تبليغاتX
خبرگزاری ملی ایران

25 تیر 86

رمضان‌زاده: قرارداد فروش گاز به هند از معاهده تركمانچای بدتر است

نوروز:«عبدالله رمضان‌زاده» قائم مقام دبیركل جبهه مشاركت در نشست «دانشگاه و چشم‌انداز آینده» كه از سوی شاخه دانشجویی جبهه مشاركت برگزار شد، در مورد برخوردهای ماههای اخیرگفت: به گفته آقای حجاریان كار به جایی رسیده است كه باید به خارجی‌ها امتیاز دهند و وجه‌المصالحه این امتیاز ما هستیم.

وی افزود: اول خواستند زنان را بترسانند اما نتوانستند، بعد گفتند اراذل و اوباش را می‌گیریم كه فایده‌ای نداشت، پشت همه این برخوردها چیزی نیست به جز ترساندن ما، اگر نترسیم استبداد عقب می‌رود.

رمضان‌زاده با برشمردن مشابهات اقدامات فعلی با اقداماتی كه شاه در سال 54انجام داد، گفت:شاه در آن زمان گفت «هركس روش من را نمی‌پسندد از این مملكت برود»، اما امروز ما از ایران نمی‌رویم؛ بلكه می‌مانیم و جلوی هركسی كه خواست مملكت را بفروشد، می‌ایستیم .

وی افزود:وقتی كه تا این اندازه نا كارآمدند هستند كه قراردادهایی می‌بندند بدتر از معاهده تركمنچای مثل قرارداد فروش گاز به هند، باید هم یك عده‌ای را بگیرند و وجه المصالحه كنند.

رمضان‌زاده اظهار داشت: امروز ما باید اختلافات را كنار گذاریم و در كنار هم از حق فعالیت سیاسی همه در چارچوب قانون دفاع كنیم، باید برای آزادی دوستانمان تلاش كنیم اما اگر نتوانستیم آنها را آزاد كنیم به خارج رو نمی آوریم؛ مقاومت می‌كنیم تا پیروز شویم.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 17:4 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

جزييات شهادت 11 نيروي سپاه پاسداران در كورين


روز پنجشنبه فرمانده سپاه از رده‌هاي مختلف سپاه و بسيجيان گردان‌هاي عاشورا در اين منطقه، سان ديد... اشرار كه در منطقه كورين در پشت كوه‌ها مخفي شده‌ بودند، با شليك يك موشك آر.پي.جي به تويوتا لندكروز حامل نيروهاي زميني سپاه، تمامي هشت سرنشين آن را به شهادت رساندند.

۳۰ تير ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۰:۱۸ تعداد بازديد : 14017 كد خبر : ۷۱۸۳۱

خبرنگار «بازتاب» در زاهدان، جزييات شهادت يازده نيروي سپاه پاسداران در شامگاه پنجشنبه را تشريح كرد.

بنا بر اين گزارش، روز پنجشنبه سردار رحيم صفوي، فرمانده كل سپاه پاسداران با سفر به استان سيستان‌وبلوچستان ضمن ايراد سخناني، از رده‌هاي مختلف سپاه و بسيجيان گردان‌هاي عاشورا در اين منطقه، سان ديد.

اين گزارش مي‌افزايد: یک خوردو نيروی زمیني سپاه كه غروب پنجشنبه به محل استقرار خود بازمي‌گشت، با كمين اشرار روبه‌رو مي‌شود. اشرار كه در منطقه كورين در پشت كوه‌ها مخفي شده‌ بودند، با شليك يك موشك آر.پي.جي به تويوتا لندكروز حامل نيروهاي زميني سپاه، تمامي هشت سرنشين آن را به شهادت رساندند.

پس از اين حادثه كه حوالي ساعت 19:30 پنجشنبه رخ داد، خودرو ديگري براي كمك به اين نيروها به اين منطقه آمد كه اين خودرو تويوتا نيز هدف اشرار قرار گرفت و تعدادي از سرنشينان آن به شهادت رسيده يا زخمي شدند كه در اين مقطع، شمار زيادي از نيروهاي كمكي وارد معركه شده و به درگيري و تعقيب اشرار پرداختند.

اين درگيري پس از آن رخ داد كه هفته گذشته نيروهاي سلحشور سپاه، يك بمب كار گذاشته شده توسط تروريست‌ها را خنثي كردند و يك مظنون به كار گذاشتن آن، بازداشت شده بود.

در اين حال، يك منبع آگاه در زاهدان به خبرنگار «بازتاب» گفت: هنوز هويت گروه اشرار حمله‌كننده معلوم نيست، اما به احتمال زياد اين گروه از اشرار محلي هستند و گروه تروريستي جندا... در آن نقشي نداشته است.

وي درخصوص انگيزه اشرار اظهار داشت: به نظر مي‌رسد اشرار كه تا اندازه‌اي از تحركاتشان كاسته شده، از اقدامات روز پنجشنبه احساس كرده‌اند كه حافظان امنيت در منطقه تقويت مي‌شوند كه همين مسئله باعث ترس و واكنش جنايتكارانه آنان شده است.

لازم به ذكر است، هم‌زمان روز جمعه، چهار شرور مسلح در درگيري با مأموران قرارگاه نصر و ميرحسيني در ارتفاع‌هاي «پيرسوران» زاهدان به هلاكت رسيدند. در اين درگيري هفت نفر از اشرار مسلح نيز مجروح شدند.

در همين حال، مسئول روابط عمومي تيپ مستقل 110 سلمان فارسي نيروي زميني سپاه اسامي شهداي اين تيپ را به شرح زير اعلام كرد: مهدي كيخا، مصطفي ميري، محمدرضا عطارزاده، عماد كهوري، محمدرضا احمدي، محمدامين ريگي، قاسم پوراكبري، ابوالفضل اميد پناه، علي اردوني، كامبيز صادقي و اسماعيل يزدان‌پور.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:51 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

استعفاي مشاور امنيتي احمدي‌نژاد پس از دو ماه


حسينيان كه در دهه 60 و 70 از چهره‌هاي نزديك به حجت‌الاسلام محمدي ري‌شهري به شمار مي‌رفت، در اين دو دهه در دادگاه ويژه روحانيت عهده‌دار مسئوليت‌هاي متعددي بود و در جريان برخورد با آيت‌الله منتظري، به شدت علیه وی اقدام کرد که با واکنش سخت منتظري نیز همراه شد.

۳۰ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۸:۴۵ تعداد بازديد : 14639 كد خبر : ۷۱۸۸۶

 حجت‌الاسلام روح‌الله حسينيان، مشاور امنيتي و سياسي رئيس‌جمهور پس از گذشت دو ماه از انتصاب، از سمت خود استعفا داد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، گفته مي‌شود روح‌الله حسينيان كه با حفظ رياست مركز اسناد انقلاب اسلامي به سمت مشاور سياسي و امنيتي رئيس‌جمهور منصوب شده بود، از مشاورت دكتر احمدي‌نژاد استعفا كرده است.

هرچند مطابق با قانون، مشاور رئيس‌جمهوري سمت مديريتي نيست و براي شركت در انتخابات مجلس نيازي به استعفا از اين مسئوليت وجود ندارد، برخي منابع از احتمال كانديداتوري حسينيان در انتخابات مجلس هشتم خبر مي‌دهند و عده‌اي هم مسائل ديگري را دليل اين مسئله مي‌دانند.

حسينيان كه در دهه 60 و 70 از چهره‌هاي نزديك به حجت‌الاسلام محمدي ري‌شهري به شمار مي‌رفت، در اين دو دهه در دادگاه ويژه روحانيت عهده‌دار مسئوليت‌هاي متعددي بود و در جريان برخورد با آيت‌الله منتظري، به شدت علیه وی اقدام کرد که با واکنش سخت منتظري نیز همراه شد.

وي از مؤسسين جمعيت دفاع از ارزش‌ها بوده و در انتخابات دوم خرداد سال 1376 انتقادات جدي از جناح راست و حجت‌الاسلام ناطق نوري داشت، اما پس از انتخابات و در جريان قتل‌هاي زنجيره‌اي به اين جناح نزديك شد و در برنامه جنجالي «چراغ» به دفاع از سعيد امامي، اين قتل‌ها را به هواداران خاتمي در وزارت اطلاعات نسبت داد.

وي با اصرار رئيس‌جمهور پس از گذشت حدود دو سال از انتخابات، به عنوان مشاور سياسي و امنيتي دكتر احمدي‌نژاد منصوب شد، اما گفته مي‌شود پس از گذشت حدود هشتاد روز، بدون تعامل جدي دفتر رياست‌جمهوري با وي، از سمت مشاور رئيس‌جمهور استعفا كرد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:44 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

ارتباط دستگيري چند جاسوس در بلاروس با روابط نظامي ايران و روس


سيستم مورد علاقه لهستان، سيستم موشكي پدافند هوايي S-300 است كه در سال‌هاي اخير، ايران آن را از روسيه با همكاري بلاروس خريداري كرده است. آمريكا شديدا به فروش اين سيستم پدافندي بسيار دوربرد اعتراض كرده و سعي بر جلوگيري از آن را داشت، ليكن موفق نشد.

۳۱ تير ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۱:۳۰ تعداد بازديد : 258 كد خبر : ۷۱۹۱۳

در حالي كه به تازگي چند جاسوس ارتش لهستان در بلاروس دستگير شده‌اند، برخي منابع از احتمال ارتباط اين عمليات‌هاي جاسوسي با مبادلات نظامي ايران و روسيه خبر مي‌دهند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، «ايتارتاس» روز چهارشنبه گذشته از دستگيري گروهي از جاسوسان سرويس‌هاي اطلاعاتي ارتش لهستان در بلاروس خبر داد.

«ويكتور وگرا»، رئيس كميته امنيتي كشور بلاروس گفت: «اين شبكه جاسوسي متشكل از چهار تبعه بلاروس و يك تبعه روسيه بود و فعاليت‌هاي جاسوسي آنان كاملا ثابت شده است».

اين افراد اطلاعات استراتژيكي را در مورد سيستم دفاع موشكي مشترك بلاروس ـ روسيه جمع‌آوري كرده بودند و به ويژه علاقمند به سيستم‌ موشك‌هاي ضدهوايي S-300 بوده‌اند.

به گفته وي، اعترافات افسر روس عضو «KGB» كه بازداشت شده است، منجر به دستگيري سايرين شد.

سيستم مورد علاقه لهستان، سيستم موشكي پدافند هوايي S-300 است كه در سال‌هاي اخير، ايران آن را از روسيه با همكاري بلاروس خريداري كرده است. آمريكا شديدا به فروش اين سيستم پدافندي بسيار دوربرد اعتراض كرده و سعي بر جلوگيري از آن را داشت، ليكن موفق نشد و اين سيستم هم‌اكنون در ايران نصب شده است. واضح است كه هر اسراري كه از اين سيستم به دست لهستان بيفتد، سريعا به آمريكا عرضه خواهد شد و احتمالا سازمان جاسوسي لهستان به دستور آمريكا اقدام به تهيه اين اطلاعات به خصوص كرده است.

تحليلگران مي‌پرسند، چرا عوامل لهستان از تمام سيستم‌هاي تهاجمي روسيه، تنها به يك سيستم دفاعي علاقه نشان داده‌اند؟ آيا لهستان برنامه حمله هوايي به بلاروس يا روسيه دارد؟ آنچه مسلم است، اين‌كه آمريكا از وجود S-300 در ايران نگران است و در ضمن، قطعا برنامه‌هايي براي حمله هوايي به ايران ريخته است، هرچند شايد اين برنامه‌ها اجرا نشود.

جالب است كه خيانت‌هاي لهستان در گذشته نيز باعث فاش شدن اسرار سلاح‌هاي روسيه شده است. براي مثال در اسفند 1331، مارس 1953 يك خلبان لهستاني، هواپيماي جنگنده ميگ 15 را از لهستان به دانمارك برد. آمريكايي‌ها پس از آشنايي با اسرار اين جت كه در زماني، پيشرفته‌ترين جنگنده روسيه بوده، آن را به لهستان برگرداندند، البته بدون خلبان.

اين آشنايي كمك بسياري به آمريكايي‌ها در جنگ كره كرد. تا آن زمان ميگ 15 مشكل بزرگي براي نيروي هوايي آمريكا در كره بود. اين سابقه و خوي خوش‌خدمتي لهستاني‌ها به آمريكا اين سؤال را پيش مي‌آورد كه چه كسي بر كارشناسان لهستاني كه تعدادي از آنان در زمينه هواپيمايي ايران مشغول به كارند، نظارت مي‌كند؟

در حالي كه شهروندان آمريكايي در ايران مشغول به كار نيستند، اين احتمال كاملا منطقي است كه لهستاني‌ها از طرف ديگران به جمع‌آوري اطلاعات حساس، مشغول باشند. همان‌گونه كه در عراق اين كار را كردند و پس از حمله به عراق، آمريكا رسما از لهستان براي اطلاعاتش در مورد عراق در زمينه هدفيابي در عراق براي حملات هوايي آمريكا تشكر كرد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:41 |
متجاوزان به عنف ، اعدام شدند

 

ساعت خبر: 9:49 - تاريخ خبر: 31/04/1386

12 نفر از متجاوزان به نوامیس مردم -آدم ربایان و سوداگران مرگ سحرگاه امروز یکشنبه به دار مجازات آویخته شدند.
 

دادستان عمومی وانقلاب تهران درمصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر اعلام کرد: پس از طی مراحل دادرسی و محکومیت این مجرمان به اعدام ، احکام قضایی آنان سحرگاه امروز اجرا شد.

سعید مرتضوی گفت: آدم رباییهای متعدد ، دهها تجاوز به نوامیس مردم -آسیب رساندن وزخمی کردن دهها نفر درهنگام ایجاد شرارت وناامنی برای مردم - تجارت وخرید وفروش صدها کیلو مواد مخدر از جمله هرویین ومعتاد کردن هزاران نفر از جوانان از موارد اتهامی این مجرمان است .

دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت : 4 نفر از سوداگران مرگ نیز هفته گذشته پس از طی مراحل قانونی و قطعیت یافتن حکم اعدام ، به دار مجازات آویخته شدند .

مرتضوی همچنین اعلام کرد : پرونده 17 نفر دیگر از اعضای" باندهای آدم ربایی -تجاوز به نوامیس مردم وتجارت مواد مخدر" تکمیل و برای آنان اعدام درخواست شده و پرونده ها یشان هم اکنون برای صدور رای نهائی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفته است .

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:35 |

"پروازهواپیماهای ماهان بر فراز بریتانیا ممنوع شد"

فرانس پرس گزارش می‌دهد وزارت ترابری بریتانیا به شرکت هواپیمایی ماهان اعلام کرده است هواپیماهای این شرکت حق پرواز در آسمان بریتانیا را نخواهند داشت.

وزارت ترابری بریتانیا دلیل این اقدام را "ایمن نبودن" هواپیماهای شرکت هواپیمایی ماهان عنوان کرده است.


هواپیمای ماهان. فلیت ایر

شرکت هواپیمایی ماهان هر هفته پنج پرواز از تهران به منچستر دارد.

یک مقام وزارت ترابری بریتانیا به فرانس پرس گفت: "ما مجوز پروازهای تجاری (ماهان) به بریتانیا را لغو کردیم چراکه امنیت پروازهای ماهان رضایت‌بخش نبود".

به گفته این مقام بریتانیایی "اخیرا (برای پروازهای ماهان) چند حادثه روی داد که نشانگر سطح پایین برنامه‌ریزی و امنیت است".

این مقام بریتانیایی که فرانس پرس نامی از وی نمی‌برد، می‌افزاید چنان که مشخص شد برخی از هواپیماهای ماهان فاقد سیستم‌های جلوگیری از سانحه هستند.

شرکت هواپیمایی ماهان که دفتر مرکزی آن در تهران است دارای 21 خط خارجی در 10 کشور جهان است.

درسال 2007 مقامات بریتانیایی درباره یک پرواز ماهان پرونده تحقیق تشکیل دادند. در این حادثه هواپیمای مسافربری ایرانی فرودی ناموفق داشت.

یک سخنگوی فرودگاه بیرمنگام نیز به فرانس پرس گفت این فرودگاه دیگر اجازه فرود به هواپیماهای ماهان نمی‌دهد. وی از ذکر جزییات بیشتر خودداری کرد.

برپایه این گزارش، سال پیش از این نیز، یک هواپیمای ماهان ایر که از بانکوک به تهران پرواز کرده بود، در مهرآباد فرود آمد اما پس از طی تمام مسیر باند، خلبان نتوانست هواپیما را متوقف کند. در این حادثه کسی آسیب ندید.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:28 |
هواپيماي اهدايي ايران به عراق در فرودگاه بغداد به زمين نشست

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۴/۳۰‬
خارجي.ايران.عراق.هواپيما.

خبرگزاري آسوشيتدپرس به‌نقل ازسخنگوي دولت عراق گزارش داد كه هواپيماي اهدايي ايران به اين كشور روز شنبه در فرودگاه بغداد به زمين نشست.

بنا بر اين گزارش، علي الدباغ گفت: "دولت عراق مايل است از دولت جمهوري اسلامي ايران به خاطر اين هديه تشكر كند، و اميدواريم اين اقدام به توسعه روابط و منافع مشترك دو كشور كمك كند."
يك مقام دولت عراق گفت: اين هواپيما كه به گزارش تلويزيون محلي از نوع ارباس ‪ ۳۰۰‬است، براي استفاده نخست وزير نوري المالكي و ساير مقامهاي ارشد دولتي خواهد بود.

در اين گزارش همچنين آمده است كه تحويل اين هواپيما چهار ماه پس از تصميم به اهداي آن به عراق صورت گرفته‌است.

الدباغ علت اين تاخير را مسايل فني اعلام كرد.

شبد/مترجمام/ ‪۱۴۵۶ /۱۳۳۵‬

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:11 |

منصور اسانلو متهم به «اقدام عليه امنیت کشور» شد

بهروز کارونی

يکی از وکلای مدافع منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، گفت که موکلش به اتهام «اقدام عليه امنیت کشور» بازداشت شده است.

يوسف مولايی با اعلام اين مطلب به راديو فردا گفت:«پرونده در حال تحقيقات مقدماتی قرار دارد و ما هيچ دسترسی ای به پرونده يا موکل خود نداريم.»

وی با اشاره به پيگيری های وکلای مدافع آقای اسانلو درسيستم قضايی افزود: «پس از اين پيگيری ها، متوجه شديم که برای ايشان قرار بازداشت موقت يک ماهه صادر شده است، اما امکان هم دارد که اين دوره، يک ماه ديگر نيز تمديد شود.»

آقای مولايی از اعتراض منصور اسانلو به بازداشت موقت خود خبر داد و گفت: «اين اعتراض به دادگاه ارسال شده است.»

آقای اسانلو روز ۱۹ تيرماه درنزديکی منزل خود توسط چهار مرد ناشناس مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد.

شاهدان عينی گفته اند که ماموران هنگام ضرب و شتم و بازداشت رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه فرياد می زدند که در حال بازداشت يک دزد هستند.

برای منصور اسانلو قرار بازداشت موقت يک ماهه صادر شده است، اما امکان هم دارد که اين دوره، يک ماه ديگر نيز تمديد شود.

يوسف مولايی

درهمين حال، مقام های قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی ايران تا سه روز از اعلام وضعيت آقای اسانلو و نيز تاييد بازداشت اين فعال کارگری خودداری می کردند.

تنها پس از اعتراض های گسترده سازمان های کارگری در جهان بود که مقام های قضايی روز ۲۲ تير ماه بازداشت منصور اسانلو را تاييد کردند و گفتند که او در زندان اوين است.

وکيل مدافع رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه همچنين با اشاره به ملاقات نکردن خانواده منصور اسانلو با اين فعال کارگری زندانی در ۱۰ روز گذشته، اضافه کرد: «اين امکان وجود دارد که آنان بتوانند در هفته جاری با آقای اسانلو ديدار کنند.»

يوسف مولايی در مورد اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» که به رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه وارد شده است، گفت: «اينکه اين اتهام به چه مصداقی و چه ماده ای برای آقای اسانلو به کار برده شده است، معلوم نيست. به همين جهت درمورد اين اتهام نمی توان اظهار نظر کرد تا اينکه ما بتوانيم پرونده را قرائت کنيم.»

وی سپس اشاره کرد که به لحاظ قضايی، درحال حاضر، کاری از دست وکلای مدافع منصور اسانلو بر نمی آيد، زيرا پرونده، امنيتی ناميده شده و درمعاونت امنيت دادگستری تهران درحال بررسی است.

«اتهام وارد شده به همسرم واهی است»

پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، در گفت و گو با راديو فردا، اتهام وارد آمده به همسرش را رد کرد و آن را واهی دانست.

خانم اسانلو افزود: «اتهامی که به آقای اسانلو وارد شده، بی دليل و بی پايه و اساس است، زيرا او را در ارتباط با پرونده سنديکای شرکت واحد بازداشت کرده اند. ايشان هميشه به خاطر سنديکا بازداشت شده است، اما دراين بازداشت ها، به تنها چيزی که اشاره نمی شود، موضوع سنديکا است.»

اتهامی که به آقای اسانلو وارد شده، بی دليل و بی پايه و اساس است، زيرا او در در ارتباط با پرونده سنديکای شرکت واحد بازداشت کرده اند.

پروانه اسانلو

او با اشاره به گذشت ۱۰ روز از بازداشت همسرش و بی خبری از وضعيت وی گفت: «ما با توجه به بيماری های قلبی و چشم وی، از وضعيت جسمانی اش نگرانيم.»

پروانه اسانلو افزود: «من از نزديک شاهد زحمت های همسرم بوده ام که با صداقت برای ايران و مردم ايران کار کرده و از حقوق خود و همکارانش دفاع است. چنين آدمی چرا بايد متهم به اعمال ناکرده شود.»

وی گفت:«اگر منصور اسانلو اقدامی عليه امنيت ملی انجام داده بود، از سفر خارج خود باز نمی گشت. او به خوبی می دانست که هنگام بازگشت، حتی امکان دارد در فرودگاه بازداشت شود. پس او نقطه ضعفی نداشت که از آن بترسد.»

خانم اسانلو در اين گفت و گو بر لزوم ملاقات خانواده رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و نيز وکلای مدافعش با او تاکيد کرد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:42 |
مرکز اسناد انقلاب اسلامی هم «ندامتنامه» منتشر کرد

بیژن یگانه

سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی از اظهار ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی خبر داد. اين مرکز که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور امنيتی آقای احمدی نژاد است، اتهام اين روحانی را ادعای وی مبنی بر« رهبری اسلام سنتی و دين سنتی» عنوان کرد.

در همين حال خبرگزاری مهر به نقل از «يک مقام مسئول در دادگاه ويژه روحانيت» صدور حکم اعدام برای آيت الله کاظمينی بروجردی را رد کرد و گزارش کرد « هنوز حکمی در اين پرونده صادر نشده است».

آقای کاظمينی بروجردی از ۱۵ مهر ۸۵ در بازداشت به سر می برد.

ندامتانه جديد 

سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی شنبه ۳۰ تير ۸۶ اقدام به انتشار مطالبی منسوب به آيت الله محمد حسين کاظمينی بروجردی کرد که به ادعای اين مرکز «اظهار ندامت» وی در دادگاه ويژه روحانيت است.

به ادعای مرکز اسناد انقلاب اسلامی «وی در آخرين جلسه دادگاه خود را فريب خورده ضد انقلاب خارجی دانست و تاکيد کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحريک به استقامت کرد».

مرکز اسناد انقلاب اسلامی که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور سياسی و امنيتی رييس جمهوری اسلامی است، در عين حال مدعی شد «بروجردی با تکيه بر بيان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گرد آورد».

اين مرکز اتهام آقای کاظمينی بروجردی را «مدعی رهبری اسلام سنتی و دين سنتی» وی عنوان کرد و در ادامه ادعا کرد « در اين بين ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شيفتگی سياسی و دينی در هدايت يک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ايجاد شود».

مرکز اسناد انقلاب اسلامی که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور سياسی و امنيتی رييس جمهوری اسلامی است، در عين حال مدعی شد «بروجردی با تکيه بر بيان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گرد آورد».

سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در عين حال بخشی ندامت نامه منسوب به آيت الله کاظمينی بروجردی در جلسه محرمانه دادگاه ويژه روحانيت را انتشار داد.

اين در حالی است که اين روحانی زندانی از ۱۵ مهر ۸۵ تاکنون به وکيل دسترسی ندارد و مقامات داگاه نيز از انتشار خبر در خصوص دادگاه وی امتناع کردند.

اعترافات مرکز اسناد يا کاظمينی بروجردی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی «بخشی از اعترافات» منسوب بی وی کرد و مدعی شد که وی اعتراف کرده است «روی چيزهای الکی و غير مهم مانور می دادم من تقويم چاپ می کردم عکس مرقد حضرت امام کاظم را می گذاشتم کنار مقبره پدر و پدربزرگم و پدرش که در بروجرد مدفون اند. به عنوان کاظمی بروجردی می خواستم يک جوری تبليغ کنم بعد آنها را برسانم به اجدادم يا مثلا خمين که فرزند ۲۷ امام سجاد «ع» بودنم را توی تيتراژ وسيعه با عکس های خودم چاپ کردم بعد گفتم ببرند توی دهات ها و شهرستانها. طوری شده بود که وقتی می گفتند فلانی اينجا برنامه داره جمعيت فوج فوج می آمدند».

به ادعای مرکز اسناد انقلاب اسلامی آيت الله کاظمينی بروجردی به بازجويانش «می گفته پول رفت و آمدها و اتوبوس را از محل صدقات جمع آوری کنيد و اگر هم کم می آمد خودم می دادم و همه اينها از روی هوای نفس بود را داشتم جمعيت جلسه من اينقدر زياد شود که بين ميدان انقلاب و آزادی مردم جمع بشوند و برنامه اجرا کنم. اگر شما جلوگيری نمی کرديد، يقينا جلسه بعدی ام که سيزده رجب بود اين اتفاق می افتاد يعنی جوری می شد که استاديوم ها جا نداشت، تزم اين بود».
 

در بخش ديگری از اعترافات منسوب به آيت الله کاظمينی بروجردی سايت مرکز اسناد انقلاب الامی از قول وی نوشت «ايشان در پايان با ابراز ندامت مجدد ابراز می دارد: کار تخصصی که در حد من نبود نمی بايست می کردم حالت جنون پيدا کرده بودم. الان من فکر می کنم که ازنظر ايمان، علم و عقل از هر سه تهی هستم من حتی روخوانی قرآن و مفاتيح الجنان را خوب بلد نيستم.  از اشتباهات خودم از پروردگار طلب عفو می نمايم. اشتباه مقاومت در برابر جلب، اشتباه و نادرستی نامه به سران خارجی، مصاحبه با رسانه های خارجی به زشتی کشاندن صدها نفر و خانواده ام را قبول دارم».

مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پايان مدعی شد که آيت الله کاظمينی بروجردی به دنبال ۹ ماه و ۱۵ روز بازداشت توبه کرد و از قول وی مدعی شد «روی آن توبه می کنم و از حضرت صاحب الامر و رهبر نظام مقدس اسلامی استدعای بخشش و اغماض برای خودم و خانواده ام...دارم.»

در همين حال خبرگزاری مهر به دنبال انتشار ندامتنامه منسوب  آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به نقل از يک مقام مسئول در دادگاه ويژه روحانيت از ادامه برگزاری دادگاه محمدحسين کاظمينی بروجردی خبر داد و گزارش کرد «هنوز حکمی در اين پرونده صادر نشده است».

«به ولايت فقيه اعتقادی ندارم»

آيت الله کاظمينی بروجردی در شمار روحانيان غير سياسی است که از تابستان ۸۵ استقبال عمومی از سخنرانيهای وی حساسيت مقامات جمهوری اسلامی را بر انگيخت.

آيه الله سيد محمد طاهر کاظمينی بروجردی جد و آيت الله سيد محمد علی کاظمينی بروجردی پدر آقای کاظمينی بروجردی هر دو از نزديکان آيت الله العضمی بروجردی مرجع سرشناس تشيع بودند که در نجف و قم از اطرافيان وی محسوب می شدند.

آيه الله سيد محمد طاهر کاظمينی بروجردی جد و آيت الله سيد محمد علی کاظمينی بروجردی پدر آقای کاظمينی بروجردی هر دو از نزديکان آيت الله العضمی بروجردی مرجع سرشناس تشيع بودند که در نجف و قم از اطرافيان وی محسوب می شدند

مسجد نور ميدان خراسان تهران تا زمان وفات پدر آيت الله کاظمينی بروجردی پايگاه مذهبی آنان به شمار می آمد. پس از وفات پدر آقای کاظمينی بروجردی طی درگيری هايی نهادهای حکومتی اين مسجد را به تصرف در آوردند و از پس آيت الله محمد حسين بروجردی به کوچه «سرو» واقع در خيابان «اوستا» و «زارع» تهران نقل مکان کرد و از منزل مسکونی خود به عنوان مرکزی برای تبليغ آنچه او دين سنتی» می نامد، استفاده کرد.

حساسيت به فعاليت های وی به دنبال برگزاری مراسم دعا در ورزشگاه چند هزار نفری کشوری به مناسبت وفات فاطمه زهرا افزايش يافت و دادگاه ويژه روحانيت آقای کاظمينی بروجردی را مرداد ۸۵ «جهت پاره توضيحات در مورد ادعای ارتباط با امام زمان» احضار کرد.

آقای بروجردی از حضور در اين دادگاه امتناع کرد و ماموران به دنبال مراجعه چهت بازداشت وی با چند هزارتن از طرفداران وی مواجه شدند.

درگيرهای پراکنده در مدت دوماه سرانجام در ۱۵ مهر ۸۵ به يورش ماموران به منزل وی ختم شد. اين يورش تعدادی مجروح برجا گذاشت و به نوشته روزنامه آلمانی اشپيگل «بيش از ۵۰۰ تن از طرفداران آيت الله کاظمينی بروجردی» و خود وی طی آن بازداشت شدند.

آز آن زمان تاکنون وی و نزديکانش در بازداشت به سر می برند و از دسترسی به وکيل محرومند.

۴ تير ۸۶  نامه ای از آقای کاظمينی بروجردی انتشار يافت که طی آن وی خطاب به «پاپ،دبير کل سازمان ملل، پارلمان اروپا، سازمان ها و نهادهای حقوق بشر و دادگاه لاهه، روشنفکران و آزادی خواهان جهان و مبارزان دموکراسی» نوشت «خصومت نظام با اين سرباز جانباز وطن، شخصی و خصوصی نمی‌باشد بلکه اعتقادی است، زيرا همگام با سلسله‌ی اجدادم «حکومت دينی» را غير قانونی و نامشروع می‌دانم و به «ولايت فقيه» اعتقادی ندارم، و در سال ۱۳۷۴ و ۱۳۷۹ نيز به همين علت زندانی شدم در حالی که دلايل کافی برای اثبات آراء و عقايد خود داشته‌ام و بارها تقاضای مناظره‌ی رسمی يا برگزاری دادگاه علنی با حضور وکيل را طرح نموده‌ام».

انتشار اعترافات و ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سابقه ندارد و  در روال معمول  چند روزنامه ها و خبرگزاری نزديک به نهادهای امنيتی اين ماموريت را بر عهده داشتند

آقای بروجردی در اين نامه محل نگهدار خود را « شکنجه‌گاه اوين، زير تيغ جلاد» اعلام کرد و گفت «خواسته‌ی من آن است که تدابيری برای آزادی عقيده و قلم و بيان در ايران اتخاذ شود، و ناظرينی بی‌طرف از نهادهای بين‌المللی بر اجرای قوانين حقوق بشر در ايران نظارت کنند و همچنين ادامه‌ی دادگاه من، علنی و با حضور نمايندگان خبرگزاری های بين‌المللی برگزار شود تا بتوانم حرفهای ناگفته‌ی خويش را در مصونيت کامل به سمع جهانيان برسانم».

وی در عين حال خود را مدافع دين سنتی معرفی کرد و گفت «بلايای اين ۲۸ سال را به حساب تز ناهنجار «سياست ما عين ديانت ماست» بگذارند نه دين و مذهب و توده‌های ملت».

آيت الله کاظمينی بروجردی طی اين نامه گفت « به آن دسته از هموطنانی که هنوز اميدوار به ظهور روزهای بهتری تحت توليت «حکومت دينی» هستند هشدار می‌دهم که سرنوشت اين مرجع و روحانی و از تبار پيامبر در حکومتِ مدعی تشيع چنين بوده، پس وای به حال ديگران».

ماموريت مرکز اسناد

انتشار اين خبر و انتشار اظهاراتی منسوب به اين روحانی زندانی از آن جهت اهميت دارد که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور امنيتی محمود احمدی نژاد است.

آقای حسينيان که قضاوت در دادگاه ويژه روحانيت،جانشين دادستان در وزارت اطلاعات دوره آقای علی فلاحيان، حاکم شرعی چند استان و رياست مرکز اسناد انقلاب اسلامی را دارد، طی «سالهای۷۷ و ۷۸ زمانی که پرونده قتل‌های زنجيره‌ای شکل گرفت و برخی عناصر خودسر وزارت اطلاعات با هدايت سعيد امامی به عنوان سرشاخه‌های جنايت معرفی شدند، در سخنرانی‌های متعدد و در مصاحبه‌ای با برنامه چراغ صدا و سيما ضمن دفاع از سعيد امامی، وابستگان خاتمی و جبهه دوم خرداد را به عنوان عاملان قتل‌ها معرفی کرد».

وی سال ۸۵ «به دفاع شديد از احمدی‌نژاد روی آورده و حتی در قضيه آزادی ملوان‌های انگليسی با انتشار مطلبی در سايت اينترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، رفتار احمدی‌نژاد را با رفتار «رئيس علی‌ دلواری، عمر مختار و عزالدين قسام» مقايسه کرده بود و از «حسودانی» نام برد که «چشم به پيروزی دولت احمدی‌نژاد» ندارند.

محمود احمدی نژاد ۵ ارديبهشت سال جاری طی حکمی آقای حسينيان «رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامی را به سمت مشاور امنيتی و سياسی خود منصوب کرد».

به گزارش خبرگزاری ها « احمدی‌نژاد در اين حکم با اشاره به «تعهد دينی و انقلابی و سوابق و تجربيات ارزشمند حسينيان» ابراز اميدواری کرده بود تا  وی در پرتو عنايات الهی و درجهت تحقق اصول چهارگانه عدالت گستری، مهرورزی، خدمتگزاری و تعالی همه جانبه کشور، موفق باشد».

ناظران و روزنامه های منتقد دولت با انتشار خبر انتصاب آقای حسينيان نسبت به امنيتی تر شدن فضای کشور هشدار دادند. انتشار اعترافات و ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سابقه ندارد و  در روال معمول  چند روزنامه ها و خبرگزاری نزديک به نهادهای امنيتی اين ماموريت را بر عهده داشتند.

به گفته ناظران علت اينکه مرکز اسناد انقلاب اسلامی راسا به انتشار ندامتنامه اقدام کرد صرف نظر از اعتبار ندامتنامه، حاکی از برعهده گرفته نقش تازه مرکز اسناد انقلاب اسلامی که قبل از اين با انتشارآثار تاريخی ماموريت تاريخ سازی برای نفع جمهوری اسلامی را بر عهده داشت.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:39 |

یک رسانه دیگر برای خانواده کمپین: "کردها و کمپین یک میلیون امضا"

شنبه30 تیر 1386


رسانه های کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به تدریج از دل شهرهای ما جوانه می زنند. پس از سایت کمپینی ها در شیراز، اکنون سايت "كردها و كمپين يك ميليون امضا" به قصد انعكاس فعاليت هم¬وطنان كرد زبانمان در جهت اهداف كمپين يك ميليون امضا شروع به كار كرده است.

طبق گفته گردانندگان سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا اين سايت «مطالب خود را به دو زبان كردي و فارسي منتشر مي¬كند و سعي در هر چه بيشتر گستراندن نداي برابرخواهي كمپين يك ميليون امضا در ميان زنان و مردان كرد دارد. در اين راستا و جهت بالابردن كيفيت سايت دست ياري خود را به سوي علاقه¬مندان و به¬ويژه زنان و مردان برابري¬خواه كرد دراز نموده و همراهيتان را خواستاريم.»

تغییر برای برابری ورود سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا را به همه کمپینی ها خوشامد می گوید.

برای مشاهده سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا به نشانی زیر بروید :

http://www.kurdsforchange.com/

مطالب و نظرات خود را می توانید به پست الكترونيكي kurdsforchange@gmail.com ارسال کنید.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:28 |

مردم کردستان به روزه سياسي دعوت شدند

در اعتراض به نقض حقوق بشر و حکم اعدام - یکشنبه 31 تیر 1386 [2007.07.22]

هانيه احمدي

به دنبال صدور حکم اعدام براي يک روزنامه نگار کرد و همچنين افزايش فشارها، احضارها و دستگيري ها در کردستان، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مرکز چاک از "مردم کردستان، احزاب و نهادهاي سياسي و مدني و فعالان همه عرصه ها" دعوت کردند با مشارکت در يک اعتصاب سراسري در روزهاي سه شنبه، چهار شنبه و پنج شنبه (2، 3 و 4 مرداد) به نقض حقوق بشر در کردستان اعتراض کنند.

عدنان حسن‌پور، روزنامه نگار کرد که براي وي حکم اعدام صادر شده عضو هيأت تحريريه هفته نامه توقيف شده "آسو" است. او که از ماهها پيش در بازداشتگاه مريوان است توسط يکي از شعب دادگاه انقلاب سنندج همراه با هيوا بوتيمار روزنامه نگار ديگر کرد به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده است.

به گفته صالح نيکبخت يکي از وکلاي اين دو متهم "اتهامي که به آقاي حسن‌‌پور وارد شده، هيچ ارتباطي به فعاليت‌هاي مطبوعاتي وي ندارد و پرونده تازه‌اي براي ايشان گشوده شده است".

اين پرونده تازه مبتني بر اتهامي مربوط به "تماس تلفني عدنان حسن‌پور با يک کارمند صداي آمريکا"ست. مسئولان جمهوري اسلامي گفته‌اند اين ارتباط "از مصاديق جاسوسي و محاربه" است. به هيوا بوتيمارهم اتهام حمل سلاح گرم زده شده در حاليکه به گفته صالح نيکبخت او هيچ‌وقت از سلاح گرم استفاده نکرده‌ و با هيچ‌يک از گروه‌هاي محارب هم ارتباط نداشته است.

سامان رسولپور، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کردستان در مورد صدور حکم اعدام براي اين دو فعال مي گويد:"حکم اعدام براي همه ما بسيار غيرمنتظره و شوک‌آور بود. به همين منظور، روز گذشته هيأت اجرايي سازمان حقوق بشر کردستان بيانيه‌اي صادر کرده و از مسئولان قضايي خواسته است نسبت به ابطال اين حکم اقدام کنند و به فشارها بر روزنامه نگاران و فعالان مدني پايان دهند".

صدور اين احکام در حالي صورت مي گيرد که محمود صالحي، فعال کارگري سنندجي هنوز در زندان است و اخبار از وخامت وضعيت جسمي وي خبر مي دهد. او که يک کليه دارد در وضعيتي بحراني به سر مي برد و با وجودي که اداره زندان سنندج، موافقت خود را با مرخصي استعلاجي وي اعلام کرده، اما دادستاني سنندج با اين مرخصي مخالفت کرده است.

همچنين صادق کبودوند، دبير کانون حقوق بشر کردستان و اجلال قوامي، ديگر فعال حقوق بشري اين استان نيز در بازداشت به سر مي برند و از سرنوشت آنان اطلاعي در دست نيست. به گفته سامان رسول پور کبودوندکه روز دهم تيرماه امسال بازداشت شد، بعد از ۱۵ روز در تماس کوتاهي با خانواده‌اش اظهار داشت در بند ۲۰۹ اوين به سر مي برد و علت دستگيري او هم فعاليت‌هاي حقوق بشري است.هر چند بازجويان فعاليت او را" اقدام عليه امنيت ملي و نشر اکاذيب و تبليغ عليه نظام " عنوان کرده اند.

اجلال قوامي روزنامه نگار هفته نامه توقيف شده "پيام مردم" و "ديدگاه" هم از اعضاي شوراي‌عالي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است که روز ۱۸ تيرماه بازداشت شد و الآن در زندان عمومي سنندج به سر مي برد.قوامي در زندان به عفونت چشم مبتلا شده است.

کردستان در هفته هاي اخير شاهد خشونت هاي ديگري هم بوده است که از جمله مي توان به مرگ عبدالصمد نصيري، نوجوان 17ساله مهابادي در سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو در ميدان استقلال اين شهر اشاره کرد. او در اين تظاهرات مورد ضرب و شتم نيروهاي انتظامي قرار گرفت و به قتل رسيد.

لقمان مهري فعال کارگري و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 5 سال حبس تعزيري محکوم شده است، روز 27 تير، در ترمينال شرق تهران به همراه همسرش توسط چندين فرد لباس شخصي، پس از ضرب و شتم ربوده شد.

اين شرايط فعالان حقوق بشري در کردستان را به اين نتيجه رسانده که وضعيت حقوق بشر در کردستان رو به وخامت است و به گفته رسول سامان پور "مردم فکر مي‌کنند اين موج تازه و کم سابقه برخورد نيروهاي امنيتي و قضايي جمهوري اسلامي با فعالان جامعه مدني روز به روز بيشتر و بيشتر شود."

