شود.

اما در مقام تحلیل باید گفت كه به دو دلیل داخلی و خارجی نظامیان نتوانستند در انتخابات اخیر تركیه نفوذ كنند. دلیل اول كه استراتژیك است، حضور جامعه مدنی نسبتا قوی در تركیه از یك سو و تمایل اكثریت قاطع مردم تركیه یه رفابت‌های آزاد سیاسی از سوی دیگر، مانعی است برای اینكه ارتش مانند گذشته بتواند كودتا كند. به‌خصوص كه در طول پنج سال گذشته كه یك حزب اسلامگرا حاكم بوده است، هم وضعیت مردم و هم جایگاه تركیه بهتر شده است. دلیل دوم فشارهای خارجی است. از جمله اتحادیه اروپا كه به شدت با دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انجام كودتا مخالفت كرده و می‌كند.

یكی از شرایط ورود تركیه به اتحادیه اروپا ارتقای موازین دموكراسی و حقوق بشر در آن كشور است .اساسا به همین دلیل ناسیونالیست‌ها و سكولارهای تركیه نظر خوشایندی به دموكراسی و رعایت حقوق شهروندی ندارند و به همین دلیل هم، كردهای تركیه را با محدودیت‌های زیادی مواجه كرده بودند.

به نظر شما دلیل كسب حدود یك سوم كرسی‌های پارلمان توسط نامزدهای سكولار و طرفداران «مصطفی كمال پاشا» (آتاتورك) چیست؟
این مساله نشان می‌دهد كه به دلیل وجود دموكراسی نسبی در تركیه در چند دهه گذشته و پذیرش رقابت آزاد، پیروان آتاتورك از صحنه سیاست و اجتماع تكیه حذف نشده‌اند و به طور جدی در جامعه و حكومت حضور دارند. درست عكس طرفداران نظام سلطنت پهلوی كه به دلیل حاكمیت كامل استبداد در زمان رضاشاه و محمد رضاشاه با انقلاب مردم مواجه و به طور كامل از قدرت حذف شدند.

اتفاق جالبی كه در ایران افتاده، این است كه از پیروزی حزب عدالت و توسعه در تركیه هم اصلاح‌طلبان خوشنود شده‌اند وهم جناح حاكم. مثلا روزنامه «كیهان» در روزهای اخیر در چند نوبت تیترهای هیجان‌انگیزی در این مورد زده است. در حالیكه شما می‌گویید خط مشی این حزب تفاوت ماهوی با اقتدارگرایان دارد. دلیل این امر را چه می‌دانید؟
دلیل خوشحالی اصلاح‌طلبان كاملا مشخص است. یك حزب اصلاح‌طلب مسلمان در رقابت آزاد و بدون نظارت استصوابی پیروز شده، در حالیكه اقتدارگرایان نزدیكترین مواضع را به آن دسته از فرماندهان نظامی سكولار تركیه داشتند كه معتقد بوده و هستند باید با سلاح از نظام لائیك تركیه دفاع شود. سوالی كه اقتدارگرایان باید پاسخ دهند این است كه چرا با وجود یك نظام لائیك در تركیه مسلمانان می‌توانند در انتخابات آزاد آن كشور پیروز شوند، اما نسبت اقتدارگرایان ایران با انتخابات آزاد در ایران مانند جن و بسم الله است؟

نكته جالب آنكه حزب عدالت و توسعه در تركیه شعار نداد كه می‌خواهیم تركیه را «ژاپن اسلامی» كنیم ولی در عمل، تنها دو سال بعد مردم را به دوچرخه سواری دعوت كند. من پیش از این تصور می‌كردم وقتی اقتدارگرایان ایرانی از مدل چینی اداره حكومت نام می‌برند، منظورشان چین سه دهه اخیر است كه اگر چه دموكراتیك اداره نمی‌شود، اما انصافا توسعه بی‌نظیری را در كشور پهناور چین شاهد بوده‌ایم. اما با دعوت سخنگوی دولت به دوچرخه‌سواری معلوم شد كه آقایان منظورشان از مدل اداره چینی، چین دهه 50و60 میلادی است نه چین كنونی!

نكته دیگر این است كه ظاهرا از نظر اقتدارگرایان مردم تمام كشورهای مسلمان با هر نظام سیاسی آگاه و رشیدند و در نتیجه شایسته انتخابات آزاد و فقط این مردم ایرانند (و به‌ویژه نسل جوانی كه در جمهوری اسلامی پرورش یافته) كه شایستگی شركت در انتخابات آزاد را ندارند
.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:28 |

مرگ براي هنرمند ايراني بهترين هديه است

بهمن قبادي در مصاحبه با آ ب ث: - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

 

لوييس ميگل گومز

بهمن قبادي، برنده جايزه بزرگ صدف طلايي در آخرين جشنواره بين المللي سن سباستين اسپانيا، فيلمي را ارائه داده [نيمه ماه] که در آن به تبعيدي هاي سرزمين کردستان مي پردازد. يک موسيقيدان کهنسال به همراه 10 فرزندش سفر سختي را به سوي عراق آغاز مي کنند تا در آنجا صداي ملکوتي يک زن را مجدداً به سمع همگان برسانند؛ استعاره اي زيبا از معناي آزادي و معمايي که در نيمه ديگر "نيمه ماه" پنهان شده است.

در اين فيلم از موزارت [Mozart] تجليل شده. چگونه چنين الهامي گرفته ايد؟
زماني که آثار او را مرور مي کردم، متوجه شدم که موضوع مرگ مانند يک سايه در تمام مدت زندگي او را تعقيب مي کرده. اين ذهنيت در اين فيلم به تصوير کشيده شده. مي خواستم نشان دهم که در نظر يک هنرمند ايراني، مرگ بهترين هديه اي است که مي توان به او تقديم کرد. اگر يک هنرمند نتواند عقيده و افکارش را بيان کند، ترجيح مي دهد بميرد. مرگ يک آرامش و درعين حال يک اميد است.

نقش زن در فيلم شما بسيار مهم به نظر مي رسد...
حضور يک زن براي اين منظور که مامو [نقش اول مرد] بتواند کنسرت خود را اجرا کند، بسيار ضروري است. اکنون در ايران لازم است موقعيت زن بهتر شود تا کشور امکان پيشرفت داشته باشد. حقوق زنان ايراني بسيار محدود است. آنها حق آواز خواندن ندارند و من اين مسأله را بدون سر و صدا و به شکلي ظريف به تصوير کشيده ام.

آيا شما هنوز با مسؤولين ايراني مشکل داريد؟
آنها اين فيلم را ممنوع کرده اند. به من پيشنهاد داده اند برخي از صحنه ها را سانسور کنند و من نيز پذيرفته ام. آنها به دنبال بهانه هستند و در همه قسمت هاي فيلم دچار توهم مي شوند. من صحنه هاي مشکل ساز را حذف کردم اما آنها در پايان به من گفتند: "مورد تو با حذف چند دقيقه از فيلم حل نمي شود. مضمون فيلم مناسب به نظر نمي رسد."

و اين "مضمون" چيست؟
تجليل از انسان و گرامي داشتن تمامي هنرمنداني که تلاش مي کنند تا در شرايط پيچيده و مشکل به خلاقيت بپردازند.

آيا ايران به صداي زنان خود گوش خواهد داد؟
بي شک. و زنان امکان آواز خواندن را خواهند يافت. زن کليد طلايي هر فرهنگي است.

منبع: آ ب ث، 28 ژوئيه 2007

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es


 

 
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:2 |

در داخل مرجعي براي شکايت نمانده

شکنجه دانشجويان در گفتگو با عبدالکريم لاهيجي - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

خبرنامه اميرکبير ديووز به نقل از يک منبع جزئيات تکان دهنده اي را از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيری از آنها فاش کرد. به نوشته اين خبرنامه، بازجويان، حتي دانشجويان را به پشت روی زمين خوابانده و به شيوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و... مورد تهديد قرار داده اند. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی (ناموفق) زده اند.

دکتر عبدالکريم لاهيجي، رييس جامعه حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر درگفت وگويي با روز با ابراز نگراني ازوضعيت دانشجويان زنداني شده گفته است که باتوجه به سوابق چنين پرونده هايي و بسته بودن فضاي داخلي کشور، امکان رسيدگي به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان هاي داخل کشوروجود ندارد. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد:

با توجه به خبرهاي نگران کننده اي که طي روزهاي گذشته از وضعيت دانشجويان زنداني شده درزندان اوين منتشر مي شود، آيا بايد نتيجه گيري کرد که پديده شکنجه در زندان هاي ايران رو به گسترش است؟

ييگيري موضوع شکنجه و بدرفتاري با زندانيان درجمهوري اسلامي موضوعي است که اززمان روي کار آمدن حکومت مطرح بوده. چون متاسفانه کم افرادي بوده اند که از زندان هاي جمهوري اسلامي بيرون آمده باشند و صحبت از شکنجه نکرده باشند. درمورد پرونده هايي مانند زهرا کاظمي هم مي بينيم که شکنجه منتهي به مرگ مي شود؛ پرونده اي که مسئول مستقيم آن سعيد مرتضوي دادستان تهران است. زهرا کاظمي به هنگام دستگري شديدا مضروب مي شود که اينها درپرنده پزشکي قانوني او مسلم است ولي به جاي اينکه همان موقع وي را به بيمارستان منتقل کنند، تا ساعت دو صبح درداخل سلول هاي زندان اوين سعيد مرتضوي ومعاونش ازوي بازجويي مي کنند. سپس، او را که مضروب شده بوده ازهر نوع درماني محروم کرده و بالاخره وقتي به حالت اغما افتاده بود وي را به بيمارستان مي برند.

ما به عنوان مدافعان حقوق بشر درپرونده هاي مختلف که از طرف زندانيان ويا خانواده هاي آنها مطلع شده ايم بارها وبارها شکايت کرده ايم. هنگامي که گزارشگران مختلف به ايران رفته اند، يا گزارشگرمخصوص بازداشت هاي خودسرانه نيز، تعدادي اززنداني ها درمورد بدرفتاري هايي که با آنها انجام شده، صحبت کرده اند. متاسفانه سالي نبوده که قعطنامه اي ازطرف کميسيون سابق حقوق بشر ومجمع عمومي سازمان ملل صادرشده باشد و درمورد بدرفتاري با زندانيان درايران صحبتي نشده باشد.

به نظر شما چگونه است که آقاي شاهرودي دائما از اجراي قانون حقوق شهروندي صحبت مي کنند واز سوي ديگر اخباري ازرفتارهاي بسيارنگران کننده با زندانيان- واين مورد اخير دانشجويان دستگير شده - به بيرون از زندان درز پيدا مي کند؟

ببينيد، ما درجمهوري اسلامي با اين پديده مواجه نيستيم که اين دستگاه ها ازهم مستقل باشند. يعني يکي وزارت اطلاعات و مقامات انتظامي باشد و ديگري قوه قضاييه مستقلي که از فجايع و مظالم آن سازمان وگروه ديگر بشود به آن شکايت کرد. کافي است توجه کنيد، الان وزيراطلاعات کسي است که سالها وسالها درمقام حاکم شرع، رييس دادگاه انقلاب و ريس دادگاه ويژه روحانيت، بدترين، شنيع ترين وشديد ترين احکام را از اعدام وحبس هاي سنگين صادر کرده است. يا مثلا دادستان کل کشور، يعني سومين مقام عالي رتبه قضاييه، وزير سابق اطلاعات است. اقاي دري نجف آبادي، کسي است که درپرونده قتل هاي زنجيره اي توسط متهمان اصلي اين پرونده گفته شد که برخي احکام شرعي را صادر کرده است. اين تداخلي که بين نيروي انتظامي، نيروهاي امنيتي وقوه قضاييه وجود دارد متاسفانه وضعيتي به وجود آورده که درداخل هيچ مرجع وملجاي براي شکايت و تظلم وجود ندارد، و يا سازمان هاي حقوق بشر درداخل و خارج کشور هيچ راهي ندارند جزمقامات بين المللي و شوراي حقوق بشر سازمان ملل.

براي مثال همان طور که مي دانيد خانم عبادي درپرونده خانم هاله اسفندياري مجبورشد به مراجع بين المللي شکايت کند به دليل اينکه جاي ديگري نيست که بتوان شکايت کرد. درمورد اين پرونده دانشجويان هم متاسفانه اگر حمايت سازمان هاي حقوق بشربين المللي نباشد مطمئن باشيد درداخل کشور هيچ مرجعي براي رسيدگي به اين قضيه وجود ندارد. تظاهري هم که به اجراي قانون حقوق شهروندي توسط آقاي شاهرودي صورت مي گيرد همان تظاهري است که معمولا مسئولان حکومتي انجام مي دهند که ايران را مهد آزادي وآزادي قلم واين جور مسائل مي دانند و ازطرف ديگر کار را به جايي مي برند که مي گويند همين چند روزنامه اي که زير سانسور فعاليت مي کنند درحال کودتاي خزنده هستند.

با توجه به سابقه فعاليت هاي بين المللي شما درزمينه حقوق بشر، آيا سابقه داشته است که ازطريق پيگيري سازمان هاي مرتبط، دولت هاي ناقض حقوق بشر ملزم به اجراي قوانين، ميثاق ها و عهدنامه اي که آن را درسطح جهاني پذيرفته اند، وادار کنند؟

مسلما! ازجمله نمونه هاي پيگيري بين المللي دراين زمينه مي توان به قتل رفيق حريري وپيگيري هاي بعد ازآن اشاره کرد. ما ديديم درمورد ترورنخست وزيرپيشين لبنان، شوراي امنيت به جايي رسيد که دادگاه ويژه تشکيل دهد، آن هم با توجه به همه کارشکني هايي که دولت و رييس جمهوري لبنان و دولت سوريه انجام داده اند. ولي همچنان اين موضوع درمرکز توجه مجامع بين المللي بوده است. الان حتي دادگاه درشرف تشکيل است. بنابراين چه بهتر اينکه دولت ها از طريق گفت وگو و تفاهم و مذاکره به اين برسند که به قوانين بين المللي تسليم بشوند ودرغير اين صورت چاره اي نيست جز اينکه به دنبال ضمانت اجرايي براي الزام ومتعهد کردن دولت ها به اين قوانين ومقررات باشيم.

ما همواره ازروزي که پرونده انرژي اتمي مطرح شده است به مخاطبمان خودمان، مانند سازمان ملل ويا اتحاديه اروپا گفته ايم که مساله ايران نبايد فقط محدود به موضوع انرژي اتمي بشود، بايد جامعه بين المللي نسبت به وضعيت دموکراسي وحقوق بشر درايران توجه داشته باشد و بايد اين موضوعات از طريق مجامع مختلف پيگيري شود.

سازماني که شما رياست آن را به عهده داريد آيا برنامه خاصي براي پيگيري اتفاقات اخيرندارد؟

فداراسيون بين المللي حقوق بشر جزو سازمان هايي است که در شوراي حقوق بشر نقش مشاور دارد. ما به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل دراين زمينه ها شکايت کرديم. يکي ازمواردي که در ميزگردهاي بين دولت ايران واتحاديه اروپا مطرح بود همين موضوع شکنجه و سنگسار بود - چون گفته شد آقاي شاهرودي دستورعدم اجرايش را داده اند. ما بارها و بارها گفته ايم که سنگسارازموارد شکنجه است، منتها ازموارد شکنجه منتهي به مرگ است. آخرين موضوعي که به عنوان پرونده آن را دنبال کرديم موضوع زهرا کاظمي است. يا پرونده هاي ايرانيان با تابعيت مضاعف. درهمين پرونده اگر شما به مصاحبه اي که فرداي پخش برنامه تلويزيوني مشاهده کرده باشيد شوهر خانم اسفندياري، آقاي شائول بخاش مي گويد هرگز همسرش با لغاتي که درمصاحبه صحبت مي کرد آشنايي نداشته است. بنابراين مشخص است زير فشار وتهديد اورا راضي کرده اند که متني را حفظ کند و يا از رو بخواند واين ازموارد مشخص شکنجه رواني است و درگذشته ما اين موضوع را بارها و بارها مطرح کرديم و حالا متاسفانه دانشجويان هم درحال حاضر زير چنين شکنجه هاو فشارهايي هستند. مطمئن باشيد براي آنها هم خواب هايي ديده اند ومي خواهند که چنين برنامه هايي اعتراف گرفتن را براي آنها ترتيب بدهند وآنها را حاضر کنند که به چنين برنامه هايي تسليم کنند.

 

 
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:38 |

مارش نظامي؛ طبل تهديد، سنج ارعاب

عيسي سحرخيز - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

در دوران سي ساله ي حاكميت جمهوري اسلامي، حتي در اوج دوران هشت ساله ي جنگ تحميلي، كمتر زماني چون ماه هاي اخير سرداران و فرماندهان نظامي تا اين اندازه فضاي رسانه اي كشور را اشغال كرده، بر مارش نظامي كوبيده و طبل تهديد و سنج ارعاب را براي اقشار مختلف مردم به صدا درآورده اند.

گمان نكنم آن زمان كه در جريان انتخابات رياست جمهوري از "حزب پادگاني" سخن به ميان آمد، حتي بدبين ترين افراد نيز تصورچنين روزهايي را به عنوان پيامد حذف حساب شده اصلاح طلبان و زمينه سازي براي حضور علني و غيرعلني نيروهاي نظامي و انتظامي در قواي سه گانه، و صحنه ي سياسي و اجتماعي كشور داشتند.

هشدارها و تهديدهاي گوناگون ماه هاي اخير اكنون پس از مقام هاي دولتي، دامنه اش به فرماندهان و رده هاي بالاي نظامي رسيده است.آخرين مورد اظهارات سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي است كه در دو سطح مختلف قابل تامل و تعمق است.

يكم: برنامه ريزي براي گسترش دامنه ي برخوردها از روزنامه نگاران و مديران مطبوعات و همچنين انديشمندان و اساتيد دانشگاه و كارشناسان به عنوان طرف مصاحبه يا يادداشت نويس رسانه هاي مكتوب يا سايت هاي خبري، به "مراجع، مدرسين حوزه هاي علميه و طلاب صاحب فكر".

دوم: فاش شدن نيات واقعي و پشت پرده ي بخشي از "طرح مفاسد اجتماعي"، در جهت كسب اهداف و منافع سياسي و اجتماعي. به عنوان ادامه ي فاز اجرا شده در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، توسط باند سعيد امامي به منظور برخورد با به اصطلاح "لومپن ها"؛ به عنوان گروه و جريان صاحب نقش در "ناآرامي هاي شهري".

با توجه به سخنان اخير فرماندهان نيروي انتظامي دامنه ي اين فاز و فازهاي فاش نشده ي ديگر نيز مي تواند طرحي براي تاثير گذاري در نتيجه ي انتخابات هاي پيش رو باشد و شرايط بحراني احتمالي آينده.

در سخنان اخير كه همان روز و همان مكان، چهارشنبه در همايش"پليس، جامعه و امنيت اجتماعي"، با واكنش آقاي آوائي "رئيس كل دادگستري استان تهران" مواجه شد، خط و نشان هاي جديدي براي اقشارجديدتري كشيده شد: "پس از برخورد با سازمان دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشکنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي کند که در ادامه پيگيري هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها که فساد را تئوريزه کرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي کند".

در تشريح "فاز جديد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي"، سردار احمدي مقدم با توجه به برنامه رئيس قوه قضائيه و مصوبه مجلس ششم در مورد حقوق شهروندي تاكيد كرده است: " با آنها که تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي که شهوات جوانان را تحريک مي کند به نام حريم خصوصي و حقوقي شهروندي دفاع مي کنند، تئوريزه هاي فسادانگيز را در جامعه اشاعه مي دهند و با سوء استفاده از فضاي کشور قصد دارند اختلاف افکني کنند و با راه اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير کنند، برخورد مي شود."

"مقتضيات زمانه" در كنار "مصلحت نظام" به عنوان نمود "احكام ثانويه" از آن گروه از اصطلاحات فقهي است كه از همان سال هاي اول انقلاب در برابر مخالفت خواني هاي روحانيت سنتي و محافظه كاران در جهت گردش بهتر و سريعتر امور كشور مطرح گرديد. توجه وي‍ژه به شرايط مكان و زمان عمدتا از جانب مراجع پيشرو، فقها و مدرسين حوزه هاي علميه كه عنايت وي‍ژه به اسلام امروزي دارند، و جريان روشنفكري ديني كاربرد دارد و معمولا جريان قشري گرا و سنتي از همان ابتدا در مقابل آن ايستاده اند.

زماني كه فرمانده نيروي انتظامي به "آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند"، اشاره مي كند، به خوبي مي توان تشخيص داد كه مخاطب او كدام گروه هاي سياسي هستند و جريان هان مذهبي. اين عبارتي است كه جريان "ضد اصلاحات" در دوران زمامداري سيد محمد خاتمي عليه طرح ها و برنامه هاي رئيس جمهور وقت، نمايندگان مجلس ششم و طيف وسيعي از اصلاح طلبان به كار مي برد. اكنون كه قدرت در اختيار اقتدارگرايان تحت حمايت باند نظامي- انتظامي- امنيتي قرار گرفته است و اصلاح طلبان در حاشيه قرار گرفته اند و منبرها و تريبون هاي عمومي از آنها گرفته شده، رسانه هاي رسمي شان به جز اندك روزنامه ها و نشريات كم تيرا‍ژ، تحت فشار و سانسور و خودسانسوري، همه توقيف و تعطيل شده اند، طرح چنين مباحثي به روشني در واكنش به اظهارنظرهاي خاص، سخنراني ها و نوشته هاي كم شمار اين جريان، با چاشني تهديد است.

روزنامه اعتماد، روز پنجشنبه، از سر اتفاق در صفحه ي اول خود، در ستون كناري "هشدار فرمانده نيروي انتظامي"، گفت و گويي داشت با حجت الاسلام فاضل ميبدي عضو "مجمع مدرسين و محققين" و از "روحانيون نوگراي حوزه ي علميه قم" با عنوان "فقه و مسائل روز جامعه". طبيعي است كه وي به عنوان يكي روحانيون اصلاح طلب از نگاه ديني و شرعي به نقد رفتار اين جريان در حوزه هايي چون سنگسار و طرح امنيت اجتماعي بپردازد و به اصطلاح سردار "فساد" را "تئوريزه" كند. بي ترديد، وقتي رئيس كل دادگستري تهران از نگاه "شرع و قانون" لب به اعتراض عليه برخي از رفتار و برنامه هاي نيروي انتظامي مي گشايد، از نظر سرداراين خود نيز جرم نابخشوده اي است كه وي مرتكب شده است.

طرفه آنكه نيروي انتظامي و فرماندهان آن از نظر قانوني جايگاهي مادون مسئولان قضايي و دادگستري دارند و در عمل جايگاهشان تنها "ضابط قوه قضائيه " است، اما با سخناني كه مطرح مي شود و اقدام هايي كه صورت مي گيرد، اكنون روشن شده است كه اين گروه خود را بسيار فراتر از مقام هاي مافوق خويش و برنامه هاي مقام هاي عاليرتبه ي اين قوه تعريف كرده و در حال تحميل خواسته ها و نقشه هايشان هستند.

رئيس کل دادگستري استان تهران در اين همايش با لحني منتقدانه كه بيانگر شكاف هاي موجود در سطوح بالاي كشور در زمينه ي اجراي اين طرح است، گفت: "کار پيش رو، سخت، سنگين و ظريف است. هيچ نيازي نداريم در راستاي رسيدن به موفقيت، از چيزي بيش از شرع و قانون استفاده کنيم و اين موضوع نه به صلاح دستگاه قضايي، نه نيروي انتظامي و نه حتي به صلاح کشور است." او هشدار داد: " در شرايط استثنايي، نبايد استنباط مان را به نام شرع و قانون در جامعه اعمال کنيم، چرا که بايد بپذيريم قلم و قدرت قانون در اين حد است و نيازي نداريم به حدودي متوسل شويم که لغزش را به ما تحميل و اقدامات خوب امنيتي را مخدوش کرده و از بين ببرد."

در شرايطي كه دامنه ي جو سازي، طومار نويسي و پرونده سازي براي اصلاح طلبان گسترش يافته و در آستانه ي انتخابات حتي تا مرحله ي طرح ضرورت "خلع لباس سيد محمد خاتمي" پيش رفته است، بايد بررسي شود كه هدف و نيت واقعي چنين هشدارها و تهديدهايي چيست؟ چون ظاهرا فرماندهان نظامي در برنامه هاي خود دو سطح عملياتي "آشكار" و "پنهان" را تعريف كرده اند.

سخنان اخيرسردار احمدي مقدم پرده از روي يكي از سطوح پنهان نگراني هاي اقتدارگرايان برداشت و آن چيزي نيست جز بيم و هراس از افزايش نارضايتي هاي عمومي در مقابل ناكارامدي و ضعف مديريتي و اجرايي حاكميت و دولت احمدي ن‍ژاد، و نگراني نسبت به واكنش هاي كور در شرايط حساس و بحراني، در كه در دوران اصلاحات به حداقل خود رسيده بود. با توجه به نوع و ماهيت اين برنامه ها و اظهارات، به نظر مي رسد كه گويا اجراي "طرح مفاسد اجتماعي" چيزي نيست جز يك " عمليات آماده سازي و مانور انتظامي براي سركوب نارضايتي هاي اجتماعي:" اگر طرح جمع آوري اراذل و اوباش نبود، آن وقت مي ديديد که بعد از قضيه سهميه بندي بنزين چگونه اين افراد در گروه هاي غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکه هاي ناامن کننده کشور را بر هم مي زدند." چنانچه گفته شد، اين طرح چيزي نمي تواند باشد جز نسخه ي به روز شده برنامه خاصي كه باند سعيد امامي يكي از اركان اجرايي آن در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. در آن زمان در پي اعتراض ها و ناآرامي هاي خشونت آميز شهرهايي مختلف، ازجمله مشهد، كرج، اسلام شهر، گروهي گويا به اين نتيجه رسيدند كه در اين ماجراها كه به بستن راه ها و تخريب و آتش زدن اماكن عمومي دولتي مي انجامد، "لومپن ها" يا با اصطلاح جديد همين گروه "اراذل و اوباش"، مي تواند نقش مهمي ايفا كند و لذا بايد به "روش خاص" از صحنه ي روزگار حذف شود. طرحي كه بسياري از زواياي مختلف "روش ها و شيوه هاي اجرايي خاص" آن هنوز كه هنوز است، در پرده ي ابهام باقي مانده است.

سخنان اخير سردار احمدي مقدم، در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس هشتم، اين حسن را داشته است كه بتوان فهميد، همچون "طرح مفاسد اجتماعي"، بخش هاي فاش نشده اي نيز در حوزه اي سياسي وجود دارد كه لابد زواياي پنهان "براندازي نرم" و "انقلاب هاي مخملي يا رنگين" از ديد اقتدارگرايان است.

در شرايطي كه پروژه ي برخورد با گروه ها، شخصيت ها و فعالان سياسي، روزنامه نگاران و دگرانديشان، كنشگران حوزه ي اجتماعي و فعالان جنبش زنان و دانشجويي و اساتيد دانشگاه از مدت ها قبل كليد خورده است، اكنون بايد ديد قرعه به نام كدام گروه ديگر خورده است، كه گويا نام رمز آنان "تئوريسين هاي مفاسد اجتماعي" است و هدف آن "روحانيون مبارز و مدرسان و طلاب حوزه هاي علميه و مراكز تحصيلي مذهبي". در اين جريان، سطح برخورد هم مي تواند متنوع باشد از مراجع شناخته شده گرفته تا مدرسين و طلاب ديني. نوك پيكان اكنون سيد محمد خاتمي را نشانه گرفته است، اگر هوشياري نباشيم و واكنش به موقع نشان داده نشود، اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:34 |

انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر: خواستار آزادی دانشجویان زندانی و محاکمه تیم امنیتی و قضایی سرپرست پرونده ایشان هستیم

نوشته شده : یکشنبه ۷م مرداد ۱۳۸۶ @ ۶:۴۹ ق.ظ، در رسته های : خبر، دانشگاه
توسط : خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) در واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص شرح شکنجه های دانشجویان بازداشت شده بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بالاخره پس از هفته ها انتظار و زانوی صبر در بغل گرفتن، راز سر به مهر و قصه پر غصه شرح شکنجه های غیر انسانی و قرون وسطایی که ظالمانه در حق مظلوم ترین فرزندان این دیار رفته است، فاش شد و چشم روزگار بر ناجوانمردی که بر ایشان رفته فاش گريست و دل خويش و بيگانه بر آنان پاک بسوخت. از ملاقات نخستین خانواده دانشجویان با فرزندانشان بود که مشخص شد نه تنها پیش بینی هایی که از ابتدا و در پی اظهارات کینه توزانه قاضی حداد در ابتدای بازداشت دانشجویان و ابراز اطمینانش مبنی بر گناهکار بودن دانشجویان بازداشت شده، می شد کاملا صحیح بوده که شدت عمل و جسارت و وقاحت تیم بازجویی پرونده بیش از آن بوده که تصور می شده است. خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پس از هفته های بی خبری و چشم انتظاری، یک به یک امیداوارانه به ملاقات جگرگوشگان خویش می رفتند، اما دل شکسته، مغموم و نگران بازمی گشتند و آرزو می کردند که ای کاش هیچ گاه فرزندان خود را در آن حال و روز نمی دیدند.

خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پلی تکنیک انتظار داشتند با توجه به وضعیت وخیم فرزندانشان و وعده و وعیدهای مقامات مسئول کلیه این افراد هر چه سریعتر از بند رهایی یابند. به همین منظور از همگان خواستند تا شرح شقاوت و قصه قساوت شکنجه گران بند ۲۰۹ اوین را به وقتی دیرتر و زمانی دیگر موکول نمایند. انجمن اسلامی امیرکبیر نیز بنا به درخواست خانواده ها زبان در کام کشید و از بیان شکوه هایی که از نهفتن و نگفتن آن دیگ سینه می زد جوش، خودداری نمود. اما پس از آزادی ۵ دانشجوی دربند، مشخص شد که آزادی ایشان از سر ناچاری و در پی افزایش فشارها از هر سو بوده است و گویا قرار است بار شوم سناریوی مضحکی که توسط تیم امنیتی سرپرست این پرونده طراحی و توسط عملگان ایشان در دانشگاه امیرکبیر به اجرا درآمده بر دوش احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، سه دانشجوی در بند انداخته شود. این چنین بود که خانواده این سه دانشجو چاره ای جز افشای رنج و تلخکامی خود ندیدند.

دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از همان روزی که تصمیم گرفتند دلیرانه مقابل تمامیت خواهی مدیریت بی خرد این دانشگاه، علیرضا رهایی، که بی شرمانه از ابتدا نقش عمله گوش به فرمان نیروهای امنیتی را در دانشگاه بازی می کند، بایستند، می دانستند که دریای حق خواهی و آزادیخواهی موجی خون فشان دارد. من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم. از همان روز که دانشجویان پلی تکنیک با فریادهای بی امان «مرگ بر دیکتاتور» خود، شوی تبلیغاتی نماد تمامیت خواهی حاکمیت اقتدارگرا را به سند وضاحتش بدل کردند، منتظر فرا رسیدن زمان انتقام جویی او و اعوان و انصارش بودند، چرا که در همان روز احمدی نژاد وعده داد که «تمام دانشجویان، خصوصا آن ها که بر علیه او شعار می دهند را مورد مهرورزی قرار خواهد داد».

و اکنون پس از گذشت یک سال از رویارویی جدی دولت نهم با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، مشت خالی و انبان تهی مدعیان مهرورزی در مقابل دانشجویان بیش از پیش عیان شده است. یک سال است که از سرکوب دانشجویان به هر حیله و شیوه می گذرد و همچنان این پلی تکنیک و دانشجویانش هستند که استوار و سرافراز نقشه های شوم استبداد را نقش بر آب می کنند. پس از گذشت یک سال از ناکارآمدی ماشین سرکوب، تمام خلاقیت و ابتکار تیم امنیتی کنترل کننده دانشگاه ها، تیم مدیریتی گوش به فرمان ایشان در دانشگاه امیرکبیر و عملگان چکمه پوش ایشان در این خلاصه می شود که با جعل چند نشریه دانشجویی و درج مقالاتی موهن و بی سر و ته در آن ها و نسبت دادن آن به دانشجویان، ماشین سرکوب را شدیدتر و قویتر از گذشته به کار اندازند. این سناریو از آغاز محکوم به شکست بود، اما تصور می شود تیم امنیتی طراح سناریو قصد دارد به هر حیله ای پروژه سوخته خویش را به پیش برد. در همین راستاست که ۵ نفر از دانشجویان را آزاد می کند و پس از آزادی ۵ نفر و در غیاب ایشان، مشغول گرفتن اعترافات تلویزیونی از ۳ نفر باقی مانده می شود و برای انجام این کار آن چنان عجله ای دارد که قرار وثیقه سنگین ۸۰ میلیونی دانشجویانی که موفق به تهیه آن نشده اند را به یکباره بدل به قرار کفالت می نماید، تا کار خود را هر چه سریعتر آغاز کند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اقدامات غیرانسانی و شکنجه دانشجویان بازداشت شده را به شدت محکوم می نماید و خواستار برکناری و محاکمه تیم امنیتی و قضایی سرپرست پرونده دانشجویان است. انجمن اسلامی امیرکبیر از مقامات مسئول می خواهد که هر چه سریعتر دیگر دانشجویان شکنجه شده را آزاد نموده و از ایشان و خانواده هایشان عذرخواهی نمایند.

روابط عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر اعلام می نماید که اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین علیرغم اظهارات روزهای گذشته چند تن از مسئولین بسیار نگران کننده است. شرح شکنجه دانشجویان امیرکبیر از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده و نکات اعلام نشده فراوانی وجود دارد که در زمان مناسبی به اطلاع عموم خواهد رسید. علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی که در این مدت طولانی بر دانشجویان رفته، اکنون بیش از دو هفته از اعتصاب غذای مجید توکلی و دکتر کیوان انصاری و بیش از یک هفته از اعتصاب غذای احمد قصابان و احسان منصوری می گذرد. به گفته خانواده مجید توکلی، وی در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. همچنین اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص  عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهدید صریح تیم بازجویی هر لحظه امکان بازگرداندن ایشان به سلول انفرادی و از سرگیری شکنجه های غیرانسانی گذشته وجود دارد.