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 10:23 |
 
 

Tuesday, July 17, 2007 - سه شنبه 26 تير 1386
    شماره خبر= 3622

خوراک موش کور کیست؟

روزگار نقد در کشور ما سیاه شده و زبان آن پلشت. نه توسط طنزنویسان واقعی ایران که دست آنها را می‌بوسم و نوشته‌هایشان را می‌نوشم؛ بلکه به دست بازیگران قدرت و سیاست که دست بر قضا این مفاهیم را هم نمی‌شناسند و از سیاست ورزی فقط همین را می‌دانند که <همه چیز برای ما> حتی اگر قیصریه‌ای را به آتش بکشیم از بهر دستمالی یا نواله‌ای از باب گذران چند صباحی.
اخیرا گفت‌وگویی کردم با یک نشریه اصولگرا و در آن با شفافیتی که در قاموس <طنز نویسان جدید> جرم است نظر خود را درباره نظامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نسبت آنها با دین تشریح کردم. در آن جا به صراحت گفتم و حالا‌ تکرار می‌کنم که کار دین دستگاه سازی در زمینه امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیست، بلکه کارش روشن کردن چراغ هدایت است و نشان دادن راه و بیراهه به مومنان. از این رو کار آدمیان به مدد عقل و دانش آنها راست می‌شود و بهره‌گیری از اشارات انبیاء و اولیا و نصوص قرآنی، سنجه‌ای است برای رهایی از ضلا‌لت. فی‌المثل در جهانی که بنیان فعالیت‌های اقتصادی بر بانک و بیمه، بورس و اوراق بهادار، بای بک و فاینانس و نظایر اینهاست، چگونه می‌توان برای برپایی نظام اقتصادی، کاهلا‌نه به دنبال نسخه‌های از پیش تعیین شده در قرون گذشته گشت. هدایتی که در اینجا به کار می‌آید رجوع به متون و نصوص و سیره و قول است که آنچه به مدد عقل حاصل آمده با احکام الهی در تعارض نباشد. یا در بخش سیاست، در جهانی که مبتنی بر قوانین اساسی، تفکیک قوا، نهادهای تخصصی، تقسیم کار بین وزیران و امثال اینهاست، شرع انور نه حکم به تعطیل عقل و نظام سازی داده است و نه مقدرات از پیش تعیین شده را بر مخلوقات خدا تحمیل کرده است. در بخش فرهنگی، چگونه انتظار داریم درباره پدیده‌هایی که در تصور و تخیل مردمان چند نسل قبل نمی‌گنجید (سینما، تلویزیون، اینترنت، ویدئو، دی وی دی، رمان، پانتومیم) نسخه‌هایی از پیش تعیین شده وجود داشته باشند که ما ناگزیر به فکر کردن و گشودن گره از کار خود در این زمینه‌ها نباشیم.
آنچه در آن گفت‌وگو مطرح کرده بودم و اجمال آن را در این نوشته بازگو کردم به مذاق کسانی که برایم دشوار است نامی برایشان ابداع کنم، خوش نیامد و به جای نقد عالمانه آن گفت‌وگو به شیوه همیشگی‌شان به تخریب روی آوردند. ‌چاره‌ای ندارم که در پاسخ به یکی از آن حضرات که خود را وکیل مطلق العنان شریعت و سیاست و کیاست در ایران می‌داند از باب کمک به خودشناسی او عرض کنم: آقایان طنز پرداز جدید که جفایتان در حق طنزنویسان واقعی میهن عزیز نابخشودنی است، لطفا به جای شانتاژ و شلتاق برای بستن باب اظهار نظر، نگاهی به جمال نظری و عملی خود بیندازید تا دریابید که خوراک مطبوع برای <موش کور> چه کسانی هستند. آنکه روشن سخن می‌گوید یا آنکه تاریک می‌اندیشد؟
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 12:42 |

در مرزهای روسیه ایستگاه‌های کنترل تشعشعات اتمی برپا می‌شوند

تلاش مشترک ایالات متحده – روسیه به منظور خنثی کردن قاچاق‌ مواد هسته‌ای

نوشتهٔ ژاکلین س. پورت(1)
عضو هیئت تحریریهٔ USINFO

واشنگتن – ایالات متحده در یک همکاری نزدیک با روسیه، میلیاردها دلار خرج می‌کند تا بتواند حساب مواد هسته‌ای مطمئن روسیه را داشته باشد و دنیا را از خطر عملیات تروریستی اتمی مصون نگه دارد.
در دوران جنگ سرد، تصور همکاری دو ابرقدرت اتمی بر سر موضوعی چنین حساس، بسیار دشوار بود. اما روسیه و ایالات متحده از سال 1998 مشغول همکاری با یکدیگر بوده‌اند تا در نقاط ترانزیت بسیار مهم، نظیر بنادر روسیه، مرزهای عبور، فرودگاه‌های بین‌المللی و نقاط مهم تقاطع قطارها و جاده‌ها دستگاه‌های یابندهٔٔ تشعشعات مسقرار کنند؛
جان رود(2) معاون وزیر خارجهٔ آمریکا در سفری در ماه ژوئن به قزاقستان گفت که قاچاق مواد هسته‌ای همچنان یک مشکل جهانی است.
او گفت: "ما با نوعی نظم شاهد ادامهٔ وقوع موارد قاچاق هسته‌ای هستیم. در حالی که بیشتر مواد مورد قاچاق، برای تولید سلاح اتمی قابل استفاده نیست، برخی از آنها بسیار نگران ‌کننده هستند."
ویلیام توبی(3)، جانشین مدیرنظارت دفاعی برعدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای گفت: "ما در جهانی خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی زندگی می‌کنیم. پیشگیری، نقش مهمی در استراتژی ما برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای بازی می‌کند."
توبی که برای ادارهٔ کل امنیت هسته‌ای ملی(NNSA) (4)، یک آژانس نیمه‌مستقل درون وزارت انرژی آمریکا کار می‌کند، گفت که ایالات متحده "سابقه‌ای طولانی در همکاری موفقیت‌آمیز" با روسیه و کشورهای اتحاد جماهیر سابق دارد.
این آژانس از نزدیک با روسیه کار کرده است تا حساب مواد هسته‌ای آن کشور را داشته باشد و آنها را ایمن سازد. توبی گفت که این فعالیت‌ها در حال انجام هستند و در بعضی موارد از برنامهٔ پیش‌بینی شده هم جلوتر هستند. اما مسئله این است که دربارهٔ مواد هسته‌ایی که ممکن است ثبت نشده باشند و سابقه‌ای از آنها پیش از آغاز این تلاش‌ها در دست نباشد، چه باید کرد؛ با توجه به ابعاد زرادخانهٔ اتحاد جماهیر شوروی سابق، این یک نگرانی بر حق است.
هر دو کشور تا آخر سال 2007 تقریباً 200 دروازهٔ ثابت و وسایل دستی کنترل تشعشعات مستقر خواهند کرد. سرویس گمرک فدرال روسیه و NNSA این کار را به حرکت انداخته‌اند. هدفِ این برنامه راهبردی شناسایی مواد مجازاست که ممکن است به خارج برده شود، و یا هر نوع موادی است که از روسیه عنوان یک نقطهٔ ترانزیت به مقصد دیگری حمل گردد.
استیو کال(5)، خبرنگار جستجوگر، اخیراً دربارهٔ این موضوع در مجلهٔ نیویورکر(6) مطلبی نوشت. او چنین می‌گوید: "گرچه پلیس امنیتی ِ احیاشدهٔ روسیه و سال‌ها سرمایه‌گذاری در امنیت هسته‌ای توسط ایالات متحده و سایر کشورها سبب کاهش خطر شده است، شبکه‌های بین‌المللی جنایت سازمان یافته همچنان در روسیه و کشورهای کوچکتر واقع در حاشیهٔ جنوبی آن فعالیت دارند."
روسیه و ایالات متحده در اهداف عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای با یکدیگر شریک هستند. کارمندان قنی روسی و آمریکایی در حالی که این یابنده‌ها را نصب می‌کنند به این حقیقت آگاهند که یک کشور فقیر اما جاه ‌طلب در زمینهٔ هسته‌ای، به نام کرهٔ شمالی در آن نزدیکی قرار دارد. یک مقام آمریکایی که نام خود را ذکر نکرد اخیراً به سرویس خبری رویتر گفت که این گیرنده‌ها اکنون در مرز روسیه-کرهٔ شمالی قرار دارند. او گفت: "به این ترتیب ما قادر خواهیم بود تا نه تنها آنچه را که به روسیه می‌رود، بلکه هرچه را که از کرهٔ شمالی خارج می‌شود نیز کنترل کنیم."
اخیراً ایالات متحده و روسیه تصمیم گرفتند تا برنامهٔ دفاع غیرفعال خود را سرعت بخشند. به این معنا که یابنده‌های هسته‌ای و اشعه‌ای تا سال 2011 در 350 گذرگاه مرزی روسیه قرار خواهند گرفت – که به این ترتیب این کار شش سال زودتر از برنامهٔ پیش‌بینی شده انجام می گیرد هزینه‌های نصب و تعلیمات که حدود 280 میلیون دلار برآورد شده است بین دو کشور تقسیم خواهد شد.
روسیه طبق شرایط توافق اخیر، به تدریج مسئول تعمیر و نگهداری تجهیزات در مرحلهٔ بعد از استقرار، یعنی بین سال‌های 2009 تا 2013 خواهد شد.
بیل اوستندورف(7) جانشین مدیر NNSA می‌گوید، با تقویت هرچه بیشتر مشارکت ایالات متحده و روسیه در مقابله با گسترش سلاح‌های هسته‌ای و همچنین مقابله با تروریسم، روسیه امن‌تر خواهد شد در حالی که امنیت ایالات متحده و متحدانش نیز افزایش خواهد یافت.
در سال 2006 مقامات گمرک روسیه به 50,000 مورد اعلام خطر از تچهیزات نصب شده، به عنوان بخشی از این برنامه، پاسخ دادند. تقریباً 500 مورد به عنوان موارد احتمالی قاچاق مواد هسته‌ای و رادیواکتیو به مسئولین روسی ارجاع شد، اما جستجوگران، بیشتر اعلام خطرها را به اسکناس‌های در معرض اشعه قرار گرفته یا آهن قراضه و حتی جواهرات دارای تشعشع اتمی نسبت دادند.
گرچه مدارکی دال بر قاچاق غیرقانونی مواد رادیواکتیو یافته شده است، دستگاه‌های یابنده مانع کار قاچاقچیان می‌شود و آرامش خیال بیشتری برای کسانی که نگران گسترش سلاح‌های هسته‌ای هستند، فراهم می‌کند.
گام بعدی در این روند توسعهٔ دستگاه‌های یابندهٔ ظریف‌تر و حساس‌تر است، کاری که در آزمایشگاه ملی بروک‌هیون(8) در نیویورک دنبال می‌شود. توبی می‌گوید که تکنولوژی جدیدِ شناسایی، یک وسیلهٔ دیگر برای مقابله با خطر سلاح‌های اتمی در اختیار ما می‌گذارد. نسل بعدی دستگاه‌های شناسایی قادر خواهند بود که میان مواد بی ‌ضرری که از خود اشعه بیرون می‌دهند و موادی که خطر واقعی ایجاد می‌کنند، اختلاف قائل شوند.
الکسی بولوتنیکوف(9)، فیزیکدان آزمایشگاه می‌گوید: "وسایل اصلاح‌شده قادر خواهند بود که مقادیر کوچکتر تشعشع را نیز شناسایی کنند، مواد رادیواکتیو را سریعتر و یا از فاصلهٔ بیشتر بیابند، منابع تشعشع را بهتر تشخیص دهند و منابع غیرقانونی و نگرانی انگیز رادیواکتیورا از مواد عام که به طور طبیعی رادیو اکتیو هستند، متمایز کنند."

1. Jacquelyn S. Porth
2. John Rood
3. William Tobey
4. National Nuclear Security Administration (NNSA)
5. Steve Coll
6. New Yorker
7. Bill Ostendorff
8. Brookhaven National Laboratory
9. Aleksey Bolotnikov

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 9:59 |

جلسه ديروز شورا نشان داد كه چگونه كشورهای سراسر جهان درباره فعاليتهای هسته ای ايران نگرانند

من ديروز به شورای حكام و آقای سلطانيه، سفير ايران، كه در آنجا حضور داشتند يادآور شدم كه ايالات متحده آماده مذاكره با ايران بر اساس پيشنهادات سخاوتمندانه شش كشور اروپايی، روسيه، چين و ايالات متحده است. تنها كاری كه رهبران ايران بايد انجام دهند انجام تعهدات بين الملليشان و به تعليق درآوردن فعاليتهايی است كه برای برنامه غير نظامی ضروری نيست اما در عين حال نمايانگر مسيری است که می تواند به ساخت بمب هسته ای منجر شود.


گرِگ شولتی، 8 مارس 2007

آقای شولتی، سفير، مينويسد:

شورای حكام سازمان بين المللی انرژی اتمی (IAEA) قرار است پنجشنبه (8 مارس 2007) نتيجه گيری خود را اعلام كند. ما ديروز عدم پيروی ايران را از قطعنامه 1737 شورای امنيت سازمان ملل مورد بحث قرار داديم. امروز، فكر ميكنم اين شورا توصيه های دبير كل را مبنی بربه تعليق درآوردن و محدود كردن همكاری IAEA با ايران، به عنوان بخشی از تحريمی كه طبق قطعنامه 1737 شورای امنيت با آن موافقت شده است، به اجرا در خواهد آورد. آقای سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين المللی در چندين مصاحبه مطبوعاتی، ايالات متحده و غرب را به "ارائه اطلاعات غلط" به جهان درباره برنامه هسته ای ايران متهم كرد. او گفت كه بخش بزرگی از جهان – به نمايندگی جنبش غيرمتعهد – از ايران پشتيبانی ميكند. او همچنين مدعی شد كه ايران به وظايف بين المللی خود متعهد است. بنا بر دلايلی روشن، به گفته های او به ديده شك نگريسته شد .

IAEA آژانسی مستقل است. همه ميدانند كه دكتر البرادعی در گذشته ايالات متحده را مورد انتقاد قرار داده است. در عين حال اطلاعات مربوط به برنامه هسته ای ايران كه موجب نگرانی كشورهای سراسر جهان شده است همه بر اساس گزارشات پياپی او فراهم آمده است. اين اطلاعات مدركی را كه در اختيار ايران است و چگونگی ماشينكاری و بدست آوردن نيمكره را از فلز اورانيوم نشان ميدهد نيز در بر ميگيرد. اين همان چيزی است كه به گفته متخصصان IAEA تنها در ساخت مواد تشكيل دهنده سلاحهای هسته ای بكار ميايد. نكته قابل توجه ديگر اطلاعاتی است كه در اختيار آژانس قرار داده نشده است: اطلاعاتی درباره ارتباط با شبكه خان (1) و دليل وجود آثاری از اورانيوم بشدت غنی شده در مكانهايی غير عادی كه سران ايران از در اختيار قرار دادن آن خودداری كرده اند.

جلسه ديروز شورا نشان داد كه چگونه كشورهای سراسر جهان درباره فعاليتهای هسته ای ايران نگرانند. اظهارات نماينده آلمان كه از طرف اتحاديه اروپا سخن ميراند نگرانی اروپا را به شدت بيان ميداشت و او كوتاهی تهران را از انجام تعهدات بين الملليش "تقبيح" كرد. نمايندگان چين و روسيه نگرانی خود را مبنی بر كوتاهی رهبران ايران از اجرای قطعنامه 1737 ابراز داشتند. استراليا، كانادا و برزيل بياناتی شديد اللحن ايراد كردند. كشورهای متعلق به جنبش غيرمتعهد نيز اعتراض خود را عنوان كردند. نمايندگان كشورهای مختلف ديگر چون آفريقای جنوبی، كلمبيا، تايلند، آرژانتين، اندونزی و شيلی يكی پس از ديگری از ايران خواستند تا با IAEA همكاری كند. نماينده كوبا تلاش كرد تا جنبش غيرمتعهد را در حمايت از ايران با يكديگر متحد كند اما موفق نشد. جنبش غيرمتعهد تنها موافقت كرد تا بخشهای بلندی از اظهاراتی را كه سپتامبر گذشته در همايش هاوانا پيش از صدور دو قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل درباره ايران و همچنين پيش از صدور گزارش دبير كل آژانس، آقای البرادعی مبنی بر سرپيچی ايران از هر دو قطعنامه بيان شده بود تكرار كنند. براستی جنبش غيرمتعهد تا به امروز نشان داده است كه مايل به موافقت با پيشنهادات دبيركل مبنی بر محدود كردن IAEA در همكاری با ايران است.

در نهايت آقای سلطانيه سعی كرد مدعی شود ايران به تمامی وظايف قانونی خود پايبند است. يكی از همكاران من خاطرنشان ساخت كه ادعاهای آقای سلطانيه شبيه بحث های از سر استيصال كسی است كه جايگاه قابل باور و محقانه خود را از دست داده است. در واقع، آقای البرادعی آقای سلطانيه را برای چنين بياناتی مورد سرزنش قرار داده و اينگونه توضيح داده است كه بدليل سابقه طولانی پنهان كاری، ايران مورد ويژه ای است كه مستحق بازرسی ويژه ای ميباشد. علاوه بر آن، شورای امنيت سازمان ملل كه بلند مرتبه ترين مرجع بين المللی در مسايل مربوط به صلح و امنيت است ايران را ملزم کرد فعاليتهايی كه موجب نگرانی بين المللی است به تعليق در آورد و همكاری كامل با آژانس بين المللی انرژی اتمی داشته باشد. بنابر گزارش دبير كل اين آژانس، رهبران ايران به هيچ يك از موارد فوق پايبند نبوده اند. من بيانات ديروز خود را با ياد آورشدن اين نكته به شورا و آقای سلطانيه كه در آنجا حضور داشتند به پايان رساندم كه ايالات متحده آماده مذاكره با ايران بر اساس پيشنهادات سخاوتمندانه شش كشور اروپايی، روسيه، چين و ايالات متحده است. تنها كاری كه رهبران ايران بايد انجام دهند انجام تعهدات بين الملليشان و به تعليق درآوردن آن دسته از فعاليتهايی است كه برای برنامه ای غير نظامی ضروری نيست اما در عين حال نمايانگر مسيری است که می تواند به ساخت بمب هسته ای منجر شود.


وين، 9 مارس 2007



1. A. Q. Kahn

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 9:53 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

منامه منامه ... ما داريم مي‌آييم!


دوربرگردان م.ف

۲۳ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۹ تعداد بازديد : 9859 كد خبر : ۷۱۳۸۱

دنياي تأسف‌بار
در اين چند روزي كه من نبودم و «دوربرگردان» را به امان خدا و وزارت ارشاد و قوه قضائيه رها كرده بودم، رخدادهاي ناخوشايندي در حوزه رسانه افتاد؛ از توقيف «هم‌ميهن» و «ايلنا» خيلي متأسف شدم. از انسداد «بازتاب» هم كه متأسف بودم. واقعا دنياي غم‌انگيز و تأسف‌باري شده است. خدا خير بدهد اين دولت و هوادارانش را كه روزي چند مرتبه ما را مي‌خندانند، وگرنه با اين وفور غصه و كمبود شادي، ممكن بود بتركيم. تازه بتركيم هم كسي به هسته ...
انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست!

آن پنج هزار نفر
بحمدالله و المنّه كه اوضاع جهان اسلام از فلسطين تا عراق و افغانستان بر وفق مراد است و فقط مي‌ماند ماجراي دست دادن خاتمي كه فغان «وا اسلاما»ي طلاب حوزه‌هاي علميه قم را برآورده است. البته ـ به قول مش قاسم ـ ما كه به چشم خودمان نديديم، ولي يك سايت منتسب به دولت و متعلق به عيال سخنگو و وزير دادگستري و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارزِ دولت، خبر داد كه پنج هزار نفر از طلاب در مدرسه فيضيه با امضا نسبت به مصافحه خاتمي اعتراض كردند و خواهان خلع لباس وي شده‌اند.

من كه اگر به جاي آقاي خاتمي بودم، خودم شخصا لباس خودم را درمي‌آوردم تا اين آخرين معضل جهان اسلام حل شود و ضمنا بر و بچز خانم رجبي مجبور نشوند در اين تعطيلات تابستاني، بروند از كل شش هزار طلبه مذكر آنجا، پنج هزار تا را از شهرها و دهاتشان بكشانند پاي تومار.

راستي، كسي هست بداند چرا همه مايلند آقاي خاتمي را از لباسش بيرون بياورند؟ اشكال از فرستنده است يا گيرنده؟!

منامه منامه ... ما داريم مي‌آييم!
حالا كه اين مشكل جهان اسلام در حال حل است،‌ واقعا حيف است مشكلات مهم ملي ما روي زمين بماند، به خصوص اگر گره مشكل جهان اسلام به كف باكفايت خواهر بااخلاقي چون خانم فاطمه رجبي باز شود. قاعدتا براي حل مشكل ممكلت خودمان، هيچ كس بهتر از برادر خوش‌غيرت و وطن‌پرستي مثل حسين آقا شريعتمداري نيست.

در همين راستا، برادر حسين در مقاله‌اي كه به تازگي در روزنامه «كيهان» به چاپ رساند، بحرين را جزيي از خاك ايران خواند و نوشت: مردم بحرين خواهان بازگشت بحرين به خاك ايران هستند. عده‌اي از بحريني‌ها هم به اين مسئله معترض شده و فعلا كار تا حد تقاضا براي اخراج سفير ايران از بحرين بالا گرفته است. حسين آقا هم اعلام كرده است كه اين نظر شخصي‌اش بوده است، اما بحريني‌ها كه ملتفت نيستند سرمقاله‌هاي روزنامه‌هاي رسمي و دولتي ايران، وبلاگ و دفترچه‌ خاطرات سردبيرهاي آنهاست و ضمنا «مردم خواهان اين هستند كه ... » تكه كلام اين افراد است، هنوز ول‌كن ماجرا نيستند. ايشالله خدا توابشان كند!

نشست احمدي‌نژاد با اقتصاددان‌ها
بالاخره احمدي‌نژاد هوشمندانه توپ را در زمين اقتصاددان‌ها انداخت و يك نشست چندساعته با آنان گذاشت. در ابتداي اين نشست و در حالي كه بيش از پنجاه نفر از امضاكنندگان نامه حضور داشتند، اقتصاددان‌ها از حجب و حياي رئيس‌جمهور استفاده كردند و نامه سومشان را هم خواندند و البته در ابتداي آن تأكيد كردند كه برخلاف ادعاي برخي رسانه‌‌هاي حامي دولت (من كي گفتم «فارس» و «ايران» و «كيهان»؟) اين نامه نه منسوب به 57 اقتصاددان، بلكه متعلق به آنها بوده و تك تك امضاكنندگان، به آن اعتقاد دارند.

راستش من تا اينجايش را مطمئن هستم، ولي بقيه‌اش را هر رسانه‌اي، يك طوري گزارش كرده است. اين طرفي‌ها نوشته‌اند: احمدي‌نژاد اقتصاددان‌ها را مجاب كرده تا حدي كه حسين عبده تبريزي گرفتار شور و سماع شده و آن طرفي‌ها هم گزارش كرده‌اند: اقتصاددان‌ها همچين دولت را منكوب كرده‌اند كه سابقه نداشته است.

ما از اينجا نتيجه مي‌گيريم كه رسانه‌ها در ايران آزادند.

كارت سوخت و جاروبرقي
يك رفيقي داشتيم كه يك بي‌بي‌ داشت كه به نحو باورنكردني‌ به جارو دستي علاقه‌مند بود و چون وسواس داشت كه حتما روزي چند بار خانه‌اش را با كمر خم جارو بزند، داشت از پا درمي‌آمد. بالاخره با اصرارهاي فراوان چندساله، فرزندان و نوه‌هايش، راضي شد از جاروبرقي استفاده كند. يك جاروبرقي گران‌قيمت هم برايش خريدند و پس از چند جلسه آموزش، سپردند دستش. پايان كار خيلي جالب بود: بي‌بي جان روزي دو بار خانه را جاروبرقي مي‌كشيد، هر بار خم مي‌شد و از وسط دسته مي‌گرفت و تا پايان جاروكشي دولا مي‌ماند، بعد از هر بار جاروكشي، خرطومي و سري آن را مي‌تكاند و آب مي‌كشيد و خلاصه كلام آن‌كه به قول امروزي‌ها، جاروبرقي را به روايت جارودستي به كار مي‌برد. اطرافيان هم كه ديدند اينطور است، جارو دستي را دادند دست بي‌بي جانشان تا دست كم اين همه عذاب كش و واكش دستگاه برقي را نكشد.

ماجراي كارتي كردن سهميه‌بندي سوخت هم احتمالا داستاني شبيه به اين خواهد داشت. هنوز هيچي نشده، قرار شده به برخي سهميه اضافه بدهند. يك عده‌اي مثل راننده‌هاي وسايل نقليه عمومي كه از اول داشتند. فرض كنيد قرار باشد به خبرنگارها سهميه اضافه بدهند، قاعدتا پزشك‌ها اعتراض خواهند كرد كه اگر خبرنگارها با افكار عمومي بازي مي‌كنند، ما با جان انسان‌ها بازي مي‌كنيم، چرا آنها داشته باشند و ما نه؟ بعد كه به پزشك‌ها بدهند، اساتيد دانشگاه هم بناي اعتراض را خواهند گذاشت كه اي آقا، به آنها كه دكتراي حرفه‌اي دارند، سوخت اضافه مي‌دهيد، به ما كه دكتراي تخصصي داريم، نمي‌دهيد؟ بعد كه به اين گروه هم سوخت مازاد بدهند، فغان فارغ‌التحصيلان و دانش‌آموختگان درخواهد آمد كه پس اين بود نخبه‌پروري و شايسته‌سالاري؟ يالاّ به ما هم بنزين بدهيد، والاّ فرار مغزها مي‌كنيم.

قاعدتا در راستاي هرچه زودتر رسيدن به قله‌هاي علم و افتخار و حضور دانشمندان جواني كه قرار است اختراع‌ها و كشف‌هاي عجيب و غريب بكنند، به آنها هم سوخت اضافه (ترجيحا از نوع سوپر) داده خواهد شد. بعد هم نوبت به معلمان عزيز مي‌رسد كه بحق خواهند گفت پس ما چي...؟ و پيش از آن‌كه اعتصاب شود و خيابان‌ها بسته بشوند، با دستور مستقيم آقاي احمدي‌نژاد، به آنها هم سوخت اضافه داده مي‌شود. در اين هنگام، صنعت‌كاران و كاسب‌كاران هم كه مي‌فهمند دارد سرشان كلاه مي‌رود، با روش‌هاي خاص خودشان، سوخت را اضافه مي‌كنند. بعد ... و خلاصه اين‌كه پس از مدت كوتاهي، هيچ صاحب كارتي نخواهد ماند، مگر اين‌كه آنقدر به سهميه سوختش اضافه شده باشد كه عملا به حالت قبل از سهميه‌بندي بازگشته باشد.

پي‌نوشت: حالا از اين حرف‌ها گذشته، شرايط اضافه شدن سهميه خبرنگاران چيه؟ الو ... انجمن صنفي پرتوان، برس به داد اين ناتوان!

كپي سي‌دي جرم شد
دادستاني تهران با صدور بخشنامه‌اي، كپي و فروش سي‌دي محصولات داخلي را جرم اعلام و نيروي انتظامي را موظف كرد با عاملان اين پديده برخورد كند. از ديگر سو، سي‌دي فيلم دست دادن با خاتمي به طور وسيع در ميان نمازگزاران روز جمعه تهران و برخي شهرهاي ديگر توزيع شد.
شعار هفته: خاتمي خاتمي، شكايت شكايت!

تخريب شرك شد
جمعه‌ها واقعا تعطيل نيست، دست‌كم براي من! امام جمعه مشهد در خطبه‌هاي نماز جمعه اعلام كرد: ‌تضعيف نظام اسلامي در حد شرك به خداست.

به گزارش سايت «شبستان»، آيت‌الله علم‌الهدي همچنين از مديران دولتي خواست براي سفر به ييلاقات از اتومبيل‌هاي دولتي استفاده نكنند. راستي تا يادم نرفته، حدود آن شرك به خدا را از زبان آيت‌الله علم‌الهدي برايتان مشخص كنم: «به دنبال عيب‌ها و اشكالات بودن، اين يعني تخريب و تخريب؛ يعني تضعيف نظام و تضعيف نظام در حد شرك».
بنابراين، خدايا توبه!

دست‌انداز:
سايت‌هاي زير چه شباهتي با هم دارند؟
گويانيوز، راديو فردا، قر بده، بازتاب، راديو زمانه، ايلنا، جيگر دات كام، پيك‌نت.

پاسخ: اشتباه حدس زديد، همه آنها نقطه دارند (خب البته فيلتر هم هستند، ولي پاسخ مورد نظر ما، نقطه بود)

پي‌نوشت: بعضي از دوستان تذكر دادند كه دو تا از سايت‌هاي بالا خيلي ضايعند. خانم ويراستار لطفا «بازتاب» و «ايلنا» را حذف كنيد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 9:37 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

پخش ابهام‌آميز اعترافات متهمان به جاسوسي؟


بنا بر قوانين ايران، آشكار كردن نام، ‌تصوير و نوع اتهام متهمان، ‌تنها پس از صدور رأي محكوميت قطعي آن ناممكن است و در شرايطي كه اين افراد، هنوز در مرحله مقدماتي بوده و حتي كيفرخواست پرونده و قرار مجرميت آنان صادر نشده، ‌پخش فيلم اعترافات از سيما ابهام‌برانگيز است.

۲۵ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۸:۴۶ تعداد بازديد : 10284 كد خبر : ۷۱۵۵۹

تبليغ پخش فيلم اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش، دو شهروند ايراني ـ آمريكايي از سيماي جمهوري اسلامي، با ابهاماتي روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»،‌ بنابر قوانين جمهوري اسلامي ايران، آشكار كردن نام، ‌تصوير و نوع اتهام متهمان، ‌تنها پس از صدور رأي محكوميت قطعي آن ناممكن است و در شرايطي كه اين افراد، هنوز در مرحله مقدماتي بوده و حتي كيفرخواست پرونده و قرار مجرميت آنان نيز از سوي بازپرس صادر نشده، ‌پخش فيلم اعترافات اين دو متهم از سيماي جمهوري اسلامي، ابهام‌برانگيز است.

در اين حال، ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره علت اصلي پخش اين فيلم اعترافات مطرح شده است؛ برخي منابع از احتمال توافق بين وزارت اطلاعات و اين متهمان، حكايت دارد كه پس از پخش آن، اين افراد ‌در برابر حضور در اين فيلم اعترافات آزاد شوند. در اين صورت، اين رويه تا اندازه‌اي شبيه رامين جهانبگلو خواهد شد كه با تهيه فيلم اعترافات آزاد شد و سپس با مراجعه به خبرگزاري ايسنا، اظهارات مشابهي داشت و بدون هيچ‌گونه مجازات و حتي وثيقه‌اي، پس از آن‌كه رسما و از سوي وزير اطلاعات، متهم به براندازي نرم شده بود، آزاد شد.

در مقابل، ‌اخبار ديگري از نهايي شدن اين پرونده و تعيين مجازات سنگين براي اين متهمان خبر مي‌دهد كه فيلم اعترافات در راستاي آماده‌سازي فضاي رواني تبليغاتي براي اعلام حكم، تهيه و پخش مي‌شود.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 9:24 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

روابط اكراد عراق با اسرائيل


گفت‌وگوي تاريخي با محمود عثمان

۲۴ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۴۲ تعداد بازديد : 1575 كد خبر : ۷۱۴۵۳

براي روشن شدن ابعاد پيچيده روابط پنهاني اسرائيل با كردهاي عراق، در زير، بخش‌هايي از مصاحبه نشريه «الاوسط» با دكتر محمود عثمان، كه از شخصيت‌‌هاي برجسته در كردهاي عراق است مي‌آيد.
وي در اين مصاحبه، كه در 13 و 20 اكتبر 1997 انجام شده، چگونگي روابط پنهان كردهاي عراق و اسرائيلي‌ها را شرح داده است.

پرسش: شما آشكارا مي‌گوييد كه از بيست سال پيش، به عنوان جنبش كردها، با اسرائيل رابطه داشته‌ايد. چرا در اين سالها، از افشاي جزييات اين رابطه خودداري كرديد؟
محمود عثمان: به ‌اين سبب كه هيچ‌كس تا امروز از جزييات روابط ما با اسرائيل نپرسيده است. تنها تلاش مردم اين بود كه بدانند آيا ميان ما و آنها رابطه‌اي هست، يا نه و هرگز در صدد دانستن جزييات آن نبودند. اگر شما پيشتر از من پرسش مي‌كرديد، حتماً پاسخ مي‌دادم. وقتي انسان بر اصلي صحه مي‌گذارد، سخن گفتن درباره جزييات آن اصل براي او ضرري ندارد. با وجود اين، ما از زمان پايان يافتن انقلاب سپتامبر 1961 ـ1340 كه در سال 1975ـ1354 پايان يافت، در زمينه‌هاي متعدد درباره روابطمان با اسرائيل مطلب نوشته‌ايم و با برادران عرب يا فلسطيني‌ها در اين باره سخن گفته‌ايم.

ما در لندن به فعاليت‌‌هايي دست زديم كه از جمله‌ها سخنراني من در 28 سپتامبر 1994ـ 1373 بود و در آن به موضوع روابط اشاره كرديم. ما در اوايل ژانويه سال 1997 ـ 1375 كتابچه‌اي با نام «ارزيابي روند انقلاب كردها و شكست آن و تجزيه‌هاي به دست آمده از آن» منتشر كرديم و در آن، ضمن پرداختن به موضوع روابط با اسرائيل، اين روابط را اشتباهي استراتژيك در راه انقلاب كردها دانستيم؛ انقلابي كه از راه استقلال‌طلبانه منحرف شد.

پرسش: شما چه وقت و كدام يك از فلسطيني‌ها و اعراب را از موضوع روابط خود با اسرائيل آگاه ساختيد؟
محمود عثمان: در سال 1977ـ 1356 كه در پاريس بودم، يك بار با دكتر «عصام سرطاوري»، مشاور وقت رئيس ياسر عرفات (كه بعدها در پرتغال‌ترور شد) و دوست دوران تحصيلم در دانشكده پزشكي بغدادـ ملاقات كردم. ما در اين ملاقات درباره اميدها و خواست‌هاي مشتركمان گفت‌وگو كرديم. او درباره مشكلات سازمان آزادي‌بخش فلسطين با رژيم‌‌هاي عربي و اينكه چگونه از سوي دستگاه‌هاي اطلاعاتي آنها رنج مي‌برند، با من گفت‌وگو كرد و من نيز درباره مشكلاتمان با رژيم‌‌هاي عربي و غير عربي با او سخن مي‌گفتم. سرطاوي، كه با يك زن عراقي به نام وداد المفتي ازدواج كرده بود، به اصل گفت‌وگوي مسالمت‌آميز با اسرائيل معتقد بود و دستيابي به يك وجب از خاك فلسطين را به آوارگي در ديگر كشورهاي جهان‌ترجيح مي‌داد. من درباره جزييات روابطمان با اسرائيل با وي سخن گفتم و از او خواستم كه به عنوان يك جنبش فلسطين، هيچ گونه كمكي، حتي كمك انساني، مثلاً پزشكي و درماني، در اختيار ما نگذاشتند و او گفت كه علت خودداريشان از كمك به ما، داشتن رابطه با رژيم عراق و نيازشان به آن رژيم بوده است. ولي فلسطيني‌ها ما را به سبب داشتن رابطه با اسرائيل سرزنش نكردند، حتي برخي از آنها با ما همدردي كردند. من در آخرين ملاقاتم با فلسطيني‌ها در پاريس يا دمشق، پس از امضاي توافقنامه اسلو به آنها گفتم كه شما پس از مبارزه‌اي طولاني با اسرائيل به غزه و اريحا بسنده كرديد. پس چرا پيش از اين درباره روابط ما با اسرائيل سخن‌‌پردازي و قلم فرسايي مي‌كرديد؟ مگر نه ‌اين است كه ما از روي اجبار اين سياست را در پيش گرفتيم؟

در سال 1982ـ 1361 و پس از تجاوز اسرائيل به قلمرو لبنان، ليبي از جنبش‌هاي رهايي‌بخش براي گردهمايي در آن كشور دعوت كرد. آنها خواستار تدوين يك منشور عربي براي مقابله با صهيونيستها بودند. هيأتهايي از نقاط گوناگون جهان عرب در اين گردهمايي حضور يافتند. بسياري از آنها به استثناي چند نفر، نمي‌دانستند كردها با چه مسائلي دست به گريبان هستند. زماني كه آنها رابطه جنبش كردها با اسرائيل را زير سؤال بردند و احزاب كرد از جلسه اخراج شدند، من از عبدالسلام جلود، رئيس كنفرانس، خواستم سخناني ايراد كنم و به او گفتم: ما بنا به دلايلي با اسرائيل رابطه داشتيم، ولي من از شما يك چيز مي‌خواهم و آن اين كه ما از سال 1975ـ1354 موضوع روابطمان با اسرائيل را افشا نموديم و به اشتباه بودن آن اعتراف كرديم، همواره نيز كوشيديم به شما نزديك شويم. اكنون هم با اينكه نام كنفرانس شما كنفرانس جنبش‌هاي آزادي‌بخش عربي است، به عنوان بخشي از شما در اين كنفرانس حضور يافته‌ايم و مسائل خود را در ميان مي‌گذاريم. اگر با ما مخالفت داريد، آشكارا بگوييد تا بار ديگر به سوي اسرائيل باز‌گرديم و اگر خواست‌هاي ما را پذيرا مي‌شويد، چرا حاضر نيستيد با ما آن گونه كه با برادران عرب خود رفتار مي‌كنيد، رفتار كنيد؟

پرسش: چه عواملي شما را به برقراري رابطه با اسرائيل وادار ساخت؟
محمود عثمان: پيكار هميشگي دولت‌هاي غير مشروع و غير منتخب عراقي، به ويژه رژيم صدام عليه ما ملت كرد، اينك در انزواست و ما همانند كسي كه در حال غرق شدن به هر خس و خاشاكي متوسل مي‌شود، به‌ اين سو و آن سو دست دراز مي‌كرديم، بي آنكه نتيجه كار برايمان اهميت داشته باشد.

پرسش: درباره موقعيت بين‌المللي و منطقه‌اي چه مي‌گوييد؟
محمود عثمان: مثلثي وجود داشت كه اضلاع آن را ايران، اسرائيل و ايالات متحده تشكيل مي‌دادند. شاه ‌ايران نقشي محور داشت و هر كس به عنوان يك ضلع وارد مثلث مي‌شد. در واقع به داخل تمام مثلث قدم مي‌نهاد. جنبش كرد در داخل آن مثلث بود. از اين رو، نخست با ايران، سپس با اسرائيل و آنگاه با ايالات متحده رابطه برقرار كرد. كردها نگرشي داشتند كه گذشت ايام اشتباه بودن آن را ثابت كرد و كوته‌نظري و كج‌فهمي آنها را از سياست بين‌المللي نشان داد.
مرحوم ملامصطفي بارزاني حدود 12 سال در اتحاد شوري به سر برد. او مي‌گفت: در اين مدت، تلاش كرده حمايت روس‌ها را از ملت كرد جلب كند، ولي موفق نشده و سرانجام دريافته است كه آنها در قبال كردها مسئوليتي ندارند. از اين رو، من معتقدم اگر كشورهاي قدرتمند از ملتي كوچك پشتيباني نكنند، اين ملت هرگز به اهداف خود دست نمي‌يابد.
بارزاني مي‌گفت: تلاش مي‌كرده است باقي‌مانده عمر خود را در راه جلب حمايت آمريكايي‌ها بگذراند. او گمان مي‌كرد كه اسرائيلي‌ها، بهترين و كوتاه‌ترين راه براي رسيدن به‌ايالات متحده هستند، زيرا گروه فشار صهيونيستي در آن كشور نفوذ دارد و او به علت درگيري با عراقي‌ها به اهداف خود خواهد رسيد، ما از برقراري رابطه با اسرائيل ضرر و زيانهايي را متحمل شديم، زيرا در واقع خواهان خودمختاري در داخل عراق كه يك كشور عربي است، بوديم، اما اين اشتباه است كه اعراب را به دشمني با خود برانگيزيم.
بدون شك تصورات ملا درباره رسيدن به‌ ايالات متحده از راه اسرائيل، چيزي بيش از وهم و خيال نبود، زيرا ايران، اسرائيل و ايالات متحده درباره همه چيز اتفاق نظر داشتند و اين امر اكنون درباره مثلث جديد‌ تركيه، اسرائيل و ايالات متحده مصداق دارد. ايران پيش از اين پلي براي ما به شمار مي‌رفت و امروز ‌تركيه جاي آن را گرفته است، اما اگر ‌تركيه مرزهايش را ببندد، همه چيز از ناحيه روابط با آمريكا و هم‌پيمانانش پايان مي‌يابد.

پرسش: شما گفتيد كه فلسطيني‌ها از روابط شما با اسرائيل آگاه بودند، آيا گمان مي‌كنيد كه آنها اطلاعاتي را به دولت‌هاي عراق درز داده بودند؟
محمود عثمان: پس از سال 1975 ـ1354 ( سال شكست جنبش كردها) فلسطيني‌ها از روابط ما با اسرائيل آگاه شدند و اخبار خود را در اين زمينه به منابعي كه مايل بودند، دادند در عين حال، كردها نيز اخبار روابط ما را به دولت وقت عراق درز دادند، زيرا بسياري از كردها پس از سال1975ـ 1354 به عراق بازگشتند و در تحقيقات امنيتي اطلاعاتي، هر چه را مي‌دانستند، رو كردند. در ميان آنها برخي مسئولان جنبش كردها نيز بودند كه از جزييات امور خبر داشتند. افزون بر اين، فلسطيني‌ها و ديگر طرف‌هاي خارجي روابط بسيار خوبي با عراق داشتند.

پرسش: از ميان كردها با اسرائيلي‌ها كدام يك در ايجاد رابطه پيشگام بود و رابطه چگونه آغاز شد؟
محمود عثمان: اين اسرائيلي‌ها بودند كه در برقراري تماس و رابطه با ما پيشقدم شدند، زيرا اسرائيلي‌ها به‌ اين نتيجه رسيده‌‌اند كه هر جنبش غير عربي در جهان با دولت حاكم مشكلاتي دارد، براي همين اسرائيل براي تحقق منافع خود تلاش مي‌كند كه با اين جنبش‌ها رابطه برقرار كند.
روابط با آنها از اوايل دهه 60 نخست توسط كامران بدرخان و افرادي چون عصمت شريف و وانلي و آنگاه توسط روزنامه‌نگاران خارجي آغاز شد. مي‌توانم بگويم كه ثمرات اين روابط در سال 1963ـ 1342 ظاهر شد. ما پيش از آن تاريخ؛ يعني از آغاز جنبش مسلحانه كردها با ايران روابطي داشتيم و ايراني‌ها در زمينه كمك، تشويق و زمينه سازي براي ايجاد رابطه با اسرائيل هم نقش داشتند، زيرا هدف ايران در زمان حكومت شاه، بهره برداري هر چه گسترده‌تر از جنبش كردها بود. در واقع تهران مركز رابطه ما با اسرائيل به شمار مي‌آمد و رفت و آمد افراد و گروه‌ها به نزد ما تنها از راه تهران امكان‌پذير بود.
زماني كه رابطه با اسرائيل به تدريج به ثمر نشست، همه رهبران كرد در اين باره به توافق رسيدند و هرگز به رد اين روابط تمايلي نداشتند. در آن تاريخ دفتر سياسي حزب دمكرات كردستان، زير نظر ابراهيم احمد، دبير حزب، اداره مي‌شد و هر چند ملامصطفي بارزاني، رئيس و ابراهيم احمد، دبير حزب، درباره بسياري از مسائل اختلاف نظر داشتند، درباره رابطه با اسرائيل ‌هم‌رأي بودند. اگر هم حساسيت‌هايي ميان آن دو بود، از اينكه رئيس بايد سر رشته‌اين رابطه را در دست داشته باشد با دفتر سياسي، فراتر نمي‌رفت.
زماني كه در سال 1964 ـ 1343 انشعابي در جنبش كرد رخ داد و ابراهيم احمد و جلال طالباني به‌ ايران رفتند و از آنجا به عراق بازگشتند. رابطه با اسرائيل تا حدي متوقف شد و اسرائيل پايگاه خود را از كردستان به ‌ايران انتقال داد. آنگاه رابطه همان شكلي را يافت كه در اوايل سال 1965ـ 1344 داشت، اما درباره خودم بايد بگويم كه در سال 1965ـ 1344 در دفتر سياسي جديد پس از انشعاب ابراهيم احمد و دار و دسته او به ‌اين رابطه پيوستم.
ولي ابراهيم احمد نه تنها موضوع را تكذيب نمي‌كند، بلكه مي‌گويد با اسرائيل رابطه داشتيم. كسي نمي‌تواند اين موضوع را انكار كند، زيرا رابطه با اسرائيل جنبه شخصي نداشت، بلكه رابطه تمام جنبش با اسرائيل بود و دفتر سياسي مسئوليت برقراري اين رابطه را بر عهده داشت، اما اينكه در اين كار چه كسي بيشتر اشتياق داشت و چه كسي كمتر، موضوعي ديگر است، ولي همه در برقراري رابطه دخالت داشتند.
در اين ميان، مرحوم ملامصطفي بيش از ديگران براي برقراري رابطه با اسرائيل اشتياق نشان مي‌داد، زيرا گمان مي‌كرد اسرائيل او را با ايالات متحده پيوند خواهد داد.