علاوه بر این با توجه به سابقه تیم امنیتی طراح سناریو جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک در شکنجه و انجام رفتارهای غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه، انجام رفتاری مشابه با ۶ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، خانم بهاره هدایت و آقایان محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، علی وفقی و حنیف یزدانی و همچنین بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار خصوصا آقای عبدالله مومنی هیچ بعید نیست. طبق آن چه بر دانشجویان امیرکبیر رفته است، دانشجویان بازداشت شده در مقابل دانشگاه امیرکبیر و در دفتر سازمان ادوار این روزها بایستی اوقات سخت و طاقت فرسایی را زیر شکنجه های غیرانسانی بگذارنند. انجمن اسلامی امیرکبیر ضمن محکوم نمودن این گونه برخوردها با دانشجویان خواستار آزادی بی قید و شرط و هر چه سریعتر ۱۸ نفری است که در ارتباط با مسایل دانشگاه در بازداشت به سر می برند.

انجمن اسلامی امیرکبیر همچنین ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت ۴ دانشجویی که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعیت سلامت ایشان، خصوصا آقای مجید توکلی، به مقامات مسئول  هشدار داده، خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به وضعیت دانشجویان در بندی است که به منظور رسیدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند.
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)
۷ مردادماه ۱۳۸۶

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:30 |

بر سر حمله نظامی دولت بوش به ایران چه آمد؟

مازيار رازی


امروز (27 تیر 1386) چند خبر مهم در جراید ایران و جهان درج شد که برای ارزیابی وضعیت

کنونی روابط غرب با ایران حائز اهمیت اند.

 اول، هشیار زیباری، وزیرخارجه عراق در گفتگو با خبرگزاریها گفته که بزودی سفیران ایران

و آمریکا در عراق بار دیگر در بغداد به گفتگو می نشینند و مقامات عراقی نیز در این

نشست آنان را همراهی خواهند کرد.  آمریکا نیز آمادگی خود را برای آغاز دور تازه ای از

مذاکره اعلام کرده و در ایران، منوچهر متکی وزیرامورخارجه این کشور گفته که در صورتی

که آمریکاییها رسماً از طریق سفارت سوئیس در تهران درخواست مذاکره با ایران بدهند،

دولت ایران به درخواست آنان پاسخ مثبت خواهد داد و احتمال گفتگو با آمریکا در آینده

نزدیک وجود دارد. (بی بی سی  27 تیر 1386).  ماه پیش نیز روزنامه های الحيات و

الشرق الاوسط، دو روزنامه مهم بين المللی عربی که در عراق هم چاپ و توزيع

می شوند بيش از روزنامه های محلی به مذاکرات ايران و آمريکا بها داده و هر دوی

آنها عنوان درشت صفحه نخست خود را به خبر اين مذاکره اختصاص داده اند. 

در سرمقاله الصباح آمده که مذاکرات ايران و آمريکا بر سر عراق، از ديد ناظران،

در صورتی می تواند به موفقيت منجر شود که ايران از حمايت تبليغاتی و عملی

از گروههايی که به نيروهای آمريکايی در عراق حمله می کنند دست بردارد و

در مقابل آمريکا نيز عوامل تهديد امنيت و موجوديت نظام سياسی ايران را

کنار بگذارد که از جمله آنها، حضور سازمان مجاهدين خلق در عراق است.

(بی بی سی 7 خرداد 1386).

 

دوم، كمیسیون دفاعی مجلس عوام انگلیس در گزارشی درباره عملیات

نظامیان این كشور در افغانستان خواستار "گفتمان سازنده" و "اعتمادسازی "

غرب با ایران برای كمك به حل مشكل جاری افغانستان شد. در این گزارش با

استقبال از نقش ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر از مرز مشترك با افغانستان

و مشاركت ایران در طرحهای توسعه غرب این كشور آمده است: این موارد بر نیاز

عاجل غرب بویژه ایالات متحده و بریتانیا به انجام گفتمان سازنده و اعتمادسازی

در روابط، با بخش‌های دولت ایران و شاخه‌های آن تاكید دارد. ( ایرنا ۸۶/۰۴/۲۷)

 

سوم، سازمان دیده بان حقوق بشر از وزارت دفاع آمریکا خواسته است پنج تن

از وابستگان به رژیم را که از حدود هفت ماه پیش در عراق بازداشت کرده، تحویل

مقام های قضایی عراق دهد یا در غیر اینصورت آنها را آزاد کند. پنج مقام

ایرانی که آمریکا آنها را متهم به خرابکاری می کند روز 11 ژانویه 2007 امسال در

یورش نیروهای آمریکایی به دفتر نمایندگی ایران در شهر اربیل در ناحیه کردنشین

شمال عراق دستگیر شدند. ایران آنها دیپلمات معرفی می کند اما ارتش آمریکا

می گوید آنها عوامل مرتبط با سپاه پاسداران هستند که به شورشیان عراقی

کمک می کرده اند. (بی بی سی 26 تیر  1386  ) .

 

چهارم، تلویزیون دولتی ایران در دو روز گذشته با پخش پیش آگهی هایی وعده

داده است که شامگاه چهارشنبه و پنجشنبه، 18 و 19 ژوئیه 2007، برنامه هایی

حاوی سخنان هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، دو پژوهشگر دارای تابعیت

دوگانه ایرانی و آمریکایی، را پخش کند که خبر بازداشت آنان در تهران در ماه

مه سال جاری انتشار یافت. در مقابل اعتراض سخنگویی دولت آمریکا به شیوه

نادرست اعتراف گیر ها، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - از قول یک مقام قضایی

ایرانی توصیف این برنامه های تلویزیونی به عنوان "اعترافات" را نادرست

خواند و گفت که "این فیلم، یک کار تلویزیونی است و اعتراف نیست."

(بی بی سی  27 تیر 1386)

 

اخبار امروز بار دیگر خط بطلانی بر تحلیل هایی مبنی بر احتمال حمله نظامی

دولت آمریکا به ایران در راستای تغییر رژیم؛ می کشد. حتی دستگیری هاله

اسفندیاری و کیان تاجبخش نیز عمدتاً  بُِعد تبلیغاتی داشته و در راستای

بهتر کردن موقعیت دولت جمهوری اسلامی پای میز مذاکرات با دولت بوش

طراحی شده است.

 

گرچه هیچ یک از نیروهایی اپوزیسیون (به غیر از محافلی از سلطنت طلبان)

رسماً از دولت آمریکا طلب نکرده  که به ایران حمله کند؛ اما برخی از سخنگویان

همین  نیروهای اپوزیسیون تلویحا و یا تصریحاً اعلام داشته اند که چنانچه دولت

آمریکا تهاجمی به ایران کند (همانند آنچه در عراق اتفاق افتاد) آنان نیز از این

اقدام حمایت خواهند کرد. اما؛ وقایع چند

هفته پیش خلاف نظر آنها را نشان داد؛ درست بر عکس شواهد نشان می هد که دولت

بوش برای حفظ منافع سرمایه داران آمریکایی حاضر  به معامله  با یکی از مرتجع ترین

دولت ها در خاور است. همچنین وقایع اخیر بار دیگر نشان داد که سیاست برخی از نیروهای

اپوزیسیون مبنی بر برجسته کردن حمله نظامی آمریکا به ایران درست نبوده است. چنین

سیاست هایی همواره و به شکل غیر مستقیم توهم را نسبت به دخالت یک نیروی خارجی

باز گذاشته و توجه را از مسئله محوری؛ یعنی مبارزات ضد سرمایه داری نیروهای رادیکال

کارگری، دور کرده است.

 

در چنین وضعیتی توان اصلی نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج، باید تلاش برای

تشکیل یک اتحاد عمل سراسری ضد استبدادی و ضد امپریالیستی باشد. این اتحاد

عمل باید مبارزات ضد سرمایه داری کارگران را در رأس کار خود قرار داده و فعالیت های

خود را برای تقویت موقعیت کارگران به کار گیرد؛ با توجه به این که در میان کارگران

و دانشجویان ایران اقداماتی در راستای ایجاد یک اتحاد عمل ضد سرمایه داری به نقد

صورت پذیرفته است.

 

چهارشنبه 18 ژوئیه 2007 - 27 تیر 1386

 

منبع: سايت ديدگاه
@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:15 |

فروش اسلحه آمریکایی به عربستان، برای مقابله با ایران

دولت آمريکا مقادير زيادی اسلحه به ارزش ۲۰ ميليارد دلار برای مقابله با آنچه «خطر ايران» خوانده است، در يک دهه آينده، به عربستان سعودی می فروشد.

به گفته مقامات آمریکایی هفته آینده رابرت گیتس، وزیر دفاع  آمریکا، به همراه کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه این کشور، به عربستان سعودی می روند تا با مقامات این کشور در مورد فروش اسلحه گفت و گو کنند.

دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید روز جمعه در این مورد گفت که واشینگتن و ریاض در مورد مسایل امنیتی همکاری نزدیکی با یکدیگر دارند.

یکی از مقامات ارشد دفاعی آمریکا گفت: «عربستان سعودی نقش مهمی برای مقابله با خطر هسته ای ایران ایفا می کند.»

نیویورک تایمز در ماه آوریل امسال گزارش داد که فروش اسلحه به عربستان سعودی به دلیل حساسیت اسراییل در این مورد به تعویق افتاده است.

یکی از مقامات ارشد دفاعی آمریکا می گوید که عربستان سعودی نقش مهمی برای مقابله با خطر هسته ای ایران ایفا می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه مقام رسمی آمریکایی که نخواست هویتش فاش شود، گفت که بحث و مذاکره درباره این که چه اسلحه هایی به عربستان سعودی فروخته شود، در کنگره آمریکا آغاز شده است.

کنگره آمریکا اختیارات لازم را برای منع فروش اسلحه به کشورهای دیگر دارا است ولی کاخ سفید امیدوار اسست که کنگره در این زمینه با دولت همکاری کند.

پنتاگون تاکنون هیچ گونه اطلاعات  یا جزییاتی که چه اسلحه هایی به عریستان سعودی فروخته می شود، ارایه نداده است.

برخی از مقامات آمریکایی به خبرگزاری فرانسه گفتند که سلاح های پیشرفته ای مانند «جی دی ای ام»-JDAM - به این کشور فروخته خواهد شد. «جی دی ای ام» کیت  ارزان قیمتی است که می تواند به بمب ها جهت داده و آنها را برای رسیدن به هدف کمک کند.

آمریکا همچنین در نظر دارد اسلحه های جدیدی به دو متحد دیگر ایالات متحده در منطقه یعنی امارات متحده عربی و مصر بفروشد.

«عربستان برای شکست المالکی تلاش می کند»

در همین حال يک روزنامه آمريکايی روز جمعه به نقل از يک مقام دولتی نوشت که آمريکا، از شيوه برخورد عربستان سعودی با مساله عراق ناراضی است و این کشور، عربستان را متهم می کند که برای شکست دولت عراق تلاش می کند.

روزنامه نيويورک تايمز به نقل از يک مقام آمريکايی که نامش فاش نشده گزارش داد که آمريکا معتقد است، عربستان برای تضعيف دولت شيعه عراق تلاش می کند و در جلوگيری از پيوستن برخی مسلمانان تندرو به شورشيان عراقی نيز ناموفق عمل کرده است.

به نوشته اين روزنامه، مقام های سعودی، نوری المالکی، نخست وزير شيعه عراق را «مامور دولت ايران» می دانند و برای شکست کابينه او تلاش می کنند.

نيويورک تايمز نوشته است، این مقام ارشد آمريکايی گفته است دولت آمريکا به شواهدی دست پیدا کرده است که نشان می دهند عربستان سعودی به مخالفان آقای المالکی پول می دهد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:7 |

نارضايتی کارگران واعتصابات در منطقه عسلويه

بهروز کارونی

در روزهای گذشته، اعتصاباتی درمنطقه آزاد عسلويه درجنوب ايران، روی داده است. اين اعتصابات، از جمله در شرکت «گاما» و شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.

اين اعتصابات، از جمله توسط ۶۰۰ کارگر در شرکت «گاما» و از سوی ۱۲۰ کارگر در شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.

جوانمير مرادی، عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، در مورد اين اعتصابات به راديو فردا می گويد:«در روز ۲۶ تيرماه، حدود ۶۰۰ نفر از کارگران شرکت گاما، زير مجموعه شرکت «او يک» در پالايشگاه گاز فاز نه و ده عسلويه، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزد شان دست به اعتصاب زدند.»

اين فعال کارگری افزود:«در روز اول اعتصاب، مديريت شرکت به اعتصاب کارگران هيچ توجهی نکرد. پس از آن، در روز دوم اعتصاب، ۱۰۰ نفر از کارگران و به نمايندگی از سوی همه کارگران اعتصابی در مقابل دفتر شرکت «او يک» تجمع کردند و از مديريت آن شرکت خواستند تا شرکت گاما را مجبور به پرداخت دستمزدشان بکند.»

آقای مرادی افزود:« با دخالت شرکت «او يک» ، کارگران از شرکت گاما تعهد گرفتند تا روز يکشنبه، ۳۱ تير ماه، يک ماه از دستمزد معوقه شان را پرداخت کند و بدين ترتيب کارگران شرکت گاما روز يکشنبه موفق به دريافت يک ماه از دستمزدهای معوقه خود شدند.»

اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران همچنين با اشاره به اينکه مديريت شرکت گاما، کارگرانی را که نقش عمده ای در به راه انداختن اعتصاب داشتند، تهديد به اخراج کرده بود، افزود:« تنها يک روز پس از پرداخت يک ماه از دستمزدهای معوقه کارگران، مديريت اين شرکت تهديد خود را مبنی بر اخراج کارگرانی که در اعتصاب نقش عمده تری داشتند، عملی کرد و تاکنون حدود ۴۰ نفر از آنان از کار اخراج شده اند.»

وی همچنين در مورد اعتصاب کارگران در شرکت پارس حساس گفت:« روز سوم مرداد ماه، ۱۲۰ نفر از کارگران اين شرکت، که از پيمانکاران شرکت «تی آی جی دی»، فعال در پالايشگاه گاز فازهای شش، هفت و هشت عسلويه است، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزدشان دست به اعتصاب زدند.»

منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد.

جوانمير مرادی افزود:« به دنبال اين اعتصاب، نماينده  شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و آنان را تهديد به اخراج کرد. کارگران نيز در مقابل اعلام کردند که از اخراج هراسی ندارند و آماده اند تا دسته جمعی تسويه حساب کنند.»

او اضافه کرد:«به دنبال اين برخورد متحدانه کارگران،  يکی ديگر از مسئولين شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و اعلام کرد تا قبل از ظهر دستمزدهای کارگران به حساب شان واريز خواهد شد و بدين ترتيب، کارگران با موفقيت به اعتصاب خود پايان دادند.»

کار در جهنمی به نام عسلويه

اين فعال کارگری درپاسخ به اين پرسش که آيا اعتصابات کارگری خودانگيخته يا سازماندهی شده است، گفت:«شرايط کارگران در ايران و اعتراض شان را نمی توان به طور کامل خودانگيخته يا سازمان يافته دانست. بنابراين تعريف کلاسيکی را نمی توان از اين اعتراض ها و اعتصابات ارائه کرد.»

وی افزود:«منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد. اعتصابی که به خاطر پرداخت نشدن دستمزد هفت ماهه کارگران انجام شده بود.»

آقای مرادی در پاسخ به اين پرسش که وضعيت کاری و زندگی کارگران شاغل درمنطقه عسلويه چگونه است، گفت:«بين ۷۰ تا ۱۰۰ هزار کارگر در چند پروژه بزرگ در منطقه عسلويه مشغول کار هستند. اما از لحاظ شرايط کار کارگران در اين منطقه که از آن به عنوان بهشت سرمايه نام می برند، بايد گفت آنان در جهنمی مشغول کارند، که کسی نمی تواند تصور آن را بکند.»

اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت که خوابگاه های کارگری واقعا شرايط وحشتناکی دارند و نمی توان نام آنها را خوابگاه گذاشت.»

او افزود:«در هر اتاق کوچک، بين ۱۰ تا ۱۲ کارگر زندگی می کنند که از امکانات بهداشتی برخوردار نيستند.»

درهمين ارتباط، روز نامه کيهان در تير ماه سال ۱۳۸۳ درخبری کوتاه نوشت:«تعدادی از کارگران يک شرکت در عسلويه پس از خوردن شام، مسموم شدند.»

اين روزنامه به نقل ازيک مقام نيروی انتظامی افزود:«حدود ۴۵۰ نفر از کارگران شرکت هيوندا به پيمانکاری شرکت جی ای اف در پارس جنوبی مسموم شدند.»

جوانمير مرادی در خصوص ايمنی محيط کار کارگران گفت:«گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.»

اين فعال کارگری تاکيد کرد:« کارگران در عسلويه به شرايطی که کارفرما می خواهد، نيروی کار خود را می فروشند و دردناک اينجاست که بسياری از کارگران حق درخواست مرخصی ندارند و در صورتی که به مرخصی بروند، که اين حق آنها است، از سوی کارفرمايان اخراج می شوند.»

 مشکلات ديگر کارگران

مشکلاتی که آقای مرادی دراين گفت و گو به آنها اشاره کرد، تنها به عرصه دستمزد و شرايط نامناسب کاری ختم نمی شود.

 گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.

پيش از اين، گزارش های بسياری از سوی رسانه ها يايرانی انتشار يافته است که گويای وجود مشکلات زيادی در اين منطقه هستند.

از جمله، به گزارش خبرگزاری ايسنا، عبدالله حاجيانی، مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه، سال گذشته با اعلام اين که اعتياد مهمترين معضل و چالش اساسی منطقه است، نسبت به روند شيوع آسيب های اجتماعی عسلويه، به دليل غفلت های صورت گرفته، هشدار داد.

وی گفت:«هم اکنون سالانه تعدادی از کارگران جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر دارای ناخالصی از دست مي دهند و جسد آنها در کنار تلمبه خانه ها پيدا مي شود.»

مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه با اشاره به ساير آسيب های موجود در منطقه گفت:« گروه هايی از زنان در قالب تکديگری از کشورهای اطراف از جمله پاکستان و سيستان و بلوچستان به منطقه مي آيند؛ ولی در اصل، اين افراد به توزيع مواد مخدر و ناهنجاری های ديگر اجتماعی و غيراخلاقی اقدام مي کنند.»

 او همچنين به آلودگی هوای منطقه عسلويه اشاره کرد و گفت:« هم اکنون دراين منطقه، پنج فاز عمليات استخراج نفت و گاز مشغول به فعاليت هستند که هر فاز دارای چهار شعله روشن و تعدادی اگزوزهای خاموش است و اين شرايط موجب شده است آلودگی هوای منطقه عسلويه به مراتب بيشتر از تهران باشد. چنانچه بعضی از شب ها، حتی نيمه های شب به علت احساس خفگی شديد، تحمل وضعيت دشوار مي شود.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:0 |
 

اعدام شدگان سالها در زندان بسر می بردند

 

شماره : 311 - 86

به نام آزادی

 

در کالبد شکافیه طرح مبهم موسوم به ارتقاع امنیت اجتماعی و 16 اعدام دو مرحله ای اخیر همان طور که در گزارشات اخیر اعلام شد دو تن از اعدام شدگان به نام های فاضل رمضانی و حاجت مراد محمدی از اعضای ایل بختیاری بوده اند  که در سال قبل در قبال عمل غیر اخلاقی چند تن از نیروهای سپاه در منطقه اقدام به مبارزه مسلحانه با نیروهای سپاه نموده اند که پس از دستگیری به عنوان اقدام علیه امنیت کشور تحت نام محاربه به اعدام محکوم گشتند .

 

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مستند به گزارشات سال گذشته خود پیگیری پرونده این دو فرد را که در حدود 10 سال در زندان گوهر دشت کرج بسر می بردند را هشدار گشت تا اینکه این دو تن تحت نام طرح مبهم ارتقای امنیت اجتماعی اعدام گشتند.

 

همچنین مطلع گشتیم 5 تن دیگر از اعدام شدگان بر پایه مستندات سالها در زندان بسر می برند و اساسا در این طرح بازداشت و یا محکوم نگشته اند همچون حسین روح زاده 2 سال ، ابوالفضل صادقی 2 سال ، بابک دوست حسینی 3 سال ، سرور سارانی 4 سال ، سیامک دوستی 8 سال که تمامی این افراد در واقع در سالن های 3 و 4 زندان قزل حصار نگهداری می شدند.

 

مجموعه فعالان حقوق بشر ارتقاع امنیت و احساس امنیت در جامعه را از ارکان حقوق بشر و حق مسلم هر شهروندی می داند اما طرح به اجرا گذاشته شده توسط حاکمیت را طرحی عوام فریبانه در راستای مقاصد منافع سیاسی حاکمیت می داند که با بهره گیری از احساسات جامعه و تحت لوای نام ابداع کننده خود به ایجاد رعب و وحشت در جامعه می پردازد ، ضمن محکوم نمودن اعدام دو زندانی سیاسی و امنیتی با اعلام نگرانی این طرح شنیع و عوام فریبانه سیاسی خواستار برگزاری دادگاه صالح و علنی برای سایر افراد دستگیر شده در حضور وکیل مدافع و هیات منصفه برای نظارت بر افکار عمومی در روند وقایع جاری می باشد.

 

Human Rights Activists in Iran

Hra.Iran@Gmail.Com

www.Iran-Hra.blogfa.com

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:1 |
سايت خبري تحليل فردا
كد خبر: ۳۰۷۲۲
تاريخ: ۰۹:۰۵:۳۳ - ۱۳۸۶/۰۵/۰۲
مرد ناشناس
ساقي سعادت

شرق: نسل سوم انقلاب، نام آشناي مردي ناشناس است. مردي که دست کم هر هشت سال يک بار نام او بر سر زبان ها مي افتد و تا هشت سال ديگر نه نامي از او شنيده مي شود و نه نشاني از او ديده مي شود. اما نسل اول و دومي ها خاطرات خوبي از اين مرد دارند.

خاطراتي که با آن ذهن نسل سوم را پر مي کنند. اين غريب آشناي نسل سوم کسي نيست جز ميرحسين موسوي نخست وزير نامدار انقلاب اسلامي که هم اصلاح طلبان او را از خود مي دانند و هم طيف کثيري از اصولگرايان. ميرحسين موسوي همان نام مکرري است که هر هشت سال يک بار به منظور اجماع ميان نيروهاي اصلاح طلب براي کانديداتوري انتخابات رياست جمهوري مطرح مي شود، هر بار هم ديدارهايي با او صورت مي گيرد، او شروطي مي گذارد و ديگران سر بسته نمي پذيرند و او نهايتاً به عرصه نمي آيد، اما اين سناريو هر هشت سال يک بار رخ مي دهد و همواره پاياني يکسان دارد.

صحنه تکراري اين نمايش، تماشاچي هاي گنگ و گيج آنند. تماشاچي هايي که نگاهشان به اخبار جسته و گريخته دعوت از ميرحسين و عدم اجابت آقاي نخست وزير است. بخشي از تماشاچي ها که از جنس نسل اول و دوم انقلابند اين سناريو را از برند و مي دانند که سرانجام کار چيست. اما نسل سومي ها تماشاچي هاي گنگ را تشکيل مي دهند.

کساني که مي بينند دعوت کنندگان از ميرحسين او را با دست پيش مي کشند و با پا پس مي زنند. او را مرد استقامت و مديريت بحران و سربلند از روزگار جنگ مي نامند اما از نگرش اقتصادي و سياست خارجي او بيم دارند. از سوي ديگر رقباي اصلاح طلب نيز چنگ و دندان تيز کرده و با نسبت دادن تزهاي اعتقادي ميرحسين به خود او را اصولگرا و از جنس خود مي دانند.

شخص ميرحسين موسوي که نقش اول اين سناريوي تکراري را بازي مي کند، تمايلي ندارد که اندک ديالوگي را روي صحنه به زبان آورد. او بيش از اينکه روي صحنه باشد، پشت صحنه است. هيچ نمي گويد. آرام و خاموش در ميانه اين دعوت ها مي ايستد و با حرکتي آرام از کنار تمامي آنها مي گذرد. آقاي نخست وزير ترجيح مي دهد در همايش ها و سمينارهاي فرهنگي و مراسم هنري حضوري تماشاگر - و نه در قالب سخنور - داشته باشد و بي آنکه کوچک ترين پاسخي به سوالات مکرر خبرنگاران بدهد، با لبخند با آنها خداحافظي کند.

تماشاگران گنگ اين سناريو همچون هر جوينده اي براي آنکه اندکي از ابهام ها و پرسش هاي ذهن شان را رفع و رجوع کنند، به صندوقچه اسرار يعني کتب و اسناد مکتوب سال هاي اول انقلاب رجوع مي کنند، هر چه بيشتر مي کاوي بيشتر به فاصله او با تزهاي اصلاح طلبي امروز پي مي بري.

او نه برنامه ريزي و بودجه ريزي و اقتصاد باز را مي پسندد و نه ارتباط با دنياي امروز و ديگر کشورهاي جهان را برمي تابد. او آنچنان بر استقلال کشور پاي مي فشرد که حتي در روزگار فروپاشي غرب و شرق همچنان معتقد است که «نه شرقي نه غربي» جمهوري اسلامي. پس چه نسبتي ميان آن تفکر با اين تفکر هست که اصلاح طلبان او را کانديداي مورد اجماع خود مي خوانند؟ نه ميرحسين به اين سوال پاسخ مي دهد نه دعوت کنندگان از او. پس چه انتظاري است که نسل سوم با وجود تمامي اين ابهامات ميرحسين موسوي را همچنان به عنوان بهترين کانديدا و مورد اجماع ترين فرد براي تصاحب کرسي رياست جمهوري بپذيرند؟ چرا نه خود او را مي شناساند و نه آنان که مي شناسندش؟
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:9 |

افزایش شمار بازداشت شدگان پرونده اسفندیاری - تاجبخش

بعد از گذشت يک هفته از پخش «اعترافات تلويزيونی» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، غلامحسين محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران اعلام کرد که «تعدادی از افراد مرتبط» با پرونده اين دو تن بازداشت شده اند.

هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، دو پژوهشگر ايرانی – آمريکايی هستند که بعد از ماهها بازداشت به اتهام «جاسوسی»، در حالی که هنوز در بازداشت به سر می برند، در يک برنامه تلويزيونی با عنوان «به اسم دموکراسی» حاضر شدند و از اقداماتی برای «پيشبرد دموکراسی» در ايران سخن گفتند.

اين اظهارات از سوی رسانه ها و شخصيت های تندروی ايرانی به «تلاش آمريکا برای تغيير نظام سياسی ايران، بدون خونريزی» تعبير شد و روزنامه های رسالت و کيهان در هفته جاری گزارش دادند که تعداد متهمان اين پرونده در حال افزايش است.

روزنامه رسالت – از روزنامه های تندروی محافظه کاران – روز شنبه هفته جاری در يادداشتی نوشته بود: «حلقه های ديگر زنجيره پروژه براندازی نرم، با هوشياری نهادهای امنيتی شناسايی شده اند، اما ذکر اسامی آنها به فرصت بعدی موکول شده است.»

  • «حلقه های ديگر زنجيره پروژه براندازی نرم، با هوشياری نهادهای امنيتی شناسايی شده اند، اما ذکر اسامی آنها به فرصت بعدی موکول شده است.»

روزنامه رسالت

به گزارش خبرگزاری فارس، وزير اطلاعات، روز چهارشنبه و بعد از نشست کابينه، در جمع خبرنگاران، اين گزارش روزنامه های محافظه کار را تاييد کرد.

در اين گزارش، بازداشت شدگان «عوامل مرتبط با بيگانه» خوانده شده اند و به نقل از وزير اطلاعات آمده است: «تشخيص نوع اتهام و جرم اين افراد بر عهده قاضی است.»

آقای محسنی اژه ای همچنين اظهار اميدواری کرد که «اسامی اين افراد و اتهامات آنها» منتشر شوند.

وی در پاسخ به سوالی درباره مرتبط بودن بازداشت شدگان اخير اين پرونده با برخی احزاب يا گروه های سياسی داخل در ايران، بدون اينکه بازداشت چنين افرادی را تکذيب کند، گفت: «عنوان کردن اين موضوع به اين نحو که آنها با حزب يا گروه خاصی مرتبط بودند، غلط است.»

وزير اطلاعات که پيش از اين گفته بود «اعترافات» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، «بار حقوقی» ندارند، اين بار گفت که بر اساس قانون، «همکاری مجرمان با دستگاه قضايی می تواند موجب تخفيف در مجازات آنها شود که البته آنها هنوز محاکمه نشده اند.»

هاله اسفندياری، مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعاتی «وودرو ويلسون» است که در سفری برای ديدار با مادر بيمار خود به تهران رفت و بازداشت شد. کيان تاجبخش نيز مشاور مرکز مطالعاتی «جامعه باز – Open Society» در تهران بود، با اتهاماتی مشابه با خانم اسفندياری بازداشت شد.

همزمان علی شاکری، فعال صلح ساکن لس آنجلس که او نيز تابعيت دوگانه ايرانی – آمريکايی دارد در ايران در بازداشت به سر می برد. مهرنوش سلوکی، يکی ديگر از بازداشت شدگان اخير است که تابعيت دو گانه ايرانی – فرانسوی دارد.

از وضعيت پرونده اين دو تن، در سه هفته اخير هيچ خبری منتشر نشده است.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:0 |

«اگر دانشجویان شکنجه نشده اند، چرا اجازه ملاقات نمی دهید؟»

فرین عاصمی

در حاليکه روز سه شنبه خانواده های مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در نامه سرگشاده ای با عنوان «رنجنامه» به رييس قوه قضاييه، از شکنجه های روحی و جسمی فرزندانشان خبر دادند، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی امروز در حاشيه جلسه هيات دولت، برخوردهای خشن با دانشجويان بازداشت شده را رد کرد.

در همين حال منابع دانشجويی از فشار بر احمد قصابان، دانشجوی دانشگاه امير کبير برای اعتراف اجباری خبر می دهند.

غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی امروز با تکذيب برخوردهای خشن با دانشجويان بازداشت شده، گفت که شرايط زندان و نوع رفتار زندان بان ها چنين چيزی که به قول برخی فشار بخصوصی به دانشجويان باشد، نيست.

عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و وکيل برخی از دانشجويان بازداشت شده در گفت و گو با راديو فردا می گويد طبق اصل ۳۸  قانون اساسی، هر نوع شکنجه اعم از جسمی و روانی ممنوع است و می افزايد:« بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی هيچ مقامی حق ندارد زندانی را شکنجه کند و اگر اقراری يا شهادتی بر اساس شکنجه باشد قطعا فاقد اعتبار قانونی است و حتی از نظر شرعی هم اعتبار ندارد.»

وی در ادامه درباره خبرها مبنی بر شکنجه شدن دانشجويان بازداشتی امير کبير و اعضای دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت می افزايد:« در باره اين دانشجويان ما هنوز نمی دانيم چه رخ داده است زيرا هيچ ارتباطی با دانشجويان نداريم. وقتی متهمی را بازداشت می کنند، او را در اختيار بازجو قرار می دهند و نه دسترسی به وکيل و نه خانواده خود دارد و معمولا روزهای اول سعی می کنند، ارتباط متهم را با دنيای خارج قطع کنند. ممکن است تحت بازجويی های شبانه و بيخوابی و بازجويی های هشت ساعته هم قرار بگيرد»

آقای سلطانی می افزاید:«.مجموعه اين عوامل می تواند در قابل شکنجه هم مطرح شود. تهديد و بی خوابی هم از مصاديق شکنجه است. البته ممکن است در پاره ای موارد با ضرب و شتم هم همراه باشد. ما هنوز درباره اين دانشجويان بازداشتی خبری نداريم و بايد ببينيم کسانی که آزاد می شوند، خودشان بيان کنند تا ما بتوانيم اظهار نظر کنيم. »

عبدالفتاح سلطانی در ادامه گفت و گو با راديو فردا می افزايد:« يکی از ضوابط و موازين دادرسی عادلانه اين است که در مرحله تحقيقات وکيل بايد حضور داشته باشد و تحقيقات بايد در حضور وکيل باشد. هر دادرسی و تحقيقاتی که بدون حضور وکيل باشد،قطغا می تواند سوال برانگيز باشد و می تواند فاقد اعتبار قلمداد شود.»

اين حقوقدان در ادامه با اشاره به فيلم برداری نيروهای امنيتی از منزل محمد هاشمی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، اين اقدام را محکوم می کند و می گويد:« من شنيده ام که نيروهای امنيتی وارد منزل يکی از اين دانشجويان شده اند و از اتاق خواب خود يا خانواده اش فيلم تهيه کرده اند. اين اقدام تعرض به حريم خصوصی ديگران است.تاسف انگيز اينکه علی رغم وجود نهادهايی به نام حقوق بشر در خود قوه قضاييه مثل ستاد حقوق بشر و هيات حقوق شهروندی اجازه داده می شود در بعضی موارد مخصوصا در زندان و بازداشتگاه ۲۰۹ اوين، چنين اتفاقاتی بيفتد.»

اين وکيل دادگستری  در پاسخ به سوالی درباره اظهارات وزير اطلاعات مبنی بر شکنجه نشدن دانشجويان بازداشتی می گويد: «اگر مقامات می گويند اين دانشجويان شکنجه نشده اند، چرا اجازه نمی دهند من يا خانواده هايشان با آنها ملاقات کنم. اگر واقعا اين دانشجويان در شرايط عادی هستند، چه اشکالی دارد که متهمی با خانواده يا وکيلش صحبت کند. همين که مقامات مانع اين ارتباط می شوند معلوم می شود که پشت صحنه اتفاقاتی افتاده است که نمی خواهند اين اتفاقات رو شود.»

اگر مقامات می گويند اين دانشجويان شکنجه نشده اند، چرا اجازه نمی دهند من يا خانواده هايشان با آنها ملاقات کنم. اگر واقعا اين دانشجويان در شرايط عادی هستند، چه اشکالی دارد که متهمی با خانواده يا وکيلش صحبت کند. همين که مقامات مانع اين ارتباط می شوند معلوم می شود که پشت صحنه اتفاقاتی افتاده است که نمی خواهند اين اتفاقات رو شود

عبدالفتاح سلطانی

وزير علوم نیز تکذيب می کند

از سوی ديگر محمد مهدی زاهدی، وزير علوم، تحقيقات و فناوری جمهوری اسلامی امروز درباره بازداشت تعدادی از دانشجويان و اعضای دفتر تحکيم وحدت و سازمان ادوار تحکيم وحدت گفت که بسياری از اين افراد دانشجو نبودند و برخی از سايت ها به دروغ، همه آن ها را دانشجو معرفی کرده اند.

بهنام سپهرمند، عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت درباره گفته های وزير علوم به راديو فردا می گويد:«اين مصاحبه ای که وزير علوم امروز انجام داد پيرو گفته های عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه در نخستين روز بازداشت دانشجويان است که گفته بود بازداشت شدگان دانشجو نبوده اند. شورای تهران دفتر تحکيم اين موضع را دارد که همان طور که انقلاب فرهنگی دوم که قرار بود از يک سال و نيم پيش شکل بگيرد و با اخراج اساتيد دگرانديش دانشگاه ها آغاز شد و با حکم هايی که به دانشجويان در دانشگاه ها داده شد، ادامه يافت و اکنون اين پروژه با همکاری وزارت علوم و نهادهای امنيتی پيگيری می شود. »

وی در ادامه می افزايد:« ده نفری که در ساختمان دفتر ادوار تحکيم بازداشت شدند، لزومی نداشته که دانشجو باشند. به جای اينکه بگويند اين افراد که هفت نفرشان دانشجو بودند و سه نفر عضو حزب ادوار دفتر تحکيم بودند، چرا بازداشت شدند، می گويند اين افراد دانشجو نبودند.»

بهنام سپهرمند، عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در ادامه می گويد:« شش نفری که از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در مقابل دانشگاه امير کبير روز ۱۸ تير تحصن کردند و هيچ کار خلاف قانونی انجام نداده اند نمايندگان دانشجويان دانشگاه های مختلف و انجمن های اسلامی به عنوان شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت انتخاب شده بودند و در سال های اخير فعال دانشجويی بوده اند. چطور است که زمانی که زندان افتاده اند و نمی توانند از حقو خود دفاع کنند، وزير علوم می گويد دانشجو نبوده اند. محمد مهدی زاهدی، وزير علوم به جای اينکه  برای آزادی اين دانشجويان کمک کند، به پرونده سازی برای آنها کمک می کند.»

به گفته اين عضو هيات رييس شورای تهران دفتر تحکيم وحدت، اين دانشجويان هيچ کدام از تحصيل منع نشده بودند و هيچ نامه موثقی مبنی بر منع تحصيل به آنها داده نشده بود.

بهنام سپهرمند در گفت و گو با راديو فردا می افزايد:«اکنون هم کارت های دانشجويی و مدارک تحصيلی آن ها هست و می توانيم آنها را به خبرگزاری ها ارائه دهيم.حالا که دانشجويان در زندان هستند و نيم تواننند از خود دفاع کنند و زير شکنجه هستند اين قضيه را پر رنگ می کنند که از آن سوء استفاده کنند.»

برادر علی نيکونسبتی: اگر شکنجه نمی کنيد اجازه ملاقات بدهيد

در همين حال محمد نيکو نسبتی، برادر علی نيکو نسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو با راديو فردا می گويد برادرش در وضعيت جسمی مناسبی نيست و تنها حدود ۲ دقيقه با خانواده اش تماس تلفنی داشته است. وی می افزايد:« يک سری خبرهايی هست که حکايت از شکنجه اين دانشجويان دارد. ما اميدواريم اين خبرها درست نباشد و از مقامات قضايی می خواهيم که واقعا اگر اين دانشجويان شکنجه نمی شوند نسبت به ملاقات ما با آنها اقدام کنند تا نگرانی ما در مورد شکنجه آنها رفع شود.»

محمد نيکو نسبتی در ادامه با اشاره به تماس تلفنی برادرش با خانه می گويد:« وقتی برادرم تماس گرفت نتوانست زياد صحبت کند و مشخص بود به تلفن او گوش می دهند. اما نمی دانم واقعا در آن لحظه تحت فشار بود يا نه ولی بالاخره همين که در سلول انفرادی است، تحت فشار قرار دارد چه جسمی و چه روحی.»

محمد نيکو نسبتی، برادر علی نيکو نسبتی در واکنش به گفته های وزير علوم جمهوری اسلامی مبنی بر اينکه افراد بازداشت شده در مقابل دانشگاه امير کبير دانشجو نبوده اند، می گويد:« تمام مدارک دانشجويی برادرم و ديگر متحصنين در دست است. حتی فرم انتخاب واحد آن ها هست. اين حرف صحت ندارد. تحصن آنها هم بسيار آرام بود، کوچکترين جرمی مرتب نشده اند و هيچ جای بازداشت نداشت.»

محمد نيکو نسبتی در ادامه می گويد هر روز به دادگستری مراجعه می کند اما جوابی به او و خانواده اش داده نمی شود.

 از وضعيت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خبری در دست نيست. آخرين خبری که از آنها داشته ايم اين بوده که ۸ تن از آنان در سلول انفرادی بسر می برند. به نظر می رسد فشار و شکنجه برای اعتراف گيری بر آنان زياد است و پروژه سوخته اعتراف گيری در مورد دانشجويان تحکيم و ادوار تحکيم انجام می شود

آرمان صداقتی

«رنجنامه» خانواده های دانشجويان بازداشت شده

در همين حال، با گذشت ۸۱ روز از بازداشت مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه تن از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و با گذشت ۱۱ روز از اعتصاب غذای اين سه تن، خانواده های اين دانشجويان روز گذشته در نامه ای که آن را «رنجنامه افشاگرانه» خوانده اند به رييس قوه قضاييه از شکنجه های شديد روحی و جسمی فرزندانشان شکايت کرده و خواستار رسيدگی فوری وی شده اند.

آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير و عضو هيات رييسه شورای ِ تهران ِ دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو  با راديو فردا از موارد ذکر شده در اين نامه می گويد:« در رنجنامه ای که توسط خانواده دانشجويان نوشته شده و به آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه فرستاده شده است، ذکر فشارها و شکنجه هايی که در اين مدت به سه دانشجوی دانشگاه امير کبير، مجيد توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان در زندان وارد شده، آورده شده است».

در اين نامه به ده مورد شکنجه جسمی و ۹ مورد شکنجه روحی که در مورد اين دانشجويان اعمال شده ، اشاره شده است.

آرمان صداقتی در ادامه گفت و گو با راديو فردا درباره شکنجه های روحی وارد شده به اين سه دانشجو می گويد:« در اين شکنجه ها  با نشان دادن حکم جعلی احراج پدر و مادر اين دانشجويان از محل های کار خود آغاز شده است. مادر احمد قصابان بيماری قلبی دارد و ماموران زندان در تمام مدتی که وی را در سلول انفرادی نگاه می داشتند، صدای تپش قلب برای او پخش می کردند. يک بار هم به او گفته شده که آزاد است و نزديک در خروج، او را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.»

آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت درباره شکنجه های جسمی وارد آمده بر احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی می گويد:« در شکنجه های جسمی که در مورد اين دانشجويان اعمال شده می توان به ضرب و شتم شديد آن ها به طوری که بيهوش شده اند، سرپا نگهداشته شدن آنها به مدت های طولانی و ضرب و شتم آنها توسط يک تيم هفت نفره اشاره کرد.»

نگرانی فعالان دانشجويی از پروژه اعتراف گيری

در همين حال آنچنانکه منابع دانشجويی می گويند، شکنجه های روحی و جسمی بر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت همچنان ادامه دارد.

آرمان صداقتی درباره آنچه پروژه اعتراف گيری از اين دانشجويان ناميده شده، می گويد:« از وضعيت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خبری در دست نيست. آخرين خبری که از آنها داشته ايم اين بوده که ۸ تن از آنان در سلول انفرادی بسر می برند. به نظر می رسد فشار و شکنجه برای اعتراف گيری بر آنان زياد است و پروژه سوخته اعتراف گيری در مورد دانشجويان تحکيم و ادوار تحکيم انجام می شود. »

حمايت از دانشجويان زندانی ادامه دارد

در همين حال بيش از صدها نفر از دانشجويان ايرانی، اسانيد دانشگاه ها، روشنفکران و فعالان سازمان های غير دولتی، در بيانيه ای به زندانی بودن بيش از ۲۵ دانشجو اعتراض کرده اند.

 آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در اين باره می گويد:« اين نامه توسط دانشجويان و فعالان دانشجويی در سراسر ايران نوشته شده است. نامه های زيادی در اعتراض به بازداشت دانشجويان تحکيم نوشته شده است. حتی گاه دانشجويانی که منتقد تحکيم هستند نيز اعتراض خود را به بازداشت دانشجويان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت بيان کرده اند.»

در همين حال کميته پيگيری آزادی فعالان دانشجويی، که برای اقدام برای آزادی بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه ايجاد شده است، با صدور اطلاعيه ای اعلام کرده مقامات قضايی از هرگونه پاسخگويی به سوالات، درباره بازداشت، اتهام، محل بازداشت، دستگاه مسوول بازداشت و وضعيت جسمی و روحی بازداشت شدگان دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت خودداری کرده اند.

از سوی ديگر اعظم طالقانی، دبير کل جامعه زنان انقلاب اسلامی در نامه ای سرگشاده به شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی و رييس قوه قضاييه، به برخوردهای انجام شده با دانشجويان اعتراض کرده است.

محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران نيز با اظهار تاسف از بازداشت تعدادی از دانشجويان گفت که برخی می خواهند حرکت سالم دانشجو را به آشوب وصل کنند و جريان دانشجويی را از بين ببرند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:55 |

3 مرداد 86

امیرانتظام دانشجویان را از پرداخت هزینه بی‌جا در شرایط كنونی برحذر داشت

کمیته‌ پیگیری دفتر تحکیم وحدت برای وضعیت دانشجویان در بند به دیدار «عباس امیرانتظام»، سخنگوی دولت موقت و قدیمی‌ترین زندانی سیاسی، رفتند.

به گزارش ادوار نیوز، در این دیدار که در منزل مهندس امیرانتظام شکل گرفت، دانشجویان به بیان دغدغه‌های خود پرداختند و مهندس امیرانتظام به عنوان قدیمی‌ترین زندانی سیاسی، به تحلیل شرایط سیاسی کشور و مشکلات موجود پرداخت و با حمایت از حرکت دانشجویان بازداشت‌شده در روز 18 تیر ماه، از بیانیه دانشجویان حمایت کرد و دیدگاه‌های خود را مطرح کرد.

امیرانتظام با بیان اینکه در مرخصی استعلاجی به سر می‌برد، گفت: بار پیش که به مرخصی طولانی مدت آمدم مربوط به سال 1375 می‌شود، آن زمان شرایط کشور خیلی آرام‌تر بود و اکنون که باز هم برای معالجه در خارج زندان به سر می‌برم، شرایط را خیلی بدتر می‌بینم.

در ادامه مهندس امیرانتظام با بیان اینکه «طرز تفکری وجود دارد که می‌گوید با تشکیلات گسترده می‌توانند تحول عظیمی در کشور ایجاد کنند»، عمل تشکیلاتی گسترده در حکومت‌های توتالیتری مانند ایران را کاری غیرممکن دانست و دانشجویان را از هزینه‌های بی‌فایده و احساسی‌گری بر حذر داشت.

وی شروط شکل‌گیری تحول در هر کشوری را آگاهی مردم و شرایط سیاسی جهان دانست و گفت: اگر این هر دو با هم باشند، تحول صورت می‌گیرد. با تبصره‌ای که در برخی از کشورها مانند شیلی، عراق و اندونزی شکل گرفت و تشکیلات خارجی منجر به تحول شدند.

وی با بیان اینکه عده‌ای همواره به دنبال این هستند که احساسات مردم را تحریک کنند، این عمل را بزرگترین خیانت دانست و نشانی از تحریک احساسات را در گفتمان کسانی دانست که در کسوت روحانیت همواره مردم را علیه افراد و کشورهای خارجی تحریک می‌کنند و بیان کرد:«مشت نمی‌تواند مقابل موشک بایستد. اما این امر باز هم باعث نمی‌شود که بنشینیم و بگذاریم آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. تنها باید ببینیم که چه زمانی باید عمل کنیم و چگونه عمل کنیم».

وی با اشاره به اقدامات دولتمردان، اظهار داشت:در چنین شرایطی وظیفه ما آگاه کردن خودمان و ملت‌مان به شرایط خود و جهان است و نباید بنشینیم که اگر این طور بود، 27 سال پیش تسلیم می‌شدم و در زندان نمی‌ماندم، اما باید حقی را که می‌توانیم بگیریم.

وی در ادامه با توجه به اتهامات واهی که در سناریوسازی‌های حکومتی شکل می‌گیرد، اظهار داشت:اگر آنها بخواهند به اتهامات دانشجویان بیافزایند و زندان‌ها را پر کنند، به جایی نمی‌رسیم. راه حل نجات ایران این است که ما شرایط را بشناسیم و از این رو باید جمع‌های فکری دانشجویی شکل گیرد و با این جمع‌ها کار کرد.

وی همچنین در مورد موضع خود در مورد حرکت‌های اکنون جنبش دانشجویی، اظهار داشت: من همان آدمی هستم که پیشنهاد رفراندوم را مطرح کردم و اکنون هم دنبال آن هستم و از این‌رو از دانشجویانی که روز 18 تیر ماه تحصن کردند کاملاً دفاع می‌کنم.

وی در ادامه با بیان اینکه اکنون حکومت در مقابل شرایط جهانی و جوهای روانی آنها قرار دارد، دانشجویان را از هزینه بر حذر داشت و گفت: در این شرایط باید کم‌ترین هزینه را داد و افراد بی‌جهت به زندان نروند. من 27 سال هزینه داده‌ام و افتخار هم می‌کنم. از هزینه ابایی ندارم و اکنون 27 سال است خانواده‌ام را ندیده‌ام و تا کنون 27 عمل جراحی داشته‌ام و اکنون هم نمی‌گویم بنشینیم و استراحت کنیم. اما باز هم نباید درگیر احساسات شویم. زمانی آقای خاتمی از لاجوردی تقدیر کرد و به او و نظام حمله کردم و 5 سال هزینه دادم. و نمی‌گویم بنشینیم، در مورد همه مسائل اظهار نظر کنید، جمع‌های کوچک تشکیل دهید و عملکرد حکومت را نقد کنید. اما درگیر احساسات نشوید.

وی با اشاره به برخوردی که اکنون با دانشجویان می‌شود، این اقدامات را حرکتی در جهت ایجاد رعب و وحشت برای مردم و خانواده‌های این دانشجویان دانست و این قضیه با توجه به شرایط خانواده‌های ایرانی که تمام آمال خود را در فرزندان خود می‌بینند اهمیت بیشتری می‌یابد و نیروی آن‌ها را تحلیل می‌برند.

وی در پایان با تأکید بر اینکه ایجاد تشکیلات در حال و آینده در کشورهای توتالیتر که حکومت اجازه نمی‌دهد تشکیلاتی مقابل‌اش شکل گیرد، به دانشجویان توصیه کرد: کارهای خود را به شکل علنی و با حفظ روابط‌شان با دوستان خود، علی‌رغم کنتر‌ل‌های موجود، انرژی خود را حفظ کنند و بر آگاهی خود بیافزایند و با شناخت شرایط خود و کشور به نقد عمل‌کرد حکومت بپردازند.
امیرانتظام در مورد اتهاماتی که به دانشجویان وارد می‌شود، گفت: ورود به سیاست همواره با این مسائل همراه است. مهم این است که آنچه می‌ماند، پاکی شما در تاریخ است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:22 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

افشاگري‌ تكان‌دهنده از نقشه وهابيون براي زدن تير خلاص به اسلام در اروپا


بزرگ‌ترين تراژدي براي مسلمانان سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود، جهادي رسمي عليه تمام مسلمانان اعلام داشت. وهابيت بهترين چيزي است که مي‌تواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد. آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان و با نفوذ در فرهنگمان مي‌خواهند سنت اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند.

۳ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۲۹ تعداد بازديد : 6889 كد خبر : ۷۲۱۱۱

در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكان‌دهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسل‌كشي ده‌ها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهره‌مندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گسترده‌اي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.

در اين مقاله آمده است: هر تمدن، تراژدي مختص به خود را دارد؛ تزلزل‌ها و سقوط‌ها. تمدن اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست. اما بزرگ‌ترين تراژدي که ممکن است براي مسلمانان اتفاق بيفتند، سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که ديوانه‌اي از شهر نجده به نام «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود که خواهان قتل، غارت و خونريزي بودند، جهادي رسمي را عليه تمامي مسلمانان اعلام داشت. جهادي که هدفش بازگشت به نوعي از اسلام بود که تنها اينها آن را مي‌فهميدند و خود را وارثش مي‌دانستند، نه اسلامي که از ريشه‌هايش و زندگي پيامبر رحمت نشأت گرفته باشد.

با وجودي که خود اعلان جهاد از سوي وهابيون را نمي‌توان عملي قابل صرف نظرکردن پنداشت، بعد از آن شاهد کشتارها و قتل‌عام‌هاي وحشتناکي هستيم که فالانژهاي وهابي در سال 1802 در کربلا مرتکب شدند. جايي که هزاران مسلمان به قتل رسيدند، مورد هتک حرمت قرار گرفتند و حتي مساجد، مقبره‌ها و گورستان‌هايشان نيز از حملات اين گروه در امان نماند. بلافاصله کمي بعد از آن کشتار طائف در سال 1803 به وقوع پيوست تا سپس نوبت به مکه و مدينه برسد. در تمامي اين قتل عامها و کشتارها حتي زنان و کودکان و يا افراد سالخورده مستثني نشدند. شمشير وهابيت هزاران شهر مسلمان نشين را از بين برد و هزاران مسلمان را در خون خود غلتانيد.

در مورد تمامي اين اتفاق‌ها شايد هيچ چيز عجيب و غير‌معمول نمي‌نمود اگر وقوع آنها به هزاران سال قبل بازمي گشت. اما وهابيت ـ متأسفانه ـ امروز نيز قسمتي از مسائل روزمره ما شده است. درست در زماني که مسلمانان بوسني تصور مي‌کنند که توانسته‌اند با تحمل سختي‌هاي جنگ و رفع تجاوز متجاوزين صرب به هر نحو ممکن کشوري به نام بوسني و هرزگوين را روي پاهاي خود نگه دارند، يک سياهي جديد که به شدت خطرناک‌تر و وحشتناک‌تر است، در اين هياهوي هرروزه تعرض به مسلمانان، در حال فراگير شدن است. اکنون در حالي که جمعيت مسلمانان بوسني به اندازه‌اي کاهش يافته که شايد ديگر نتوان آنان را حتي به عنوان يک قوميت به شمار آورد و يا به مقاومت آنها در صورت تجاوزي دوباره اميدوار بود، ويروسي جديد و کشنده مسلمانان اين منطقه را تهديد مي‌کند که همان مسئله وهابيت است.

وهابيت در واقع بهترين چيزي است که مي‌تواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد و کاري را که اين دو، در طول دوران تجاوز موفق به انجامش نشدند، يعني از بين بردن اسلام در بوسني، به اتمام برسانند. وهابي‌ها از شرق و غرب، از عربستان سعودي و يا از مراکزي قدرتمند در اروپا، همان‌هايي هستند که نقش بدون افتخارشان را در جنگ بوسني به خوبي به ياد داريم و بدون هيچ گونه اشتباهي مي‌دانيم. اين زاده همان مثلث سياسي مسکو، لندن و پاريس است که در تمام دوران اعلام استقلال بوسني در سال 1991 با فشار بر اين کشور مسلمان‌نشين، شرايط را به گونه‌اي رقم زدند تا امروز ديگر امکان نفس کشيدن براي بوسني عملا از بين رفته باشد. اينها ديروز حق دفاع از خود را از مردم بوسني سلب کردند و امروز نيز وهابيت را به سوي بوسني روانه ساخته‌اند تا بوسيله اين سلاح مخفي خود هرچه سريع‌تر و البته راحت‌تر مسلمانان بوسني را از بين ببرند. با اين کار اروپا موفق خواهد شد تا مسئله حضور مسلمانان در اين قاره را که امروزه بيش از هر زمان ديگر در حال شکل‌گيري و ريشه دواندن است به طور کل منتفي نمايد. اما اين اتحاد نانوشته وهابيون با برخي مراکز قدرتمند غربي نيز چيز تازه‌اي نيست. سال 1865 را به خاطر بياوريم و توافق‌هاي بريتانيا با فالانژهاي سعودي ـ وهابي.

بدين ترتيب بعد از مسلمانان چچن، به عنوان يک گروه از مسلمانان که با آداب و رسوم خود زندگي مي‌کنند، مسلمانان بوسني و هرزگوين ديگر مردمي هستند که هدف وهابيت قرار گرفته اند. وهابيوني که قادر به تحمل فرهنگ و سنت اسلامي مردم بوسني نيستند و نزديکي اين مردم به تصوف، وجود تفاسير معنوي و ادبيات عرفاني را در اين کشور برنمي تابند، اينک به سرزمين بوسني و هرزگوين رسيده اند تا با هر آنچه که در توان دارند آخرين آثار سنت اسلامي را در اروپا نابود کنند. مساجد، مقبره‌ها، تکيه‌ها، مزارهاي مسلمانان و چيزهايي از اين دست مورد هدف وهابيت واقع شده‌اند. به بيان ديگر، وهابي‌ها هرآنچه که با قرائت منحصر به فرد خودشان از اسلام تطابق ندارد را از بين مي‌برند. وهابيون پيش از اين نيز زانوي اسلام را مورد هدف قرار داده بودند و هر چه که از زمان پيامبر اسلام براي مسلمانان محترم شمرده مي‌شد را نابود کردند. وهابي‌ها هرکجا که رسيدند دست به چنين اعمالي زدند. آنچه که اکنون در عراق، افعانستان و چچن رخ مي‌دهد، همه و همه نتيجه اعمال وهابي‌هاست. با ورودشان اعلام مي‌کنند که قصد کمک به مسلمانان را دارند اما در حقيقت چيزي که بعد از آنها باقي مي‌ماند، خون و خونريزي و قتل و کشتار است.

وهابيت اکنون براي بوسني و مسلمانانش نقشه‌ها کشيده است. اما مهمتر از همه آنکه اين بار آنها به سراغ بچه‌هايمان رفته اند تا در قالب افرادي بشر دوست که کمک‌هاي بشردوستانه برايمان آورده‌اند، روح و قلب ما را از آن خود کنند.

آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان در شهرها و روستاها و با نفوذ در فرهنگمان مي‌خواهند سنت و فرهنگ اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند. وهابي‌ها به رسانه‌ها نفوذ کرده‌اند، در مراکز آکادميک و مذهبي ما حضور دارند، در مساجد ما، در مراکز ديني ما، در دانشگاهايمان، همه جا.
امروز پس از عراق، افغانستان، چچن و فلسطين نوبت به بوسني و هرزگوين و مسلمانانش رسيده است.

مترجم: سيد ميثم ميرهادي




+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:9 |
 

خبر - سياسي
شماره : 8605030147
03/05/86 - 11:10


گلايه رهبر انقلاب از برپايي جشن تولد براي ايشان

 

خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از شنيدن خبر جشن گرفتن براي ايشان در يكي از استانها، به شدت از اين اقدام و صرف بودجه و وقت براي آن گلايه كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از شماره امروز روزنامه كيهان، از مدتي پيش روز 24 تيرماه شماري از ارادتمندان رهبر انقلاب فرارسيدن اين روز را به عنوان روز تولد رهبري به يكديگر تبريك مي گويند و امسال در تفاوتي با گذشته علاوه بر ارسال شاخه هاي گل، كارت تبريك، پخش شربت و شيريني، تهنيت از طريق پيام هاي تلفني و... برخي از روزنامه ها نيز، ستون و صفحه و يادداشت به اين روز اختصاص دادند.
بنا بر اين گزارش، چند سال پيش وقتي براي اولين بار سبدهاي گل و نامه هاي تبريك ميلاد به ايشان رسيد، در چند كلمه خطاب به يكي از نزديكان خويش نوشته بودند «اولاً، مولود اين حقير در تيرماه نيست و ثانياً؛ من و روز تولدم ارزش اين محبت ها را نداريم و اينها موجب شرمندگي من است، در عين حال لازم است از همه آنها تشكر شود.»
براساس گزارش كيهان، در اقدامي بي‌سابقه، امسال در يكي از استان ها به مناسبت سالروز تولد رهبر انقلاب جشني برپا و از برخي مسوولان براي حضور در اين مراسم دعوت كرده بودند.
پس از رسيدن اين خبر به آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان در حاشيه برگه‌اي كه حاوي آن خبر بود نوشته‌اند:
«اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان مسئول وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي گيرد به هيچ وجه متشكر نمي شوم و او را مسئول زيان هاي اين كار هم مي شناسم»...
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 8:59 |

اعتصاب سراسری کارگری اسراییل را فلج کرد

میترا فرهمند (اسراییل)

اعتصاب سراسری در اسراییل که از سوی اتحادیه کل کارگری این کشور آغاز شده است تمام بخش ها را فلج کرده و قرار است که از روز پنج شنبه فرودگاه های اسراییل را نیز در گیرد.

اعتصاب روز چهارشنبه با فراخوانی «هیستدروت» یا اتحادیه کل کارگری اسراییل صورت گرفته و موجب توقف کار در همه نهادهای دولتی و بسياری از موسسات، بنادر و بيمارستان های اين کشور شده است. تنها امور بسيار اضطراری و فوق العاده حساسمورد رسيدگی قرار خواهند گرفت.

اتحاديه کل کارگری در روزهای اخير هشدار داده بود که اگر دولت حاضر به افزايش دستمزد کارگران و کارمندان نشود و امتيازات آنها را افزايش ندهد، تمامی امور اسراییل را فلج خواهد کرد.

اتحاديه کل کارگری در روزهای اخير هشدار داده بود که اگر دولت حاضر به افزايش دستمزد کارگران و کارمندان نشود و امتيازات آنها را افزايش ندهد، تمامی امور اسراییل را فلج خواهد کرد.

عوفر عینی، رییس اتحاديه کل کارگری، شب گذشته در يک کنفرانس خبری اعلام کرد که وزارت دارایی به خواسته های اتحاديه بی اعتنایی کرده و تنها حاضر شده که حقوق کارمندان دولت را به ميزان سی شکل (

Shekel )، واحد پول اسراییل، افزايش دهد.

عوفر عينی به کنايه گفت: اين مبلغ پيشنهادی از سوی وزارت دارایی معادل يک ساندويچ کوچک کارگری است و اتحاديه اين پيشنهاد را يک  توهين بزرگ تلقی کرده و لذا اعتصاب را آغاز خواهد کرد.

در نتيجه درخواست های فراوان خانواده های اسراییلی که در اوج تعطيلات تابستانی و در آستانه سفر به خارج هستند، و نيز به خاطر ورود صدها نفر از مهاجران يهودی تازه وارد از فرانسه، اتحاديه کارگری موافقت کرد که تنها يک روز اعتصاب در بخش فرودگاه ها و پروازها را به تاخير اندازد.

از بامداد روز چهارشنبه، دهها شرکت هواپیمایی اسراییلی و خارجی که به سوی اسراییل پرواز می کنند يا از اسراییل به مقصد خارج به پرواز در می آيند، به ميزان چشمگيری بر شمار پروازهای خود افزوده اند.

فرودگاه اصلی اين کشور روز چهارشنبه شاهد حضور دهها هزار نفر بود که شتابان خود را به پروازها می رسانند.

اتحاديه کارگری اعلام کرده که تا تامين مطالبات اين اتحاديه از بامداد روز پنجشنبه هيچ پروازی انجام نخواهد شد.

تمامی وزارتخانه های دولت اسراییل شامل اعتصابی شده که آغاز شده و هيچ يک از ارباب رجوع این ادارات پذيرفته نمی شوند.

تنها وزارت دفاع اسراییل اعلام کرده که به دلايل خاص خود، به برخی از مراجعات حساس پاسخ می دهد.

اتحاديه کارگری تاکيد دارد که دولت اسراییل از منابع مالی سرشاری برخوردار است و می تواند وضعيت مالی کارگران و کارمندان را بهبود بخشد.

دولت اولمرت با مراجعه به دادگاه های کار، خواهان لغو اعتصاب و مجبور کردن کارگران و کارمندان به بازگشت به سر کارهای خود شده است.

رییس اتحاديه کارگری اعلام کرده که با آغاز اعتصاب، سطح مطالبات افزايش خواهد يافت و دولت اهود اولمرت ناچار خواهد شد که بهای سنگين تری برای جلب رضايت کارگران و کارمندان بپردازد.

اما طبق تجربيات پيشين، دادگاه های کار، معمولا در کنار خواسته های اتحاديه کارگری قرار می گيرند و از صدور حکم به نفع دولت خودداری می کنند.

نخستین اعتصاب چند سال اخیر

اعتصاب های سراسری در اسراییل امری بی سابقه نيست. اما اين نخستين بار در چند سال اخير است که چنين اعتصابی در حالی برگزار می شود که حزب کارگر، بخشی از ائتلاف دولت محسوب می شود.

رییس پيشين اتحاديه، عمير پرتز بود که بعدها با رسيدن به رهبری حزب کارگر، به چتر هم پيمانی با دولت وارد شد و به مقام وزارت دفاع رسيد.

او اخيرا مقام رهبری حزب کارگر را درانتخابات داخلی اين حزب از دست داد و از پست وزارت دفاع نيز کناررفت.

اتحاديه کارگری در ماه های اخير هيات رییسه جديدی انتخاب کرد که اعضای آن گفته اند: برای احقاق حقوق کارگران و کارمندان به هم پيمانی حزب کارگر با دولت کنونی توجه نخواهند کرد و به مبارزات لازم دست خواهند زد .

اعتصاب در حال حاضر شامل رسانه های گروهی نمی شود، زيرا بخش بزرگی از امور رسانه های گروهی اسراییل، مانند روزنامه ها و شبکه های راديویی و تلويزيونی در دست بخش خصوصی است .

رییس اتحاديه کارگری اعلام کرده که با آغاز اعتصاب، سطح مطالبات افزايش خواهد يافت و دولت اهود اولمرت ناچار خواهد شد که بهای سنگين تری برای جلب رضايت کارگران و کارمندان بپردازد.

سيستم اقتصادی اسراییل بر اساس بازار آزاد است اما اتحاديه کل کارگری می کوشد در اين وضعيت نيز قدرت خود را حفظ کند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 16:43 |

«نيروگاه اتمی تا پاييز ۸۷ راه اندازی نمی شود»

روسیه روز چهارشنبه اعلام کرد که نيروگاه اتمی بوشهر تا پاييز سال ۲۰۰۸ میلادی - ۸۷ خورشیدی - راه اندازی نمی شود.

بر اساس گزارش خبرگزاری ريانووستی روسيه، ايوان ايستومين، رييس يکی از شرکت های تابعه اتم استروی اکسپورت، پيمانکار اصلی نيروگاه بوشهر گفته است: «امروز ما می توانيم اعلام کنيم که راه اندازی نيروگاه اتمی بوشهر در پاييز سال جاری واقعيت ندارد.»

وی افزود که زمان واقعی آغاز به کار اين نيروگاه، پاييز سال ۲۰۰۸ خواهد بود.

پيشتر مقامات روسی اعلام کرده بودند که عدم پرداخت پول کافی از سوی ايران، روند تکميل و آينده نيروگاه را در ابهام قرار داده و نمی توان زمان مشخصی برای بهره برداری آن تعيين کرد.

اما ایران این ادعا را رد کرد و گفت که سر موقع اقساط خود را پرداخت کرده است. وزیر نیروی ایران نیز ماه گذشته با اطمینان از راه اندازی نیروگاه بوشهر اعلام کرد که برق تولیدی این نیروگاه آذرماه امسال وارد مدار خواهد شد.

اختلافات مالی ایران با شرکت روسی پیمانکار نیروگاه بوشهر سبب شد تا مذاکراتی برای حل و فصل اين اختلافات در تهران و مسکو صورت گيرد ولی به نظر می رسد که طرف روسی حاضر نشده است تا درباره راه اندازی اين نيروگاه بر طبق قرار قبلی عمل کند.

اختلافات مالی ایران با شرکت روسی پیمانکار نیروگاه بوشهر سبب شد تا مذاکراتی برای حل و فصل اين اختلافات در تهران و مسکو صورت گيرد، ولی به نظر می رسد که طرف روسی حاضر نشده است تا درباره راه اندازی اين نيروگاه بر طبق قرار قبلی عمل کند.

ايران  و روسيه در ۲۶ سپتامبر سال ۲۰۰۶ ميلادی  توافقنامه ای را امضاء کردند که بر اساس آن، روسيه متعهد شد تا پايان سپتامبر سال ۲۰۰۷ ميلادی واحد اول نيروگاه اتمی بوشهر را به صورت آزمايشی راه اندازی کند.

بر اساس اين توافقنامه، قرار بود که نيروگاه اتمی بوشهر در نوامبر سال ۲۰۰۷ ميلادی راه اندازی شود و طرف  روسی موظف شد شش ماه پيش از راه اندازی فيزيکی، سوخت اين نيروگاه را که ۹۰ تن  است به تهران ارسال کند.

ارزش قرارداد نيروگاه اتمی بوشهر به يک ميليارد دلار بالغ می شود.

روسيه به واسطه مخالفت های بين المللی با ايران به خاطر برنامه های هسته ای آن تحت فشار قرار گرفته است تا از ساخت نيروگاه اتمی برای تهران دست بردارد.