پرسش: شما يك بار گفتيد كه جلال طالباني با شيمون پرز نشستي داشت، ولي او به شما پاسخ داد كه هرگز چنين نشستي نبوده است، آيا شما همچنان بر باور خود پا بر جا هستيد؟
محمود عثمان: جلال در يكي از روزهاي سال 1963ـ 1342با پرز ملاقات كرد. من در آن تاريخ در جنبش كرد مسئوليت نداشتم، اما كامران بدرخان بعدها من را از اين ملاقات آگاه ساخت، زيرا رابط آن دو بود. اين موضوع را همچنين مرحوم بارزاني به من اطلاع داد. از آن گذشته، جلال اعتراف مي‌كند كه بدرخان از او خواسته است با پرز ملاقات كند، ولي او ( طالباني) ملاقات را به توصيه روس‌ها تكذيب مي‌كند.

پرسش: جنبش كرد چگونه حاضر شد با يك طرف نامأنوس در منطقه رابطه برقرار كند؟
محمود عثمان: در جنگ، بسياري به كوته‌نظري دچار مي‌شوند، زيرا بيشتر نظريات و تحليل‌ها، چندان متعادل نيستند تا انسان به پايمدههاي آنها بينديشد. در واقع، بايد بگويم كه دو عامل اساسي ما را به برقراري رابطه با اسرائيل وادار ساخت. ما كردها خواهان تحقق اهدافي در داخل كشورمان، عراق بوديم، اما هرگز خواهان تشكيل يك دولت مستقل نبوديم؛ دولت‌هاي عراق خواسته‌هاي ما را درك نكردند. زماني كه شما بر جنگ اصرار داريدـ اين همان عامل نخست است ـ ناگزير بايد سلاحي را در برابر طرف مقابل به كار گيرد و زماني كه به سلاح نياز پيدا كنيد، ناگزير دست به دامان اسرائيل يا ايالات متحده مي‌شويد و اين عامل دوم است.

پرسش: آيا شما كردها در جنگ‌هاي سال‌هاي 1956؛(1335) ـ 1967؛ (1346) و 1973؛ (1352) كمك‌هايي در اختيار اسرائيل گذاشتيد يا به نفع آن نقشي ايفا كرديد؟
محمود عثمان: ما در سال 1956(1335) با دولت عراق درگير نبوديم و با اسرائيل نيز رابطه نداشتيم. ما به عنوان نيروهاي جنبش كرد به حمايت از مصري‌ها در برابر تجاوز سه‌جانبه به حريم آن كشور برخاستيم و در تظاهرات و اقداماتي از اين قبيل شركت كرديم. و در جنگ سال 1967 (1346) نيز اسرائيلي‌ها از ما خواستند به كمك آنها بشتابيم و از پشت به ارتش عراق ضربه بزنيم. در اوايل ماه ژوئن 1967(1346) هيأتي از جانب دولت عراق به رياست طاهر يحيي نزد ما آمد و از ملامصطفي خواستار اعزام يك نيروي كرد براي جنگ با اسرائيل در كنار نيروهاي عربي شد.
بارزاني پاسخ داد: شما با هواپيما و تانك و موشك مي‌جنگيد، در حالي كه من جز تفنگ سلاحي ندارم. پس چگونه مي‌توانم اين نيرو را اعزام كنم؟ از آن گذشته، شما تا ديروز با ما مي‌جنگيديد و اكنون از ما مي‌خواهيد با اسرائيل بجنگيم؛ اين ديگر چه رويه‌اي است؟!
ملا با هيات اعزامي از سوي دولت عراق توصيه كرد كه از جنگ با اسرائيل بپرهيزند. او به آنها گفت: «شما جنگ را خواهيد باخت و تار و مار خواهيد شد.» آنگاه هيأت از ملا خواست جنگ با ارتش عراق را متوقف كند تا آنها بتوانند اين ارتش را براي جنگ با اسرائيل روانه سازند. ملا درخواست طرف عراقي را پذيرفت و درخواست اسرائيل را رد كرد و به اين ترتيب، به جنگ و درگيري پايان داديم. اين نشان مي‌دهد كه ما از فرصت‌ها براي ضربه زدن به ارتش عراق استفاده نكرديم و زير بار خواست‌هاي اسرائيل هم نرفتيم.
در سال 1973 (1352) اسرائيلي‌ها، بار ديگر تقاضاي پيشين را مطرح كردند، زيرا در وضعيت بسيار بدي بودند و اصرار داشتند جبهه‌اي عليه عراقي‌ها بگشاييم، ولي ما يكجانبه، جنگ عليه ارتش عراق را متوقف كرديم، بي‌آنكه رژيم از ما چنين چيزي خواسته باشد.
همچنين به ياد دارم كه ‌ايراني‌ها هرگز از ما نخواستند با عراقي‌ها درگير شويم، زيرا آنان روابط بسيار خوبي با سادات داشتند، آمريكايي‌ها نيز در جنگ سال 1973(1352) به طور مطلق با ما صحبت نكردند، ولي اسرائيل خواست از روابط ما با فلسطيني‌ها براي ضربه زدن به جنبش فلسطين بهره‌برداري كند؛ به عبارتي، مي‌خواست از ما براي تحقق اهدافش در آزار رساندن به فلسطيني‌ها بهره گيرد، ولي ما نه تنها به آنها كوچكترين فرصتي نداديم، بلكه در همه بولتن‌هاي خبري و اطلاعيه‌هايمان از حق مردم فلسطين در تعيين سرنوشتشان جانبداري مي‌كرديم. روابط ما با اسرائيلي‌ها بر پايه اصول شكل نگرفت، بلكه اوضاع جنگ، اين روابط را به ما تحميل كرد.

پرسش: آيا به ياد داريد اسرائيلي‌ها درخواست مشخصي از شما كرده باشند كه به ضرر فلسطيني‌ها تمام شود؟
محمود عثمان: ما چون با فلسطيني‌ها رابطه داشتيم، مي‌دانستيم كه مثلاً آنها در بيروت هستند و در كجا ماوا گزيده‌‌اند. اسرائيلي‌ها همواره از ما درباره افراد فلسطيني، روابط جنبش فلسطين با رژيم عراق و اينكه آنها كجا زندگي مي‌كنند و چه زماني در كجا حضور مي‌يابند. اطلاعات مي‌خواستند تا در اينجا و آنجا، دست به انفجار يا ‌ترور بزنند، ولي ما هر بار در خواست آنان را رد مي‌كرديم.

پرسش: درباره همكاري اطلاعاتي بين خودمان و اسرائيل چه مي‌گوييد؟
محمود عثمان: همكاري اطلاعاتي با اسرائيل انجام نگرفته است، زيرا اصولا روابط بين ما روابطي نظامي بود؛ به‌ اين معني كه سلاح، افسر، كارشناس و مأموراني از سازمان اطلاعاتي اسرائيل (در ميان ما) بود و مناسبات نظامي بر مناسبات سياسي مي‌چربيد. آنان به ما وعده مي‌دادند از خواسته‌هايمان در ايالات متحده دفاع كنند، ولي تا آنجا كه آگاهي داريم، گامي در اين زمينه بر نداشتند. دستگاهي كه بر روابط ما با آنها نظارت مي‌كرد، موساد اسرائيل بود؛ همان گونه كه‌ اينك سازمان اطلاعاتي‌تركيه (ميت) بر روابط كردها با ‌تركيه نظارت مي‌كند.
اطلاعاتي بين ما در زمينه مسائل مربوط به عراق رد و بدل مي‌شد. اسرائيلي‌ها از اطلاعاتي درباره ارتش عراق مي‌خواستند و در عين حال در مورد تحركات اين ارتش، اطلاعاتي در اختيار ما مي‌گذاشتند، حتي يكي از هدف‌هاي تأسيس بيمارستان صحرايي اسرائيلي‌ها در كردستان، جمع‌آوري اطلاعات به نفع اسرائيل بود.

پرسش: چرا اين همه درباره عراق تأكيد مي‌شد، در حالي كه ‌اين كشور در خط مقدم نبرد با اسرائيل نيست. آنها چه نوع اطلاعاتي از شما مي‌خواستند؟
محمود عثمان: آنها پيوسته عراق را به عنوان خطري براي اسرائيل و هسته بزرگ جبهه شرقي به شمار مي‌آوردند كه البته پيش از آن، دولت مصر چنين بود. اين دو كشور و همچنين سوريه در نظر آنها ـ براي امنيت اسرائيل خطرناك بودند و مي‌گفتند كه عراق از راه اردن يا سوريه، در هر جنگي با اسرائيل شركت خواهد كرد. پس از امضاي پيماني بين اتحاد شوروي و عراق، براي آنها مهم بود كه از جزييات پيمان و اينكه روس‌ها چه ارمغاني براي عراق داشته‌‌اند، آگاه شوند.

پرسش: در بين شما، چه كسي بيشتر با اسرائيل ارتباط داشت و چه كسي مسئول واحد اطلاعات كردها و تبادل اطلاعات با اسرائيلي‌ها بود؟
محمود عثمان: در آن تاريخ، نخستين مسئول امنيت و اطلاعات كه نام او در اسناد اسرائيل آمده است، شخصي به نام «مير خان» بود و به همين سبب، اسرائيل بيشتر با او ارتباط داشت، زيرا ماهيت كار او ايجاب مي‌كرد بيشتر از ما با آنها ارتباط داشته باشد. مرحوم ادريس بارزاني نيز مسئول امور نظمي بود و من نيز مسئوليت روابط خارجي را بر عهده داشتم و ملامصطفي را در ديدارهايش همراهي مي‌كردم.

پرسش: آيا مي‌توانستيد اطلاعاتي دقيق به اسرائيلي‌ها بدهيد؟ آن زمان كه شما در مرتفع‌ترين كوه‌هاي كردستان مستقر بوديد، چه كسي درباره عراق و ارتش آن به شما اطلاعات مي‌داد؟
محمود عثمان: به باور من، آن اطلاعات، خيلي دقيق نبود، ولي به هر حال اسرائيلي‌ها از آنها بهره‌برداري مي‌كردند. در زمان جنگ، اطلاعاتي به دست ما مي‌رسيد، به ‌اين صورت كه نظامياني را به اسارت درمي‌آورديم و از گفته‌هاي آنان به حقايق پي مي‌برديم. ما اعضاي جنبش كردها، افرادي كرد يا غير كرد، در داخل ارتش عراق و نيز در جامعه عراق داشتيم و به وسيله آنان به اطلاعاتي دست مي‌يافتيم.

پرسش: به عنوان يك پزشك، بگوييد كه اسرائيلي‌ها چه كمك‌هايي به شما مي‌دادند؟
محمود عثمان: اسرائيلي‌ها در سال 1966(1345) يك بيمارستان صحرايي با همه تجهيزات و كادرهاي پزشكي و درماني در كردستان ايجاد كردند و خدمات مفيدي به ما ارايه دادند، زيرا ما در آن تاريخ، به اندازه كافي بيمارستان نداشتيم. آنها مي‌خواستند كمك‌هايشان به جنبه‌هاي نظامي محدود نشود، بلكه ابعاد انساني را هم دربر بگيرد.
در مارس 1970 (1349) به سبب توافقنامه‌اي كه با رژيم عراق امضا كرديم، دولت اسرائيل به بهانه ‌اينكه يكي از مسئولان كرد از تأسيس بيمارستان در كردستان عصباني شده است، ابراز نگراني كرد و درصدد برچيدن آن بيمارستان و متوقف كردن كمك‌رساني برآمد، ولي من بر اين باورم كه دولت‌ها بر پايه ناراحتي يا خشنودي يك شخصي تصميم نمي‌گيرند.

پرسش: چه كسي پيشنهاد برپايي بيمارستان اسرائيلي در كردستان را مطرح ساخت و چند پزشك اسرائيلي در اين بيمارستان كار مي‌كردند؟ آيا آنها با جراحي‌هاي بزرگ هم دست مي‌زنند؟
محمود عثمان: اسرائيلي‌ها اين پيشنهاد را مطرح ساختند و ما از آن استقبال كرديم. ما همواره از آمريكايي‌ها و ايراني‌ها مي‌خواستيم در زمينه‌هاي درماني، آموزشي، غذايي و غيره ما را ياري دهند و زماني كه اسرائيلي‌ها به درخواست ما پاسخ مثبت دادند، دليلي نداشت آن را نپذيريم. دو پزشك اسرائيلي در كردستان بودند كه يكي متخصص امراض داخلي و ديگري جراح بود. گاهي اوقات نيز يك دندانپزشك به بيمارستان مي‌آمد، اما آنان به جراحي‌هاي بزرگ دست نمي‌زدند و براي اين كار بيماران را به ‌ايران مي‌فرستادند.

پرسش: اسرائيلي‌ها چه مقدار كمك مالي به شما دادند؟
محمود عثمان: كمك مالي اسرائيلي‌ها به ما بيشتر نمادين بود.

پرسش: ولي ملامصطفي اعتراف كرده است، تنها كشوري كه دو برابر درخواست‌هاي شما را تأمين مي‌كرد، اسرائيل بود، در حالي كه ديگر كشورها در بهترين وضعيت، نيمي از درخواست‌ها را اجابت مي‌كردند؟
محمود عثمان: اين موضوع درست نيست. كمك‌هاي مالي آنها از صد هزار دلار در ماه تجاوز نمي‌كرد؛ كمك‌هاي ايالات متحده نيز سمبوليك بود، اما ايران ده برابر آنچه اسرائيل مي‌داد در اختيار ما مي‌گذاشت.
پرسش: درباره كمك‌هاي نظامي چه مي‌گوييد؟
محمود عثمان: اسرائيل در اين زمينه بيشتر از ايران و ايالات متحده به ما كمك مي‌كرد، ولي همه سلاح‌هايي كه در اختيار ما مي‌گذاشت، دفاعي بود. آمريكايي‌ها، ايراني‌ها و اسرائيلي‌ها هرگز سلاح تهاجمي پيشرفته در اختيار ما نمي‌گذاشتند تا ما همواره مطيع آنها باشيم. همان‌گونه كه مقامات ايراني مي‌گفتند آنها مي‌خواستند شعله همچنان روشن باشد، اما به آتش بزرگ تبديل نشود. آنها سلاح‌هايي چون ضد موشك در اختيار ما قرار مي‌دادند، اما تنها چند فروند موشك به ما مي‌دادند، تا به محض تمام شدن آنها، ناگزير دوباره دست به دامان آنها شويم. سلاح‌هاي ارسالي از راه‌ ايران به دست ما مي‌رسيد. از اين رو، ايران بر نوع و مقدار آنها كنترل داشت. اسرائيل داراي سلاح‌هاي بي‌شمار بود كه مقاديري از آنها را در جنگ با اعراب به غنيمت گرفته بود، به علاوه، برخي از سلاح‌هاي قديمي را كه به آنها نيازي نداشتند، در اختيار ما مي‌گذاشتند.

پرسش: آيا اسرائيل سلاح‌هاي سنگين، از جمله تانك، زره پوش، موشك ضد هوايي و غيره را در اختيار شما مي‌گذاشت؟
محمود عثمان: تانك، هرگز... به ياد دارم كه موشه دايان، وزير دفاع پيشين اسرائيل، تصميم گرفت چندين دستگاه تانك در اختيار ما بگذارد، ولي ايراني‌ها اجازه ندادند، زيرا مي‌ترسيدند ما دولتي مستقل در كردستان تشكيل دهيم و گمان مي‌كنم كه ‌اين مخالفت بر پايه توافق سه كشور آمريكا، ايران و اسرائيل صورت گرفت. سلاح‌هاي ضد هوايي نيز كه قرار بود به ما بدهند، قديمي بود. البته من نظامي نيستم، اما نام برخي از موشك‌هاي ضد هوايي، مانند «ام 30» و «ام 23» در ذهنم باقي مانده است. برد اين موشك‌ها كوتاه بود و از اين رو به هواپيما برخورد نمي‌كرد. يك بار آنها يك فروند موشك ضد هوايي «راپير» ساخت انگليستان، به ما تحويل دادند. اين موشك‌ها را ايراني‌ها آوردند و شرط كردن كه خودشان و نه ما كردها، از آنها استفاده كنند، چنانكه در سال 1974(1353) با استفاده از آنها، يك هواپيماي ايليوشين عراقي را سرنگون كردند و ما خلبان و كمك خلبانان آن را اسير كرديم. آنها پس از امضاي توافقنامه الجزاير در سال 1975(1354) يك سكوي پرتاب موشك را به ‌ايران انتقال دادند و ما در آن تاريخ (در جنگ با عراقي‌ها) چهار خلبان عراقي را اسير كرديم و بعدها به صليب سرخ جهاني تحويل داديم. ما در سال 1969(1348) يك فروند هواپيماي عراقي را با توپ 34 ملي متري و در سال 1974(1353) نيز يك فروند ميگ را سرنگون ساختيم. به هر حال آنها در سال 1974(1353) سلاح‌هاي مهم بسيار، از جمله موشك روسي ضد تانك «ساكر» و موشك «سام» براي سرنگون كردن هواپيماها در اختيار ما قرار دادند و ما از تعداد زياد و مرغوبيت اين سلاح‌ها متعجب شديم، اما دريافتيم كه ‌ايراني‌ها پنهاني با رژيم عراق گفت‌وگو كرده‌‌اند و همين گفت‌وگو‌ها بعدها به امضاي توافقنامه الجزاير انجاميد.
معادله روشن است؛ نخست شما به پيروزي مي‌رسيد و سپس آنها از موضع قدرت گفت‌وگو مي‌كردند و به شرايط و امتيازات بهتر دست مي‌يافتند.
دقيقاً همين طور است... و سرانجام اين ما بوديم كه قرباني شديم. در شش ماه آخر جنگ، آنها كمك‌هاي مالي و تسليحاتي بي‌اندازه‌اي در اختيار ما گذاشتند تا به شرايط و امتيازات بهتر دست يابند. آنها در آن روز با امضاي موافقتنامه مارس 1975(1353) به همه چيز پايان دادند. شما اگر در آن روز با يك دستگاه ميكروسكوپ يك ايراني يا آمريكايي يا اسرائيلي را جستجو مي‌كرديد، در هيچ نقطه كردستان موفق به يافتن آنها مي‌شديد. آنها در واقع ذوب شده بودند و هيچ اثري ازشان به چشم نمي‌خورد.

پرسش: آنها در آن دوران چه مقدار كمك مالي به شما دادند و اين كمك‌ها چگونه هزينه شد؟
محمود عثمان: بيشتر كمك‌هاي مالي صرف جنبش كردها، نيروهاي «پيشمرگ»، پناهندگان و خانواده‌هاي شهدا و رفع نيازهاي ما شد و مرحوم ملامصطفي بارزاني، ديناري از آنها برداشت نكرد، زيرا انساني مادي پرست نبود، اما به طور مسلم، بخشي از آن پول‌ها در اختيار رهبران باقي ماند. پس از انقلاب، درباره سرنوشت پول‌هايي كه مقداري از آنها حيف و ميل شد معماهايي پديد آمد. در فاصله پرواز كردن گوسفندان پيش از ذبح آنها (1974ـ1973) (1353ـ1352) مبلغ 48 ميليون دينار عراقي توسط ايران، ايالات متحده و اسرائيل به دست ما رسيد. در آن تاريخ، تعداد جنگجويان كرد حدود صد هزار نفر بود كه شصت هزار نفر نيروي زير پرچم و چهل هزار نفر نيروي احتياط بودند، اما از آن همه پول تنهايك سوم آن؛ يعني حدود شانزده ميليون دينار عراقي هزينه شد كه در آن تاريخ معادل پنجاه ميليون دلار آمريكايي بود.

پرسش: آيا كانا‌ل‌هاي ارتباطي ديگري ميان شما و اسرائيل وجود داشت؟
محمود عثمان: زماني كه روابط رسمي ميان اسرائيل و جنبش كردها آغاز شد، كانال‌هاي اصلي ارتباط با اسرائيل، كردستان و تهران بودند و در اين ميان تهران نقش اساسي داشت. پيش از آغاز روابط رسمي و مستقيم، ما تنها كانال پاريس را داشتيم و از اين راه، تماس‌هاي پنهاني بسيار صورت مي‌گرفت.
گفتني است كه مرحوم كامران بدرخان در پاريس اقامت داشت و از دهه 40 با اسرائيل در تماس بود، ولي ما كردها در آن تاريخ با بدرخان رابطه داشتيم. از ديگر كانال‌ها مي‌توان به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران اشاره كرد. برخي روزنامه نگاران آمريكايي (اسرائيلي تبار) براي ملاقات با ملامصطفي به كردستان مي‌آمدند و سپس به كشورشان باز مي‌گشتند. از اين رو، تماس‌هايي توسط آنها صورت مي‌گرفت و پيام‌هايي ابلاغ مي‌شد.

پرسش: عجيب است كه‌ اين روزنامه‌نگاران كتاب‌هايي درباره كردها نوشته‌‌اند، اما به روابط آنها با اسرائيل كوچكترين اشاره‌اي نكرده‌‌اند.
محمود عثمان: همين طور است. به ياد دارم كه «دانا آداميز اشميدت»، خبرنگار روزنامه نيويورك تايمز، كتابي درباره كردها، با نام «سفر به ديار مردان شجاع در كردستان» نوشت.
وي در اين كتاب درباره گفت‌وگوهايش با ملامصطفي درباره رابطه او با اسرائيل مطالبي نوشته بود. گفتني است كه ملا با هر روزنامه‌نگاري كه با او مصاحبه مي‌كرد، در اين زمينه سخن مي‌گفت و آنگاه آمريكايي‌ها، اسرائيلي‌ها و غرب را نكوهش مي‌كرد.
گفت‌وگوي طولاني با اشميدت درباره اسرائيل بود، ولي اشميدت كه چندين بار در ايالت متحده با او ملاقات كردم. در كتاب خود به ‌اين مسائل اشاره نكرده بود، زيرا بحث درباره روابط ميان كردها واسرائيلي‌ها را بي‌فايده مي‌دانست. پيش از اشميدت هم نويسندگاني چون «ديويد آدامسون» انگليسي تبار، كه از كردستان ديدن كرده بود و «ديك كنان» نيز در نوشته‌هايشان به روابط ميان كردها و اسرائيلي‌ها اشاره نكرده بودند.

پرسش: آيا شما صورت جلسه ملاقات‌ها و نشست‌ها با اسرائيلي را تدوين مي‌كرديد؟
محمود عثمان: هرگز.... ما صورت جلسه نمي‌نوشتيم، اما بي‌ترديد طرف اسرائيلي اين كار را مي‌كرد، هر چند فرض بر اين بود كه بسياري از مسائل پنهاني بماند. از اين رو، از تدوين آنها پرهيز مي‌كرديم. اما من اكنون اين كار را اشتباه فاحش مي‌دانم.

پرسش: تماس ميان شما، به عنوان انقلابيون كرد، چگونه انجام مي‌گرفت و پيام‌ها و تلگرام‌هايي كه به مقر فرماندهي در حاج عمران مي‌رسيد، چه مي‌شدند؟
محمود عثمان: تلگرام‌ها به وسيله بي‌سيم به ما مي‌رسيد و احتمالاً بخشي از آن مكاتبات و تلگرام‌ها در خانه بارزاني موجود است.

پرسش: آيا ممكن است درباره اسامي و مأموريت اسرائيلي‌هايي كه از شما در كردستان فعاليت مي‌كردند، توضيح بدهيد؟
محمود عثمان: بسياري از كساني كه براي انجام مأموريت در كردستان با ما ملاقات مي‌كردند، نام‌هاي مستعار داشتند. به تازگي از اقدام اسرائيل در افشار اسامي حقيقي برخي از آنها شگفت زده شدم. گمان مي‌كنم برخي از افرادي كه اسرائيل نام واقعي آنها را فاش نكرده است. هنوز در كردستان، ايران، ‌تركيه و حتي در عراق حضور دارند و هنوز با كردها به نحوي برخورد مي‌كنند. البته برخي از كساني كه در كردستان با ما ملاقات مي‌كردند، نامشان را تغيير ندادند. آنها خود را با اسامي حقيقي به ما معرفي مي‌كردند و درباره وظايف و ماموريتشان به ما توضيح مي‌دادند. از جمله ‌اين افراد «مائير عميت»، رئيس سازمان اطلاعات اسرائيل ( موساد) و جانشين او «زيفي زامير»، «ديويد كميخه»، مدير كل وزارت امور خارجه اسرائيل، «تسوري ساگوي» افسر چتر باز، «حييم لفكوفي»، رئيس يكي از هيأتهاي اعزامي موساد به اسرائيل، «اسحاق عبادي»، سرگرد چتر باز و عده‌اي ديگر بودند. هر يك از آنها نيز وظايف و مأموريتهاي مشخصي داشت. عده‌اي از آنها در دفتر بازرگاني سفارت اسرائيل در تهران ـ كه از بزرگترين و فعال‌ترين سفارتخانه به شمار مي‌رفت ـ خدمت مي‌كردند.
افسري به من گفت: من افسر ارتش هستم و وظيفه ام، مثلاً آموزش كردهاست. ديگري ادعا مي‌كرد كه از وزارت امور خارجه يا وزارت كشاورزي و غيره است، اما برخي ديگر، بنا بر دستور دولتشان، هويت واقعي خود را فاش نمي‌كردند.

پرسش: آيا افسران اسرائيلي و مأموران موساد، عمليات كردها را عليه نيروهاي عراقي رهبري مي‌كردند؟
محمود عثمان: اسرائيلي‌ها هيچ يك از عمليات ما را رهبري نكردند و آنچه در اين زمينه مي‌گويند، درست نيست. آنها مأموريت‌هاي خودشان را بزرگ نشان مي‌دادند؛ براي مثال، دو عمليات بزرگ را فاش كرده‌‌اند كه يكي عمليات «هندرين» و ديگري عمليات «سد دوكان» بود. با توجه به موفقيت عمليات هندرين، اسرائيلي‌ها ادعا كردند كه آن را رهبري كرده‌‌اند و چون عمليات سد دوكان شكست خورد، كردها را مسئول دانستند. براي آگاهي شما بايد بگويم كه در نبرد‌هاي هندرين، برخلاف ادعاي اسرائيلي‌ها، هرگز 6500 عراقي كشته نشدند. تعداد كشته‌هاي عراقي در اين نبردها از دويست نفر تجاوز نكرد. كسي كه‌ اين عمليات را رهبري كرد، مرحوم «فاخر مركسوري» كرد بود كه بعدها به قتل رسيد. درست است كه آنها عده‌اي افسر اسرائيلي مجهز به سلاح در اختيار ما گذاشتند و تسوري ساگوي افسر اسرائيلي رهنمودهايي مي‌داد و توصيه‌هايي به ما مي‌كرد، ولي رهبري واقعي را كردها بر عهده داشتند و ما ارتش عراق را شكست داديم.

پرسش: آيا مرحوم بارزاني از نقشي كه اسرائيلي‌ها براي وي تعيين كرده بودند، آگاه بود؟
محمود عثمان: آري، به اين موضوع پي برده بود، زيرا فردي باهوش و فرهنگ خاص خود را داشت. او هميشه مي‌گفت كه آنها مي‌خواهند از ما بهره‌برداري كنند. ما يك چيز مي‌خواهيم، در حالي كه آنها ما را به راهي ديگر مي‌كشانند. او به ‌ايران هم اعتمادي نداشت و تنها فكرش رسيدن به‌ايالات متحده بود. او گاهي با تمسخر مي‌گفت: من با اسرائيلي‌ها درباره آمريكا صحبت مي‌كنم و آنها با من درباره بمب گفت‌وگو مي‌كنند.
پس از امضاي پيمان‌نامه‌اي بين شوروي و عراق در سال 1972(1351) اسرائيل و ايالات متحده به حمايت از ما برخاستند. در آن تاريخ، شاه از نزديكي جغرافيايي اتحاد شوروي به ‌ايران بر آشفته بود، براي همين به اسرائيلي‌ها و آمريكايي‌ها اشاره كرد كه نقش عمده‌اي درباره مسئله كردها ايفا كنند. از آنجا كه رابطه ما با رژيم (وقت عراق ) در حد صفر بود ـ هر چند، چندين وزير كرد در دولت مركزي حضور داشتند ـ زمينه براي تحكيم روابط با اين كشورها هموار شد.

پرسش: آيا شما درباره مصر يا ديگر كشورهاي عربي، اطلاعاتي در اختيار اسرائيل مي‌گذاشتيد؟
محمود عثمان: هرگز چنين موردي پيش نيامد. اسرائيلي‌ها خواهان اطلاعات درباره همه اعراب بودند، ولي ما نمي‌خواستيم موضوع از چهارچوب عراق فراتر رود. روابط ما با اسرائيل در زمان جنگ استحكام مي‌يافت و در زمان صلح به سردي مي‌گراييد.

پرسش: آيا شما اسرائيل را از روابط عراق با كشورها و جنبش‌هاي عرب و نيز با شخصيت‌‌هاي عرب در آن دوران (دهه‌هاي 60 و 70) آگاه مي‌ساختيد؟
محمود عثمان: به اعتقاد من در هر جا كه بين يك كشور عربي و طرف مشخصي درگيري رخ مي‌داد، اسرائيلي در آن دست داشت.

پرسش: درباره اتحاد شوروي چه مي‌گوييد. آيا آنها در تشكيل دولت مهاباد از كردها جانبداري نكردند؟
محمود عثمان: مهاباد دولتي نبود كه بگوييم روس‌ها هنگام تشكيل آن از ما پشتيباني كردند، بلكه از نوعي خودمختاري برخوردار بود و روس‌ها در تشكيل آن سهمي نداشتند، اما روس‌ها در ايجاد دولت منطقه‌اي آذربايجان سهيم بودند، زيرا حزب كمونيست، (توده) در آن دولت حكومت مي‌كرد. روس‌ها در كردستان قدمي برنداشتند، ولي كردها را تشويق كردن كه امورشان را خود اداره كنند؛ يعني به خود مختاري دست يابند. كردها نيز از فرصت استفاده كردند و به مدت يازده ماه در مهاباد از خود مختاري بهره‌مند شدند. آنگاه روس‌ها بنا بر توافقنامه‌اي كه با آمريكا، انگليستان و ايران امضا كردند، از منطقه عقب نشستند و از حمايت از كردها دست برداشتند. در نتيجه دولت كرد از هم پاشيد و تنها روس‌ها بودند كه درباره روابط با اسرائيل به ما هشدار مي‌دادند و از آن آگاه بودند. هيأت‌هاي آنها تا اواخر سال 1972(1351) مرتب از كردستان عراق ديدن مي‌كردند و زماني كه پيمان شوروي ـ عراق به امضا رسيد، ديدار‌هاي آنان نيز كم شد و ما را به حال خود رها كردند.
روس‌ها در صدور بيانيه 11 مارس 1970(1349) نقش داشتند. در آن تاريخ «يوگني پريماكف» با ما ديدار كرد. نظر آنها اين بود كه ‌اين راه به بن بست برخورده است. درباره روابط ما با ايران، آنها شرايط جغرافيايي ما را درك مي‌كردند. اما روابط ما با اسرائيل را مورد تأييد قرار نمي‌دادند. پاسخ ما به آنها همواره ‌اين بود كه شما با رژيم عراق و شخص صدام رابطه داريد، پس چرا او را تحت فشار نمي‌گذاريد و براي ايجاد راه حلي مسالمت‌آميز بين ما پا در مياني نمي‌كنيد؟ در چنين صورتي اين روابط پايان مي‌پذيرد.

پرسش: آيا به اعتقاد شما پريماكف كه در آن تاريخ با صدام دوست بود، او را از روابط شما با اسرائيل آگاه مي‌ساخت؟
محمود عثمان: پريماكف در آن زمان در روزنامه «پراودا» و سپس در دستگاه اطلاعاتي شوروي (كا.گ.ب) نقش ميانجي را ميان ما و رژيم عراق ايفا مي‌كرد. ما با او هنگام گفت‌وگو‌ها در بغداد ملاقات مي‌كرديم، ولي گمان نمي‌كنم كه او صدام را از جزييات رابطه ما با اسرائيل آگاه ساخته باشد.

پرسش: گفته مي‌شود كردها اطلاعاتي درباره نيروگاه هسته‌اي تموز در اختيار اسرائيل گذاشتند و اسرائيلي‌ها آن را در سال 1981(1360) بمباران كردند. آيا شما در دهه 80 با آنها رابطه داشتيد؟
محمود عثمان: اين موضوع درست نيست. ما درباره نيروگاه تموز اطلاعات نداشتيم و در سال 1981(1360) نيز با اسرائيل رابطه نداشتيم. تا آنجا كه من مي‌دانم، در دهه 80 هيچ گونه تماسي با آنها انجام نگرفت. ايران بود كه در دهه 80 كردها را در جنگشان با عراق مورد حمايت نظامي و مالي قرار داد. سوريه نيز از نظر سياسي و مالي از ما پشتيباني كرد.

پرسش: آيا كمك‌هاي ايران در دوران انقلاب همان شرايط زمان شاه را داشت؟
محمود عثمان: آري، اوضاع در دوران جمهوري اسلامي، همان وضعيت زمان شاه بود. آنها مي‌خواستند در شرايط جنگ با عراق از ما بهره برداري كنند. برخي از ما پيش بيني مي‌كرديم كه سرانجام دو كشور درگيري با هم به توافق خواهند رسيد و ما كردها حكم گوسفند قرباني را پيدا خواهيم كرد، ولي برخي ديگر از رهبران كرد تصور مي‌كردند تا زماني كه (امام) خميني (ره) در قيد حيات است، توافقي ميان دو كشور صورت نخواهد گرفت. سرانجام جنگ با عراق به پايان رسيد. تجربه سال 1975(1345) تكرار شد و ما به سبب درگيري مسلحانه با بغداد در دهه 80 زيان‌هاي بسياري ديديم.
ما در دهه 70 بر اين باور بوديم كه امكان حصول توافق ميان شاه و رژيم بغداد وجود ندارد، ولي چيزي كه تصور مي‌كرديم، اشتباه است، رخ داد و نيز در دهه 80 تكرار شد؛ يعني آنچه از وقوعش مي‌ترسيديم، رخ داد.

پرسش: درخواست‌هاي اضطراري خودتان را چگونه به اسرائيل اطلاع مي‌داديد؟
محمود عثمان: توسط هيأت آنها در كردستان كه با يك دستگاه بي‌سيم با اسرائيل تماس مي‌گرفت. آنچه عبيدالله بارزاني بيش از دو دهه قبل با محمد حسنين هيكل، نويسنده مصري، در ميان گذاشت، كاملاً درست بود، ولي او از جزييات روابط با اسرائيل خبر نداشت.

پرسش: جنبش كردها و به ويژه ملامصطفي بارزاني، در كوچ دادن يهوديهاي مقيم عراق به اسرائيل چه نقشي داشتند؟
محمود عثمان: يهودي‌ها در دهه 40 در كردستان عراق و به طور مشخص در مناطق عقره به بادنيان و بارزان (روستاي ملامصطفي) در كمال آرامش و امنيت زندگي مي‌كردند و كردها به آنان احترام مي‌گذاشتند. آنها هيچ گاه مورد تعرض قرار نگرفتند و از حمايت و دوستي ملامصطفي برخوردار بودند. هنگام مهاجرت بارزاني از كردستان، خانواده پسر يك خاخام يهودي ثروتمند، به نام داوود حاجي خانو، او را مورد حمايت مالي قرار داد. از اين رو، بارزاني با دولت اسرائيل شرط كرد كه پيش از نخستين ديدارش از اسرائيل در سال 1968(1347) دوست قديمي‌اش داوود حاجي خانو، را پيدا كند.
گفتني است كه خانو دو سال پيش از آن از كردستان مهاجرت كرده بود.
در دهه 70 كه ما با دولت بغداد اختلاف پيدا كرديم، به يهودي‌ها اجازه داديم و حتي به آنها كمك كرديم كه از راه ‌ايران به اسرائيل مهاجرت كنند. البته ‌اين تصميمي نبود كه در سطح رهبران گرفته شده باشد، بلكه در واقع، رهبران كرد، فراري‌ها را نا ديده مي‌گرفتند. چين بود كه يهوديها از بغداد به كردستان مي‌گريختند و از آنجا با كمك برخي از رهبران به ‌ايران مي‌رفتند.
بارزاني در آغاز ورود به اسرائيل به جاي اينكه با نخست وزير ملاقات كند، سراغ داوود حاجي خانو را گرفت كه معلوم شد نامش «ديويد جباي» است و هنگامي كه او را ديد، از وضع و حالش متأثر شد و از اسرائيلي‌ها خواست تا قصري در اختيار وي بگذارند.

پرسش: آيا شما در آن زمان خود را شخص دوم جنبش كردها به شمار مي‌آورديد؟
محمود عثمان: هرگز در جنبش ما تنها يك شخص وجود داشت و بقيه با او همكاري مي‌كردند، تفاوت بين ما زياد بود، ولي من خود را بيش از ديگران به بارزاني نزديك مي‌دانستم، حتي مي‌توانم بگويم كه از فرزندانش به او نزديكتر بودم و بيش از ديگران از وضع و حال او خبر داشتم.

پرسش: آيا او چيزي را از شما پنهان مي‌كرد؟
محمود عثمان: به طور كل، چيزي را از من پنهان نمي‌كرد، ولي بي‌ترديد مسائلي را از من پوشيده نگه مي‌داشت، زيرا او داراي خصلت‌هاي ويژه بود؛ براي مثال، وقتي يك هيأت روسي با ما ديدار مي‌كرد، او به زبان روسي با آنها سخن مي‌گفت و ما نمي‌دانستيم چه مي‌گويد (دكتر عثمان با زبان روسي آشنا نيست، ولي به شش زبان ديگر تكلم مي‌كند).

پرسش: آيا از او درباره گفت‌وگوهايش با روس‌ها پرسش مي‌كرديد و آيا او به پرسش‌هاي شما پاسخ مي‌داد؟
محمود عثمان: آري، ما پرسش مي‌كرديم و او پاسخ مي‌داد. او دوست داشت كه ما را از مسائل آگاه سازد و اغلب با ما مشورت مي‌كرد. به باور شما آيا اسحاق مردخاي، وزير دفاع اسرائيل كه اصليت كردي دارد، با مسائل كردها در ارتباط است؟
مرد خاي در سن شش سالگي از منطقه عقره، واقع در كردستان عراق كوچيده است. در اسرائيل حدود دويست هزار كرد زندگي مي‌كنند و او هم يكي از آنهاست... كردها در تل آويو يك مركز فرهنگي دارند و هنوز با نزديكان و بستگان خود در كردستان در ارتباط هستند. تا آنجا كه مي‌دانيم و مي‌شنويم، مردخاي، دست‌كم به علت ملاحظات سياسي، به مسائل كردها بيشتر اهتمام مي‌ورزد و از آنها به عنوان اهرم فشار بهره‌برداري مي‌كند؛ هرچند نمي‌دانم آيا او به مسائل كردهاي خارج از اسرائيل نيز توجه داشته يا نه، زيرا از عملكردهايش پيداست كه او مخالف كردهاي‌تركيه است و با ‌ترك‌ها براي سركوب آنها همكاري مي‌كند.
هنوز موساد درباره انتشار توصيه‌هاي ديويد كميخه به دولت اسرائيل پس از ديدارش از كردستان، در ارتباط با كردها، احتياط به خرج مي‌دهد. آيا شما از آن توصيه‌ها آگاه بوديد؟
ديويد كميخه، در آوريل سال 1965(1344) كه به كردستان آمد، يكي از مسئولان عالي‌رتبه وزارت امور خارجه اسرائيل بود. در آن زمان لوي اشكول، نخست وزير وقت اسرائيل، او را به كردستان فرستاد و ديويد، دو روز در كردستان ماند و گفت‌وگوهايي طولاني با مرحوم ملامصطفي و فرزندان وي، ادريس و مسعود انجام داد. او براي حمايت از جنبش سياسي كردها، اشتياق نشان مي‌داد و از اسرائيل مي‌خواست از جنبش كردها در ايالات متحده و ديگر كشورها پشتيباني كند تا اين جنبش از توجه گسترده مجامع بين‌المللي برخوردار شود، ولي سياست موساد به طور كامل با ديدگاه كميخه منطبق نبود، زيرا انديشه آنها بهره‌برداري از جنبش كردها براي ضربه زدن به ارتش عراق و نيز جلوگيري از گسترش دامنه ‌اين جنبش بود. آن‌گونه كه پيداست پيشنهادهاي وي را نپسنديده است و از اين رو خواستار انتشار آنها نيست.
كميخه يك انگليسي تبار روشنفكر است كه فرهنگ غربي دارد و به روشي ديگر درباره كردها سخن مي‌گويد. وي تنها يك بار از كردستان ديدن كرده و در خواست بارزاني را درباره ضرورت راهيابي به ‌ايالات متحده تاييد كرد.