جمهوری اسلامی ايران متهم است که در پوشش برنامه صلح آميز هسته ای خود به دنبال توليد بمب اتمی است، ولی تهران اين ادعاها را رد کرده و می گويد که هدف از این برنامه، توليد برق است و حاضر است که در اين زمينه با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری کند.

روز سه شنبه و پس از مذاکرات نمایندگان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام شد که بازرسان آژانس هفته آینده به ایران سفر می کنند تا از راکتور آب سنگین اراک بازدید کنند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:56 |
تاريخ انتشار : ١٠:١ ٢/٥/١٣٨٦
 

سياست:نامه اصولگرایان مستقل به رئیس جمهور
متن کامل نامه اصولگرایان مستقل به رئیس جمهور در خصوص خطر انسداد رسانه ای

جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد 
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

با سلام و احترام
مستحضريد كه امروزه رسانه هاي گروهي در فرآيندها و تعاملات داخلي و بين المللي جوامع و دولت ها نقش بي بديل و پيچيده اي را ايفا مي كنند. رسانه ها اكنون فراتر از شكل دهي افكار عمومي بعنوان "قدرت نرم" جهت تثبيت و پشتيباني حكومت ها و يا فروپاشي و اضمحلال دولت هاي متخاصم بكار ميرود و لذا سالانه بودجه هاي هنگفتي توسط كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه صرف گسترش فعاليت هاي رسانه اي در داخل و خارج از مرزها ميشود.
در بعد داخلي نيز رسانه ها در بسياري از چالش ها و مسائل غامض سياسي، فرهنگي و اجتماعي، بعنوان بازويي درخور اطمينان در كنار دولتها قرار مي گيرد و بلكه در جهت تحكيم و پيشبرد سياست ها و برنامه هاي نظام سياسي كشور با نقد سازنده و تلاش براي اصلاح وضع موجود ، ياريگر دولت هاست.
در واقع، امروزه تنها جوامعي در مسير توسعه متوازن ، موفق ارزيابي مي شوند كه با احراز شاخصه هاي آزادي بيان از لحاظ تنوع و تكثر ، پاسخگوي نيازها، انتظارات و مطالبات فراگير جامعه باشند.
بدين ترتيب به پشتوانه اصل 24 قانون اساسي از ساليان پيش تكثر و تنوع رسانه اي سرفصل برنامه هاي توسعه و دستور كار مديران و برنامه ريزان فرهنگي كشور قرار گرفته است، تا اين نظام مقدس به جايگاه مطلوب و در خور شأن انقلاب اسلامي و متناسب با ظرفيت هاي فرهنگي و انساني خود در جامعه جهاني دست يابد. و البته ثمره اين تلاش ، آزادي فكر و انديشه ، گسترش نقادي و نقد پذيري صريح و شجاعانه، شفافيت و صداقت حاكمان، امانتداري و پاكدامني صاحبان قدرت خواهد بود. هرچند چنين امر عظيمي كم و بيش با خطا و اشتباه از سوي اصحاب رسانه همراه بوده است كه اين نيز خود با نقد همراه با سعه صدر قابل اصلاح است.
اما متاسفانه در يكي دو سال اخير، فضاي تحرك و نشاط و اميد در اين حوزه جاي خود را به فضاي تند تهديد و برخورد داده است و از اين دست تحولات تلخ و ناخوشايند در عرصة رسانه، مي توان به چنين مواردي اشاره كرد: كشمكش بر سر اداره خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا) و جبهه بنديهايي كه نتيجه آن ايجاد يك طرف مغلوب و يك طرف غالب آن هم در داخل بدنه دولت بوده است ، اصرار بر تغيير مديريت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بدليل نپسنديدن مشي و روش حرفه اي اين رسانه، فيلترينگ سايت هاي پرمخاطبي مثل بازتاب، توقيف موقت روزنامه سياست روز و همچنين اجراي دستورالعملي بنام آئين نامه خبرگزاريهاي غيردولتي كه فاقد وجاهت قانوني بوده و از حيث حقوقي بدليل ناديده انگاشتن نقش قواي مقننه و قضائيه مورد خدشه و ابهام است و در حاليكه به استناد آن سايت ها و خبرگزاريهاي فعال و موثر فيلتر مي شوند تعدادي از سايت هاي مدعي وابستگي به دولت عليرغم همه نوع اهانت به شخصيت هاي حقيقي و حقوقي در حاشيه امن قرار مي گيرند. بدين بيافزاييد اظهارنظرهاي عجيب وزارء ، معاونين و مشاوران محترم رياست جمهوري در وجود يك "كودتاي خزنده" يا "توطئه سازمان يافته عليه دولت " و يا سلب حق هرگونه نقد دولت از رسانه هاي غيردولتي و برخورد گزينشي با رسانه هاي غيردولتي در ارائه كمك هاي نقدي مصرح در قانون بودجه سال 85 و 86 كشور و البته در اين اواخر فشار بي سابقه بر خبرگزاري غيردولتي كار ايران (ايلنا) كه موجب استعفاي مديرعامل و پس از آن فيلترينگ اين خبرگزاري رسمي و داراي مجوز با سابقه طولاني و مؤثر در اين عرصه گرديده است.

جناب آقاي رئيس جمهور!
اين قبيل برخوردها همه حكايت از اين واقعيت دارد كه شاخصه هاي مربوط به فعاليت رسانه هاي مستقل و غيروابسته به دولت روز به روز تنزل يافته و تداوم اين روند جامعه را با نوعي انسداد در عرصه اطلاع رساني مواجه خواهد ساخت كه اين امر گردش آزاد اطلاعات در جامعه را دچار اختلالات جدي خواهد كرد و نيز اعتبار رسانه هاي داخلي را نزد مخاطبان داخلي و خارجي و افكار عمومي كاهش مي دهد.
طبيعي است در چنين شرايطي رسانه هاي قدرتمند وابسته به نظام سلطه ، فرصت خواهند يافت افكار عمومي داخل را به نحو دلخواه مديريت نمايند، چرا كه در شرايط غيبت فعاليت رسانه هاي مستقل، افكار عمومي نيازمنديهاي خبري و اطلاعات مورد نيازش را از مجاري ديگر تامين مي نمايد.
لذا ما بعنوان جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از شما انتظار داريم كه بعنوان رئيس قوه مجريه بر اساس اصل 24 قانون اساسي مصرح بر ((آزاد بودن نشريات و مطبوعات در بيان مطالب مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد)) نگراني ها و دغدغه هاي اهالي رسانه و همچنين التهابات افكار عمومي بدليل برخوردهاي پيش آمده را جدي تلقي نموده ودر شکلی واقعی با تحمل نفد وگسترش ظرفیت نفد پذیری و با تذكر به مسئولان ذيربط ضمن كمك به احياي رسانه هاي آسيب ديده ، شرايطي را فراهم آوريد تا ديگر شاهد برخوردهايي از اين دست نباشيم./
با تقديم احترام
اصولگرايان مستقل
مرداد ماه 1386

نقل از شبکه خبری صدرا
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:35 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

زنداني سابق گوانتانامو خود را منفجر كرد


ژنرال چيما خاطرنشان كرد: ‌زماني كه نيروهاي امنيتي به مخفيگاه عبدالله مهسود حمله كردند وي خود ر ابا يك نارنجك منفجر كرد و كشته شد.

۲ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۰ تعداد بازديد : 5947 كد خبر : ۷۲۰۶۷

مقامات پاكستاني گفتند كه يك زنداني سابق گوانتانامو كه به اتهام ربودن دو مهندس چيني در سال 2004 در پاكستان تحت تعقيب بود، امروز (سه شنبه) در جريان درگيري با نيروهاي امنيتي خود را با يك نارنجك منفجر كرد.

به گزارش ايسنا، ژنرال جواد چيما، سخنگوي وزارت كشور پاكستان به خبرگزاري فرانسه گفت: عبدالله مهسود، شبه نظامي عضو طالبان براي اجتناب از دستگير شدن پس از حمله‌ي سربازان به مخفيگاهش، خود را منفجر كرد.

كشته شدن اين شبه نظامي طالبان در حاليست كه فشار آمريكا بر روي پرويز مشرف، رييس جمهور پاكستان براي اقدام نظامي عليه مخفيگاه‌هاي القاعده و طالبان در مناطق قبيله‌يي‌نشين هم مرز با افغانستان در حال افزايش است.

ژنرال چيما خاطرنشان كرد: ‌زماني كه نيروهاي امنيتي به مخفيگاه عبدالله مهسود حمله كردند وي خود ر ابا يك نارنجك منفجر كرد و كشته شد.

مهسود 32 ساله در سال 2004 رهبر شبه نظاميان طالبان در وزيرستان جنوبي شد.

در اكتبر سال 2004 شبه نظاميان طالبان به رهبري مهسود به وسيله ربودن دو مهندس چيني شاغل در پروژه‌ي چند ميليون دلاري يك سد برق آبي در وزيرستان جنوبي خواستار پايان اقدامات ارتش شدند.

مهسود كه 25 ماه را در زندان گوانتانامو سپري كرد، در مارس 2004 از اين زندان آزاد شد، ولي پس از آن از دست مقامات پاكستاني گريخت.

وي از آن زمان از سوي نيروهاي پاكستاني تحت تعقيب بود.

گفته مي‌شود كه وي در حملات مرزي عليه نيروهاي ناتو و نيروهاي تحت امر آمريكا در افغانستان دست داشته است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:21 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

تظاهرات خاخامها و يهوديان آمريكا عليه اسراييل


وي تصريح كرد كه بين مردم ايران و آمريكا دوستي و نزديكي وجود دارد و اين دولت آمريكا است كه مقصر است.

۳ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۸:۲۷ تعداد بازديد : 444 كد خبر : ۷۲۰۹۳

هزاران تن از خاخامها و يهوديان مقيم آمريكا كه با سياست و اساس رژيم صهيونيستي مخالفند، روز سه‌شنبه در مقابل دفتر نمايندگي اسراييل در نيويورك تظاهرات اعتراض آميز برپا كردند.

تظاهركنندگان شعار مي‌دادند كه با اعمال زشت و غيرانساني اسراييل در سرزمينهاي اشغالي مخالفند.

سازمان "يهوديان واقعي تورات" و "يهوديان عليه صهيونيزم"، باني اصلي برپايي اين تظاهرات بودند.

شعار "پليس اسراييل به هيچكس در جهان جوابگو نيست" روي يكي از پلاكاردهاي آنها نوشته شده بود.

يكي از شركت‌كنندگان در اين تظاهرات كه خواست نامش ذكر نشود، به خبرنگار ايرنا گفت: اسراييل و آمريكا در جهت مخالف با خواسته‌هاي خداوند حركت مي‌كنند.

او نسبت به سقط جنين در اسراييل و آمريكا اعتراض كرد و گفت كه اين اعمال خلاف خواست خداي بزرگ مي‌باشند.

وي تصريح كرد كه بين مردم ايران و آمريكا دوستي و نزديكي وجود دارد و اين دولت آمريكا است كه مقصر است.

"لويي منچاكا" يكي از مسيحيان آمريكايي كه به جمع تظاهركنندگان يهودي پيوسته بود، گفت كه دولت آمريكا و اسراييل قصد دارند تا ازدواج همجنس بازان را قانوني كنند كه مخالفت صريح با خداوند بزرگ است.

باب يك يهودي آمريكايي گفت: "وقتي كه در ايران گفته مي‌شود آمريكا شيطان بزرگ است در حقيقت به نوعي به شيطان توهين كرد چرا كه حداقل شيطان اول در خدمت خداوند بود و او را عبادت مي‌كرد و بعد طغيان كرد ولي اينها از روز اول در جهت مخالفت با خداوند حركت كرده‌اند. چگونه مي‌توانند به كودكان مذهبي مسيحي، مسلمان و يهودي نيويورك بگويند كه ازدواج زن با زن يا مرد با مرد اشكالي ندارد، اين خود ترويج فساد است."
وي گفت: "من يك آمريكايي هستم و آمريكا را دوست دارم ولي مردم ايران را هم دوست دارم و اميدوارم كه روابط بين مردم ايران و آمريكا بيشتر و بهتر شود."
همزمان با برگزاري اين تظاهرات، دو يهودي كه احتمالا اعضاي دفتر نمايندگي اسراييل بودند، با شعارهاي "شما نازي هستيد"، سعي داشتند در اين مراسم اخلال كنند.

اين تظاهرات تحت تدابير شديد پليس نيويورك برگزار شد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:17 |
    سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

لاريجاني:غني‌سازي براي ايران همچون نفس‌كشيدن است


وی تصریح کرد: غنی سازی اورانیوم برای ایران همچون"نفس کشیدن" است و اینکه ایران حرکت سانتریفیوژها را در نیروگاه غنی سازی نطنز متوقف نخواهد کرد، حتی اگر دولت بوش ضمانت های امنیتی پیشنهاد دهد.

۳ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۰:۵ تعداد بازديد : 11 كد خبر : ۷۲۰۹۹

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرد که ایران غنی سازی اورانیوم خود را متوقف نخواهد کرد و در صورت تحریم های بیشتر از سوی غربی ها به آن پاسخ خواهد داد .

به گزارش خبرگزاری مهر،"علی لاریجانی" درگفتگو با روزنامه ایندیپندنت خاطر نشان کرد که آمریکایی ها از انجام مذاکره برای پایان دادن به مناقشه بر سر برنامه هسته ای ایران " فرار می کنند."

وی تصریح کرد: غنی سازی اورانیوم برای ایران همچون"نفس کشیدن" است و اینکه ایران حرکت سانتریفیوژها را در نیروگاه غنی سازی نطنز متوقف نخواهد کرد، حتی اگر دولت بوش ضمانت های امنیتی پیشنهاد دهد.

لاریجانی در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است ایران در صورت دریافت ضمانت های امنیتی از آمریکا و گرفتن این قول از آن مبنی بر عدم تغییر نظام، درمسئله عدم تعلیق غنی سازی تجدید نظر کند ، پاسخ داد:" ما نیازی به ضمانت های امنیتی آمریکا نداریم. من رابطه ای بین این دو موضوع نمی بینم. این گفته شما مثل این است که بگوییم اگر آمریکایی ها به شما ضمانت امنیتی بدهند آیا شما آمادگی دارید تا از نفس کشیدن دست بردارید."

دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران در گفتگوی 90 دقیقه ای خود با شش روزنامه نگار از انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا با بیان این مطلب که پیشنهاد ایران برای ایجاد یک کنسرسیوم بین المللی به منظور غنی سازی اورانیوم در داخل ایران از سوی آمریکایی ها رد شد، افزود :" آنها نمی خواهند که ایران فناوری هسته ای داشته باشد و این یک اشتباه استراتژیک است، زیرا ایران هم اکنون نیز به این دانش دست یافته است."

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:14 |

«نگرانی از فشارهای جسمی و روحی بر منصور اسانلو»

بهروز کارونی

با گذشت بيش از دو هفته از بازداشت منصور اسانلو توسط ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران، خانواده اين فعال کارگر زندانی، از احتمال اعمال فشارهای جسمی و روحی در زندان اوين، ابراز نگرانی می کنند.

رييس هيات مديره مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، روز ۱۹ تير بازداشت شد و مقام های قوه قضاييه جمهوری اسلامی، اتهام او را اقدام عليه امنيت کشور اعلام کرده اند.

مادر منصور اسانلو درگفت و گو با راديو فردا، با ابراز نگرانی از وضعيت نامعلوم فرزند زندانی اش و اينکه از او بی خبر است، افزود که همراه با همسر آقای اسانلو به مراجع قضايی مراجعه کرده، اما جز اينکه تا يک ماه آينده، حق ملاقات با وی را نخواهند داشت، پاسخ ديگری دريافت نکرده اند. ضمن آنکه مسئولان معاونت امنيت و دادستانی تهران از دادن وقت ملاقات به آنان خودداری می کنند.

او اتهام اقدام عليه امنيت کشور به فرزندش را رد کرد و از مقام های جمهوری اسلامی ايران خواست تا فرزند زندانی اش را آزاد کنند.

پروانه اسانلو، همسر رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، نيز در گفت و گو با راديو فردا، با اشاره به اينکه معاونت امنيت دادسرای عمومی و دادستانی تهران، پاسخ روشنی درمورد وضعيت منصور اسانلو نداده اند، گفت:«از ۱۲ روز پيش تاکنون، هيچ خبری از همسر زندانی خود ندارد.»

پروانه اسانلو از سلامتی همسر خود ابراز نگرانی کرد و احتمال داد که او در زندان تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته باشد.

وی همچنين از سلامتی همسر خود ابراز نگرانی کرد و احتمال داد که اين فعال کارگر زندانی تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته باشد.

تلاش برای گرفتن مصاحبه ساختگی با منصور اسانلو

صادق کارگر، فعال سنديکايی، با اشاره به برخورد دولت جمهوری اسلامی ايران با فعالان جنبش مدنی، مانند کارگران، دانشجويان و زنان، اعتقاد دارد که دولت محمود احمدی نژاد درصدد ريشه کن کردن اين جنبش است، زيرا آن را با منافع خود در تضاد می بيند.

او در گفت و گو با راديو فردا افزود:«با مصاحبه هايی که با چند پژوهشگر ايرانی – آمريکايی انجام شد، مشخص شد که مقام های ايران می خواهند مشکلات ناشی از سياست های خود را به گردن فعالان صنفی و بيگانگان بگذارند. آنان فکر می کنند که با اين اقدام می توانند اذهان مردم را منحرف کنند.»

آقای کارگر  افزود:«اما مردم به خوبی متوجه هستند و می دانند که اين مشکلات توسط رژيم ايران بوجود آمده است و تا زمانی که حل نشوند، اعتراض های مردم ادامه خواهد داشت و گسترش هم خواهد يافت.»

به اعتقاد اين فعال سنديکايی، «در مورد منصور اسانلو، با توجه به اينکه وی با مبارزات سنديکايی اش تبديل به چهره سرشناسی شده است، مقام های جمهوری اسلامی ايران می خواهد با بازداشت او از ساير فعالان کارگری در ايران زهر چشم بگيرد و بترساند.»

او اضافه کرد:«به علاوه، حکومت در نظر دارد از همان مصاحبه های ساختگی ای که با پژوهشگران ايرانی – آمريکايی مانند خانم اسفندياری انجام داد، با آقای اسانلو نيز ترتيب دهد و بتواند به فعاليت سنديکايی در ايران پايان دهد و افکار عمومی در ايران و جهان را از فعالان کارگری برگرداند.»

صادق کارگر، اما، تاکيد کرد که آگاهی روزافزون جامعه ايران، محبوبيت سنديکای کارگران شرکت واحد در ميان کارگران و اکثريت مردم و حمايت گسترده جامعه بين المللی از حرکت های صنفی و دموکراتيک در ايران، مانع از پيشبرد اين سياست دولت جمهوری اسلامی ايران خواهد شد.

حکومت در نظر دارد از همان مصاحبه های ساختگی ای که با پژوهشگران ايرانی – آمريکايی مانند خانم اسفندياری انجام داد، با آقای اسانلو نيز ترتيب دهد و بتواند به فعاليت سنديکايی در ايران پايان دهد و افکار عمومی در ايران و جهان را از فعالان کارگری برگرداند.

صادق کارگر

با اين حال، وی با اشاره به سوابق حقوق بشری جمهوری اسلامی ايران، از احتمال آسيب رسيدن به آقای اسانلو در زندان ابراز نگرانی کرد.

انتقاد از اتهام وارد آمده به رييس سنديکای کارگران شرکت واحد

عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ايران، در گفت و گو با راديو فردا، با انتقاد از اتهام اقدام عليه امنيت کشور که به آقای اسانلو زده شده است، گفت:«بايد توجه داشت که اين اتهام اصولا در قانون به عنوان يک اقدام مجرمانه خاص ذکر نشده است.»

آقای سلطانی با ابراز تاسف از اينکه رويه غلطی وجود دارد که اتهام اقدام عليه امنيت کشور به فعالان کارگری، دانشجويی و زنان زده می شود، افزود:« اين اتهام به تنهايی معنا ندارد و بايد گفته شود که فرد بازداشت شده، دقيقا چه اقدام يا جرمی مرتکب شده است.»

اين حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر اشاره کرد که بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی، اين وظيفه جمهوری اسلامی  ايران است که جرم سياسی را تعريف کند.

وی اضافه کرد:«اما به رغم گذشت حدود ۳۰ سال، هنوز اين اقدام انجام نگرفته است. اين درحاليست که قوه قضاييه بايستی ظرف سه ماه پس از تصويب قانون احزاب، جرم سياسی را تعريف کند، اما به اين وظيفه خود عمل نکرده است.»

عبدالفتاح سلطانی افزود:«حال، متهمان سياسی بايد تاوان اين بی توجهی و قصور را بدهند.»

او اين رفتار و برخورد را با موازين حقوق بشر و قانون اساسی جمهوری اسلامی ناسازگار دانست و گفت:« به عبارت ديگر اين برخورد به معنای خفه کردن  هر صدای منتقد و معترضی است که بخواهد عملکرد جريان قدرت طلب را زير نقد ببرد.»

اين حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر درمورد ابراز نگرانی خانواده منصور اسانلو از وضعيت اين فعال کارگر زندانی، که سابقه بيماری چشم و قلب هم دارد، گفت:«اگر آقای اسانلو در سلول انفرادی باشد، بر اساس رای ديوان عدالت اداری در سال ۱۳۸۲، برخلاف قانون به شمار می رود. اگر چشم بند به ايشان زده باشند و بازجويی رو به ديوار شده باشد، رابطه متهم با خانواده اش قطع شود و محروميتش از داشتن وکيل، همه و همه، اقداماتی غيرقانونی و از موارد آشکار نقض حقوق بشر به شمار می روند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:10 |

آمريکا بنياد شهيد ایران را تحریم کرد

دولت آمريکا روز سه شنبه ۲۴ ژوئيه، يک بنياد ايرانی از جمله شاخه آمريکايی اين بنياد را، به خاطر آنچه حمايت از گروه شبه نظامی حزب الله خوانده شد، تحريم کرد.

اقدام وزارت خزانه داری آمريکا، بنياد شهدا و سازمان خيريه گودويل در ايالت ميشيگان را که دولت به عنوان «دفتر جمع آوری کمک مالی» شناسايی کرده، در بر می گيرد.

استوارت ليوی معاون وزارت خزانه داری آمريکا در امور تروريسم و اطلاعات ملی گفته است: «ما به سازمان هايی که در راه جمع آوری کمک مالی از تروريسم حمايت می کنند، اجازه فعاليت نمی دهيم.»

دولت آمريکا همچنين شرکت لبنانی القارد الحسن را که گفته می شود حزب الله از آن به عنوان سرپوشی برای اداره فعاليت مالی خود استفاده می کند، هدف قرار داده است.

 استوارت لیوی معاون وزارت خزانه داری آمريکا می گوید به سازمان هايی که از تروريسم حمايت می کنند، اجازه فعاليت نمی دهيم

قاسم عليق و احمد الشامی، دو شهروند لبنانی نيز مشمول اقدام وزارت خزانه داری آمريکا شده اند.

آمريکا می گويد آقای عليق، يک مقام حزب الله است که زمانی مدير شاخه لبنان بنياد شهيد بوده است.

به گفته مقام های آمريکايی، اين فرد اکنون مدير شرکت ساختمانی جهاد البينا است که در لبنان توسط افراد حزب الله تشکيل شد و اکنون نيز توسط حزب الله اداره می شود.

الشامی نيز، به گفته وزارت خزانه داری آمريکا، به طور متناوب در تماس با سازمان خيريه گودويل بوده و پولی که آقای الشافی از اين سازمان دريافت کرده، در اختيار بنياد شهدا قرارمی گرفته است.

مسدود شدن حساب های بانکی

اقدام وزارت خزانه داری آمريکا، بدين معنی است که هر شماره حساب بانکی يا دارايی مالی در ايالات متحده آمريکا که به اين افراد تعلق داشته باشد، مسدود خواهد شد. آمريکايی ها نيز از انجام معامله با اين افراد و سازمان ها منع شده اند.

به گفته وزارت خزانه داری آمريکا، جی سی او يا سازمان خيريه گودويل، از زمان تاسيس، مقدار قابل ملاحظه ای پول برای بنياد شهدای لبنان فرستاده است.

اين بنياد، به گفته مقام های آمريکايی، کانال حمايت مالی ايران به حزب الله، حماس، جهاد اسلامی و «گروه های تروريستی ديگر» است.

اعضای ارشد اين بنياد به گفته مقام های آمريکايی، در عمليات ضد اسراييلی سال گذشته حزب الله، به طور مستقيم دخالت داشته اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:7 |

«شواهد دخالت ايران در عراق را ارايه کرديم»

سفير آمريکا در عراق، روز سه شنبه دوم مرداد ماه پس از پايان دور دوم مذاکرات ميان هيئت های ايرانی و آمريکايی گفت  هيئت تحت سرپرستی او، اسناد و شواهد حمايت تهران از برخی از فعاليت های شبه نظاميان در عراق را به هيئت ايرانی ارايه کرده است.

ديويد کروکر رييس هيئت نمايندگی آمريکا در مذاکرات با ايران، پس از پايان ديدار ميان هيئت های دو کشور، با خبرنگاران گفت و گو می کرد.

آقای کروکر، گفت: «ما مانند گذشته، نگرانی خود را نسبت به فعاليت ايرانی ها در راستای حمايت از عناصر خشن شبه نظامی، چه از طريق آموزش و چه از طريق مسلح کردن این عناصر ابراز کرديم.»  او افزود ما افرادی را در بازداشت خود داريم که که از دخالت جمهوری اسلامی سخن گفته اند.

سفير آمريکا در عراق همچنين گفت  تا آنجا که می شد برای ايرانی ها روشن کرديم که اين مذاکرات، بايد به نتيجه قابل لمس برسد و نه فقط به قول و قرار، و نتايج موجود تا کنون دلگرم کننده نبوده است.

سفير آمريکا در عراق گفت  تا آنجا که می شد برای ايرانی ها روشن کرديم که اين مذاکرات، بايد به نتيجه قابل لمس برسد و نه فقط به قول و قرار، و نتايج موجود تا کنون دلگرم کننده نبوده است

او همچنين گفت: برای ما جای ترديدی درباره حمايت (ايران از فعاليت های شبه نظامی) وجود ندارد. در اين مورد جای بحثی وجود ندارد و ما به خوبی می دانيم آنها چه می کنند. اين ديگر با آنهاست که تصميم خود را در اين باره بگيرند.»
 
 هم سفير ايران و هم سفير آمريکا پس از پايان مذاکرات، از تشکيل کميسيون فرعی امنيتی که در سطح کارشناسی يا فنی، مسايل مربوط به امنيت، از جمله مساله شبه نظاميان، القاعده يا امنيت مرزی را بررسی کند، سخن گفتند.

به گزارش ايسنا خبرگزاری دانشجويان ايرانی، حسن‌ کاظمی‌ قمی‌ رييس هيئت مذاکره کننده ايرانی پس از اين مذاکرات گفته است: «در اين‌ جلسه‌ برخی‌ از اشتباهات‌ نيروهای‌ خارجی‌ مستقر در عراق‌ و مشکلات‌ ناشی‌ از اشغال‌ عراق‌ به‌ آن‌ها گوشزد شد که‌ مورد پذيرش‌ طرف‌ آمريکايی‌ قرار گرفت.»

آقای کاظمی قمی همچنين گفت: «اگر آمريکايی‌ها درصدد جبران‌ اين‌ خطاها نباشند بدون‌ شک‌ بر مشکلاتشان‌ در عراق‌ افزوده‌ خواهد شد و به‌ طور طبيعی‌ اين‌ مساله‌ بر ملت‌ و دولت‌ عراق‌ هم‌ فشار وارد خواهد کرد.»

او افزود جمهوری اسلامی «از هر اقدامی که‌ به‌ برقراری‌ امنيت‌  بازسازی‌ و در اختيار گرفتن‌ کامل‌ مسووليت‌ها از طرف‌ دولت‌ عراق‌ کمک‌ می‌کند‌ کوتاهی‌ نخواهد کرد.»

واکنش ايران به اظهارات وزارت امور خارجه آمريکا

محمد علی حسينی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز سه شنبه دوم مرداد ماه، در واکنش به اظهارات سخنگويان وزارت امور خارجه آمريکا و کاخ سفيد پيرامون ارسال تسليحات و آموزش شبه نظاميان در عراق از سوی ايران ، اين اظهارات را «فرافکنی و اظهارات کذب» خواند.

او گفت: «پر واضح است انگيزه اصلی طرح ادعاهای واهی و تکراری نسبت به جمهوری اسلامی صرفا با هدف تحقق نيازهای روانی و تبليغاتی آمريکا انجام گرفته و طرح اينگونه اظهارات به منظور فريب افکارعمومی مردم نگران وخسته از سياست های جنگ افروزانه دولتمردان آمريکا صورت می گيرد.»
 
ایران رفتار خود را تغییر دهد

سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا روز دوشنبه ابراز اميدواری کرد که مذاکرات ميان آمريکا و ايران به تغيير رفتار جمهوری اسلامی در رابطه با عراق منجر شود.

شان مک کورمک با اشاره به دور اول مذاکرات ميان ايران و آمريکا در بغداد گفت: «در رفتار ايران در رابطه با عراق تاکنون تغيير چشمگيری را مشاهده نکرده ايم.»

وی از تناقض رفتار و گفتار ايران در رابطه با برقراری ثبات و امنيت در عراق انتقاد کرد.

سخنگوی وزارت امورخارجه امريکا گفت: «اگر آنها (ايرانی ها) واقعا می خواهند تغييری در عراق را مشاهده کنند، بايد رفتار و حرف های خود را منطبق کنند.»

در همين زمينه تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفيد، از «اسناد و مدارک بی شماری» که نشان از قاچاق سلاح و مهمات از ايران به داخل عراق دارند سخن به ميان آورد و گفت اين سلاح ها و مهمات باعث مرگ سربازان آمريکا و مردم عراق می شوند.

آقای اسنو همچنين تاکيد کرد که مذاکرات بغداد فرصتی است، که «تعهد و پايبندی ايران به گفته هايش درباره برقراری ثبات در عراق» مورد ارزيابی مجدد قرار گيرد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:6 |

حزب الله و توانایی «حمله به هر نقطه از خاک اسراییل»

شیخ حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان، چند روز پس از دیدار با رییس جمهوری اسلامی ایران،  اعلام کرد که گروه وی از توانایی نظامی کافی برای حمله به هر نقطه ای از خاک اسراییل برخورداراست.

وی تاکید کرده که حزب الله به تجدید سازماندهی خود دست زده  و اکنون می تواند هر طرح نظامی را برای حمله به اسراییل به مرحله اجرا درآورد.

در مصاحبه ای که قرار است روز دوشنبه، از شبکه تلويزيونی عرب زبان الجزيره پخش شود، و بخش های کوتاهی از آن پيشاپيش منتشر شده، حسن نصرالله از آنچه که «قدرت بالای نظامی حزب الله برای سامان دادن هر گونه حمله به اسراییل» ناميده، سخن گفته است.

به گزارش الجزيره، وی در اين مصاحبه تاکيد کرده که در طول نبرد ۳۳ روزه تابستان گذشته با ارتش اسراییل نيز، حزب الله از توانایی کافی برای انجام حملات موشکی به تمامی خاک اسراییل برخوردار بود و اگر تنها به شليک راکت های کوتاه برد به بخش های شمالی اسراییل و شليک چند موشک به نقاط نزديک به نواحی مرکزی اسراییل اکتفا کرد، اين امر از تصميم تاکتيکی حزب الله ناشی می شد.

حزب الله نيروهای خود را به گونه ای سازماندهی کرده که از نبرد گذشته درس عبرت لازم را آموخته و به نقاط ضعف اسراییل پی برده و برنامه های نظامی خود را اکنون بر روی بهره گيری از اين نقاط ضعف اسراییلی ها تنظيم کرده است.

شیح حسن نصرالله

نصرالله در مصاحبه با الجزيره تاکيد کرده که «حزب الله نيروهای خود را به گونه ای سازماندهی کرده که از نبرد گذشته درس عبرت لازم را آموخته و به نقاط ضعف اسراییل پی برده و برنامه های نظامی خود را اکنون بر روی بهره گيری از اين نقاط ضعف اسراییلی ها تنظيم کرده است.»

شبکه الجزيره اعلام نکرده که مصاحبه با حسن نصرالله را چه هنگام و در کجا انجام داده است. دبيرکل حزب الله  از پايان نبرد سال گذشته، تنها چند بار در انظارعمومی ديده شده است.

اسراییل می گويد، نصرالله در پناهگاه های مستحکم زيرزمينی زندگی می کند.

اسراییل که در طول نبرد سال گذشته، چند بار برای از بين بردن آقای نصرالله تلاش کرد و اقامتگاه وی در منطقه «ضاحيه» در جنوب شيعه نشين بيروت را با بمب های متعدد ويران کرد، تاکيد کرده که در هر کجا که نصرالله را بيابد، عليه وی اقدام خواهد کرد .

حسن نصرالله پنجشنبه گذشته در سفر يک روزه محمود احمدی نژاد به سوريه، در اقامتگاه رییس جمهوری اسلامی ايران حضوريافت و با وی ديدارکرد.

به گزارش خبرگزاری ايرنا، احمدی نژاد در ديدار با وی گفت: « ملت لبنان در جنگی تمام عيار با اسراییل پيروز شد در حالی که اسراییل روز به روز ضعيف تر می شود.»

احمدی نژاد در کنفرانس خبری مشترک با رییس جمهوری سوريه نيز «يک تابستان داغ که با پيروزي های پی در پی برای ملت های منطقه و شکست برای دشمنان همراه  باشد» پيش بينی کرد.

آمادگی نصرالله برای حمله به «هر نقطه ای در خاک اسراییل» در حالی بيان شده که نيروهای صلح سازمان ملل در جنوب لبنان در آخرين گزارش خود در روزهای اخير اعلام کردند که دهها مقر حزب الله در جنوب لبنان و در نزديکی مرز شمالی اسراییل برچيده شده و حزب الله بسياری از راکت ها و جنگ افزارهای خود را از اين محل خارج کرده است.