پرسش: آيا مقام‌هاي اسرائيلي، مثلاً كميخه، به تازگي تلاش كرده‌‌اند كه با شما تماس بگيرند؟
محمود عثمان: از سال 1975(1354)، (شكست انقلاب كردها) روابط ما با اسرائيل قطع شد و هيچ گونه تماسي با آنها صورت نگرفت. من هم در اين باره تلاش نكردم، زيرا برقراري رابطه با اسرائيل را يك اشتباه استراتژيك مي‌دانم. البته، تلاش‌هايي از جانب آنها براي تماس با من، از طريق ميانجي‌ها صورت گرفت، ولي من موافقت نكردم و پاسخ هم ندادم. برخي از آنها نيز كوشيدند با من ديدار كنند، ولي من به آنها مجال ندادم و بر اين باورم كه رهبران كرد نبايد رابطه با اسرائيل را تجديد كنند، زيرا ضرر اين تجديد رابطه، از سود آن بيشتر است؛ براي مثال، چند ماه پيش، كميخه از لندن ديدن كرد.
گفتني است كه من 35 سال قبل، در آوريل 1965(1344) در كردستان با او ملاقات كردم و گمان مي‌كنم كه او اكنون به عنوان پژوهشگر در يكي از دانشگاه‌هاي اسرائيل خدمت مي‌كند. او كه مي‌دانست من در لندن هستم، تلاش كرد با واسطه و به طرز مشخص توسط يك روزنامه نگار انگليسي با من ملاقات كند، ولي من با اين باور كه روابط ما و آنها سرابي بيش نيست، قاطعانه‌ اين درخواست را رد كردم.

پرسش: به جز كميخه، چه كسي تلاش كرده است با شما تماس بگيرد؟
محمود عثمان: [با لبخند] كردهايي در اروپا و ايالات متحده زندگي مي‌كنند كه بدون اينكه گذرنامه‌هايشان مهمور شود، به اسرائيل سفر مي‌كنند. البته خودشان مايل نيستند گذرنامه‌هايشان مهمور شود، زيرا آنان به كشورهاي عربي هم مي‌روند. آنها در اسرائيل برخي از اسرائيلي‌ها و كردها را مي‌بينند و در جلساتشان از ما ياد مي‌كنند. اسرائيلي‌ها نيز توسط آنان سلام و درود‌هاي خود را به ما مي‌رسانند، ولي ما به آنان پاسخ نمي‌دهيم، زيرا نمي‌خواهيم تماس‌هاي سياسي صورت گيرد. اگر به آنها اجازه مي‌داديم، امكان داشت ملاقاتي با اسحاق مردخاي، وزير دفاع اسرائيل انجام گيرد، ولي من اكنون يك شهروند عادي هستم، حزب يا نيرويي در اختيارم نيست و مستقل زندگي مي‌كنم، از اين رو، براي اسرائيلي‌ها سودي ندارم.

پرسش: چندي پيش، كتابي در اسرائيل انتشار يافت كه از رابطه شما با آنها حكايت مي‌كند. ارزيابي شما از اين كتاب چيست؟ آيا مطالبي كه در آن درج شده است، درست است؟
محمود عثمان: در مجموع مطالب نوشته شده در اين كتاب درست است، ولي برخي چيزها درباره ما كردها درست نيست. كتاب، آميزه‌اي از دو مسئله است: آن دسته از اطلاعات سازمان اطلاعات اسرائيل (موساد) كه سياستشان اجازه مي‌دهد، انتشار يابد و نيز خاطرات اسرائيلي‌هايي كه در كردستان خدمت كرده‌‌اند، ولي موساد تمام برگ‌هاي خود را رو نكرده است، زيرا اسرائيل در رابطه با كشورهاي مشخص، سياست‌ها و روابط خاص دارد.


+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 9:13 |

پافشاري بر جايگزيني غدير به جاي نوروز

خزعلي و پيشنهاد حذف عيد باستاني ايرانيان - دوشنبه 25 تیر 1386 [2007.07.16]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

آيت الله خزعلي، عضوسابق شوراي نگهبان و مجلس خبرگان رهبري، که اکنون هشتاد ودوسال دارد، يک مجددا ابرازاميدواري کرده است که عيدغدير به جاي نوروزبنشيند تا تبديل به عيدبزرگ مردم کشور شود. موضوع کاهش تعطيلات نوروزي و يا جابه جا کردن زمان تعطيلات سال نو با روزهاي بعد ازعيدغدير، طي سالهاي گذشته بارها توسط محافظه کاران مطرح شده است، اما عملا با واکنش هاي گسترده درسطح افکارعمومي ازدستورکارخارج شده است.

آيت الله خزعلي که به اظهاراتش درخصوص مسائل مختلف ازمخالفت با خاتمي واصلاح طلبان گرفته تا طرح جيره بندي بنزين وجهاني خواندن محمود احمدي نژاد شهرت دارد، هم اکنون دبيرکل بنيادبين المللي غديراست. او در پنجمين همايش دبيران اجرايي بنياد بين‌المللي غدير با مقايسه نوروز وعيدغدير گفته است: "ساليانه يك ميليون و 300 هزار تبريك عيد نوروز وجود دارد. اگر يك سوم اين تبريك‌ها براي عيد غدير مي‌بود من بسيار خوشحال مي‌شدم و اكنون با توجه به گسترش فرهنگ غدير تعداد تبريك‌هايي كه به مناسبت فرا رسيدن عيد غدير صورت مي‌گيرد 700 هزار تبريك است. همچنين 110 باغ به نام غدير نامگذاري شده و ورزشكاراني كه قبلا تنها براي زور و بازو ورزش مي‌كردند، امروز به نام علي (ع) كار مي‌كنند. همه‌ي ما بايد سعي كنيم تا عظمت اين مرد را نشان داده و با روحي قوي و پشتيباني از روح علي (ع) اين كار را انجام دهيم شايد كه عيد غدير به جاي نوروز بنشيند و عيد بزرگ ما شود."

اين اولين باري نيست که آيت الله کهنسال محافظه کار از جابجاي نوروز با عيدغديرسخن مي گويد. خزعلي در دي ماه 84 نيز هنگامي که درجمع روساي سازمان هاي عقيدتي سياسي نيروهاي مسلح سخن مي گفت ازمردم خواست برخي کارهايي که درنوروزانجام مي دهند را درعيد غديرانجام دهند. او با پيشنهاد به مسلمانان ايران نسبت به اينكه عيد غدير را عيد بزرگ خود قرار دهند، ‌گفت: "در اين ايام خانه‌تكاني كنيد. اگر در عيد نوروز اسكناس نو و لباس هديه مي‌داديد، در اين عيد نيز هديه دهيد. اگر در عيد نوروز به فرزندتان 200 تومان مي‌داديد در اين عيد 500 تومان بدهيد و اگر براي خانواده خود لباس 12 هزار توماني مي‌خريديد، لباس 15 هزار توماني بخريد تا خانواده متوجه شود اين از بركت علي (ع) است."

طي سالهاي گذشته به کرات موضوع کاهش تعطيلات نوروزي مطرح شده، اما جابه جايي اعياد - علي رغم شايعاتي مختلفي که همواره درمورد آن وجود داشته – کمتر به صورت علني درعرصه افکارعمومي طرح شده است.

خرداد ماه سال جاري، شوراي اجتماعي وزارت کشور، طرح کاهش تعطيلات نوروزي را مطرح کرده بود که پس ازواکنش هاي مطبوعات وکارشناسان به آن، با مخالفت محمود احمدي نژاد مواجه شد. نگراني عمده محافظه کاران اين است که تصور عمومي اي که طي سالهاي گذشته مبني برمخالف بودن جناح مذهبي با برخي نمادهاي باستاني که به فرهنگ وهويت ايراني گره خورده وجود دارد با چنين تصميمي تقويت خواهد شد. موضوعي که مي تواند درميان راي دهندگان زيادي که به اين نمادها وسمبل ها دلبستگي دارند، واکنش منفي ايجاد کند.

شوراي اجتماعي کشور نيز که جمعي ازنهادهاي محافظه کار همچون سازمان ها و وزارتخانه هاي دولتي، صداو سيما، قوه قضاييه، نيروي انتظامي در آن عضويت دارند، اولين گام را درجهت کم اعتبارکردن نوروز در قالب "طرح ساماندهي ايام تعطيلات" مطرح کرده بود که نقطه تمرکزش کاهش تعطيلات نوروز بود.

به دنبال واکنش هايي که درمطبوعات و همچنين رسانه هاي اينترنتي درخصوص اين اقدام شوراي اجتماعي شکل گرفت، محمود احمدي نژاد، که طي دوسال گذشته تلاش کرده ازتصميماتي که واکنش عمومي به دنبال دارد و مي تواند ميزان محبوبيت و يا راي اوليه او رادستخوش تغييرکند، با طرح ياد شده مخالفت کرد. اين درحالي است که به پيشنهاد شوراي اجتماعي قراربود تعطيلات نوروز تنها يک هفته شود. به اين ترتيب روز سيزده نوروز به عنوان يکي ازسنت هاي کهن ايراني ديگرتعطيل رسمي به شمار نمي رفت. احمدي نژاد ضمن مخالفت با اين طرح، تدوين طرحي براي ساماندهي تعطيلات رسمي كشور را به انجام مطالعات كارشناسي بيشتر و سنجيدن تمام ابعاد و پيامدهاي اين تصميم‌گيري موكول كرد تا آسايش و آرامش مردم و مصالح عمومي جامعه دستخوش اين نوع تصميمات نشود.

عضو سابق شوراي نگهبان ومجلس خبرگان رهبري، اگرچه رياست بنياد الغديررا به عهده دارد، اما اخيرا چندان درمعادلات سياسي جناح راست به دليل کهولت جدي گرفته نمي شود به همين خاطر سخنان تند او طي يکي دوسال گذشته عملا واکنش هاي جدي را با خود به همراه نداشته است. ازجمله سخنان وي مي توان به اظهارات وي درمهر ماه سال گذشته اشاره کرد که با وجود سخنان احمدي نژاد درباره اسراييل که واکنش هاي گسترده جهاني را به دنبال داشت، واکنش چنداني را برنيانگيخت. خزعلي گفت: "با پايداري مردم، اسرائيل به فروپاشي نزديك‌تر و از روي زمين محو خواهد شد." او همچنين ازجمله معدود آيت الله هاي طرفدار دولت است که بعد ازواکنش تندروانه فاطمه رجبي، همسرغلامحسين الهام به سفرخاتمي به آمريکا که درمقاله اي انعکاس يافته و درآن حتي ازخلع لباس خاتمي سخن گفته بود، ازاين موضوع حمايت کرد. او درجواب کساني که واکنش فاطمه رجبي را تخريب مي دانستند گفت: "اين تخريب نيست، تحقيق است. اين‌ها با اسلام و انقلاب بازي مي‌كنند. مطلب كاملا واضح است، نياز به توضيح ندارد، مردم هم خوب مي‌فهمند."

خزعلي، آيت اللهي که همچنان درسن هشتادودوسالگي، سياست را از نزديک دنبال مي کند، همچنين گفته است که احمدي نژاد بايد در دوره دوم بنزين راجيره بندي مي کرد چرا که بايد دردوره اول اعتمادمردم به دولت جلب مي شد تا دوباره به او راي بدهند: "مخالفين آقاي احمدي‌نژاد معتقدند كه وي در دور بعدي انتخابات برنده نمي‌شود و با اقداماتي كه انجام داده مردم از او زده شده‌اند، اما وي كاري كرده كه مردم تامين شوند. رييس جمهور آنچه را كه براي ملت لازم مي‌داند انجام مي‌دهد و انجام هم داده است."

تلاش براي کمرنگ کردن نوروز، به عنوان يکي ازاعياد باستاني ايراني، به اين ترتيب درحالي بارمطرح مي شود که دولت تلاش مي کند، ازهرمساله اي براي تقويت نمادهاي ملي استفاده کند تا درصورت وجود خطر برعليه کشور، چنين حس ملي گرايي بتواند مردم را پشت پرچم بياورد. موضوعي که چنين اظهار نظرهايي با آن همخواني ندارد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 8:55 |

ایران «اعترافات» ایرانی- آمریکایی ها را پخش می کند

تلويزيون دولتی ايران اعلام کرد که روز چهارشنبه، ۲۷ تيرماه ، در برنامه ويژه ای، «اعترافات» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، پژوهشگران ايرانی- آمريکايی را پخش خواهد کرد.

هاله اسفندياری و کيان تاجبخش، که توسط وزارت اطلاعات ايران دستگير شدند از خردادماه و به جرم «اقدام عليه امنيت ملی» در بازداشت به سر می برند.

در اين برنامه که با عنوان « به نام دمکراسی» تهيه شده قرار است که اظهارات رامين جهانبگلو، نويسنده و روشنفکر را که وی نيز دارای تابعيت دوگانه کانادايی- ايرانی است از تلويزيون دولتی ايران پخش شود.

آقای جهانبگلو نيز در سال ۱۳۸۵ به اتهام مشابهی بازداشت و چندی بعد آزاد شد. آقای جهانبگلو به فاصله کمی بعد از آزادی به محل خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، رفت و درباره اقدامات خود که باعث  بازداشت او شد سخن گفت.   

در تيزری که تلويزيون ايران در اين رابطه پخش کرده است به نظر می رسد که هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش به صورت جداگانه در منزلی حضور دارند و خانم هاله اسفندياری با حجاب مشکی و کت مقابل دوربین ظاهر شده است.

در تيزری که تلويزيون ايران در اين رابطه پخش کرده است به نظر می رسد که هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش به صورت جداگانه در منزلی حضور دارند و خانم هاله اسفندياری با حجاب مشکی و پالتو مقابل دوربین ظاهر شده است.

تلويزيون دولتی ايران درباره وضعيت علی شاکری ديگر ايرانی – آمريکايی بازداشت شده خبری اعلام نکرده است.

آقای شاکری از جمله افرادی است که در انجمن های صلح طلب شهر لس آنجلس فعاليت می کرد.

بازداشت ايرانی های دارای تابعيت دوگانه

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ايران که غلامحسين محسنی اژه ای، از روحانيون تندروی اصولگرا تصدی آن را به عهده دارد از ابتدای سال جاری اقدام به بازداشت سه نفر از فعالان جامعه مدنی کرده است که دارای تابعيت دوگانه ايرانی – آمريکايی هستند.

هاله اسفندياری، پژوهشگر موسسه تحقيقاتی «ودرو ويلسون»، سال گذشته برای ديدار با مادر ۹۳ ساله خود به ايران رفت اما در دی ماه سال گذشته هنگامی که قصد خروج از ايران داشت توسط مردان مسلح متوقف و گذرنامه ايرانی و آمريکايی او به سرقت برده شد.

خانم اسفندياری به دليل نداشتن گذرنامه تا چند ماه نتوانست از ايران خارج شود و سرانجام در ۱۸ ارديبهشت ماه توسط ماموران امنيتی دستگير شد.

بازداشت خانم اسفندياری موجی از واکنش ها توسط سازمان عفو بين الملل، ديدبان حقوق بشر و برخی از مقام های آمريکايی ازجمله وزير امور خارجه اين کشور را در پی داشته است.

کيان تاجبخش، استاد جامعه شناسی شهری، نماينده موسسه «جامعه باز» و بنياد آمريکايی «سوروس» در ايران، مشاور بانک جهانی در تهران و مشاور برخی از وزارتخانه های جمهوری اسلامی در امور بهداشت، مقابله با ايدز و اعتياد و از کمک رسانان به زلزله زدگان بم از ديگر ايرانی – آمريکايی هايی است که متهم به «زمينه سازی انقلاب مخملی در ايران»، شده است.

وی نيز به فاصله کوتاهی از خانم اسفندياری توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد.

نفر سوم، علی شاکری است که در شهر لس آنجلس فعاليت های صلح طلبانه را دنبال می کند و از سوی دستگاه های اطلاعاتی– امنيتی جمهوری اسلامی متهم به «اقدام عليه امنيت ملی» شده است.

از ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی، رسانه های دولتی ايران بارها سخنان «ندامت گونه» افرادی را که از آن به «اعتراف» ياد می شود پخش کرده اند که هدف از آن نيز، نشان دادن وابستگی اين افراد به قدرت های بيگانه و توطئه چينی عليه جمهوری اسلامی عنوان شده است.

قوه قضاييه ايران گفته است که درصدد است برای اين افراد قرار مجرميت صادر کند و اين در حالی است که خانوده های افراد ياد شده و وکلای آنها هنوز نتوانسته اند با آنها ملاقات کنند.

سابقه اعترافات تلويزيونی

گرفتن اعترافات تلويزيونی توسط دستگاه های اطلاعاتی ايران و پخش آنها از راديو و تلويزيون دولتی سابقه ای به عمر نظام جمهوری اسلامی دارد.

از ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی، رسانه های دولتی ايران بارها سخنان «ندامت گونه» افرادی را که از آن به «اعتراف» ياد می شود پخش کرده اند که هدف از آن نيز، نشان دادن وابستگی اين افراد به قدرت های بيگانه و توطئه چينی عليه جمهوری اسلامی عنوان شده است.

در دوران اصلاحات هرچند که اين شيوه کمتر به کارگرفته شد ولی چهره و اظهارات برخی از فعالان دانشجويی بارها در تلويزيون ايران نشان داده شد که اقدامات قبلی خود را زير سوال می بردند.

سازمان های حقوق بشری بارها نسبت به اين شيوه برخورد و اعتراف گيری اعتراض کرده و انجام آن را ناشی از اعمال فشار به زندانيان دربند اعلام کرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 17:47 |
كد خبر: 21599 تاريخ: 09:27:03 - 1386/04/25    
فتواي قتل شريعتمداري صادر شد!/ خبر ويژه کیهان

 

فتواي قتل حسين شريعتمداري توسط علماي سلفي صادر شد.

بنا به گزارش هايي كه برخي پايگاه هاي اينترنتي ديروز منتشر ساختند، به دنبال انتشار مقاله اي از مديرمسئول روزنامه كيهان كه وي در آن با استناد به اسناد كاملا متقن استدلال كرده بود بحرين بخشي از خاك ايران بوده و طي زد و بندي ميان محمدرضا پهلوي و غربي ها به طور غيرقانوني از خاك ايران جدا شده، جمعي از علماي ديني شيخ نشين هاي خليج فارس حسين شريعتمداري را واجب القتل اعلام كردند و درباره كساني كه عقيده او را قبول داشته باشند نيز فتوا دادند كه اگر طي 3 روز توبه نكنند، مجازات آنها قتل خواهد بود. از جمله، «شيخ جاسم سعيدي» نماينده سلفي در مجلس نمايندگان بحرين در فتواي خود آورده است:

«هركسي به صحت اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد كه بحرين بخشي از خاك ايران است، در زمره «خوارج» قرار مي گيرد و كسي كه از ولايت امر خارج شود، طي سه روز بايد توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وي قتل است كه از سوي ولي امر تعيين مي شود.»

همچنين دكتر «شيخ ناجي العربي» گفته: «ولي امر، شرعا و قانونا حق دارد كسي را كه به اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد، مجازات كند.»

 

 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 13:38 |
زندگینامه مختصر شهید مینا (۱۳۶۵ – ۱۳۳۳) رهبر و بنیانگذار «جمعيت انقلابي زنان افغانستان»

Meena



مینا زن شهیدی که بر قله مبارزات آزادی خواهانه افغانستان می‌درخشد


مینا در ۱۳۳۳ در کابل بدنیا آمد، طی دروان مکتب او کابل و سایر شهر های بزرگ کشور دستخوش جنبش های توده‌ای و روشنفکری بوده به شدت سیاسی می‌گردید، متاثر از همین اوضاع به اولین آگاهی های سیاسیش در رابطه به مسایل وطن و مردمش دست یافت و این سر آغاز راهی بود که بعد ها با تحقیق و مطالعه مستمر و شرکت مستقیمش در مبارزه هرچه بیشتر عمق یافته و در تار و پودش ریشه دواند. مینا با درک ستم چند لایه که بر زنان افغانستان تحمیل شده، نیروی شگرف انقلابی را در وجود آنان می‌دید. او اعتقاد داشت که زنان وطن ما همچون شیران خفته‌ای اند که اگر بیدار شوند و به حرکت درآیند نقش عظیمی در هرگونه انقلاب سیاسی و اجتماعی کشور ما ایفا خواهند کرد. مینای شهید مبارزه اثربخش و انقلابی زنان را بدون داشتن تشکل مستقل آنان فاقد ارزش می‌دانست. او در سال ۱۹۷۷ به یاری یک تعداد زنان آگاه وطن «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» را بنیاد گذاشت.

مینای شهید از نخستین زنان انقلابی وطن بود که به ماهیت احزاب ضد ملی و مزدور خلق و پرچم پی‌برده و مبارزه علیه آنان را مهمترین بخش کار و مبارزه هر افغان وطنپرست می‌دانست، پس از کودتای روسی و بخصوص پس از اشغال کشور توسط نيروهاي اشغالگر روس، مبارزه بخاطر کسب استقلال برای مینا به امر مقدس بدل شد. او بخاطر این آرمان بزرگ از تحصیلش در فاکولته شرعیات دست کشیده و طی این دوران با سخت ترین تجارب زندگی مبارزاتیش روبرو شد. مینای شهید در کابل و برخی شهر های مهم دیگر تحت اشغال روسها بسیاری اوقات به تنهایی و با امکانات فوق‌العاده ناچیز با غلبه بر عقب ماندگی های خاص جامعه ما به بسیج و سازماندهی زنان مشغول بود و درین راه رنجهای فراوان را متحمل می‌شد. تظاهرات وسیع دختران مکاتب کابل که نوکران روس را به وحشت انداخته به سرکوب آنان پرداخت از نتایج تلاشهای پیگیر شهید مینا بود. او جهت نیل به اهداف پاک انقلابیش، خود را از زندگی گرم خانوادگی محروم ساخته بود. اما مینای شهید که اراده کرده بود، تمام هستیش را در راه استقلال افغانستان و زنان ستمکش نهد، هیچگاه دچار روحیه باختگی، یاس و تردید نشد و برعکس این حالات را مشخصه‌ی روشنفکران دودل و جبون دانسته و آنرا به شدت تحقیر می‌کرد.

برای دادن آگاهی به زنان مینا در سال ۱۹۸۰ اولین شماره «پیام زن» را بمثابه ارگان «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» بیرون نمود. او با نوشتن مقالات برای «پیام زن» و دهها شبنامه برای زنان میهن ما از حیاتی بودن آزادی، دموکراسی و عدالت برای رهایی واقعی زنان افغانستان سخن می‌گفت. او طی تجارب گرانبهای نبرد ضد روسی به درستی دریافته بود که بنیادگرایان خاین با آرایش به اصطلاح اسلامی و ضد روسی نه تنها سدی در مقابل جنبش زنان کشور، بلکه در برابر کل جنگ مقاومت ضد روسی ما قرار گرفته و آگاهانه آب به آسیاب دشمن روسی می‌ریزند.

مینا بی‌هراس از تهدیدها و ترورهای بنیادگرایان جاهل و انحصارطلب ندا سر داد که مبارزه علیه امپریالیستهای روسی جدا از مبارزه علیه بنیادگرایان نیست. اگرچه در آن اوضاع به مبارزه علیه تجاوزکاران تقدم قایل بود ولی گوشزد میکرد که هرگز نباید گذاشت بجای زنجیر های روسی، زنجیر های تعصب و جهالت بردست و پای ما سنگینی کند.

مینا در ۱۹۸۱ به عنوان نماینده مقاومت افغانستان بنابه دعوت حزب سوسیالیست فرانسه جهت شرکت در کنگره حزب مذکور عازم آن کشور شد و بعد با استفاده از فرصت از چندین کشور دیگر اروپایی دیدن کرده و با سران و رجال مهم و همچنان با نمایندگان جنبش های آزادیبخش ملاقات و گفتگو نمود. او طی این سفر های تاریخی با شایستگی پرافتخاری، صدای برحق مقاومت ملت ما و نقش عظیم زنان ما درین مقاومت حماسه آفرین را به گوش جهانیان رسانید.

استقبال بی‌نظیر از مینا در کنگره ولانس و تکان دادن دستش به علامت پیروزی، بوریس پوناماریوف سرکرده هیات روس را مجبور به ترک تالار کنگره ساخت و این حادثه انعکاس وسیع جهانی یافت.

مینا باآنکه در پاکستان مصروف کار برای داخل بود اما نمی‌توانست مصایب و الام مهاجرین زن را از یاد ببرد بنابرین با تکیه روی کوشش های خستگی ناپذیر اعضای «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» موفق شد تا یک شفاخانه، کورس نرسنگ، یک کارگاه و دو مکتب را تاسیس کند.

با وصف تمام سنگ اندازیها، تبلیغات و خرابکاری های بیشرمانه بنیادگرایان فاشیست، به یاری مینا، «راوا» بمثابه یگانه سازمان زنان آزادیخواه از روزنه غیر قابل انکاری در صحنه سیاسی کشور ما برخوردار شد.

مبارزات پر از دستاورد «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» و غلبه پی در پی آن بر توطئه های خاينانه دشمن، نمیتوانست امپریالیستهای روسی، نوکران آنها و بنیادگرایان فاشیست را به وحشت نیندازد. دشمنان وحشی و خون آشام مدتها پیش در وجود مینا دنیایی از پاکبازی و تسلیم ناپذیری انقلابی را مشاهده کرده بودند. بالاخره نقشه شوم فاشیست ها در چهارم فبروری ۱۹۸۷ در شهر کویته پاکستان عملی شد.

درین روز جاسوسان «خاد» به همدستی مستقیم باند جنایتکار گلبدین خون مینای بزرگ و دوتن از یارانش را به زمین جاری ساختند. شهادت مینا مصداق کلام همیشگی و حماسی خود او بود که می‌گفت حالا که وطن نازنین ما پامال تجاوزکاران روسیست بر ما زنان است که با پیکار بی‌امان تا سرحد نثار خون خود تجسم شکوهمندتر ملالی ها در شرایط کنونی باشیم.

مینا ۱۲ سال تمام از عمر کوتاه ولی رخشنده‌اش را وقف مبارزه برای وطن و مردمش ساخت. او ایمان کامل داشت که با وجود سایه سیاه جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بی‌انتهای میهنفروشان بر زنان ما زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سر انجام این نصف ملت ما بیدارتر گردیده و مصمم و استوار در راه کسب حقوق خود و راهی که از خون فرزندان غیور و شریف شان سرخ و فروزان است گام خواهند گذاشت. نام مینا بر رفیع ترین جایگاه در تاریخ جنبش آزادیخواهی ملت ما حک است. او مقامش را بین بزرگ زنان انقلابی تاریخ احراز کرده است.

مینا اگر چه جسمآ نابود شده ولی از خون پاکش راهی را برای اعضای «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» و کلیه زنان آزادیخواه افغانستان ترسیم کرده که هزاران تن آن را بی‌تزلزل دنبال کرده و امر بجا مانده‌ی او را به فرجام خواهند رسانید.

از نيروي نهفته در خون ميناي ارجمند است که امروز «راوا» به خار چشم دشمنان بنيادگرا و مزدبگيران شان مبدل شده و سازش ناپذير و مصمم بخاطر آزادي، دموکراسي و عدالت اجتماعي ميرزمد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 11:18 |

خودداری مقام های قضايی از اعلام اتهام منصور اسانلو

بهروز کارونی

با گذشت پنج روز از بازداشت منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، مقام های قضايی هنوز اتهام و دليل بازداشت اين فعال کارگری را اعلام نکرده اند.

آقای اسانلو روز سه شنبه، ۱۹ تير، در نزيديکی منزل خود توسط چهار مرد ناشناس بازداشت شد. گرچه مقام های قضايی جمهوری اسلامی در پاسخ به مراجعه همسر، برادر و همکاران اين فعال کارگری، از سرنوشت و وضعيت او ابراز بی اطلاعی می کردند، اما سرانجام، روز جمعه، ۲۲ تير، اعلام کردند که منصور اسانلو در زندان اوين است.

درهمين حال، بازداشت آقای اسانلو و ادامه آن، اعتراض های گسترده سازمان های بين المللی کارگری و همچنين سازمان های کارگری درخاورميانه، آسيا و اروپا و همچنين اتحاديه اروپا را به همراه داشته است.

ابراهيم مددی، نايب رييس هيات مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در گفت و گو با راديو فردا در مورد آخرين اطلاعاتی که از وضعيت آقای اسانلو وجود دارد، گفت:«همسر منصور اسانلو، روز شنبه، ۲۳ تير، با دادستان و رييس سازمان زندان ها، ملاقات داشتند و درباره بيماری چشم او و اورژانسی بودن جراحی چشم که قرار بود روز يکشنبه، ۲۴ تير، انجام شود، صحبت کرده اند.»

او افزود:«دراين ملاقات، آقای سالارکيا در مورد بيماری چشم آقای اسانلو، قول مساعد داده است.»

آقای مددی اشاره کرد که دادستان و رييس زندان ها از ذکر اتهام و يا دليل بازداشت رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه خودداری کرده اند. اما دادستان تهران گفته است که معاونت امنيت حکم جلب منصور اسانلو را صادر کرده است.

به گفته او، آقای سالارکيا در پاسخ به پرسش همسر منصور اسانلو که چرا در هفته گذشته، از وضعيت اين فعال ابراز بی اطلاعی کرده بود، گفته است که کسی از وی چيزی نپرسيده بود و باز هم در پاسخ به اين گفته که رييس دفتر او گفته بود که حکم جلب منصور اسانلو از سوی قوه قضاييه صادر نشده، گفته است که «من چنين چيزی نگفته ام.»

نايب رييس هيات مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه همچنين گفت که همسر و مادر آقای اسانلو تا ظهر روز يکشنبه، ۲۴ تير، موفق به ملاقات با او نشده اند.

او گفت که وکلای آقای اسانلو تاکنون موفق به ديدار موکل خود نشده اند و در عين حال، مقام های قضايی هيچ دليل خاصی را برای جلوگيری از ملاقات وکلای مدافع و خانواده آقای اسانلو با او ارائه نکرده اند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 10:50 |

«کاخ سفيد مصمم به ادامه راهبرد خود در عراق است»

استيون هدلی مشاور امنيت ملی آمريکا، در واکنش به طرح جان واررنر و ريچارد لوگر دو سناتور بانفوذ جمهوری خواه که خواستار راهبرد جديدی در عراق شده بودند گفت برنامه جرج بوش که مبنی بر بازنگری پيشرفت های عراق در ماه سپتامبر است، ادامه می يابد.

اين دو سناتور آمريکايی در متممی که بر يک لايحه دفاعی ارايه کرده اند، می خواهند تا نيمه ماه اکتبر (در حدود سه ماه ديگر) به جرج بوش فرصت دهند که برنامه ای را ارايه کند که بر اساس آن، سربازان آمريکايی از خشونت های قومی و فرقه ای عراق دور بمانند.

بر اساس اين متمم، سربازان آمريکايی به جای مقابله با خشونت های قومی، حفظ يکپارچگی عراق و مبارزه با تروريست های بين المللی را به عهده خواهند داشت.

سناتور وارنر و سناتور لوگر می گويند طرح آنها بدين معنی است که آقای بوش اکنون به گزينه های ديگری هم در مورد عراق فکر کند و ديپلماسی را در اين زمينه بيش از پيش تقويت کند.

آنها به توان ارتش که به گفته آنها نامحدود نيست و نيز اين نکته که تهديد تروريستی در جهان افزايش يافته است، اشاره کرده اند.

بر اساس طرح پیشنهادی دو سناتور جمهوری خواه، سربازان آمريکايی به جای مقابله با خشونت های قومی، حفظ يکپارچگی عراق و مبارزه با تروريست های بين المللی را به عهده خواهند داشت

 با اين حال اين دو سناتور بر اهميت حضور آمريکا در منطقه نيز که به گفته آنها «به علت منافع حياتی آمريکا از جمله نفت و رابطه با اسراييل» ضروری است، تاکيد کرده اند.

انتظار می رود که بحث های کنگره آمريکا در باره متمم پيشنهادی اين دو سناتور جمهوری خواه، ازروز دوشنبه آغاز شود.
 
گزارش وضعيت عراق

در گزارش کاخ سفيد از وضعيت عراق که روز پنج شنبه ۱۲ ژوئيه ارايه شد، آمده است که دولت عراق به طور کامل به اهداف تعيين شده در زمينه های سياسی و اقتصادی و نظامی دست نيافته است.

گزارش وضعيت عراق، به طور مشخص تاکيد می کند که از ۱۸ هدف تعيين شده، دولت عراق به ۸ هدف دست يافته اما در زمينه دستيابی به ۸ هدف ديگر، موفق نبوده و در زمينه ۲ هدف هم به طور کامل ناموفق بوده است.

از گزارش کاخ سفيد می توان استنباط کرد که دولت نوری المالکی در زمينه برخی هدف های عينی از جمله مقابله با خشونت های فرقه ای، موافقت بر سر تقسيم درآمدهای نفتی، برنامه ريزی برای  انتخابات استانی و تصويب قانون پاکسازی بعثی ها ناموفق بوده است.

گزارش ارزيابی تحولات عراق پيش بينی کرده که شبکه القاعده در عراق تا پيش از ماه سپتامبر، که گزارش کامل تحولات عراق منتشر خواهد شد، به حمله های خود در اين کشور خواهد افزود. اين گزارش همچنين نقطه نظرهای ژنرال ديويد پترائس، فرمانده نيروهای آمريکايی در عراق، و رايان کروکر، سفير آمريکا در عراق، را دربر دارد.

اين گزارش دولت سوريه را به پشتيبانی از شبکه بمبگذاران انتحاری در عراق متهم کرده و تاکيد می کند که ايران  به حمايت از گروه های تندرو در عراق ادامه می دهد.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 10:26 |
 آنچه مي خوانيد، متن پياده شده ميزگردي است با شرکت آسيه اميني، محبوبه عباسقلي زاده، مهرانگيز کار و حسن يوسفي اشکوري درباره سنگسار در ايران که هفته گذشته از راديو فرانسه پخش شد.

فرنگيس حبيبي : صدور حکم سنگسار دو نفر در شهرستان تاکستان قزوين و سپس توقف اجراي آن در هفته گذشته بار ديگر وجود چنين مجازاتي را در قوانين ايران به جلوي صحنه رسانه اي ايران و جهان کشاند. واژه سنگسار طنيني از وحشت و خشونت بياباني دارد. مجازاتي است که اجرايش به عهده جمع گمنام مردم کوي و برزن گذاشته مي شود تا با انگيزه اي نه چندان روشن دست به قتل همنوع خودشان بزنند. مجازاتي که معلوم نيست تا به حال چقدر از بروز جرم بيشتر جلو گيري کرده، مجازاتي که بيشتر زنان را نشانه مي گيرد.
 در ميز گرد تلفني زمينه ها و زمانه هاي امشب با خانمها محبوبه عباسقلي زاده و آسيه اميني هر دو روزنامه نگار و فعال کمپين قانون بي سنگسار در تهران و آقاي حسن يوسفي اشکوري پژوهشگر و اسلام شناس در تهران، مي خواهيم به ريشه هاي تاريخي و شرعي اين مجازات، موارد مشخص اجراي آن و پيامدها ي رواني و اجتماعي و عاطفي آن نگاهي بيندازيم .

آقاي حسن يوسفي اشکوري ضمن سلام و تشکر از شرکتتان در اين ميزگرد، لطفا بفرماييد اين مجازات از نظر شرعي و تاريخي چه جايگاهي دارد؟

يوسفي اشکوري : واقعيت اين است که مسئله رجم يا سنگسار از نظر شرعي و ديني محل بحث زيادي دارد، براي اينکه در قرآن مجازاتي به نام سنگسار و رجم نداريم و اين مسئله عمدتا از طريق روايات به فقه ما نفوذ پيدا کرده و با گذشت زمان هم گسترش پيدا کرد. مثلا قابل تامل و جالب است که  در منابع تاريخي و روايي ما آورده اند که وقتي در زمان خليفه اول ابوبکر قرآن جمع آوري مي شد، خليفه دوم که البته آن زمان هنوز خليفه نبود مدعي آيه اي از قرآن شد که در آن حکم رجم و سنگسار بود. درآن زمان مسلمانان و اصحاب پيامبر و گروه تنظيم کنندگان قرآن آن را نپذيرفتند و رد کردند و اين خودش نشان مي دهد که در صدر اسلام هم اين مسئله جدي نبوده و يا در وحي از قرآن نيامده بوده و از طرفي ديگر هم دلايلي وجود دارد بر اينکه اساسا اين حکم از نظر تاريخي هم هيچ ريشه اي در زمان پيامبر ندارد.

فرنگيس حبيبي  : آقاي اشکوري از نظر فرهنگي و جغرافيايي و اقليمي آيا در تمام کشورهاي مسلمان در طول تاريخ اين مجازات رواج داشته يا جايي کمتر بوده جايي بيشتر؟

يوسفي اشکوري: با توجه به اينکه از زمان خلافتهاي اموي و عباسي خشونتهاي مذهبي قوي شد، بخصوص در دوران امويها اين حکم هم يه خورده گسترش پيدا کرد. بعد در اوايل عصر عباسي که دوراني بوده که تمدن ايرا ني و فرهنگ ايراني در قلمرو خلافت حاکميت پيدا کرده بود تا حدودي فرو کش کرد تا حدي که من در بعضي از منابع ديدم در مناطقي که عقب ماندگي از نظر فرهنگي بيشتر بوده اين احکام با جزميت بيشتري اجرا مي شده و الان هم قرنهاست که کم و بيش به شدت قبل نيست بخصوص در ايران که در گذشته اين حکم چندان جدي گرفته نمي شده .

فرنگيس حبيبي : خانم آسيه اميني اگر ممکن است بفرمائيد از زماني که قانون مجازات اسلامي و به تبع آن سنگسار در ايران  قابل اجراشده، چه مواردي از سنگسار در ايران شناخته شده با چه بسامدي و در کجاها؟

آسيه اميني :  اگر به من اجازه بدهيد اشاره اي بکنم به گفته هايي که الان آقاي يوسفي اشکوري به آن اشاره کردند. در واقع در کمال ناباوري همه ما در 17 ارديبهشت سال 85 دو فرد را به شيوه اي بسيار فجيع در شهر مشهد ايران سنگسار کردند و بعد از اينکه ما اين خبر را اعلام کرديم رسانه هاي گروهي حاضر به جذب اين خبر به طور رسمي نبودند. در روزنامه اي هم که در مشهد اين خبر را منتشر کرد گفته شد که آنها اعدام شدند. اگر قراراست سنگسار به اين منظور صورت بگيرد که باعث عبرت ديگران بشود چنين مخفيانه و پنهان کارانه چه چيزهايي رو مي تواند برساند. اين طور نيست که سنگسار در ايران اجرا نشده باشد. در سالهاي گذشته ما محکوم به سنگسار زيادي در زندانهاي مختلف داشتيم که اينها بارها و بارها تا پاي اجراي حکم هم رفتند اما در پاسخ به سوال شما متاسفانه هيچ آمار مشخص و جدي در ايران وجود ندارد که ما بدانيم در چه زندانهايي محکومان به سنگسار حکمشان اجرا شده يا اجرا نشده. در واقع اگر مورد مشهد را هم ما به طور اتفاقي متوجه نمي شديم هرگز واقعيتش عيان نمي شد کما اينکه شنيده مي شودکه در سالهاي گذشته محکومين به سنگساري وجود داشتند که به جاي اينکه سنگسار بشوند، به خاطر اينکه سر و صداي اجراي چنين حکمي خيلي زياد بوده، اعدام شدند. بنابراين من فقط مي توانم بگويم نتيجه تحقيقاتي را که ما به دست آورديم مربوط مي شود به بعد از سال1381 خورشيدي که آقاي هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه دستور توقف اجراي حکم را به صورت بخش نامه اي صادر کردند. اين بخش نامه يک بخش نامه اجرايي لازم اجرا هست ولي درواقع قاضي مي تواند بگويد اگر بخشنامه اجرايي استقلال قاضي را که طبق قانون بايد اجرا بشود زير سوال ببرد، مي تواند از آن تخطي بکند. براي همين است که ما اينقدر تاکيد داريم اين مسئله بايد به صورت قانوني دربيايد نه به صورت بخش نامه اي در چند سال گذشته. طبق تحقيقاتي که ما انجام داديم حدود 11 زن و 2 مرد درزندانهاي ايران محکوم به سنگسار بودند که خوشبختانه با فعال شدن کمپين "قانون بي سنگسار" توانستيم چند تن از آنها را از جمله خانم پريسا اکبري و همسرش، حاجيه اسماعيلوند و يکي دو تن ديگر را از مرگ حتمي نجات بدهيم .

فرنگيس  حبيبي : بنابراين مي توانيم بگوييم زنها بيشتر هدف سنگسار هستند.

آسيه اميني : حتما اينطور است. فقط يک نکته ديگر اشاره کنم. در حال حاضر طبق آماري که ما داريم، هستند کساني که درزندان چنين احکامي رو هنوز دارند و هميشه خطر اجراي حکم در گوششان هست. ممکن است دور از افکار عمومي، دور از نگاه فعالان جنبش زنان، اين اتفاق برايشان بيفتد. فکر مي کنم اين فاجعه يک فاجعه بشري هست و فقط هم خاص ايران نيست.

فرنگيس  حبيبي: خانم محبوبه عباسقلي زاده امروز در ميان تصميم گيران و حکومت گران ايران چه نظراتي درباره به جا بودن اين قانون وجود دارد؟

محبوبه عباسقلي زاده: من پيشاپيش عرض بکنم که پديده سنگسار مفاهيم و کارکرد هاي چند جانبه دارد. براي ماها که فعال حقوق زنان و حقوق بشري هستيم، مسئله مبارزه با سنگسار  يک موضوع کاملا انساني هست. براي افرادي که به طور سنتي و بنياد گرايانه مذهبي هستند دفاع از سنگسار جنبه کاملا ايدئولوژيک دارد و براي افرادي که در حوزه سياست و حکومت گري و عرصه هاي اجرايي فعال هستند، جنبه سياسي دارد و گاهي اوقات هم با مصلحت گرايي با اين موضوع برخورد مي کنند. يعني از سال 81 که آيت الله شاهرودي آن بخش نامه را صادر کرد به نظر مي رسد بخش مصلحت گرا و بخش در حقيقت سياستمدار حکومت فعال شد در اين حوزه. اين بخش نامه اگر صادر شد، آنطور که من شنيدم براي اين بود که بر اساس نظر آيت الله خميني، به دليل اينکه جلوي وهن اسلام گرفته بشود اين بخش نامه صادر شد و اينکه اين سنگسارها تبديل بشود به حکم ديگري نه اينکه متوقف بشود، حتي بعضا به اعدام. اين ديدگاه همين طور اجرا داشت مي شد تا زماني که بخش اصول گراي قوه قضائيه يا حکومتي فعال شد، به طوري که ما مي بينيم پارسال در مشهد اين سنگسار در حالي انجام مي شود که در ملا عام نيست و افرادي اين سنگسار را انجام مي دهند که از خود سازمان زندانها و خود آن قاضي آنها را جمع آوري کرده بوده، در حالي که امسال در مورد سنگسار تاکستان مي بينيم که در ملا عام قرار بوده اجرا بشود. يعني آن بخشي از حاکميت که اعتقاد دارد اجراي سنگسار حکم خداست و با اجراي حکم سنگسار آن افرادي که گنهکارند شسته مي شوند يک قدم جلوتر مي آيند و مي خواهند سنگسار را در ملا عام اجرا کنند. مي بينيم در تاکستان اين اتفاق دااشت مي افتاد . اما بحث بر سر اين است که حتي  آن بخشي که مسئله سنگسار را با يک نگاه مصلحت گرا نگاه مي کند و معتقد است که الان در شرايط فعلي اجراي سنگسار موجب وهن اسلام است، اگر بنا بود اين حکم دور از انظار ديده بانان حقوق بشر و افکار عمومي و فعالان اجتماعي رخ بدهد، گويي آن را مجاز مي دانسته. بنابراين سوالي که براي من پيش آمده اين هست که  حتي چنين بخش نامه اي صادر شده آيا واقعا معني اش اين است که جلوي اجراي حکم سنگسار را بگيرد يا اين بود که اين حکم طوري اجرا بشود که کسي متوجه نشود. من فکر مي کنم که آمارهايي که الان به نظرمي آيدکه دارد سير تصاعدي به خودش مي گيرد، اين نگراني  را ايجاد مي کند  که آن ديدگاه بنيادگرايانه دارد غلبه پيدا مي کند  به آن ديدگاه مصلحت گرا در حاکميت.