با وجود اين، نماينده ويژه دبيرکل سازمان ملل هفته گذشته در گزارشی که به شورای امنيت ارائه کرد، تاکيد نمود که از طريق خاک سوريه مقادير گسترده ای جنگ افزار همچنان برای حزب الله و ساير گروه های مسلح لبنانی و فلسطينی به خاک لبنان می رسد.

هر چند سوريه در پاسخ رسمی خود اين گزارش را رد کرد اما مقامات سياسی و نظامی اسراییل می گويند: سيل اسلحه، جنگ افزار و انواع موشک از سوی جمهوری اسلامی ايران برای حزب الله همچنان روان است.

حسن نصرالله  بازسازی زرادخانه حزب الله را که در نبرد سال گذشته آسيب جدی ديد، تاييد کرده و آن را «حق طبيعی» اين گروه دانسته است.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 16:33 |

برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در بغداد

 در حالی دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا روز سه شنبه  در بغداد برگزار می شود که سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا گفته است این گفت وگوها  فقط به اوضاع عراق محدود خواهد شد.

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا روز دوشنبه ۲۳ ژوئيه ابراز اميدواری کرد که مذاکرات ميان آمريکا و ايران به تغيير رفتار جمهوری اسلامی در رابطه با عراق منجر شود.

آقای مک کورمک با اشاره به دور اول مذاکرات ميان ايران و آمريکا در بغداد گفت: «در رفتار ايران در رابطه با عراق تاکنون تغيير چشم گيری را مشاهده نکرده ايم».

آقای مک کورمک از تناقض رفتار و گفتار ايران در رابطه با برقراری ثبات و امنيت در عراق انتقاد کرد.

سخنگوی وزارت امورخارجه امريکا گفت:«اگر آنها (ايرانی ها) واقعا می خواهند تغيير در عراق را مشاهده کنند، بايد رفتار و حرف های خود را يکی کنند».

در همين زمينه تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفيد، از «اسناد و مدارک بی شماری» که نشان از قاچاق سلاح و مهمات از ايران  به داخل عراق دارند سخن به ميان آورد و گفت اين سلاح ها و مهمات باعث مرگ سربازان آمریکا و مردم عراق می شوند.

آقای اسنو نيز تاکيد کرد که مذاکرات بغداد فرصتی است، که به ابتکار دولت عراق شکل گرفته، تا تعهد و پايبندی ايران به گفته هايش درباره برقراری ثبات در عراق مورد ارزيابی مجدد قرار گيرد.

آقای مک کورمک، پيشتر تاکيد کرده بود که  ايران می تواند با  انجام اقداماتی چون توقف «فراهم کردن منابع مالی و آموزش و فن آوری لازم» برای کسانی که قصد کشتن نيروهای آمريکايی در عراق دارند و کسانی که در تلاش دامن زدن به تنش های قومی هستند، حسن نيت خود را نشان دهد.

 دور اول گفت وگوها  ایران و آمریکادر خرداد ماه سال جاری در بغداد برگزار شد. در اين گفت وگو ها حسن کاظمی قمی، سفير جمهوری اسلامی در عراق، و رايان کروکر، سفير آمريکا در عراق حضور داشتند
به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، اطمينان يافتن از ايمنی نيروهای آمريکايی درعراق، برای آمريکا، اولويت مهمی است. 

«فقط درباره عراق گفت وگو می کنیم »

در همین حال، تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفيد، روز دوشنبه گفت در مذاکرات ايران و آمريکا  در بغداد شامل موضوع هایی چون آمریکایی های ایرانی تبار بازداشت شده  نخواهد شد.

آقای مک کورمک نیزدر پاسخ  به اين سوال که آيا موضوع هايی مانند وضعيت آمريکايي های ايرانی تبار که توسط  جمهوری اسلامی بازداشت شده اند در دستور کار اين مذاکرات قرار خواهد گرفت، گفت اين در جهت منافع هيچ کس نيست که از مسايل ديگر به عنوان اهرم فشار در نشست بغداد استفاده کند.

دور اول اين گفت وگوها در خرداد ماه سال جاری در بغداد برگزار شد. در اين گفت وگو ها حسن کاظمی قمی، سفير جمهوری اسلامی در عراق، و رايان کروکر، سفير آمريکا در عراق حضور داشتند.

دور اول اين مذاکرات نخستين مذاکرات رسمی دو کشور از زمان قطع روابط ديپلماتيک در سال ۱۳۵۹ خورشيدی بود و به موضوع «بحران عراق» اختصاص داشت.

منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران، و شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه امريکا، هفته گذشته  آمادگی واشينگتن  و تهران را برای آغاز دور جديد گفت گوها درباره امنيت و ثبات عراق اعلام کرده بودند. 

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:52 |

Monday, July 23, 2007

ترمه خوش دست روزگار

دو هفته پیش بچه های روزنامه اعتمادملی خبر دادند که می خواهند ويژه نامه ای برای سيمين دانشور در آورند گفتمشان نیت خیر مگردان که مبارک فالی است. گفتند سهم تو چه.چنين بود که رفتم و بخشی از کتاب هنوز منتشر نشده نام و یاد را بيرون کشيدم و فرستادم. و در فرصتی که دست داد همين تکه را برای ابراهيم گلستان هم خواندم . هم دوست هفتاد و چند ساله خانوادگی با سيمين خانم. که اگر نمی دانيد بدانيد يکی از بهترين کارهایش نامه بلندی به سيمين خانم است درباره آقاجلال که در تهران در انتظار مجوز است برای چاپ.
آقای گلستان دو نکته هم تذکر داد که گفتن ندارد درست و به جا بود و عمل شد.سيمین خانم اما هیچ تذکری ندادند، همين طور لبخندکی زده بودند
اما ويژه نامه ای که آقای ولی زاده برايش زحمت ها کشيده بود و طرح ها داشت، ماند. چرا که سيمين خانم به بيمارستان منتقل شدند قبل از آن که گفتگوی بزرگ ممکن شود. و چنين شد که من که خبر شدم کار سيمين خانم سخت شده است به دلم افتاد که بايد اين نوشته را وقتی به حليه طبع بیارایم که هنوز دنيای بد ما به وجود خوب خانم دانشور مزين باشد. دوست ندارم که سوکنامه کسی شود که خودش را برای خودش دوست داشتیم و داریم.
در عین حال بگویم کتاب نام و یاد، همچنان که از نامش پیداست درباره افراد است و جاها. و اين از جمله تکه هائی است که دوستش دارم.
 
نقل از:   http://masoudbehnoud.com/2007/07/blog-post_23.html
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:47 |
 
يکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶ - ۲۲ ژوئيه ۲۰۰۷

 

قیام ملی ۳۰ تیر گرامی باد

 

جنبش ملی کردن صنعت نفت بدون تردید مفیدترین , اصیل ترین و کم هزینه ترین حرکت سیاسی اجتماعی ملت ایران در طول یک قرن اخیر است . این جنبش سرنوشت ساز از یکسو به آزادی و مردم سالاری اعتقاد راسخ داشت و در یک جو دموکراسی کم نظیر خیزش مردم را به پیش برد و از سوی دیگر حرکتی استقلال طلبانه و ضد استعماری بود که عدالت اجتماعی را نیز در صدر اهداف خود قرار داده بود . در دوران نهضت با شکوه ملی کردن نفت یک نقطه اوج جاویدان و فراموش نشدنی همواره جلب نظر مینماید و آن روز 30 تیر 1331 یعنی روز قیام ملی بی مانند ملت ایران به حمایت از مصدق بزرگ رهبر نهضت ملی است . آنچه که وقوع این روز تاریخی را سبب گردید با حوادث روزهای قبل از آن در ارتباط است . در آن روزها از یک طرف دکتر مصدق جنبش ملی را در جهت استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی به پیش میبرد و در طرف دیگر دربار و هیئت حاکمه وابسته به بیگانه هر روز توطئه تازه ای را در مقابل نهضت ملی طراحی میکردند و برای اجرای این توطئه ها بیشتر از همه ارتش مورد سوء استفاده شاه و حامیان خارجی او قرار میگرفت . دکتر مصدق برای جلوگیری از این تحرکات ضد ملی و برای به کنترل در آوردن ارتش در روزهای آخر تیر ماه و هنگام معرفی کابینه جدید خود درخواست نمود که بر طبق قانون اساسی پست وزارت دفاع ملی را شخصا بعنوان مسئول اول قوه اجرائیه کشور در اختیار داشته باشد . شاه با این مسئله مخالفت نمود و مصدق به دلیل این مخالفت در روز 26 تیر از مقام نخست وزیری استعفا داد و بدنبال آن فراکسیون جبهه ملی در مجلس هفدهم مردم را به حمایت از مصدق فرا خواند و روز 30 تیر را برای ابراز این حمایت همگانی تعیین کرد . در روز ۳۰ تیر در سراسر کشور اعتصاب عمومی بمنظور حمایت از مصدق صورت پذیرفت.  در تهران این اعتصاب کامل تر و گسترده تر بود و از اولین ساعات صبح گروههای مختلف مردم با شعارهای «مصدق پیروز است » و « یا مرگ یا مصدق » به خیابانها ریختند . نتایج این قیام ملی عصر همان روز روشن شد. عقب نشینی نیروهای نظامی از خیابانها و تسلیم شدن شاه , پیروزی ملت و بازگشت پیروزمندانه دکتر مصدق بر اریکه نخست وزیری , پیروزی آزادی و شکست استبداد و خودکامگی و باقیماندن دهها کشته و صدها زخمی در سطح خیابانها و بدینگونه حماسه خونین ۳۰ تیر با پیامی روشن و همیشگی برای نسلهای آینده ایران جاودانه گردید . آری برای مقابله با انحراف و استبداد باید متحد بود دامن همت بر کمر زد و برای بدست آوردن آزادی هزینه پرداخت .        

 

درود به ارواح پاک گلگون کفنانی که حماسه جاویدان 30 تیر را آفریدند.

 

تهران -  هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران            

30 تیر 1386                                     

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:43 |

شیرین عبادی هم به "براندازی نرم" متهم شد

همزمان با احضار مدیران مسئول برخی از روزنامه‌ها به دادگاه،، روزنامه رسالت با استناد به مطالب روزنامه کیهان از شیرین عبادی به عنوان یکی از متهمین پروژه براندازی نرم نام برده است.
مدیران مسئول سه روزنامه  اعتماد، اعتماد ملی و کیهان به دادسرای کارکنان دولت احضار شده اند. گفته می‌شود دلیل احضار حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان شکایت شاکی خصوصی است. این درحالی است که روزنامه رسالت با ماخذ قرار دادن کیهان از خانم شیرین عبادی به عنوان یکی از متهمین پروژه براندازی نرم نام برده است.

http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=41865
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:27 |

رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري

رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري خطاب به رئيس قوه قضاييه

خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي ،آنچه را كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است را آشكار نمودند.در اين نامه كه با گذشت ۸۰ روز از بازداشت اين سه نفر نوشته شده است به  آزارهاي جسمي و رواني كه در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاييه درخواست پيگيري اين وضعيت شده است.
متن اين نامه به شرح زير مي باشد.
بسمه تعالي
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و تحيت
اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم.
همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند.
جناب آقاي شاهرودي
طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم:
آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره  و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال  اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به                      
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …
جناب آقاي شاهرودي
كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت.
آن چه روي داده است آنچنان  با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق  فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود.
جناب آقاي شاهرودي
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه  اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد.
بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با  پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان  اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد.
با تشكر و  تجديد احترام
خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري

http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=41871
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:21 |

معلمان ایران و کنگره فدراسيون آموزش بين الملل

بهروز کارونی

۱۷۰۰ نماينده معلمان ۱۷۰ کشور جهان، از روز يکشنبه، ۳۱ تير، در شهر برلين، پايتخت آلمان، گرد آمده اند تا مشکلات و مسايل مربوط به معلمان و آموزش را مورد بررسی قرار دهند.

علی خاکساری، سردبير هفته نامه توقيف شده «قلم معلم»، به نمايندگی از سوی تشکل های مستقل معلمان ايران دراين کنگره حضور يافته است.

قرار است وی در يک سخنرانی ۱۰ دقيقه ای، پيام معلمان ايران را به اطلاع ۱۷۰۰ نماينده معلمان جهان، و مسئولان عاليرتبه آموزش بين الملل، سازمان بين المللی کار(آی. ال. او)، کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، فدراسيون جهانی کارگران حمل ونقل و ساير فدراسيون های بين المللی تخصصی و کنفدراسيون های کشوری برساند.

آقای خاکساری، نخستين نماينده معلمان ايرانی است که در نشست های اين اتحاديه بزرگ معلمان در جهان شرکت می کند.

شيرزاد عبداللهی، کارشناس مسايل آموزشی در ايران، در مورد نتايج احتمالی شرکت نماينده تشکل های مستقل معلمان درکنگره فدراسيون آموزش بين الملل، به راديو فردا گفت:«اين اولين تماس بين تشکل های صنفی معلمان ايران با اتحاديه ها و سنديکاهای بين المللی معلمان در قالب فدراسيون آموزش بين الملل به حساب می آيد.»

او اشاره کرد که علی خاکساری می تواند تجارب و مشکلات صنفی و معيشتی و دستمزد معلمان ايران را دراختيار نمايندگان معلمان ۱۷۰ کشور جهان بگذارد و افزود:«نماينده تشکل های مستقل معلمان همچنين می تواند مشکلاتی را که بر سر راه ادامه فعاليت اين تشکل ها قرار گرفته است، مطرح کند.»

آقای خاکساری درنظر دارد  بگويد نگاه مسئولين و دولت به مطالبات صنفی معلمان، انتظامی و امنيتی است، در حالی که خواسته های معلمان درچهارچوب خواسته های سنديکايی و اتحاديه ای و کاملا صنفی است.

به گفته آقای عبداللهی، آقای خاکساری در گفت و گويی، به او گفته است درنظر دارد اين مسايل را مطرح کند و بگويد که در ايران، نگاه مسئولين و دولت به مطالبات صنفی معلمان، انتظامی و امنيتی است، در حالی که خواسته های معلمان درچهارچوب خواسته های سنديکايی و اتحاديه ای و کاملا صنفی است.

اين کارشناس مسايل آموزشی در ايران همچنين بر اين اعتقاد است که معلمان ايران حق دارند که همانند مسئولان آموزش و پرورش ايران، با همتايان خود ديدار و تبادل تجارب کنند و اين تجارب را در اختيار همکارانشان در داخل ايران بگذارند. تجاربی که درباره آموزش و تربيت است.

آقای عبداللهی سپس در پاسخ به اين پرسش که نتايج  عضويت تشکل های مستقل معلمان درفدراسيون آموزش بين الملل چه خواهد بود، با اشاره به حمايت های اين اتحاديه بزرگ جهانی از خواسته های صنفی معلمان در ايران و اعتراض به نحوه برخورد دولت با اين درخواست ها گفت:« فعالان حقوق معلمان به اين موضوع استناد می کنند که بر اساس قوانين داخلی ايران، تشکل يابی و اعتراض های صنفی و برگزاری اجتماعات مسالمت آميز جزو حقوق قانونی معلمان و همه شهروندان ايران است.»

وی اضافه کرد:«حمايت سازمان گسترده ای مانند آموزش بين الملل، که زير مجموعه سازمان بين المللی کار، آی ال او، است، تاثير بسيار مثبتی برای معلمان ايران خواهد داشت.»

اين کارشناس مسايل آموزشی در عين حال، با انتقاد از محدوديت هايی که برای تشکل های مستقل معلمان که در مراجع قانونی نيز ثبت شده اند، گفت:«متاسفانه تضييقاتی نيز برای برخی از فعالان حقوق معلمان ايجاد شده است و اخيرا حتی يکی از همکاران فرهنگی از کار برکنار شده است.»

شيرزاد عبداللهی درهمين ارتباط اشاره کرد:«در حال حاضر، بسياری از همکاران فرهنگی با وثيقه های سنگينی که داده اند، درانتظار جلسات محاکمه خود هستند.»

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:12 |

«حمله نظامی به ایران از دستور کار خارج نشده است»

گوردن براوون، نخست وزیر بریتانیا روز دوشنبه ۲۳ ژوئیه اعلام کرد که حمله نظامی علیه ایران از دستور کار خارج نشده اما همچنان اعتقاد دارد که تحریم ها می تواند ایران را به کنار گذاشتن برنامه های هسته ای آن وا دار کند.

آقای براوون در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به پرسشی درباره حمله نظامی به ایران گفت: به طور قطع اعتقاد دارم سیاست تحریم که ما علیه ایران در پیش گرقته ایم عمل می کند اما یقینا نخواهم گفت که «گزینه به خصوصی» از دستور کار خارج شده است.

اظهار نظر تازه نخست وزیر بریتانیا در حالی صورت می گیرد که وی در نخستین روزهای آغاز به کار خود در این مقام،  احتمال حمله نظامی به ایران را رد کرده بود.

از مقامات ایرانی می خواهم که متوجه باشند کشورهای دیگر در مورد گسترش برنامه های جنگ افزار اتمی این کشور چه احساسی دارند.

گوردون بروان

آقای براون در پاسخ به پرسش یکی از خوانندگان روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» که از وی پرسیده بود آیا قول می دهد لندن پس از کابوس عراق، به آمریکادر حمله به ایران ملحق نشود، گفته بود که نقشه ای برای حمله به ایران وجود ندارد.

نخست وزیر بریتانیا در آن زمان گفت: «ما همیشه خواهان حل بحران هسته ای ایران از طریق دیپلماسی و مذاکره بوده ایم. این بدان معنی است که ما باید از طریق سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا در رابطه با ایران عمل کنیم.»

شورای امنیت سازمان ملل متحد از دسامبر گذشته تاکنون دو قطعنامه تحریمی ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ را به دلیل سرپیچی ایران از خواست شورای امنیت به تصویب رسانده است.

شورای امنیت سازمان ملل از ایران می خواهد که غنی سازی اورانیوم را که ممکن است از آن برای تولید  بمب اتمی مورد استفاده قرار گیرد متوقف کند.

ایران تاکنون از این خواست شورای امنیت سرباز زده و می گوید که فعالیت های هسته ای آن در جهت استفاده صلح آمیز است.

آقای براون در مصاحبه مطبوعاتی روز دوشنبه خود با اشاره به قطعنامه سوم شورای امنیت گفت: از مقامات ایرانی می خواهم که متوجه باشند کشورهای دیگر در مورد گسترش برنامه های جنگ افزار اتمی این کشور چه احساسی دارند.

قطعنامه سوم؛ احتمالا در ماه سپتامبر

ديپلمات های غربی روز جمعه ۲۰ ژوئيه گفتند که تلاش برای تصويب و اعمال تحريم های شديدتر عليه ايران، به ماه سپتامبر موکول شد، با اين اميد که همکاری ايران و بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی، گسترش يابد.

ديپلمات های غربی روز جمعه ۲۰ ژوئيه گفتند که تلاش برای تصويب و اعمال تحريم های شديدتر عليه ايران، به ماه سپتامبر موکول شد، با اين اميد که همکاری ايران و بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی، گسترش يابد.

اين وقفه اعلام نشده به رغم سرکشی ايران در مقابل خواست شورای امنيت سازمان ملل متحد
 در دستور کار قرار گرفته است.

آژانس بین المللی انرژی اتمی تایید کرده است که تهران در هفته های اخير، همکاری در زمینه رفع ابهام ها پيرامون برنامه هسته ای خود را با آژانس از سر گرفته است.

در همين زمينه ايران موافقت کرده است که به بازرسان آژانس، تا پيش از پايان ماه ژوئيه، ماه جاری ميلادی، اجازه ديدار از راکتور آب سنگين اراک را بدهد.

بازرسی از اين تاسيسات، حدود چهار ماه پيش در واکنش به تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران، متوقف شد.

به گفته یک دیپلمات غربی، از دلايل تعويق تصويب قطعنامه جديد عليه ايران، اين است که شورای امنيت سازمان ملل متحد هم اکنون با مساله کوزوو مشغول است، آمريکا در عراق درگير است، روسيه در مقابل تحريم های بيشتر مقاومت می کند و فعاليت های ديپلماتيک در ماه های تعطيلی تابستان اصولا کندتر است.

به گفته اين ديپلمات، علاوه بر همه اين موارد، اين نکته که مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی از «برنامه عمل» تهران برای برطرف کردن شبهه نظامی بودن برنامه هسته ای ايران خبر داده، و نيز به علت کند شدن روند توسعه غنی سازی اورانيوم ايران،اميدها به حل مناقشه افزايش يافته است.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:8 |

احضار شادي صدر به دادسراي انقلاب

بعد از عباسقلي زاده - سه شنبه 2 مرداد 1386 [2007.07.24]

سارا مقدم

شادي صدر وكيل پايه يك دادگستري و مدير موسسه پلمپ شده "راهي" صبح ديروز يكم مرداد با برگه كتبي، به دادسراي انقلاب احضار شد.

محمد مصطفايي، ‌وكيل صدر، درباره علت احضار موكلش به روز گفت: در برگه اي كه از سوي دادسرا فرستاده شده، علت احضار موكلم ذكر نشده است.

وي قيد نشدن علت احضار را رويه اي عادي در دادسراي انقلاب دانسته و مي گويد: قانونا بايد علت احضار در برگه كتبي، قيد شود. ولي دادسرا در بسياري موارد اين كار را انجام نمي دهد. حتا در برگه ها عنوان "علت احضار" نوشته شده اما مقابلش خالي است.

مصطفايي در توضيح اينكه چرا اين رويه اي طبيعي است، مي گويد: وقتي براي متهمان، حكم صادر مي شود و بعد، به جاي ابلاغ به آنها يا وكلايشان، آنها را بي خبر از علت احضار، فرامي خوانند و متن حكم صادر شده را نشان مي دهند و مي گويند از رويش بنويس!، قيد نشدن علت احضار هم چيزي عادي مي شود.

اين وكيل دادگستري در پاسخ به اين سوال كه احتمال مي دهيد كه علت احضار چه باشد، مي گويد: دو احتمال وجود دارد؛ يكي اينكه اتهامها مشخص شده و خانم صدر را براي آخرين دفاع خواسته اند و ديگر اينكه ابهامهايي در پرونده وجود دارد و براي رفع اين ابهام، او را خواسته اند.

در متن احضاريه كتبي شادي صدر بندي كه به او حق داشتن وكيل يا شهود را مي دهد خط خورده است. همچنين طبق اين احضاريه در صورت عدم حضور در زمان تعيين شده، دادسرا حق جلب و صدور حكم غيابي را خواهد داشت.

صدر كه از فعالان جنبش زنان و عضو كمپين "قانون بي سنگسار" است، در اسفند ماه سال گذشته، 16 روز در زندان اوين به سر برد. اتهام پيشين وي همچون 32 تن از فعالان ديگر جنبش زنان، كه در روز 13 اسفند بازداشت شده بودند، اقدام عليه امنيت ملي ذكر شده بود. برخي از اين فعالان، از اتهام وارده تبرئه شدند و برخي نيز همچنان پرونده هايشان در حال رسيدگي است.

محبوبه عباسقلي زاده فعال ديگر جنبش زنان نيز سه روز پيش به صورت كتبي به دادسرا احضار شد.

صدر و عباسقلي زاده امروز به دادسراي انقلاب مراجعه مي كنند.

بازگشت به صفحه اول

 
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:49 |

اعتراض دانشجویی به زندانی بودن بیش از ۲۵ دانشجو


بدانید دانشجویان ایران آزادی یارانشان را نه با التماس که با فریاد حق طلبی می خواهند آزادی حق یاران دبستانی ماست. آنان را آزاد کنید، و خود را از مردابی که هر روز در آن فرو تر می روید نجات دهید. اگر قدری حقیقت جویی در وجودتان مانده بیاندیشید هیچ انسانی برای مرگ خود به گوری این سان وسیع که شما می کنید نیاز ندارد! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱ مرداد ۱٣٨۶ -  ۲٣ ژوئيه ۲۰۰۷


۱٨ دیگری در ماتم سپری شد
اما نه ماتمی از سوی دانشگاه، که دانشجو سکوت هم اگر می کند از غم نیست، فرصت اندیشیدن است و به دست و پا زدن های بیهوده ی ظلم کنندگان خندیدن. اما ظالم سکوت اگر می کند از ناتوانی است و فریاد هم اگر می زند از ناتوانی بیشتر!

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
و لکه ی ننگین ترس آنان که سال هاست از پشت خنجر زدن را مرام خویش کرده اند بر دروازه های آهنین دانشگاه پررنگ تر نشست تا عابران پیاده هم ببینند استخوان های دانشجو زیر ضربه ی پای چکمه پوشان خرد می شود اما نمی گذارد از این دروازه های مقدس پا فراتر نهند.

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
تا همگاه ببینند خاطره ی تجاوزی سهمناک با تجاوز های بیشتر پاک نمی شود و این زخم قدیمی را هر چه بیشتر تحریک کنند فریاد عدالت خواهی دانشجو بلندتر می شود و بلندتر شنیده خواهد شد. فریاد پدران و مادران آنان نیز و فریاد یاران و هم پیمانان آنان نیز و فریاد تمامی ستم دیدگان و رنج کشیدگان نیز... و بی این همه مگر چند نفر از ملت باقی می ماند جز همان خوش خدمتان و چاپلوسان همیشگی؟!

۱٨ تیر دیگری در ماتم سپری شد
تا نان به نرخ روز خوران بدانند، دروغ های آنان را تنها ساده دلان سر سپرده باور می کنند نه آنان که با ما زیسته اند و راه رفتن های ما را دیده اند. معنای تهمت های فساد و اعتیاد به دانشجو که فرزند ملت است جز آنکه ملتی را فاسد خطاب کرده باشید چیست؟ و اگر چنین است، این چه حکومتی است که ملتش همه فاسدند؟
نه آقایان! دانشجو تنها به یک چیز معتاد است و آن اندیشیدن در فرجام ظلم و زور و استبداد شماست!
حال که دوستان ما را گرفتید، خانه شان را ظالمانه غصب کردید و بر تمام اعمالتان ردایی از دل سوزی و خیرخواهی پوشاندید بدانید دانشجویان ایران آزادی یارانشان را نه با التماس که با فریاد حق طلبی می خواهند آزادی حق یاران دبستانی ماست. آنان را آزاد کنید، و خود را از مردابی که هر روز در آن فرو تر می روید نجات دهید.
اگر قدری حقیقت جویی در وجودتان مانده بیاندیشید هیچ انسانی برای مرگ خود به گوری این سان وسیع که شما می کنید نیاز ندارد!

آبتین سراهی طلب، آذر طاهری، آرام حمیدی، آرزو اسلامی، آرزو حیدری، آرش بهمنی، آرش پارسی پور، آرش حافظی، آرش نصیری اقبالی، ارزو یغمایی، آ رش کوهی، آرش کیا، آرمان صداقتی، آرمان مجیدی، آرمین صادقی پور، آریا عبدی، ارمیا ذوالریاستین، اریا ارین،   آزاد علی اکبر، آزاده احمدی، آزاده اکبری ، آزاده بنایی، آزاده کاظمی، آنیتا ملک، آیدا مهدوی، آیدا ابوالحسنی، آیدا راد، آیدا کنعانی، آیدین اخوان، ا حسان جوانمرد، احسان دولتشاه، احسان رمضانیا ن، احسان صلح جو، احسان ملاحسینی، احسان مهتدی، احسان کسگری، احمد باطبی، احمد حسینی، احمد خداداد، احمد خواجه، احمد عبادی نسب، احمد عبدالعلی، احمد عشقیار، احمد محصل، احمد مساحی، احمد میرزایی، احمدرضا حائری، ادریس خاچیکیان، اردلان نیکو نسب، اسد زمینی،اشکان آرش کیا، اشکان شریعتی، اصغر مولایی، اعظم مهرانی، افروز نیازی، افشین دیبا، افشین ایزدی، اکبر تبریزیان، اکبر دامغانی، اکبر صامت، اکبر صمصامی، اکبر مزارعی اکبرنیازی، اکبر زرگر، اکتای داراب زاده، البرز زاهدی، امیر حسین سیم‌ جور، امجد امجدی، امیر امیر قلی، امیر حسن نژاد، امیر سالاری، امیر رییسیان، امیر زاهدی، امیر عسگری، امیر کاکیا، امیر سلیمانی، امیر المولی، امیر الهی فرس، امیریزدان بخش، امیر حسین بهرامی، امیر حسین صالحی،امیرحسین اعتمادی، امیرحسین ایرجی، امیرحسین سلیمانیان، امیرحسین سیم جور، امین پویا، امین خسروی، امین قلعه ای،امین نظری، انوشه لبافیان طوسی، ابراهیم آقاجانی، ابراهیم شیزلی، ابراهیم مرادی، ابوا لفضل گنج خیبری، ارس ارمانی اسحاق نوذری، المیرا شاهوردی، النار محمدی، الناز انصاری، الناز ناطقی،الهام پیرو، الهام رفیع زاده، الهام عبادتی، الهام فقیهی، الهام گرامی، الهام محمدعلی رجب، الهام محمودپور، الهام یاوری، الهام یزدانیان، الهه ستاری، امید سعیدی، ایمان هاشمی نژاد، ایران سلطانی، ایرج طبابایی، ایلقار صمدزاده، ایلقار صمدزاده، ایمان رازی آبادی، ایمان مهرآبادی، ایلیا صدر

بابک فروتن، بابک ارانی فر، بابک داوودی،بامشاد نوری، بردیا حیدری، بلال مراویسی، بنفشه رنجی، بنفشه یغمایی، بهار اعتماد، بهاره آزادی، بهاره فرشید، بهاره گیلانی، بهراد صفایی، بهرام اسماعیل بیگی، بهرام راد، بهرام سپاسگزار، بهرام علامه زاده، بهران معینی، بهراد دهقان، بهروز علامه زاده، بهروز علی نژاد، بهروز کشاورز، بهروز گنجه، بهروز نیکو نسب، بهزاد احمدنیا، بهزاد دلشاد،بهزاد معماریان، بهزاد مهرانی، بهزاد مهیمنی، بهمن روحانی، بهناز بخشی، بهناز رحیمی، بهنام بهشتی، بهنام سپهرمند، بیتا پاکزاد، بیتا حاجی زاده، بیتا طاهباز،، بینا داراب زاده، بیژن مومیون

پارسا بخشایی، پارسا گرانمایه، پروانه چنگیریان، پروانه وحیدمنش، پرویز هراتی نژاد، پریسا اسداللهی، پریسا افکاری، پریسا هاشمی، پگاه پیروزبخت، پگاه حمزه ای، پگاه نصبی، پوریا گشتاسبی، پوریا یزدی، پوریا براتیان، پونه پورایرانی، پویا مرات، پویا یزدی، پویش عزیزالدین، پویا زندی، پویا سعدی نژاد، پویان تحویلداری، پویان دانش پژوه، پیام استان بوس، پیمان استان بوس، پیمانه گشتاسبی، پیمان انجیدانی، پیمان محتشمی، پیمان عارف، پیمان مسکین‌خو

تارا سپهری فر، تارا نجداحمدی، تارا کریمایی، ترانه امیرتیموری، ترانه بنی یعقوب، تهمینه بهشتی، تورج جعفریه

ثریا سهرابی نژاد

جاسم فرزادی،جعفر ابراهیمی، جلال تهرانی، جلوه جواهری، جمشید اکبری، جهانگیر قشقایی، جهانگیر هاشمی، جواد رحیم پور، جواد شمس، جواد فلاحی، جواد نوربخش، جیران تبریزی

حامدادینه وند،حامد جمشیدی، حامد شهریاری،حامد طهماسبی،حامد غیبی، حامد قهرمانیان، حامد منزه، حامدرضا حیدری، حببیب فرحزادی، حجت نجارباشی، حسام ساروقی، حسام سلامت، حسام فیروزی، حسام مهردادیان، حسن اکبری نیا، حسن حسنی،حسن دعاگو، حسن رحیمی، حسن طالبی، حسن عرب زاده حجازی، حسین ابطحی، حسین خدابنده لو، حسین فتاحی، حسین کمره ای، حسین کیانزاد، حسین لقمانی، حسین لنکرانی، حسین مجتهد، حسین مطلبی،حسینعلی ده بیدی، حسین بحیرایی،حسین بهادری، حسین خیری فام، حسین رضایی نیا، حسین قراچه لو، حسین مطلبی،حلیمه ورجاوند، حماسه غفاری، حمزه فرهانی، حمید حسین نیا،حمید مهردادیان، حمید نمازی شیرازی، حمید نیکپور، حمیده عبداللهی،حمید اذر،حمید بیاتی، حمید پالیزگر، حمید رضا رمضانی، حمید قهوه چیان، حمید گل محمد زاده، حمید مقدم، حمید کوله ور، حمیدرضا حسینی، حمیدرضا قلی پور، حمیدرضا اسعدی، حنانه دارابی، حنیف رهبری

خدیجه تبریزی، خدیجه ذاکری، خزر گرجانی، خسرو خواجه نوری

داود نوروزی، درنا شیبانی، دلارام دهقان، دلارام سحرخیز، دلارام علی، دنا شیبانی، دینا بلندی

رامین رفیعیان، رامیز پیفون، رخشید ورشک، رسول رستم نژاد، رسول عبدالحسینی، رسول مظفریان، رشید اسماعیلی،رضا افخم، رضا بحری، رضا بصیری، رضا پیامی، رضا خامنه ای، رضا خنلان، رضا شیرخدایی، رضا صفایی، رضا عباسی، رضا غلامرضایی، رضا قاسمی، رضا قاضی نوری، رضا محتشمی، رضا محسنی، رضا نادری زند، رضا نیوت، رضا کاکاوندی، رضا کلانتریان، رضوانه حقیری، رعنا طاهرزاده، روح الله اقا صالح، روزا پولادی، روزبه شاه گلدی، روشنک غیاثیان، رویا دهقانی،رویا کاردان، ریحانه افراسیابی

زری هاتف، زنیار احمدی، زهرا اسماعیل صادقی، زهرا امیری، زهرا امیری ریگی، زهرا خدابخش، زهرا علیباری،زهرا کیانی،زهرا موسی وند، زهرا هوشنگی، زهره اسدپور، زهره خوزستانی، زهره شاکرین، زهره شجاعی، زهره صفری، زیبا خوزستانی، زیبا علاقبند، زیبا شیبانی، زینب آژیراک، زینب پیغمبرزاده، زیور تاسوری

ژاله دهقان، ژاله دیناری

سارا احمدپور، سارا اسمی زاده، سارا امیری، سارا ایلخان،سارا داودیان، سارا سالاری، سارا لقایی، سارا کرمانیان، سارا عابدی،ساغر افشاری، سامان فیروزی، سبحان سالاری، سپیده سیار، سپیده انوری، سپیده پور آقائی، سپهر مساکنی، ستاره سجادی، سجاد سلطان زاده، سجاد شریف جعفری، سجاد طبسی،سجادشریف جعفری، سحر احمدی، سحر رضا زاده، سحر رمضانی، سعید ایزدبخش، سعید نعیمی، سعید شرافتی، سعید کاملی، سعید یعقوبی نژاد، سعید جعفری، سعید حبیبی، سعید قاسمی نژاد، سعید محمدی، سعید کلناکی، سعیده اسلامی، سعیده عزیزی، سعیده اسمی زاده، سلیمان محمدی، سمانه طاقدره، سمانه گلاب، سمیه خراسانی، سمیه کیانزاد، سمیه جهان بین، سمیه کارگر، سمیه عبداللهی، سمیرا دشتی پور،سمیرا مرتضوی، سهند دادخواه فر، سهیل طباطبایی، سهراب معین، سوده نیاکان، سونیا غفاری، سیاوش خانلرذی، سیاوش لقمانی، سید ضیاء الدین نبوی، سیروس مشکین، سیما اطهری، سیما بوشهری، سیما سبزواری، سیما مهین دوست، سیما یغمایی، سیامک انصاری، سیاوش حاتم، سیاوش معراجی فر، سیاوش کریم زاده، سید اشکان مدنی، سید حسن حسنی، سید حسین میرکریمی، سید حمید حسینی نیا، سید سامان موسوی، سید وریا حسینی

شادی جهانگیری، شاهین زینعلی،شادان فلاحی، شبنم درویش،شبنم مددزاده،شبنم گل محمدی، شعله نوردرخشان، شکیلا صبوری، شهاب رحیمی، شهاب عسگری، شهاب رضایی، شهرام عدالتی، شهرزاد آل داوود، شهرنوش سمنانی، شهره دامغانی، شهلا شفیق، شهلا طیبی، شهناز ناطوری، شیرین ناجی، شیدا نیک انجام، شیرین آسا، شیرین برقی، شیرین کریمی، شیما شریف، شیما فرزادمنش، شیوا اکبری، شیوا نظر اهری

صادق شجاعی، صادق ناهومی، صبا سحر، صدیقه بحرایی، صغری علامه نیا، صفورا کشاورز، صفیه قره باغی، صمد قاسمی، صنم حدادیان

صادق شجاعی، صادق ناهومی، صبا سحر، صدیقه بحرایی، صغری علامه نیا، صفورا کشاورز، صفیه قره باغی، صمد قاسمی، صنم حدادیان

طیاز فخری

عاطفه گندم آبادی، عباس حاجیلو، عباس حق شناس، عباس ذکایی، عباس شکوهمند، عباس کیا، عباس محمد زاده، عباس مخبر، عباس میلانی،عباس محمودی، عبدالکریم شیبانی، عبدالوحید زارع، عسگر داوودی، عسگر عسگرنیا، عسل اخوان، عسل مهربانی، عطیه وحیدمنش، علی اخوان، علی بشرنیا، علی رستمی،علی فلاح، علی آموزگار،علی فضی پور، علی اجاقی، علیرضا اسدللهی،علی تارخ،علیرضا جوان بخت، علیرضا شفایی، علیرضا فخر، علی احمدی، علی اسلامی، علی اوحدی اصفهانی، علی اکرمی، علی بزرگیان، علی بشرنیا، علی تجودین، علی ترخوش، علی تقی پور، علی حسین نیا، علی داوودی، علی رستمخانی، علی رضا کلارستاقی نژاد، علی رضایی، علی رنجی پور، علی روزبهانی، علی سالاری، علی عبدلی، علی عبدی، علی فتوتی، علی فرمانده، علی قائدی، علی قلیزاده، علی میر بیگی، علی نادری، علی کلائی، علی کلایی، علی موسویان، علی یوسفی،علیرضا ارشادی فرد، علیرضا امینی، علیرضا بوربور، علیرضا جباری، علیرضا سپهسالاری، علیرضا صمدی، علیرضا موسوی، عماد بهاور، عماد مدهوش، عمید مشرف زاده، عیسی عادلی

غدیر سیستانی، غزال رستم زاده، غزل سلطان بیگی، غلام شاکریان، غلامحسین دیبایی، غلامحسین منتظری، غلامرضا پهلوان زاده، غلامرضا جعفری، غلامرضا فتاح، غلامرضا مهر افزا

فاطمه پیغمبرزاده، فاطمه جواهری، فاطمه حاجیلو، فاطمه حسینی،فاطمه جعفری، فاطمه خوش رو، فاطمه ده داشتی، فاطمه صدوی، فاطمه فاطمی، فاطمه نادری، فاطمه نوروزی، فتانه فراهانی، فتانه وفایی، فرامرز خراسانی، فرانک حبیبی،فرانک چالاک، فرخ داوودی، فرخ درودی، فرخنده بختیارزاده، فرخنده جبارزادگان، فرخنده شیبانی، فرزاد جاسمی، فرزانه آقائی پور، فرزانه جلالی پور، فرزانه رجی، فرزانه سلطانی، فرزانه سید سعیدی، فرزین امیری، فرزین رفعت پور، فرزاد نعمتی، فرشاد شاکر لو، فرشاد شرفشاهی، فرشاد شیروانی، فرشته بیات، فرشته شیروانی، فرشته میهن دوست، فرشته کاری، فرناز معیریان، فرهاد افشار نیا، فرهاد روشنگر، فرهاد زرینی، فرهاد سلمانیان، فرهاد فرنود، فرهاد کیانی، فرهاد مرادیان، فرهام سرافراز، فرهمند رکنی، فرهنگ اسلامی، فرهود بیگلربیگی، فروغ مرادی نیا، فریبا بهارلو، فرید اسدی،فرید جعفریان، فرید دهزی، فرید کاملی، فرید هاشمی، فرید آموزگار، فریدون لشت نشاکی، فریبا جعفری، فریبا داوودی، فریده حیدرزاده، فریدون لواسانی، فرین روحانیان، فهیمه شجاع، فیروز وفایی، فیروزه فروردین

قاسم مرتضایی، قبا جوادی، قربان علیزاده

کامران پاک نژاد، کبری صفایی، کوروش اریامان، کوکب تهرانی نژاد، کیوان تختی، کاملیا کوثری، کاوه رضایی، کریستینا مقدم(دانشگاه استنفرد)، کوروش جنتی، کوروش خردمنش، کوهیار گودرزی، کیانا کمالی ها، کیانوش سنجری، کیوان رضایی مقدم، کیوان مهجور، کیا فرهمند

گرجی مرزبان، گشتاسب اسفندیاری، گلنوش رحیم زاده، گوهر شمیرانی، گیتا اذری، گیتا طاهری، گیسو خوشه چین، گیلدا مجتهدی

لادن مقدم، لاله کیان زاد، لیلا انصاری، لیلا منصور، لیلی افشاری، لیونا عیسی قلیان، لاله شاکری

مانلی جلالی زاده،مازیار سمیعی، ماشاالله نوروزی، ماندانا چترچی،مجتبی رمزی، مجتبی سمیع نژاد، مجتبی شهریاری، مجتبی لاچینی، مجتبی لچینانی، مجید خاموش، مجید برقی، مجید پور آقاجان، مجید دری، مجید رحمتی، مجید رمضانی، محسن ارجمندی، محسن پناهی، محسن حسن نژاد، محسن خسروی، محسن خوشنیت، محسن عبدالله زاده، محسن مطیعی فر، محسن مظهری نژاد، محسن نوربخش، محمد ادیب زاده، محمد استکی، محمد اموزگار، محمد امین آزمون، محمد امین صولتی، محمد انصافی، محمد تابع، محمد تقدیری، محمد حسن طالبی، محمد حسین جعفری، محمد خشنود، محمد ذکایی، محمد رخشان، محمد رضا بی الایش، محمد رضا عابدی، محمد رضا منصوری، محمد رضا نوربخش، محمد رفیق خالدیان، محمد ریاحی، محمد شورآب، محمد صادق شاکریان، محمد عاشرلو، محمد علی طباطبایی، محمد علی صفویه، محمد علی مختاری، محمد فرزانه، محمد گلپا، محمد مستوفی، محمد نوری، محمد نیکونسبتی، محمدرضا سعادت نژاد، محمدرضا قربانی، محمودرضا مقدم‌شاد، محمود نوری،مختار بزرگ، مرتضی دیباج، مرتضی رفیق دوست، مرتضی صفایی نایینی، مرتضی حیدری، مرتضی طلاکوب، مرتضی مساکنی، مرجان بزرگ، مرضیه حقانی، مرضیه دیلم صالحی، مرضیه سپیدبر،مرضیه قاصدی، مرضیه اسلامی، مرضیه بلانی، مرضیه جهانیان، مرضیه سپیدبر، مریم اسدی، مریم امینی، مریم لقمانی، مریم اکبرزادگان، مریم بزرگ، مریم خواجوی، مریم رضایی، مریم عمادی، مریم ملک، مریم نظام، مریم نوری، مریم کاشی، مزدا جلال زاده فرد، مزدک بامدادان، مزدک دانشور، مسعود اعتصامی، مسعود رهبری، مسعود شجاع، مسعود عابدی، مسعود عسگرپور، مسعود هاشمی، مسیح وهابی،مصطفی حسن، مصطفی رئیسیان، مصطفی روستا، مصطفی صداقت جو، مصلح فتاح پور،مصومه نصیری، مطهره پارسی، معصومه تقی پور، معصومه قلیزاده، معصومه لقمانی، معین اسلامی جم، مقصود رنجبر، مقصود فراست خواه، مقصود کرمی، ملوک عزیززاده، ملیکا سفیدری، منصور تقی پور، منصوره تهرانی، منوچهر بهاروند، مهدخت پارسا، مهدی حسین زاده، مهدی شریف النبی، مهدی کدخدا زاده، مهدی آدینه سردار، مهدی احمدی دیبا، مهدی ترکمان، مهدی چاوشی ها، مهدی رفیعی، مهدی زرتشت،مهدی سرعتی، مهدی شیرزاد، مهدی فرقانی، مهدی فخرزاده، مهدی قلی زاده اقدم، مهدی مشایخی، مهدی منادی، مهدی محمدی، مهدی کشاورز، مهدی کمالی، مهدیه گلرو، مهران حمزه ای، مهران شکوری، مهران کوشا، مهران ایازادی، مهرانگیز کیانی، مهرداد بزرگ، مهرداد ترابی، مهرداد درویش پور، مهرداد رحیمی، مهرشاد الوندی، مهرنوش ذنوزی، مهرنوش ریاضی، مهرنوش زنوری، مهزاد تشکری، مهسا مهرداد، مهناز بزرگی، مهناز سرتیپ زاده، مهناز بدیهی، مهوش نوایی، مونا تاجیک، مونا رجبی، موید صادقیان، میترا جهانبازی، میراث خجسته پور، میلاد امانی، میلاد اسدی، میترا آزادفر، میترا ترابی،میترا ریئسی، میترا شهبازی، میثم گلستانی، میرا قربانی فر، میلاد موسوی، مینا معتمدی، مینا ملکی

نادیا کریمی، نازنین محمد زاده، نازنین رامشک، نازنین کارگشا، ناصح فریدی، ناصر قارداش فر، ناهید حدادی، ندا بهرامی، نجمه معصومی،نرگس جودکی، نرگس رحیمی، نرگس فراهانی، نرگس میهن دوست، نسترن دادگستر،،سرین ابراهیمی، نسرین مزرعه،نصیبه بهشتی، نسیم سرابندی، نسیم سلطان بیگی، نصرااله سعادت فر، نعمان ادهمی، نعیمه مولایی، نفیسه کریمی، نگار بزرگ مهر، نگار بزرگمهر، نگار چگنی، نگار صیاد، نگین فرازمند، نوشین احمدیان، نوشین جعفری، نوشین خاکی، نوشین عظیمی، نوگل منصوری، نوید نوری فر، نیاز علمداری، نیره ارجمندی، نیره اصفهانی، نیکو صبری، نیکی صبوری، نیما بهارلو، نیما پاشایی، نیما رحمانی، نیلوفر گلکار، نیوشا درخشان

وحیده مولوی، وحدت احمدپور، وحید جوادی،وحید زارع، وحید شاملو، وحید کاملی، وحید خدادادی، وحید خلج، وحید شکوهی نیا، وحید شیوانی، ویدا تقدسی، ویدا خسروی، ونوشه اریا

هادی ارجمندی، هادی بینایی، هادی صامت، هادی کیانزاد، هادی فاطمی، هادی فرزامی، هاشم ایزدی، هاشم بحرینی، هاشم حکیمی، هاشم شادمان، هاشم ورجاوند، هاله سالاری، هانا دارابی، هانیه میرزایی، هایده تابش، هدی کیانی راد، هرداد افراسیابی، هستی خضروی، هما مداح، همایون مکتبی، همایون نوبرایی، هوشنگ دولتشاهی، هوشنگ گلستانه، هومن ببدی، هومن شریفی، هومن کیا، هدی توحیدی

یغماء یغمایی، یادگار صالح، یاسر آزاده، یاسر بهرامی، یاسر مختاری، یونیک کریم مسیحی، یوسف سادات

اساتید دانشگاه،روشنفکران و فعالین NGOها که از این بیانیه حمایت کردند:

رویا طلوعی _ ژیلا بنی یعقوب_ محمد ملکی_ فاطمه سرحدی زاده_ سید علی صالحی_ ناصر زرافشان _ همازرافشان_ باقر عباسی_ عالمتاج شمیرانی_ علی فایض پور_ پروین جلایی_ فریبرز رییس دانا_ فرج الله شریفی _ حمید بی آزار_ شهلا انتصاری_ رضی جعفرزاده_ محمد علی عمویی_ فرشین کاظمی نیا_ حمید رضاعسکری نژاد_ سیف الله اکبری_ اقدس چرونده_ نجف رحیمی_ یوسف پژوم_ شهناز دارابیان_ سیمین بهبهانی_ علی اشرف درویشیان_ ابوالقاسم ایرانی_ هژیرپلاسچی_ پژمان خرسند_ ارشیا نوری_ مجیدملکی_ النازانصاری_ پیام ابوطالبی_ بهنام دارایی زاده_ سیاوش سعادتیان_ شایا شهوق_ حسین سرحدی زاده_ زهرا سرحدی زاده_ خسروسیف_ کاظم فرج اللهی_ محسن اسداللهی_ نادراسداللهی_ مریم محبوب_ عفت محبوب_ احسان محبوب_ ژیلا بشیری_ بهروز خوشباف_ فاطمه سلطان زاده_ مجیدمددی_ محمد رضوانیان_ سعید نیکویی _ حسین پوررضا_ یوسف کبیری_ فرزانه آقایی پور_ ناصر شیرمحمدی_ علی امینی_ نازی اسکویی_ ایرج کیا_ حسین حسن پور_ نورالدین پزشکی_ یونس اورنگ خدیوی_ سیامک طاهری_ کاظم طاهری_ نسرین طاعتیان_ ویکتوریا آزاد_ حجت نارنجی_ خسروباقری_ حسن نیکبخت_ ناصر اشجاری_ حیاس حسینی_ ناصر نصرالهی_ محسن حکیمی_ منیژه گازرانی_ منصوره بهکیش_ مژده حبیبی_ بابک پاکزاد_ بهرام دزکی_ ایران باقری {آزاده}_ نزهت حافظی_ احمد علی بنی حسن_ عبدالله عرفان طلب_ صادق فقیرزاده_ یدالله نجفی_ مریم افشار_طیبه اخوان اقدم_ سیامک امینی_ محمدامینی_ جاوید جاویدان_ سهراب حسنی_ مجتبی درخشان_ دارین داریوش_ منصور دریاباری_ ترانه راد_

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:46 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

ايران و آمريكا: آخرين فرصت براي حل بحران امنيتي خاورميانه


گروه‌هاي سلفي و وهابي، مهم‌ترين مخالف مذاكرات امنيتي ايران و آمريكا درباره عراق بودند و با اقدامات گسترده تروريستي در شهرهاي شيعه و سامرا، مي‌خواستند اين مذاكرات را تحت‌الشعاع قرار دهند، با به نتيجه نرسيدن دور دوم اين مذاكرات، اين گروه‌ها ناامني را تشديد خواهند كرد.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۷:۴۴ تعداد بازديد : 4590 كد خبر : ۷۲۰۱۳

دور دوم مذاكرات ايران و آمريكا در بغداد، آخرين فرصت ارايه راه‌حلي مؤثر براي بحران امنيتي خاورميانه است و به نظر مي‌رسد در صورت به نتيجه نرسيدن اين مذاكرات، موج جديدي از ناامني در منطقه آغاز شود.

يك كارشناس ارشد امنيتي در گفت‌وگو با «بازتاب» با بيان اين مطلب اظهار داشت: با توجه به شكست استراتژي جديد نظامي آمريكا در عراق براي برقراري امنيت، مذاكرات امنيتي با ايران، تنها راه باقي‌مانده براي حل بحران عراق به شمار مي‌رود و در صورتي كه اين گفت‌وگو‌ها به نتيجه نرسد، عملا موج ناامني منطقه را فرا خواهد گرفت.

اين كارشناس توضيح داد: با توجه به اين‌كه گروه‌هاي سلفي و وهابي، مهم‌ترين مخالف انجام مذاكرات امنيتي ايران و آمريكا درباره عراق بودند و با انجام اقدامات گسترده تروريستي در شهرهاي شيعه‌نشين و همچنين سامرا، مي‌خواستند دور نخست اين مذاكرات را تحت‌الشعاع قرار دهند، با به نتيجه نرسيدن دور دوم اين مذاكرات، عملا اين گروه‌ها به هدف خود دست يافته و ناامني را تشديد خواهند كرد.

وي ادامه داد: شيعيان و كردهاي عراق نيز كه از روابط خوبي با جمهوري اسلامي برخوردارند، تاكنون به دليل اميدواري به نتايج مثبت مذاكرات، خويشتنداري كرده‌اند كه در صورت شكست دور دوم مذاكرات ايران و آمريكا، اين گروه‌ها نيز ناگزير به دفاع از خود در برابر اقدامات تروريستي سلفي‌ها، بعثي‌ها و وهابي‌ها خواهند بود كه اين به معناي گسترش خشونت در عراق است.

اين كارشناس خاطرنشان كرد: پس از انجام دور نخست مذاكرات ايران و آمريكا، طرف آمريكايي عملا نشانه مشخصي از حسن نيت و اراده واشنگتن در تعامل مثبت با جمهوري اسلامي براي حل مشكلات امنيتي عراق نشان داده و حتي با تشديد موج اتهام‌سازي عليه ايران و مرتبط كردن جمهوري اسلامي با بخشي از ناامني‌هاي عراق توسط گروه‌هاي افراطي در آمريكا نوعي پس‌رفت در روند بهبود مناسبات امنيتي عراق پديد آورد كه به نتيجه رسيدن دور دوم مذاكرات، نيازمند بروز نشانه‌هاي مثبت جدي در مواضع ايالات متحده در نحوه تعامل با ايران در عراق است.

وي در پايان گروه‌هاي تروريستي سلفي و دولت‌هاي هوادار آنان در خاورميانه را يكي از عوامل اخلال در حل بحران امنيتي عراق دانسته و افزود: كساني كه منافع خود را در تداوم ناامني و خشونت در منطقه مي‌دانند، به دنبال شكست اين مذاكرات هستند و به همين دليل، دو طرف بايد با هشياري از كارشكني‌هايي كه به دست سرويس‌هاي امنيتي و گروه‌هاي تروريستي در حوزه امنيتي عراق انجام مي‌شود و قصد فرافكني منطقه را دارد، جلوگيري كنند.

در همين راستا، به
يادداشتي در اين زمينه توجه فرمائيد.




+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:43 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

وقتي غرب مسلمان‌كشي را به محاكمه مي‌كشد


لحظات آخر در كنار خانواده، همه گريه مي‌‌كردند، اما او به همسرش گفت: «من نهايت تلاشم را كردم كه ثابت كنم بيگناهم. واقعا متأسفم كه تو را با دو فرزندمان تنها مي‌گذارم. لطفا از آنان نگهداري كن تا خوب درس بخوانند.» آن روز صبح، گروهي از زندانيان اعدام شدند. جسد صمد به خانواده‌اش داده شد تا در قبرستان مسلمانان كه اجازه گذاشتن سنگ قبر ندارند، دفن شود.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۱۳ تعداد بازديد : 6159 كد خبر : ۷۲۰۰۰

برخورد دولت چين با برخي مسلمانان به اتهام ارتباط با تروريست‌هاي «القاعده» يا تجزيه‌طلبي، باعث شده تا رسانه‌هاي غربي به شيوه كم‌سابقه‌اي به دفاع از مسلمانان پرداخته و براي آنان مرثيه‌سرايي كنند. در عين حال چين هم به رغم برقراري ارتباط مناسب با برخي كشورهاي اسلامي، صدها هزار اقليت مسلمان اين كشور را به بهانه تروريسم تحت فشار گذاشته است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «تايمز» نوشت: پيش از ساعت 9 صبح، مأموران اعدام، براي بردن «اسماعيل صمد»، وارد سلولش شدند و در حالي كه خورشيد كوهستان‌هاي «تيان شان» در تركستان شرقي را در بر مي‌گرفت، او را بردند.

اين در حالي بود كه روز قبل از بردن او، اسماعيل صمد، همسر و دو فرزند شش و هفت ساله‌اش را براي آخرين بار ديده بود؛ او تنها ده دقيقه وقت داشت تا پس از سه سال حبس و پانزده ماه معلوم نبودن سرنوشتش ـ از زمان برگزاري يك دادگاه سري ـ با خانواده خود وداع كند.

صمد 37 ساله، يك مسلمان و فعال سياسي بود كه علت محكوميتش قتل، يا هرگونه رفتار خشن ديگري نبود، بلكه قاضيان چيني، او را به اتهام تلاش براي تجزيه كشور و تملك سلاح‌هاي گرم و مواد منفجره به مرگ محكوم كردند.

او گفته كه براي اعتراف، شكنجه شده است و دو مردي كه عليه او شهادت داده بودند، در سال 1999 اعدام شدند و هم‌اكنون زنده نيستند.

لحظات آخر در كنار خانواده، پدر و مادر، برادر و خواهرش، همه گريه مي‌‌كردند، اما او به آرامي سرنوشتش را پذيرفته بود و به همسرش گفت: « من نهايت تلاشم را كردم كه ثابت كنم بي‌گناهم. واقعا متأسفم كه تو را با دو فرزندمان تنها مي‌گذارم. لطفا از آنان نگهداري كن تا خوب درس بخوانند.»

آن روز صبح، گروهي از زندانيان اعدام شدند. جسد صمد به خانواده‌اش داده شد تا در قبرستان مسلمانان كه اجازه گذاشتن سنگ قبر ندارند، دفن شود.

وي يكي از 9 مسلمان اويغوري بود كه در غرب چين زندگي مي‌كنند؛ مردم ترك‌نژادي كه تلاش آنان براي به دست آوردن هويت ملي، يكي از صفحات گمشده تاريخ است. جرقه‌هاي كمرنگ به جاي مانده از اعتراضات و تظاهرات آنان كه در دهه نود با تيراندازي‌ها و بمب‌گذاري‌ها همراه شده بود، همه و همه تا 11 سپتامبر 2001 از بين رفته بود؛ هنگامي كه چين به مزيت «جنگ با ترور» پي برد.

امروزه چين جنگ تبليغاتي و امنيتي را براي تضمين كنترل خود بر استان «ژينجيانگ» به راه انداخته است؛ استاني كه سرشار از نظر معادن و ذخاير استراتژيك نفت و گاز است كه براي اقتصاد چين حياتي است.

چين ادعا مي‌كند: القاعده بيش از هزار عضو «نهضت اسلامي تركستان» شرقي را كه از سوي آمريكا و سازمان ملل متحد به عنوان گروه‌هاي تروريستي شناخته شده‌اند، آموزش داده است. نام اين گروه از جمهوري تركستان شرقي گرفته شده است كه پس از جنگ جهاني دوم، در استان ژيانجينگ تشكيل شد و عمر كوتاه آن با انقلاب كمونيستي سال 1949 به پايان رسيد.

چين، پاكستان و قزاقستان را به بازگرداندن نظاميان دستگير شده تشويق كرده تا با دادگاه‌هاي محرمانه، آنان را اعدام كند. اين در حالي است كه ماه آينده، 1600 نيروي چيني براي مبارزه با افراطگرايان اسلامي، مانور مشتركي را با روسيه و ديگر جمهوري‌هاي آسياي مركزي برگزار خواهند كرد.

سازمان‌هاي امنيتي چين نيز با تشكيل شبكه‌هاي جاسوسي و واحدهاي جديد نيروهاي ضدتروريسم در پيرامون مساجد استان ژينجيانگ، در نابود كردن اين پديده تلاش مي‌كنند، اما اين سياست‌هاي امنيتي سخت، تنها باعث دشمني بيشتر براي آنان شده و همچنين با توجه به نارضايتي و پراكندگي شديد مذهبي، نژادي و .. در چين، اوضاع بدتر شده است.

موارد ديگري هم از نقض حقوق بشر در چين به چشم مي‌خورد و آن، كار اجباري روستايي‌ها، قاچاق كودكان و به بردگي كشيدن دختران است كه باعث عميق‌تر شدن تنش‌هاي سياسي و روي آوردن مردان به خشونت شده است.
دو مقام اطلاعاتي غرب مي‌گويند: چيني‌ها در اعلام پيوندهاي تروريستي اويغورها با «القاعده» زياده‌روي كرده‌اند. آنان گفتند: اطلاعات چيني‌ها به هيچ وجه قابل اعتماد نبوده و سازمان‌هاي اطلاعاتي غرب هم تاكنون مسلمان را به چين تحويل نداده‌اند.

يكي از اين مقامات همچنين ابراز نگراني كرده است كه فشارهاي چين، بدتر باعث روي آوردن مردم به تروريسم مي‌شود.

در هفته‌هاي اخير، شواهدي ديده شده كه اشغال نظامي اين منطقه به دست چين، نه تنها باعث جلب وفاداري نشده، كه حتي مخالفت‌هاي بسياري را هم پديد آورده است. در اين زمينه، پليس، رواديد همه مسلمانان را توقيف و اعلام كرده است، تنها به افرادي كه سفر آنان از سوي دولت تأييد شده، رواديد را بازمي‌گرداند كه هدف از آن، جلوگيري از فرار مسلمانان و پيوستنشان به شبكه‌هاي نظامي در عربستان سعودي، پاكستان و افغانستان است.

اين امر همچنين باعث ناراحتي گسترده مسلماناني شده كه قصد رفتن به مكه براي مراسم سالانه حج را دارند. يك مسلمان خشمگين مي‌گويد: «بن لادن خوب است. صدام خوب است. عرفات خوب است.»

در سال 1949 اويغورها، 90 درصد جمعيت استان ژينجيانگ را تشكيل مي‌دادند، اما امروزه كمتر از نيمي از جمعيت، متعلق به اين نژاد است.

در «اورومقي»، مركز صنعتي اين استان، كاملا روشن بود كه فشارها باعث اتحاد اويغورها در برابر ديگر نژادهاي مسلمان شده است. يكي از اين نژادها، «هويي‌هايي» بودند كه سازمان‌هاي اطلاعاتي چين، بسيار دير دريافتند كه آنان مورد حمايت افراطگرايان خاورميانه هستند؛ روحانيون آنان تحت تأثير دكترين سلفي عربستان، اغلب عليه غرب فعاليت مي‌كردند.

استان ژينجيانگ در راه جاده ابريشم است كه جمعيت آن حدود بيست ميليون نفر است. 45 درصد جمعيت آن مسلمانان اويغوري، 40 درصد چيني از قوم ‌هان و ۱5 درصد از ديگر اقليت‌ها، از جمله قزاق و مغول هستند.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:40 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

گستاخي جديد شيخ نشين كويت: ايراني‌ها مشرك و بدتر از كفار غرب!


العتيبي در روزنامه يكي از شخصيت‌هاي كويت مي‌نويسد: فارس‌ها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند؛ اما كسري هلاك شده است و گنج‌هاي آن تقسيم شده است.شيخ فهد، برادر امير كنوني كويت، به همراه صدام اولين شليك‌‌كننده تير به سوي ايران در سال 59 بود و اتفاقا خود او از اولين كساني بود كه به دست ارتش صدام كشته شد.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۱۱ تعداد بازديد : 16207 كد خبر : ۷۱۹۹۳

در ادامه اهانت‌ها و توهين‌هاي بي پايه كشورهاي عربي و تشديد مطالب مطبوعاتي و اظهارات مقامات اين كشورها عليه تماميت ارضي ايران و حاكميت كشورمان بر جزاير سه گانه، مطبوعات كويت در مقالاتي هماهنگ به صورت مستقيم و غيرمستقيم، ايران را «دشمن خدا و اسلام» و «بدتر از كفار غربي» و «دشمن اعراب» توصيف كردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كويت، روزنامه‌هاي «الوطن»، «القبس» و «السياسه» كويت، كه همه روزه ميزبان يادداشت‌ها، مقالات و تحليل‌هاي ضدايراني است، با دستاويز قرار دادن مقاله «كيهان»، به انتشار مقالات گوناگوني پرداختند، كه حجم آن طي هفته گذشته به بيش از سي مقاله و گزارش مي‌رسد.

در اين مطالب، ضمن تخريب و توهين به مقدسات نظام اسلامي و توهين به اسلامي بودن نظام ايران و زير سؤال‌ بردن حاكميت ارضي و منافع ملي كشورمان، اقدام «كيهان» را نشان‌دهنده سعي ايران براي سيطره بر منطقه دانستند و آشكارا ايران را به ايجاد فتنه در منطقه، عراق، يمن، لبنان، فلسطين، سوريه، مغرب و مصر متهم كردند.

«احمد جارالله»، سردبير «السياسه» كه مورد حمايت شفاف مقامات عاليرتبه كشور كويت و برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس است، در سرمقاله‌اي با گستاخي، رهبر انقلاب اسلامي را ديكتاتور معصوم ناميد.

در همين حال، «عبدالعزيز العتيبي»، از علماي كويتي و دارنده دكتراي شريعت اسلامي، در مقاله‌اي در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كويت ـ با ذكر اين مطلب كه فارس‌ها (ايراني‌ها) دشمنان اسلام و مسلمين بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «يهود و نصاراي كشورهاي غربي از نزديكان به دين اسلام هستند و فارس‌ها و مجوسي‌ها به دور از دين اسلام هستند زيرا آنها اهل كتاب بوده‌اند كه اين امر نشان مي‌دهد فارس‌ها و مجوسي‌ها به دين اسلام هيچ نزديكي ندارند».

اصطلاح مجوسي‌ها كه صدام حسين آن را عليه ايران در جنگ تحميلي استفاده كرد، مورد استقبال مقاله‌نويسان مطبوعات كويتي از جمله روزنامه‌هاي «الوطن» و «السياسه» است داراي بالاترين حمايت مقامات دولتي كويت هستند.

العتيبي در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به يكي از شخصيت‌هاي خاندان حكومتي كويت است، مي‌نويسد: «فارس‌ها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند كه اين باعث نگراني و گسترش فتنه و ناامني است اما كسري هلاك شده است و گنج‌هاي آنها در راه خدا تقسيم شده است».

اين مفتي كويتي، اقدامات ايران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهي كسري قلمداد كرده است و مي‌افزايد: «فارس‌ها قومي هستند كه هميشه در طمع‌هاي سياسي و طايفي بوده‌اند و كساني كه مايلند با آنها روابط برقرار كنند، بايد بدانند فارس‌ها دشمن خدا و پيامبر اسلام هستند و من نسبت به پيروان كسري و ارتباط با آنها هشدار مي‌دهم و اميدوارم دشمنان خود را بشناسيد تا خداوند پيروزي و سلامت را براي شما بيافريند».

اين شخصيت سلفي ـ وهابي فراموش كرده است كه ايرانيان تنها قومي بوده‌اند كه از ديرباز به خداوند اعتقاد داشته‌اند و اعراب در عصر جاهليت بوده‌اند كه خداوند پيامبران مختلفي را براي هدايت آنها فرستاده است و كشور ايران برخلاف ديگر كشورهاي عربي و منطقه، با نظر مردم و زير نظر قوانين اسلامي و به صورت مستقل بدون دخالت بيگانگان اداره مي‌شود.

در همين روز، «ابواياد الاحوازي» يك عضو دفتر سياسي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز! (استان خوزستان) نيز در مقاله‌اي در روزنامه «السياسه» كويت (كه آشكارا خود را پايگاه عرب‌هاي جدايي طلب خوزستان دانسته است)، خوزستان را «سرزميني اشغال‌شده توسط ايران» دانسته و نقش ايران را در تحولات اعراب تخريبي و توسعه‌طلبانه ذكر كرده و بدون در نظر گرفتن حمله اعراب توسط عراق به سركردگي آمريكا عليه ايران نوشته است: «فارس‌ها در تعامل با اعراب وحشي و هميشه مانع اصلي پيشرفت اعراب در طول تاريخ بوده‌اند».

در ادامه نيز، «طلال عبدالكريم» در روزنامه «القبس» كه سرمايه‌گذار و صاحب‌امتياز آن، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس اين كشور است، در يادداشتي از اعراب خواسته است در مقابل ادعاي ايران خواستار سرزمين‌هاي تاريخي خود!! از جمله الاحواز (خوزستان) و المحمره (خرمشهر) شوند.