فرنگيس حبيبي : درباره اين که با مجازات سنگسار چه مي شود کرد، چه از ديدگاه مصلحت گرايي يا از ديدگاه هاي ديگر، از خانم مهرانگيز کار، يکي از پژوهشگران و حقوقداناني که در اين باره نظر دارند و فعال بودند و متاسفانه نتوانستند در اين ميز گرد شرکت کنند، خواستيم که تجربه خودشان را خيلي کوتاه از يکي از اين موارد سنگسار و مجازات اسلامي بفرمايندکه دعوت مي کنم از  همه دوستان که آن را بشنوند و بعد بحث را ادامه مي دهيم.

مهرانگيز کار: ما در اوايل انقلاب که مواجه شديم با تصويب قانون مجازات اسلامي و مواجه شديم با مجازاتهايي از قبيل سنگسار يا مثلا قطع اعضاي بدن يا از اين قبيل، وقتي مي گويم ما، منظورم وکلاي دادگستري هستند که خيلي مستقيم با اين مسائل برخورد کردند و شگفت زده شدند اما بتدريج داراي اعتماد به نفس شديم. چون واقعيت اين بود که اوايل مي ترسيديم سوال بکنيم اما به علت رفت و آمد هاي خيلي زياد کم کم ترس ما ريخت و من يک بار که با يک شخص روحاني صحبت کردم  در آن موقع ايشان در مقام رئيس يکي از شعب دادگاهي کيفري يک قرار داشتند. گفتند با وجود اينکه شما را نصحيت مي کنم که اساسا وارد اين حوزه ها نشويد براي اينکه خطرناک هست، اما به شما مي گويم که حتي حکم سنگسار را هم مي شود تعطيل کرد. آن موقع معني تعطيل را نمي دانستم و بالاخره به اين نتيجه رسيدم که شرعا در مواردي که اجراي مجازات به هر دليل حال به دلايل اقليمي يا به دلايل جهاني که ما  امروز درش قرار داريم يا به دلايل تحولات اجتماعي منجر مي شود به اينکه اسلام در مظان سوال و اتهام قرار بگيره و حکم رو مي شود تعطيل کرد. اما البته اين تعطيل تعطيل موقتي است به اين معنا که يک مقام بالا ي ديني اين تعطيل رو اعلام مي کند بر پايه مصالح روز. اما هر لحظه ممکن است که اين تعطيل تغيير شکل بده و آن حکم به طور قوي دوباره لازم اجرا بشود. اين است که راه حل از نظر شرعي اين است که به تعطيل حکم راي داده بشود در چهارچوب قوانين امروزي ايران و راه حل آرماني اين است که حساب دين از قانون گذاري جدا بشود.

فرنگيس حبيبي: صدا و نظر خانم مهرانگيرکار را شنيديم که به طور جداگانه گرفته شده بود. آقاي حسن يوسفي لطفا ممکن است کمي در مورد امکان و شرايط اين تعطيل حکم سنگسار توضيح بدهيد؟

 يوسفي اشکوري: من اول در ارتباط با مطلبي که خانم اميني با اشاره به سخن من گفتند، نکته اي رو بگويم. من گفتم در ايران هيچوقت جدي گرفته نمي شده، منظور من ايران قبل از انقلاب بوده نه در شرايط بعد از انقلاب. بنده هم مي دانم که موارد زيادي سنگسار اتفاق افتاده و مواردي هم بوده که اجرا نشده. بنابراين بنده رفع عيوب اين کار را نداشتم اما بحث اين است که آيا اين نوع احکام بريدن دست دزد يا امثال اينها يا قوانيني که مربوط به زنان هست خانواده هست و بسياري از مسائل ديگر که امروز در مواد اعلاميه حقوق بشر درآمده و براي ما پرسش برانگيز شده، آيا اين احکام احکام جاودانه اسلام هستند که اصلا بايد براي هميشه اجرا بشوند يا نه. خوب دو تا ديدگاه وجود دارد. يک ديدگاه مي گويد اينها بايد تا روز قيامت  به هر شکلي و به هر قيمتي اجرا بشود. يک نظر هست که مي گويد اينها قابل تغيير ، قابل تحول و قابل تبدل هستند. بنده مدافع نظردوم هستم و حدود10 ، 15 سال هست که بنده مدافع اين نظر هستم بنابراين اگر فرض هم بگذاريم برا ين که اينها احکام اسلامي هستند باز هم جزء احکام جاودانه اسلام نيست. با توجه به شرايط زمان و مکان، پيامدها و نتايجش، بايد در مورد اينها تجديد نظر کرد. اينکه بگوييم وهن اسلام است، يا اين يکي را متوقف کنيم يا به تعويق بيندازيم يا سنگسار را تبديل به اعدام کنيم، هيچ وقت اين مشکل حل نخواهد شد. بالاخره اين آقايون بعد از 30 سال بايد تکليف سنگسار و امثال آن را به طور حقوقي و روشن حل کنند. اگر به واقع فکر مي کنند اين عادلانه هست و بايد اجرا شود پس چرا آقايان اينها را منکر مي شوند، گاهي کتمان مي کنند ، گاهي تاخير مي اندازند و حتي عين جمله آقاي کريمي راد وزير سابق دادگستري و سخنگوي قوه قضائيه اين است که  ايشان در آنجا مي گويند "درجمهوري اسلامي ايران هيچگاه حکم سنگسار صادر و اجرا نشده است، حکم سنگسار به هيچ عنوان قابل اجرا نيست" اين کار ناشي از چيست؟ ناشي از اين است که اين آقايان در پس ذهنشان قبول دارند که اين احکام امروز اجرا شدني نيست و اگر اجرا بشود حداقل اين است که نقض غرض است. خوب اگر واقعا اينطور است و در طول اين 30 سال هم اجرا نشده است پس بنابراين بعد از اين چه اجباري داريد اجرا شود. ما يک جمله اي از پيامبر داريم که مي فرمايد پايه و بنياد همه احکام حقوقي در سطح جهان و تاريخ بشر چه ديني و چه غير ديني عدالت است. امروز آقايان بايد به اين سوال پاسخ بدهند که مردمان يک محلي جمع شوند مرد يا زني را با دست خودشان سنگ بزنند و با اين  شکنجه بسيار غير انساني آنها را سنگسار و نابود کنند، آيا اين فايده اي دارد يا ندارد، جلوي زنا را مي گيرد يا نمي گيرد. مفاسد را به دهها شکل مختلف ديگر مي شود جلويش را گرفت، هيچ کس مدافع کار خلاف ، رابطه نا مشروع يا زناي محصنه يا غير محصنه نيست، بحث نحوه مقابله با اين نوع بيماريها و آسيبهاي اجتماعي است.

فرنگيس حبيبي: خانم اميني، شما شعري درباره سنگسار گفتيد که من يک بخش کوچکي از ان را مي خوانم. نوشتيد که:
 باران سنگ که آغازشود
 پيش از آن که از من کوه سنگي بسازد
 از دل تو صخره اي ساخته است
 در واقع قرباني سنگسار مجرم نيست، بلکه مجري حکم هم که مردم عادي هستند قرباني هستند چون تبديل مي شوند به يک قاتل. سوال من اين است که شما پيامدهاي عاطفي و رواني و اجتماعي سنگسار را چطور ارزيابي مي کنيد؟

آسيه اميني: من تا کنون صحبتهاي دو سنگ انداز را در مراسم جداگانه سنگسار شنيدم. مورد اول گزارشي هست که يکي از نمايندگان مجلس در صحن علني مجلس ششم  قبل از صدور توقف اجراي حکم در سال 81 توسط آقاي شاهرودي ايراد کرده است. زن پريشاني به يکي از نمايندگان مجلس مراجعه کرده بود و توضيح داده بود که من را در خيابان به جرم بد حجابي گرفتند به زندان بردند و در آنجا زنهاي زيادي وجود داشتند. صبح روز بعد ما را به اجبار به محوطه بازتري بردند و زني را در حياط زندان سنگسار کردند و اين زنها همه شاهد آن بودند. اين زن مي گفت از آن روز روان من به هم ريخته و من نمي توانم زندگي عادي داشته باشم. نمي توانم با خانواده ام ارتباط برقرار کنم. اصلا نمي توانم انسانها را تحمل کنم و دائم شبانه روز قرص مي خورم. مورد دوم اين بود که خودش تعريف مي کرد که من وقتي شاهد چنين واقعه اي بودم از  هر چه دين بود رويگردان شدم. من هرگز حرف اين آدم را که اتفاقا يک آدم مذهبي بود را فراموش نمي کنم و وقتي براي من تعريف مي کرد که شاهد چه صحنه اي بوده و چطور ان آدمها ضجه مي کشيدند و التماس مي کردند و به مرور صداشون خفه شد و عبارتي که او به کار برده بود - وقتي از سر اين زن حرف مي زد-  مثل توپي بود که يک باره مچاله شد.

 ببينيد ما وقتي که سراغ کيس ها مي رويم، گاهي اوقات در مظان اين اتهام قرار مي گيريم که شما داريد از عده اي از زنان و مردان به طور خاص زنان خيانتکار و قاتل حمايت مي کنيد. در صورتي که اينطور نيست ما از رخت بر بستن خشونت در جامعه حمايت مي کنيم. اگر ما مي خواهيم انسان را پاس بداريم بايد جامعه را متقاعد کنيم چنين قانون غير انساني نمي تواند هرگز در جامعه فساد را ريشه کن کند، هرگز نمي تواند در جامعه عدالت را برقرار کند و هر چيز ديگري را.

فرنگيس حبيبي : خانم عباسقلي زاده همانطور که من در ابتدا گفتم، شما يکي از فعالان کمپين قانون بي سنگسار هستيد. لطفا بفرماييد چه فعاليتهاي در اين باره شده در ايران و در خارج و شما چه انتظاراتي داريد؟

محبوبه عباسقلي زاده : کمپين بين المللي قانون بي سنگسار که با کمک گروهي از فعالان جنبش زنان در ايران و در خارج از کشور ساماندهي مي شود و يک گروه قابل توجهي  از زنان مبارز شناخته شده در سطح دنيا هيات مشاورين آن را  تشکيل مي دهند، از يک سال و خورده اي پيش شروع به فعاليت کرد و اولين کارزاري که داشت در مورد توقف سنگسار  اشرف کلهر بود که با حمايت جهاني موفق شد جلوي اين حکم را به طور موقت بگيرد. هر چند که هنوز اين نگراني عميق وجود دارد که اين حکم به صورت اعدام يا هر صورتي اجرا بشود. به دنبال آن گروهي از وکلاء به صورت داوطلب گرد هم آمدند و شروع کردند به شناسايي محکوميني که به صورت ناشناس در زندانهاي دور دست کشور بودند و تحقيق وسيعي را به کمک فعالان جنبش زنان انجام دادند و بر اساس اين تحقيقات 9 نفر زن و 2 نفر مرد شناسايي شد و همين طور به تعداد اينها دارد اضافه مي شود. بعضي از اين محکومين را به سرعت وکلاي داوطلب، وکالتشان را به عهده گرفتند به طوري که تا به حال 2 ، 3 نفر را توانستند تبرئه کنند. در عين حال جلوي اين حکم اخير در تاکستان را با تلاشهاي فراوان که با کمک همه مردم دنيا بود، توانستند بگيرند.

 بحث اصلي اين است که دسترسي ما به منابع و اطلاعات موثق خيلي محدود هست. اگر در شهرستانهاي دور هم خبر دار مي شويم که مثلا يک نفر با حکم سنگسار در زندان هست، به علت خبرهايي هست که خود مردم دارند يا خانواده هايشان که به اطلاع ما مي رسانند و واژه سنگسار تا چند وقت پيش جزو خط قرمز هاي رسانه ها بوده. من يک نکته اي را که مي خواستم عرض بکنم خدمتتان بخصوص در مورد نکته اي که اقاي يوسفي در مورد زناي محصنه و غير محصنه گفتند. فلسفه اصلي کمپين قانون بي سنگسار نوعي  تاکيد است از مجازاتي زنانه که به دليل نقص و عدم تامين حقوق زنان اتفاق مي افتد. بخصوص  براي زناني که به خاطر سيکل معيوب و مريض قوانين،  وارد روابط خارج از ازدواج مي شوند و بعدمحکوم به سنگسار مي شوند. اگر اين زن مي توانست طلاق بگيرد يا حق طلاق داشت، اگر که مي توانست خودش انتخاب همسربکند نه پدرش، اگر در سني ازدواج کرده بود  که بلوغ کامل داشت و پدرش او را به زور شوهر نداده بود، اگر شوهر معتاد نداشت که هرروز او را کتک بزند و به زور از او بخواهد که در مقابل پول مواد خود فروشي کند، و خلاصه  اگر طبقه اجتماعي اين افراد و وضع آموزش اينها را در نظر بگيريم، متوجه مي شويم که رابطه خارج از ازدواج پيش نمي آمد که بعد موجب حوادث بعدي شود.
يکي از قربانيان محکوم به سنگسار  به اسم پريسا، چند سالي توي زندان بود و آخر سر به وسيله يکي از اعضاي  شبکه وکلاي داوطلب، توانست تبرئه بشود. پريسا مي گفت  آن چند سالي که توي زندان بود همه اش با شبه سنگسار شکنجه مي شد و علتش اين بود که زندانبانان مرتب فضاي سنگسار را برايش ترسيم مي کردند و مي گفتند توي کفن پيچيده مي شوي  تا سر تو چاله مي روي، بعد مردم اينقدر به تو سنگ مي زنند تا بميري. حتي الان هم که پريسا تبرئه شده باز اين کابوسها دست از سر اين فرد بر نمي دارد.

کل حرف من سر اين است که کمپين قانون بي سنگسار بحث سنگسار را يک مجازات زنانه مي داند، دوم اينکه تمام اينها را  وقتي علت يابي مي کنيم مي بينيم آسيب اصلي قضيه سر قوانين مريضي هست که ما داريم و سوم اين هست که ما در  واقع يک مددکار ي علمي و حتي اخلاقي و حتي  مذهبي در زندانها نداريم براي اينکه اينها را بازسازي کنيم.

 انتظاري که ما داريم اين هست که مردم همين طوري به ياري خودشون ادامه بدهند و اگر خبري دارند ما را در جريان بگذارند و مجامع حقوق بشري همچنان ما را ياري کنند. به هر حال هدف اصلي ما اين است که سنگسار به عنوان يک موضوع غير قانوني در کشور ما شناخته بشود.

فرنگيس حبيبي : تشکر مي کنم که وقتتان را به ما داديد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 9:55 |

بايد مجلس ختم استبداد را بگيرند

نوشته شده : دوشنبه ۲۵م تیر ۱۳۸۶ @ ۷:۰۲ ق.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

سعيد حجاريان در مراسمي که از سوي شاخه جوانان حزب مشاركت و سازمان ادوار تحكيم وحدت در اعتراض به دستگيري دانشجويان در روز ۱۸ تير برگزار شد، تاکيد کرد “ظاهراً قرار است معامله‌اي صورت بگيرد كه در آن همه چيز معلوم است و بيعانه اين معامله دانشجويان هستند. ” او افزود: “ترس من اين است كه معاملات بزرگتري در راه باشد و حكومت بخواهد بيعانه بيشتري پرداخت كند؛ بنابراين، بايد از دانشجويان دفاع كرد”.

در اين نشست اعتراضي که تحت عنوان “دانشگاه و چشم اندازآينده” برگزار شد بسياري از دانشجويان و شخصيت هاي سياسي و دانشجويي حضور داشتند. در واقع طي دو سال گذشته اين براي اولين بار بود كه مراسمي با اين تعداد شركت كننده در مشاركت برگزار مي شد؛ و آنهم به اين علت بود كه اعضاي كمپين زنان و جنبش دانشجويي تحريم ارتباط با حزب مشاركت را جهت تلاش براي آزادي دوستانشان كنار گذاشته بودند.

در اين مراسم که حدود ۸۰۰ نفر در آن شرکت داشتند اظهارات علي شكوري راد اعتراضات بي شمار دانشجويان شركت كننده در مراسم را برانگيخت.

علي شكوري ‌راد عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت كه اظهارات چند ماه اخير او در مورد دانشجويان و جنبش دانشجويي اعتراضات و نقدهاي زيادي را به دنبال داشته و او دانشجويان را به قشري نگري، سطحي بودن و فساد متهم كرده، در اين مراسم طي سخناني گفت: “يکي از پيام‌هاي دوم خرداد اين بود که در حاشيه جامعه کساني هستند که حق حيات سياسي دارند و به قدرتمندان گوشزد کردند که به حقوق آنها احترام بگذارند”.

وي در ادامه افزود: “کساني که هر نه روز براي دولت خاتمي بحران ايجاد مي‌کردند، حالا بر مسند قدرت هستند. ۱۸ تير روز سياهي در تاريخ ايران است، که آن را همين حاكمان كنوني خلق کردند تا نظام ايران شرمنده تاريخ باشد و امسال در سالگرد ۱۸ تير شاهد اينگونه برخوردها هستيم”.

اين عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت سپس گفت: “متاسفم که امنيت ملي ما با تحصن عده‌اي در جلوي دانشگاه خدشه‌دار مي‌شود. من به نوبه خود خواستار آزادي اين دانشجويان و همه دانشجويان و حق‌طلبان دربند هستم و در ضمن حق انتقاد را هم براي خود قائلم. شايد حضور من در اينجا غيرمنتظره باشد. اما من خواستار آزادي کساني هستم که خود منتقد آنها هستم”.

اين اظهارات اما انتقاد بسياري از اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم وحدت را برانگيخت. معترضين كه حدود يكصد نفر مي شدند خواستار توضيح حزب مشاركت در مورد حضور علي شكوري راد در اين مراسم شدند.

يكي از اين معترضين گفت: “با توجه به انتقادهاي نابجايي كه تاكنون آقاي شكوري راد از دانشجويان داشته اند حضور ايشان در مراسم امروز به نظر ما دهن كجي به جنبش دانشجويي است”.

سپس بهنام سپهروند، عضو دفتر تحكيم وحدت به نمايندگي از اين تشكل دانشجويي به سخنراني پرداخت.

وي طي سخناني به ارائه گزارشي در مورد وضعيت تحكيم پرداخت و گفت: “در غياب شوراي مركزي، شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت تشكيل جلسه داده و اعضاي شوراي مركزي شوراي تهران را انتخاب كرد كه در زمان غيبت اعضاي شوراي مركزي كه اكنون در بازداشت هستند به اداره امور خواهند پرداخت”.

وي اعضاي اين شورا را پنج نفر به نام هاي آرمان صداقتي از دانشگاه اميركبير، نرگس رحيمي از دانشگاه الزهرا، ميلاد اسدي از دانشگاه خواجه نصير، شجتعي از دانشگاه علامه و بهنام سپهروند از دانشگاه تهران اعلام كرد.

وي همچنين اعلام كرد اين شوراي براي آزادي دستگيرشدگان و ارتباط با مجموعه هاي تحكيم برنامه ريزي مي کند.

“سعيد حجاريان” عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ديگر سخنران اين مراسم با طرح اين پرسش كه “قصه بازداشت دانشجويان چرا اتفاق افتاد؟” اظهار داشت: “ظاهراً قرار است معامله‌اي صورت بگيرد كه در آن همه چيز معلوم است و بيعانه اين معامله، دانشجويان هستند و به عبارتي دانشجويان وجه المصالحه قرار گرفته اند. ترس من اين است كه معاملات بزرگتري در راه باشد و حكومت بخواهد بيعانه بيشتري پرداخت كند و بنابراين، بايد از دانشجويان دفاع كرد”.

حجاريان افزود: “معامله آنها يعني حل مسائل بين آژانس اتمي و چگونگي حل مسائل باقيمانده؛ و در اين قصه به نظر مي رسد دانشجويان بازداشته شده بيعانه آنها براي حل مسائلشان است. براي هر معامله هم وجه‌المصالحه‌اي داده مي‌شود که وجه‌المصالحه آنها دانشجويان بازداشت شده است”.

در ادامه اين نشست “علي‌اكبر موسوي خوئيني” دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت كه آخرين سخنراني‌اش را قبل از دستگيري در همين سالن انجام داده و اولين سخنراني‌اش پس از آزادي نيز در همين مکان بود، صحبت كرد.

او با ارائه گزارشي از آخرين وضعيت بازداشت‌شدگان گفت: “پيرو آزادي آقاي قلندري(عضو سازمان ادوار)، مطلع شديم تمامي دوستاني که در ساختمان ادوارتحكيم دستگير شده‌اند، حکم بازداشت دريافت کرده‌اند و مشخص است سناريويي در حال اجراست که مي‌خواهد تابستان دانشجويان را مشمول بازي خود قرار دهد”.

وي در تحليل دلايل اين برخوردها گفت: “شاهديم که دولت نهم در ايجاد رضايتمندي مردم ناکام مانده و در عرصه جهاني نيز با چالش روبه‌روست و به همين خاطر، حکومت حتي ابايي از بخشيدن قسمتي از خاک ايران براي رفع مشکلات جهاني‌اش ندارد”.

مهندس موسوي با بيان اينكه “حکومت دارد تعادل رواني اش را از دست مي‌دهد و رفتارش با رفتار حکومتي مقتدر متناقض است”، گفت: “ما بايد هوشيار باشيم و در دام اين طرح حکومت نيافتيم. چرا كه به نظر من دستگيري غيرقانوني دانشجويان، يورش بي‌سابقه به تشکلي قانوني و ضرب و شتم اعضاي آن و پلمپ ساختمان آن سه بحث كاملا غير قانوني است”.

دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت با اشاره به بي‌سابقه بودن چنين برخوردي با يك تشكل قانوني از ساير احزاب وتشکلها درخواست كرد که در برابر اين حرکات ساکت ننشينند زيرا اين برخوردها به زودي به تشکلهاي ديگر نيز تسري خواهد يافت.

موسوي خوئيني در ادامه افزود: “از سازمانها، شخصيتها و حتي مراجع تقليد مي‌خواهيم در برابر اين موضوع موضع‌گيري نمايند. همچنين از تمامي دانشجويان و دانش‌آموختگان خواهش دارم که مطالبات خود را از طريق قانوني و مدني پيگيري کنند و اجازه ندهند مشتي افراد ديکتاتورمآب و وطن‌فروش مطالبات آنها را سرکوب کنند و براي اين موجودات بحران‌زي، زمينه بحراني نسازند. روزي مطرح مي‌شد که زندان بايد دانشگاه باشد اما امروز در زندانها شاهد حضور خيل دانشجويان هستيم که اجازه علم‌آموزي به دانشجويان نمي‌دهند. انگار امروز قرار است اوين از دانشجويان پر شود. به قدري تراکم زنداني در اوين در بند ۲۴ هستند که افراد را در اتاقهاي کوچک زنداني مي‌کنند”.

وي در ادامه گفت: “نکات کليدي درباره حقوق شهروندي اين دوستان دربند بايد رعايت شود، طبق قانون که اجراي آن براي سپاه و اطلاعات الزامي است، حق ندارند احدي را در انفرادي نگه دارند و حق ندارند احدي را به زور وادار به اعتراف کنند يا به آنها چشم بند بزنند”.

مصطفي تاج زاده نيز در اين مراسم با اشاره به توقيف روزنامه “هم ميهن”، فيلترينگ خبرگزاري ايلنا و برخوردهاي سنگين با دانشجويان، دفتر تحكيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت گفت: “در جوامعي که نهادهاي مدني در آنها ضعيف هستند، وقتي حکومت يکدست مي‌شود، در عرصه سياسي شاهد انسداد سياسي و در عرصه فرهنگي و ديني شاهد تحجر و عقبگرد و در سياست خارجي ماجراجويي و تسليم و در اقتصاد با مشکلات فراوان روبرو مي‌شويم”.

تاج زاده ادامه داد: “وقتي آقاي مصباح هم از فساد در دانشگاهها مي گويد و سپس سريعا به سراغ معتبرترين و سالم‌ترين دانشجويان مي روند و آنها را بازداشت مي‌كنند، نشان از اين است كه مشكل آقايان با فعال بودن نيروهاي منتقد در هر عرصه‌اي است”.

وي در ادامه چنين نتيجه گرفت: “اقتدارگرايان ابتدا حاکميت را يکدست کردند و تصميم دارند پس از يكصدا كردن جامعه، در نهايت جامعه را يکدست و حتي يك‌شكل کنند. چنانكه شاهد بوديم طرح لباس يك شكل كارمندان دولت و برخورد با زنان و دختران را به اجرا درآوردند”.

تاج‌زاده در ادامه گزينه “انفعال” در شرايط كنوني را رد كرد و به طرفداران دمکراسي و حقوق بشر پيشنهاد کرد با کنار گذاشتن اختلاف سليقه‌ها همه با هم به نفع حفظ حقوق شهروندي خود و در برابر پيشروي اقتدارگرايان متحد شوند.

وي در پايان گفت: “اعلام مي‌کنم هيچگونه اعترافي در شرايط زندان صحت ندارد. امروز اعلام مي‌کنيم يک کلمه از آن سخناني که در شرايط خاص از فرد و بر ضد عقايد او گرفته مي‌شود، جنبه‌اي از واقعيت را همراه خود نخواهد داشت”.

در ادامه اين نشست “بابك احمدي” گفت: “همه نيروهاي سياسي مدافع حقوق بشر و دموكراسي در ايران بايد اختلافات گذشته را كنار بگذارند تا خودمان و فرزندانمان در كشوري آزادتر زندگي كنيم”.

بابك احمدي در ادامه از “عبدالله مؤمني” سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت و “بهاره هدايت” رييس كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت و ساير دانشجويان بازداشتي و نيز كساني كه در جريان كمپين يك ميليون امضا عليه تبعيض حقوق زنان فعال بوده اند به ‌نيكي ياد كرد و گفت: “ما از آدم‌هاي راديكالي كه به حقوق‌بشر و دموكراسي اعتقادي ندارند خسته شده‌ايم. به ‌همين خاطر، بايد كاري كنيم كه آنها مجلس ختم استبداد را بگيرند و عقلانيت به عرصه سياسي ايران بازگردد”.

اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: “اكنون با نيروهايي در حاكميت مواجهيم كه از عقلانيت بي‌بهره‌اند. اگر وزير فرهنگ كشوري كه خود سابقه فعاليت روزنامه‌نگاري دارد از «كودتاي خزنده» مطبوعات عليه دولت خبر مي‌دهد، اين نشانه فقدان عقلانيت است. وقتي نايب رييس مجلس يك كشور براي پديده‌اي چون دوم خرداد كه طي آن ۲۰ ميليون شهروند يك كشور به نامزدي راي داده‌اند، عنوان انحراف از انقلاب را به‌كار مي‌برد، يعني از عقلانيت به‌دور است”.

وي در پايان افزود: “اينك با حريفي مواجهيم كه فرمان را كنده و تمام موازين حقوق‌بشر و دموكراسي را كنار گذاشته است و ما راهي نداريم جز آنكه اختلافات گذشته را كنار بگذاريم و در برابر اين جريان غيرعقلاني متحد شويم”.

“هدي صابر” فعال ملي- مذهبي هم طي سخناني گفت: “اراده بخشي از حاكميت اين است كه دانشگاه غير سياسي و غير زنده باشد. اما اين موجود ۷۳ ساله دوباره به دوران جنيني خود بر نمي‌گردد. اكنون اراده حكومت يا سركوب دانشگاه است و يا به دنبال فراري دادن چهره‌هاي مؤثر آن به خارج از كشور هستند”.

اين فعال ملي- مذهبي در پايان يادآوري كرد: “خدا صبور است. ايران ما نيز، سرزمين جوانمردان است. مردانه مي ايستد و تاب ديدن فرزندان خود در زندان را ندارد. دست از سر دانشگاه برداريد”.

در ادامه “عباس عبدي” فعال سياسي گفت: “حکومت ايران در شرايط كنوني، هل‌ من ‌مبارز مي‌طلبد و آمريکا را که سهل است، کل شرق و غرب را به مبارزه مي‌طلبد؛ اما وقتي ۶ دانشجو را که جلوي دانشگاه نشسته‌اند به نام امنيت ملي مي‌گيرند، نشانه ضعف واقعي آنهاست. هيچ حکومتي در دنيا در برابر چنين اعتراض كوچكي با چنين رفتاري مقابله نمي‌کند. هر کسي تا به زندان نرفته باشد، نمي‌داند زندان و بخصوص انفرادي چيست. اما اينکه دانشجو را به انفرادي ببرند، يعني سيستم سياسي اعتماد به نفسش را از دست داده است”.

عبدي افزود: “چندباري به ادوار تحکيم رفتم. جايي کوچک که يک حکومت قدرتمند مي‌تواند آن را به هيچ بگيرد؛ ولي وقتي با اسلحه آنجا را مي‌بندند نشان از دم خروسي حكومتي دارد که به ضعف گراييده است. كما اينكه وقتي يك فعال كارگري چون «منصور اسانلو» را که خودش با يک تلفن مي‌رود چنين مي‌گيرند، نشان از ضعف حکومت دارد. يک وقتي ممکن است بخشي از نظام اينگونه فکر کند، اما چرا در چنين شرايط خاصي که دانشگاهها تعطيل است چنين کرده‌اند، به نظرم آنها فکر مي‌کنند فضاي عمومي جهان براي سرکوب مهياست”.

غلامعباس توسلي استاد دانشگاه و عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران هم گفت: “هر دسته و گروهي كه امكاناتي داشته باشد و آن را براي مقابله با تهديدها و فشارها به كار نگيرد گناه و تقصير بزرگي را مرتكب شده است”.

وي افزود: “زماني كه قانون اساسي از طرف دولت و حاكمان و كساني كه خود را حامي آن مي‌دانند رعايت نمي‌شود، چطور مي‌توان انتظار داشت كه جوانان و دانشجويان و ديگر اقشار جامعه قانون را رعايت كنند؟ اگر دولت شعارهاي دهان‌ پركني مثل «اتحاد ملي» را مطرح مي‌كند به فرض صحت، بايد در عمل تجلي پيدا كند. نه آنكه ده نفر دانشجو نتوانند دور هم جمع شوند و اعتراض خود را مطرح سازند”.

عضو شوراي مركزي نهضت آزادي در ادامه گفت: “از طرف خودم به عنوان استاد دانشگاه و هم از طرف نهضت آزادي برخورد با دانشجويان و دستگيري آنها را اقدامي نادرست تلقي مي‌كنم و اميدوارم با همت مردم و با استفاده از امكانات خود در انتخابات آينده حضوري فعال داشته باشيم و از حقوق حقه خود دفاع كنيم. در غير اينصورت، همين مقدار آزادي كه با انقلابي به آن عظمت به دست آمده است، از دست مي‌رود”.

هومن عزيزي

منبع روزآنلاین

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 9:33 |

بیانیه ۳۲۰۰ دانشجویی پلی تکنیک: دانشجویان دربند را آزاد کنید

نوشته شده : دوشنبه ۲۵م تیر ۱۳۸۶ @ ۷:۵۵ ق.ظ، در رسته های : خبر، دانشگاه، حقوق بشر
توسط :
خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS

در پی گذشت بیش از دو ماه از بازداشت ۸ تن از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و خبرهایی مبنی بر شکنجه شدن و شرایط سختی که این دانشجویان در داخل زندان دارند طوماری اعتراضی برای امضا بین دانشجویان دانشگاه تهیه که در این طومار دانشجویان خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان بازداشتی می باشند.

گفتنی است مقدمات نوشتن و جمع آوری امضا برای این طومار اعتراضی پیش از امتحانات پایان ترم شروع و در زمان امتحانات پاین ترم نیز ادامه داشت و در نهایت ۳۲۰۰ دانشجوی پلی تکنیک این طومار اعتراضی را امضا کردند.

متن این نامه اعتراضی در زیر می آید:

بيش از دو ماه از بازداشت طولاني مدت و غيرقانوني ۸ نفر از دانشجويان دانشگاه اعم از فعالين نشريات و اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان که با انتساب نشريات جعل شده به آنان مورد اتهام قرار گرفتند، مي گذرد.

در ابتدا به نظر مي رسيد با توجه به اظهارات و اعلام برائت دانشجويان نسبت به اين عمل زشت و توطئه آميز پيش از بازداشت، اين دانشجويان بلافاصله آزاد شوند. اما نه تنها اين مهم اتفاق نيفتاد بلکه در اين مدت اظهارات پيش داورانه قاضي حداد در مجرم شناختن دانشجويان دستگير شده پيش از تشکيل دادگاه و اخباری مبني بر ضرب و شتم دانشجويان و همچنين گفته هاي نيروهاي امنيتي مبني بر اعتراف اين دانشجويان که در صورت صحت هم مشخص نيست تحت چه فشار و شکنجه اي لب به اعتراف، به گناه ناکرده گشوده باشند نگراني فزاينده اي را در بين جامعه پلي تکنيک دامن زده است. هر چند که تاریخ به روشنی گواهی می دهد که بسیاری از فعالین سیاسی که در زندان اقرار و یا حتی اعتراف تلویزیونی کرده اند بعد از آزادی اظهارات خود را تکذیب کرده اند.

ما دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک، ضمن اينکه خواستار آزادي هر چه سريعتر دوستان در بندمان هستيم اعلام مي نمائيم که تنها گفته هايي را از دوستانمان معتبر مي شماريم که در خارج زندان و به دور از هرگونه فشارها و تهديد نهادهاي امنيتي اعلام شود و اعترافات داخل زندان براي جامعه پلي تکنيک بدون اعتبار مي باشد. همچنين از مسئولين قضايي هم انتظار داريم که گروه مستقلي را براي رسيدگي به اين موضوع تعيين نمايند تا با بررسي اين پرونده و در نظر گرفتن شواهدي مبني بر دست داشتن مديريت دانشگاه در اين مورد، با عاملان اين موضوع برخورد شود.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 9:32 |

نظر شهرنوش پارسی پور درباره ازدواج موقت!

 

مصاحبه خانم شهرنوش پارسی پور درباره ازدواج موقت بارادیو زمانه.

از اینجا فایل صوتی آن را دریافت کنید:

http://images.smartguide.multiply.com/song/1/73/full/U2FsdGVkX197Y3WeOE9MibiX7hKt5PYtalFqODuXUnFDaImvcKUnAgaCPbhvPQP7/Shahrnoush%20-%20Radio%20Zamaneh.mp3

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 17:44 |

رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۸۶
صيغه از نگاه شهرنوش پارسی‌پور:

مخالفت با مذهب مد روز است

نویسنده‌ی «زنان بدون مردان» و «طوبا و معنای شب» با دو برنامه‌ی «به روایت شهرنوش پارسی‌پور» و «گزارش یک زندگی» با زمانه هم همکاری می‌کند و مخاطبان زمانه او را می‌شناسند.او آثاری مثل «شکار جادوگران شرلی جکسن، گردونه تاريخ» و «تاريخ چين- از جنگ‌های ترياک تا انقلاب اما فرهنگی» را هم ترجمه کرده است.
دلیل گفت‌وگوی زمانه با این نویسنده نه نوشته‌های اوست و نه ترجمه‌هایش؛موضوع این است که شهرنوش پارسی‌پور چندی پیش در هجدهمین کنفرانس پژوهش‌های زنان ایرانی به‌عنوان «زن سال» برگزیده شد. این بنیاد را هجده سال پیش گلناز امین بنیانگذاری کرده است. هرساله یک کنفرانس سه‌ روزه از طرف این بنیاد در شهرهای مختلف آمریکایی و گاه اروپایی برگزار می‌شود و یک زن ایرانی فعال در زمینه‌ای خاص از طرف کمیته محلی انتخاب می‌شود.
امسال این قرعه به نام شهرنوش پارسی‌پور افتاد که سال‌هاست در آمریکا زندگی می‌کند. انتخاب او در سایت‌های مختلف اینترنتی واکنش‌های مختلفی را شکل داد که البته بیشتر منفی بود. بخشی از این واکنش‌ها به خاطر دیدگاه پارسی‌پور در مورد صیغه و نظراتش در مورد زنان است.
شهرنوش معتقد است صیغه در حال حاضر بهترین شرایط برای زنی‌ست که همسر خود را از دست داده و با چند فرزند امکان ازدواج مجدد ندارد. او با مسأله‌ی کسب درآمد از طریق صیغه مخالف است و می‌گوید: «در حالی‌که من با فقر دست و پنجه نرم می‌کنم، در همان حال نیازهای عاطفی و جنسی هم دارم».
گفت‌وگو با شهرنوش پارسی‌پور را از اینجا بشنوید یا در زیر بخوانید.


فکر می‌کنید چرا به‌عنوان بانوی برگزیده‌ی بنیاد پژوهش‌های زنان ایرانی انتخاب شدید؟

پانزده‌سال پیش همین بنیاد من را دعوت کرد به آمریکا و آنجا در برنامه‌ای در لس‌آنجلس شرکت کردم. من همیشه دوست این بنیاد بودم و گاهی هم در بعضی از کنفرانس‌ها دعوت داشته‌ام. هدف‌های این کنفرانس اعتلای حضور زنانه در جهان و ایران و همچنین تقویت زبان فارسی‌ست. گویا زن برگزیده را هرسال کمیته‌ی محلی انتخاب می‌کند. امسال کمیته‌ی محلی واشنگتن و مریلند من را انتخاب کرده است. من بعضی از اعضای این جریان را می‌شناسم، ولی این‌که چرا من را انتخاب کرده‌اند درست نمی‌دانم. شاید به این دلیل که من نویسنده هستم و سال‌هاست دارم کتاب می‌نویسم، و در عین حال ۶۱ سالم هست و فکر کرده‌اند که یک قدردانی هم بکنند.

معمولا زن برگزیده‌ی سال این کمیته‌ی محلی چه ويژگی‌هایی دارد ؟ به هرحال شما هم باید از آن ویژگی ها برخوردار باشید که انتخاب شدید؟

البته انتخاب‌ها گاهی برای این بوده که مثلا یک زن توانسته بچه‌هایش را به تحصیلات عالی برساند، گاهی خانم مدیر یک دبستان یا دبیرستان که سال‌ها فعالیت کرده زن برگزیده‌ی سال بوده. به هر تقدیر، هرسال به نحوی یکی از زنان را که در جامعه کار مهمی انجام می‌دهد‌ انتخاب می‌کنند. ولی من در سخنرانی‌ای که بعد از این گزینش داشتم، توضیح دادم که طبق تفسیر استاد بزرگوار توشیهیکو ایزوتسو، هر انسانی برای این‌که حضور داشته باشد در جهان فقط به‌خودش متکی‌ست. یعنی از خودش شروع می‌کند و به جهان پخش می‌شود. بنابر این، در این مقیاس تمام مردم برگزیده هستند، منتها ممکن است همین مردم که برگزیده هستند یک نفر را به‌عنوان زن برگزیده، یا مرد برگزیده یا دانشمند برگزیده انتخاب کنند. ولی این‌که چرا من را انتخاب کرده‌اند واقعا نمی‌دانم.

از اعتراض‌هایی که به این انتخاب شده اطلاع دارید؟

یک موردش را خواندم در «ایرانیان دات کام»‌ که نوشته بودند خانم مهشید امیرشاهی باید انتخاب می‌شده. ولی از اعتراض‌های دیگر خبر ندارم. می‌توانید به من بگویید چه چیز دیگری بوده؟

بله. اعتراض‌هایی شده که البته بیشتر نسبت به دیدگاه‌های شما در مورد مسأله‌ی زن و یکسری مسایل حاشیه‌ای مربوط به زنان بوده و بر این اساس گفته‌اند شما با این دیدگاه‌ها و با چیزهایی که نوشته‌اید چرا باید انتخاب شوید. همینطوردر سایت ایرانیان دات کام خانم حمیدی نوشته خانم‌ها سوسن تسلیمی و مهشید امیرشاهی می‌توانستند انتخاب مناسب تری برای این بنیاد باشند.

واقعیت‌اش این است که هم خانم مهشید امیرشاهی و هم خانم تسلیمی شخصیت‌هایی برگزیده هستند و می‌شود از این کنفرانس خواست که سال‌های آینده آنها را انتخاب کنند. نکته‌ی بعدی این است که بله. دقیقا من دیدگاه‌هایی دارم در مورد زن و مرد. ببینید! من هیچ‌وقت خودم را گول نمی‌زنم. مردها و زن‌ها از نظر قوای فکری باهم برابرند و شاید نحوه‌ی اندیشه‌شان با هم فرق داشته باشد. یعنی نوع اندیشه‌ی زنانه با نوع اندیشه‌ی مردانه باهم فرق داشته باشند و هرکدام از اینها در نوع خودشان خلاق هستند. اما جسم مردها قوی‌تر از زن‌هاست. ما اگر این اصل را فراموش کنیم، ممکن است وارد اشتباهات خیلی شدیدی بشویم و بنیان زندگی و جامعه را به هم بریزیم. به دلیل این‌که اگر مردها یک روز برگردند و در مقابل واژه‌ی فمینیسم بگویند «ماسکولانیسم»، یعنی مردینه‌سالاری، به شما چه احساسی دست می‌دهد؟ من معتقدم که نباید هیچ قدمی برداشت که بین این دو جنس اختلاف بیفتد.

گفته می‌شود که در مصاحبه‌ای در یکی از تلویزیون‌های ماهواره‌ای شما در مورد مسأله‌ی صیغه نظر خاصی را بیان کرده‌اید...

درست است...