روزنامه «القبس» كه به تازگي به جرگه مطبوعات ضدايراني در كويت پيوسته است، همچنين در مقاله‌اي ديگر، با نام بردن از سواحل جنوبي ايران به سواحل اعراب، سابقه استقلال بحرين را قرن‌ها پيش دانسته است! و ضمن متهم كردن ايران به دخالت در امور كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس، نوشت: «امروز ايران تلاش مي‌كند ناآرامي‌هايي كه در گذشته در كشورهاي خليج [فارس] و ايام حج و مسئله برائت از امپرياليسم و شيطان بزرگ كه همان آمريكاست را مجددا تكرار نمايد».

استفاده از اصطلاح «خوزستان، سرزميني اشغال شده توسط ايران» در مطبوعات كويت به ويژه «الوطن»، «القبس» و «السياسه» تازگي نداشته و روزنامه «السياسه» بارها ضمن انتشار مقاله، با اعضاي حزب آزاديبخش عربي براي آزادي الاحواز (استان خوزستان) به مصاحبه مي‌پردازد و مواضع آنها را در قالب بيانيه منتشر مي‌كند.

اين مطالب، تنها گوشه‌اي از مقالات اين مطبوعات در يك روز است. اين در حالي است كه روزنامه «الوطن» به سرپرستي «شيخ علي خليفه الصباح» عضو خاندان حكومتي، روزنامه «القبس» به سرمايه‌داري و صاحب‌امتيازي «محمد الصقر»، رئيس كميسيون سياست خارجي مجلس كويت و روزنامه «السياسه» نيز به سردبيري «احمد جارالله» اداره مي‌شود كه وليعهد، نخست‌وزير و شماري از مقامات عالي‌رتبه كويت چندي پيش اين روزنامه را تريبون بيان مطالب صادقانه و آزاد قلمداد كرده بودند.

لازم به ذكر است، انديشه «حاكميت عراق بر كويت» به لحاظ تاريخي در بين برخي از مردم عراق رواج داشته و حمله صدام به كويت نيز در سال 1990 ميلادي بنا بر همين انديشه صورت گرفت. حكام اين كشور ضعيف جهت تامين امنيت حاكميت خود هميشه در محاسباتشان اشتباه كرده‌اند و به عنوان نمونه، زماني عليه ايران با عراق متحد شدند و بيش از 30 ميليارد دلار در جنگ تحميلي به عراق كمك كردند و حتي مقامات و شخصيت‌هاي آنها از جمله «شيخ فهد الاحمد الصباح»، برادر امير كنوني كويت، به همراه صدام و ملك حسين اردني، اولين شليك‌‌كننده تير به سوي ايران در سال 59 بودند و شماري از مسئولان و روزنامه‌نگاران آنها بر روي پيكر پاك شهداي ايران به نشانه پيروزي عكس گرفتند اما امام خميني، به آنان هشدار دادند كه روزي صدا به شما برخواهد گشت و اشتباه آنان با حمله صدام به كويت داده شد و اتفاقا «شيخ فهد الاحمد» از اولين كساني بود كه به دست ارتش بعثي صدام كشته شد.

اين در حالي است كه ايران در هنگام حمله عراق به كويت، تمام آن خيانت‌ها را كنار گذارد و با بزرگواري و متانت تمام، حمله عراق به اين كشور را محكوم كرد و وزير خارجه ايران به عنوان نخستين مسئول يك كشور خارجي در تماسي با وزير خارجه وقت كويت، اعلام كرد كه ايران جهت هرگونه كمك به كويت امادگي دارد.

ظاهرا بار ديگر حكام كويت در محاسبات خود اشتباه كرده‌اند و از گذشته و تاريخ، درس نگرفته‌اند و جهت امنيت خود به دامن آمريكا پناه برده و دقيقا در هماهنگي با سياست‌هاي امريكا به جنگ رواني عليه ايران بيش از هر كشور ديگري پرداخته‌اند.
هم‌اكنون اين كشور، از مشكلات عديده‌اي در درون حاكميت كويت رنج مي‌برد به گونه‌اي كه در پارلمان اين كشور، نمايندگان مجلس الامه، رسما به آبا و اجداد يكديگر ناسزا مي‌گويند.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 9:35 |

بی اعتنایی مقامات مسئول قم به جعل سند 5 میلیارد ریالی

  جعل مهر دولتی از سوی معاون سابق ادره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، که منجر به دریافت وام 550 میلیون تومانی از بانک ملت شده بود، همچنان با بی اعتنایی مقامات مسئول این استان همراه است.

 به گزارش رجانیوز، پس ازگذشت 20 روز از درج خبر ویژه در یک روزنامه صبح، استانداری و اداره كار و امور اجتماعي استان قم، پیگیری و اقدام مشخصي در اين خصوص نداشته اند.

 این درحالیست که مدیرکل ارشاد قم با تأکید بر جعل مهر این اداره کل و برخی اسناد دیگر، بر پیگیری موضوع تأکید کرده است.

 وی درباره علت اصرار ارشاد بر برگشت این پول، با تأکید بر اینکه کسب مال به این طریق نامشروع است، افزوده اداره ارشاد دراین باره پاسخگو نیست و در این خصوص تنها دستگاه های قانونی و بانکی بایستی پاسخ دهند.

 از سوی دیگر، با توجه به اینکه وام پرداخت شده به معاون سابق اداره ارشاد استان قم با معرفی نامه اداره کار و امور اجتماعی استان به بانک ملت، پرداخت شده، وزیر کار پس از آگاهی ازاین ماجرا، مدیر کل این وزارتخانه در استان قم را موظف به پیگیری موضوع و عدم اغماض در پرونده اخذ وام با جعل مهر دولتی کرده است.

 با این حال بازگردانی اموال مورد اشاره از سوی رئیس اداره کار و امور اجتماعی استان قم، موضوعی بی اهمیت و خارج از دستور تلقی شده و این مسئول دولتی بر اینکه "جعلی صورت نگرفته و ما معتقد به بازگشت پول نیستیم"، تأکید کرده است.

 وی همچنین درباره لزوم عودت پولی که با مهر جعلی اخذ شده، اظهار داشته ما پیشنهاد عودت پول نداده ایم و هنوز نیز به این نتیجه نرسیده ایم، هرچند که فرآیند درست نبوده اما سرمایه گزاری صورت گرفته و خوردن و بردنی در کار نبوده است!


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 16:59 |
اعمال شکنجه در بند ۲۰۹
 
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر :  برخی از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر که به تازگی با قرار وثیقه از بند 209 زندان اوین آزاد گشته اند، از اعمال شکنجه فیزیکی در این بند جهت گرفتن اعتراف خبر داده اند.
برخی اخبار تأیید نشده حاکی است، که در رابطه با این دانشجویان از کابل و شلاق جهت شکنجه استفاده گردیده است.
همچنین گفته می شود پروژه نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر که با بازداشت 8 تن از دانشجویان همراه شده بود، در انتها با قربانی شدن احسان منصوری به پایان می رسد و وزارت اطلاعات پس از دوره بازداشت بیش از 70 روزه ی این دانشجویان موفق گردیده تحت فشار و شکنجه، تمامیت سناریوی امیرکبیر را متوجه احسان منصوری نموده و فیلم اعترافی را از وی ضبط نماید که در آن این دانشجو نه تنها وادار به پذیرش ایده اولیه این طرح بلکه فریب دیگر دانشجویان بازداشت شده جهت انتشار نشریات، شده است.
گفته می شود ظرف چند هفته آتی این فیلم از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردیده و پس از آزادی 5 تن از دانشجویان بازداشتی،  مجید توکلی، احمد قصابان و به خصوص احسان منصوری  به عنوان عاملین و متهمین این قضیه معرفی می شوند. این در حالی است که این 3 دانشجو از 10 روز پیش دست به اعتصاب غذا زده اند.
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 14:41 |
 
محمد ظاهرشاه پادشاه پيشين افغانستان در سن ٩٢ سالگی در کابل درگذشت

23/07/2007

محمد ظاهرشاه پادشاه پيشين افغانستان امروز، دوشنبه، در سن ٩٢ سالگی در کابل درگذشت.

پادشاه فقيد افغانستان از سال ١٩٣٣ تا سال ١٩٧٣ که از سلطنت خلع يد شد، در افغانستان حکومت ميکرد.  وی تا سال ٢٠٠٢ در شهر رم پايتخت ايتاليا در تبعيد زندگی ميکرد تا آنکه پس از سقوط دولت طالبان در سال ٢٠٠١ دولت افغانستان در پی حمله به رهبری آمريکا، يه کابل بازگشت.

يک وزير دولت افغانستان گفت که پادشاه پيشين در محل سکونت خود در مجتمع قصر رياست جمهوری، درگذشته است.

 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:42 |

The Bakhtiari Society of North America

اساسنامه انجمن بختیاریهای امریکای شمالی

ملت ایران از اقوام مختلف با سنت، فرهنگ و باورهای متفاوت و گوناگون تشکیل شده است و این مجموعه متفاوت پدیده ای بنام تمدن ایرانی را به وجود آورده است که مشخصه هویت ملی ایرانیان می باشد.

وجود این هویت ملی است که در طی هزاران سال بقای ایران را تضمین نموده است. بختیاریها یکی از اقوامی هستند که پاسدار فرهنگ ایرانی و نگهبان تمامیت ارضی این سرزمین بوده اند.

انجمن بختیاریهای امریکای شمالی معتقد است جنبش عدالت جویانه و آزادی خواهانه مردم ایران بالندگی نوینی را تجربه می کند و این خیزش نوین نه تنها بینش جدید بلکه همکاری گسترده ای را الزامی می سازد.

انجمن بختیاریهای امریکای شمالی به منظور تامین وحدت و یکپارچگی موارد زیر را به عنوان محور حرکت و توافق اعلام می کند.

1- انجمن بختیاریهای امریکای شمالی در جهت حاکمیت مردم و استقرار نظامی مردم سالار و دموکراتیک در ایران حرکت کرده و جمهوری اسلامی و هر نوع نظام استبدادی را مانع اصلی حاکمیت مردم و ناقض حقوق اولیه و اساسی ملت ایران می داند.

2- انجمن بختیاریهای امریکای شمالی اعلامیه جهانی حقوق بشر را جزء لاینفک اساسنامه خود دانسته و رعایت کلیه موارد آن را توسط دولتها الزامی می داند.

3- انجمن بختیاریهای امریکای شمالی خواهان جدایی دین از حکومت بوده و از آنجا که دین را امری خصوصی می داند خواهان رفع هر گونه تبعیض بر بنیاد دینی، فرهنگی ، زبانی، نژادی و جنسی می باشد.

4- انجمن بختیاریهای امریکای شمالی هر گونه دخالت و اشغال نظامی را که در نهایت به برقراری حکومت های سرکوبگر منجر گردیده تجاوز به حقوق دموکراتیک و ملی مردم آن کشورها دانسته و تعیین نظام و ساختارهر کشور را حق مسلم و غیر قابل انکار مردم آن سرزمینها می داند.

5- ما از تمام مبارزات حق طلبانه و دموکراتیک مردم ایران حمایت و پشتیبانی می کنیم.

6- انجمن بختیاریهای امریکای شمالی همکاری جهانی تمام مردم صلح طلب و عدالت خواه را ضامن حاکمیت دموکراتیک مردم در سراسر جهان می داند.

http://www.youtube.com/watch?v=WT9aIHCZb0Y

       

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:18 |
         

           تفاهم بین‏ادیان،

      یک ضرورت زمان

 

در دورانی که متعصّبان در شریعت در نقاط مختلف جهان سیل ویران کننده جهاد مذهبی را با مقاصد سیاسی به راه انداخته‏اند هیچ امری از گفت و شنود میان ادیان، لااقل ادیان بزرگ، برای حصول تفاهم بین آنها ضروری‏تر به نظر نمی‏رسد.

 

در فرصت‏های دیگری در این مجلّه سخن از نهضت اکومنیسم و اندیشهء نزدیک کردن مذاهب و ادیان به یکدیگر رفته است. امّا باید میان سه مفهوم اساسی که در این ایّام به فراوانی به کار می‏رود فرق قائل شد. نخست اکومنیسم، دوّم گفتگو میان ادیان و مذاهب و سوّم تقریب و توحید ادیان. امّا اکومنیسم که از کلمهء لاتینی اکومنیک یا اوکومنیکوس مشتق است، ریشه‏ای یونانی دارد به دو معنی یکی سرزمین مسکون و دیگری جهان، و مراد از اکومنیسم جنبشی است درون مسیحیت برای نزدیک کردن و در صورت امکان وحدت بخشیدن به همهء فرقه‏ها و مذاهب مسیحی. چنان که پل پويارد . PoupardP مؤلف فرهنگ ادیان (به زبان فرانسه، ۱۹۸۴) می‏نویسد بعد از انشعاب و جدا ئی بین کلیسای روم و کلیسای شرقی، بین کلیساهای پرتستان و کلیسای کاتولیک، بین کلیسای انگلیکان و آئین کاتولیک... کوشش‏هایی برای سازش و تلفیق به کار افتاد.

امّا در قرن بیستم کوشش منظّم برای اتّحاد همهء کلیساهای مسیحی (اکومنیسم) در سال ۱۹۱۰ از کنفرانس ادیمبورگ شروع شد که در آن هشیاری به لزوم اتّحاد همهء فرقه‏های مسیحی به منظور هماهنگ کردن فعّالیّت‏های تبلیغی و میسیونری حاصل آمد.در سال ۱۹۲۵ در استکهلم و در سال ۱۹۲۷ در لوزان و در سال ۱۹۳۷ در اکسفورد کنفرانس‏هایی تشکیل شد که همه معطوف به همان هدف مذکور بود و بالاخره این مساعی در سال ۱۹۴۸ به تشکیل شورای جهانی کلیساها منتهی شد. شروع این کار در آمستردام بود که در آن عدّه‏ای از نمایندگان کلیساهای پرتستان گرد هم آمدند و بعد در سال ۱۹۵۴ عدّه‏ای از کلیساهای ارتدکس نیز به آنها پیوستند (از جمله کلیسای ارتدکس روس در سال ۱۹۶۱).

کلیسای کاتولیک که بیشترین جمعیّت مسیحیان را در بر می‏گرفت۱ در زمان پاپ پی دوازدهم نظر مساعدی نسبت به شرکت خود در شورای اکومنیک کلیساها نداشت امّا سرانجام همان کلیسا ناچار شد که به علّت احساس ناراحتی از جدایی و پراکندگی مسیحیان، هفته‏ای مخصوص را برای دعای مشترک و تبادل آراء به قصد وحدت کلیساهای مسیحی تأسیس کند.

در میان پاپ‏های کاتولیک ژان بیست و سوّم بود که از وسعت نظر و سعهء صدر برخوردار بود و در سال ۱۹۵۹ اقدام به تشکیل شورای اکومنیک به نام «واتیکان دوّم» کرد و مقصدش آن بود که نه فقط در تقریب مذاهب مسیحی اهتمام رود بلکه دیگر جوامع دینی نیز دعوت شوند که در جهت حصول وحدت نظر قدم بردارند. به دنبال این ابتکار بود که در سال ۱۹۶۱ کلیسای کاتولیک برای اوّل بار ناظرانی به اجلاسیهء شورای اکومنیک کلیساها فرستاد ولی هرگز حاضر نشد که عضویت کامل شورای مذکور را بپذیرد و خود را همردیف سایر کلیساهای مسیحی اعلام کند.

پاپ فعلی بنُوای شانزدهم هنگامی که کاردینال راتزینگر نام داشت، سندی را به تأیید پاپ ژان پل دوّم رساند که به موجب آن انحصار حقیقت و رستگاری در دست کلیسای کاتولیک است و این اعلامیه البته مخالف روح تقریب بین‏المذاهب بود و عکس‏العمل‏هایی در کلیساهای دیگر مسیحی به وجود آورد.

معذلک ژان پل دوّم از ایجاد ارتباط با یهودیان و کلیساهای ارتدکس امتناع نکرد و به ابتکار و دعوت او بود که یک بار اجتماع بزرگی در «اسیز» بر پا شد که ادیان مختلف و مذاهب مسیحی در آن برای برقراری صلح دعا کنند و جامعهء بهائی هم در آن اجتماع شرکت کرد ولی از این اقدام و اقدامات دیگر نتیجهء محسوسی به دست نیامد.

پس از اکومنیسم باید اشاره‏ای به گفتگو میان ادیان کرد که اوّلین اجتماع بزرگ آن پارلمان جهانی ادیان بود که به سال ۱۸۹۳ در شیکاگو تشکیل شد و در آن جا نام حضرت بهاءالله برای بار نخست در چنین مجامعی طنین افکند. صد سال بعد در اجتماع دوّم پارلمان نمایندگان جامعهء جهانی بهائی رسماً حضور و دخالت داشتند.

حقیقت این است که هم در اکومنیسم و هم در گفتگوی بین ادیان، ادیان بزرگ جهانی متساوی تلقّی نمی‏شوند. آنچه توصیه می‏شود از مقولهء گذشت و مدارا و تسامح است نه کوشش برای درک آنچه در همهء ادیان مشترک است و ما را به اصل وحدت منشأ و مقصد ادیان رهنمون می‏شود البته بر این حکم استثناهایی هم هست چنان که به نظر می‏رسد هانس کونگ عالم علوم الهی مسیحی که خود سویسی و مقیم آلمان و شخصاً بر آئین کاتولیک است در پارلمان دوّم ادیان سعی کرد جهات مشترک ادیان را لااقل از نظر اصول روحانی- اخلاقی به صورت روشن‏تر و جلی‏تری عرضه دارد و کتاب او زیر عنوان «طرحی برای یک اخلاق   جهان   شمول» و کتاب تازه‏ترش   زیر   عنوان   مسئولیت جهانی globalresponsibility بر این حقیقت دلالت دارد که اکومنیسم کونگ H.Kung به سوی اندیشهء وحدت سیر و حرکت دارد.

گمان دارم مبالغه نیست اگر بگویم اندیشهء وحدت ادیان را برای نخستین بار به صراحت و تأکید حضرت بهاءالله اعلام فرمودند البته این اندیشه به طور ضمنی در کتب مقدّسه قبل هم هست چنان که قرآن کلمهء اسلام و مسلم را بر ادیان قبل و مؤمنان آنها نیز تعمیم می‏دهد. علاوه بر آن عرفا لااقل از این بابت که جنگ میان فرقه‏ها و ملّت‏ها را توجیه نمی‏کردند بر آن بودند که «چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» و به عبارت دیگر حقیقت واحد در مرآت اندیشهء افراد مختلف انعکاسات متغایر و متضاد پیدا کرده است. مولوی از این فراتر رفت و گفت:

جان شیران و سگان از هم جداست   /   متّحد جان‏های مردان خداست

امّا مسلماً عرفا هم به شهادت سخنانی که عطار در مورد شیخ صنعان و دختر مسیحی (ترسا) گفته است دین خود را برتر و پیامبر خویش را والاتر از همه تصوّر می‏کردند چنان که مسیحیان هم با قول به تجسّم خدا (پدر) در عیسی بن مریم (پسر) فی‏الحقیقه مسیحیت را نقطهء نهایی کمال روحانی و غایت قصوای همهء ظهورات قبل از مسیحیت تلقّی می‏کنند و سایر ادیان را در باطن در مرتبهء پایین‏تری قرار می‏دهند.

بدیهی است که در شرایط فعلی، در حالی که مسیحیان رستگاری و نجات را تنها در ظلّ آئین مسیح می‏دانند و بر آن تأکید دارند، مسلمانان در انتظار منجی عالم و مهدی موعودند، یهودیان سخن از جهانی بودن و جهانی شدن یهودیت بر زبان میرانند و در انتظار "ماشیه" به سر می‏برند، اقداماتی که در مجامع بین‏الادیان - که جز مذاکرات بی پی‏آمد نیست - فقط صورت ظاهر دارد و خواهد داشت امّا به پیوند حقیقی حتّی نسبی منتهی نخواهد شد.

باید منتظر زمانی شد که علماء و رؤسای ادیان تحت تأثیر نیروی خلّاقهء ظهور حضرت بهاءالله، تقلیب شوند و زبان از فسانه‏گویی بر بندند و به حقیقتِ وحدت ادیان آنچنان که از قلم اعلی' تصریح و تبیین شده پی برند و به آن متمسّک شوند.

وحدت ادیان و وحدت مظاهر الهی یک تعلیم در میان سایر تعالیم حضرت بهاءالله نیست بلکه همراه با دو اصل دیگر یعنی وحدت خدا و وحدت بشریت، اساسی‏ترین تعلیمات آن حضرت را تشکیل می‏دهد. اصل وحدت ادیان همراه با اعتقاد به این است که توالی و تسلسل ادیان بی‏هدف نبوده بلکه به موجب نقشهء الهی معطوف به ظهوری بزرگ بوده که باید در ظلّ آن مدنیّت موعود که حکم ملکوت خدا بر روی زمین را دارد تأسیس شود و استقرار یابد؛ مدنیّت صلح، عدالت و رفاه و سعادت برای همگان.

اصل وحدت ادیان ضمناً اثبات وحدت خدا را می‏کنند چنانکه اصل وحدت خدا در وحدت ادیان الهی تجلّی می‏کند. نمی‏توان تصوّر کرد که خدا واحد باشد و راه‏های متغایری به ابناء بشر ارائه کند.

اگر مظاهر الهی همه مؤید یکدیگرند ناچار همبستگی و پیوستگی میان همهء ابناء نوع انسان هم وجود دارد و باید قائل به وحدت عالم انسانی شد.

به قول مرحوم نعیم:

گر مسلمان و گبر و بودائیم

گر یهود و هنود و ترسائیم

گر ز روس و پروس و روم و حبش

ز انگلیسیم یا فرنسائیم

گر ز امریک و گر ز افریکیم

ز آسیا یا که از اروپائیم

مرد یک خاک و طفل یک وطنیم

خلق یک شهر و اهل یک جائیم

این همه اسم‏های رنگارنگ

خوش بشوئید یک مسمّائیم

و یا:

همه ادیان زحّی ذوالمنّ بود

متعالی، متین و متقن بود

همه از یک خدا و از یک وحی

یک ره و یک مقام و یک فن بود

بهر خوبیّ صلح و صدق و صفا

تو براهین مجو، مبرهن بود

بهر نیکیّ حب و مهر و وفا

تو دلائل مخواه روشن بود

حکم تجدید دین به شرع جدید

بهر ما از خدا معیّن بود

باید متذکّر بود که ابتکارات اکومنیکی و کوشش برای برقراری گفت و شنود مسالمت‏آمیز بین ادیان مختلف به آنچه مذکور افتاد محدود نمی‏شود و مکرّراً از طریق مطبوعات خبر می‏شویم که جلسات گفت و شنود میان مسیحی و کلیمی، میان کلیمی و مسلمان و یا سایر ادیان بر پا شده است. در روزهای ۱۰- ۱۳ سپتامبر سال ٢٠٠٥ عدّهء کثیری از نمایندگان ادیان و چند تن از دانشگاهیان و شخصیّت‏های سیاسی در شهر لیون (فرانسه) گرد هم آمدند تا در بارهء «شجاعت و جرأت برای تحقّق یک انسان‏دوستی معطوف به صلح‏خواهی» مذاکره کنند.

در سال ۲۰۰۶ هم یک اجتماع بزرگ از جانب شورای جهانی کلیساها در برزیل برگذار خواهد شد امّا قدر مسلم این است که تا وحدت اساسی ادیان، اشتراک بخش مهمی از ارزش‏های اخلاقی که همه تعلیم می‏کنند، وحدت منشأ و وحدت غایت آنها، درست درک و تصدیق نشود اغلب این اجتماعات مصداق «نشستند و گفتند و برخاستند» خواهد بود و نتایج مهمّی از آنها به دست نخواهد آمد.

مشکل تفاهم بین ادیان به طور خاص همان طور که پیام ساحت رفیع در OneCommon Faith دلالت دارد ناشی از چند عامل است یکی تضاد و تعارض میان تئولوژی‏های مختلف ادیان که صرفاً حاصل تغییرات و تعبیرات علمای دین است. دوّم تأکید فقهای هر دین بر قوانین که ناچار خصلت تاریخی دارند و با گذشت زمان کهنه و نسبت به مقتضیات عصر و عهد ناسازگار می‏شوند. سوّم عدم تشخیص بین اصول عمدهء شرایع الهی که ثابت و ابدی هستند و امور ثانوی و فرعی که ناچار ناپایدارند.

چهارم درک محدود از بعضی احکام شرع مثل حکم جهاد در اسلام که در جهان امروز که قضیهء کفّار مطرح نیست تنها باید به معنای اخلاقی آن که جهاد با نفس امّاره است تلقّی شود و جهاد مسلمان با مسیحی یا یهودی هیچ منطقی ندارد خاصه آن که امکان عقلی این که روزی این اقوام به عالم اسلام جزیه دهند و سر به خلافت و سلطهء اسلام فرو نهند مطرح نیست. پنجم غفلت از رشد و نمای فکری بشریّت که توالی و تسلسل ادیان به صورت متکامل را اقتضا می‏کند (Progressive Revelation) و البته بر این عوامل جاه‏طلبی و حبّ نفس رؤسای دینی را هم باید افزود که می‏ترسند بازار شوکت و قدرتشان کساد شود.

شگفت است که هنوز بعضی از اصحاب ادیان غافل از این حقیقت هستند که دین برای مهار کردن صفات بهیمی در انسان و غلبهء انسانیّت و محبّت و شفقت و نظایر آن از دیگر صفات ملکوتی آمده چطور می‏توان به نام دین کشتار مردم بی‏گناه، انتقام‏جویی، فتنه‏افکنی و نظایر آن را توجیه کرد؟

یادداشت

١- در آغاز قرن جدید از ۲ میلیارد مسیحی ۱/۱ میلیارد نفر به کلیسای روم تعلّق داشته‏اند، پرتستان‏ها ۳۴۶ میلیون هستند و ارتد كس‏ها ۲۱۶ میلیون.

منبع مقاله: پيام بهائى شمارهء ٣١٦

درج از

 http://www.pazhuheshnameh.org/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=134&Itemid=176

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:10 |
 

                داستان نمونه وار یک دختر بهایی ایرانی   

در گفت وگوی زیر، مونا درخشان، دختر جوان بهایی، داستان مرارت‌هایی را تعریف می‌کند که  تنها و تنها به دلیل تعلق دینی از بدو تولد ناچار به تحمل آن‌ها بوده است. به دلایل روشن ارایه‌ی اطلاعات شخصی او ممکن نیست. گفت‌وگوی زیر بر آن است تا به مطالبی که گه گاه در این باره در گزارش‌های حقوق بشری در ارتباط با ایران می‌خوانیم، چهره‌‌ی ملموسی ببخشد و یادآوری کند که موضوع آن گزارش‌ها انسان‌های واقعی هستند، نه آمار و ارقام بی جان.

مونا تقریبا هم‌سن انقلابی است که منجر به استقرارحکومت اسلامی در ایران شد.  او عملا از زمانی که چشم گشوده است شاهد وضعیتی بوده است که عمق و وسعت فشارهای آن نسبت به بهاییان تا سال‌ها نیاز به بررسی خواهد داشت.  مونا در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد.  دوران مدرسه ابتدایی را با تحمل سختی‌ها‌ و تحقیرهای فراوان به پایان برد.  در سیستم آموزش عالی نیمه مخفی بهاییان در ایران تحصیل کرد.  سپس به خارج ایران سفر کرد. مدارک تحصیلی او در یکی از دانشگاه‌ها‌ی معتبر آمریکای شمالی پذیرفته شد و به این ترتیب او توانست پس از اخذ فوق لیسانس به ایران بازگردد و به تدریس در سیستم آموزش عالی بهایی بپردازد. طبیعتا این مسیر با ناملایمات و فشارهای متعددی روبرو بوده است که وی در این گفت‌وگو به توضیح آن‌ها می‌پردازد. (1)

خسرو شمیرانی: مونا، ما می‌خواهیم درباره‌ی دوران تحصیل ابتدایی و تحصیلات عالی شما در ایران و ادامه‌ی آن با هم گپ بزنیم، ولی  اجازه بدهید اول سوال کنم که آیا پیش از رفتن به مدرسه هیچگاه متوجه برخورد متفاوت بعضی از اطرافیان یعنی در و همسایه غیره شده بودید؟

مونا درخشان: بله. مادر و یکی از خاله‌ها‌ی من معلم بودند. علاوه بر این، خاله‌ی دیگرم در یک بیمارستان دولتی نرس/؟ پرستار بود. پدر و دایی‌ها‌ی من کارمند دولت بودند. اما وقتی که من هنوز خیلی کودک بودم همه‌ی آن‌ها به خاطر دین خود از کار خود اخراج شدند.

 
- حتما فشارهای وارده در آن زمان را متوجه می‌شدید؛ اما آیا در آن سن دلیل این فشارها نیز برای شما قابل درک بود؟

- ما در چارچوب دیانت خود از کودکی کلاس‌ها‌ی آموزش اخلاق و رفتار داشتیم. در این کلاس‌ها درباره‌ی این مشکلات و مسایل هم صحبت و روشنگری می‌شد.  پدرم پس از 17 سال خدمت به دولت، بدون هیچ گونه بازنشستگی و یا پرداخت غرامت از کار اخراج شد. نه بیمه‌ای در کار بود و نه هیچ نوع پوشش دیگری. این ضربه‌ی شدیدی بود که بحران مالی بزرگی را برای خانواده‌ی ما سبب شد و بسیاری از اطرافیانم نیز به دلیل مشابه دچار چنین بحرانی شدند. من نمی‌فهمیدم چرا دولت با ما چنین می‌کرد. گاهی با ذهن کودکانه خود فکر می‌کردم  که پدر و مادرم را از کار اخراج کرده‌اند تا ما از گرسنگی بمیریم.

 
- آیا برای ثبت نام در مدرسه با هیچگونه مشکلی روبرو بودید؟

- ما ساکن شهرستان بودیم و در آنجا فشارهای اجتماعی بیش از تهران بود. می‌دانید که در شهرهای کوچکتر گاه مردم افکار بسته‌تری دارند. علاوه بر آن در فرم ثبت نام مدارس باید مشخص می‌کردیم که به کدام دینی باور داریم. ما طبیعتا در آن فرم‌ها‌  دین خود، یعنی بهاییت را وارد می‌کردیم و در مقابل بسیاری مدارس از ثبت نام ما خودداری می‌کردند. آن‌ها علنا می‌گفتند که ما را به خاطر تعلق دینی مان ثبت نام نمی‌کنند.


 - آیا شما خود هنگام ثبت نام در مدرسه ابتدایی با مشکل مواجه بودید؟ 

- از آنجایی که دوستان بهایی من به دلیل دین خود از ثبت نام در برخی مدارس خوب محروم شده بودند ما اصلا به چنان مدارسی مراجعه نکردیم. اشاره کردم که ساکن شهرستان بودم، گزینه‌ها‌ی زیادی موجود نبود و ما می‌دانستیم هر یک از آن‌ها با مورد ما چگونه برخورد می‌کنند. اما خواهر من که هفت سال از من کوچکتر است  در دوران مدرسه ابتدایی خاطر بهایی بودن یک سال از تحصیل محروم شد. البته واقعیت این است که ما این‌قدر با آزار و محدودیت‌ها‌ خو گرفته بودیم که بسیاری از آن‌ها را متوجه نمی‌شدیم. من الان وقتی شرایط آزاد آمریکای شمالی را با وضعیت آن زمان خودمان مقایسه می‌کنم، تازه عمق و گستردگی آن محدودیت‌ها‌ برایم روشن می‌شود. 

- در مدرسه برخوردها چگونه بود؟

- من در نیمه اول شصت وارد مدرسه ابتدایی شدم یعنی درست زمانی که بسیاری از بهاییان به دلیل اعتقادات خود اعدام می‌شدند. روزهای سختی بود. در مدرسه مدیر و مسئولین به من گفته بودند که حق ندارم به دیگران بگویم که بهایی هستم. گرچه با مدیر اولین مدرسه‌ای که در آن بودم رابطه‌ی خوبی وجود داشت اما بعد‌ها‌ کلا فشارهایی توسط مسئولان و معلمان و همچنین از سوی دیگر هم شاگردی‌ها‌ وارد می‌شد. در مدرسه ابتدایی به هم شاگردان ما سفارش شده بود که از ما خوراکی نگیرند. به آن‌ها می‌گفتند که ما و غذامان نجس است. در کلاس سوم یا چهارم ابتدایی جای مرا در کلاس به گونه‌ای تعین کردند که از دیگر شاگردان فاصله داشته باشم.

- واکنش هم شاگردان چگونه بود؟

- ما هنوز کوچک‌تر از آن بودیم که بتوانیم این برخوردها را تجزیه و تحلیل کنیم. آن‌ها از من می‌پرسیدند که چرا من را از بقیه جدا می‌نشانند. طبیعتا من که خود پاسخ روشنی به این سوال نداشتم نمی‌توانستم به آن‌ها جواب بدهم. پاسخم این بود که من هم نمی‌دانم چرا چنین می‌کنند. البته به برخی دوستانم که خیلی نزدیک بودم می‌گفتم دلیل این است که من بهایی هستم اما این نیز پاسخی نبود که برای هیچیک از ما قابل فهم باشد. جالب این بود گوش که دوستانم به این سفارشات بدهکار نبود. پنهان از چشم مدیر و معلم و ناظم ما غذاهامان را با هم تقسیم می‌کردیم. گاه پیش می‌آمد که کسی این را می‌دید و برای ما دردسر به وجود می‌آمد. مرا توبیخ می‌کردند و والدینم را به مدرسه می‌خواستند به آن‌ها هشدار می‌دادند که در صورت تکرار اخراج خواهم شد.

 - آیا با دانش آموزان مسلمانی که با شما دوستی می‌کردند هم برخورد می‌شد؟

- بهارک یکی از دوستان نزدیک من در کلاس سوم ابتدایی بود. والدین او را به مدرسه خواستند و هشدار دادند که مواظب فرزند خود باشند تا با من رابطه نداشته باشد. مادر و پدر بهارک که یک خانواده مذهبی بودند به او گفتند که باید حرف مسئولان مدرسه را گوش کند. این سبب شد که ما مدتی دور از هم بیافتیم که فشار روحی برای او و فشاری مضاعف برای من بود. جالب اینکه هر چه بزرگتر شدیم رابطه‌ی ما قوی‌تر شد. ما به دلیل نزدیکی محل سکونت تا پایان دوره‌ی راهنمایی هم مدرسه و همکلاس بودیم. به مرور خانواه او هم پذیرفت که ما خارج از مدرسه با هم رفت و آمد و دوستی داشته باشیم.   

 - از دوران دبیرستان بگویید.  

- یکی از خاطرات بد من از دوران دبیرستان مربوط به وقتی است که تیم والیبال مدرسه که من یکی از بازیکنان خوب آن بودم در مسابقات مقدماتی برنده شد و باید برای بازی‌های استانی وارد مراحل بالاتر می‌شد. تیم عازم شد اما مرا از ترکیب آن حذف کردند. من برای موفقیت‌ها‌ی تیم خیلی تلاش کرده بودم. عضو و جزیی از آن بودم اما از ادامه بازی‌ها محروم شدم، فقط به این دلیل که بهایی بودم.  

دیگر این که، به‌خصوص معلمان درس دینی، به ما و اعتقادات ما توهین می‌کردند. گاه این‌ها به طور روشنی می‌خواستند ما را تحریک کنند تا ما جوابی بدهیم و از مدرسه اخراج شویم. روال این بود که در سر درس دینی ما اصلا حق حرف زدن نداشتیم. من خود شاهد بودم که چند تن از دیگر دانش آموزان بهایی تنها به خاطر صحبت از دین خود از مدرسه اخراج شدند. این به من احساس بدی می‌داد. همیشه با خود فکر می‌کردم مگر تفاوت من با دیگر هم شاگردانم چیست که باید این‌قدر اذیت وآزار و تحقیر تحمل کنم.

مثلا در سال اول دبیرستان یک معلم دینی داشتیم که خانم محمدی نام داشت. هم مرا به عنوان بهایی می‌شناخت و هم در همسایگی او چند خانواده‌ی بهایی زندگی می‌کردند. غرض ورزی عجیبی نسبت به بهاییان داشت. کتاب‌های دینی ما را خوانده بود و سر کلاس به تمسخر محتوای آن‌ها می‌پرداخت. طبیعتا توهین‌ها‌ی او در میان جمعی که می‌دانست من بهایی هستم فشار عصبی بدی ایجاد می‌کرد به نظر می‌آمد او تلاش می‌کند مرا به واکنشی ناسنجیده وادارد و به این ترتیب اخراج من از مدرسه را سبب شود.

 - مثلا چه می‌گفت؟

- معلم درس دینی که در حقیقت معلم اخلاق است و باید سلامت نفس را به دانش آموزان بیاموزد، یک روز کتاب «بیان» (از متون مقدس در بهاییت) را با خود به مدرسه آورد.  قسمت‌ها‌یی  از آن را می‌خواند و به تمسخر آن می‌پرداخت. بعد گفت که ما بهاییان کافر هستیم و به خدا اعتقاد نداریم. او به این هم بسنده نکرد. گفت ما از نسل اجنه هستیم و پاهای ما گرد است. فراموش نکنیم که من از دهه‌ی نود و آستانه‌ی قرن بیست ویکم صحبت می‌کنم. طبیعتا من محکوم به سکوت بودم؛ ولی رویا، یکی از هم شاگردانم که دوست صمیمی من بود برخاست [همیشه یک نفر باید بپاخیزد] و به شدت به اعتراض پرداخت. به معلم و به کلاس توضیح داد که دوستان بهایی بسیار دارد و شاهد به جا آوردن مناسک مذهبی ما که شامل نماز و روزه است بوده است. گفت که ما خداپرست هستیم و می‌داند که ادعای گرد بودن پای ما غلط و بی معنی است.

 - نتیجه چه بود؟ آیا برای رویا مشکلی درست نشد؟

- جالب این که برای او مشکلی پیش نیامد و آن معلم هم دیگر هیچگاه در کلاس در باره بهایی‌ها‌ صحبت نکرد.

 - در مجموع جو غالب در دوران تحصیل چگونه بود؟ منظور من در اینجا اطرافیان، هم شاگردان و والدین آن‌ها هستند.

- این جو ساکن نبود. شاید بتوانم بگویم که در اولین سال‌های دبستان 80 درصد اطرافیان به گروهی تعلق داشتند که از دیدگاهی بسته و ضدبهایی به ما نگاه و با ما رفتار می‌کردند؛ اما به مرور این وضعیت تغییر کرد. وقتی دیپلم می‌گرفتم فشارهای اجتماعی شاید فقط از سوی 40 درصد جامعه اعمال می‌شد. البته روشن است که این برداشت شخصی من است و من از آمار و ارقام مبتنی بر سنجش افکار به طور علمی سخن نمی‌گویم.

 - در چه رشته‌ای دیپلم گرفتید؟ آیا برای پذیرش دانشگاه اقدام کردید؟

- من ریاضی می‌خواندم. خیلی هم موفق بودم. گرچه باز هم به دلیل تعلق دینی هیچگاه از سوی مدرسه مورد تشویق واقع نشدم اما در مقطع اخذ دیپلم به گروه شاگردان ممتاز تعلق داشتم. بعد از گرفتن دیپلم در سال 1374 (1995) دفترچه‌ی کنکور را خریدم و فرم‌ها‌ی مربوط به تقاضای شرکت در کنکور را پر کردم. برای شرکت در امتحانات باید یک کارت دریافت می‌کردم. در فرم تقاضا محلی وجود داشت که نام دین‌ها‌ی به رسمیت شناخته شده در آنجا آمده بود و هر متقاضی با علامت زدن مشخص می‌کرد که به کدام یک از آن‌ها تعلق دارد. طبیعتا جایی برای دین بهایی مشخص نشده بود. بعضی از ما آن قسمت را خالی می‌گذاشتند و برخی دیگر دین بهایی را به فرم اضافه می‌کردند. من آن قسمت را پر نکردم. وقتی که برای دریافت کارت مجوز ورود به امتحانات مراجعه کردم متوجه شدم که روی کارت مرا به عنوان مسلمان ثبت کرده‌اند. ما هجده نفر بودیم که در آن وضعیت قرار گرفتیم. همگی اعتراض کردیم. پاسخ نهایی این بود که اگر دین خود را اسلام ذکر نکنید از شرکت در امتحانات محروم می‌شوید.
من سه سال پی در پی برای شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه تقاضا کردم  و هر سه بار به دلیل مشابه از شرکت در کنکور منع شدم. بسیاری از هم‌کیشان من در سال‌های بعد هم به پر کردن فرم‌ها‌ی تقاضا ادامه دادند اما من دیگر چنین نکردم.

 - اما از تحصیلات عالیه هم صرف نظر نکردید....

- همین‌طور است. در این زمان بسیاری از استادان بهایی که از تدریس در دانشگاه‌ها‌ منع و در نتیجه بیکار شده بودند گرد آمده و به طور داوطلبانه سیستمی برای آموزش عالی جوانان بهایی دایر کرده بودند. این یک مجموعه‌ی حرفه‌ای اما غیر رسمی بود. از امکانات خیلی محدودی برخوردار بود. مثلا از خانه‌ها‌ی افراد به عنوان کلاس‌ها‌ی درس استفاده می‌شد. رشته‌ها‌ی محدودی ارایه شده بود.

 - یعنی عملا یک دانشگاه خصوصی دایر شده بود؟

- بله.

 - چه رشته‌ها‌ی تحصیلی ارایه شده بودند؟

- علوم پایه و مهندسی راه و ساختمان. البته دیرتر رشته‌ها‌ی دیگری به آن افزوده شد؛ مثلا دندانسازی و زبان‌های خارجی. به مرور زمان امکانات گسترده‌تری گرد آمد. آزمایشگاه‌ها‌ی آموزشی دایر شد، مواد مورد نیاز آموزشی برای رشته‌ها‌ی مختلف تهیه شد و ...

 - از کی این سیستم آغاز به کار به کار کرد؟

- در پی محدودیت‌ها‌ی شدیدی که برای بهاییان به وجود آمد. این محدودیت‌ها که از عدم اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل و عدم اجازه خروج از کشور آغاز می‌شد، و به سلب حق مالکیت بر اموال مشروع شان و همچنین زندان و اعدام امتداد می‌یافت، جوانان بهایی را با یاس و سرخوردگی فراوانی مواجه می‌کرد. در سال 1366 (1987)، برای جلوگیری از این یاس و ایجاد امید به آینده‌ای بهتر، سازماندهی این سیستم آموزشی توسط چندین استاد «پاکسازی» شده آغاز شد و سپس با حمایت جامعه‌ی بهایی - که به شکل کمک مالی و ارایه‌ی امکانات، از قبیل جا و مکان و ماتریال/ مواد آموزشی انجام می‌شد- گسترش پیدا کرد. در مهر ماه سال 1377 طی حمله سازمان یافته‌ی ماموران حکومتی که در سراسر ایران انجام شد این سیستم مورد ضربه‌ای شدید و ناگهانی قرار گرفت.

 - تا پیش از این حمله، گسترش این نظام آموزشی در چه حدی بود؟ مثلا چند رشته‌ی آموزشی تدریس می‌شد؟

این نظام تا ده رشته‌ی آموزشی گسترش یافت که علوم پایه برای رشته‌ی پزشکی، راه و ساختمان، دندانسازی، روانشناسی، - زبانشناسی، ادبیات انگلیسی، شیمی، حسابداری و ... را در بر می‌گرفت.

 - چه تعداد دانشجو در این مجموعه مشغول به تحصیل بودند؟

- من آمار دقیقی از کل دانشجویان ندارم اما در رشته‌ای که من در سال 1374 (1995) مشغول شدم هرساله ده نفر پذیرفته می‌شدند. در سال‌های بعد این تعداد به بیست نفر و بیشتر افزایش یافت. طبق تخمین من طی 10 – 12 سال، یعنی از 1987 تا 1998 که سیستم فعال بود تنها در رشته‌ی تحصیلی من حدود 100 دانشجو وارد پروسه آموزش عالی شدند. این تخمین دانشجویان فارغ تحصیل این رشته را نیز در بر می‌گیرد.

 - شما به رشته‌ها‌یی مثل علوم پایه پزشکی و یا مهندسی اشاره کردید. این رشته‌ها‌ بر خلاف رشته‌هایی مثل زبان به امکانات فنی گسترده‌تری برای آموزش نیاز دارند. منظور من امکاناتی همچون آزمایشگاه‌ها‌ی مختلف است.

- طبیعتا سیستم نمی‌توانست از امکانات گسترده‌ای همچون نظام آموزشی عادی برخوردار باشد اما به مرور آزمایشگاه‌ها‌ی مختلف برپا شده بودند. دندانپزشکان بهایی امکانات مطب‌ها‌ی خود را برای دانشجویان این رشته در اختیار می‌گذاشتند. در عین حال لازم است توضیح بدهم که کلاس‌ها‌ی ما نه تنها متمرکز نبود بلکه ما امکان حضور در کلاس‌ها‌ به شکل روزانه را نداشتیم. بخش بزرگی از آموزش تئوریک از طریق مکاتبه صورت می‌گرفت و ما برای رفع سوالات با استاد قرار می‌گذاشتیم.

 - آیا این درست است که مدارک فارغ التحصیلان این سیستم از سوی برخی دانشگاه‌ها‌ی معتبر جهانی برسمیت شناخته می‌شد؟

- تلاش برای رسمیت دادن به این مدارک خیلی دیرتر آغاز شد. در سال‌های پایانی دهه 1990 جامعه بهایی معرفی این نظام آموزشی را به تعدادی از دانشگاه‌ها‌ی معتبر در خارج از ایران آغاز کرد و پس از بررسی کیفیت نتایج کار این سیستم توسط دانشگاه‌ها‌ی مذکور مدارک ما به رسمیت شناخته شد.

 - اشاره کردید که در مهر ماه سال 1378 یک حمله سراسری انجام شد. شما خود مستقیما شاهد این حمله بودید؟

- من در همان روز کلاس داشتم. سفارش شده بود که کتاب‌ها‌ی مذهبی با خود نداشته باشیم. حمله آغاز شده بود و سراسری بود. با تلفن به محل ما اطلاع رساندند که در جاهای مختلف به کلاس‌ها‌ حمله کرده، استادان را دستگیر و لوازم آموزشی را ضبط می‌کنند. ما نشسته بودم و دعا می‌کردیم که هر چه زودتر تمام شود. می‌دانستیم که حمله، به ویژه برای استادان عواقب وخیمی در پی داشت؛ سوای این که طبیعتا آموزش ما مختل می‌شد. همین که ما وارد کلاس شدیم، به ما گفته شد که چنین حمله‌ای در جریان است. تلاش این بود که دست کم آزمایشگاه‌ها‌ را از گزند تخریب و مصادره دور کنیم، اما بی فایده بود. بسیاری از استادان دستگیر شدند و تا ماه‌ها‌ با شرایطی دشوار دست و پنجه نرم می‌کردند. آزمایشگاهی که با زحمت بسیار راه انداخته بودیم و در ملک خصوصی یکی از اهالی جامعه بهایی بود مورد تهاجم و مصادره قرار گرفت.

 - شما سال 1374 (1995) در آنجا آغاز به تحصیل کردید. اول سال تحصیلی 1377(1998) سیستم مورد یورش قرار گرفت، پس درس خود را تمام نکردید؟

- ماجرا از این قرار بود که پس از آن حمله، من آموزش خود را نزد استادانم ادامه دادم. یک سال بیشتر تا پایان تحصیلم نمانده بود و با همکاری استادان درسم را تمام کردم.

بعد توانستم در آمریکای شمالی در دانشگاه [...] برای مقطع فوق لیسانس پذیرش بگیرم و در همین مقطع فارغ التحصیل بشوم.

 - اما بعد به ایران بازگشتید....

- بله نظام آموزشی که در سال 1998 ضربه خورده بود در این فاصله دوباره بازسازی شده بود. من به ایران برگشتم و تدریس در رشته‌ی زبان را آغاز کردم.  چهار ترم داشتم که در هر کدام 20 – 25 دانشجو شرکت می‌کردند.

 - شما شخصا با توجه به شناختی که از آن نظام آموزشی و دانشگاه‌ها‌ی آمریکای شمالی دارید، محتوی و کیفیت آموزش این دو را در یک مقایسه چگونه می‌بینید؟

- واقعیت این است که استادان ما در ایران از جان و دل مایه می‌گذاشتند. مقدار زیادی ایده‌آلیسم در کار بود که طبیعتا از یک نظام جا افتاده نمی‌توان انتظار داشت. آن‌ها گاه روز و شب خود را صرف آموزش می‌کرند. فراموش نکنیم که شرایط کاری آن‌ها نه تنها مشوق‌ها‌ی مالی نداشت بلکه به دلایل روشن همواره در خطر یورش، دستگیری و زندان بودند. تعهد شخصی و ایده‌آلیسم آن‌ها طبیعتا کاستی‌ها‌ی مادی را تعدیل می‌کرد. کار استادان ما تنها به درس دادن خلاصه نمی‌شد. برای آن‌ها مهم بود که ما دانشجویان مطلب را درک کنیم و به خوبی آن را یاد بگیریم. به نظر من کار ما در آنجا به هیچ وجه از کیفیت کمتری برخوردار نبود. به همین دلیل بود که مدارک من و نمرههایم تمام و کمال در دانشگاه [.....] پذیرفته شد.

  - مونای عزیز،  از شما برای وقتی که برای این گفت‌و‌گو اختصاص دادید سپاسگذاریم.

تاریخ گفت و گو: 21 سپتامبر 2006

 (1) مونا درخشان نام واقعی فرد مصاحبه شونده نیست. به دلایل روشن ارایه‌ی نام واقعی وی ممکن نیست.

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:6 |
14 گرينويچ - پنج شنبه 19 ژوئيه 2007 - 28 تیر 1386

   نعیم سبحانی
   بی بی سی فارسی، واشنگتن

   تشکیل گروهی مسلمان برای دفاع از حقوق بهائیان

تعدادی از جوانان مسلمان برای اولين بار در اينترنت گروهی به نام "شبکه اسلامی برای دفاع از حق بهائيان" تاسيس کرده اند. اين شبکه اوضاع بهائيان ايران و مصر را از نزديک دنبال می کند.ارض اقدس ، اسم اعظم ، باب، بها ، بهاء ،  بهاءالله، بهایی ، بهاییان ، بهائيان ، ایران ،

طرفداران حقوق بشر اينکه يک گروه مسلمان - عمدتا متشکل از فعالان اجتماعی و دانشجويان ليبرال از کشورهای عرب - مساله بهائیان را مطرح کرده تحولی مهم می دانند.

سازمان هايی که تاکنون دولت های ايران و مصر را به تضييع حقوق اقليت بهايی آن کشورها متهم کرده اند، مذهبی نیستند.

گروه "شبکه اسلامی برای دفاع از حقوق بهائيان" در کشور خاصی مستقر نیست و دفتر و ستاد مرکزی هم ندارد.

اين گروه اینترنتی هدفش را احقاق حقوق مدنی و آزادی های اساسی بهائيان در جهان اسلام و عرب اعلام کرده است.

آنها در وبسایت گروه خود خبرهای مربوط به بهائیان در جهان اسلام را پی گیری و به بحث و تبادل نظر درباره آن می پردازند.

موسس اين پروژه اينترنتی دختری جوان از بحرين به نام اسراء شافعی است.

اسراء می گوید که یک مسلمان معتقد است و با بهاييان رابطه ای ندارد. اما وی به عنوان يک فرد مسلمان احترام به حقوق اين اقليت دينی را لازم می داند.

این دانشجوی بحرینی می گوید که مخصوصا گروه خود را "اسلامی" ناميده تا توجه مسلمانان را جلب کند.

اما اين اقدام بحث برانگيز بوده است.

به گفته اسراء: "آنها به من می گويند چرا اين کار را می کنی؟ چرا عليه هويت دينی خودت فعاليت می کنی؟ حتی من را به خيانتکاری و صهيونيست بودن متهم کرده اند. ۷۰ درصد واکنش هايی که تا به حال گرفتم از اين قبيل بوده."

اسراء که تنها ۲۰ سال دارد می گويد اين واکنش ها باعث دلسردی او نمی شود. وی می گويد از نزديک وضعيت بهائيان ايران و مصر را زير نظر دارد.

تعداد بهاييان مصر چيزی حدود ۵۰۰ نفر تخمين زده شده است.

دين آنها از دهه ۱۹۶۰ با فرمان جمال عبدالناصر، رييس جمهور پیشین اين کشور، غيرقانونی اعلام شد. تا به امروز در مصر از بهائيان به عنوان "مرتد" ياد می شود.

قانون اساسی ايران هم دين بهايی را به رسميت نمی شناسد و بهائيان در اين کشور با محدوديت های شغلی و تحصيلی گسترده ای روبرو هستند. پیروان بهائیت، از بزرگ ترين اقليت های غيرمسلمان ایران محسوب می شوند.

ناشناخته

موسس "شبکه اسلامی برای دفاع از حق بهائيان" معتقد است دست کم در جهان عرب خيلی ها چيز زيادی درباره بهائی ها نمی دانند.

به گفته وی: "وقتی با دوستانم درباره کيش بهايی صحبت می کنم آنها به من می گويند که اين يک دين شيطانی است. به آنها می گويم به من يکی از اصول اين دين را بگوييد، اما آنها جوابی ندارند. بعضی ها هم فکر می کنند بهائيت بخشی از اسلام شيعه است که اين هم تصور اشتباهی است. چيزی درباره آن نمی دانند اما به پيروانش بدگمانند."

اين جوان بحرينی معتقد است موفق ترين جوامع در دنيای امروز جوامعی هستند که در آن مردم عليرغم کثرت قومی و دينی، اتحادشان را حفظ و به حقوق گروه های اقليت احترام می گذارند.

جان وال، استاد تاريخ اسلام در دانشگاه جورج تان در واشنگتن دی سی پايتخت آمريکا، با اين نظر موافق است.

اما وی بر اين باور است که در عصر جهانی شدن نمی توان بر يک گروه خاص دينی برچسب اقليت زد.

او می گويد: "در دنيای کنونی همه افراد اقليت به حساب می آيند. حتی مسيحيان که بزرگ ترين جامعه دينی در جهانند در بسياری از کشور های جهان در اقليت قرار دارند. مسلمانان در خاورميانه اکثريت دارند اما در اروپا اقليت دينی هستند. مسلمانان سنی مذهب به طور نمونه در آلمان برای دريافت اجازه تاسيس مسجد با مشکل مواجهند."

آقای وال اينکه يک گروه مسلمان برای اولين بار مساله حقوق بهاييان را مطرح کرده را مثبت ارزيابی می کند.

به عقيده او فعاليت افرادی مانند اسراء، دانشجوی بحرينی، می تواند به ترويج حقوق بشر و گفتگوی بين پيروان اديان مختلف در کشورهای خاورميانه کمک کند.

 متن از  

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/07/070719_si-wkf- bahaiedefence.shtml 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:2 |
  سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

از ريگي تا ريگي!


شهيد محمدامين ريگي نه شيعه بود و نه اهل سيستان، بلکه از تبار طايفه ريگي، بلوچ، اهل خاش و از برادران اهل سنت بود. ظاهراً حد و مرز تروريست‌ها فراتر از شيعه و سني است و هر کس که براي اعتلاي ايران عزيز همکاري کند از ديد اين افراد حقير مجرم است و بايد تاوان پس دهد.

۱ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۹:۵۴ تعداد بازديد : 1679 كد خبر : ۷۱۹۶۹

پيكر پاك بسيجي شهيد محمدامين ريگي، از شهداي حادثه درگيري نيروهاي تيپ 110 سلمان فارسي با اشرار مسلح در منطقه كورين زاهدان روز يكشنبه در خاش تشييع شد.

پيكر مطهر اين شهيد با حضور قشرهاي مختلف مردم، مسئولان‌، امامان جمعه و روحانيون شيعه و سني، فرماندهان و نيروهاي نظامي و انتظامي و خانواده معظم شهدا از مقابل بيمارستان 22 بهمن تا قبرستان سه‌راهي محله قلندرزهي‌ها در شهر خاش تشييع و خاكسپاري شد.

تشييع‌كنندگان با سردادن شعارهاي «مرگ بر اشرار و قاچاقچيان، مرگ بر آمريكا، مرگ بر ضد ولايت فقيه» اين عمل جنايتكارانه عوامل استكبار و قاچاقچيان مسلح را محكوم كردند.

آنان از نيروهاي امنيتي و انتظامي و دستگاه قضائي خواستار برخورد قاطع با اشرار و ديگر ناامن‌كنندگان منطقه شدند.

در اين آيين امام جمعه خاش نيز با محكوم كردن جنايت اشرار و عوامل دست نشانده استكبار، شهادت را افتخار بزرگي براي مسلمانان دانست.
حجت‌الاسلام محمدحسين ميري گفت: شهدا زنده هستند و در پيشگاه خداوند متعال روزي مي‌خورند.

مولوي محمدعلي شهنوازي امام جمعه اهل سنت خاش نيز گفت: اينگونه حركتهاي ددمنشانه هيچگونه خللي در وحدت و انسجام مردم استان وارد نمي‌كند.
وي بيان كرد: مردم سيستان و بلوچستان اعم از شيعه و سني تا آخرين قطره خون پاسدار خون شهدا و حافظ دستاوردهاي نظام اسلامي خود هستند.

امام جمعه اهل سنت خاش با تاكيد بر حفظ وحدت آحاد شيعه و سني به ويژه در استان سيستان و بلوچستان، خواستار همكاري بيش از پيش مردم در تامين امنيت و از بين بردن شرارت و ناامني در منطقه شد.

به گزارش ايرنا، اشرار و قاچاقچيان مسلح موادمخدر در اقدامي ناجوانمردانه عصر پنجشنبه گذشته با كمين در مسير عبور گروهي از نيروهاي تيپ مستقل 110 سلمان فارسي در منطقه كورين زاهدان، 11 پاسدار و بسيجي را شهيد و 9 نفر ديگر را مجروح كردند.
شهيد ريگي از جمله نيروهاي بسيجي اهل سنت سيستان و بلوچستان است كه در كنار برادران شيعه خود براي حفظ امنيت مردم منطقه، به دست اشرار و عواملي كه شيعه و سني برايشان تفاوتي ندارد، به شهادت رسيد. پيكر پاك چند نفر ديگر از شهداي اين حادثه روز پنجشنبه در زاهدان، زابل و زهك تشييع شد.

از ريگي تا ريگي!
در حادثه شهادت 11 تن از فرزندان بسيجي، سپاهي و سربازان وظيفه که در پنجشنبه (28 تيرماه) رخ داد، يکي از شهدا با نام محمد امين ريگي از طايفه مشهور ريگي و اهل خاش بود. اين شهيد اگرچه هم‌نام تروريست مشهور، «عبدالمالک ريگي»، عامل و جاني فاجعه تروريستي تاسوکي و برخي فجايع و حوادث تروريستي و خرابکارانه، است اما تفاوتش با او از زمين تا آسمان است.

خوب به ياد دارم در يکي از مکالماتي که سرکرده تروريست‌هاي جندالله درباره گروگان‌هاي تاسوکي با يکي از بستگان داشت، وقتي با اين پرسش مواجه شده که چرا شماري بي‌گناه را در تاسوکي به شهادت رسانده است، در پاسخ گفت: ما از فاميل خودمان هم مي‌کشيم! اين پاسخ، که با تعجب بسيار ما همراه بود، با اين پرسش ديگر مواجه شد که: شما که به فاميل خودتان هم رحم نمي‌کنيد، چگونه ادعاي حمايت از بلوچ و اهل سنت را مطرح مي‌کنيد؟ و او پاسخ داد که: آنها شيعه بودند!

اگرچه در آن مکالمه از اين سنخ سخنان توسط وي باز هم بر زبان رانده شد اما همين پرسش و پاسخ کافي است که نتيجه مطلوب گرفته شود. سرکرده تروريست‌ها اينک با همراهي برخي ضد انقلابيون پرمدعا، ادعاي آزادي ايران را در سر مي‌پروراند و نام گروهک جندالله را به پيشنهاد همان‌ها به جنبش مقاومت مردمي تغيير داده است!

با همه اينها اما در حادثه اخير، شهيد سعيد محمدامين ريگي نه شيعه بود و نه اهل سيستان، بلکه از تبار طايفه ريگي، بلوچ، اهل خاش و از برادران اهل سنت بود. ظاهراً حد و مرز تروريست‌ها فراتر از شيعه و سني است و هر کس که با نظام جمهوري اسلامي و براي اعتلاي ايران عزيز همکاري کند از ديد اين افراد حقير مجرم است و بايد تاوان پس دهد. و البته چه خوب تاواني است شهادت، آن هم براي اعتلاي ايران و تأمين امنيت شهروندان و خدمت به مردم.

درباره شهيد محمد امين ريگي، گفته شده پس از آن‌که وي و هم‌رزمانش توسط تروريست‌ها و به ناگاه هدف قرار گرفته بودند، با رشادتي تمام به مقابله با آنان برخاست بي‌آن که هراسي به دل راه دهد. اين مقاومت‌ها، اگرچه در نهايت منجر به شهادت او و برخي ديگر از هم‌رزمانش شد، موجبات فرار تروريست‌ها و ناکامي آنان در دست‌يابي به اهداف‌شان شد. مقاومت جانانه او اين روزها نقل هر محفل و مجلسي است. تقدير گسترده مردم قدرشناس از اين شهيد عزيز در مراسم تشييع وي که در شهرستان برگزار شد نشان داد او در قلوب مردم جاي دارد.
نام و يادش جاودان باد.
شريف لک زايي

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 11:54 |
  سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

شاهکار ايران‌اير و تکريم مسافران


۳۱ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۲ تعداد بازديد : 13372 كد خبر : ۷۱۹۵۴

در حالي که مسئولان «ايران‌اير» از تکريم ويژه مسافران مواجه شده با تأخير سخن مي‌گويند، يکي از بينندگان «بازتاب» در پيامي نوشت: هفته گذشته، پرواز کاراکاس ـ دمشق ايران‌اير، به علت نقص بخش سنسور آتش سوزي موتور هواپيما، مجبور به هفت ساعت توقف در پاريس شد.

اين در حالي است که مسئولان فرودگاه، اجازه ورود مسافران به سالن ترانزيت را ندادند و همين باعث اعتراض مسافران شد، به ويژه مادران که از تمام شدن غذاي بچه‌هاي شيرخوار خود گلايه مي کردند.
بگذريم که پرواز با چنين هواپيمايي از فراز اقيانوس اطلس، اشتباهي محض است که ديگر تکرار نخواهد شد، اما جالب اينجاست که به علت تأخير بيش از اندازه، مهمانداران تصميم به پذيرايي از مسافران گرفتند و بخشي از سرويس هاي آماده را حذف کردند و بخش کمي از هر سرويس را که همگي ساخت فرانسه بودند، به عنوان پذيرايي به مسافران خسته دادند.

خدا عالم است، اما گفته ها حکايت از آن داشت که مسئولان فرودگاه، که گويا از راه نيافتن مسافران به سالن ترانزيت شرمنده شده بودند، مقاديري خوراکي براي پذيرايي مسافران فرستادند که مسئولان هواپيما به پاس تکريم مسافران، بخش هايي از آن را برداشته و بقيه را پخش کردند. البته هواپيما با هفت ساعت تأخير به فرودگاه دمشق رسيد و مسئولان کشور دوست و برادر سوريه نيز، به پاس خستگي بيش از اندازه مسافران، پس از حدود بيست ساعت نشستن در داخل هواپيما تا دمشق، ما را به سالن ترانزيت راه ندادند و براي تميز کردن هواپيما نيز مسافران خسته را به سالن پرواز که صندلي براي نشستن نداشت و حتي فاقد دستشويي بود، هدايت کردند و در مقابل اعتراض و درخواست ورود به سالن ترانزيت، عرض کردند: امکان ندارد.

با وجود اين که راه کاراکاس ـ تهران، حدود 26 ساعت طول کشيد و هفت ساعت تأخير داشت و حتي پسر من تا دو روز از شدت خستگي، توان راه رفتن نداشت، مسئولان محترم ايران اير ظاهر نشدند. دلمان سوخت وقتي گوش‌هايمان را تيز کرديم و يک بار، حتي يکبار، بابت اين تأخير از بلندگوي هواپيما عذر نخواستند.

اين در حالي است که من همين راه را با پرواز خارجي ديگري در ماه پيش داشتم که هواپيما در زمان برخاستن پانزده دقيقه تأخير داشت. پس از بلند شدن هواپيما، خلبان با عذرخواهي، قول داد در ساعت تعيين شده به کاراکاس خواهد رسيد و افزود: نگران کساني که به پيشواز شما خواهند آمد نباشيد، سر وقت آنان را خواهيد ديد. پس از فرود هواپيما در کاراکاس، خلبان ضمن غذرخواهي دوباره از تأخير اوليه گفت: به ساعت‌هايتان نگاه کنيد، ما دقيقا سر وقت رسيديم. ساعت ورود به کاراکاس حتي يک دقيقه هم با ساعت درج شده در بليت اختلاف نداشت.
حال شما بگوييد اين تکريم مشتري است يا آنچه ايران‌اير مي کند؟

گفتي است، تاکنون روابط عمومي «ايران‌اير» به رغم پرسش «بازتاب» در اين باره توضيح نداده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 11:50 |
     سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

سه گزينه براي پرونده هسته‌اي: تايم‌اوت، تحريم، برخورد


هدف اصلي اين طرح، وارد كردن فشارهاي معيشتي به مردم و تشديد تورم در ايران است و بنا بر پيش‌بيني اروپا، آثار اين اقدام در نيمه دوم سال آشكار شده و منجر به تغيير رفتار مردم در انتخابات مجلس هشتم خواهد شد

۱ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۱:۳۳ تعداد بازديد : 367 كد خبر : ۷۱۹۸۸

خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن گزارش داد: محافل نزديك به گروه «1+5»، در حال تصميم‌گيري ميان سه گزينه مطرح در پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي هستند.

بنا بر اين گزارش، در حالي كه پيش‌نويس قطعنامه سوم تشديد تحريم‌هاي ايران از سوي انگليس، داده شده و مورد موافقت اكثريت اعضاي «1+5» نيز قرار گرفته، دو گزينه ديگر نيز از سوي آمريكا، روسيه و چين مطرح شده است.

در پيشنهاد روسيه و چين كه نوعي تايم‌اوت (توقف درجا) غيررسمي به شمار مي‌آيد، ايران چرخه غني‌سازي خود را در وضعيت كنوني با حدود دو هزار سانتريفيوژ نگه داشته و شوراي امنيت نيز تحريم‌هاي ايران را در وضع فعلي قطعنامه دوم تشديد تحريم نگه مي‌دارد و دو طرف به تلاش‌هاي ديپلماتيك ادامه مي‌دهند.

اين در حالي است كه اروپا با محوريت انگليس، پيشنهاد تشديد تحريم‌ها با هدف اخلال در صادرات نفت و واردات كالا به ايران را دنبال مي‌كند كه هدف اصلي اين طرح، وارد كردن فشارهاي معيشتي به مردم و تشديد تورم در ايران است و بنا بر پيش‌بيني اروپا، آثار اين اقدام در نيمه دوم سال آشكار شده و منجر به تغيير رفتار مردم در انتخابات مجلس هشتم خواهد شد؛ بنا بر پيشنهاد اروپا، به جاي تايم‌اوت و برخورد، بايد با تشديد فشارهاي اقتصادي، رفتار تهران را تغيير داد.

اما در پيشنهاد سوم كه از سوي محافل تندروي آمريكايي دنبال مي‌شود، با تأكيد بر اين‌كه حتي در صورت تشديد تحريم‌ها نيز رفتار تهران تغيير نخواهد كرد، بر برخورد محدود با ايران پس از تصويب قطعنامه سوم و بي‌توجهي تهران به اين قطعنامه، تأكيد شده است.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 11:47 |