گفته‌اید صیغه امر مفیدی‌ست. به‌خصوص برای زنان کارگر یا سرپرست خانواده با چند فرزند. درست است؟

نه! ببینید، در جامعه پیش می‌آید که زنان به دلایل مختلفی یا ازدواج نمی‌کنند یا ازدواج‌شان منجر به شکست می‌شود. مثلا مردی می‌رود یک زن دیگر می‌گیرد یا عاشق می‌شود و زن را طلاق می‌دهد، یا مثلا مرد در اثر حادثه‌ای می‌میرد یا بیماری‌ای می‌گیرد و می‌میرد. پیش می‌آید که زنانی، اعم از این‌که بچه دارند یا ندارند، برای سال‌های درازی تنها می‌مانند و می‌شود گفت شاید یک بخش قابل تأملی از این زنان احساس مذهبی هم داشته باشند. در چنین حالتی صیغه برای این افراد به نظر من راه‌حل بسیار خوبی‌ست. مثلا فرض کنید خانمی سه‌ بچه دارد و شوهرش فوت کرده است. هیچ مردی نمی‌آید با زنی که سه بچه دارد ازدواج بکند. ولی فرض کنید این خانم این امکان دارد که با یک سرباز جوانی که دوران سربازی‌اش را می‌گذراند و قادر به ازدواج نیست، ارتباطی داشته باشد. چه اشکالی دارد که این ازدواج جنبه‌ی مشروع هم داشته باشد؟ یعنی به اصطلاح دعایی هم خوانده بشود، حالا زن کارگر، زن کارمند،‌ زن خانه‌دار هیچ فرقی نمی‌کند. شما اغلب دچار این توهم هستید که مذهب مخالف آزادی زنان و غیره است. بسیار مواردی هست که عرف، یعنی خود مردم، هستند که جلوی آزادی‌هایی را می‌گیرند. یعنی موی دماغ یک زن تنها می‌شوند که به نظرم این یک راه حل می‌آید. حالا این چه مشکلی را ایجاد کرده، برای من قابل درک نیست.

یعنی شما معتقدید که یک زن می‌تواند چهار بار در سال صیغه بشود، به‌خاطر این‌که گذران زندگی داشته باشد؟

نه، خانم. پولش به نظر من چیز مهمی نیست.

شما بیشتر مسایل روحی و جنسی را در نظر دارید؟

بله! من می‌خواهم بدانم زنی که تنها هست و شوهر ندارد چه کار باید بکند؟ زنی که این شجاعت را دارد که بگوید من می‌خواهم با این مرد زندگی کنم و به عشق‌ام لبیک بگویم، خب برود بکند. اگر می‌تواند! ولی زنان زیادی در جامعه‌ی ما مذهبی هستند. البته در صیغه یکی از قوانین‌اش این است که مرد به زن پول بدهد. این را می‌توانند قرار بگذارند و زن بگوید مثلا من روزی یک ریال از تو می‌گیرم. من نمی‌فهمم این مسأله چرا این‌قدر مشکل ایجاد کرده است.

چون زن‌های زیادی در ایران با ويژگی‌هایی که شما گفتید، ممکن است بچه‌ داشته باشند، همسرشان فوت کرده باشد یا جدا شده باشند یا به هر دلیلی تنها باشند؛ اما آنها بیشتر با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند تا مسأله‌ی عاطفی.

در حالی‌که من با فقر دست و پنجه نرم می‌کنم، در همان حال نیازهای عاطفی و جنسی هم دارم. من نمی‌توانم به جرم این‌که فقیر هستم و دوتا بچه هم روی دستم مانده، از نظر عاطفی هم به خودم فشار بیاورم. با این مسائل یاد خانم معلم‌ام می‌افتم که پیردختری بود. او هروقت عصبانی می‌شد، ما را به طرز مخوفی کتک می‌زد. خب من امروز فکر می‌کنم این خانم کمبودهای عاطفی داشته که این کمبودهای عاطفی در غیظی ترسناک ظاهر می‌شد که بچه‌ها را می‌زد. چه عیبی دارد که من از نظر جنسی سعی کنم به نحوی به ایجاد ارتباط با جنس مخالف یک رضایت جسمانی برای خودم فراهم کنم، و بعدش اگر مسأله و مشکل سیاسی و اقتصادی و غیره دارم، بنشینم درباره‌اش فکر بکنم. ازدواج اغلب یک قرارداد اقتصادی‌ست به دلیل بچه. یعنی اصولا بچه بهتر است تحت حضانت یک مرد و یک زن باشد. ازدواج یک اختراع است،‌ ولی اختراع خوبی‌ست.اما اگر می توانید با یک مرد آزادانه شروع به زندگی کنید، چرا که نه؟ باید به شما بگویم که من خودم در زندگی‌ام این کار را کرده‌ام. من و شوهرم با هم آشنا شدیم و بعد شروع کردیم با هم زندگی‌کردن. هنگامی‌که بچه آمد، ما احساس کردیم که بهتر است یک ازدواج هم دراین قضیه باشد تا کودک در جامعه احساس مقبول و طبیعی یک کودک را داشته باشد،‌ چون جامعه این شکلی‌ست. ولی فرض کنید شما جامعه را هم عوض بکنید، اگر یک زن و مرد دارند باهم همین‌طوری زندگی می‌کنند، آن‌قدر سطح اخلاقی‌ اجتماع باید بالا رفته باشد که وقتی بچه‌ای به‌دنیا می‌آید مرد بپذیرد که باید مسئولیت این بچه را قبول کند به‌عنوان پدر. آیا مردان همه می‌پذیرند این مسئولیت را؟ در صیغه واقعا این قبول می‌شود که اگر بچه‌ای به دنیا آمده، پدر می‌پذیرد که این بچه‌ی من است. خب این خیلی خوب است. ازدواج یک ضمانت است. یعنی زن و مرد می‌پذیرند باهم زندگی کنند و بچه‌ای به‌دنیا بیاورند. در اینجا یک امتیازاتی زن می‌گیرد و یک امتیازاتی مرد. یعنی زن این شانس را می‌آورد که یک مردی را برای همیشه در کنار خودش داشته باشد. ما باید جامعه را آزاد بگذاریم. اگر یک عده‌ای بخواهند این‌جوری زندگی کنند، خب باید بروند زندگی بکنند.

صیغه هم شامل همین قضیه می‌شود دیگر؟

دقیقا صیغه شامل همین قضیه می‌شود. فکر کنید خانمی در محله‌ی شما زندگی می‌کند. بعد هر چند وقت یک بار، یک مرتبه عاشق یک مردی می‌شود. آیا شما خودتان این را می‌پذیرید؟ یعنی وقتی از عشق صحبت می‌کنید، از عشقی می‌گویید که ابدی‌ست. زنی و مردی با هم آشنا می‌شوند، به هم عاشق می‌شوند و می‌روند توی یک خانه با هم زندگی می‌کنند و این سال‌ها طول می‌کشد. در حالی‌که من از آن عشقی که صحبت می‌کنم مورد دیگری‌ست. زن تنهایی با سه بچه نمی‌تواند رابطه‌ی ابدی با کسی داشته باشد،‌ کسی نمی‌آید با او این رابطه را درست کند، مجبور است رابطه‌های موقت داشته باشد و می‌رود در سیستمی که عمل صیغه در ایران انجام می‌شود. حالا دیگر آن جزییاتش به من و شما ربط ندارد.

اگر چهار بار در سال این زن صیغه شود وجهه‌ی او در محله، میان دوستان و آشنایانش چطور خواهد بود؟

بدون شک جامعه‌ی سنتی ایران از پذیرش چنین افرادی ابا دارد، یعنی واهمه دارد. ولی اگر یک اصولی باشد... مثلا این زن به مرد زن‌دار نگاه نکند و برود با مردانی که تنها هستند و این عمل را انجام بدهد فرق می کند. مجبور هم نیست اعلامش کند، یعنی ببرد مرد را به همه نشان دهد و بگوید ببینید الان ماه چهارم است که من فعلا با این آقا هستم، و از ماه پنج هم ... لزومی ندارد اینها را عنوان کرد. این یک رابطه‌ی خصوصی‌ست بین یک زن و یک مرد و یک جامعه‌ای که حاضر است چشم‌اش را ببندد و این جزییات را زیاد نگاه نکند. شما فکر می‌کنید علاقه‌ی شدید مردم به زیارتگاه‌ها به‌خاطر چیست؟ بسیاری از مواقع این راه‌حل در زیارتگاه ها در مقابل‌شان قرار می‌گیرد. هیچ اشکالی هم ندارد و بسیار هم خوب است.

اگر خودتان در ایران بودید و همین شرایطی را داشتید که توضیح دادید، حاضر بودید صیغه شوید؟

ببینید من از نظر اخلاقی به جایی رسیدم که متوجه هستم صیغه چیست. جمله‌ای که به زبان عربی در صیغه ادا می‌شود این است: «شما حاضرید به همسری موقت من دربیایی؟» و طرف مقابل می‌گوید: «بله». حالا وقتی یک زن و مرد با هم دوست می‌شوند، آقا خانم را دعوت می‌کند و باهم می‌روند مثلا شامی می‌خورند و بعد خانم آقا را دعوت می‌کند و به خانه‌ی همدیگر می‌روند. بعد از یک مدتی با هم توافق می‌کنند که یک رابطه‌ای داشته باشند و این رابطه را ایجاد می‌کنند. من در زندگی‌ام چندباری این کار را کرده‌ام. منتها زندگی من سوخته عزیزم، من زندگی‌ام مواجه شده با انقلاب اسلامی. زندان رفته‌ام و وقتی آمدم بیرون، بایدخانواده را اداره می‌کردم. از نظر اقتصادی خیلی فشارهایی این شکلی روی من بوده. ولی به شما می‌گویم: نبودن مرد در زندگی من در دوران‌هایی به‌شدت مرا آزار داده است. یعنی واقعا من را رساند به مرحله‌ی جنون. من الان ۶۱ سالم هست. بنا به فرمان طبیعت و این‌که کم‌کم نیازهای بدن انسان تغییر می‌کند، چندان نیازی به این مسایل ندارم؛ ولی در مراحلی به‌شدت نیاز داشتم و امروز مسأله‌ی یک خانم ۳۷ ساله، ۴۰ ساله را، ۲۵ ساله را، درک می‌کنم و می‌دانم که مرد لازم دارد. مردانی هم هستند که همین را احتیاج دارند. الان باید نهادهایی در جامعه به وجود بیاید، بدون رودربایستی، مثلا زن و مردی را به هم معرفی کنند که دل‌شان می‌خواهد بروند باهم صیغه شوند یا نشوند و آزاد زندگی کنند.

این اتفاق البته مدتی‌ست که افتاده؛ هم از طریق سایت‌های مربوط به صیغه و ازدواج موقت و هم از راه‌های مختلفی که هر کسی به دنبالش باشد، راحت پیدایش می‌کند.

خب این بسیار خوب است. شما می‌دانید زنان ما چقدر رنج می‌برند که نمی‌توانند این نیازهایشان را اعلام کنند؟ اتفاقا مردم عادی ایران، مردم روستاها و شهرهای کوچک و مردمی که در گروه‌های پایین اجتماعی هستند، بهتر از گروه‌های دیگر بلدند این مشکل‌شان را حل کنند و صیغه یکی از راه‌حل‌هایی‌ست که آنها پیدا کرده‌اند. گروه تحصیلکرده با این مسائل مشکل دارد، یعنی نمی‌داند چه چیز را جای چیزهایی بگذارد که می‌خواهد از بین ببرد.
ولی من نیازهای خیلی شدید داشتم، از عدم ارضای آنها به‌شدت رنج بردم، اعصابم خرد شده، داغون شدم. به‌خاطر همین امروز سعی می‌کنم به بقیه بگویم که دچار این گرفتاری نشوند. چرا باید یک زن وقتی می‌خواهد یک خانه بگیرد دچار دردسر بشود؟ یعنی همه‌ی همسایه‌ها و دیگران فضولی کنند در زندگی‌اش و بگویند چرا این زن شوهر ندارد. خب اگر صیغه شود بخشی از مسائلش حل می‌شود.

همین همسایه‌ها هم در مورد صیغه شدن او خواهند گفت این چرا این‌قدر مرد در زندگی‌اش عوض می‌شود؟

خب همین. ما باید با این بجنگیم، نه با صیغه. ما باید با آن آدم بجنگیم: همسایه‌ی عزیز! این خانم تنهاست و نیازهایی دارد. خب برای ارضای این نیازها با مردی دوست است. این دوستی یا به شکل صیغه است یا به شکل آزاد. هر دو حالت‌اش به شما ربطی ندارد. مربوط به مردم است که تصمیم بگیرند. یک شخصی مذهبی‌ست، ترجیح می‌دهد صیغه شود. یک شخصی مذهبی نیست، ترجیح می‌دهد همین‌طوری رابطه داشته باشد.

پس شما اگر زندگی‌تان نسوخته بود درایران، حاضر بودید چنین کاری بکنید؟

من همین حالا به‌عنوان سمبولیک اگر آمادگی داشتم که ازدواج کنم، با یکی دوست می‌شدم و می‌گفتم برویم با هم صیغه کنیم. فقط برای اینکه قبح این مسأله بریزد. ولی من الان در شرایطی نیستم که بروم با مردی زندگی کنم.

فکر می‌کنید چرا منتقدینی که گفته‌اند شما نباید زن سال می‌شدید توسط این بنیاد، به این مسأله توجه خاص دارند؟ یعنی به این دیدگاه شما در مورد صیغه؟

به دلیل این‌که صیغه یک قانون مذهبی‌ست و الان مخالفت با مذهب مد روز است. یعنی هرچه در مذهب است، ما باید بگوییم بد است. این مذهب یک مذهب قدیمی‌ست. متأسفانه در مقطع ما یک عده به‌نام این مذهب انقلاب کرده و با این کار تمام ارزش‌های این مذهب را زیر سؤال برده‌اند. وقتی یک پدیده‌ای در قلب شماست و از نظر روحی شما را اداره می‌کند، شرایط اش فرق می‌کند با این که بیاید تبدیل شود به یک دستگاه سیاسی. گروه مذهبی‌ای که در ایران سرکار است، صدمه‌ی بسیار شدیدی به ساخت مذهب می‌زند. به دلیل این‌که اعمال زشت و کثیفی که انجام می‌دهد، همه به‌نام مذهب نوشته می‌شود. مردم به مذهب نیاز دارند. باید به شما بگویم که من با مذهب مخالفتی ندارم، مذهب را برای جامعه لازم می‌دانم. با تمام وجودم می‌دانم که مردم ایران مذهبی هستند، بخش بسیار قابل تأمل‌شان. اگر شما به زور مذهب را از مردم بگیرید، می‌روند دچار یک خرافات دیگر می‌شوند و اذیت و آزار دیگری شروع می‌شود. ما باید یاد بگیریم، این‌قدر خجالت نکشیم از این‌که ایرانی هستیم و مثلا یکسری اخلاقیات عجیبی در ما وجود دارد.

نظرهای خوانندگان

با سلام .
در مورد اخلاقیات عجیب که شما وا قعا عجیب صحبت نمودید .
خانم سال یک سوال ،
اگر به شما هم در شرایطی که در مورد زنان مجرد یا مجرد شده در صحبت هاتون اشاره کردید ، پیشنهاد صیغه شدن بدهند ، شما قبول می کنید ؟
مذهب چیز بدی نیست و لی مضوع گیری هاش مال زمان دایناسور هاست که الان فکر نمی کنم جالب باشه .
بجای اینکه مشکلات خانم ها رو حل کنند مثل بیمه یا کمک هزینه به آنه می گن برید اسلامی تن فروشی کنید .

-- محمد ، Jul 14, 2007 در ساعت 08:20 PM

عقل و شهامت و صداقت.

-- علی ، Jul 14, 2007 در ساعت 08:20 PM

به شهامت و صراحت این زن باید افرین گفت.

-- بدون نام ، Jul 15, 2007 در ساعت 08:20 PM

سلام
حرف ایشون کاملا صحیح است. هر انسانی بالفطره نیازهای جنسی شدیدی در دوره ی جوانی خود دارد که باید بطور طبیعی ارضا شوند. اگر جامعه , سنت و مذهب به هر نوعی مانع شوند این نیاز خود را از راههای عدیده دیگر ارضا خواهد کرد منتها بنحوی که از بوی گندش جامعه هم به ستوه خواهد آمد. درست مثل جامعه ی از نظر جنسی به گند کشیده شده ایران امروز. جوانانی هم که خوددارند جز خون دل خوردن و هزار مشکل جسمی روحی راه دیگری برای بیان آن نیاز ندارند. براستی چرا ما ایرانی ها هنوز اینقدر با نیازهامون در برابر جامعه تعارف داریم؟ چرا باید در برابر یک جامعه سنتی عقب مانده پاپس بکشیم؟ بهتر نیست همه راست و حسینی, روراست روراست خودمون باشیم؟ همونی که احساس میکنیم و واقعا باید باشیم؟

-- جلال ، Jul 15, 2007 در ساعت 08:20 PM

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 16:39 |
آزادی اولین بازداشت شده 18 تیرماه 86/ عزت قلندری آزاد شد
 
شنبه، 23 تیر 1386

ادوارنیوز: عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و کارمند دفتر سازمان دانش آموختگان که صبح دوشنبه در جریان حمله به دفتر ادوار تحکیم بازداشت شده بود. پس از 5 روز بازداشت در بند 209 زندان اوین آزاد شد.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 14:30 |
 
 

جمعه 15 تير 1386

درباره Press TV، نيما راشدان

PressTV
Press TV از یکسو برای تغذیه تبلیغاتی مخاطبینی طراحی شده است، که از دیدگاههایی نزدیک به دیدگاه رسمی دولت ایران پیروی می کنند و از سوی دیگر این کانال تلویزیونی آشکارا برای تولید منابع تحلیلی به نفع بنیادگرایان و یا احزاب چپ تندرو در کشورهای غربی تلاش می کند. امری که موفقیت در آن بسیار دشوار می نماید

به نظر می رسد راه اندازی کانال دولتی Press TV توسط جمهوری اسلامی ایران با بی اعتنایی رسانه های بین المللی مواجه شده است.
این در حالیست که رهبران جمهوری اسلامی ایران کانال ماهواره ای تازه تاسیس خود را جایگزین مناسبی برای رسانه های سی ان ان و بی بی سی می دانند.
در نگاه آماری رسانه های غیرفارسی زبان جمهوری اسلامی ایران از کم مخاطبترین رسانه های خبری جهان به شمار می روند.
ترافیک سایت شبکه خبری و عرب زبان العالم حدود یک شصتم الجزیره است و یا شبکه خبری سعودی - لبنانی العربیه تقریبا ۳۵ برابر العالم بازدید کننده دارد. این درحالیست که بر خلاف شبکه های جهانی و فراقاره ای عرب زبان، ۱۴٪ بازدیدکنندگان سایت العالم را ظاهرا کاربران داخل ایران تشکیل می دهند.
کارشناسان رسانه ها شانس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای رقابت برون مرزی خبری را بسیار اندک ارزیابی می کنند. این سازمان با محدودیتهای فنی، مالی و سیاسی فراوانی روبروست که مانع از موفقیت کانال Press TV در جلب مخاطب خواهند شد.
Press TV از یکسو برای تغذیه تبلیغاتی مخاطبینی طراحی شده است، که از دیدگاههایی نزدیک به دیدگاه رسمی دولت ایران پیروی می کنند و از سوی دیگر این کانال تلویزیونی آشکارا برای تولید منابع تحلیلی به نفع بنیادگرایان و یا احزاب چپ تندرو در کشورهای غربی تلاش می کند. امری که موفقیت در آن بسیار دشوار می نماید.
مهاجرین بنیادگراي سنی مذهب در غرب دولت شیعی ایران را اساسا غیراسلامی می دانند و در سوی دیگر میدان، تمام کمپین پرهزینه تبلیغاتی ایران روی فعالان احزاب چپ و سبز اروپایی، با انتشار کلیپ چند ثانیه ای ضرب و شتم خونین دختران ایرانی در اینترنت ، بی اثر می شود.
در ماههای اخیر کشورهای فرانسه و روسیه با برخورداری از منابع و ظرفیت های رسانه ای بسیار فراتر از ایران کوشیدند شماری از مخاطبان شبکه های انگلیسی زبان خبری را جلب نمایند. اما بیشتر ناظران هر دو کانال France24 و Russia Today را بسیار ناموفق و شکست خورده ارزیابی می کنند.
به طور مثال شبکه خبری France24 با بودجه سالانه ۱۰۰میلیون دلاری و با بهره گیری از ۱۹۰ ژورنالیست استخدامی تاسیس شده است و این در حالیست که سایت خبری این رسانه تقریبا یک چهارم سایت فارسی زبان Gooya.com بیننده جذب می کند.
در چنین شرایطی آگاهان امور رسانه ای ادعای دولت ایران در رقابت Press TV با شبکه های انگلیسی زبان خبری را نشانه ناآشنایی دولتمردان ایرانی با رقابتهای بین المللی رسانه ای، می دانند و چندان جدی نمی گیرند.
دولت ایران در اعلام آغاز به کار Press TV شمار خبرنگاران خارجی این شبکه را ۲۶ نفر اعلام کرده است از میان این گزارشگران تا کنون تنها نام خانم Yvonne Ridley یک چهره های سیاسی بدنام در انگلستان، مورد تایید قرارگرفته است.
Yvonne Ridley پس از آزادی از زندان طالبان و تغییر مذهب به اسلام، مورد حمایت « ابوحمزه المصری» روحانی طراح عملیات تروریستی در بریتانیا قرارگرفت.
ابوحمزه که هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان سپری می کند در اظهارنظرهایی جنجالی، قتل غیرمسلمانان و خصوصا یهودیان را مباح و دزدی از مغازه های غیرمسلمان را حق شرعی مسلمین تحت لوای غنیمت، عنوان کرده بود.
خانم Yvonne Ridley از طرفداران پر و پا قرص حکومت ساقط شده طالبان به شمار می رود. وی انتقاد از طالبان را ناشی از ناآگاهی افکار عمومی نسبتبه ارزشهای درونی جنجگویان طالب می داند و از تخریب چهره طالبان در رسانه های غربی گلایه می کند.


Yvonne Ridley ابوحمزه

ناظرین سیاسی عقیده دارند رویه تبلیغی Press TV و به کارگیری افرادی چون Yvonne Ridley در این شبکه واکنش خشم آلود رسانه ها، بازیگران سیاسی و افکار عمومی در کشورهای غربی را به دنبال خواهدداست.
به طور مثال درست همزمان با تلاش گروهی تروریست عرب برای انفجار چند خودرو در لندن و گلاسکو، Press TV این عملیات را با استدلالی چون « واکنش قابل فهم مسلمانان به اعطای نشان سلمان رشدی » توجیه نمود.
خط تبلیغی Press TV در ماههای آینده کلکسیونی از مشترکات ایدئولوژیک و حتی سازمانی جمهوری اسلامی ایران و گروههای جهادی سنی مذهب نظیر القاعده و المهاجرون را به نمایش خواهد گذاشت. روندی که نهایتا ایران را در کانون نزاع غرب و بنیادگرایی مسلح اسلامی قرار می دهد.
چندان بیراه نیست اگر Press TV را بیشتر رقیب وبسایت های ارهابی و جهادی بدانیم تا رسانه های بی طرف خبری.


 

Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2004 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 13:0 |

شنبه 23 تير 1386

ما به سوی حمله نظامی می رويم! گفتگوی دی ولت با دنيس راس، کارشناس آمريکايی مسائل خاورميانه،

برگردان از الاهه بقراط

"بسياری از اروپاييان خواستار اين هستند که آمريکا شرط توقف غنی‌سازی اورانيوم را توسط ايران کنار بگذارد. من موافق نيستم که بايد اين شرط را کنار گذاشت، مگر به يک شرط ديگر: اگر من باشم، به اروپاييان خواهم گفت آمريکا اين شرط را خواهد پذيرفت به شرطی که اروپاييان کمربندهای نجات اقتصادی را همين الان و فورا از جمهوری اسلامی باز کنند."

دنيس راس Denis Ross کارشناس آمريکايی مسائل خاورميانه در گفتگويی با روزنامه آلمانی دی ولت آنلاين (۱۳ ژوييه) به تحليل حساسيت‌ مردم و دولت اسراييل نسبت به برنامه اتمی رژيم ايران می‌پردازد و معتقد است تحريم‌های شديد و همکاری اروپا و آمريکا تنها راهيست که می‌تواند از ادامه اين برنامه جلوگيری کرده و مانع حمله نظامی به تأسيسات اتمی ايران شود که بی ترديد انجام خواهد شد زيرا اسراييل با يک ايران اتمی مطلقا کنار نخواهد آمد.

س: بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليکود مرتب درباره عقب‌نشينی اسراييل از جنوب لبنان هشدار می‌داد و تأکيد می‌کرد در صورت اين عقب‌نشينی در آنجا خلأيی به وجود خواهد آمد که سبب سوء استفاده حزب‌الله و حماس خواهد شد. از زمانی که واقعا چنين شده، نتانياهو در نظرسنجی‌ها از ديگران پيش افتاده است. آيا ممکن است نتانياهو به رياست دولت برسد و در اين صورت آيا آن دولت به ايران حمله خواهد کرد؟
ج: اگر همين امروز در اسراييل انتخابات برگزار شود، نتانياهو برنده خواهد شد. ولی نظرسنجی‌ها در عين حال نشانگر ضعف دولت اولمرت نخست وزير کنونی و ضعف مزمن حزب کارگر نيز هست. اگر واقعا انتخاباتی برگزار شود، امکان برنده شدن نتانياهو تا حد زيادی به اين بستگی خواهد داشت که آيا اهود برک، که او نيز پيش از اين نخست وزير بود و قهرمان جنگ به شمار می‌رود و در حال حاضر وزير دفاع است، موفق خواهد شد اعتماد دولت و رهبران مجرب خويش را دوباره به دست آورد يا نه. در شرايط کنونی دولت موجود به طور کلی باثبات‌تر از آن است که فرض می‌شود چرا که نيمی از نمايندگان پارلمان در يک انتخابات جديد کرسی‌های خود را از دست خواهند داد. مهم‌تر اما اين است که نتانياهو در مقايسه با ديگران چه روشی را در رابطه با ايران در پيش خواهد گرفت. احساس من اين است که در محافل مربوط به امنيت اسراييل همه بر اين عقيده‌اند که نمی‌توان با يک ايران مجهز به تسليحات اتمی زندگی کرد، چه با نتانياهو و چه بدون او.

س: ولی «خط قرمز» کجاست؟
ج: در اسراييل سخنان رييس جمهوری اسلامی ايران را بسيار جدی می‌گيرند. همين ماه پيش بود که احمدی‌نژاد گفت: «شمارش معکوس نابودی رژيم صهيونيستی اسراييل آغاز شده است». حتی رفسنجانی رييس جمهوری اسلامی پيشين نيز که به عملگرا معروف است، چند سال پيش اظهار داشت برای نابودی اسراييل به يک بمب اتمی نياز هست. اکثريت قاطع نخبگان سياسی و نظامی اسراييل مايل است که بقيه جهان ايران را از راههای سياسی و يا وسايل ديگر متوقف کند. ولی اگر چنين نشود، اين فشار که بايد از قوه قهريه استفاده کرد، به شدت افزايش خواهد يافت. «خط قرمز» برای اسراييل اين نيست که ايران کی قادر خواهد شد به غنی سازی لازم اورانيوم برای توليد سلاح اتمی دست يابد. بلکه خط پايان در هجده ماه ديگر قرار دارد که در آن زمان سيستم دفاع موشکی ايران که در حال حاضر توسط روسيه نوسازی می‌شود، آماده خواهد شد. آنوقت است که موفقيت حمله هوايی به تأسيسات اتمی ايران به شدت مشکل خواهد شد. اگر مشکل برنامه اتمی حل نشود، هر چه به آن زمان نزديکتر شويم، به همان اندازه اين امکان که اسراييل خود را مجبور به حمله ببيند بيشتر خواهد بود. در حال حاضر ما بی چون و چرا به سوی يک حمله نظامی می‌رويم. ديپلماسی کند (اسلوموشن) غرب با پيشرفت سريع جمهوری اسلامی اصلا همخوانی ندارد.

س: چه اتفاقی در اين هجده ماه بايد روی دهد تا بتوان مانع وقوع جنگ شد؟
ج: در جبهه سياسی سه چيز بايد برای کشاندن اروپاييان به تحريم اقتصادی جدی عليه ايران روی دهد. به ويژه در رابطه با آلمان و ايتاليا که با تضمين‌های اعتباری خود نقش کليدی برای نجات جمهوری اسلامی دارند.
نخست اينکه سعوديها بايد به اروپا فشار بياورند چرا که يک ايران اتمی خطر بزرگی برای عربستان سعودی است. عربستان نگران است که مبادا ايران با پنهان شدن پشت انرژی هسته‌ای بتواند تمامی خاورميانه را زير فشار قرار دهد. سعوديها می‌توانند با استفاده از نفوذ اقتصادی خود بر تصميمات بانکها و دولت‌های اروپايی که با جمهوری اسلامی رابطه دارند، تأثير بگذارند.
دو، اسراييلی‌ها بايد به اروپاييان بگويند: «اگر فکر می‌کنيد داريد مانع جنگ می‌شويد، بايد بدانيد که اشتباه می‌کنيد. شما بر خطر جنگ می‌افزاييد زيرا ما با يک ايران اتمی نمی‌توانيم کنار بياييم».
سه، آمريکا بايد به اروپا پيوسته و گفتگوی مستقيم با ايران داشته باشد.
بسياری از اروپاييان خواستار اين هستند که آمريکا شرط توقف غنی‌سازی اورانيوم را توسط ايران کنار بگذارد. من موافق اين نظر نيستم که بايد اين شرط را کنار گذاشت، مگر به يک شرط ديگر: اگر من باشم، به اروپاييان خواهم گفت آمريکا اين شرط را خواهد پذيرفت به شرطی که اروپاييان کمربندهای نجات اقتصادی را همين الان و فورا از جمهوری اسلامی باز کنند. بسياری از اروپاييان از اين نگرانند که اگر آمريکا با آنها پشت يک ميز ننشيند، تحريم‌های شديد ممکن است به جنگ بيانجامد. برای از ميان برداشتن اين نگرانی بايد آمريکا چيزی به اروپا بدهد و آن اين است که در مذاکرات با ايران شرکت کند.

س: بوش و پوتين اخيرا اعلام کردند می‌خواهند بر سر مسئله ايران همکاری کنند.
ج: اين همکاری حتما کمک خواهد کرد. جمهوری اسلامی روی روسيه به عنوان يک تضمين حساب می‌کرد که تحريم‌های مؤثر در شورای امنيت سازمان ملل تصويب نشود. هر چه روسها بيشتر با جامعه جهانی همکاری کنند، تحريم‌های سازمان ملل مؤثرتر خواهند بود. بايد ديد. ولی من می‌ترسم حساب کردن روی سازمان ملل نيز به معنای يک ديپلماسی کند (اسلوموشن) باشد در حاليکه برنامه اتمی رژيم ايران همچنان با سرعت پيش می‌رود و اسراييل هم خودش را برای حمله آماده می‌کند.

س: چرا فکر می‌کنيد تحريم‌های شديد سبب تغيير سياست ايران خواهد شد؟
ج: طبقه حاکم در ايران به دو گروه سرسخت که يکی فکر می‌کند با انزوا می‌تواند زندگی کند و ديگری که اينطور فکر نمی‌کند، تقسيم شده است. برای من حادثه گروگانگيری ملوانان انگليسی در چند ماه پيش روشنگر بود. سپاه پاسداران که با عوامل خود در نيروی دريايی اقدام به اين کار کرده بود نمی خواست بدون آنکه در ازای آن چيزی دريافت کند، آنها را آزاد نمايد. ولی چيزی به آنها نرسيد چرا که تصميم آزاد کردن گروگانها از بالا آمد. در نهايت ترازوی قدرت در ايران به سود کسانی سنگين خواهد شد که بخواهند مانع جنگ شده و فلاکت اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی را سامان بخشند. ببينيد اقدام متعادلی مانند سهميه‌بندی بنزين به چه ناآرامی‌هايی انجاميد. تحريم‌ها بر اين ناآرامی‌ها خواهند افزود. ما در راهی هستيم که به استفاده از قوه قهريه خواهد انجاميد. و ما اين را نمی‌خواهيم. راههای ديگری وجود دارد. ليکن زمان صبر نمی‌کند.


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2003 news.gooya.com
All rights reserved for the original source
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 12:45 |
نگراني جامعه مدرسين از اختلاط بين زن و مرد و موسيقي در تلويزيون

 

در آخرين جلسه جامعه مدرسين حوزه علميه قم نگراني جدي اين جامعه از ترويج خشونت، اختلاط بين زن و مرد و موسيقي در تلويزيون اعلام شد.

جامعه مدرسين حوزه علميه قم با ارسال نمابري، مراتب نگراني جدي خود را از روند برخي فعاليت هاي صدا و سيما به ويژه در ترويج اختلاط بين زن و مرد، ترويج موسيقي، ترويج خشونت و... در قالب برنامه هاي متعدد ابراز کرد. در اين جلسه بر لزوم برنامه ريزي محتوايي - استفاده از کارشناسان خبره و آشنا به مباني اصيل اسلامي - نظارت دقيق تر و توجه به خيرخواهي صاحب نظران دلسوز و آشنا تاکيد شد. بنا بر اين گزارش، اعضاي جامعه معتقدند که «برخي موارد خلاف شرع در بين برنامه هاي صدا و سيما وجود دارد که مسوولان صدا و سيما بايد به آن توجه کنند. جامعه مدرسين حوزه علميه قم با توجه به اهميت ويژه رسانه ملي و نقش آن در فرهنگ سازي و تاثير بسزاي اين نهاد در نسل جوان به هيچ عنوان نمي تواند نسبت به روند حرکتي اين دانشگاه بزرگ بي تفاوت باشد، از اين رو اصلاح و خيرخواهي نسبت به برنامه هاي اين رسانه را در دستور کار خود قرار داده است.

در اين بيانيه آمده است در گذشته در موارد متعددي جامعه مدرسين با بررسي هاي کارشناسانه نظرات انتقادي و اصلاحي خود را با مسوولان و کارشناسان اين سازمان در ميان گذاشته اند اما متاسفانه تغييرات چنداني در اين زمينه مشاهده نشده است.» گزارش خبرنگار اعتماد حاکي است که بعضي از برنامه هاي تلويزيون که از توليدات و فيلم وسريال خارجي استفاده مي کنند با صحنه هايي از خشونت اختلاط زن و مرد رو به رو و محصول فرهنگ کشورهاي اروپايي يا امريکايي است.

http://www.noandish.com/print.php?id=9836
 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 10:6 |

صدای آمریکا:


 
ارتش آمريکا از کشف راکت اندازهای مسلّح به راکت های ايرانی در بغداد خبرميدهد

14/07/2007

نخست وزير عراق ميگويد نيروهای عراقی آماده اند امنيت کامل کشور را، هر وقت که نيروهای آمريکائی خارج شوند، تامين کنند. نوری المالکی امروز به خبرنگاران گفت سربازان عراقی برای بعهده گرفتن مسئوليت کامل امور امنيتی، در هر زمانی، آماده اند. با اينحال آقای مالکی افزود که نيروهای عراقی کماکان به تعليمات و تجهيزات بيشتر نيازمندند.

يک گزارش هفته گذشته دولت آمريکا در باره جنگ پيشرفت های نظامی و سياسی عراق را محدود توصيف کرده است.

در همين حال امروز ارتش آمريکا در عراق خبر داد که سربازان ديروز چهل و شش راکت انداز را کشف کرده اند که يک پايگاه نظامی آمريکا در جنوب بغداد هدف آنها بوده است. اعلاميه ارتش ميگويد سی و چهار قبضه از راکت اندازها مسلّح به راکت های ايرانی بود.

 ارتش آمريکا امروز همچنين گفت سربازان در جريان عمليات در نواحی مرکزی و شمالی عراق شش تروريست را کشته و هجده مظنون را دستگير کرده اند.

 ارتش ميگويد سربازان در استان دياله با گروهی درگير شدند که از زنان و کودکان به عنوان سپر استفاده ميکردند. ارتش ميگويد سربازان خواستار حمله ای هوائی شدند که به کشته شدن شش تروريست و آزاد ساختن غير نظاميان منجر شد.

 در موصل به گزارش ارتش مردی که گفته ميشود يکی از رهبران ارشد القاعده عراق است در جريان يک عمليات تعقيب و جستجو خود را تسليم کرده است.

 نيروهای ائتلاف همچنين يک مرد مورد ظّن در رهبری شبکه بمب سازی در جنوب شرقی بغداد را دستگير کردند.

پليس عراق نيز در گزارشی جداگانه ميگويد افراد مسلّح در حمله به خانه ای در جنوب بغداد هشت عضو يک خانواده را ساکن آن خانه را کشتند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:44 |
تظاهرات همكلاسي‌هاي دختر 13ساله براي جلوگيري از ازدواج اجباري وي

خبرگزاري فارس: بر اساس اعلام پليس همكلاسان يك دختر 13 ساله بنگلادشي كه والدينش قصد داشتند او را به زور شوهر دهند براي جلوگيري از اين كار دست به تظاهرات زدند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از بي بي سي، حدود 50 كودك در شهر ستخيرا به خيابانها ريختند و خواستار توقف ازدواج حبيبه سلطانا شدند. اين كودكان همچنين با ارائه شكايتي به پليس خواستار اقدام پليس در اين زمينه شد كه پليس هم با احضار پدر حبيبه دستور داد تا ازدواج دختر كه به نظر آنها غير قانوني بوده متوقف شود.
به پدر دستور داده شد تا تعهدنامه اي را امضا كند كه در آن متعهد مي شود تا زمانيكه دخترش يك كودك است او را شوهر ندهد. قرار بود عروسي روز جمعه در شهر ستخيرا در جنوب غربي بنگلادش صورت گيرد.
پليس گفت حبيبه زماني كه پدر فقيرش مي خواسته او را به همسري پسر 23 ساله اي كه همسايه آنها بوده است درآورد ابراز نارضايتي كرده است اما آنقدر مي ترسيده كه آشكارا اعتراضي نكرده است.
زماني كه او مسئله را با همكلاسي‌ها و دوستانش در ميان مي گذارد آنها او را تشويق به مقاومت و نپذيرفتن مي‌كنند. والدين دوستان حبيبه نيز با پدر مادر او تماس گرفتند تا آنها را از اين كار منصرف كنند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:30 |

 

بهاره هدایت پس از ۵ روز با خانواده خود تماس گرفت

 زنستان: بهاره هدایت ، دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم و از بازداشت شدگان تحصن 18 تیر مقابل دانشگاه امیرکبیر، پس از پنج روز سرانجام اجازه یافت با خانواده خود تماس کوتاهی داشته باشد.

مادر بهاره هدایت در تماس با کمیسیون زنان گفت بهاره در تماس بسیار کوتاه خود در ساعت 6:20 عصر جمعه، گفته حالش خوب است و از مادر و خانواده اش خواسته نگرانش نباشند. او اشاره کوتاهی نیز به روند بازجویی های خود داشته است.

مادر بهاره هدایت نگران وضعیت چشمان بهاره است که دچار عفونت شده است.

 

ديدار فعالان جنبش زنان با خانواده هدايت:

بهاره افتخار جنبش زنان است

 

کانون زنان ايراني -ترانه بنی یعقوب:

"بهاره هدايت از افتخارات جنبش زنان ایران است و ما تا زمان آزادي اش از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهيم كرد."اين را فعالان جنبش زنان خطاب به خانواده بهاره هدايت مي گويند.

بهاره هدايت فعال دانشجویي؛ صبح روز دوشنبه 18تير ماه به همراه پنج تن ديگر از اعضاي دفتر تحكيم وحدت مقابل دانشگاه اميركبير دستگير شد.

ديروز-پنج شنبه- تعدادي از فعالان جنبش زنان در حمايت از او نزد خانواده اش رفتند.بهاره و ديگر اعضاي دفتر تحكيم وحدت روز 18 تير كه نماد جنبش دانشجوئي است در اعتراض به برخوردهاي اخير با دانشجويان امير كبير و ديگر دانشجويان دستگير و روانه زندان اوين شدند.اما اكنون با گذشت بيش از پنج روز از دستگيري بهاره هنوز خبري از او به خانواده اش نرسيده است.

او سال گذشته نيز در تجمع 22خرداد ميدان هفت تيركه در اعتراض به قوانين تبعيض اميز عليه زنان برگزار شد چند روزي را در همين زندان به سر برده بود.مادر بهاره كه چادر سفيد رنگي بر سر دارد با صداي گرفته از وضعيت دخترش اظهار نگراني مي كند :" بهاره تنها دختر دستگير شده اين جمع است اما با اين همه تاكنون با خانواده اش تماسي نداشته است و اين مرا بسيار نگران مي كند. هميشه از بهاره مي پرسيدم اگر روزي مشكلي برايت پيش بيايد من و پدر پيرت چه كاري بايد انجام دهيم كه او هميشه در پاسخ مي گفت مادر نگران نباش در چنين مواقعي دوستانم پي گير كارهايم خواهند بودو لازم نيست شما كاري كنيد."

اما وقتي مادر بهاره خبر دستگيري او را به همراه همه دوستانش مي شنود بسيار نگران مي شود و احساس مي كند او تنها مانده است.آهي مي كشد و ادامه مي دهد:"اما با ديدن شما روحيه ام واقعا عوض شد و فهميدم هنوز كساني هستندكه به بهاره و دوستانش بيانديشد"

سپيده خواهر بهاره كه دختر شانزده ساله اي است آرام و با طمانينه به حرف هاي ميهمانان گوش مي دهد.و گاهي در تاييد حرفهاي آنها سري تكان مي دهد اما غم عميقي در ته چشمانش به چشم مي خورد.بهاره آنقدر دختر پر شور و فعالي است كه جاي خالي اش در خانه شان كاملاً به چشم مي خورد.

مادربهاره از روز دوشنبه روز دستگيري دخترش مي گويد:روزي كه او صبح خيلي زود خانه را ترك كرد و به مادر ش گفت اگر دير برگشت نگرانش نشود:«به او گفتم خدا پشت و پناهت»وبعد ادامه مي دهد:«بهاره هدف و راهش را بر گزيده و كسي هم نمي تواند مانع فعاليتهايش باشد؛من از همه فعاليتهايش با خبرم و برايش دعا مي كنم

او كه از روز دستگيري بهاره به دليل فشار عصبي كمر درد شديدي گرفته است از اينكه نمي تواند تلاشي براي آزاديش انجام دهد اظهار تاسف مي كند.اما خديجه مقدم فعال امور زنان با لحني مادرانه و مهربان دلداريش مي دهد:«بدانيد كه دانشجويان تنها نيستند و همه گروه ها و فعالان اجتماعي از آنان حمايت مي كنند.همه كسانيكه به عدالت معتقدند هرگز آنان را تنها نمي گذارند

او مي گويد براي ديدن مادر بهاره هدايت لحظه شماري مي كردم تا ببينم مادر او چگونه زني است كه دختر ي اين چنين تربيت كرده است.دختر ي كه همواره منافع جمع را بر منافع فردي ترجيح مي دهد.به گفته او:«فعالان امور اجتماعي براي حق خواهي فرزندانشان هر كاري انجام مي دهند اما هرگز التماس نمي كنند چون فرزندانشان هيچ جرمي مرتكب نشده اند

مادر بهاره كه غم در چشمانش لانه كرده،با بغضي فرو خورده مي گويد:«اما بهاره ناراحتي چشمي داشت،چشمانش چند روز پيش عفونت شديدي كرده بود مي ترسم به وضعيت سلامتش بي توجهي شود.»اما دلداري هاي اطرافيان تا حدي او را آرام مي كند.

نوشين احمدي خراساني ،فعال جنبش زنان در همين زمان يادآور مي شود:«اين بچه ها هيچ كار غير قانوني انجام نداده اند؛طبق اصل 27 قانون اساسي برگزاري تجمعات قانوني است ضمن اينكه اين تحصن كوچك و شش نفره بوده است.بهاره هدايت از افتخارات جنبش زنان ایران است و ما فعالان امور زنان تا زمان آزادي او و دوستانش از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهيم كرد."

مادر بهاره تك تك ميهانان را با مهرباني بدرقه مي كند ؛ خدیجه مقدم، نوشين احمدي خراساني ،پروين اردلان،جلوه جواهري،مريم حسين خواه،زارا امجديان؛سوسن طهماسبي،ناهيد كشاورز، سارا لقماني ،سميه فريد و ديگر فعالان جنبش زنان و نیز دو تن از اعضای کمیسون زنان تحکیم وحدت در اين ديدار حضور يافتند تا به خانواده اين فعال دانشجويي يادآوري كنند كه بهاره تنها نيست.

 

ورود ماموران امنیتی به خانه بهاره هدایت

 صبح روزشنبه 23 تیرحدود ساعت 10 و30 دقیقه ماموران امنیتی به خانه بهاره هدایت واردشدند، وسایل شخصی از جمله سی دی ، کتاب، دست نوشته ها و جزوه ها، البوم های عکس او را با خود بردند.

مادر بهاره هدایت که پس از یک ساعت همچنان از ورود آنها به خانه شان متشنج است می گوید :5 ، 6 نفر مرد و یک زن بودند. اول زنگ زدند. جواب دادم و خانمی گفت بیایید پایین کارتان داریم. من هم پایین رفتم تا دربیرونی را باز کردم بدون معطلی چند مرد خودشان را داخل خانه انداختند و حکم بازرسی خانه را نشان دادند.دیگر نمی دانم چه بگویم تمام خانه را به هم ریختند من هم بااین حالم هنوز گیج هستم

او در ادامه می گوید برایشان شربت آوردم اما با شک وتردید نگاه می کردند که من دیگر عصبانی شدم و گفتم من به شما اطمینان کردم و در را برایتان بازکردم حالا شما به من اطمینان ندارید؟ مطمئن باشید چیزی دراین شربت ها نریخته ام! از آنها پرسیدم دخترم کجاست ؟ گفتند: خودتان که می دانید مگر دیروز با شما تماس نگرفت؟ گفتم: چرا اما نگفت کجاست گفتند: ما هم نمی توانیم بگوییم

اما می گوییم تماس بگیرد.

وی در این باره که آیا فهرست وسایلی را که بردند به آنها دادند یا نه می گوید: بله همه چیزهایی را که بردند صورت جلسه کردند و به من گفتند امضا کن من گفتم امضا نمی کنم مگر من به عنوان یک زن یا مادر در این قوانین جایی دارم که حالا امضایم برایتان مهم باشد. گفتم نه من امضا می کنم و نه دختر کوچکم چون مادر و خواهر هیچ کاره هستند. بنابراین فقط پدرش امضا کرد.

او می گوید مگر دختر من جز حق خواهی چه می خواهد که این طور با ما رفتار می کنند؟

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:12 |
 سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

بلندنظري جالب روحانيت مبارز تهران درباره روحاني مخبر ساواک


به تدريج روحانيون انقلابي پس از چندين بار بازجويي، متوجه مي‌شوند که شرح مباحث آنها در اين جلسات از طريق يکي از اعضا موبه‌مو به ساواک گزارش مي‌شود و سرانجام از يکسو فرد مذکور را شناسايي، و از سوي ديگر ناگزير جلسات خود را تعطيل مي‌کنند. اما به صورت جمعي تصميم مي‌گيرند که نام وي را فاش نکنند و آبروي او را محفوظ نگه دارند...در سال ۵۴ اتهام مهدوي‌كني همكاري با مجاهدين خلق بود.

۲۳ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۴ تعداد بازديد : 10904 كد خبر : ۷۱۴۰۸

سي و هشتمين کتاب از مجموعه‌اي که وزارت اطلاعات درباره چهره‌هاي مهم داراي پرونده در ساواک منتشر مي‌کند، اختصاص به آيت‌الله مهدوي کني دارد. اين در حالي است که اخيرا خاطرات ايشان هم توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامي به چاپ رسيد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» به نقل از
کتابخانه تاريخ اسلام و ايران، مجموعه اسناد پرونده آقاي مهدوي كني عمدتا حاوي گزارش سخنراني‌هاي آقاي كني در مسجد جليلي است‌، جايي که مرکز ثقل فعاليت وي در طول سالهاي ۵۷ ـ ۴۴ به حساب مي‌آمد. ساواك ‌اين مسجد را «محلي براي اجتماع روحانيون مخالف و عده‌اي طرفداران احزاب و دستجات افراطي دانسته‌» و آن را در كنترل داشت‌. در اين‌سخنراني‌ها مي‌توان گرايش يك روحاني انقلابي و مواضع فكري و اجتماعي او را در شرايط پيش از انقلاب دريافت‌.

براي نمونه وي در يك سخنراني در شهريور 1345 روي تبليغات مذهبي تأكيد دارد و اين كه گويندگان مذهبي ما تبليغ درست دين را نمي‌كنند و «با برنامه‌هاي خرافاتي از قبيل شمع روشن كردن و گريه كردن و اين كه هر كس زياد عبادت كند به بهشت خواهد رفت‌، مردم را مشغول نموده‌اند» (آيت‌الله محمدرضا مهدوي‌كني به روايت اسناد ساواك‌، ص 21). حمله به مجله «زن روز» در سخنراني ديگر آمده و از توصيه‌هاي اين نشريه براي گسترش فساد انتقاد شده است (ص 25). ايشان در سخنراني ديگري در اين باره دارد كه تنها قوانين قرآن ضامن نجات بشر است و ديگر قوانين داراي عيب و نقص‌مي‌باشد(ص 31).

گسترش فساد در جامعه و فراواني مراجعان به دادگستري‌ها و مباحثي كه در سمينار زنان مطرح شده بوده‌، از مسائل است كه مورد تأكيد ايشان در سخنراني ديگري در آبان 45 بوده است‌. انتقاد از كارهاي دولت به طور مستقيم و غير مستقيم در سخنراني‌هاي ايشان مطرح مي‌شده است از جمله اين كه «گفت‌: چند چيز است كه قرآن منع كرده و حالا دولت انجام مي‌دهد: يكي حجاب زن‌، يكي حقوق به اصطلاح مساوي زن و مرد و چيزهاي ديگر» (ص 42). بحث درباره موسيقي هم به صورت پرسش و پاسخ مطرح شده كه آقاي مهدوي گفته است: «سازندگان موسيقي يا دست به خودكشي زده‌اند و يا مبادرت به اعترافاتي كه نشان دهنده اين مضرّات است كرده‌اند». (ص 46). يك نمونه‌اش برادرزاده آقاي مهدوي كني است كه ايشان شرح حال او را كه كارش فلوت زدن بوده به تفصيل بيان كرده است‌. (ص 49 ـ 50). بحث از ورزش و شطرنج و فوتبال هم تقريبا به طور مرتب در اين سخنراني‌ها مطرح مي‌شده است‌.

در جلساتي هم‌كه برخي از روحانيون انقلابي معمولا در قالب جامعه روحانيت تهران داشتند و در منزل شيخ «ح» برگزار مي‌شد يا در خانه ديگري بود اما شيخ «ح» حضور داشت‌، گزارش‌هايي از آقاي مهدوي‌كني و مطالب اظهار شده از طرف وي آمده است (ص 107، 108، 109 و....). مهدوي كني يكي از اركان ‌ثابت اين جلسات بوده و به همين دليل نوع گزارش‌هاي اين جلسات در پرونده وي هم ضبط شده است‌.

جالب آن‌که به تدريج روحانيون انقلابي پس از چندين بار بازداشت و بازجويي، متوجه مي‌شوند که شرح مباحث آنها در اين جلسات از طريق يکي از اعضا موبه‌مو به ساواک گزارش مي‌شود و سرانجام از يک سو فرد مذکور را شناسايي، و از سوي ديگر ناگزير جلسات خود را هم در سال 54 تعطيل مي‌کنند. اما جالب اين‌که آنها به صورت جمعي تصميم مي‌گيرند نام وي را فاش نکنند و آبروي او را محفوظ نگه دارند که گويا تاکنون نيز پس از 30 سال، همين رويه حفظ شده است.
يکي از نکات جالب، ارائه اخبار و چاره‌انديشي جمعي روحانيون مبارز در اين جلسات بوده است.

شهريور 49: «مهدوي‌کني گفت: به قول مرتضي مطهري، چند سال است که در ايران از دين زرتشت طرفداري و تبليغ مي‌شود، بايد فکري کرد. هاشمي جواب داد: خوب است آقايان درباره ايران باستان مطالعه کنند و به طور متمايل و ضمني اسلام را در مقابل زرتشت مورد بحث قرار داده و معرفي نمايند». (ص ۱۳۱) اندکي بعد استاد مطهري کتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» را نوشت.

در جلسه ديگري (بهمن ۴۸)، هاشمي اظهار داشت: در مجله «زن روز» مطالبي راجع به حجاب نوشه شده و خيلي به افرادي که حجاب دارند، حمله شده و از مطهري خواست که مقاله‌اي بنويسد، ولي وي قبول نکرد و گفت، سکوت بهتر است. (ص ۱۱۸). بعدها مقاله استاد مطهري در همان مجله «زن روز» چاپ و اندکي بعد مجموعه آنها در کتاب مسأله حجاب منتشر شد. در اين جلسه آقايان مرواريد، شيخ ح..، سيد علي غيوري، شهيد محلاتي، شيخ جعفر شجوني، موحدي کرماني، باهنر، مهدوي کني و هاشمي رفسنجاني در منزل آقاي مطهري حضور داشتند.

آقاي مهدوي از پيش از انقلاب در مبحث «اقتصاد اسلامي‌» تحقيقاتي كرده بود كه در همين سخنراني‌هاي مسجد جليلي نيز گاهي از آن مطالب گزارش شده است (ص 82، 86، 88، 97 و بسياري از صفحات ديگر). روشن است كه هدف آقاي مهدوي ارائه «نظام اقتصادي اسلام‌» بوده است‌. يكبار گفته بود «اسلام دين كاملي است و براي سياست، حكومت و اقتصاد هر كدام برنامه‌هاي مفصلي دارد». در همان سخنراني ضمن اعلام حرمت بهره‌هاي بانكي بر اساس فتواي امام از مردم خواسته بود پول‌هاي خود را در صندوق‌هاي تعاون و ذخيره جاويد مسجد لرزاده و غيره بگذارند (ص 197). گفتني است، حسن توانايان فرد ـ اقتصاددان كه اوايل انقلاب فراوان از وي نوشته و اظهار نظر شنيده مي‌شد ـ از افرادي بود كه مرتب در سالهاي 45 ـ 47 در مسجد جليلي ‌حاضر مي‌شد.

از گزارش ساواك روشن مي‌شود كه نشرياتي هم در مسجد جليلي تكثير و به فروش مي‌رسيده است (ص 89). در مسجد جليلي جلسات جشن نيمه شعبان هم برگزار مي‌شده كه در يكي از آن جشن‌ها كه در مهر 51 برگزار شد، علي حجتي كرماني‌ و شهيد محلاتي سخنراني‌ سيار تندي ايراد كردند (ص 238 ـ 240). آقاي مهدوي يك بار در اوايل سال 52 دستگير شد، اما ساواك با ارفاق وي را آزاد كرده، به او هشداد داد «در صورتي كه بخواهد مجددا رويه خلاف خود را دنبال كرده و با نتيجه‌گيري از تاريخ اسلام و تسرّي غير منطقي آن به اجتماع كنوني ايران در سخنراني‌هاي خود متعصبين مذهبي را عليه رژيم تحريك كند... به هيچ وجه در باره وي اغماض نخواهد شد». (ص 269). در اين مسجد گاه‌مرحوم باهنر، آقاي امامي كاشاني‌، سيد هادي خامنه‌اي و روحانيون ديگر هم سخنراني مي‌كردند. به ويژه در دوره‌اي كه آقاي مهدوي كني ممنوع‌المنبر بود، اين رويه مورد عمل قرار مي‌گرفت‌. آقاي مطهري هم گاه براي چندين شب متوالي در آنجا برنامه داشت (ص 327).

در اسفند 53 گزارش شده است كه «مسجد جليلي تهران پايگاه عناصر متعصب مذهبي وابسته به گروه‌ها و دستجات برانداز و مضرّه شده است‌». (ص 321). در شهريور 54 ساواك به شدت روي آقاي مهدوي كني حساس شده و دستور تشكيل جلسه كميسيون امنيت اجتماعي را درباره دستگيري و تبعيد وي داده است (ص 345). مسجد جليلي مركزي براي رفت و آمد برخي از مجاهدين هم بود و داستان ارتداد آنان روي سخنراني‌هاي آقاي‌ مهدوي تأثير گذاشت‌. وي در سخنراني خود در مهر 54 گفت‌: عده‌اي از جوان‌ها كه هميشه مشت گره كرده خود را آماده مبارزات اعلام مي‌كنند، چرا نبايد به نماز اهميت بدهند در حالي كه علي عليه السلام كه اول مبارز است، نماز را خيلي اهميت مي‌داده است‌. نامبرده اظهار تأسف كرد كه چرا بايد اولاد مسلمان‌ها ماترياليست و بي‌نماز شوند». (ص 357).

آقاي مهدوي كني چند روز بعد در همان مهر 54 دستگير و به بوكان فرستاده شد(ص 370). اندكي بعد به دليل اعترافاتي كه افراخته كرده بود، به زندان كميته شهرباني منتقل شد. اتهام نامبرده همكاري با مجاهدين خلق بود (ص‌387 ـ 388). وي با اين كه به چهار سال حبس محكوم شده بود در آبان 56 آزاد گرديد. آقاي مهدوي در مهر سال 57 هم براي مدتي بازداشت بود(ص 426ـ 417). آخرين بازجويي از وي نوزدهم دي ماه 57 است (ص 430).

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:3 |

دو فعال کارگری در سنندج محاکمه شدند

شيث امانی، رييس، و صديق کريمی، عضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، روز شنبه ۲۲ تير، دردادگاه سنندج محاکمه شدند.

اين دو فعال کارگری در جريان برگزاری روز جهانی گارگر دراين شهر بازداشت و پس از حدود ۴۰ روز آزاد شدند.

جعفر عظيم زاده، سخنگو و عضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، در مورد اين دادگاه و اتهامات وارد آمده به آقايان امانی و کريمی به راديو فردا گفت:«مقام های قضايی، هنگام ازادی شيث امانی و صديق کريمی، اتهامات زيادی را به آنها وارد کرده بودند. تبليغ به نفع گروهک های ضد انقلاب، اقدام عليه امنيت ملی از طريق شرکت در تجمعات غير قانونی، عضويت در اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار، اخلال در نظم عمومی، همکاری با کميته دفاع از محمود صالحی و جمع آوری کمک مالی برای خانواده اين فعال کارگر زندانی، از جمله اين اتهامات بوده اند.»

وی افزود:«وکلای مدافع شيث و صديق هم لايحه دفاعيه خود را برا اساس اين اتهامات تهيه کرده بودند، اما دادگاه تغيير رويه داد و اين دو فعال کارگری به سه اتهام محاکمه شدند.»

يکی از اين سه اتهام، به گفته آقای عظيم زاده، شرکت در تجمعات غيرقانونی بود که در پی صحبت هايی که در دادگاه شد، به اتهام شرکت درتجمع غيرقانونی اول ماه مه، ۱۱ ارديبهشت، تغيير يافت.

۱۱ فعال کارگر نيز در روز سه شنبه گذشته در سنندج محاکمه شدند

اين فعال کارگری، دومين اتهام آقايان امانی و کريمی را تبليغ به نفع گروهک های ضد انقلاب از طريق شرکت در همين تجمعات عنوان کرد و گفت:«سومين اتهام، تجمع درمقابل زندان مرکزی سنندج بود. اين درحالی بود که اصولا اتحاديه سرارسری کارگران اخراجی و بيکار، تجمعی را در مقابل اين زندان برگزار نکرده بود.»

او اضافه کرد:« فقط دو بار به خاطر زندانی شدن محمود صالحی، فعال کارگری، اعضای هيات مديره اتحاديه به ديدن همسرش رفتند و مبلغی را به عنوان کمک مالی در اختيار وی قرار دادند. همچنين آنها درخواست ملاقات با آقای صالحی کردند، که از سوی مقام های زندان پذيرفته نشد.»

جعفر عظيم زاده اشاره کرد که شيث امانی و صديق کريمی تاکيد کرده اند که برگزاری مراسم روز جهانی کارگر، که در بسياری از کشورهای جهان جشن گرفته می شود، جرم نيست و در عين حال، اتهام تبليغ به نفع گروهک ها را تکذيب کرده اند.

سخنگو و عضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران خبر داد که قرار است حکم شيث امانی و صديق کريمی تا چها رروز ديگر اعلام شود و افزود:«پيش بينی حکم دادگاه برای اين دو عضو اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار دشوار است.»

او درمورد ۱۱ کارگری که روز سه شنبه، ۱۹ تير، درسنندج محاکمه شدند، می گويد:«به نظر نمی رسد که اکثر آنها محکوم شوند و حکم جدی برای آنها صادر نخواهد شد.»

اتهام اين ۱۱فعال کارگری، تجمع غيرقانونی و اخلال درنظم عمومی است.

به گزارش سايت اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکارايران، قاضی دادگاه اين ۱۱ فعال کارگری درجريان محاکمه بر غيرقانونی بودن مراسم روز جهانی کارگر تاکيد کرده است، اما متهمان نيز گفته اند که دو هفته پيش از اين مراسم درسنندج، از فرمانداری درخواست مجوز کرده و رونوشت آن را به اداره کار، نيروی انتظامی و اداره اطلاعات استان کردستان داده بودند، اما هيچگاه با اين درخواست مخالفت نشد.

بر اساس اين گزارش، قرار است حکم اين ۱۱ فعال کارگر درروز هشتم مرداد به آنان ابلاغ شود.

اقدامات امنيتی برای جلوگيری از فعاليت های سنديکايی

حسين باستانی، روزنامه نگار، در مورد اعمال فشارهای اخير دولت جمهوری اسلامی ايران بر فعالان کارگری و سنديکايی، از جمله بازداشت منصور اسانلو و يا محاکمه فعالان کارگر در شهر سنندج، به راديو فردا گفت:«اينگونه فشارها، هميشه درايران وجود داشته و هيچگاه نظر مثبتی نسبت به فعاليت های سنديکايی و کارگری وجود نداشته است.»

تلاش می شود که اخبار کارگری درداخل و خارج از ايران انعکاس پيدا نکند

وی با اشاره به اين موضوع که در سال های اخير، يک دليل بر دلايل ديگر برای برخورد با سنديکاها و فعالان کارگری افزوده شده است، افزود:«به دليل شرايط بين المللی و انتظار برای تحريم های بيشتر عليه ايران، اين احتمال را می توان داد که مشکلات اقتصادی کارخانه ها، به دليل اعمال تحريم های بيشتر و کاهش واردات افزايش يابد.»

آقای باستانی گفت:«درحالی که بسياری از واحدهای توليدی در پرداخت حقوق و دستمزد کارگران خود مشکل دارند، افزايش مشکلات برای اين واحدها بحران زا خواهد شد و بايد در انتظار تشديد اعتراض های کارگری بود.»

اين روزنامه نگار گفت:«اقدام پيشگيرانه ای به لحاظ امنيتی انجام می گيرد، سد کردن راه فعاليت های سنديکايی و مزاحمت ايجاد کردن برای فعالان سنديکايی است تا مانع از گسترش فعاليت های اعتراضی کارگران ناراضی از شرايط خود شود.»

وی فيلترينگ و توقيف خبرگزاری کار، ايلنا، را در چهارچوب همين برخوردها با مسايل کارگری ارزيابی کرد و گفت:«اين برخورد عجيبی بود، زيرا برای نخستين بار بود که در جمهوری اسلامی، يک خبرگزاری فيلتر شد.»

حسين باستانی در اين مورد اعتقاد دارد که انعکاس اخبار دانشجويی و به ويژه کارگری، حساسيت نسبت به اين خبرگزاری را برانگيخت. به عبارت ديگر تلاش می شود که اخبار کارگری درداخل و خارج از ايران انعکاس پيدا نکند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 8:56 |

گزارش تشریحی عفو بین الملل از «نقض حقوق بشر در ایران»

سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است، روز جمعه ۱۳ ژوئیه در گزارشی ، نگرانی شدید خود را از نقض حقوق بشر در ایران به ویژه از آنچه «دستگیری مدافعان حقوق بشر، احکام روزافزون اعدام و سنگسار» نامید، اعلام کرده است.

عفو بین الملل در این گزارش از مقامات ایرانی می خواهد تا به قوانین بین المللی احترام بگذارند و کسی را به دلیل اظهار عقیده و یا تجمع صلح آمیز دستگیر نکنند.

سازمان عفو بین الملل نگرانی خود را از سنگسار افراد در ایران ابراز داشته و خواستار تعلیق تمامی احکام اعدام و حذف آن از قوانین ایران در آینده شده است.

این سازمان با جزییات به موارد اخیر نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است.

دستگیری مدافعان حقوق بشر

به گزارش عفو بین الملل محمد صادق کبودوند، مدیر سازمان حقوق بشر کردستان و جلال قوامی از اعضای هیات مدیره این سازمان در اوایل ماه ژوئیه دستگیر شدند.

عفو بین الملل می گوید که محمد صادق کبودوند که توسط لباس شخصی ها در  روز اول ژوئیه دستگیر شد به دلیل مقاله هایش در نشریه توقیف شده «پیام مردم کردستان» به یک سال زندان محکوم شده است.

این سازمان گزارش می دهد که جلال قویمی از خبرنگاران «پیام مردم کردستان» و از اعضای سردبیری مجله «دیدگاه» در نهم ژوئیه زمانی که به دادگاه انقلاب اسلامی در سنندج احضار شده بود، دستگیر شد.

به نوشته سازمان عفوبین الملل آقای قویمی به دلیل سازماندهی تظاهراتی آرام به منظور اعتراض به کشته شدن شوان قادری، جوان مهابادی، به دست ماموران امنیتی به سه سال زندان محکوم شد و درخواست وی برای تجدید نظر در حکم صادر شده رد شده است.

عفو بین الملل می افزاید این امکان وجود دارد که سعید ساعدی، روزنامه نگار دیگر کرد که به همین اتهام به دو سال ونیم زندان محکوم شده بود ، به زودی دستگیر شود.

دستگیری دانشجویان در سالگرد ۱۸ تیر

عفو بین الملل همچنین در مورد دستگیری ۱۶ نفر در روز  ۱۸ تیر که مصادف بود با  هشتمین سالگرد سرکوب نهضت  دانشجویان  گزارشی تهیه کرده است.

عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر  در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت  شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردند.

به نوشته این نهاد، بهاره هدایت، سرپرست «کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» به همراه پنج نفر دیگر از اعضای کمیته مرکزی این سازمان به نام های محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفاقی در روبه روی دانشگاه امیرکبیر در تهران دستگیر شدند.

عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر  در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت  شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردند.

به نوشته این سازمان، علیرضلا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، دستگیری این ۱۶ نفر را تایید کرده و گفت که تحقیق در مورد شرکت این افراد در گردهم آیی های غیر قانونی در جریان است.

تحت فشار قرار دادن اتحادیه های کارگری

عفو بین الملل در بخش دیگری از خود گزارش خود، از بازداشت اخیر منصور اسانلو، رييس هئيت مديره  سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران خبر می دهد.

عفو بین الملل: آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است

به نوشته این سازمان، آقای اسانلو روز ۱۰ ژوئیه توسط افرادی  ناشناس مورد حمله قرار گرفت و آنها او را با زور به داخل خورویی کشاندند.

 به گزارش عفو بین الملل، آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است.


شلاق و زندان برای فعالان حقوق زنان

عفو بین الملل در مورد ادامه سرکوب فعالان برابری حقوق زنان گزارش می دهد که دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند.

در گزارش این سازمان از دل آرام علی نام برده شده که متهم به شرکت در تظاهرات غیر قانونی و تبلیغات علیه نظام شده و  دادگاه او را به ۳۴ ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده است.

دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند.

به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، عالیه اقدم دوست به  سه سال و چهار ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق و نسیم سلطان بیقی نیز به دو سال زندان  محکوم شده است.

 سازمان عفو بین الملل می گوید این سه نفر در حال حاضر آزاد هستند و در انتظار حکم دادگاه در مورد تقاضای فرجام خود هستند. عفو بین الملل می گوید در صورت زندانی شدن این سه نفر این سازمان آزادی بی قید و شرط آنها را درخواست کرده و این سه فعال حقوق زنان را به عنوان زندانی عقیدتی خواهد شناخت.

عفو بین الملل  تنبیه بدنی مانند شلاق زدن را امری غیر انسانی، بی رحمانه و تحقیرکننده و در حد شکنجه می داند.

اعدام ها

به نوشته عفو بین الملل ایران یکی از کشورهایی در جهان است که بیشترین حکم اعدام را اجرا می کند و از ابتدای سال ۲۰۰۷ دستکم ۱۲۰ نفر در این کشور اعدام شدند و تا پایان امسال این تعداد می تواند شامل ۱۷۷ نفر شود.

سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند.

عفو بین الملل گزارش می دهد که در سال ۲۰۰۷ که هم اکنون در ميانه آن به سر می بريم، ايران تاکنون تنها کشوری در جهان به شمار می رود که حکم اعدام برای نوجوانان را صادر و اجرا کرده است:«طی اين سال، ما دست کم دو مورد از اعدام نوجوانان در ايران را ثبت کرده ايم: محمد موسوی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال و در هنگام جاری شدن حکم اعدام در ماه آوريل ۱۹ سال داشت؛ و کودکی بلوچ به نام سعيد قنبر زهی که در ماه مه امسال در زاهدان اعدام شد و در هنگام ارتکاب جرم تنها ۱۷ سال داشت.»

در پایان عفو بین الملل در مورد سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین گزارش می دهد و نگرانی خود را از سنگسار شدن مکرمه ابراهیمی ابراز داشته است.

سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 8:47 |

محمود صالحي به اغما رفت

در زندان سنندج - یکشنبه 24 تیر 1386 [2007.07.15]

مسعود باستاني

محمود صالحي فعال كارگري و نماينده كارگران خباز شهر سقز كه در پي پرونده مربوط به مراسم روز جهاني كارگر در اين شهر به يك سال حبس محكوم شده، بر اثر تشديد بيماري كليوي در زندان سنندج به حالت اغما رفت و به بيمارستان توحيد سنندج اعزام شد.

نجيبه صالح زاده همسر اين فعال كارگري با اعلام اين خبر مي افزايد: متاسفانه و عليرغم حال نامساعد محمود مسئولان زندان پس از گذشت يك شب از بستري شدن وي و انجام آزمايشات مقدماتي و سونوگرافي صبح روز جمعه او را مجددا به زندان بازگرداندند.

همسر صالحي با اشاره به تماس تلفني همسرش از زندان سنندج گفت او قصد دارد از پزشك معالجي كه در مراجعت قبلي وي به بيمارستان او را ترخيص و حال وي را مساعد اعلام كرده است، شكايت كند. وي افزود: حال محمود طي اين چند روز به شدت وخيم شده است، به طوري كه به گفته خودش تمام بدن از كار افتاده و تنها با يك گوش مي شنيده كه او را به بيمارستان برده اند.

وي در ادامه از تقاضاي پزشك بهداري و رئيس زندان سنندج از دادستاني اين شهر براي انتقال محمود صالحي به بيمارستان خبر داد و گفت: روز جمعه پزشكي كه محمود را در بيمارستان توحيد سنندج ويزيت كرده با تاكيد بر ضرورت انتقال فوري به مراكز درماني و معالجه سريع وي به مسئولان گفته است اگر او را چند ساعت ديرتر به بيمارستان اعزام كرده بودند ممكن بود جانش را از دست بدهد.

صالح زاده با شاره به وضعيت بحراني همسرش و نياز فوري وي به معالجات پزشكي در خارج از زندان از مسئولان قضايي كردستان تقاضاكرد با صدور مجوز براي انتقال محمود صالحي به مراكز درماني از وقوع يك فاجعه جلوگيري كنند. وي در ادامه از نهادهاي بين المللي و سازمان هاي كارگري هم خواستار كمك فوري براي نجات جان اين كارگر شد.

اعتصاب غذا براي حمايت از صالحي

از سوي ديگر بهزاد سهرابي، عضو كميته دفاع از محمود صالحي در شهر سنندج و از همكاران وي در كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل هاي كارگري كه صالحي وظيفه سخنگويي آن را بر عهده داشته است با ابراز نگراني از وضعيت بحراني صالحي از تصميم كميته دفاع از محمود صالحي براي اعتصاب غذا در حمايت از وي خبر داد و گفت: اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي قصد دارند تا به مناسبت صدمين روز دستگيري و زنداني شدن محمود صالحي و به نشانه اعتراض به بي توجهي مسئولان به بيماري وي اعتصاب غذا كنند.

وي در ادامه با بيان اينكه جمعي از كارگران سنندج و 80 نفر از كارگران شهرستان سقز از اين حركت حمايت كرده و به اعتصابيون پيوسته اند از اعلام حمايت اتحاديه كارگران كشور فنلاند از اين اقدام خبر داد و افزود: ما اميدواريم طي چند روز آينده و پس از رايزني با شوراي هماهنگي تشكل هاي كارگري در تهران بتوانيم حمايت ايشان، كارگران و دانشجويان را هم به اين اعتصاب غذا جلب كنيم.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 8:40 |

واکنش ها به خبر «تشویق به مهاجرت یهودیان ایرانی»

میترا فرهمند (اسراییل)

درپی انتشار گزارشی که روزنامه اسراييلی معاريو يکشنبه گذشته درباره افزايش کمک های مالی ازسوی  سازمان های اسراييلی وثروتمندان يهودی به هدف تشويق يهوديان باقيمانده درايران به خروج ازاين کشورمنتشرکرده بود، سازمان ها وشخصيت های يهودی ايرانی مقيم اسراييل وايران را به واکنش هايی برانگيخته است.

 افراد عادی يهودی ايرانی ونيزدولت ايران به اين خبرها واکنش نشان داده اند، ونام سفارتخانه برخی ازکشورهای خارجی درايران نيزدرپيوند با اين امرمطرح شده است.

روزنامه معاريو نوشته بود، با ياری شماری معدود ازثروتمندان يهودی ايرانی زاده، که خود اکثرا مقيم امريکا هستند، سازمان های يهودی واسراييلی ازمنابع مالی چشمگيری برای اختصاص بودجه های تازه به امرمهاجرت يهوديان ايرانی برخوردارشده اند.

به نوشته معاريو، دريافت اين کمک ها ازسوی سوخنوت (آژانس يهود) موجب شده که اين سازمان، برنامه های جديدی رابرای تشويق بيشتر ۲۵ هزاريهودی باقی مانده درايران به ترک زادگاه خود تنظيم کنند.

 براساس اين برنامه ها، کمک های مالی بلاعوض به يهوديانی که به سوی اسرایيل مهاجرت کنند، دو برابر شده  و هر يهودی، از نوزاد يک روزه تا سالمندان درهرسنی، ازده هزاردلار کمک بلاعوض همراه با امتيازات گسترده ديگری برای گشودن فصل نوين زندگی دراسرایيل بهره مند خواهند شد.

به نوشته روزنامه معاریو به هرخانواده يهودی ایرانی  درصورت مهاجرت دسته جمعی ۶۰ هزاردلارهمراه با وام های چشمگيربرای خريد منزل واتومبيل جديد پرداخت خواهدشد ونيزدوره های تحصيلی رايگان برای کسانی که فورا دررشته شغلی خود کاری دراسرائيل نيابند، به منظور آشنا شدن با مشاغل ديگربرقرارخواهد شد

به هرخانواده يهودی درصورت مهاجرت دسته جمعی ۶۰ هزاردلارهمراه با وام های چشمگيربرای خريد منزل واتومبيل جديد پرداخت خواهدشد ونيزدوره های تحصيلی رايگان برای کسانی که فورا دررشته شغلی خود کاری دراسرائيل نيابند، به منظور آشنا شدن با مشاغل ديگربرقرارخواهد شد، وتحصيل جوانان ايرانی يهودی دردانشگاه های اسرائيل رايگان خواهد بود.

 درحاليکه خود جوانان اسراييلی برای تحصيل دردانشگاه بايد شهريه های کلان بپردازند.

درگزارش هايی که رسانه های اسراييل درپی انتشاراين خبر روزنامه معاريو منتشرکرده اند، يهوديان ايرانی زاده ای که سال هاست به اسراييل مهاجرت کرده اند، هنوزازدلبستگی وتعلق خاطر خود به ايران سخن گفته اند.

خانم مهناز، يک زن جوان که اکنون دراسراييل کارمند بانک است، به شبکه اول تلويزيون اسراييل ميگويد، وضعيت يهوديان باقی مانده درايران اکثرا خوب است وآنانی که هنوزدرايران هستند، با اراده خود مانده اند ونمی خواهند زادگاه خويش راترک کنند.

فردی به نام ديويد، که يک برنامه تلويزيونی محلی نيم ساعته رادراسراييل به زبان فارسی اداره می کند، به تلويزيون اسراييل می گويد، کمکهايی که برای تشويق يهوديان ايرانی به خروج ازايران درنظرگرفته شده، کافی نيست.

زيرا پولی که آنها بتوانند ازفروش خانه واموال خود به خارج ازايران منتقل کنند، درمقايسه با هزينه زندگی دراسراييل يا امريکا ناچيزاست.

اما مقامات آژانس يهود دراسراييل می گويند، ادامه زندگی درايران نظر به وضعيت بين المللی ايران، ممکن است برای يهوديان خطراتی درپی داشته باشد.

 اين سازمان، ايران رابه عنوان «کشوری که ضريب ريسک زندگی درآن بالاست» توصيف کرده است. باتوجه به ميزان اين ضريب مخاطره است که مبلغ کمک های آژانس يهود به يهوديان کشورهای جهان تعيين می شود.

يهوديانی که ازامريکا يا کشورهای غربی به اسراييل مهاجرت می کنند، چون زادگاهشان ضريب امنيتی بالايی درفهرست آژانس يهود دارد، ازکمک های بسيارکمتری درمقايسه با يهوديان کشورهای اسلامی وعربی برخوردارمی شوند.

واکنش یهودیان ایرانی

درايران، انجمن کليميان ايران، دربيانيه ای که سه شنبه با امضای موريس معتمد، نماينده اقليت يهودی، درمجلس شورای اسلامی منتشرکرد، نوشت: «يهوديان ايران به فرهنگ اصيل وهويت ايرانی خود عشق می ورزند وتهديدها وتطميع های ناپخته سياسی، هيچ گاه درهويت زدايی ازايرانيان يهودی راه به جايی نخواهد برد».

 آقای  معتمد همراه با  سيامک مره صدق، رييس جديد انجمن کليميان ايران دراين بيانيه افزودند: «اقليت های دينی کليمی، زرتشتی ومسيحی ايران براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران از تمامی حقوق شهروندی خود برخوردارند».

منوچهرمتکی،  وزيرخارجه جمهوری اسلامی ايران،  نيزپنجشنبه درحاشيه مراسمی درتهران برای نخستين باربه طورعلنی دراين باره اظهارنظرکرد وگفت: «هموطنان يهودی ازبخش های فعال جامعه هستند وتحت تاثيراين گونه وسوسه ها قرارنمی گيرند».

آقای مهدی مصطفوی، قائم مقام وزارت خارجه ايران، چهارشنبه درمصاحبه ای با سايت خبری «عصرايران» درتهران، با اشاره به برخی سفارتخانه های اروپايی که به اقليت های ايرانی نيزهمانند ديگرايرانيان، ويزای کشورخود رامی دهند، گفته بود: «دولت ايران منعی نمی بيند که يک فرد به سفارتخانه يک کشوراروپايی يا هرکشورديگری مراجعه ودرخواست ويزاکند».

 آقای مصطفوی درعين حال گفته بود: «اما اگرمساله فراتر ازاين باشد، آنرا قابل پيگيری می دانيم». وی درباره نحوه اين «پيگيری» توضيحی نداده بود.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 16:48 |
      سايت خبري تحليلي بازتاب       www.baztab.com

هلال ماه عسل


نگاه روزنامه ايتاليايي به ازدواج موقت در ايران

۲۰ تير ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۰:۷ تعداد بازديد : 3760 كد خبر : ۷۱۱۴۷

ازدواج موقت در ايران: يك تجارت ممنوعه، يك راه چاره يا يك راه‌حل دورومآبانه؟
در ايران، آمد و شد با جنس مخالف، جرم است، ليكن يكي از وزرا پيشنهاد پيوندهاي موقت براي برآورده ساختن «نيازهاي جنسي» را مي‌دهد.

ايران ميان بحران هسته‌اي و خطرات ناشي از تحريم‌هاي اقتصادي، بحران‌هاي داخلي و بين‌المللي سير مي‌كند. با وجود اين، به تازگي نام حجت‌الاسلام مصطفي پورمحمدي، وزير كشور را در صفحات نخست روزنامه‌ها مي‌بينيم. وي اعلام داشت كه ازدواج موقت، بهترين راه‌‌حل براي كاهش مشكلات اجتماعي است. اين وزير در خلال گردهمايي پيرامون چنانچه به اين مسئله بينديشيم كه در سال 1994 ميلادي، دولت تصميم گرفته بود «خانه‌هاي عفاف» تأسيس كند؛ خانه‌هايي كه در آن ازدواج موقت حتي براي چند ساعت منعقد مي‌شد؛ خانه‌هايي بسته با مشروعيت اسلامي، آيا ازدواج موقت كاملا وجهه ديگري مي‌يابد؟

«ازدواج موقت» (در فارسي: صيغه) رويه‌ خاص اسلام شيعه اثني‌عشري است. اين يك پيمان ازدواج است كه در آن، طرفين مدت آن را تعيين مي‌كنند (از يك دقيقه تا 99 سال). امروزه بيشتر مفتي‌هاي سني آن را ممنوع مي‌‌كنند، در حالي كه روحانيت شيعه ايران آن را مشروع مي‌داند و اظهار مي‌دارد كه هنگام حيات پيامبر، حضرت محمد(ص) و پيش از آن‌كه از سوي عمر، خليفه دوم، ممنوع شود، اجرا مي‌شد. برخي از افراد از امام موسي كاظم(ع)، امام هفتم شيعيان كه ازدواج موقت را براي مردان مجرد يا مردان متأهلي كه از همسرانشان دور هستند، مجاز مي‌دانست، چنين روايت مي‌كنند ... .

آنچه مسلم است، ‌اين‌كه ازدواج موقت پيش از پيروزي انقلاب اسلامي هم اجرا مي‌شد و امروزه در قانون مدني نيز پيش‌بيني شده است. يك مرد حق دارد همز‌مان چهار ازدواج دايم و تعداد نامعيني نيز ازدواج موقت متوالي را منعقد سازد. در ازدواج موقت، طرفين بايد درباره بچه‌دار نشدن به توافق برسند، ليكن چنانچه فرزندي متولد شود، دست‌كم به طور نظري، داراي همه حقوق كودكي خواهد بود كه در يك ازدواج دايم به دنيا آمده است.

ديدارهايي در شبكه اينترنت
امروزه آمار دقيقي پيرامون ازدواج موقت وجود ندارد، ليكن شكي نيست كه چنين چيزي رواج دارد و استفاده از سايت‌هاي اينترنتي براي يافتن شريك زندگي، گواه بر اين مسئله است. ممكن است با آگهي‌هايي مانند آگهي مينا 41 ساله كه بيوه است، روبه‌رو شويم. او آمادگي خود را براي ازدواج موقت اعلام نموده و از افراد ذينفع مي‌خواهد با پست الكترونيك تماس برقرار كرده و درخواست‌هاي خود، ميزان مهريه (كه طبق شريعت به عهده داماد است) و مدت مورد نظر را مشخص نمايند. در آگهي ديگري،‌ محسن هجده ساله، خواهان تجربه كردن يك ازدواج موقت است و خواهان همسري متدين و حاضر است ماهانه يك سكه طلا مهريه به او بدهد. فضاي مجازي بهترين مكان براي ديدن پيشنهاد‌هاست؛ پرمراجعه‌ترين سايت‌هاي مربوط به ازدواج موقت، بيش از هزار كاربر در روز دارند.

سخنان پورمحمدي، وزير كشور، بحث و جدل‌هايي را برانگيخت، ليكن به عقيده سخنگوي دولت، او صرفا در مقام روحاني و كارشناس ديني سخن مي‌گفت و بيان اين مسئله از سوي او، به قوه مجريه مربوط نمي‌شود. در ضمن، بايد از خود بپرسيم كه در جامعه امروز ايران، ازدواج موقت به چه معناست و چرا يك وزير ترغيب به انجام آن را لازم مي‌داند؟
گويا، هيأت حاكمه ايران، ازدواج «مدت‌دار» را روشي براي پيگيري امور جامعه‌اي قلمداد مي‌كند كه در حال دگرگوني است. نخستين رهبر جمهوري اسلامي كه آشكارا در اين‌باره سخن گفت، علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني است كه در سال‌هاي دهه 80 ميلادي رئيس‌جمهور بود.

به باور وي، اين امر راه‌حلي بود كه از سوي شريعت و به منظور حفظ جامعه از «آلودگي اخلاقي» مقرر شده بود. وي از استدلالات آيت‌الله مطهري اقتباس مي‌كرد كه يكي از «بنيانگذاران» عقيدتي انقلاب اسلامي سال 1979 ميلادي و شاگرد درگذشته امام خميني(ره) بود. وي ازدواج موقت را براي جلوگيري از زنا مفيد مي‌دانست: «امروزه جوانان اعم از پسر و دختر به ندرت در سنين پايين تن به ازدواج مي‌دهند. در دوره امروزي، فاصله ميان بلوغ طبيعي و بلوغ اجتماعي همچنان رو به افزايش است (...) از آنجايي كه غريزه جنسي وجود دارد، پس چه بايد كرد؟ بايد به دختران و پسران جوان پيشنهاد داد خويشتن‌داري كنند؟ آيا بايد به آنان اجازه داد روابط نامشروع داشته باشند؟ ازدواج موقت يك پاسخ است». اين دقيقا استدلال پورمحمدي، وزير كشور است.

چنانچه به اين مسئله بينديشيم كه در سال 1994 ميلادي، دولت تصميم گرفته بود «خانه‌هاي عفاف» تأسيس كند؛ خانه‌هايي كه در آن ازدواج موقت حتي براي چند ساعت منعقد مي‌شد؛ خانه‌هايي بسته با مشروعيت اسلامي، آيا ازدواج موقت كاملا وجهه ديگري مي‌يابد؟

اين طرح در ميان بحث و جدل‌ها بايگاني شد، ليكن به مرحله عملي شدن بسيار نزديك شده بود و شايد نشانگر چهره واقعي ازدواج موقت بود. درواقع در جامعه واقعي يك تبعيض فرهنگي و طبقاتي بسيار آشكار وجود دارد. در ميان طبقات متوسط و باسواد، ازدواج موقت وجود ندارد، ليكن در ميان اقشار پايين‌تر، فوق مذهبي و سنت‌گرا، اين مسئله رواج دارد، آن هم توسط كساني كه به دلايل اقتصادي، امكان انجام يك ازدواج واقعي را ندارند و در ضمن به سبب اعتقادات ديني يا نظارت اجتماعيف جرأت برقراري رابطه آزاد را نيز ندارند.

گاه، ازدواج موقت سرپوشي بر فحشاي واقعي و تمام‌عيار است. تشريفات در اين نوع قرارداد كمتر بود و از قبل، بر سر زمان و مزد (مهريه) آن توافق مي‌شود؛ اين رابطه‌اي ‌تجاري است، ليكن با يك پوشش منافقانه ديني.

يك راه چاره متناقض
زماني كه پاسداران، اقدام به دستگيري زوج‌هايي مي‌كردند كه بدون آن‌كه ازدواج كرده باشند، در ملأ عام ظاهر مي‌شدند، ازدواج موقت از سوي افرادي هم كه اعتقادي به آن نداشتند، اجرا مي‌شد تا با يك سند رسمي، رابطه‌اي را مشروع سازند. اين سند با امتيازات عملي بسياري همراه بود، از جمله امكان سفر با يكديگر؛ بنابراين، يك زوج ايراني، بدون داشتن گواهي ازدواج، نمي‌توانند در هيچ‌يك از هتل‌هاي ايران اتاق بگيرند.
يك تجارت ممنوعه، يك راه چاره يا راه فراري براي محرك‌هاي جنسي جوانان با سرپوش مشروعيت.

در هر حال، ازدواج موقت با انتقادات بسياري از سوي طرفداران حقوق زنان روبه‌روست. شيرين عبادي، حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل، ‌همواره مخالفت خود را ابراز داشته است.
فاطمه صادقي، جامعه‌شناس، خاطرنشان مي‌سازد، اين عقيده كه از ازدواج موقت حمايت مي‌كند، چقدر ضد و نقيض است، «ساختار ديني خانواده» را مقدس مي‌شمارد، اما بعد به تبليغ ازدواج موقت كه در عمل باعث تضعيف بنيان خانواده مي‌شود، مي‌پردازد». يك روحاني اصلاح‌طلب به نام يوسفي اشكوري، يادآوري مي كند كه ازدواج موقت باعث «تحقير» ‌زن مي‌شود. در يك جامعه سنتي كه در آن، بكارت عروس، امري اجتناب‌ناپذير به شمار مي‌آيد، دختري كه تن به يك ازدواج موقت داده باشد، به سختي خواهد توانست يك ازدواج‌ «واقعي» داشته باشد.

نظر جوانان هدف اعلام شده پورمحمدي، وزير كشور، در اين‌باره چيست؟
بسياري از آنان با ازدواج موقت مخالفند. اين يك راه‌حل سنتي است كه پاسخگوي خواسته‌هاي معمولي‌تر؛ يعني آزادانه معاشرت داشتن بدون آن‌كه مجبور به ازدواج باشند، نيست. دختران و پسران، نمي‌توانند در اماكن عمومي با هم ديدار كنند. آنان درباره محدوديت‌هاي فراواني روبه‌رو هستند و به اين ترتيب، رژيم آنان را به سمت ديدار بيشتر در فضاي خصوصي كه اكنون ديگر به تنها فضاي آزادي تبديل شده است،‌ وادار مي‌سازد (به ويژه در ميان طبقات متوسط و غرب‌زده).

منبع: ايل مانيفستو
ترجمه: مريم شرکا




+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:34 |

 

بیانیه کانون نویسندگان ایران درباره گسترش سرکوب و اختناق

  مردم شریف و آزاده!

چنان که در بیانیه های پیشین کانون نویسندگان ایران هشدار دادیم موج سرکوب، اختناق و تشدید فضای ارعاب هم چنان گسترش می یابد.

بازداشت غیرقانونی دانشجویان، زنان، کارگران و معلمان، همراه با ضرب و شتم و پرونده سازی های واهی؛ توقیف و سرکوب مطبوعات و سانسور بی امان کتاب و جمع آوری کتاب های تاثیرگذاری که باب طبع حکومت گران نیست؛ سنگسار زنان و مردان، صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان، و احکام سنگین حبس و تازیانه برای آزادیخواهان و فعالان سیاسی و اجتماعی؛ همه حکایت از گسترش برنامه ریزی شده و مداوم سرکوب و فشار و کوشش در جهت بستن هر چه بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه دارد.

کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم کردن این یورش ضدمردمی، همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند.

 

کانون نویسندگان ایران

۱۹ تیر ۱٣٨۶

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:17 |
سه تن از ديپلمات‌هاي ايراني ربوده‌شده در لبنان زنده هستند
 

كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "وعد" وابسته به حزب‌الله لبنان، يك كميته ويژه مركب از كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب به دور از فضاسازي‌هاي سياسي و رسانه‌اي در حال برقراري تماس‌هايي با طرف‌هاي لبناني و منطقه‌اي هستند تا از صحت و سقم اطلاعاتي كه در اين باره در اختيار سازمان‌ملل‌متحد قرار گرفته اطمينان يابند.
كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب كه مسؤوليت هماهنگي با سازمان اطلاعات آلمان و طرف‌هاي منطقه‌اي در فرايند مبادله اسيران بين حزب‌الله و رژيم صهيونيستي را بر عهده دارند، اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.
اين كارشناسان تأكيد كردند سه تن از چهار ديپلمات ايراني كه در چهاردهم تيرماه سال 1361 در منطقه برباره در جاده طرابلس به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي كتائب ربوده شدند همچنان زنده هستند و در اسارت اسرائيل به سر مي‌برند.
اين گزارش حاكي است يكي از اين ديپلمات‌هاي كه به‌عنوان كاردار سفارت مشغول فعاليت بوده و به زبان عربي تسلط داشته است ساعاتي پس از ربوده‌شدن به شهادت رسيده و دليل آن نيز اين بوده است كه متوجه شده كه ربايندگان قصد دارند آنها را تحويل اسرائيل دهند.
منابع غربي مرتبط با پرونده تصريح كردند: اسرائيل همچنان از تأييد صحت و سقم اين اطلاعات خودداري مي‌كند و اعلام نظر در اين باره را به روشن‌شدن سرنوشت "رون آراد" خلبان ناپديدشده اسرائيلي در جريان بمباران جنوب لبنان در سال 1361 موكول كرده است.
اين منابع افزودند: اين مسأله باعث شده تا فرايند مبادله اسيران كه قرار بود حدود چهار سال پيش با عنوان "مرحله دوم مبادله اسيران" به سرانجام برسد به تعويق بيفتد.
پايگاه خبري "وعد" تأكيد كرده است كه پيگيران اين پرونده معتقدند كه بعيد نيست آن دسته از اطلاعاتي كه از طريق منابع لبناني بسيار مطلع كه در اين قضيه نقش داشته‌اند اخذ شده دو از حقيقت نباشد.
"سيد محسن موسوي" كاردار سفارت جمهوري اسلامي ‌ايران دربيروت، "‌كاظم اخوان" خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي، "‌احمد متوسليان" وابسته نظامي و "تقي رستگار مقدم" كارمند سفارت ايران، چهاردهم تيرماه سال 1361 ربوده شدند كه تا امروز خبر موثقي از آنها به دست نيامده‌اند.
  

http://www.noandish.com/print.php?id=9824
 
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:11 |
اورانيوم چگونه غني‌سازي مي‌شود؟
 

غني سازي واژه‌اي است كه به فلز غليظ شده اورانيوم 235 اطلاق مي‌شود و به كمك آن مي‌توان يك نيروگاه هسته‌اي ساخت.

به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنصر اورانيوم شباهت زيادي به آهن دارد و اين سنگ معدني به كمك حفاري از زمين استخراج شده و پس از انجام فرآيندهايي، اورانيوم خالص حاصل شده و پس از اتمام فرآيندها، اكسيد اورانيوم از سنگ معدني آن به دست مي‌آيد.

اكسيد اورانيوم شامل دو نوع (ايزوتوپ) اورانيوم به نام‌هاي235U- و 238U-، است كه نوع اول ماده‌اي است كه به عنوان سوخت، در نيروگاه هسته‌اي به كار برده مي شود اما حدود 99 درصد اكسيد اورانيومي كه از معادن به دست مي‌آيد از نوع دوم تشكيل شده و بايستي به طريق 235U- از 238U- جدا شده و غلظت آن افزايش يابد كه اين فرايند غلظت 235U- ، «غني سازي» نام دارد و دستگاه سانتريفوژ (گريز از مركز) بخش مركزي فرايند غني سازي را تشكيل مي‌دهند.

بر اساس اين گزارش وزن 235U- اندكي كمتر از 238U- است و به كمك اين اختلاف وزن، مي‌توان 235U- را از 238U- جدا كرد كه نتيجه مرحله اول واكنش دادن اورانيوم با اكسيد هيدروفلوريك، يك اسيد فوق العاده قوي است كه پس از چندين مرحله واكنش،‌ گاز هگزافلوريد اورانيوم به دست مي‌آيد.

در مرحله‌اي كه اورانيوم به صورت گاز در آمده، ‌كار كردن با آن راحت‌تر است، به طوري كه گاز در داخل دستگاه‌هاي سانتريفوژ قرار داده شده و به دور مركز خود و با سرعت بسيار زياد به چرخش در مي‌آيد.

با توجه به اين كه نيروي گريز از مركز حاصل از چرخش دستگاه، هزاران بار قدرتمندتر از نيروي جاذبه زمين است، به دليل اين كه اتم‌هاي 238U- كمي سنگين‌تر از 235U- هستند، به سمت ديواره‌هاي دستگاه سانتريفوژ حركت مي‌كنند و اتم‌هاي سبك‌تر در مركز باقي مي‌مانند.

انجام اين فرايند، غلظت اورانيوم را اندكي افزايش مي‌دهد، به گونه‌اي كه زماني كه گاز از مركز دستگاه خارج مي‌شود، غلظت 235U- آن اندكي افزايش مي‌يابد و گاز خارج شده در يك دستگاه سانتريفوژ ديگر قرار داده مي‌شود تا دوباره كمي بيشتر غليظ شود واگر اين كار هزاران بار انجام شود، گازي به دست مي‌آيد كه به شدت از 235U- غني شده است.

در يك تاسيسات غني سازي، هزاران دستگاه سانتريفوژ قرار دارند كه به صورت آبشارهايي بلند به يكديگر متصل‌اند و در پايان زنجيره بلند سانتريفوژها، گاز هگزافلوريدي به دست مي‌آيد كه داراي غلظت بالايي از اتم‌هاي 235U- است.

به گزارش ايسنا، ساخت دستگاه‌هاي سانتريفوژ احتياج به فن‌آوري پيشرفته بوده و اين دستگاه‌ها بايد با سرعت بسيار بالايي (حدود 100 هزار دور در دقيقه) به دور محور خود بچرخند كه براي چرخش با اين سرعت بايد سانتريفوژ بسيار سبك بوده و مجهز به موتورهايي قوي بوده و به خوبي تراز شده باشد، همچنين بايد داراي ياتاقان‌هايي با قابليت كاركرد در سرعت‌هاي بالا باشد كه معمولا از نيروي مغناطيسي براي كاهش اصطكاك در آنها استفاده مي‌شود.

گردهم آوردن اين پارامترها براي اغلب كشورها غير ممكن است ولي به دليل گسترش تجهيزات و وسايل كنترلي رايانه‌اي دقيق و ارزان قيمت امروزه اين كار آسانتر شده و در نتيجه كشورهاي بيشتري در تلاشند تا به فن‌آوري هسته‌اي دست يابند.

پس از غني‌سازي، گاز هگزافلوريد بايد دوباره به فلز اورانيوم تبديل شود كه اين كار با افزودن كلسيم انجام مي‌پذيرد به طوري كه كلسيم با فلوريد واكنش داد و با توليد نمك، فلز اورانيوم خالص از آن جدا مي شود كه به وسيله اين فلز غليظ شده 235 ـ u مي‌توان يك نيروگاه هسته‌اي ساخت.

http://www.noandish.com/print.php?id=9803
 
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 13:8 |

  عبدالكريم سروش در نوشته‌اي درخصوص انقلاب فرهنگي مدعي شد:
هاشمي‌رفسنجاني به توده‌اي‌ها اجازه ادامه تحصيل داد

  رجانيوز: ماجراي مشاجره لفظي و دورادور عبدالكريم سروش با برخي ديگر از اصلاح طلبان همچنان ادامه دارد و اين سريال فعلاً به قسمت نگارش نوشته اي بلندبالا از سوي سروش كه در آن محمد علي نجفي و صادق زيباكلام به انتساب مطالب كذب متهم شده اند، رسيده است.

 عبدالكريم سروش از اعضاء ستاد انقلاب فرهنگي در اويل دهه 60، پس از آنكه در گفتگو با "هم ميهن" از زيباكلام به فردي كه سخنانش نه صادق است و نه زيبا ياد كرد، بار ديگر سبب شد پرونده نقش وي در تصفيه اساتيد در جريان انقلاب فرهنگي از سوي زيباكلام و نجفي، ورق بخورد.

 سروش البته مانند هميشه دورادور، منتقذانش را به باد "ناسزاي كادوپيچي شده در الفاظ خوش آب و رنگ" مي گيرد تا به مشي هميشگي خود در "پرهيز از گفتگوي رودرو و مناظره" پايبند بماند. البته يادآوري اين مشي و احتراز وي از اجابت دعوت مصباح يزدي براي مناظره همواره، مذاق ذهني او را تلخ كرده و ترجيح داده، اين تلخي را بدون كمترين مزمزمه اي فروبرد!

 از نكات قابل توجه در نوشته اخير سروش با عنوان "درستي و درشتي"، شاهد وي بر دفاع از حق توده‌اي‌ها براي ادامه تحصيل است كه با نگارش نامه‌اي در آن زمان به حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و حجت الاسلام رفسنجاني پيگير اين موضوع مي‌گردد، اما نهايتاً اين هاشمي‌رفسنجاني است كه به درخواست سروش براي ادامه تحصيل توده‌اي‌ها اقدام مي‌كند.

 سروش در اين بخش از نوشته، درپي اثبات آنست كه " آنكه براي توده‌اي‌ها چنين مي‌كند با غيرتوده‌اي‌ها چه خواهد كرد؟" اين بخش از روايت وي اگرچه ممكن است با واقعيت تطابق كامل نداشته باشد، اما به دليل ضرورت بخشيدن به تشريح نوع نگاه هاشمي رفسنجاني به مقوله "انقلاب فرهنگي" از سوي وي يا نزديكان و سخنگويانش، بي كم و كاست در پي آمده است:

 «گرچه پاكسازي‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطي نداشت، من غايت جهد خود را براي دستگيري از افتادگان مي‌كردم. يك قلم بگويم كه از ستاد انقلا‌ب فرهنگي خواستند كه همه دانشجويان توده‌اي، از مبتدي تا منتهي را از دانشگاه اخراج كند. احتجاج ما سود نداشت. ما كه مصلحت را در اين امر نمي‌دانستيم پناه به آقاي خامنه‌اي و سپس آقاي هاشمي برديم و آقاي هاشمي بود كه توانست راي را برگرداند و به توده‌اي‌ها اجازه دهد تا تحصيلشان را به پايان ببرند. در اين باب بيش از اين نمي‌گويم چون اصل شبهه را روا نمي‌دانم. آنكه براي توده‌اي‌ها چنين مي‌كند با غيرتوده‌اي‌ها چه خواهد كرد؟ به هر حال شايد همين ايستادگي در برابر حكم اخراج توده‌اي‌‌ها بود كه باعث شد روند اخراج‌ها، اگر هم صورت گرفت كه صورت گرفت از مسيري خارج از ستاد انقلا‌ب فرهنگي انجام پذيرد.

اي كريمي كه از خزانه غيب

گبر و ترسا وظيفه خود داري!!!

دوستان را كجا كني محروم

تو كه با دشمن اين نظر داري!!!»

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 10:3 |

  اولين گفتگوي سردار نظري درباره 18 تير پس از 8 سال

  فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ در نخستین گفتگویی که پس از گذشت هشت سال از حوادث 18 تیر 78 در کوی دانشگاه با خبرگزاری مهر انجام داد، به بازگویی جزئیاتی از حادثه مذکور و آخرین تحولات مربوط به پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی پرداخت. "مهر" از آنجا که در مورد حادثه 18 تیر از همه تریبونها و بخشها اعلام نظر شده و کمتر به سخنان سردار نظری توجه شده ، برای احیای حق ایشان مصاحبه را منتشر می کند.

سردار فرهاد نظری که این روزها برای پیگیری پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی به خانه ملت مراجعه می کند، در راهروی مجلس به سئوالات متعدد خبرنگار پارلمانی مهر، پاسخ داد و درباره شکایت از سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و نتیجه آن، متذکر شد که هنوز پیگیر این پرونده است، گرچه تاکنون به نتیجه مطلوبی نرسیده است.

وی در تشریح جزئیات پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس هفتم اظهار داشت: رئیس کمیسیون اصل نود در نامه ای به  رئیس جمهور سابق اعلام کرد این کمیسیون شکایت بنده را کاملا وارد دانسته و آقای خاتمی باید در این زمینه پاسخگو باشد و  خسارات مادی و معنوی وارده به اینجانب، جبران و به نحو متقضی از اینجانب اعاده حیثیت شود.

فرمانده انتظامی اسبق تهران افزود: هنوز مسئوولان سیاسی و اجرایی دولت گذشته اقدام عملی در جهت تحقق خواسته کمیسیون اصل نود انجام نداده اند و این پرونده در کمیسیون مذکور در دوره های ششم و هفتم مجلس بر حقانیت بنده تاکید کرده و مکاتبات  جهت قرائت گزارش کمیسیون در خصوص حادثه 18 تیر و شکایت بنده از آقای خاتمی در صحن علنی به نتیجه نرسیده است.

"بنده درخواست ارجاع پرونده شکایت خود از رئیس جمهور سابق به دستگاه قضایی را طرح کرده ام تا این مساله در دادگاه صالحه برابر با قانون خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد و از رئیس قوه قضاییه نیز می خواهم زمینه محاکمه مسوولان مربوطه در دولت سابق را جهت روشن شدن همه ابعاد حوادث کوی دانشگاه فراهم کند تا با صدور حکم عادلانه، عدالت عینی تحقق یابد".

از سردار نظری در خصوص علت به نتیجه نرسیدن شکایت او از رئیس جمهور سابق سئوال شد که او در پاسخ اظهار داشت: این نکته قابل تامل است که برخی مسئولان در گذشته بنده را در حوادث کوی دانشگاه قربانی این قضایا کردند . به اعتراف صریح خود آنها باید توجه کرد به خصوص نامه 9/11/80 سید محمد علی ابطحی معاون وقت حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور که خطاب به آقای خاتمی نوشته است "سردار فرهاد نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان متهم اول مطرح شد و ... در نتیجه به دستور جنابعالی توبیخ و عزل گردید" و در سپس سطر دیگر نامه ادامه داده است "... در جریان کوی دانشگاه 5 نفر افسر ارشد دیگر از نیروی انتظامی در محل حاضر بودند که به دلایلی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی وارد آن حوزه نشدند؛ لذا در حق وی (فرهاد نظری) ظلم شده است".

 وی افزود: در این مسائل کسی قربانی می شود که دارای پشتوانه سیاسی و وابستگی به حزب یا جریان خاصی نباشد و یا شاید بتوان گفت که علت اینکه پیگیری های اینجانب به نتیجه نمی رسد تنها بودن بنده در این قضایا و عدم حمایت جریان خاصی سیاسی می باشد.

به اعتقاد فرمانده انتظامی اسبق تهران، اصل موضوع کوی دانشگاه ناشی از جنگ قدرت بین دولتمردان و برخی جریانات سیاسی وقت بوده و آنها در یک معامله پشت پرده " سربازی که سال ها به عشق خدمت به مردم کشورش سرب های داغ را با جان خود سرد کرده تا خدشه ای به امنیت مردم وارد نشود و ثمره آن 7 بار مجروحیت، 16 مرتبه عمل جراحی سنگین و 70 درصد جانبازی مادام العمر بوده را قربانی کردند."

 سردار نظری ادامه داد: آنها محاکمه ای صورت دادند که حتی اتهامی که متوجه ما به عنوان نیروهای پلیس کشور شد، بر اساس قانون گذشته و حال جرم محسوب نمی شود و بعد از سال 78 نیز در ادوار مختلف با شیوه های قوی تر وارد این عرصه شدند و از سوی دیگر در سیاستی دوگانه دولت مردان سابق و مسئولان وقت دبیر خانه شورایعالی امنیت ملی نه تنها فرماندهان ناجا را مورد مواخذه قرار ندادند، بلکه برای آنها تشویقاتی در نظر گرفتند اما هنوز حقایق به مردم گفته نشده و تصور می کنند مردم ایران آگاه نیستند.

 از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره اعتراف ابطحی به بی گناهی او و نظر سید محمد خاتمی در این زمینه سئوال شد که وی پاسخ داد: اسناد و مدارک و مکاتبات زیادی نزد بنده وجود دارد که آقایان به بی گناهی من اعتراف کرده اند؛ آقای خاتمی در تاریخ 27/11/80 طی نامه ای تاکید کرد "سابقه سردار نظری روشن و درخشان است و هیچ مسئله ای نباید باعث خدشه دار شدن آن سابقه شود" و ادامه می دهد "من هم معتقدم آنطور که باید و شاید ادای حق نشد، اما این به هیچ وجه به معنای تقصیر و گناه سردار نظری نیست و ما باید  رای دادگاه در مورد ایشان مورد احترام قرار بدهیم."

 سردار نظری در عین حال بر این نکته تاکید کرد آنچه که در سطور فوق گفته شده، صرفا در حد مکاتبات داخلی و آن هم به خاطر مکاتبات و پیگیری های او بوده و هیچگاه مسئولان دولت سابق حاضر به بیان این حقایق و واقعیت ها به صورت علنی نشده اند.

 وی همچنین از اینکه رئیس جمهور سابق به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی که مسئولیت بخش های فرهنگی و دانشگاهی در تمام ابعاد را بر عهده داشت و در برابر مردم برای دفاع از ارزش های این مرز و بوم سوگند خوره بود اما در خصوص حوادث کوی دانشگاه از حقایق دفاع نکرد، به شدت انتقاد کرد.

 "با کمال تاسف آقای خاتمی نه تنها در برابر قانون پاسخگوی عملکرد خود نبود، بلکه حتی برای تحقق بخشیدن به شعار گفتگوی تمدن ها و پایبندی به گفتمانی که خود مطرح کرده بود قدمی پیش نگذاشت و اکنون نیز از حضور در کمیسیون اصل نود مجلس یا مجامع عمومی برای مناظره در جهت تنویر افکار عمومی خودداری می کند".

 این فرمانده اسبق ناجا تاکید کرد: امروز دست محبت به سوی آقای خاتمی دراز می کنم و از او می خواهم بر اساس پیمانی که با مردم بسته بود، یک بار برای همیشه به شعار خود برای گفتگو جامه عمل بپوشاند و به جای آنکه دوستان او مستقیم و غیر مستقیم با استفاده از تریبون های مختلف خادمین ملت را نزد مردم به عنوان مجرم معرفی کنند، حقایق را برای مردم روشن کنند.

 وی افزود: مسئولان دولت گذشته از طرفی دانشجو و دانشگاه را ابزار سیاسی کرده و سکوی پرتابی جهت سهم خواهی بیشتر از قدرت قرار دادند اما رئیس جمهور سابق و سید بزرگواری که آن زمان سکاندار اصلاحات بود، بداند که به هرحال باید پاسخگوی وجدان خود و مردم باشد و فردا نیز در قیامت به عنوان تضییع کننده حق الناس پاسخگوی این جانب خواهد بود.

 سردار نظری در بخش دیگری از این گفتگوی تفصیلی در واکنش به برخی مطالب که در روزهای اخیر به بهانه کالبد شکافی وقایع کوی دانشگاه در برخی رسانه ها مطرح شد، اظهار داشت: اولین سئوالی که در این زمینه مطرح می شود، این است که چرا کسانی که مدعی بازخوانی حوادث کوی دانشگاه هستند، بر 18 تیر تاکید دارند و از 17 تیر 78 هیچ سخنی نمی گویند؟

 فرمانده انتظامی اسبق تهران ادامه داد: آنچه حقیقت دارد این است که علت شروع حوادث کوی دانشگاه، تحرکاتی بود که در روز پنجشنبه 17 تیر انجام شد ولی در اذهان عمومی فقط روز 18 تیر مطرح می شود و علت این مساله آن است که رفتار آشوب گران در روزهای قبل از پنجشنبه 17 تیر و روز پنجشنبه و پس از آن به گونه ای بود که ده ها جرم علیه حاکمیت و مردم انجام شد که خیلی ها به عمد از این حوادث گذشتند.

 "جرائمی که اغتشاش گران در مدت مذکور انجام دادند، به استناد گزارش کمیته تحقیق منصوب آقای خاتمی و همچنین دستگاه قضایی که حرف آخر را می زند و ما باید تابع آن باشیم، جرم هایی در حد اقدامات تروریستی بود ولی از آنجا که حتی دو طرف قضایا با هم سازش کرده اند، اجازه داده نشد حقیقت به درستی کالبد شکافی و به مردم منتقل شود".

 وی افزود: اینجانب به دلیل آنکه برای بیان حقیقت هیچ بلندگو و تریبونی در اختیار نداشته ام و یا به دلیل محرمانه بودن برخی اسناد و مدارک موجود، از انتشار و اطلاع آن به مردم خودداری کرده ام اما از همان عده به عنوان مدیر سیاسی و دانشگاهی در مراجع قضایی شکایت کردم و آنها در مراجع قضایی محکوم شدند که رسانه ها و محققان علاقمند به مساله می توانند بر اساس عمل به وظیفه ذاتی خود، موضوع را بررسی و افکار عمومی را در جریان واقعیت قرار دهند.

 این فرمانده اسبق نیروی انتظامی تصریح کرد: امروز یک سند درباره حادثه 18 تیر که تناقض گویی و سیاست دوگانه مسئولان وقت را آشکارا نشان می دهد، وجود دارد ولی هنگامی که بخشی از آن را در اختیار رسانه ها قرار دادم هیچ یک از آنها حاضر به انتشار آن نشدند و این در حالیست که انتشار این مدرک بسیاری از حقایق را روشن خواهد کرد.

 سردار نظری که معتقد است حوادث کوی دانشگاه نباید به عنوان آتش زیر خاکستر باقی بماند و کسانی که در وقوع این حوادث آشکارا و پنهان نقش آفرینی کرده اند، باید به مردم معرفی شود، در عین حال از اعلام آمادگی خود برای مناظره با دولت مردان سابق و کسانی که خود را در این عرصه صاحب نظر می دانند، سخن گفت.

 او اعلام کرد که از رئیس سازمان صدا و سیما به صورت مکتوب خواسته است برای روشن شدن ابهاماتی که در زمینه حادثه 18 تیر وجود دارد، زمینه برگزاری یک مناظره با دولت مردان سابق به ویژه سید محمد خاتمی و فعالان سیاسی وابسته به جریان اصلاح طلب را برای بیان نا گفته ها و روشن شدن واقعیت های حوادث کوی دانشگاه، فراهم کند.

 از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ سئوال شد چرا در برابر مطالبی که در طول 8 سال گذشته درباره واقعه 18 تیر 78 مطرح شد، سکوت و از افشای اسناد و اسامی افرادی که در جریان کوی دانشگاه دست داشتند، خودداری کرده است.  او در پاسخ اظهار داشت: اعتقاد بنده این است که همه باید تابع قانون باشیم و به آن احترام بگذاریم و عملکرد ما نیز باید در چارچوب مقررات صورت گیرد.

 سردار نظری افزود: بنده اصلا دنبال جنجال آفرینی و مطرح کردن خودم نبوده و نیستم و بیشتر از هر چیز مصالح مردم و نظام برایم اهمیت دارد و علاقمندم در فضایی مناسب و به دور از مسائل جناحی و هیاهوهای سیاسی مسائل مطرح و بررسی شود و به همین علت آماده همکاری با کسانی که دوست دارند در این زمینه تحقیق کنند، هستم.

 "البته بنده مایلم مسائل مربوط به کوی دانشگاه برای همگان بر اساس واقعیت روشن شود و خود نیز، پیگیر موضوع هستم و در این زمینه کتاب "... برای تاریخ" را منتشر کردم که در آن نیز، بخشی از حقایق کوی دانشگاه بیان شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت ولی پیشنهاد می دهم دانشجویانی که در رشته قضایی تحصیل می کنند، تز پایان نامه خود را به بررسی پرونده کوی دانشگاه اختصاص دهند و مسئولان قضایی نیز، در حد امکان آنها را در روشن شدن ابعاد قضیه یاری دهند."

 

از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره موقعیت و وضعیت امروز او سئوال شد و سردار نظری پاسخ داد: بنده با آنکه از دادگاه حکم برائت گرفته ام و باز هم آماده پاسخگویی به سئوالات هر مرجع و دادگاه صالحه در زمینه حوادث کوی دانشگاه هستم اما آقایان به آنچه انجام شد، اکتفا نکردند و بنده را 8 سال به اجبار خانه نشین کردند.

 

وی ادامه داد: اینجانب حتی به عنوان جانباز 70 درصد که قانون برای او حق و حقوقی را مشخص کرده، عملا از حقوق اجتماعی خود محروم شده ام و در هر جا که مورد محبت مردم واقع شدم مورد کینه مخالفان قرار گرفته ام و حتی در انتخابات آرای ملت تحت تاثیر اهداف سیاسی قرار گرفت و با عواطف و احساسات مردم بازی شد.

 این فرمانده اسبق ناجا گفت: آنها به جایگاه یک سرباز وطن در اذهان عمومی لطمه وارد کردند و با استفاده از ترفندهای مختلف از جمله وابسته نشان دادن من به احزاب و گروه های سیاسی بنده را مورد هجمه قراردادند و هر چه فریاد زدم مقلد پیر جماران و مقام ولایت هستم و تا زمانی که لباس پاسداری را برای دفاع از حریم دین و مردم به تن دارم ورود به دستجات سیاسی را حرام می دانم ، اما کسی صدای مرا نشنید.

 سردار فرهاد نظری در خاتمه با تاکید بر اینکه هرگز قصد تخطئه خدمات دولت مردان سابق را ندارد، از رئیس جمهور سابق خواست که صدای او را بشنود و به عنوان یک روحانی معتقد به حق الناس و بازخواست از این مساله در روز قیامت، آرزوی وی را برای برگزاری مناظره در برابر وجدان آگاه مردم برآورده کند.

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 9:50 |
منصور اسانلو در بند ۲۰۹ اوين زندانی است

بهروز کارونی

منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، عصر روز جمعه، در يک تماس کوتاه تلفنی با همسرش خبر داده است که در يک سلول عمومی در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر می برد.

آقای اسانلو سه شنبه گذشته درنزديکی محل اقامت خود توسط چهار مرد ناشناس بازداشت شد. آنان در حالی که اين فعال کارگری را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، به مردم می گفتند که در حال بازداشت يک دزد هستند.

پروانه اسانلو، در مورد تماس تلفنی همسرش، به راديو فردا گفت:«منصور اطلاع داد که در يک سلول عمومی، همراه با سه نفر ديگر در بند ۲۰۹ زندان اوين است.»

خانم اسانلو دراين گفت و گو، اشاره کرد که همسرش دچار ناراحتی از ناحيه چشم است و افزود که اقای اسانلو بايستی در روز يکشنبه، در بيمارستان لبافی نژاد تهران، تحت عمل جراحی اورژانسی ازناحيه چشم قرار گيرد.

وی اضافه کرد:«شبکه چشم منصور اسانلو نازک شده و هر گونه فشاری می تواند باعث ضايعات غيرقابل جبرانی شود.»

پروانه اسانلو همچنين گفت که رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه سابقه ناراحتی قلبی و پوستی نيز دارد.

در همين حال، مدير کل زندان‌های استان تهران از حضور و سلامت منصور اسانلو در زندان اوين خبر داد.
سهراب سليمانی به خبرگزاری دانشجويان ايران،ايسنا، گفت: «اسانلو در زندان اوين به سر می‌برد و حالش خوب است.»

گفتنی است که بازداشت آقای اسانلو، اعتراض گسترده  سازمان های يبن المللی کارگری  را به همراه داشته است.

درآخرين اعتراض ها، کميسرعالی روابط خارجی اتحاديه اروپا روز جمعه، ۲۲ تير، با انتشار اطلاعيه ای با ابراز نگرانی شديد از بازداشت منصور اسانلو، از مقام های جمهوری اسلامی ايران خواست اقدامات لازم را برای ازادی بی قيد و شرط اين فعال کارگری انجام دهند.

Radio Farda © 2007 RFE/RL, Inc. All Rights Reserved.
+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 9:33 |

شادی صدر:غم انگيزاست درك اين مطلب كه بايدمردي درتاكستان سنگسارمي‌شد

تا مسوولا‌ن قضايي بپذيرندكه سنگسارنه نوشته‌اي متروك بلکه لازم الاجرا 

 

شادي صدر*

 

ريشه‌ها

 

غم انگيز است درك اين مطلب كه بايد مردي در تاكستان قزوين سنگسار مي‌شد تا مسوولا‌ن قضايي بپذيرند كه سنگسار، نه نوشته‌اي متروك در قانون مجازات اسلا‌مي كه قانوني لا‌زم‌الا‌جرا نيز هست. انگار لا‌زم بود جعفر كياني نامي در مقابل چشمان بهت‌زده مردم روستايي دورافتاده سنگباران شود تا مسوولا‌ن قضايي به اين واقعيت اذعان كنند كه حتي دستور توقف رئيس قوه قضاييه نيز نمي‌تواند جلوي اجراي حكمي را كه در قانون وجود دارد بگيرد.

 

غم‌انگيز است گفتن اينكه بايد كسي كشته مي‌شد تا به اين فكر بيفتيم كه <قانون بايد عوض شود. 5/5 سال پيش، در دي‌ماه 81، وقتي از قول يك نماينده مجلس خبر داده شد كه با بخشنامه رئيس قوه قضاييه ديگر حكم سنگسار اجرا نمي‌شود، خيلي‌ها گفتند و نوشتند كه اين بخشنامه كه تا امروز نگاه عموم به آن نيفتاده است، هر چه هست، نمي‌تواند خلا‌ف قانون باشد و تنها ممكن است اثر توصيه‌اي داشته باشد، نه اثر اجرايي. با اين همه تضمين سياسي قول بالا‌ترين مقام قضايي وراي هر اظهارنظر حقوقي و كارشناسانه اعتبار داشت تا اينكه زمزمه ادامه صدور احكام رجم در دادگاه‌هاي مختلف و تاييد آن در ديوان عالي كشور به گوش رسيد و شگفت نبود كه بيشتر محكومين، زنان بودند كه هم قوانين و فرهنگ حاكم به اجبار شوهرشان مي‌داد و هم حق طلا‌ق نداشتند تا از زندگي پر از خشونت رها شوند. اين بود كه در بي‌انتخابي محض، راهي را انتخاب مي‌كردند كه گاهي به خودكشي ختم مي‌شد مثل زنان ايلا‌م، گاهي به شوهركشي، گاهي به زنا و گاهي به هر دو و البته به اعدام يا سنگسار. گفتنش لا‌زم نيست كه پول هم نداشتند تا بتوانند با دفاعي متناسب از بند اتهام برهند. اين زنان مجرماني بودند كه سال‌هاي سال هيچكس قرباني شدنشان را پاي همه سنت‌ها و قوانين مردسالا‌ر نديده بود.اما در سياست، كه علم كليات است و لا‌بد آن را با ادبار يك‌يك شهروندان، به خصوص اگر زن باشند كاري نيست، همچنان انكار بود و انكار؛ در مورد صدور حكم سنگسار و در مورد اجراي آن. خبرهاي غيررسمي اين سال‌ها در مورد رجم را وامي‌نهم و مي‌رسم به داستان جعفر و مكرمه؛ داستاني كه بخشي از آن اكنون در ميان خاك است و بخشي ديگر در زندان چوبين قزوين، پريشان و منتظر كه روزي زندانبان، نام او را صدا بزند.

 

مكرمه اما در اين انتظار تنها نيست. همين حالا‌ كه نشسته‌ايم و به سنگسار جعفر فكر مي‌كنيم، حداقل دو زن در زندان اوين تهران، دو زن در زندان سپيدار اهواز، يك زن در زندان تبريز، يكي در زندان ورامين و يك نفر در زندان اروميه چنين انتظار تلخي را روزانه تجربه مي‌كنند؛ انتظاري كه اگر تا به حال با ناباوري نسبت به اجراي حكم سنگسار همراه بود، از اين پس با كابوس اجراي آن عجين خواهد شد. هركدام از اين زنان قصه‌اي دارند و غصه‌هايي كه هيچگاه شنيده نشده است و اميدي نيز به شنيدنش نيست. ‌ براي مايي كه مدت‌هاست داريم مي‌گوييم تا قانون عوض نشود، در مساله سنگسار در همچنان به همان پاشنه خواهد چرخيد؛ گيريم يكي دو نفري اين وسط به وساطت افكار عمومي و دفاع برخي از وكلا‌ نجات يابند اما اينها تنها مسكن است و درمان نيست، شنيدن اين حرف از دهان سخنگوي قوه قضاييه كه <بايد قانون عوض شود> مي‌تواند نشانه گشايشي در اين دور باطل باشد اما اين وسط گفتن يك نكته لا‌زم است. اگر مي‌خواهيد قانون سنگسار را عوض كنيد، يادتان نرود قوانيني كه ريشه اين داستان هستند را نيز بايد عوض كنيد؛ قوانيني كه بستر ازدواج اجباري را فراهم مي‌كنند، قوانيني كه زني را كه تا حد مرگ، هر روز تحت خشونت قرار دارد بي‌هيچ چتر حمايتي به سر خانه و زندگي‌اش برمي‌گردانند، قوانيني را كه زني را به اكراه و ناخواسته در چارچوب زندگي زناشويي نگه مي‌دارد و با وجود طلا‌ق ذهني و عاطفي، طلا‌ق حقوقي را از او دريغ مي‌كنند و... لطفا نگاهي به ريشه‌ها بيندازيد!

 

‌* وكيل پايه يك دادگستري

 

+ نوشته شده توسط دانش معتمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 9:10 |
صدای پای فاشیسم؛ از هر سو

عيسي سحرخيز

هر شب ستاره اي به زمين مي كشند و باز
اين آسمان غمزده غرق ستاره هاست

باز گردهم آمده ايم، دورهم جمع شده ايم تا مرثيه اي ديگر به سرائيم و باز راه خويش گيريم و رهسپارمنزل يا محل كار خود شويم، بدون آنكه بتوانيم كاري كنيم كارستان و يا راهي يابيم براي خروج از اين بن بست تعطيلي و توقيف يا بيكاري و دربه دري.
آن گاه كه گفتيم سياست مطلوب برخي از دوستان، "بقا"‌ و يا خداي ناكرده "گليم خود را از آب كشيدن" و براي "جرعه اي آب سرد" و "لقمه اي نان گرم" تن به هر خفت دادن و ننگ سانسور و خودسانسوري را پذيرفتن، راه كار نيست، گروهي روي ترش كرده و گره به ابرو انداختند كه باز فلاني صدايش از جاي گرم در مي آيد و نمي داند كه براي داشتن شغل و گذران زندگي چه مشكلاتي داريم و يا براي كار در اين جامعه با چه كساني طرفيم.
آن گاه كه گفتيم بيائيم دست كم صفحه اي، اگر نشد ستوني، و باز اگر صلاح نمي دانيد چند سطري از روزنامه را در اعتراض به سانسور و خودسانسوري سفيد چاپ كنيم، يا سخنان آزادي ستيزان و دشمنان مطبوعات را درج نكنيم و يا به جاي گذاردن عكس دولتمردان در مراسم، مصاحبه ها و .... در صفحات روزنامه يا مجله، عكس حضور خودمان يا ديگراني را كه مي پسنديم زينت بخش نشريه اي كه مي پسنديم كنيم، جمعي لب به دندان گزيده و گفتند كاري ست ناشدني و خطرناك.
آن گاه كه در جمع هاي خصوصي تر اين نكته اساسي را مطرح كرديم كه در جامعه اي چون ايران كنوني، كه روزنامه نگار آن امنيت شغلي ندارد و خانواده اش دائم نگران تامين معاش، و مدير مسئول روزنامه و مجله، نامطمئن است نسبت به چاپ شماره ي آينده، پس بايد تا رسيدن روز موعود قيد انتشار نشريات مستقل و آزاديخواه را زد و فكري بكر به كار بست، صحنه بازي را گسترده تر كرد و فكر راه اندازي سايت هاي خبري بود و گسترش وب لاگ ها و اگر شد رسانه هاي صوتي و تصويري، باز دوستان موضوع را جدي نگرفتند و دل خوش كردند به چاپ روزنامه هاي جديد.
آن گاه كه سخن از شنيدن صداي پاي فاشيسم به ميان آمد، آنان گوش هاي خود را گرفتند، چشمان خود را بستند و در لاك خويش فرو رفتند و چون كبك سر زير برف بردند و طلبكارانه پرسيدند كه از چه حرف مي زنيد؟ اوضاع به اين خوبي ست و بر وفق مراد. مگر نمي بينيد كه حكم توقيف روزنامه ها هم لغو مي شود و مجوزهاي جديد صادر مي شود و تيرا‍‍‍ژ نشريات در حال افزايش است. چرا نفوس بد مي زنيد، زهر قلمتان را بگيريد، اندكي ملاحظه كنيد، كمي سانسور و خودسانسوري هم كه مشكل ساز نيست، رعايت كنيد، حتي در اين شرايط مي شود مطلب شما را هم با اندكي دستكاري چاپ كرد.
هرچه فرياد مي زديم كه اين در باغ سبز نشان دادن است، فريب ظاهر آنان و حرف هاي قشنگشان را در اتاق هاي در بسته